Sunday, June 26, 2016

ميرزا تقي‌خان رفعت از پيشگامان خودآگاهي ملي تورک در ايران-آزربايجان


ميرزا تقي‌خان رفعت از پيشگامان خودآگاهي ملي تورک در ايران-آزربايجان، شخصيت دوم حکومت اتحاد و جمهوري آزادي‌ستان، رهبر جناح تورک‌گراي مدرن-دمکراتيک در فرقه‌ي دمکرات آزربايجان

مئهران باهارلي

Saturday, December 31, 2011

سؤزوموز

"با کمال آزادي، فکر و حس کنيد و تفکرات و تحسسات خود را بنگاريد. تفکرات شما مستند بر علم و حقيقت باشد. در تحسسات خود زير بار هيچگونه تاثير و نفوذي نرويد که بيگانه با روح و اعصاب شماست. صميميت را هرگز و در هيچ موقعي از دست ندهيد. در حين تقليد، اقتباس و يا ابداع [و] اختراع، در حال خودتان باشيد. انتقادات را از جانب هر کسي و از هر نقطه‌ي‌ نظري ترشح کند، با امتنان و شادي زياد استقبال نماييد. ولي هرگز افکار اوليه‌ي خودتان را بدون دلايل کافي و به محض وقوع در مقابل يک حمله‌ي سخت و ناگهاني ترک نگوييد. افکار را پس از تجربت و آزمايش بپذيريد. به خصوص ياس و اضطراب، خستگي و لاقيدي را نگذاريد در دلتان راه يابد. و با يک عزم و اراده‌ي راسخ، با يک قوت ‌قلب ثابت به جانب فردا رهسپار شويد." (تقي رفعت. به جوانان، شماره‌ي اول آزادي‌ستان، ١٥ خرداد ١٢٩٨- ١٩١٩).



Friday, June 24, 2016

کانون مبارزه با نژادپرستي و ترک‌ستيزي در ايران


کانون مبارزه با نژادپرستي و ترک‌ستيزي در ايران

زمان آن رسيده است که "کانون مبارزه با نژادپرستي و ترک‌ستيزي در ايران" به طور رسمي و قانوني تاسيس شود. بويژه اهميت دارد که مرکز اين کانون در داخل ايران و ترجيحا در هر دو شهر تهران و تبريز جاي داشته باشد.

ايراندا عيرقچيليق و تورکوفوبي ايله ساواش اوجاغي، توغرالي (رسمي) و ياسال اولاراق قورولماليدير. بو اوجاغين مرکه‌زينين ايران و يئيره‌ک اولاراق (ترجيحا) تئهران و تبريزده يئرله‌شمه‌سي اؤزه‌لليکله اؤنه‌مليدير.

“İranda Irqçılıq ve Türkofobi ile Savaş Ocaǧı” tuǧralı (resmi) ve yasal olaraq qurulmalıdır. Bu ocaǧın merkezinin İran ve yéyrek olaraq (tercihen) Téhran ve Tebrizde yérleşmesi özellikle önemlidir.

حادثه‌ي فجيع قتل دختري جوان توسط پدر جاني‌اش در شهر خوي آزربايجان

حادثه‌ي فجيع قتل دختري جوان توسط پدر جاني‌اش در شهر خوي آزربايجان

در حادثه‌ي فجيع قتل دختري جوان توسط پدر جاني‌اش در شهر خوي آزربايجان، فرهنگ منحط مردسالار-پدرسالار متهم اصلي است. در عين حال عوامل ديگري اين فرهنگ ضدانساني را تشديد و تقويت مي‌کنند. از جمله:
فرهنگ و تقديس خشونت در خاورميانه؛
عقب‌ماندگي عمومي و توسعه‌نيافتگي مزمن اجتماعي، فرهنگي و سياسي جهان اسلام؛
عدم وجود و فعاليت رسانه‌هاي آزاد و ان‌جي‌اوهاي غيردولتي مدافع و آگاهي‌دهنده در باره‌ي حقوق زنان و ضد خشونت؛
به‌روز و معاصر نشدن اسلام توسط متوليان دين؛
....

يک عامل مهم ديگر خاص ما هم، وضعيت استعمار داخلي در مناطق ترک‌نشين ايران و مخصوصا آزربايجان در يک صد سال گذشته است که باعث عقب‌گرد و پست‌رفت مدني و روشنفکري فوق العاده شديد جامعه‌ي ترک در ايران و از همه جهت و در همه‌ي سطوح شده است.

اين پس‌رفت مدني و روشنفکري، علاوه بر توده‌ي مردم، حتي در ذهنيت فعالين سياسي ترک نيز به وضوح ديده مي‌شود. چنانچه درک بسياري از آنها از مدرنيته، دمکراسي، سکولاريسم، برابري زنان با مردان و ... فوق‌العاده سطحي و حتي از ذهنيت و درک فعالين سياسي ترک ١٥٠ سال پيش آزربايجان فرسنگها عقب‌مانده‌تر است ...

