Friday, May 25, 2018

دزديدن نوشته‌ام توسط رحيم ممقانی

دزديدن نوشته‌ام توسط رحيم ممقانی

انتشار نوشته‌ها و دسترنج قلمی و فکری دیگران با حذف نام مولف، صراحتا دزدی است. رفتار زشت دزدیدن آثار فکری و قلمی دیگران و بازنشر آنها با نام خود، در میان فعالین سیاسی مخصوصا آزربایجان‌گرایان به حالت یک سنت و نورم در آمده است.  روزی نمی‌گذرد که نوشته‌های اینجانب و یا بخشهایی از آنها، از طرف این دزدان، در صفحات و بلوگها و سایتها و حتی کتابهایشان با حذف نام من (مئهران باهارلی) و منبع (وبلاگ سؤزوموز) به اسم خودشان بازنشر نشود. این رفتار نکوهیده، زشت، بی‌اخلاقی و بی‌شرمی است.

یکی از آخرین این بی‌اخلاقی‌ها، بازنشر نوشته‌ی من بنام «دستور مظفرالدين شاه براي تدريس زبان تورکي در مدارس آزربايجان و اعتناء بايسته به تعلم آن» از طرف رحیم ممقانی است. مولف این نوشته مئهران باهارلی یعنی من هستم. من دزدیدن نوشته‌ی من و حذف نامم (مئهران باهارلی) به عنوان مولف، و نشان ندادن منبع مقاله (وبلاگ سؤزوموز) از طرف رحیم ممقانی را به شدیدترین وجه ممکن تقبیح و محکوم می‌کنم.

این شخص حتی پس از یادآوری من که نباید این مقاله که من نوشته‌ام و دسترنج روشنفکری و محصول قلمی من است را به اسم خود منتشر کند و می‌باید نام مولف را حتما ذکر کند، و یا خود مقاله‌ای جداگانه به قلم خود در باره‌ی این سند (که آن را هم من تهیه کرده‌ام) بنویسد، با گستاخی تمام به نفهمی و یاوه‌گویی پرداخته است («فکر می‌کنی ما خوردیم شما ماندین»...)

یکبار دیگر یادآوری می‌کنم: آن مقاله و تمام آن متن را من نوشته‌ام. اگر عکس و سندی که من تهیه و منتشر کرده‌ام را می‌خواهید دوباره منتشر کنید، نباید نوشته‌ی من را به عنوان نوشته‌ی خودتان جا بزنید. یا باید قلم برداشته و به خود زحمت داده خودتان مطلبی برای آن بنویسید و یا صرفا آن عکس و سند را با نشان دادن منبع آن (وبلاگ سؤزوموز) منتشر کنید. اما شما متن مقاله‌ی من را دزدیده‌اید و با بی‌شرمی تمام به اسم خودتان منتشر کرده‌اید.

منبع اصلی مقاله‌ی من در وبلاگ سؤزوموز:
لینک مقاله‌ی دزدیده شده‌ی من توسط رحیم ممقانی

Monday, May 21, 2018

غلامرضا حسنی زورگاوالی - Zürgavalı

غلامرضا حسني زورگاوالي - Zürgavalı 

مقاومت در مقابل توسعه‌طلبي گروههای اولتراناسيوناليست و مسلح-تروريستي کردي، خدمت به خلق تورک است.

