Sunday, February 28, 2016

نامه ترکي شاه عباس اول صفوي به سردار فرهاد‌پاشا، صدراعظم عثماني


نامه ترکي شاه عباس اول صفوي به سردار فرهاد‌پاشا، صدراعظم عثماني

مئهران باهارلي

در زير متن نامه ترکي شاه عباس اول به سردار فرهاد‌پاشا (سوکولوويچ)، از صدراعظمهاي عثماني در دوره سلطنت سلطان مراد سوم عثماني، را آورده‌ام. در اين نامه شاه عباس تمايل و نيت خود را براي مصالحه با امپراتور عثماني بيان کرده و اعلام مي‌کند که براي تهيه مقدمات و بسترسازي براي عقد قرارداد صلح بين دولتين، نماينده خود مرشدقلي خان استاجلو (اوستاجالي) را به سوي فرهاد‌پاشا فرستاده است

متن نامه ترکي شاه عباس اول به سردار فرهاد‌پاشا:


Monday, February 22, 2016

٩٨ مين سالگرد تاسيس مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه و ١٠٧ مين سالگرد مدرسه‌ي تورک بالو


٩٨ مين سالگرد تاسيس مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه و ١٠٧ مين سالگرد مدرسه‌ي تورک بالو و يادي از حاجي ميرزا فضل الله مجتهد اورمولو

مئهران باهارلي

(اين نوشته براي اولين بار در وبلاگ سؤزوموز در فوريه‌ي سال٢٠٠٢  منتشر شد. اين يک بازنويسي اساسي است)

سؤزوموز

در اين نوشته به کوتاهي به مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه پرداختهام.  اين مدرسه‌ي تورک در سال ١٩١٨ پس از دومين آزادسازي آزربايجان از سوي نيروهاي متحده‌ي تورک مرکب از اردوي عثماني و قشون داوطلبان آزربايجاني و در دوره‌ي حاکميت نيمه مستقل «اتحاد» «جمشيدخان مجدالسلطنه افشار اورومي» بر آزربايجان به منظور تعليم زبان و فرهنگ تورک به کودکان و نوجوانان اورميه تاسيس شد.

قابل ذکر است که ٩ سال پيشتر از مدرسه‌ي صلاحيه، يک مدرسه ديگر تورک به سبک اروپائي در ناحيه‌ي اورميه تاسيس شده بود. در سال ١٩٠٩ پطرس ايليا افندي (ميرزا آقا پتروس) کونسول عثماني در اورميه مدرسه‌اي در قريه‌ي بالو داير کرده بود که شاگردان آن فرم و لباس و کلاه قرمز (فينه‌ي عثماني) مي‌پوشيدند. مدرسه‌ي بالو آموزگاري از استانبول داشت و برنامه‌ي تحصيلي آن به زبان تورکي بود و در آن ادبيات تورکي هم تدريس مي‌کردند (اوضاع ايران در جنگ اول يا تاريخ رضائيه، محمد تمدن. ص ٨٤). با اين وصف مدرسه‌ي صلاحيه و يا خير يوردو دومين مدرسه‌ي مدرن تورک در جنوب آزربايجان و ايران است. البته از دهه‌ها قبل در اورميه، تبريز، همدان و چند شهر ديگر آزربايجان هيئتهاي تبشيري مسيحي کشورهاي غربي (آمريکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، روسيه) مدارس متعددي را تاسيس کرده بودند که در آنها نيز زبان تورکي تدريس مي‌شد. اما اين مدارس ديني چندزبانه بودند و در آنها علاوه بر تورکي، زبانهاي اروپائي دول متبوعه و نيز فارسي آموخته مي‌شد. به اين مدارس مي‌بايست مکتبهاي سنتي در سرتاسر آزربايجان، مرکز و جنوب ايران و خراسان را افزود که آموزش کودکان را با متون تورکي مانند آناديلي و وطن ديلي آغاز مي‌کردند و سپس به آموزش زبانهاي فارسي و عربي با کتبي چون گلستان سعدي و عمه جز و .. مي‌پرداختند. اما اينها هم مدارس غيرمدرن و چندزباني بودند.

