Friday, September 30, 2016

حسام الدين حسين‌اوغلو سحابي افندي درجزيني همداني


حسام الدين حسين‌اوغلو سحابي افندي درجزيني همداني

Thursday, January 26, 2012                  


مئهران باهارلي

«حسام الدين حسين‌اوغلو سحابي افندي»، گونئي آزه‌ربايجان`ين همه‌دان بؤلگه‌سينده يئرله‌شه‌ن درجه‌زين (درگزين) اوروندا (شهه‌رينده) دوغولدو. عوثمانلي خاقاني، قانوني سولطان سولئيمان، تبريز فتحي سيراسيندا بورايا گيردييينده، قدري چله‌بي افه‌ندي (قدري چلبي افندي) اونونلا تانيشيپ يئته‌نه‌ييني گؤرموش و ١٥٣٥ده خاقانين ايسته‌يي اوزه‌ره بيله‌سيني ايستانبولا گتيرميشدير. ايستانبولدا ٣٠ ايل عوثمانلي ارکله‌تي (دئوله‌تي) قوللوغوندا چاليشديقدان سونرا ١٥٦٣ده اؤلموش و اورادا گؤمولموشدور.

سحابي، يئته‌نه‌کلي بير قوشار (شاعير)، يوکسه‌ک بوته‌م (دين) ائييتيمي آلميش بيلگيلي بير اؤته‌کچي (تاريخچي)دير. «نوربخشي» سوره‌يينه (طريقتينه) باغليدير. قاراداشي «بيداري» ده باشاريلي بير قوشاردير. سحابي`نين تورکجه ديوان و فارسجا قوشوقلاري واردير. تورکجه قوشوغو، ساغلام ياپيلي، آنلام باخيميندان وارسيل، ايچده‌ن، دوغال، آنلاشيلير، آخيجي و آچيقدير. صحابي و عراقلي اولو تورک قوشاري «فوضولي» غزه‌ل.له‌ري آراسيندا، ايچه‌ريک و بيچه‌م (اسلوب) باخيمدان بنزه‌رليکله‌ر واردير. قارداشي کيمي، او دا سولطان سولئيمان`ين ياخينلاريندان اولموشدور. سولطان`ين اؤتونوسو (خواهشي) ايله ايمام غزّالي`نين "کيمياي سعادت" پيتيييني "تدبير اکسير" آدي آلتيندا تورکجه‌يه چئويرمه‌يه باشلاميش، اؤلومونده‌ن آز اؤنجه، بو تورکجه چئويريني بيتيره‌ره‌ک اؤز ديواني ايله بيرليکده قانوني`يه سونموشدور.


Wednesday, September 28, 2016

ترکهاي نجم‌آباد آزربايجان-ساوجبلاغ- استان تهران


ترکهاي نجم‌آباد آزربايجان-ساوجبلاغ- استان تهران

مئهران باهارلي

۲۰۰۲


ناحيه‌ي نجم‌آباد  از تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک، موطن شخصيتهاي تاريخي برجسته‌ي تورک مانند «محمد مصدق» و «شيخ هادي نجم‌آبادي» است. (شيخ هادي نجم‌آبادي و شماري از اطرافيانش، علاوه بر داشتن نقشي تعيين‌کننده در تاريخ مدرنيته و حرکت مشروطيت در تورک‌ائلي-آزربايجان و ايران، همچنين در جرگه‌ي زمينه‌سازان ترک‌گرايي مدرن و دمکراتيک در تاريخ‌اند. شيخ هادي نجم‌آبادي خود وابسته به جريان «اتحاد اسلام» و مدافع فعال آن بود. «سيد اسدالله خرقاني» شخصيت تورک و موسس «انجمن سعادت» در عثماني که وابسته به «کميته‌ي اتحاد و ترقي» بود، همچنين «ميرزا حسن رشديه» موسس نخستين مدارس تورک و کتب درسي آموزش زبان ترکي از شاگردان شيخ هادي نجم‌آبادي‌اند. دو تن از برجسته‌ترين شخصيتهاي زن در تاريخ معاصر ترک و موسسين «انجمن مخدرات وطن»، از نخستين انجمنهاي زنان در ايران، «آغابيگم نجم‌آبادي» دختر شيخ هادي نجم‌آبادي و «سکينه کنداشلو (گونده‌شلي)» همسر وي هستند). «منطقه‌ي باستاني ازبکي» در اين بخش از تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک قرار دارد.