مئهران باهارلي

١- در دویست سال گذشته در غرب آزربایجان، هر گاه که دولت مرکزی و یا سیستم دفاعی تورکان تضعیف شده است، اشقیاء و گروههای تروریستی کردی از فرصت سوء استفاده کرده و به شهرها و روستاهای تورک و در راس آنها اورمیه و سولدوز و سلماس هجوم آورده‌اند و مردم بی‌دفاع تورک این مناطق را – به منظور ارعاب و فراری دادن بقیه السیف و اشغال شهرها و روستاهایشان - غارت و قتل عام کرده‌اند. پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران هم همین حادثه تکرار شد. تروریستهای کردی حزب دمکرات کردستان درست یک روز پس از انقلاب در ٢٣ بهمن به دستور عبدالرحمن قاسملو که تا آن زمان در بغداد و مهمان حزب بعث بود، به شهربانی و ژاندارمری ساوجبلاغ –مهاباد حمله کرده آنها را خلع سلاح نمودند. یک هفته بعد در ٣٠ بهمن به پادگان ساوجبلاغ-مهاباد حمله کرده تمام سلاحها و مهمات آنرا شامل اسلحه‌های سنگین غارت نمودند. پس از آن با سلاحها و مهمات غارتی، شروع به تهاجم به شهرها و روستاهای تورک کردند. در فروردین ١٣٥٨ به امر قاسملو تروریستهای کردی اقدام به تظاهرات و تجمع مسلحانه با شرکت چندین هزار فرد مسلح در نقده، شهری با اکثریت جمعیتی تورک‌ کردند. مردم تورک شهر، با صدور بیانیه‌ها و ارسال عریضه‌های متعدد به برگزاری این تجمع اعتراض کرده، خواستار لغو آن شدند. اما قاسملو مصر بود. زیرا هدف وی ایجاد درگیری و خونریزی، تدهیش و فراری دادن اهالی تورک شهر استراتژیک نقده که همه بی سلاح بودند و سپس اشغال شهر بود.

به روایت چمران: «احزاب چپ در تاریخ ٣١ فروردین ٥٨ نیروهای مسلح خود را به نقده (سولدوز) می‏برند، شهری که از بیست هزار نفر جمعیت آن، تقریباً ١٥ هزار نفر تورک‌اند، و معلوم است که از قدیم بین کرد و تورک حساسیت وجود دارد. در وسط این شهر تورک‏نشین، بیست هزار کرد از نقاط مختلف جمع شده و دست به تظاهرات می‏زنند که ده ‏هزار نفر آنها مسلح بودند. چه کسی می‏تواند چنین عملی را توجیه کند؟ راستی چه دلیلی داشت که احزاب در نقده‌ی‌ تورک‏زبان، زور و بازو نشان دهند و همه‌ی قدرت نظامی خود را در آنجا تجهیز کنند؟ جواب روشن است و آن اینکه می‏خواستند مسلحانه بر نقده نیز مسلط شوند. زیرا نقده دروازه‌ی آزربایجان است و برای وصول به اشنویه و جلدیان و پیرانشهر حیاتی است. .... و برای نفوذ به آزربایجان سیطره بر نقده ضروری بود. لذا مسلحانه وارد نقده شدند و قدرت‏نمایی کردند. می‏خواستند هر نفس‏کشی را خفه کنند و خلاصه نقده را مثل شهرهای دیگر زیر سلطه‌ی خود در آورند. ولی حساسیت موجود در نقده به انفجار بدل شد، زد و خورد در گرفت، خون‏ها ریخته شد، جنایت‏ها صورت گرفت، خانه‏ها به غارت رفت و یا بسوخت، به عصمت دختران و زنان تجاوز گردید و روستاهای زیادی در اطراف نقده مورد هجوم و کشتار قرار رفت. تا پس از چهار روز خونریزی، دولت فرمان داد که ارتش از ارومیه به حرکت در آید و بسوی نقده برود و محاصره‏‌کنندگان کرد را متفرق نماید. ارتش نیز تا مثلث نقده پیش رفت و محاصره‌‏کنندگان عقب نشستند....».

Sunday, May 20, 2018

پان تورک، پان آزربايجانيسم، تورک باوری، تورکيسم، پان تورکيسم، پان تورکيکيسم، تورانيسم

پان تورک، پان آزربايجانيسم، تورک باوري، تورکيسم، پان تورکيسم، پان تورکيکيسم، تورانيسم

مئهران باهارلي

«پان تورک» یک اصطلاح سیاسی نیست، بلکه یک مارک تورک‌ستیزانه (تورکوفوبیک) به معانی تورک‌گرای افراطی، پان‌تورکیست، معتقد به حاکمیت جهانی تورک، درصدد نجات دادن همه‌ی ملل تورکیک ایران و دنیا، نژادپرست، و ... است که از طرف پان‌ایرانیستها، قومیتگرایان افراطی فارس و بعضا کرد و تالش و همچنین آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و برخی آزربایجان‌گرایان استالینیست[1] و ... برای تخریب و لینچ و حذف کردن هر کس که خود را «تورک» بداند و بخواند؛ از حقوق ملی-قومی تورک دفاع کند؛ مخالف سیاست دولتی فارس‌سازی و نژادپرستی آریایی باشد؛ ... بکار می‌رود. دلیل کاربرد مارک «پان تورک» از سوی این دستجات، نفرت و هراس از تورک؛ الفت به دروغ‌پراکنی و استحماق و خودفریبی؛ و تمایلات غیرستیزی-نژادپرستانه است.