اسم مدرسه‌ي صلاحيه بر گرفته از نام فرمانده‌ي قشون عثماني «صلاح الدين بيگ» در اورميه بود. اين مدرسه‌ي تورک همچنين خير يوردو (خير يورتي) خوانده ميشد (سالنامه‌ي فرهنگ استان چهارم سال ١٣٣٦). مدرسه‌ي صلاحيه و يا خير يوردو در عمارت معروف سردري که زماني مقر حکمران اورميه و در تاريخ فوق محل مدارس آمريکائيان و مريضخانه‌ي آنان بود قرار داشت (در دوره‌ي پهلوي به دبيرستان فارسي‌زبان دخترانه‌ي شاهدخت تبديل شد). زبان تدريس و همه‌ي مفردات و دروس مدرسه‌ي صلاحيه به زبان تورکي بودند. زبان فارسي نيز هر روز به مدت يک ساعت به مثابه‌ي يک زبان خارجي به علاقه‌مندان تدريس ميشد. در کلاسها به سبک مدارس اروپائي ميز و نيمکت چيده شده بود و بر ديوار کلاسها نقشه‌هاي جغرافيائي و تاريخ طبيعي آويزان بود. مدرسين و معلمان مدرسه را روشنفکران ترک بومي اورميه و افسران جوان اردوي عثماني تشکيل ميدادند. «حاجي ميرزا فضل الله مجتهد»، صدر آزربايجاني جريان «اتحاد اسلام» در منطقه، مديريت اين مدرسه را بر عهده داشت.


Friday, February 19, 2016

صلح‌نامه‌ي (سنورنامه‌ي) تورکي سال ١٦٣٩ بين دولتين صفوي و عثماني

صلح‌نامه‌ي (سنورنامه‌ي) تورکي سال ١٦٣٩ بين دولتين صفوي و عثماني

مئهران باهارلي

در ماه مي سال ١٦٣٩ در ديداري رو برو بين مقامات دو دولت تورکي صفوي و عثماني صلحنامه‌اي به زبان تورکي نگاشته شد. اين صلح‌نامه پس از دهها سال جنگ و خونريزي و کشمکش در مناطق بغداد، همدان، تبريز، ايروان ... بين نمايندگان دو دولت تورکي مذکور در عهد صفي شاه اول صفوي و سلطان مراد عثماني تنظيم گرديد. در اين صلح‌نامه که بعد از آن، حتي در دوره‌ي دولت افشاري تورکي و زنديه نيز، مرجع استناد مقامات نظامي مربوطه بود، مرز بين دولتين عثماني و صفوي در جنوب عراق- جنوب غربي ايران، در شمال عراق- غرب ايران، در شرق آناتولي-شمال غرب ايران و در قفقاز جنوبي مشخص و معين مي‌گردد. نمايندگان دولت قزلباش در اين ديدار، دولت‌شخصهاي تورک، محمدقولو بيگ ائشيک‌آقاسي و ساروخان بيگ آجيرلو بودند.

متن صلح‌نامه‌ي تورکي مذکور را محمد طاهر وحید قزويني سياستمدار و مورخ تورک در کتاب خود عباسنامه یا تاریخ جهان‌آرای عباسی آورده است. اما در نسخه‌هاي موجود عباسنامه، احتمالاً به سبب عدم آشنائي ناسخين به زبان تورکي، اغلاط و آشفتگيهاي بسيار بويژه در حيطه‌ي کلمات و عبارات تورکي رخ داده است، به درجه‌اي که در برخي موارد فهم متن را سخت و يا غير ممکن مي‌سازد. به عنوان نمونه در اين نسخه‌ها خطاهاي زير رخ مي‌دهد: او لتماس (به جاي اولونماسي)، اينمکين (ائتمه‌يين)، پاينده (ناميندا)، ارليمق (ائديلمه‌ک)، ستور-سيور (سينير)، آنچون-آيچون (اوچون)، التحيه تنک بنک قرق طفور-طيفور (التحيه‌نين مين قيرخ دوقوز)، نيکجري (يئني‌چئري)، ببکر (به‌يگله‌ر)، واريچه (وارينجا)، قلعه سبک (قلعه‌سينين)، کودکي (گدييي)، اوشو-اوشيوه (اوشبو)، ابدي (ايدي)، بر پر (بير بير)، محققه مرحسبيله (محققه‌ميز حسبيله).... تقريباً يک صد سال بعد در سال ١٧٣٠ احمد غلام، کتابدار تورک خزانه‌ي صفوي متن اين صلح‌نامه‌ي تورکي را در يک جُنگ به خط خود آورده و در آن عمده‌ي اغلاط و آشفتگيهاي نسخ قبلي را اصلاح نموده است (عکس نوشته‌ي حاضر مربوط به جنگ احمد غلام است که در کتابخانه‌ي دیجیتالی كتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی تحت نام نکاح‌نامه‌ي جماعت شاهي‌سون تصنيف شده است).