خروج بريتانيا از اتحاديه‌ي اروپا و تضعيف روابط ترکيه-آزربايجان با آن


خروج بريتانيا از اتحاديه‌ي اروپا و تضعيف روابط ترکيه-آزربايجان با آن

خروج بريتانيا از اتحاديه‌ي اروپا نه تنها يک روز تراژيک براي اروپاست، بلکه اثرات بسيار منفي بر ما، ترکيه و جمهوري آزربايجان خواهد داشت. تضعيف اتحاديه‌ي اروپا و تضعيف روابط ترکيه-آزربايجان با آن به ضرر ملت ترک ساکن در ايران است و باعث تضعيف هر چه بيشتر ترکيه و درغلطيدنش به باتلاق ديکتاتوري اسلامي خاورميانه‌اي خواهد شد....

مساله، عضويت عملي ترکيه و آزربايجان در اتحاديه‌ي اروپا نيست. مساله، زنده نگاه داشتن پرسپکتيو عضويت در اتحاديه‌ي اروپاست. اين دو متفاوتند.

براي پيشرفت ترکيه در همه‌ي جهات، چه استانداردهاي زندگي و حقوق بشري و چه تکنولوژي و اقتصادي و حقوقي و سياسي و ديپلماتيک... چسبيدن به پارلمان اروپا، ناتو و اتحاديه‌ي اروپا از واجب هم واجب‌تر است. اگر تاکنون ترکيه و حتي عثماني پيشرفتي کرده و مرکز جاذبه‌اي بودند، صرفا به خاطر همين وجه اروپائي آنها بود و لاغير.

در کشورهائي مانند ترکيه و آزربايجان، که به لحاظ تاريخي و خودجوش داراي سنن دمکراسي ليبرالي نيستند، وجود سيستمهاي چک و بالانس متعدد براي جلوگيري از تبديل آنها به يک دولت ورشکسته، ديکتاتوري و شرعي ضروري است. اين سيستمهاي چک و بالانس تاکنون براي ترکيه عبارت بودند از قوه قضائيه‌ي نيمه مستقل، ارتش سکولار هر چند غيرليبرال، مطبوعات نيمه‌آزاد و تشکيلات و أحزاب و سنديکاهاي نسبتا فعال هر چند با محدوديت.... اکنون اسلاميستها به رهبري اردوغان همه‌ي اين سيستمهاي چک و بالانس را از بين برده‌اند.

تنها سيستم چک و بالانسي که داراي توان محدودي براي حفظ نظام نيمه دمکراتيک و نيمه سکولار ترکيه است و هنوز وجود دارد، همان روابط ترانس‌آتلانتيک (پارلمان اروپا، اتحاديه‌ي اروپا و ناتو) است. اسلاميستهاي ترکيه بيش از نيم قرن است که در صدد نابود کردن اين پل ارتباطي ترکيه با مدنيت معاصر بودند. نهايتا اردوغان با سياستهاي گام به گام پوپوليستي احمدي نژادوار، مانند  پيشنهاد انجام رفراندم براي عضويت در اتحاديه‌ي اروپا، موفق به تخريب آن هم شد. قدم بعدي اردوغان اسلاميست ايجاد بهانه و زمينه‌ي لازم براي جدا شدن و يا اخراج ترکيه از ناتو است....

با ادامه‌ي حاکميت اردوغان تجزيه‌ي ترکيه امري قطعي است. اردوغان و خانواده و نزديکانش تا خرخره در فساد مالي غرق‌اند و خود وي نيز به سبب جنايات در حمايت از شاخه‌ي سوريه‌اي القاعده تا زير پا گذاردن مداوم و مکرر قانون اساسي، .... به محض اينکه اقتدار سياسي را از دست دهد محاکمه و محکوم خواهد شد. به همين سبب به هر قيمت -حتي جنگ داخلي و تجزيه و فروپاشي ترکيه- تا روزي که زنده است سعي خواهد کرد در اقتدار بماند.

Sunday, June 19, 2016

اوچ وفالى کيمسه: شعرى ترکى از شاه عباس ثانى


اوچ وفالى کيمسه: شعرى ترکى از شاه عباس ثانى

مئهران باهارلي

شاه عباس دوم هفتمین پادشاه صفوی، شخصيتي بافرهنگ، کتابخوان، اديب و اهل قلم بود. وي به زبان ترکي علاقه داشت و در توسعه‌ي ادبیات ترکي تلاش مي‌نمود. او که خود ترکي‌سرا و ترکي‌نويس نيز بود، در شعر ترکي ثاني تخلص مي‌کرد و در نثر ترکي سرآمد بود. اماننامه‌اي به زبان ترکي رسيده و زلال که از وي به يادگار مانده نشان مي‌دهد که شاه عباس دوم يک قلم ترک مجرب و آوانگارد بوده است.

در زير شعري ترکي از شاه عباس دوم را آورده‌ام. اين شعر را پروفسور ايسماعيل حيکمه‌ت ارتايلان، در کتاب خود بنام ديوان ترکي ظفر آورده است.