Sunday, September 25, 2016

زنده باد خوييها، زنده باد تورکها، زنده باد علي‌احسان پاشا و ژون تورکها


زنده باد خوييها، زنده باد تورکها، زنده باد علي‌احسان  پاشا و ژون تورکها

«ياشاسين خويلولار، ياشاسين تورکله‌ر، ياشاسين علي‌احسان پاشا، ژؤن تورکله‌ر»

مئهران باهارلي

سؤزوموز

محقق گرامي عليرضا مقدم يک سند تاريخي-سروده‌ي تورکي در باره‌ي حماسه‌ي مقاومت متحد مردم تورک شهر خوي و اردوي عثماني در مقابل سپاه تجاوزگر ارمني به فرماندهي ژنرال آندرانيک اوزانيان در سالهاي جنگ جهاني اول را بازيافته و آنرا در شماره‌ي ۴۳ مجله‌ي خوي‌نگار منتشر کرده است. جا دارد که اين سند فوق العاده ارزشمند، از جهات گوناگون تدقيق و تحليل و بررسيهاي متعددي در باره‌ي آن انجام شود.

اين سروده‌ي تورکي نوشته شده به سال ۱۹۲۳، محاصره‌ي غافلگيرانه و بمباران خوي توسط نيروهاي مهاجم ارمني (۲۶-۲۱ ژوئن ۱۹۱۸)، وحشت و پريشاني زنان و کودکان، دعوت مردم به مقاومت در برابر دشمن از سوي عثمانيان (يوسف ضياء بيگ، عبدالرحمن بيگ، ...) و برخي از مدافعين بومي شهر (علي آقا عارفي، بالا زر خانيم، ...)، به توپ بستن، گلوله‌باران و کشتار مردم بي‌دفاع تورک از سوي نيروهاي ارمني، هلاک شدن اهالي و پناهندگان (از اورميه، ديلمقان-سلماس، ...) در طول محاصره توسط بيماريهاي دوران جنگ، شتافتن اردوي عثماني به فرماندهي علي‌احسان پاشا به ياري مردم خوي، مقاومت و جنگيدن دوش بدوش و دليرانه‌ي دستجات مسلح و چريکهاي تورک بومي و فرماندهان و عساکر اردوي اسلام و اهالي خوي از زنان و مردان و پيران و جوانان و مهاجرين سلماس-ديلمقان و اورميه در برابر متجاوزين، شکستن محاصره و تار و مار کردن متجاوزين ارمني، نجات مردم خوي و در نهايت قدرداني و ستايش مردم تورک از نيروهاي مسلح نجاتبخش عثماني و ژون تورکها را به تصوير مي‌کشد.

در زير نخست متن شعر تورکي را با الفبا و املاء فونتيک-مدرن تورکي، ترجمه‌ي فارسي آن توسط خودم، متن تورکي شعر با الفباي تورکي-لاتيني، و سپس توضيحاتي در حواشي اين سند را داده‌ام.

ياشاسين خويلولار، ياشاسين تورکله‌ر – دوشمه‌نی داغيتدی يکسر ژؤن تورکله‌ر


Friday, September 23, 2016

نه‌‌اي به آن چشمهاي مهربان و پر اميد


نه‌‌اي به آن چشمهاي مهربان و پر اميد

Wednesday, February 12, 2003

سؤزوموز

خانمي ترک از تبريز زبان به شکايت گشوده، از وضع اسفناک زبان و ادبيات ترکي مي‌نويسد و از تهديد زبان و ادبيات ترکي و رو به انقراض رفتن آن (در واقع منقرض کردن آن) ابراز تاسف مي‌کند