Tuesday, February 16, 2016

عقبگرد به سنگر ملي، مشترک و سراسري


عقبگرد به سنگر ملي، مشترک و سراسري

مئهران باهارلي

Wednesday, May 30, 2007
 
سؤزوموز

با توده‌اي شدن مطالبات ملي در ميان ملت ترک ساکن در ايران، گسترش و تعميق پايگاه مردمي و روشنفکري آن، و توجه به و حمايت روز افزون افکار عمومي جهاني و نهادهاي بين المللي از اين مطالبات مدني و دمکراتيک، در جبهه مقابل نيز شاهد يک جنب و جوش، اما منفي و نااميدکننده هستيم. از جمله اينکه اخيرا بازتوليد و تبليغ ادعا و بواقع مغلطه "ملي، مشترک و سراسري بودن زبان فارسي در ايران" از طرف ماشين تبليغاتي دولتي، نخبگان فرهنگي و سياسي قوم فارس، همچنين جريانات و تشکيلات فارسي موسوم به سراسري تشديد شده است. طرفه آنکه اين ادعا و يا مغلطه هنوز در ميان بعضي از روشنفکران و فعالين ترک و آزربايجاني وابسته به جريانات مليگراي فارس مانند جمهوريخواهان و يا شماري از فعالين آزربايجان‌گراي نسل پيشين محافظه‌کار خريدار دارد. ظاهرا اين دسته از روشنفکران و فعالين منافع زبان ترکي، بهروزي ملت ترک و مصالح آزربايجان را در آن مي‌بينند که "به همراه تدريس زبان مادري اقوام، زبان فارسی بعنوان زبان ملي، مشترک و سراسری ایران بکار گرفته شود". اين نگرش کهنه، بي‌پايه، ارتجاعي، تحريک‌آميز و اهانت‌آميز که محصول کوته‌نگري شگفت‌انگيز صاحبان آنهاست، از هر جنبه در ضديت با منافع زبان ترکي، بهروزي ملت ترک و مصالح آزربايجان قرار دارد.


Monday, February 15, 2016

خيدير دده، آجيماسيز خان و يوخسول کيشي- خيدير سؤيله‌نجه‌له‌رينده‌ن (افسانه‌له‌رينده‌ن)


خيدير دده، آجيماسيز خان و يوخسول کيشي- خيدير سؤيله‌نجه‌له‌رينده‌ن (افسانه‌له‌رينده‌ن)

مئهران باهارلي

Saturday, March 03, 2007

سؤزوموز

تورک اولوسو (ميلله‌تي) و آزه‌ربايجان اؤلکه‌سينين ان اؤنه‌ملي ايکي خالق- دونيه‌وي بايراملاري يئلين‌آي‌ين (مارس) ٢١ينده قوتلانان ارگه‌نه قون بايرامي (عيد نوروز) و بوزآي‌ين (فوريه) ايلک اورتاگونونده (پنج‌شنبه‌سينده) قوتلانان خيدير نبي بايرامي'دير (عيد خضر نبي). "خيدير نبي بايرامي" تؤره‌ن و گله‌نه‌کله‌ري آراسيندا خيدير سؤيله‌نجه‌له‌ري، خيدير آند و آلقيشلاري، قاوورقا و قاووت ياپما، قاووت پايي، خيدير پايي و حالواسي، خيدير اوروجو، خيدير سوفراسي، خيديرچيلار، خيدير اوتاغي، نبي پنجه‌سي، قامچي ايزي، خيدير ياتيري و اوجاقلاري،..... واردير.