Thursday, June 16, 2016

مشکل موجود در رابطه با تروريسم اسلامي چند بعدي است


مشکل موجود در رابطه با تروريسم اسلامي چند بعدي است و نبايد يکي را به بهانه‌ي ديگري ناديده گرفت. اين ابعاد عبارتند از:

١-مشکل خود اسلام (رفرم و مدرن و مدني نشدن آن و ناهمخواني آن با حقوق بشر، نبود گونه‌ي اسلام سکولار و روادار)
٢-مشکل اسلاميسم و يا اسلام سياسي (هر دو نوع ميانه‌رو و خشونت‌طلب آن که در صدد ايجاد دولت شرعي با روشهاي متفاوت‌اند)
٣-مشکل مسلمانان سکولار-فرهنگي (سکوت و عدم تشکل و حضور آنها که باعث ميدان گرفتن اسلاميستها مي‌شود)
٤-مشکل مسلمانوفوبي (نفرت از مسلمان در غرب، که غير از اسلاموفوبي است)
٥-مشکل توسعه‌نيافتگي مزمن اقتصادي و سياسي کشورهاي مسلمان
٦-...

ايسلاموفوبي دئييل موسه‌لمانوفوبي محکوم ائديلمه‌ليدير- آنچه بايد محکوم شود مسلمان‌هراسي است نه اسلام‌هراسي

آنچه بايد محکوم شود مسلمان‌هراسي (مسلمان‌فوبيا) است، نه  اسلام‌هراسي (اسلام‌فوبيا)

اصطلاح اسلام‌فوبيا (اسلام‌هراسي) که به معني هراس از مسلمانان بکار مي‌رود، اصطلاحي نادرست است. درست آن مسلمان‌فوبيا (مسلمان‌هراسي) مي‌باشد.

انسانها حق دارند که از ايدئولوژيها و يا دينهائي که مانند اسلام اورتودوکس (سني، شيعي) رفرم نشده‌اند و مدرنتيه، حقوق بشر، برابري زنان و مردان، نفي هرگونه خشونت و سکولاريزم را نپذيرفته و دروني خود نکرده‌اند بهراسند و يا بگريزند. به اين معنا، مفهوم اسلام‌فوبيا (اسلام‌هراسي) آزادي انديشه و بيان و جزئي از حقوق بشر است و نمي‌تواند محکوم و يا جرم شمرده شود.

آنچه بايد محکوم و حتي جرم شمرده شود؛ مسلمان‌فوبيا (مسلمان‌هراسي) است که به نادرستي با اصطلاح اسلام‌فوبيا (اسلام‌هراسي) بيان مي‌گردد. مسلمان‌فوبيا (مسلمان‌هراسي)، هراس و گريز از يک انسان و يا جامعه‌ي انساني به صرف منسوبيت ديني آنهاست. اين رفتار که در نهايت به نژادپرستي منجر مي‌شود، بايد يک جرم ناشي از نفرت تلقي گردد.

ايسلاموفوبي دئييل، موسه‌لمانوفوبي (مسلمان‌فوبيا) محکوم ائديلمه‌ليدير

موسه‌لمانلاردان قورخما آنلاميندا ايشله‌ديله‌ن ايسلاموفوبي (اسلام‌فوبيا)، يانليش بير آدلانديرمادير. دوغروسو موسه‌لمانوفوبي (مسلمان‌فوبيا) اولماليدير.

اينسانلارين هر هانسي بير ايدئولوژي و دينده‌ن، اؤزه‌لليکله اورتودوکس ايسلام (سونني- شيعه) کيمي رئفورم ائديلمه‌ميش؛ و مودئرنيته، اينسان حاقلاري، قادين ايله ارکه‌ک ائشيتلييي، شيدده‌تين هر تورونو ردد ائتمه و سئکولاريسمي منيمسه‌مه‌ميش بير دينده‌ن قورخماغا و قاچماغا حاققي واردير. بو آنلامدا ايسلاموفوبي قاورامي، دوشونجه و ايفاده اؤزگورلويو و بير اينسان حاققيدير. سوچ يا دا پيس-کؤتو ساييلاماز.

کؤتو و پيس حتتا سوچ ساييلماسي گره‌که‌ن قاورام، يانليشليقلا ايسلاموفوبي آدلانديريلان موسه‌لمانوفوبي (مسلمان‌فوبيا) اولماليدير. موسه‌لمانوفوبي بير اينسان و يا اينسان قوروپوندان صيرف دينينده‌ن دولايي قورخماق و قاچماقدير. سونوندا عيرقچيليغا آپاران بو داورانيش، نيفره‌ت سوچو ساييلماليدير.

İslamofobi déyil, Müselmanofobi mehkum édilmelidir

Müselmanlardan qorxma anlamında işledilen İslamofobi yanlış bir adlandırmadır. Doǧrusu Müselmanofobi olmalıdır.

İnsanların her hansı bir idéoloji ve dinden, özellikle Ortodoks İslam (Sünni ve Şii) kimi réform édilmemiş; modérnite, insan haqları, qadın ile erkek éşitliyi, şiddetin her türünü redd étme ve sékularizmi menimsememiş bir dinden, qorxmaǧa ve qaçmaǧa haqqı vardır. Bu anlamda İslamofobi qavramı düşünce ve ifâde özgürlüyü ve bir insan haqqıdır; suç ya da pis-kötü sayılamaz.

