Friday, January 19, 2018

مناطق ملی در ايران؛ و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

مناطق ملی در ايران
و
منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

مئهران باهارلی

این مقاله خلاصه‌‌‌ای در باره‌‌ی مفهوم و نام منطقه‌‌ی ملی تورک در شمال غرب ایران، «تورک‌‌ائلی» است. از همه‌‌‌ی کسانی که با نظراتشان، بر له و یا علیه، به بلوغ آن یاری رساندند کمال تشکر را دارم. مقاله مرکب از پنج بخش بر وجه آتی است:

بخش اول: مناطق ملی در ایران، و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن
بخش دوم: نام و ترکيب تورک‌ائلی
بخش سوم: تحریف و بسط مفهوم تورک‌ائلی با سائقه‌ی نژادپرستی و توسعه‌طلبی
بخش چهارم: رابطه‌ی تورک‌ائلی و آزربایجان و نادرستی بسط مفهوم و قلمروی آزربایجان
بخش پنجم: در دشمنی آذربایجان‌گرایان با وطن تورک

بخش اول: مناطق ملی در ايران، و منطقه‌ی ملی و يا اتنودمگرافيک تورک در شمال غرب آن

گروههای ملی در ايران

ایران یکی از ده -۱۰ ناهمگون‌ترین کشورهای جهان به لحاظ قومی و ملی، کشوری چندملتی و یا کثیرالمله دارای چندین «گروه ملی» در داخل مرزهای خود است. گروههای ملی در ایران، در درجه‌ی اول بر اساس «زبان تاریخی»‌شان تعریف می‌شوند[1]. هر گروه ملی، دارای یک زبان خاص خود و یا «زبان ملی» است که در طول تاریخ زبان طبیعی و نخست او (و نه زبانی تحمیلی، استعماری، ...) بوده است. در ایران همه‌ی افرادی که به طور تاریخی به یک زبان واحد صحبت می‌کنند، فارغ از محل و استان سکونت و یا لهجه و طائفه و باورهای دینی‌شان، به یک گروه ملی واحد تعلق دارند: همه‌ی کسانی که به «زبان تورکمنی» صحبت می‌کنند به «ملت تورکمن»، همه‌ی کسانی که به «زبان تورکی» صحبت می‌کنند به «ملت تورک»[2]، همه‌ی کسانی که به «زبان فارسی» صحبت می‌کنند به «ملت فارس»، همه‌ی کسانی که به «زبان لری» صحبت می‌کنند به «ملت لر» منسوبند،... و قس علی هذا.

Friday, January 12, 2018

تبريز مرکز جنبش مليت‌گرايی ايرانی بوده است

«تبريز مرکز جنبش مليت‌گرايی ايرانی بوده است»

مئهران باهارلی

در زیر یک گزارش رسمی در باره‌ی ملت تورک ساکن ایران را آورده‌ام. در این گزارش کوتاه که در خلال جنگ جهانی اول به تاریخ اکتبر ١٩١٧ از طرف اداره‌ی استخبارات (جاسوسی)، دفتر اطلاعات (خبررسانی) بریتانیا تهیه شده است، تثبیتهای صائب و دقیق و پیش‌بینی‌های آگاهانه‌ی جالب توجهی انجام گرفته است. این گزارشات نوعا بدور از تبلیغات و منعکس کننده‌ی واقعیات هستند که به منظور آگاهی مقامات ذیربط از آنها به هنگام تصمیم‌گیری‌های استراتژیک تهیه می‌شوند. از جمله:

Tuesday, January 9, 2018

فرم صحيح نام ايل بوجاقچي و ريشه‌شناسی آن


فرم صحيح نام ايل بوجاقچي و ريشه‌شناسی آن

مئهران باهارلي

نام «بوجاقچی»، یکی از مهمترین ایلات تورک در جنوب ایران و بزرگ‌ترین ایل در استان کرمان، در دهه‌های اخیر به صورت اشتباه «پیچاقچی» نوشته و معنی می‌شود. این نوشته در تصحیح این اشتباه و تبیین فرم اصلی «بوجاقچی» است[1]. قرائن و شواهد تاریخی، طائفه‌شناسی، لهجه‌شناسی، قالی‌شناسی، فولکلورشناسی و دین‌شناسی، حاکي از آن دارند که فرم صحيح نام اين ايل تورک منشعب از افشارها، «بوجاقچي» و به احتمال به یکی از معاني «تورکمان-افشار ساکن ناحيه‌ی بوجاق»، «ایل تورک سردسیرنشین»، «وابسته به زاویه‌ی تصوفی»، «بافنده‌ی نقش بوجاق در قالی‌ها»، «بکار برنده‌ی نیم گره تورکی» و ... است.


