Tuesday, November 29, 2016

ايناللي سووقاتي (سوغات اينانلو)- اشعار ترکي

ميرزا باقر اينانلو [اواخر قرن نوزده]

آن طوري که از قرائن بر مي‌آيد و معمرين قوم نقل کرده‌اند، ايام زندگي وي قبل از ميرزا علي‌بابا اينانلو بوده است. در دامنه کوهي در شمال شرقي دوگان و  جرغه «در منطقه قره بلاغ فسا» غاري است منتسب به اين شاعر. گويا وي که صاحب رمه و گله گوسفند بوده، در اين مکان اقامت داشته و غار مذکور محل نگهداري گوسفندان وي بوده است.

اي آقالار! بو دنيايا گله‌لي                               
ازليندن صاحب اقبال اولماديم
فلک، غم-درديني آشتي (آچدي) اوزومه          
بير زمان شاد اولان خوشحال اولماديم         

ايسارديم غول ائده کردگار مني                       
آپارا، ساتوردا او تجار مني                          
خريد ائتمز او زليخا يار مني                             
يوسف کيمين صاحب جمال اولماديم          

يار يولونا چکه‌ر انتظار گؤزوم                          
بلکه بهار اولا، خوش اولا يازوم    
ازليندن بختي قارا من اوزوم                           
نچون يار درديندن ابدال اولماديم    

باقر دئيه‌ر سريم يارا فدا جان                          
يانديگيمي چارا ائتمم جدا جان       
درگاهيندا من نيلاديم خدا جان                       
من يار اينان بير هم‌وصال اولماديم

ايناللي سووقاتي (سوغات اينانلو)- مقدمه و لغتنامه


ايناللي سووقاتي (سوغات اينانلو)

گزيده‌اي از اشعار ترکي شعراي ايل ترک ايناللي-اينانلو در استان فارس- جنوب ايران
برگرفته از سايت «شعرا و نويسندگان ايل اينانلو- ياشاسون اينانلو ائلي»- «خرم احساني چايان اينانلو»

آنيقلايان (حاضيرلايان)، اؤنسؤز،سؤزلوک: مئهران باهارلي

مقدمه (مئهران باهارلي):

۱-ايل اينانلو از ايلهاي مهم در تاريخ سياسي و تباري خلق ترک ساکن در آزربايجان-تورک‌ائلي و ايران است. نام اين ايل از واژه‌ي ترکي «يينال»-«اينال» به معاني کسى که يقينا بر چيزى واقف است، مشاور، امين، معتمد، صاحب منصب، کسى که از طرف مادر اصيل‌زاده و از اعيان و اشراف و از طرف پدر از زمره‌ي عوام باشد است. يينال همچنين يک عنوان در دولتهاي باستاني و قديم ترک و معادل کنت و بارون در زبانهاى اروپائي است. يينال در گذشته يکي از نامهاي رايج در ميان مردم ترک و اسم چند شخصيت تاريخي مشهور ترک بوده است. از جمله «يينال تيگين» از فرماندهان اوغوز در قرن ۱۰ ميلادي و «ابراهيم يينال» (۱۰۵۶) از فرماندهان سلجوقيان، حاکم اصفهان و يزد در فارسستان و برادر ناتني توغرول بيگ و چاغري بيگ امپراتوران سلجوقي (از ابراهيم يينال و پيرامونيان وى در تاريخ به نام يناليان Yenalian ياد مي‌شود). يينال همچنين نام يک بيگليک و يا دولت محلي تورکمان بنام «يينال‌اوغوللاري» (Inalids)، تاسيس شده توسط «يينال بيگ تورکمان» در منطقه‌ي آميد-دياربکر در جنوب شرقي آناتولي و يا سرزمين «تورکمانيه»ي بعدي (۱۰۹۸-۱۱۸۳) است. در دوره‌ي اينال‌اوغوللارى در آميد، کتابخانه‌اى با بيش از ۴۰۰۰۰ کتاب تاسيس شده بود. يينال‌اوغوللاري در ميان دولتهاي متعلق به تاريخ دولتمداري مشترک ترکيه-آزربايجان جاي دارد. نام ييناللي-ايناللي با مرور زمان فرمهاي گوناگوني چون اينانلو (پس از پيوستن به شاهسونها) و با ريشه‌شناساييهاي عاميانه‌ي ترکي ايلانلو، عربي ايمانلو (در سوريه و مناطق عربي ترکيه، ايمانجا) و فارسي آينالو-آيينه‌لو (در قرن نوزده، به سبب حمل تفنگ اتريشي آيينه‌دار ورندل)، آيينلو و به اشتباه اينارلو، عين آلو و ... را به خود گرفته است.