وبلاگ ايران‌دوست - زبان آذري مهجور و نامنسجم-



«سلام، من يک آذري هستم. يا بعبارت خودماني‌تر يک ترک با تمام خصوصيات يک زن ترک، علاقمند به زبان گويش و ادبيات ترکي. دلم مي‌خواهد کمي غرغر کنم و شکايت کنم. اما نمي‌دانم از کي و به کي بايد غر بزنم. دوستان آذري‌زبان مي‌دانند که هر خانه لهجه و گويش مخصوص به خود دارد. زبان آذري هيچ کجا آموزش داده نمي‌شود. خط و کتابت اين زبان با استفاده از الفباي عربي (يا همان فارسي خودمان) است که بعلت کمبود حروف اين الفبا بسيار مشکل مي‌نمايد. خواندن نوشتاري به زبان آذري براي بسياري از خود ما آذري‌ها مشکل و صعب است. تهاجم بي‌حد و حصر زبان فارسي لغات بکر و واژه‌هاي گوياي اين زبان را تهديد مي‌کند. حتي يک خودآموز يا لغتنامه‌ي معتبر براي اين زبان موجود نيست. تنها مساله‌اي که اين زبان را از انقراض حفظ مي‌کند، تعداد روزافزون آذريهاست و بس. نوشته شده در ساعت 2:53 AM توسط nazanin»


تورک ديليني خوشلاريق. فتح اللّه اوجي. تورک‌ائلي-آزه‌ربايجان- همدان- کوره‌نگ-قاباق‌تپه


تورک ديليني خوشلاريق

فتح اللّه اوجي

تورک‌ائلي-آزه‌ربايجان- همدان- کوره‌نگ-قاباق‌تپه


Tuesday, September 20, 2016

مجدالسلطنه افشار ارومي: تورکها برجسته‌ترين و غيورترين ملتها (دونيانين ان معظم و غيور ملتي اولان تورکله‌ر)


مجدالسلطنه افشار ارومي: تورکها, برجسته‌ترين و غيورترين ملت دنيا (دونيانين ان معظم و غيور ملتي اولان تورکله‌ر)

مئهران باهارلي

مجدالسلطنه افشار ارومي، برجسته‌ترين شخصيت ملي ما در دوره‌ي تشکل شعور و هويت ملي تورک به معني مدرن در ايران-آزربايجان (۱۹۴۰-۱۸۷۵) است. او يک سياستمدار، نظامي، دولت‌شخص، روشنفکر، پوبليسيست و به تعبيري جامع آتاتورک و رسولزاده در يک فرد است. اما مجدالسلطنه داراي بعد مهم ديگري، محقق و اديب و تاريخنگار بودن، آنهم در ادب و فرهنگ و تاريخ تورک نيز مي‌باشد.

در شماره‌هاي ۵ و ۶ مجله‌ي «تورک يوردو» چاپ استانبول، به تاريخ ۱۶ مارس و ۱ آوريل ۱۹۱۶، يک مقاله‌ي تورکي به نام «بير جواب مناسبتيله- ايران ادبياتينا بير نظر» (به مناسبت يک جواب- نظري بر ادبيات ايران) از مجدالسلطنه منتشر شده است. اين مقاله پاسخي است طولاني به سري مقالات سليمان نظيف در نشريه‌ي «مجموعه‌ي ادبيات عموميه» که در آنها وي ميراث فرهنگي و مدني سلاطين و حکام تورک در تاريخ را به باد انتقاد گرفته و ادبيات تورکي را ريزه‌خوار ادبيات تاجيکي-ايراني شمرده بود.

مطالب مطرح شده در مقاله‌ي تورکي جوابيه‌ي مجدالسلطنه را مي‌توان به چهار دسته تقسيم کرد:

۱-بخشهاي مربوط به ستايش و مدح هويت و ميراث تاريخي تورک، با نقل ابياتي فارسي از مسعود سعد سلمان در تائيد همين خصوص و ترجمه‌ي آنها به تورکي توسط مجدالسلطنه

۲-بخشهاي مربوط به دفاع از ميراث مدني و فرهنگي سلاطين و زمامداران تورک در تاريخ، با دادن و ذکر نمونه‌هائي از معارف‌پروري،  فرهنگ‌دوستي، خدمات و حمايتهاي آنها از علوم (نجوم، هندسه، تاريخ‌نگاري ....) و هنرها (ادبيات، شعر، خطاطي، معماري، ...)