بسیاری از کسانی که دستجات قومیت‌گرای افراطی فارس آنها را پان تورک می‌نامند، اصلا به «هویت ملی تورک» اعتقادی ندارند. به عنوان مثال، فعالین سیاسی «آزربایجان‌گرا»، نه به هویت ملی تورک و ملت تورک، بلکه به «هویت ملی آزربایجانی» که توسط استالین و میکویان در سال ١٩٣٧ در مسکو-روسیه‌ی شوروی، و به منظور نفی ملت تورک و هویت ملی تورک در قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران ایجاد شد، اعتقاد دارند. اما آنها هم از سوی قومیتگرایان افراطی فارس، «پان تورک» نامیده می‌شوند.

Thursday, May 17, 2018

ائف-٣٥، بيزيم «اؤنجه تورک خالقيميز» و اونلارين «اؤنجه تورکييه» شوعاری

ائف-٣٥، بيزيم «اؤنجه تورک خالقيميز» و اونلارين «اؤنجه تورکييه» شوعاری

مئهران باهارلی

آمئریکادا ائف-٣٥له‌رین تورکییه‌یه وئریلمه‌مه‌سی و تئکنولوژیسی‌نین تورکییه‌یه تیرانسفئر ائدیلمه‌سی‌نین قاباغینی آلماق اوچون، گوجلو بیر ایسراییل یانلیسی لوبی واردیر. بو لوبی تورکییه‌نین ائف-٣٥ یاپیمی اوچون اولوشدورولان کونسئرسییومدان ایخراج ائدیلمه‌سی، تورکییه‌یه ائف-٣٥له‌رین وئریلمه‌مه‌سی، ائف-٣٥ تئکنولوژیسی‌نین تورکییه‌یه تیرانسفئر ائدیلمه‌مه‌سی و بو باغلامدا تورکییه‌یه آمبارقو –بایکوت قویولماسینی ایستیر. گئچه‌ن هفته بو تحریم و بایکوتون آیرینتیلی لاییحه‌سی کونگره‌یه - که اورادا هم جومهورییه‌تچی‌له‌ر و هم دئموکراتلار گؤزو باغلی ایسراییل یانلیسی‌دیرلار- وئریلدی.

Tuesday, May 15, 2018

زبان طبی-علمی تورکی: «بيت قورخوسو و اونون آرادان آپاريلماسی» به قلم دکتر صولتی

زبان طبی-علمی تورکی: «بيت قورخوسو و اونون آرادان آپاريلماسی» به قلم دکتر صولتی

مئهران باهارلی

در سرتاسر دوره‌ی قاجاری، تورکان ساکن در ایران و مخصوصا تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک (مانند قفقاز) متاثر از ادبیات تورکی عثمانی بودند. در این دوره، به سبب این تاثیرپذیری، نوعی رنسانس فرهنگی تورکی- که مورد حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت و مقامات قاجاری هم بود- پدیدار شد. این رنسانس فرهنگی خود را به صورت چاپ متون ادبی کلاسیک تورکی (فضولی، نوائی، نسیمی،...)، کتابهای دستور زبان تورکی (سمع افشار اورومی...)، کاربرد زبان تورکی در نگارش مقالات و حتی به تدریج ایجاد مطبوعات تورک‌زبان ویا دوزبانه‌ی تورکی-فارسی (توسط حاجی میرزا بلوری تبریزی، ...)، تاسیس نظام تحصیلی تورک‌زبان (مدرسه ی تورک بالو، ...)، و .... جلوه‌گر ساخت. اما با ظهور انقلاب مشروطیت و مخصوصا افتادن مدیریت آن به دست دولت بریتانیا و عناصر ضد تورک رنگارنگ (١٩٠٠-١٩٠٦)، این رنسانس فرهنگی تورک جوانمرگ شد و به همراه برچیده شدن مطبوعات تورک و نظام تحصیلی تورک‌زبان و نشر کتب تورکی، .... سنت در حال ایجاد مقاله‌نویسی به زبان تورکی نیز، و کلا کاربرد زبان تورکی در مطبوعات و در باره‌ی مسائل اجتماعی، برچیده شد.