Wednesday, January 3, 2018

اعلامیه: مطالبات بنیادین مردم ترک در سراسر ایران (فارغ از استان، لهجه، مذهب و گرایشات سیاسی)

مطالبات بنیادین مردم ترک در سراسر ایران

(فارغ از استان، لهجه، مذهب و گرایشات سیاسی)

کوتاه مدت

ا- شناخته شدن رسمی و حقوقی وجود، نام، هویت و حقوق «ملت ترک» ساکن در ایران، با ذکر و تضمین آنها در قانون اساسی

٢-رسمیت «زبان ترکی» توسط قانون اساسی در مقیاس سراسری و دولت ایران (و کاربرد در اسناد دولتی، مناسبات دولت با مردم و با دولتهای خارجی و سازمانهای بین المللی)

٣- ایجاد «رسانه‌های جمعی دیداری و شنیداری سراسری ترک» و «مطبوعات سراسری ترک» دولتی و خصوصی

٤-ایجاد «نظام تحصیلی ترک‌زبان» دولتی و خصوصی در همه‌ی مقاطع (مهد کودک تا دانشگاه) با مفردات و زبان آموزشی تورکی در سراسر مناطق (شهرها، روستاها و محلات) تورک‌نشین ایران

٥-تاسیس «بنیاد واحد تاریخ، فرهنگ و زبان ترک» در مقیاس کشوری (و نه بر اساس منطقه، لهجه و نه با نامهایی غیر از «ترک»)

میان مدت

٦-اداره‌ی امور خود ترکها (در مقیاس شهر، بخش، ده، محلات) در هر جای ایران که در آن سکونت اکثریتی دارند؛ و در راس آنها منطقه‌ی ملی ترک در شمال غرب ایران (اقلیم تورک‌ائلی= آزربایجان اتنیک) و کانتونهای ترک در جنوب و شمال شرق ایران

٧ -تاسیس «پارلمان اقلیم تورک‌ائلی» (آزربایجان اتنیک) که‌ همه‌ی منطقه‌ی ترک‌نشین به هم پیوسته در شمال غرب ایران تقسیم شده بین ١٣ استان (شامل شهرها و روستاهای ترک‌نشین آنها) را پوشش دهد، و دارای حق وتوی قوانین و مصوبات مجلس مرکز باشد.


Sunday, December 31, 2017

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه؛ تورک-آفشار اورمونون بليرتگه‌سی

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه؛ تورک-آفشار اورمونون بليرتگه‌سی

مئهران باهارلی

آمبلم شهر تورک-افشار اورميه

اورمیه در کتب سیاحان قدیم (به همراه خوی) «تورکستان» نامیده شده است. در تشکل مردم اورمیه طوائف و گروههای بی‌شمار تورک پیش از اسلام و بعد از اسلام، و مغول نقش داشته‌اند. از تورکان پیش از اسلام خزرها؛ از تورکان بعد از اسلام خلجها، تاتارها و جغتائیها و سولدوز و طوائف گوناگون منسوب به سلجوقیان و خوارزمشاهیان و اتابکان و جلایریان وغیره؛ از اوغوزها ییوا، ایناللی، ایگدیر، قاراقویونلو، آغ‌قویونلو و قاجارها را می‌توان نام برد. اما با دوره‌ی قزلباشیه (صفوی) در این شهر تورکان افشار تفوق سیاسی و جمعیتی قطعی را بدست آورده‌اند. به نحوی که امروزه، علی رغم آنکه تورکان افشار در سرتاسر تورک‌ائلی و ایران پراکنده‌اند، اورمیه بزرگترین شهر افشار در تورک‌ائلی، ایران و حتی جهان شمرده می‌شود.

در آمبلمهای زیر واقعیات فوق منعکس شده‌اند:

رنگ آبی رنگ تورکان است؛
کلمه‌ی نوشته شده به الفبای اورخون، «تورک» است؛
نماد بکار رفته به جای الف، «اونقون افشاری» و یا توتم تورکان افشار است.