آشاغيدا خيدير سؤيله‌نجه‌له‌رينده‌ن بيري، منيم يازيملا، سونولموشدور (مئهران باهارلي):

خيدير دده، آجيماسيز خان و يوخسول کيشي

قارانقولوق آجوندا (دونيادا) خيدير آدلي بير يالاواج (پئيغه‌مبه‌‌ر) واردير. اورادا بير بولاق آخير. بو بولاغين سويو "منگي ياشام" (حيات ابدي) و يا "ديريليک سويو"دور (آب حيات). ديريليک سويونو ايچه‌ن بيري، هئچ واخت اؤلمه‌ز. خيدير دا او ديريليک سويوندان ايچدييي اوچون هپ (هميشه) ديريدير. خيدير`ي گؤره‌بيله‌ن هر کس، اوندان نه ايسته‌رسه، خيدير اونون ايسته‌ييني يئرينه يئتيره‌ر. آنجاق خيدير هر يالينيغين (اينسانين) گؤزونه گؤرونمه‌ز. اونو گؤره‌بيلمه‌ک اوچون، گره‌ک ان ياخشي يالينيق (اينسان) اولان، کيمسه‌ني اينجيتمه‌يه‌ن ...

Friday, February 12, 2016

Mi İlgeci (Edâtı) Ve Yazımı


Mi İlgeci (Edâtı) Ve Yazımı

Méhran Baharlı

Monday, November 5, 2012

Mi ilgeci Hen-Yox soruları quran bir yapı ve tikecikdir (parçacıqdır). İran`da Türk xalqı arasında Mi soru edâtı unutulmuş ve tekce az sayıda, örneyin Hemedan Ostanında bir sıra lehcede yaşamaqdadır. Azerbaycan Réspublikası`nda da Mi edâtı xalqın dilinde bütünüyle unutulmuşdur. Burada Mi edâtına işlerlik qazandırılmaya çalışılsa da, génelde soru qonuşma dilinde, Farscadan étgilenerek vurqu ile, yazılı metinlerde ise ( ? ) işâreti qullanaraq gösterilir: Geldi? Bu ikisinin tersine, Mi ilgeci Türkiye`de xalqın günlük qonuşma dili ile ölçün-yazılı dilde qorunmuş ve en sıx qullanılan edâtlardandır.


Türkcemizde Mi edâtının izini “Tek me, Cüt?” kimi oyun-déyimlerde görmek olasıdır. Bu oyunun adındakı “Me”, Mi edâtının Doǧu Türkül (Türkik) dil ve lehcelerindeki biçiminin qalıntısıdır (Örneyin çaǧdaş Qazaqcada Mi edâtı ma-me, ba-be ve pa-pe biçimlerindedir: Bul kisi me? Kerek pe?)


Thursday, February 11, 2016

بي‌احترامي به مولفين و رنج و كوشش آنها در خلق آثار قلمي و روشنفكريشان


بي‌احترامي به مولفين و رنج و كوشش آنها در خلق آثار قلمي و روشنفكريشان 

من نوشته‌ها و بررسيهاي خودم را در صفحه فيس‌بوکم و وبلاگ سؤزوموز البته که براي آگاهي عمومي منتشر و از بازنشر آنها استقبال مي‌کنم. نشر مجدد نوشته‌هاي اينجانب در سایتها یا وبلاگهای دیگر، به شرط ذکر مأخذ و نام نویسنده و لینک نوشته و امانتداری در نقل قول صحیح، نه تنها بلامانع است، بلكه امري بسيار مقبول و قابل تقدير مي‌باشد. من از اينگونه دوستان و سايتها به خاطر نقل و درج و انتشار نوشته‌هايم تشکر مي‌کنم. اما حداقل رفتار مدني و انساني که از کساني که آنها را در سايتها و کتب و مقالات خود نقل و اقتباس مي‌کنند، آن است که منبع و مولف نوشته‌ها را هم ذکر کنند. متاسفانه اين رفتار مدني و انساني بسيار به ندرت ديده مي‌شود. عدم ذكر نام مولف و لينك منبعي كه نوشته از آن گرفته مي‌شود، رفتاري كه بسيار رايج در سايتها و نشريات تركي و آزربايجاني مشاهده مي‌شود و حتي به صورت سنت و عادت در آمده است، علاوه بر زير پاگذاشتن حق تاليف- كپي رايت، بي‌احترامي به مولفين و رنج و كوشش آنها در خلق آثار قلمي و روشنفكريشان مي‌باشد.