Kötü ve pis hetta suç sayılması gereken  qavram, yanlışlıqla İslamofobi adlandırılan Müselmanofobi olmalıdır. Müselmanofobi bir insan veya insan qurupundan sırf dininden dolay qorxmaq ve qaçmaqdır. Sonunda ırqılıǧa aparan bur davranış,  nifret suçu sayılmalıdır.

ترکيه و آزربايجان آينده‌اي جز عضويت در ناتو و اتحاديه‌ي اروپا ندارند.


ترکيه و آزربايجان آينده‌اي جز عضويت در ناتو و اتحاديه‌ي اروپا ندارند.

وقتي قبرس در جنوب ترکيه و گرجستان در شرق ترکيه مي‌توانند عضو اتحاديه اروپا و يا نامزد آن باشند، البته ترکيه هم مي‌تواند.

اروپا يک مفهوم سياسي و ارزشي، علاوه بر جغرافيائي است. کشورهائي که بويژه در دوران جنگ سرد اروپائي شمرده مي‌شدند، يعني کشورهاي درغرب اورال روسيه شامل قفقاز و پيرامون درياي سياه همه اروپائي‌اند.

علاوه بر آن همه‌ي اعضاي غير آمريکائي-کانادائي ناتو هم اروپايي‌اند

ترکيه به دلايل انساني و سياسي و تاريخي بي‌شمار امکان تبديل شدن به يک قدرت، در خارج اروپا را ندارد.

پرسپکتيو عضويت در اتحاديه‌ي اروپا و پيوندهاي ارگانيک با آن موتور محرکه‌ي رفرمهاي دمکراتيک در ترکيه است. بدون آنها و يا با تضعيف آنها ترکيه- مانند الان تحت حاکميت اسلاميستها- به سرعت به سوي رژيمي اوتوريتر-توتاليتر حتي ديني خاورميانه‌اي تبديل خواهد شد

نه تنها ترکيه، بلکه اوکراين، مولدووا، گرجستان، آزربايجان، ارمنستان، حتي بلاروس و صربستان و بوسني و ... در نهايت همگي بايد هم عضو ناتو و هم اتحاديه اروپا شوند. اين تنها راه دمکراتيزاسيون و سکولاريزاسيون و رفرمهاي واقعي، ثبات سياسي داخلي در کشورهاي مذکور، پايان دادن به کشمکشهاي قوميشان با همسايگانشان و صلح و حفظ آنها و اروپا در برابر توسعه‌طلبي روسيه است.

Saturday, June 11, 2016

تئوري توطئه و يا توهم در ميان تورکان


تئوري توطئه و يا توهم در ميان تورکان

مئهران باهارلي

اخيرا در ميان تورکان جرياني اسير تئوري توطئه و يا توهم پيدا شده است. از توسعه‌طلبي و تروريسم کوردي و يا روند ملت‌شوندگي کوردها صحبت کنيد؛ از لزوم به‌روز شدن و رفرم در امهات اسلام به عنوان يک دين و ضرورت ورود جوامع مسلمان به عصر مدرنتيه سخن بگوئيد؛ از کشمکش هزارساله‌ي تورک-تاجيک و فرمهاي گوناگون آن در عصر سلجوقي، صفوي، قاجار و نهايتا در عصر حاضر و ناسيوناليسم افراطي، استعمار و نژادپرستي فارسي بحث نمائيد؛ از اسلاميسم و تطور حاکميت اردوغان به سوي نظامي توتاليتر در تورکيه شکايت کنيد؛ از لزوم برابري زن و مرد، احترام به حقوق بشر، جدائي مطلق دين و دولت، احترام به حقوق ديگرانديشان و ديگرباشان، لغو اعدام، آزادي پوشش زنان سخن ‌بگوئيد؛ فرقي نمي‌کند. همه را تبليغات و بازيهاي صهيونيستها، يهودي‌ساخته و اسرائيل‌پرداخته مي‌نامند. اين جريان در مورد هر مساله و هر مشکلي که ملت تورک، آزربايجان-تورکيه، ايران، جهان اسلام و يا کل دنيا با آن مواجه است، انگشت صهيونيسم، يهوديان و اسرائيل را مي‌بيند.


حتي برخي از تورکها دامنه‌ي تئوري توطئه و توهمات خود را گسترده‌تر کرده و در پشت هر مشکل ملت تورک و جهان اسلام، در گذشته و امروز، علاوه بر يهوديان و صهيونيستها (صفوي‌زده‌ها، ماسونها، بهائيها...)، انگشت غربيان و اروپائيان، ليبرالها، سکولارها و ... را هم مي‌بينند.


تجلي ديگر تئوري توطئه در ميان بعضي از فعالين تورک آن است که هرگاه شخصي انديشه‌اي نو و يا متفاوت از پيشداوريها و جزميات ايشان بر زبان آورد، فورا وي را بسته به مورد عامل نفوذي ملايان، ايرانگرايان، اسرائيل، موساد، سيا، پان تورکيستها، تورکيه، ميت، کمونيستها، ..... مي‌نامند که در صدد از بين بردن «ملت آزربايجان» مي‌باشد.