۳-بخشهاي مربوط به ارائه‌ي ستايش‌آميزي از تاريخ مختصر شعر و ادب فارسي- ايراني

۴-بخشهائي که در آنها مجدالسلطنه بعضي ديدگاههاي تحول‌خواهانه و متجدد و مترقي فرهنگي و سياسي خود در باره‌ي تصفيه‌ي زبان تورکي از لغات اجنبي، تغيير الفبا، نکوهش کهنه‌پرستي، نيز پشتيباني از جنبش استقلال تورکها در تورکستان و  ...را مطرح مي‌کند.


جمشيدخان بکيشلو مجدالسلطنه افشار اورومي


جمشيدخان بکيشلو مجدالسلطنه افشار اورومي
Cemşidxan Bekişli Mecd ül-Seltene Avşar Urumi

مئهران باهارلي

يکي از رهبران سياسي و نظامي خلق تورک و شخصيتهاي برجسته‌ي روشنفکري، فرهنگي و ادبي تاريخ معاصر تورک‌ائلي- جنوب آزربايجان که توسط تاريخ‌نگاري فارس‌گرا – پان‌ايرانيستي و روس‌محور –آزربايجانگرائي استالينيستي از صحنه‌ي تاريخ و حافظه‌ي تاريخي ملت تورک بالکل حذف شده، «جمشيدخان بکيشلو افشار اورومي مجدالسلطنه» است. وي در تاريخ معاصر خلق تورک ما، جمع بين آتاتورک و رسولزاده بشمار مي‌رود.

جمشيدخان افشار بکيشلو اورومي (جمشيد اردشير افشار) ملقب به مجدالسلطنه، فرزند اردشیرخان بکيشلو سرتیپ افشار از روشن‌‌انديشان و از نظاميان دلاور اورمو (اورميه)، از دولت‌شخصها و سياستمداران، از محققين و محررين، از تاريخنگاران و پوبليسيستها، از ثروتمندان و بزرگان و از قهرمانان ملي تورک است. جمشيدخان افشار بکيشلو اورومي سياستمدار و نظامي تورکي است که در يکي از بحراني‌ترين برهه‌هاي تاريخ تورک‌ائلي- جنوب آزربايجان، در تضمين امنيت توده‌ي تورک و آزادسازي و دفاع از شهرهاي تورک و کل تورک‌ائلي-آزربايجان در مقابل متجاوزان روس، انگليس، ارمني، آسوري و کرد نقش بسزایی ايفا نموده است.

مجدالسلطنه افشار اورومي يکي از نخستين نمايندگان جنبش خودآگاهي ملي تورک در آغاز قرن بيستم و برجسته‌ترين سيماي آن است. حيات و فعاليتهاي اجتماعي، سياسي، نظامي و مناصب دولتي مجدالسلطنه افشار اورومي صرفا در دفاع از توده‌ي تورک و تورکيت و تورک‌ائلي-آزربايجان خلاصه مي‌شود. او به لحاظ هويت ملي خود را «تورک» مي‌دانست و بدان فخر و مباهات مي‌کرد. وي که در عرصه‌ها‌ي ادبي، فرهنگي و سياسي در ارتباط تنگاتنگ با قلمروي عثماني و قفقاز بود، مدافع جدائي دين از دولت و لاتين‌سازي الفباي زبان ترکي بود. او به فرهنگسازي، رفرميسم، پراگماتيسم، اعتراضات سازنده و بدور از خشونت و نافرماني مدني مانند تظاهرات و تحصن و فعاليتهاي مطبوعاتي اعتقاد داشت.

Sunday, September 18, 2016

ايدئولوژي - دکترين استعماري مولدونيسم


ايدئولوژي - دکترين استعماري مولدونيسم

مئهران باهارلي

بخش دوم از: مولدونيسم و آزربايجانيسم، دو ايدئولوژي استعماري روسيه-شوروي استالينيست

استالين براي حل مشکل ملتيها و يا گروههاي ملي دشمن در اتحاد شوروي سه روش را بکار مي‌برد:

١-در مورد گروههاي دياسپوري که در اتحاد شوروي به طور پراکنده ساکن و داراي وطني در خارج قلمروي آن بودند، روش ترجيحي عمده‌ي استالين، تيرباران و حذف فيزيکي آنها بود. مانند نمونه‌ي آلمانيها، لهستانيها، فنلانديها، لاتويائيها، ژاپنيها و ..... که صدها هزار تن از اين گروههاي ملي تيرباران گرديدند.