به عنوان نمونه سايت ... يکي از نوشته‌هاي اخير مرا بنام (تركيب جمعيتي-ملي شهر اورميه و حومه آن در سال ١٨٦٩) به همراه عکسهاي آن، تماما در سايت خود منتشر کرده است. اما متاسفانه منبع يعني وبلاگ سؤزوموز و يا صفحه فيس بوکي من را ذکر نکرده و نام مولف آن يعني بنده را حذف کرده است. اين رفتار، رفتار تازه‌اي نيست و بسياري از تاليفات و ترجمه‌ها و گرافيکهاي بنده كه در سري وبلاگهاي سؤزوموز آنها را درج و منتشر مي‌كنم، از طرف ديگران بدون ذكر نام مولف و يا مترجم بازنشر مي‌شوند. من اين رفتار نکوهيده را بي‌احترامي به مولفين، به غايت غير مدني و بي‌اخلاقي محض مي‌دانم و يک بار ديگر به آن اعتراض مي‌کنم.

لينک نوشته من در سايت درصفحه فيسبوکي من و وبلا سؤزوموز
تركيب جمعيتي-ملي شهر اورميه و حومه آن در سال ١٨٦٩


Tuesday, February 9, 2016

ما و چند کجروي در حرکت ملي کرد

ما و چند کجروي در حرکت ملي کرد

مئهران باهارلي

Monday, December 20, 2010

سؤزوموز

ملت کرد، هم در ترکيه و هم در منطقه براي احقاق حقوق ملي خويش، در حال انجام مبارزه‌اي سخت و طولاني و در عين حال به لحاظ اصولي محق است. اين حقوق کمابيش همانهايي هستند که ما نيز براي تحصيل آنها تلاش مي‌کنيم. در گذشته موضع کشور ترکيه در قبال حرکت ملي کرد (امپراتوري عثماني در برخي از برهه‌هاي زماني، جمهوري ترکيه کلاً) اشتباه بود. اين موضع هم اکنون، به دلائل بسيار کردي، تورکي، منطقه‌اي و بين المللي، در جهت مثبت در حال تغيير است. در اين راستا، در برخي از کشورهاي منطقه از جمله ترکيه و عراق شاهد تحقق حقوقي مانند پذيرفته شدن رسمي هويت کرد، ارتقاء موقعيت زبان کردي به زبان رسمي و زبان تحصيل در مناطقي که کردان در آن مي‌زيند و اداره‌ي امور کردان در اين مناطق توسط خودشان در سطوح مختلف هستيم. اين گشايشها در جهت منافع ملي و توسعه سياسي-اجتماعي- فرهنگي کشورهاي منطقه و بهروزي مردمان آن و در اين ميان کردها است.

اما حقانيت مبارزه براي حقوق ملي، به چند افراطيگري و کجروي مشکل‌ساز که در حرکت کرد ريشه دوانيده و در حال تظاهر افزاينده است، يعني تروريسم کردي، توسعه‌طلبي کردي، شونيسم قومي کردي و تهديد خلق تورک ما به پاکسازي قومي حقانيت نمي‌بخشند. اين مواضع و رفتارهاي نابخردانه مستقيماً خلق تورک ما و آزربايجان و منافع ملي وي را تهديد مي‌کند. تا زمانيکه حرکت ملي کرد در ايران و منطقه به اين رفتارها و مواضع مخرب پايان ندهد، آينده‌ي روابط تورک-کرد و آزربايجان-کردستان بيش از بيش تنش‌دار خواهد شد و حتي قابليت آنرا خواهد داشت که سرنوشت منطقه را به جهاتي بسيار خطرناک سوق دهد. از اين روند نيز، همه و در درجه‌ي اول خود خلق کرد متضرر خواهد شد.

Sunday, February 7, 2016

خالق آرتيستي، اورمولو قاوالچي يزدان نيك‌بخت: اينسانلاري شاد ائتمه‌ و اونلارين گولومسه‌مه‌سيني گؤرمه‌ني سئويره‌م.


خالق آرتيستي، اورمولو قاوالچي يزدان نيك‌بخت: اينسانلاري شاد ائتمه‌ و اونلارين گولومسه‌مه‌سيني گؤرمه‌ني سئويره‌م.

مئهران باهارلي

Monday, November 15, 2010

اوخوياجاغينيز يازي، اورمولو قاوالچي يزدان عمي (يزدان نيک‌بخت) ايله ياپيلان ايکي سؤيله‌شي تمه‌لينده حاضيرلانميشدير. بو يازي، طره‌فيمده‌ن يزدان عمي`نين بو ايکي موصاحيبه‌ده فارسجا يايينلانان يانيتلارينين بيرله‌شديريليپ دوزه‌نله‌مه‌سي و داها سونرا توركجه‌يه چئوريسينده‌ن اولوشور. يازي يزدان به‌ي'ين ديلينده‌ن آنلاتيلميش کيمي يازيلميشدير.