Thursday, June 9, 2016

تحريم مدارس فارسي در يک روز و يا يک ساعت مشخص در سراسر ايران


تحريم مدارس فارسي در يک روز و يا يک ساعت مشخص در سراسر ايران

تحريم مدارس فارسي در يک روز و يا يک ساعت مشخص در سراسر ايران از سوي ترکها و حتي از سوي همه‌ي ملل غيرفارس که زبان فارسي براي آنها زباني استعماري و تحميلي و ابزاري براي فارس‌سازي آنها است، مثلا در روز جهاني زبان مادري و يا رسمي شدن زبان ترکي در دوره‌ي حکومت ملي آزربايجان و .... مي تواند به عنوان يک نافرماني مدني انديشيده شود.

بعضا برخي حوزه‌هاي نامنتظر مي‌توانند عرصه‌ي بيان اعتراضات مسالمت‌آميز و نافرماني مدني باشد. نمونه‌ي محمد علي و ورزش بوکس بسيار روشنگرانه است. علاوه بر آن اين گونه رفتارها بر ايجاد و تثبيت مفهوم "ما" که پايه‌ي هويت ملي است تاثير بسيار مثبتي دارد.

در اينگونه موارد اغلب اين عدم تفکيک حوزه‌ها است که به دمکراتيزاسيون و صلح پايدار کمک مي‌کند. مانند عرصه‌ي سواد آموزي و تحصيل همگاني به زبان فارسي، که بايد حتما مورد بايکوت و اعتراض و نافرماني مدني قرار گيرد و نبايد به بهانه‌ي تفکيک عرصه‌ي سياست و آموزش همگاني و ادبيات و ... از آن چشم‌پوشي کرد. 

لازم نيست که در سالهاي اول اين حرکت اعتراضي عمومي و در سطح جامعه باشد. در آغاز مانند هر حرکت اعتراضي ديگر از سوي نخبگان با سماجت بايد هر ساله و سمبوليک اجرا شود و در رسانه‌هاي داخلي و خارجي انعکاس کافي يابد. بعد از آن است که با مرور زمان افکار عمومي و مردم به سوي آن جلب خواهند شد. چيزي مانند مبارزه‌ي مسلحانه‌ي گروههاي چريکي صاف‌دل که آرزو داشتند توده دنبال پيشگام بيافتد که طبيعتا هرگز نيافتاد. اما در حرکتهاي مدني و مسالمت‌آميز و مشروع به لحاظ اخلاقي و قوانين بين الملل، بخصوص اگر شعار مطرح شده همه‌ي جامعه‌ي ترک را (مانند تحصيل به زبان ترکي) و يا همه‌ي جوامع غير فارس را (مانند تحصيل به زبان مادري) مورد خطاب قرار دهد، دير يا زود جامعه اعتراض و حرکت مسالمت‌آميز مذکور را از آن خود خواهد دانست و به آن ملحق خواهد شد.

در مورد ديگر ملل ساکن در ايران، از آنجائيکه ملت ترک ملت عمده‌ي ايران است، مي تواند راسا حرکت کند و لازم نيست هر ابتکار اعتراضي‌اش را پس از  توافق با همه‌ي ديگر ملل انجام دهد، هر چند اين امر مطلوبتر است. بايد حرکت را خود ترکها شروع کنند و همزمان در باره‌ي آن به قدر کافي به گروههاي غيرفارس ديگر اطلاع‌رساني نمايند. ملل ديگر بعد از ديدن اينکه اين حرکت جاافتاده و با خواستهاي آنها هم منطبق است، به آن خواهند پيوست.

مردم در حال حاضر از دادن هزينه اجتناب مي کنند. بنابراين بايد عمل اعتراضي سمبليک و مشروع و محدود باشد. مانند يک ساعت بايکوت مثلا درس زبان و ادبيات فارسي در سراسر ايران در روز جهان مادري.


تمام دينها بايد خود را پيوسته به‌روز کنند


تمام دينها بايد خود را پيوسته به‌روز کنند

نبايد موضوع را زياد پيچيده کرد. مطلب ساده است: تمام دينها بايد خود را پيوسته به‌روز کنند. بويژه از جهات حقوق بشر، برابري زنان و مردان، آزاديهاي بنيادين، تبديل شدن به امري شخصي-خصوصي، تسامح و تساهل به ديگر اديان-باورها و پيروانشان و احترام به سبک زندگي آنها، نفي خشونت و مخصوصا جدا شدن مطلق امر دين از موسسه‌ي دولت. اسلام نيز از اين امر مستثنا نيست.

از اديان ابراهيمي اين روند را موسويت بسيار زودتر و مسيحيت پس از خونريزيهاي فراوان هر دو پشت سر گذاشته و در نتيجه وارد عصر مدرنيته شده‌اند. اما اسلام هنوز به مرحله‌ي به‌روز شوندگي وارد نشده و کماکان در قرون وسطاي خويش است.

به همين سبب، مسلمانان افراطي و بنيادگرا که به اصل اسلام رجوع مي‌کنند، همواره سر از اسلام سياسي و يا اسلاميسم درمي‌آورند که طبيعتا يک ايدئولوژي توتاليتر ضد مدرنيته، ضد بشري، ضد زن، ضد آزادي، ضد هنر، ضد محيط زيست، ضد کودک، ضد مدارا، ضد خوشباشي  .... است. اصولا در همه جا اولويت دادن به دين و مذهب به عنوان تنها راه حل مشکلات مادي و معنوي جوامع، نشانگر توسعه‌نيافتگي مدني و عقب‌ماندگي آن جامعه است.