٢- در مورد گروههاي کم‌شمار ملي که فقط در داخل اتحاد شوروي وجود داشتند، روش ترجيحي عمده‌ي استالين، تبعيد-اخراج جمعي اين گروههاي ملي به اردوگاههاي کار اجباري و کولونيهاي بردگي در سيبري، آسياي دور و آسياي ميانه، به منظور نابود ساختن فيزيکي آنها در طول زمان بود. مانند نمونه‌ي تاتارهاي کريمه، چچنها، قاراچايها، اينگوشها، بالکارها، کالميکها، .... بسياري از اين گروهها حين انتقال و يا در مقصد و در سالهاي آتي به سبب نبود مسکن، قحطي، بيماري و يا بيگاري افراطي تلف شدند.

٣-در مورد برخي از سرزمينهاي ضميمه- اشغال شده توسط روسيه- شوروي، که داراي جمعيت پرشمار بودند و هم در کشور اصلي مجاور و هم در بخش اشغال-ضميمه شده شعور ملي بالائي وجود داشت و اين نيز همواره ريسک جدائي آنها از اتحاد شوروي و استقلال و يا الحاق با کشور مجاور را زنده نگه مي‌داشت، روش ترجيحي عمده‌ي استالين، حذف و بين بردن هويت ملي گروه مزبور و به جاي آن ايجاد يک هويت ملي و ملت جديد بر اساس جغرافياي اشغال-ضميمه شده بود. نمونه‌ي کلاسيک اين نوع دسيسه‌ - عمليات ملت‌سازي استالينيستي، ايجاد "ملت آزربايجان" از ترکهاي ساکن در جنوب قفقاز بر اساس "ايدئولوژي آزربايجانيسم"، و آفرينش "ملت مولدون" از رومنهاي ساکن در بسارابي بر اساس "ايدئولوژي مولدونيسم" است.

بدين معني، آزربايجانيسم و مولدونيسم، دو ايدئولوژي استعماري- دکترين سياسي براي تحکيم حاکميت روسيه-شوروي بر سرزمينهاي اشغالي به ترتيب تورک و رومن توسط اين دولت‌اند. به لحاظ تاريخي در شوروي استالينيستي، آزربايجانيسم بر اساس دشمني با هويت ملي تورک -تورکي و تورکيه؛ و مولدونيسم در دشمني با هويت ملي رومن-رومني و روماني ايجاد شده‌اند. هدف اتحاد شوروي-استالين از ايجاد اين دو ايدئولوژي-دکترين، ريشه‌کن کردن کوچکترين احتمال تاثيرپذيري اين نواحي به ترتيب از تورکيه و روماني و خشکاندن ريشه‌ي سوداي جدائي آنها از شوروي، آرمان استقلال و يا اتحاد-الحاقشان به دو کشور مزبور بود. جوهر و عملکرد اين دو ايدئولوژي، نابود ساختن هويت ملي به ترتيب تورک در قفقاز جنوبي و رومن در بسارابي و ساختن ملتهاي جديد به ترتيب آزربايجاني و مولدون از آنها است.

Wednesday, September 14, 2016

حسين‌خان بوجاقچي شجاع السلطان

حسين‌خان بوجاقچي شجاع السلطان

مئهران باهارلي

Saturday, May 08, 2004

/http://kerman-tr.blogspot.com

سؤزوموز

نوشته‌ي زير که توسط يکي از دوستان بسيار عزيز بوچاقچي از استان کرمان ارسال شده، حاوي اطلاعاتي عمومي در باره‌ي ايل بوجاقچي و «حسين‌خان بوجاقچي شجاع السلطان» (۱۸۹۱-۱۹۵۰) ميباشد. «حسين‌خان» فرزند و جانشين «اسفنديارخان» رييس ايل بوجاقچي است که در سالهاي جنگ جهاني اول از سوي ژنرال پرسي سايکس مسئول کنسولگري بريتانيا در کرمان، رابين هود ايران لقب گرفته بود.