١٠-١٥ سال پس از انقلاب فارس‌محور مشروطیت، در سالهای جنگ جهانی اول (١٩١٥-١٩١٨)، تورکی‌نویسی دوباره در ایران جانی گرفت (حتی پیش از آن با چاپ و انتشار رومان تورکی «روشنی‌نین رویاسی» در تهران به سال ١٩١٢). با ایجاد حکومت اتحاد به صدارت جمشیدخان سوباتایلی مجدالسلطنه افشار اورومی، و ورود اردوی نجات‌بخش عثمانی به ایران و تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک، زبان تورکی برای اولین بار در تاریخ تورک‌ائلی، موقعیت زبان رسمی و دولتی پیدا کرد. در این دوره همه‌ی اعلامیه‌ها و اسناد اردوی نجات‌بخش عثمانی و ایضا حاکمیت اتحاد به زبان تورکی منتشر می‌شد، و در روزنامه‌ی «آزربایجان» ارگان «حزب اتحاد اسلام» به مدیریت جمشیدخان افشار اورومی، مقالات اجتماعی و فلسفی به زبان تورکی درج می‌گشت. اما این دوره هم با خروج اردوی نجات‌بخش عثمانی و سقوط حاکمیت اتحاد، و تسلط دوباره‌ی جریانات ایران‌گرا-فارس‌گرا و به طور مشخص فرقه‌ی دمکرات آزربایجان به رهبری خیابانی –شعبه‌ی حزب دمکرات ایران به رهبری تقی‌زاده و ... که معتقد به زبان ملی فارسی، میهن ایران و ملت ایران بودند و مواضع صریح و شدید بر علیه تورکی‌نویسی و نیز فدرالیسم ملی داشتند، بدون آنکه مجال سنت‌سازی و نهادسازی برای تورکی‌نویسی پیدا کند پایان یافت. (قابل توجه است که فرقه‌ی دمکرات آزربایجان خیابانی –شعبه‌ی حزب دمکرات ایران که در آن برهه به عنوان نیروی اصلی ضد تورک و ضد تورکی‌نویسی و ضد فدرالیسم ملی؛ بر علیه نیروهای ملی تورک به رهبری جمشیدخان افشار اورومی و حاجی میرزا بلوری در تبریز و مساوات در قفقاز جنوبی عمل می‌کرد، توسط ایران‌گرایان و آزربایجان‌گرایان به عنوان یک حرکت ملی جا زده شده است).


Friday, May 11, 2018

خوی، شهر قهرمانی که همه چيز آن «تورک» است

«خوی»، شهر قهرمانی که همه چيز آن «تورک» است

مئهران باهارلی

در زیر متن تورکی و سپس ترجمه‌ی فارسی یک گزارش از شهر خوی را مربوط به سال ١٩٢٤ – یک سال پیش از ساقط شدن دولت تورک قاجار و تاسیس سلسله‌ی پهلوی، چاپ شده در نشریه‌ی «رسیملی غزئته»ی استانبول را آورده‌ام. در این گزارش تثبیتهای جالبی وجود دارند. از جمله:

١-در گزارش مطابق با واقعیتها نام قومی-ملی ما و تورکهای عثمانی، هر دو صرفا به صورت «تورک»، و نام زبان هر دویمان صرفا به صورت «تورکجه» (تورکی) آمده است. در این گزارش یک بار کلمه‌ی «آزربایجانلی» (آزربایجانی) به معنی اهل منطقه‌ی آزربایجان در مقابل دیگر مناطق ایران، و مطلقا نه به معنی قومی-ملی بکار رفته است.