اين بحث منحصر به آزربايجان و يا مذهب شيعه نيست و ربطي به مرامنامه و يا مانيسفت و نحله‌ي فکري اين شخص و يا آن جريان ندارد. طرف مقابل هم کيست و يا چه را مي‌خواهد نشر بدهد و يا ندهد فرقي نمي‌کند. چه کمونيسم، چه ليبراليسم، چه سوسياليسم چه اسلام و چه چيز ديگر. ضرورت رفرم و به‌روز شدن پيوسته‌ي اديان امري جهان‌شمول و صادق براي همه‌ي اعصار است.

جهان اسلام در قرون وسطي خود بسر مي‌برد. مسائل طبقاتي در اين جهان فعلا و اصلا نقش تعيين کننده در امر مدرنيته ندارند ....اموري مانند حقوق بشر و جدائي دين از دولت، اموري فوق ملي و جهان‌شمول‌اند، غربي و شرقي و اسلامي و غير اسلامي و تحت ستم و فوق ستم و ... ندارند. اسلام و مسلمانان، هر دو بايد به‌روز شوند و خود را به صورتي راديکال رفرم کنند. کار را نيز بهتر است از قبول صريح و بدون تعارف حقوق بشر و اصل جدائي مطلق دين از دولت شروع نمايند....


قهرمان ملي يا ماجراجو، آنارشيست و تروريست؟


قهرمان ملي يا ماجراجو، آنارشيست و تروريست؟

بسياري از کساني که جريانات پان‌ايرانيستي (کسروي، تاريخ‌نويسي ‌فارسي، ناسيوناليسم ايراني،...) و استالينيستي (تاريخ‌نويسي کمونيستي، فرقه‌اي،...) به عنوان قهرمانان ملي و آزادي در دوره‌ي مشروطيت به ما معرفي کرده‌اند، علاوه بر ضد ترک بودن، ماجراجو، آنارشيست و يا تروريست بودند.

سراسر قرن نوزده و بيست ايران صحنه‌ي اعلاي آنارشيسم سياسي به اسم مبارزه براي عدالت و آزاديخواهي است.

از زمان ترور ناصرالدين شاه توسط بابيان و ترور اتابک و محمدعلي شاه ... توسط مشروطه‌طلبان و مخالفين توسط انجمن غيبي در تبريز تا تروريسم دولتي رضاشاه با کشتن روشنفکران و سياسيون و سران و مقامات ناراضي در داخل و خارج کشور و سپس کشت و کشتارهاي فدائيان اسلام و مجاهدين خلق و چريکهاي فدائي و ... در دوره‌ي پهلوي، و کشتن زندانيان و مخالفان و ناراضيان در داخل و خارج کشور توسط آن رژيم و  .... چيزي نيست به جز تروريسم ناب و نهادينگي و تقدس امر خشونت و ترور در فرهنگ سياسي ايران.

نمونه‌ي آنارشيستها در دوره‌ي مشروطه فراوان است. بسياري از افرادي که در تاريخ از آنها به عنوان مجاهدين قفقازي در مشروطه نام برده مي‌شود (ارمني، ترک، گرجي، ...) آنارشيستهاي صرف و برخي نيز تروريست حرفه‌اي بودند.

به عنوان نمونه حيدر عموغلو يک بلشويک خالص و در نتيجه کسي بود که تروريسم را مشروع مي‌دانست و خود وي هم در عين حال يک تروريست بود. کسروي- يکي از تاريخ‌نگاران بنام دوره‌ي مشروطيت نيز- گرچه خود تروريست نبود، اما مشوق و ستايشگر و توجيه کننده‌ي تروريسم ضدقاجاري در دوره‌ي مشروطه بود (نمونه‌هايش در آثار وي فراوان است). وي خود بعدها قرباني تروريسم اسلاميستها شد.

ستارخان و کلا جنبش مشروطه در ايران در آغاز يک حرکت آزاديخواهانه براي تمام ايران بود. اما از دور و يا نزديک هيچ ربطي به جنبش ملي دمکراتيک ملت ترک در ايران براي حفظ هويت ملي ترک و احقاق حقوق ملي‌اش نداشت.

در ايران چهار ملت تورکيک با نامهاي ترک، ترکمن، خلج و قزاق زندگي مي‌کنند


در ايران چهار ملت تورکيک با نامهاي ترک، ترکمن، خلج و قزاق زندگي مي‌کنند

در ايران چهار ملت تورکيک با نامهاي ترک، ترکمن، خلج و قزاق زندگي مي‌کنند. هر عنواني به غير از اين چهار عنوان براي هر کدام از آنها (ترک، ترکمن، خلج، قزاق)، هم در منابع داخلي و هم در منابع خارجي و به هر زباني و از سوي هر کسي، چه به طور رسمي و چه به طور غيررسمي، روند تاريخي طولاني تشکل، تکامل و تطور آنها به عنوان گروههاي ملي-اتنيکي متشخص و مستقل را ناديده مي‌گيرد، با واقعيتهاي موجود در تناقض است و هويت ملي مدرن آنها را نفي و انکار مي‌کند. بنابراين نادرست است.