Sunday, December 24, 2017

جمشيدخان مجدالسلطنه و قيصرخانيم افشار در کتاب نيکيتين



جمشيدخان مجدالسلطنه و قيصرخانيم افشار در کتاب نيکيتين

مئهران باهارلی

واسیلی بازیل نیکیتین، از دیپلماتها و شرق‌شناسان تزاری روسیه، مدتی کنسول دولت متبوع خود در رشت، تبریز، اورمیه و ساوجبلاغ (ساووج بولاق- مهاباد بعدی) بوده است. نیکیتین در یک کتاب خود که به فارسی با نام «خاطرات و سفرنامه‌ی موسیو ب. نیکیتین قنسول سابق روس در ایران» (چاپ اول ١٣٢٦، چاپ دوم ٢٥٣٦، تهران کانون معرفت، ص ٢٤٦-٢٥١) ترجمه شده، به رهبر و قهرمان ملی تورک در سالهای جنگ جهانی اول «جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی- مجدالسلطنه»، یک شخصیت ملی تورک «قیصر خانم افشار» و «قلعه‌ی قیصر خانم» که در تاریخ معاصر تورک‌ائلی دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد اشاره کرده است. در زیر این بخش از کتاب نیکیتین را، پس از چند توضیح مختصر، نقل کرده‌ام. با تشکر از علیرضا نظمی افشار اورومی جهت اطلاعات و عکسهای ذیقیمتی که عرضه کرده‌اند.


Tuesday, December 19, 2017

مغلوبيتمان در انقلاب مشروطه‌ی ايران و خبطمان در انجمن آزربايجان

مغلوبيتمان در انقلاب مشروطه‌ی ايران و خبطمان در انجمن آزربايجان

ويا تاريخ مختصر بی زبان شدنمان

مئهران باهارلی
 June 27, 2012

٭ در اسناد «انجمن آزربایجان» کلمه‌ای در باره‌ی «ملت تورک» و «وطن تورک» (تورک‌ائلی- آزربایجان اتنیک) نیست؛ همه جا سخن از «ملت با حمیت و با غیرت ایران»، «وطن عزیز ایران»، «خون ایرانی» و «غیرت و معرفت ایرانیت» و .... است.

٭ اگر امروز در قرن بیست و یکم در ایران، خلق تورک به عنوان ملتی بی‌زبان و بی‌دولت زندگی می‌کند، در حادث شدن این وضعیت فاجعه‌آمیز، اشتباهات و خبطهائی که در قرن گذشته مرتکب آنها شده‌ایم سهم  بزرگی داشته‌اند. انقلاب مشروطه ایران یکی از مهمترین اینهاست.

٭ انجمنهای آزربایجان دوره‌ی مشروطیت و نخبگان و روشنفکرانی که سردمدار آنها بودند، دارای مسئولیت و گناهی تاریخی در بی‌زبان و بی‌دولت کردن خلق تورک، ایجاد سنت خوار شمردن هویت ملی تورک و زبان تورکی، و تلقی زبان فارسی به عنوان زبان ملی و برتر در تاریخ اخیر ایران می‌باشند

٭ حرکت مشروطه‌ی ایران و رکن آن جنبش مشروطیت در آزربایجان اتنیک، یک «حرکت ملی ایرانی»، یعنی یک جنبش سیاسی «ملت ایران» است، نه «ملت تورک». قهرمانان ملی حرکت مشروطه نیز «قهرمانان ملی ملت ایران» هستند، نه قهرمانان ملی «ملت تورک».

٭ حرکت مشروطه و مقدمات آن (عمدتاً مانقورتهای تورک موسوم به احرار، آزادی‌خواهان، مجاهدین و دمکراتهای آزربایجانی)، باعث شدند که زبان فارسی به تنها زبان رسمی، دولتی، آموزشی و مطبوعاتی کشور تبدیل شود و زبان تورکی از همه‌ی این عرصه‌ها طرد گردد. در حالیکه در آن زمان درصد کسانی که زبان مادری‌شان فارسی بود بین ٥ تا ١٠ درصد اهالی و در صد کسانی که زبان مادری‌شان تورکی بود بین ٤٠ تا ٥٠ درصد جمعیت ایران بود

٭ حرکت مشروطه‌ی ایران، مخصوصاً از زاویه‌ی نتایجی که ببار آورد، تماماً بر علیه خلق تورک و وطن تورکی، یک حرکت غیرملی، حتی ضد ملی بوده است. حرکت مشروطیت ایران، برای خلق تورک و سرزمین تورک‌ائلی یک موفقیت نیست، بلکه سنگین‌ترین شکست و در هم‌شکننده‌ترین ضربه‌ای است که خلق تورک و تورک‌ائلی (آزربایجان اتنیک) در قرون اخیر متحمل شده است.