١-بو سؤيله‌شيله‌رين اصلي توركجه اولسا دا، اوزوله‌‌ره‌ک اونلاري ياپانلار تورکجه متني وئرمه‌ميش و يالنيز اونون فارسجا چئويريسيني يايينلاميشديرلار. بئله دوروملاردا، اؤزه‌لليکله سؤيله‌شي تورکجه ياپيلميشسا، فارسجايا اک اولاراق تورکجه ‌ده يايينلانماسي گره‌کير.

٢-اورمولو قاوالچي، خالق صنعه‌تچيسي، اولو اينسان يزدان عمي`ني تورك و آزه‌ربايجان كولتورو و موزييينه ائتدييي عؤمور بويو خيدمه‌تينده‌ن دولايي، ايلگيلي و يئتگيلي درنه‌كله‌ريميز آغيرلامالي و گئج اولمادان، بيله‌سينه ياراشان بير تقدير اؤدولو و يا تشه‌ککور پيلاكئتي سونماليديرلار.

٣-يزدان به‌ي سؤيله‌شيسينده بير سيرا تورکجه گولدورو ييرلاري (ترانه‌هاي فکاهي) بسته‌له‌ديييني سؤيله‌يير. موزيک قونوسو ايله ايلگيله‌نه‌نله‌ر و اوزمانلارين بونلاري بير آن اؤنجه ثبت ائتمه‌سي، درله‌ييپ توپلاماسي، بير آرايا گتيريپ يايينلاماسي تاريخي اؤنه‌مه‌ صاحيب ميللي بير گؤره‌دير.

٤-يزدان عمي کيمي شخصييه‌تله‌ريميزين تانيتيلماسي، سؤيله‌شيله‌رينين يازيلي، سس و گؤرونتو اولاراق تورکجه ثبت ائديلمه‌سي، حاقلاريندا يازيلان يازيلاردا تورک کيمليکله‌رينه وورقو ياپيلماسي، ...؛ تورک ميللي کيمليک ايله مده‌ني ميراثيميزا صاحيب چيخمانين، اونلاري يازيلي تاريخده ثبت ائتديره‌بيلمه‌نين گره‌يييدير. بو آيريجا خالقيميزين تورک و اورمونون آزه‌ربايجان اولماديغيني ايدديعا ائده‌نله‌ره وئريله‌بيله‌جه‌ک ان ائتگيلي يانيتلاردان بيريدير.

مئهران باهارلي

من يزدان نيک بخت ...






Thursday, February 4, 2016

تركيب جمعيتي-ملي شهر اورميه و حومه آن در سال ١٨٦٩

تركيب جمعيتي-ملي شهر اورميه و حومه آن در سال ١٨٦٩

مئهران باهارلي

در کتاب دائره المعارف و ثبت سالانه آمريکائي حوادث مهم سال (The American Annual Cyclopedia and Register of Important Events of the Year) جلد ٨، سال ١٨٦٨ به نقل از مونيتور (Moniteur) چاپ پاريس فرانسه در اکتبر سال ١٨٦٧ آماري در باره ترکيب جمعيتي قومي و ديني شهر و ناحيه اورميه داده شده است. همانگونه كه معلوم است ميسيونرهاي مسيحي و هئيتهاي سياسي اروپائي در دوره مذكور، حضور بسيار موثر و فعالي در غرب آزربايجان داشتند و به ويژه علاقه‌مند به تبيين تركيب جمعيتي-ملي و تغيير و مهندسي آن به نفع گروههاي مسيحي و عليه ترکها بودند. با اين وصف مي‌توان گفت كه احتمال بزرگنمائي شمار ترکان در اين آمار وجود ندارد و  در نتيجه آمار مذكور تصويري كمابيش قابل قبول از تركيب جمعيتي-ملي اورميه و پيرامون آن در سالهاي مذكور را بدست مي‌دهد. با بررسي اين آمار معلوم مي‌شود كه در دوره مورد بحث خلق ما – که اين گزارش بدرستي نامي ملي‌اش را ترک ذکر مي‌کند-  نزديك به ٩٢ در صد جمعيت شهر اورميه  و ٦٥ درصد پيرامون آن را تشكيل مي‌داده است.