Sunday, June 5, 2016

قالينجا داغي QALINCA DAĞI (حاجی ريضوان HACI RİZVAN)


قالينجا داغي  QALINCA DAĞI
(حاجی ريضوان HACI RİZVAN)

قوشار: محمد کميجاني
کميجان (کوموزان Komuzan)- استان مرکزي- آزربايجان
دوزه‌نله‌يه‌ن: مئهران باهارلي- اوراق آيي (جولاي)- ٢٠٠٧
Düzenleyen: Méhran Baharlı- Oraq Ayı- (July)- 2007

ائي منيم داغلاريم، ويقاريم، جانيم
ائي گؤزه‌ل آغ داشلي حاجي ريضوانيم
طوفان وئره‌بيلمه‌ز سيزله‌ره تکان
بولوتلار ائيله‌ييپ باشيندا مکان

Éy menim dağlarım, viqarım, canım
Éy gözel ağ daşlı Hacı Rizvan’ım
Tufan vérebilmez sizlere tekan
Bulutlar éyleyip başında mekan

ايچينده‌کيله‌ر

۱-اؤن‌سؤز: ص ٢ (تورکجه: مئهران باهارلي)
۲-گيريش: ص ٣ (تورکجه چئويري: مئهران باهارلي)
۳-مدخل: ص ٥ (فارسجا: محمد کميجاني)
۴-حاجي ريضوان: ص ٦ (اوريژينال: محمد کميجاني؛ اؤلچوت تورکجه آچيقلامالار: مئهران باهارلي)
٥-ديپ‌نوتلار: ص ٣١ (محمد کميجاني)
۶-سؤزلوک: ص ٣٣ (مئهران باهارلي)

اؤن‌سؤز- مئهران باهارلي

۱-م. ح. شهرييارين تورکجه ياپيتلاري (اثه‌رله‌ري)، فارسجا ياپيتلاري ايله قارشيلاشديريلاندا، اولدوقجا آز حجيمليدير. آنجاق بو آز حجمين تاباسي (علي رغم)، آبارتمادان و شيشيرتمه‌سيز، گئچه‌ن يوزايلده آزه‌ربايجان و ايران اؤته‌يينده (تاريخينده) کيمسه شهرييار دنلي (قده‌ر) تورک ديلي و تورک گؤرک‌سؤزونه (اده‌بيياتينا) قوللوق (خيدمه‌ت) ائتمه‌ميشدير. شهرييارين حئيده‌ربايايا سالام قوشاغي (منظومه‌سي)، دونيا گؤرک‌سؤز اؤته‌يينده (اده‌بييات تاريخينده) تک باشينا يئني بير آشاماني باشلادابيله‌ن، تايينا چوخ آز قارشيلاشان بيرجه و منگي (ابدي) گؤرکول (ادبي) ياپيتدير.

۲-آزه‌ربايجان، ايران و بوتون تورکيک دونياسيندا چوخ ساييدا قوشار (شاعير) حئيده‌ر بابادان اسينله‌نه‌ره‌ک اؤز بؤلگه و يوردلاريندا يئرله‌شه‌ن چئشيتلي داغ و تپه‌له‌ر آدينا قوشوق (شئعر) و قوشاق (منظومه) ياراتميشلاردير. دوغالين (البته) بو قوشمالارين گؤرکول (ادبي) ده‌يه‌رله‌ري تارتيشيليپ، ديل و آغيز اؤزه‌لليکله‌ري اينجه‌له‌نه‌بيله‌ر. آنجاق بو قوشاقلار آراسيندا گونئي آزه‌ربايجان و اونون ديشيندا تورک ائل‌گونونون (خالقينين) ياشاديغي آيري بؤلگه‌له‌رده يازيلان قوشاقلار، گؤرکول (ادبي) ده‌يه‌رده‌ن باشقا، اولوسال (ميللي) کيمليک و اولوسلاشما (ميللتله‌شمه) آچيسيندان دا اؤنه‌م داشييير.

۳-قوشارلاريميز طره‌فه‌ينده‌ن حئيده‌ربابادان اسينله‌نه‌ره‌ک يازيلان قوشاقلاردان اوچو، داها اؤنجه سؤزوموزده يايينلانميشدير. بونلارين ايلکي تورک‌ائلي- گونئي آزه‌ربايجانين "قايا داشي" و "سئييد داغي" آدلي ايکي داغ آراسيندا يئرله‌شميش ماکي اوروندان (شهه‌رينده‌ن) اولان رحمه‌تليک عابباس (عباس) پناهينين يازديغي "خانيم ننه"  [١]، ايکينجيسي عراق اوجقاراوباميزدان کرکوکلو يازار و قوشار "ايسماعيل سرت تورکمان" طره‌فينده‌ن يازيلميش اولان "گورگوربابايا سلام" [٢]، سونونجوسو ايسه خوراسان آوشاريورد اوجقاراوباميزدان بئش بارماق داغي`نين شهه‌ري بوجنورددان اولان آراشديرماجي و قوشار "علي اکبر سراجي" طره‌فينده‌ن يازيلميش "ياد اولسون" [٣] قوشاقلاريدير.