٢-در گزارش به درستی گفته می‌شود لهجه‌ی تورکی در خوی در مقایسه با برخی دیگر از مناطق آزربایجان، به لهجه‌ی استانبولی نزدیکتر است. چنانچه اهالی خوی لهجه‌ی استانبولی زبان تورکی را به راحتی و سهولت درک می‌کنند. اما در میان برخی دیگر از مناطق آزربایجان که دارای لهجه‌های دورتر از استانبولی هستند، نامهای اورمیه و میاندیج و ساووج‌بولاق (مهاباد بعدی) را می‌برد. این ادعا چندان دقیق نیست. زیرا همه‌ی لهجه‌های غرب آزربایجان از جمله اورمیه و ... همچنین همه‌ی لهجه‌های افشاری در سرتاسر تورک‌ائلی، به لهجه‌های آناتولی بسیار شبیه و نزدیک، حتی ادامه‌ی آنها در ایران هستند. این شباهت با حرکت به شرق (تبریز، اردبیل.....) کمتر می‌شود.

٣-در گزارش گفته می‌شود شهر خوی، با همه چیز آن تورک است. در مقاله تعدادی از مصادیق این تورک بودن، در عرصه‌ی زبانی، اقتصادی، سیاسی و نظامی ذکر شده‌اند. از جمله
-نزدیکی لهجه‌ی تورکی خوی به لهجه‌ی استانبول (مانند کلمه‌ی «مقبره» در لهجه‌ی خوی «ماغوه‌ره» که نه با فتحه، بلکه مشابه لهجه‌ی استانبول «ماقبه‌ره» با الف بیان می‌شود)؛
-در هم تنیدگی اقتصاد خوی با آناتولی –عثمانی (تجارت با ترابزون، اعزام نیروی کار به استانبول)؛
-شناخته شدن و بزرگداشت قهرمانان ملی تورکیه در حین جنگ جهانی اول و جنگ استقلال تورکیه (مصطفی کمال پاشا، کاظم قارابکیر، رفعت پاشا) از طرف مردم خوی؛
-همکاری و همبستگی با اردوی نجات‌بخش عثمانی در خلال مبارزه با آسوریان و ارمنیان مهاجم و ...
-و از همه مهمتر خصلت رشادت و جنگجویی تورک که مردم خوی در مواجه با لشگر مهاجم ژنرال آندرانیک از خود نشان دادند. رشادت و جنگویی‌ای که نشان ندادن آن از طرف سلماس و اورمیه منجر به قتل عام دهها هزار تن تورک از اهالی و اشغال این شهرها توسط آسوریان-ارمنیان شد.


Wednesday, May 9, 2018

منيمسه‌ديييم نئچه ايملا بيچيمی

منيمسهديييم نئچه ايملا بيچيمی

مئهران باهارلی

بیله- بئله، گيبي- کيمي، ائيله‌مه‌ک، کليمه- کله‌مه، داوشان، آو، سکيز، دوقوز، کؤپرو، یاپراق، توپراق، اؤسکورمه‌ک، آسقیرماق، ایسی، یاسی، کندی-اؤز، ايل-ائل، آوشار، جالاییر، یورت، قورت، بولوت، سوت، جئیلان، هئیلان، گوره‌شمه‌ک، گليپ، آلیپ، آلامام، گئده‌مه‌م، گليرسين، سن‌سین، یاییملاماق، یایین، چکیمسه‌ر، قارارماق، کورد، تورک، سارارماق، تاهران، مي‌؟، باشارماق- باجارماق، یوبات- گئجیک، قیلینج- قیلیج، ....

٭٭٭

ایراندا تورکجه لهجه‌له‌ریمیزده، دئگی‌له‌ر و دیل قورال‌لاریندا گؤروله‌ن بیر چوخ ده‌ییشیک‌لیک، دوغال و طبیعی‌دیر. آنجاق بونلارین بیر چوخو، دوغال اولماق‌لا بیرلیک‌ده، تورکجه‌نین یوزلاشما و یوخ اولمایا اوز توتدوغونون دا بلیرتیسی‌دیر. بئله اولومسوز ده‌ییشیکله‌ره، ایراندا اولوشماقدا اولان ادبی-معیار تورکجه‌ده یئر وئریلمه‌مه‌سی گره‌کدییینه ایناندیغیم اوچون، من اؤز چاپیمدا یازیلاریمدا اونلاردان قاچینمایا و دوزه‌لتمه یاپمایا چالیشیرام.