۱- بوچاقچيها، نقش بسيار قابل ملاحظه و مهمي در شورش ضد انگليسي ترکان ساکن در جنوب ايران در سالهاي جنگ جهاني اول بازي نموده‌اند. اسفندیارخان بوجاقچی در ۱۹۰۰ ـ ۱۸۹۸ شهر سیرجان را متصرف شد ولی در آن شهر به قتل رسید. در جریان جنگ جهانی اول بوجاقچيها به رهبری حسین‌خان با انگلیسی‌ها به جنگ پرداختند و با نیروهای پلیس جنوب (S.P.R.) درگیر شدند. در مرحله‌ي سيرجان شورش در آگوست-اکتبر ١٩١٦ حسين‌خان عده‌اي از زندانيان آلماني و اتريشي را از زندان انگليسي‌ها فراري داد و به ياري برخي از اسرا، عيدآباد مرکز سيرجان را به مدت کوتاهي تصرف نمود. در سال ۱۹۱۸ بوجاقچیها به رهبري آقا مرادخان معروف به شکوه السلطان پسر عموي حسين‌خان، وارد شهر کرمان شدند. در سال ۱۹۴۳ حسين‌خان بوجاقچي دوباره طغيان کرد و مدت سه ماه با ارتش پهلوي به جنگ پرداخت.

۲-در اين مقاله همچنين نام بزرگاني از تيره‌ي ساري سعدلوي بوجاقچي (اکبرخان، پسرش علي ‌عسکرخان، پسر وي حيدر قلي‌خان) و تيره‌ي قارا سعدلوي بوجاقچي (امير علي‌خان، پسرش حسن‌خان، نوه‌ي وي اسفنديارخان، پسرش حسين‌خان)، همچنين قهرمانان ملي خلق ترک «عبدالحسين‌خان بهارلو» و «صولت الدوله قشقايي» ذکر ميشود. صولت الدوله قشقايي رهبر افسانه‌اي خيزش ايلات ترک ساکن در جنوب ايران بر عليه انگليس در سالهاي جنگ جهاني اول و «عبدالحسين خان بهارلو» رهبر شجاع، سياستمدار و کاردان ايل ترک بهارلو از ايلات خمسه (بئش‌اويماق) در شورش و نبرد بر عليه قواي انگليس بود که در زندان رضاخان درگذشت.

۳-در ربع اول قرن بيستم بويژه سالهاي جنگ جهاني اول، رهبران دياسپوراي خلق ترک ساکن در جنوب ايران، از جمله حسين‌خان بوجاقچي، عبدالحسين‌خان بهارلو، صولت الدوله قشقائي، ميرزا رفيع‌خان افشار، ... ، مانند رهبران توده‌ي ترک در تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک از جمله جمشيدخان مجدالسلطنه افشار ارومي، ... کاملا آگاهانه در هم‌سوئي با اردوي نجات‌بخش عثماني و هماهنگ با حرکت اتحاد اسلام عمل مي‌نمودند (کلا در جريان جنگ جهاني اول، همه‌ي طوائف ترک در سرتاسر ايران متفق نظامي اردوي عثماني بودند). اما منابع فارسي فعاليتها و مبارزات رهبران خلق ترک در جنوب ايران را به صورت آزاديخواهي، مشروطه‌طلبي، استعمارستيزي و ... تقديم مي‌کنند. اين در حاليست که در منابع تاريخي، حتي از دلائل فراري دادن عبيدلله افندي سفير عثماني در افغانستان توسط حسين‌خان و تحويل دادن وي به سفارت عثماني در تهران، «تعصب ايلي و اسلامي» حسين‌خان ذکر ميشود. از آنجائيکه «تعصب ايلي و اسلامي» شخصيتهاي ترک که در آن دوره آگانه با نيروهاي آزاديبخش عثماني همکاري مي‌کردند، نام ديگر «شعور ملي ترک» بود، بنابراين اينگونه شخصيتها را بايد در زمره‌ي نسل نخست ترک‌گرايان و حرکات تحت رهبري آنها را بخشي از جنبش ملي دمکراتيک ترک (بين ۱۸۷۵-۱۹۴۰) به شمار آورد.