۴-حئيده‌ربابادان اسينله‌نه‌ره ک يازيلان سون اثه‌رله‌ردن بيري ده، تورک‌ائلي- گونئي آزه‌ربايجانين مرکه‌زي اوستانيندان گلير. بو قوشاغين آدي "قالينجا داغي" (حاجي ريضوان) اولوپ کوموزانلي (کوميجانلي) تورک آراشديرماچي و قوشار و "کميجان وئبلاقلاري"نين يييه‌سي سايين محمد کميجاني طره‌فينده‌ن قله‌مه آلينميشدير. محمد کميجاني بو قوشاغي يازما نده‌نيني بئله آچيقلايير: "کوميجان`ين تورک ديليني ياشاتماق و قوروماق اوچون، حاجي ريضوان آدلي قوشاغي تورک ديلينده قوشموشام" (برای ابقای زبان ترکی کميجان، منظومه‌ای را تحت عنوان حاج رضوان به زبان ترکی سروده‌ام) (http://komijanhjrzvan.persianblog.ir/)

۵-بو ياپيتين ياراديلماسي تورک و آزه‌ربايجان گؤرک‌سؤزونده (اده‌بيياتيندا) اؤنه‌ملي بير اولاي ساييلماليدير. اونوتولماماليدير کي حئيده‌ربابايا دا اسين قايناغي اولدوغو دوشونوله‌ن و يوز ايل بوندان قاباق ١٩٠٠ ده "موصطافا قولو" طره‌فينده‌ن سؤيله‌نه‌ن "آپارما سئل، آماندير" [٤] قوشاغي دا، گينه تورک‌ائلي‌ن - آزه‌ربايجانين بوگون مرکه‌زي اوستاني آدلانان بؤلگه‌سينده ياراديلميشدي. بو ياپيت دا داها اؤنجه‌له‌ري سؤزوموز وئبلاقلار ديزيسينده تانيتيلميشدير.

Wednesday, June 1, 2016

اسلاميستهاي ترکيه و مشروعيت دادن به تأسيس دولت کردستان بر روي سرزمينهاي غيرکردي


اسلاميستهاي ترکيه و مشروعيت دادن به تأسيس دولت کردستان بر روي سرزمينهاي غيرکردي

مئهران باهارلي

١- اسلاميستها ترکيه را به سوي تجزيه مي‌برند. تهديد تجزيه‌ي ترکيه هرگز مانند امروز مساله‌اي جدي نبوده است و يگانه عامل آن نيز حاکميت اسلاميستي به رهبري اردوغان است.

سياستهاي درازمدت غلط دولت تركيه در مقابل مساله‌ي كرد در طول قرن گذشته (نفي و سرکوب هويت ملي کرد، مبارزه با دمکراتيزاسيون و فدرال شدن کشورهاي ايران، عراق و سوريه، ...)، براي کردها يك ايماژ ملت مظلوم ساخت. سياستهاي غلط اردوغان هم، براي پ ک ک و خواستهايش از جمله تأسيس دولتي کردي در داخل ترکيه که اوجالان پس از دستگيري از آن منصرف شده بود، و در سراسر شمال سوريه، مشروعيت جهاني روزافزون ايجاد کرد. سياستهاي فاجعه‌آميز اردوغان و اسلاميستهاي تركيه باعث قدرت گرفتن نظامي پ ك ك و مشروعيت سياسي دادن به آن در مقياس جهاني شد. در حاليكه پ ك ك در زمان به اقتدار رسيدن اردوغان تقريبا در حال متلاشي شدن بود. پ ک ک پس از دستگيري اوجالان در دوره‌ي اجويت تمام مشروعيت خود را در ترکيه و در مقياس بين‌المللي از دست داد. به لحاظ لوژيستيک نيز فلج شد. با شروع پروژه‌ي کورد آچيليمي توسط اردوغان و مديريت نادرست آن توسط وي پشت درهاي بسته توسط سازمانهاي اطلاعاتي و مخاطب قرار دادن پ ک ک،... اين سازمان دوباره احيا شد و به بازسازي نيروهاي خود، هم در کشورهاي عراق، سوريه، ايران و هم در داخل شهرهاي کردنشين و ترک‌نشين و عرب‌نشين ترکيه پرداخت.

پس از تَرکِ تقيه از سوي اردوغان و اتخاذ علني مشي اسلاميستي سني، استبدادي، آنتي‌دمکراتيک و جنگ‌طلبانه در داخل و خارج کشور و بويژه حمايت وي از گروههاي سني اسلاميستي مرتجع بعضا سلفي و  تروريستي در منطقه و سوريه، اردوغان عملا افکار عمومي جهان و مراکز تصميم‌گيري جهاني و قدرتهاي منطقه‌اي را به حمايت از پ ک ک و متفقانش راند. اين سياستها همچنين باعث اصلي دخالت روسيه در سوريه براي دو برابر کردن قلمرو تحت کنترل پ ک ک و ايجاد و تثبيت دولتي کردي شامل اراضي ترک و عرب غير کردي در داخل سوريه در سراسر مرزهاي جنوبي ترکيه از مرز عراق تا سواحل مديترانه است.