Monday, May 7, 2018

اتّفاق بيلديريسی

اتّفاق بيلديريسی

مئهران باهارلی

آشاغیدا «اتّفاق بیلدیریسی»‌نین متنینی وئرمیشه‌م. بو بیلدیری تورکییه‌ده دؤرت پارتی‌نین (جمهوریت‌چی خالق پارتیسی، دئموکرات پارتی، اییی پارتی، سعادت پارتیسی) آراسیندا ملّت‌وکیلله‌ری سئچیمی اوچون قورولان «ملت اتّفاقی»نین بیلدیریسی‌دیر. بو بیلدیرینی یاییملامامین نده‌نله‌ری:

١-تورکییه‌نین اؤلچون و معیار دیلی ایراندا اولوشدورولماقدا اولان معیار تورکجه‌یه نه دنلی یاردیمجی و گره‌کلی ایسه، بیزیم سیاسی تورکجه‌میزین اولوشماسیندا دا تورکییه‌ سیاسی دیلی‌ و قاورام-تئرمینله‌ری‌نین اؤیره‌نیلمه‌سی، اؤزه‌للیکله تورک سیاسی تشکیلاتلار و فعاللار اوچون، او قده‌ر یاردیمجی و گره‌کلیدیر.

٢-گئچه‌ن یوز ایلده، عوثمانلی-تورکییه، تورک ملّی بیلینجله‌نمه و تورک ملّیتچیلییی آچیسیندان ایراندا یاشایان تورک خالقی‌نین اؤرنه‌ک آلدیغی اولگو و اسین قایناغی ایدی. بوندان دولایی دا فارسچی مشروطه انقلابی و سونراسیندا قورولان ایران دولتله‌ری و اؤزه‌للیکله پهلوی و جمهوری اسلامی، ایراندا یاشایان تورک خالقینی تورکجه اوخوماقدان و تورکییه‌ده یازیلان-یاییملانان اثرله‌ری آنلاماقدان عاجز ائتمه‌یه چالیشدی. بو نده‌نله‌دیر که تورک خالقی دا، اؤزو و تورکجه‌نی و تورک کیملییینی قوروماق و گلیشدیرمه‌ک اوچون، کسینلیکله تورکییه‌نین سیاسی دیلی ایله درینده‌ن تانیش اولمالی، تورکییه‌‌ده یازیلان و یاییملانان سیاسی یازی و بیلدیری و مقاله و پروقراملاری ... سورونسوز و قولایلیقلا آنلایابیلمه‌لی، بو یولدا انگه‌ل و مانع نه وارسا اورتادان قالدیرمالیدیر.



Sunday, May 6, 2018

تورک‌ايلی، احمد جواد

تورک‌ايلی، احمد جواد: در قففاز نام «تورک‌ایلی» به معنی سرزمین تورک و تورکیه، هم قبل از اشغال توسط بلشویکها و هم بعد از آن، بکار رفته است. یکی از ماندگارترین کاربردهای نام «تورک‌ایلی» در قفقاز، در بیت («تورک‌ايلی»‌نده‌ن اسه‌ن يئلله‌ر) از شعر معروف «چیرپیناردین قارادنیز»[1] اثر احمد جواد شاعر معروف است. وی در این شعر تورک‌ایلی را به معنی کشور تورک و برای نامیدن تورکیه بکار می‌برد:


(سئوگیلی توران مفکوره‌سینه بیرینجی یول گؤسته‌ره‌ن استاد علی به‌ی حسین‌زاده حضرتله‌رینه تقدیم)

قارادنیز  

چیرپیناردین قارادنیز
باخیپ تورک‌ون بایراغینا
آه، دییه‌ردین هئچ اؤلمه‌زدیم
قاپانسایدیم آیاغینا

اوزاق دوشه‌ن دوست الی‌نده‌ن
ایلله‌ر وار که چارپار سینه‌ن
وفالی‌دیر، گلدی گئده‌ن
یول وئر تورک‌ون بایراغینا

اینجی‌له‌ر تؤک، گول، یولونا
سیرمالار دوز ساغ سولونا
فیرتینالار دورسون یانا
سلام تورک‌ون بایراغینا

حمیدیه و تورک قانی
هر بیری‌نین بیتمه‌ز شانی
باتوم اولسون یول قربانی
اه‌ییل تورک‌ون بایراغینا

«تورک‌ايلی»‌نده‌ن اسه‌ن یئلله‌ر
بانا شئعیر، سلام سؤیله‌ر
اولسون بیزیم بوتون ایلله‌ر
قوربان تورک‌ون بایراغینا