اسلاميسم، مدرنيته و پاريس


اسلاميسم، مدرنيته و پاريس

مئهران باهارلي

داعش يکي از دلائل حمله تروريستي‌اش به پاريس را اين ذکر کرده که پاريس "پايتخت فحشاء و مستهجن بودن" است. اين توجيه بسيار معني‌دار است. واقعيت آن است که پاريس، با دريدا، دکارت، فوکو، پاسکال، ديدرو، ولتر، روسو، منتسکيو، دوبوار، سارتر، کامو، سنت اگزوپري، دانتون، روبپسپير، باردو، ژيد، آراگون، برتون، پروست، رابله، زولا، دريفوس، دورکهايم، دوما، فانون، هوگو، مالرو، دادا و .... هزاران سيماي ديگر، پايتخت عصر روشنگري، رنسانس و انتلکتوئاليسم، پايتخت اومانيسم و سکولاريسم و مدرنيته و کمون پاريس و نسل ١٩٦٨ و سمبل آزاديها و حقوق بشر و حقوق زنان و هنر ... است. حمله داعش به پاريس، يک مساله محلي و منطقه‌اي تروريستي ناشي از تخاصمات مذهبي و يا قومي و ...نيست، حمله اسلاميزم خشونت‌پرست، دشمن آزادي، بدوي و ضدانسان و ضدزن و ضدانديشه و ضدزندگي و ضدزيبائي و... است به مدنيت معاصر بشري. مدرنيته، سکولاريسم، حقوق بشر، هنر، آزاديهاي بنيادين و حقوق زنان و ... ارزشهاي جهاني‌اند و سمبلهاي آنها هم جهاني‌اند؛ و پاريس يکي از اين سمبلهاست.

مساله همبستگي با پاريس، صرفا مساله محکوم کردن تروريسم و قتل عام و ... که هر روز در همه جاي جهان اتفاق مي‌افتد نيست. اين امر مانند خود حمله تروريستي به پاريس داراي بار سمبليک فوق العاده‌ايست. همبستگي با پاريس، دفاع از ارزشهاي بشري جهان‌شمول و مدرني است که پاريس سمبل آنهاست مانند مدرنيته، سکولاريسم، اصالت فرد، ليبراليسم، روشنگري، هنر، آزاديهاي بنيادين، حقوق بشر، حقوق زنان، ارزش شمردن زندگي و زيبائي، حق تمرد مدني و مسالمت آميز .... که مورد هدف تروريستهاي اسلاميست قرار گرفته‌اند. در پاسخ کساني که مي‌پرسند پاريس از چه زماني سمبل اين ارزشها شده است بايد گفت از زماني که اين مفاهيم توسط نسلهاي پي در پي روشنفکران و فلاسفه و دانشمندان و مصلحين و هنرمندان و نويسندگان و انقلابيون و جمهوريخواهان ... در پاريس شکل گرفتند و تدوين شدند، يعني رنسانس، عصر روشنگري، انقلاب صنعتي، کمون پاريس و انقلاب فرانسه و ...اينها همان ارزشهاي خلق ترک ساکن در ايران، به عنوان عضوي از جهان مدني معاصر نيز هست. موضع خلق ترک و روشنفکرانش در اين مواجهه البته که مي‌بايد بدون اما و اگر، صريح و روشن باشد.


Tuesday, February 2, 2016

زيرگروههاي ديني-اعتقادي تورک


زيرگروههاي ديني-اعتقادي تورک

مئهران باهارلي

چهارشنبه، ١٨ فوريه- ٢٠٠٩

ملت تورک ساکن در ايران را به لحاظ اعتقادي مي‌توان به شکل "ناباوران" (افراد غيرديني، بي‌دين، ضددين، ....) و "دين‌باوران" تصنيف نمود.

الف-ناباوران تورک: به دليل تضييقات دولتي، نبود آزاديهاي اعتقادي-ديني-مذهبي در ايران و خودسانسوري ناشي از سنتها و فشارهاي فرهنگي و اجتماعي در سطح جامعه، تعيين دقيق تعداد "ناباوران" تورک غير ممکن است. در گذشته بخش بزرگي از نيروهاي چپ تورک و بويژه کمونيستها بدنه‌ي اصلي ناباوران تورک در ايران را تشکيل مي‌دادند. پس از انقلاب اسلامي به اينها ناباوران غيرچپ نيز اضافه شد.


ب- دين‌باوران تورک: اينها را مي‌توان به گروههاي اعتقادي-ديني ده‌گانه‌ي زير تقسيم کرد.