Tuesday, December 12, 2017

از خيانتهای آزربايجان‌گرايان مشروطه‌طلب و دمکراتهای آزربايجان: برآمدن رضاشاه

از خيانتهای آزربايجان‌گرايان مشروطه‌طلب و دمکراتهای آزربايجان:  برآمدن رضاشاه

مئهران باهارلی

٭ نشریه‌ی «دروشاک» ارگان حزب داشناک، مرحله‌ی آخر انقلاب مشروطیت یعنی ساقط نمودن سلسله‌ی تورک قاجار و تاسیس سلطنت پهلوی را به این صورت تصویر می‌کرد: «انقلاب مشروطیت ایران، سقوط سلسله‌ی قاجار، پیروزی پهلوی‌ها و نبردهای ارمنیان برای آزادی، همه‌ی این حرکات ادامه‌ی جنگ دیرین ایران بر علیه توران و هرمز بر علیه اهریمن است که نژاد آریایی بر علیه اقوام تورک و تاتار ادامه می‌دهد».

٭ همانگونه که [بالفرض] ساقط کردن امپراتوری عثمانی و جایگزین کردن یک دولت یونانی توسط رهبران تورک در آناتولی یک خیانت آشکار شمرده می‌شد، ساقط کردن دولت  تورک قاجار و جایگزین کردن دولت فارس‌محور و آریاگرا و ضد تورک پهلوی توسط رهبران تورک مشروطیت، آزادی‌خواهان و دمکراتهای آزربایجان، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا هم، صرفا می‌تواند زائیده‌ی خیانت آشکار ویا بلاهت محض آنها باشد.

٭ شماری از تورکهای چپ ایرانی مانند «جوادزاده خلخالی» (پیشه‌وری بعدی) دارای تمایلات باستان‌گرایانه بودند. جوادزاده خلخالی در مجموع دیدگاه مثبتی به رضاشاه داشت. پس از فوت رضاشاه پیام تسلیتی در روزنامه‌ی آژیر به چاپ رسانید و در اوج جریانات حکومت ملی آزربایجان از رضاشاه به خاطر حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از تجزیه‌ی ایران تقدیر ‌کرد. پیشه‌وری از موضعی ارتجاعی مخالف «فدرالیسم ملی در ایران» بود و به همین سبب با طرح «جماهیر متحد ایران» مخالفت می‌نمود.

٭ کمالیستها و مساواتیستها به صورت مدافعین رضاشاه عمل کرده‌اند. کمالیستها فریفته‌ی تبلیغات بریتانیا مبنی بر تجددخواهی رضاشاه شدند و به دفاع از رژیم رضاخانی پرداختند. با به حاکمیت رسیدن آتاتورک، «ملت تورک» بر اساس مرزهای جمهوری جدید تورکیه و یا «میثاق ملی» بازتعریف شد و در نتیجه تورکهای ایران از دائره‌ی نفوذ سیاسی و نظامی جهموری تورکیه خارج گشتند. حتی پس از ایجاد اتحاد استراتژیک بین تورکیه و ایران (پهلوی)، کمالیستها به نوعی به تورک‌ستیزی و فارس‌سازی تورکها توسط دولت ایران چراغ سبز نشان دادند. مساواتیستها هم با منطق دشمن دشمن من دوست من است، به دوستی با رژیم ضد کمونیست رضاشاه درغلطیدند. منابع مساواتی آن دوره پر است از مدح و ثنای رضاشاه و سرلشکر امیرطهماسبی و .... که با شدت تمام مشغول به اجرای نسل‌کشی ملت تورک در ایران بودند.

٭ آزربایجان‌گرایانی که هنوز حرکت مشروطه و آزادی‌ستان را به عنوان حرکتهای ملی آزربایجانی تقدیم و عکسهای ستارخان و خیابانی و .... را به عنوان قهرمانان ملی ملت تورک عَلَم می‌کنند، صراحتاً منکر وجود ملت تورک و به واقع مدافع ملیت ایرانی تورکها می‌شوند. نمایاندن رهبران حرکت مشروطیت و آزادی‌ستان به صورت قهرمانان ملی ملت تورک توسط آزربایجان‌گرایان چیزی نیست به جز تحریف آگاهانه‌ی واقعیتها و احمق شمردن و تلاش برای احمق‌سازی مردم. تا زمانی که رهبران مشروطیت و آزادی‌ستان از سوی آزربایجان‌گرایان به عنوان قهرمانان ملی تورک تبلیغ و از سوی فعالین سیاسی تورک هم پذیرفته می‌شوند، نمی‌توان از وجود یک حرکت سیاسی آگاهانه، عقلانی و جدی برای احقاق حقوق ملی خلق تورک در ایران سخن راند.





Saturday, December 9, 2017

حکومت موقت ملی قفقاز جنوب غربی


از تاريخ معاصرمان: حکومت موقت ملی قفقاز جنوب غربی

(١٨-ژانويه-١٩١٩ ، ١٣-آوريل-١٩١٩)

مئهران باهارلی

Monday, December 4, 2017