١ ماییس ١٩١٨ گنجه

منبع:

نام و ترکيب تورک‌ائلی
مناطق ملی در ايران؛ و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_19.html


[1] این شعر از سوی «احمد جواد آخوندزاده» در شهر گنجه به تاریخ ١ ماه می ١٩١٨ سروده شده است. آهنگساز مشهور تورک «اوزئیر حاجی بیکوف» برای این شعر آهنگی ساخته و آن را به «قهرمانان اوردوی اسلام قفقاز به فرماندهی نورو پاشا» اتحاف کرده است. این شعر علاوه بر «قوشما» نخستین کتاب شعر احمد جواد، در سال ١٩١٩ در دومین کتاب شعر او به نام «دالقا» هم درج شده است. احمد جواد، از اعضای مرکزیت حزب مساوات، در سال ١٩٣٧ از طرف رژیم استالینیست شوروی به جرم باور داشتن به هویت ملی تورک و مخالفت با اشغال آزربایجان قفقاز توسط روسیه‌ی بلشویک، تیرباران شد. وی یکی از دهها هزار قربانی آزربایجان‌گرایی استالینیستی است.

Saturday, May 5, 2018

راهکار احقاق حقوق ملی تورک در ايران با توجه به الگوی تاريخی موجود در ايران و خاورميانه

راهکار احقاق حقوق ملی تورک در ايران با توجه به الگوی تاريخی موجود در ايران و خاورميانه

مئهران باهارلی

در تلاش برای یافتن دلائل این امر که چرا در افغانستان و عراق و لبنان و تورکیه و ... تنوع احزاب سیاسی از چپ و لیبرال و مذهبی و سکولار و احزاب قومی و محلی وجود دارد، اما در ایران همچو چیزی وجود ندارد:

١- مقایسه‌ی تورکیه در این رابطه با هیچ کشور خاورمیانه‌ای اصولا درست نیست. امپراتوری عثمانی در أوائل قرن بیستم، علی رغم حاکمیت بر بخش عظیمی از خاورمیانه- یک دولت اروپائی، مانند امپراتوری تزاری روسیه، پروسیا و یا هابسبورگ بود که اقلا از یک قرن پیش از آن، داوطلبانه در مسیر مدرنیته، سکولاریزاسیون و دمکراتیزاسیون دولت و جامعه، آنهم بدون انقلاب و خونریزی و ساختارشکنی و براندازی و جنگ داخلی و ..... قدم گذارده بود. دولت جمهوری تورکیه وارث امپراتوری عثمانی هم باید صرفا بر اساس روندهای تاریخی- سیاسی اروپا، مخصوصا اروپای جنوب شرقی تحلیل شود. البته این روندها در برخی عرصه‌ها - مانند دمکراسی لیبرالی - به دلیل همان همجواری با خاورمیانه کندتر است.

٢-بر خلاف تورکیه، در کشورهای خاورمیانه، به سبب عوامل متعدد تاریخی و سنن و ساختارهای بسیار ریشه‌دار چندین هزار ساله، مانند نبود مطلق احترام به حقوق بشر و تکثر و فردگرایی، .... هم از سوی حاکمان و هم از سوی مردم، امکان حرکت دولت و جامعه به طرف تکثر سیاسی و تحمل مخالفین و ... به طور طبیعی، مسالمت‌آمیز و داوطلبانه وجود ندارد. یعنی شانس برآمدن دمکراسی لیبرالی و تنوع احزاب سیاسی در نتیجه‌ی دینامیکهای داخلی در کشورهای خاورمیانه چیزی در حدود صفر و بلکه محال است.

٣-تجربه نشان می‌دهد در خاورمیانه هر گاه و هر جا که تعدد و تکثر سیاسی پذیرفته شده، پس از براندازی نظام موجود و زیروروشدن ساختارهای تاریخی و بومی در نتیجه‌ی حوادث اغلب بسیار خونین، چون جنگ جهانی ویا داخلی نیابتی، اشغال و انقلاب؛ و سپس ایجاد مراکز متعدد قدرت سیاسی-نظامی داخلی مورد پشتیبانی سیاسی و نظامی خارجی که هیچکدام قادر به حذف یکدیگر نباشند متحقق شده است.