مسقط الراس ايل ايناللو مانند همه‌ي تورکان اوغوز نخست سرزمين ترکستان-آسياي ميانه، و از زمان امپراتوري سلجوقي در قرن يازده جنوب شرقي آناتولي و غرب آزربايجان-تورک‌ائلي است. ايناللوها در تاريخ طولاني خود بخشي از هويتهاي قومي و ايلي «اوغوز» و سپس «تورکمن» در ترکستان، و پس از ورود به آناتولي و آزربايجان در قالبهاي «تورکمان»، «افشار»، «قزلباش» و «شاه سئوه‌ن» بوده‌اند. ايناللوها به لحاظ منسوبيت اوغوزي، ابتدائا به احتمال زياد از طائفه‌ي «بيگديلي» و به احتمال کمتري از طائفه‌ي «بيات» بودند که بعدا به طائفه‌ي «افشار» ملحق شده‌اند. هر سه طائفه‌ي بيگديلي، بيات و افشار به همراه دؤگر متعلق به شاخه‌ي «بوز اوخ» (در مقابل اوچ اوخ) ترکهاي اوغوز بودند. در قرن ۱۵ ميلادي ايناللوها در آناتولي به اتحاديه‌ي ايلي آغ‌قويونلوها پيوستند و بخشي از آنها در ترکيب شاملوها به آزربايجان و ايران وارد شدند. در ترکيه ايناللوها تقريبا در سرتاسر اين کشور از جمله در نواحي آماسيا، چانقيري، سامسون، آنکارا، آدانا، چوروم، يوزقات، آنتاليا، سيواس، تارسوس، مرزيفون، ماراش، نوشهير، تکيرداغ، آرتوين.... پخش شده‌اند. نيز گروه بزرگي از ايناللوها بين قرون ۱۳-۱۵ ميلادي در سوريه در نواحي حلب، رقه، حماه، حمص، .... مسکن گزيده است.



Monday, November 28, 2016

فراکسيون «ترک‌زبانها»؟!!


فراکسيون «ترک‌زبانها»؟!!

اگر اين فراکسيون فقط يک کار مثبت کرده باشد، آن هم بکار بردن نام «ترک» است، بدون پسوند و پيشوند براي يک تشکل سياسي، آنهم قانوني و آنهم دولتي و آن هم داخل ايران. اين است آن تابوشکني و آن ارج و آن اهميت و معناي تاريخي که تشبث براي تشکيل اين فراکسيون با نام «ترک» دارد، نه عملکردهاي آتي آن. تشکيل فراکسيون با نام ملي «ترک»، نه تنها امري مثبت است، بلکه حادثه‌اي منحصر بفرد و تاريخي است. زيرا پس از خيانت رهبران ترک مشروطيت که هويت ملي ايراني-فارسي را اساس حرکت خود و دولت ايران قرار دادند، نمايندگان ترک مجلس پس از صد و ده سال براي اولين بار اقدامي در راستاي منافع ملي خلق ترک و شناختن هويت ملي واقعي وي انجام دادند.

عده‌اي با سوء نيت و با انگيزه‌ي ترک‌هراسي، شماري به سبب فقدان حس اعتماد به نفس و خودسانسوري ناشي از آن، برخي نيز به دليل سطحي‌نگري و عدم تعمق و دقت کافي به معني اين نامگذاري، به هنگام اسم بردن از فراکسيون نمايندگان مناطق «ترک»نشين، از آن به صورت فراکسيون «ترک‌زبانها»، «آزريها»، «آزري‌زبانها» و .... ياد مي‌کنند. حال آنکه نام اين فراکسيون همان است که تشکيل‌دهندگان و اعضاء آن زير فرم تقاضا براي تاسيس آن امضاء کرده‌اند: فراکسيون نمايندگان مناطق «ترک»نشين، نه «ترک‌زبان»‌نشين.

در متن امضاء شده، فراکسيون مناطق «ترک» آمده است و مهم اين نام است. و الا اعضاي اين فراکسيون آنرا در مناسبات گوناگون با نامهاي مختلف از جمله آزري‌زبان هم ناميده‌اند. نيز ممکن است در آينده بر اثر فشارها و تضييقات، نام «ترک» را تغيير داده و يا حذف کنند. حتي از ثبت رسمي آن جلوگيري شود. اينها مهم نيست. مهم، کاربرد آن نام حاوي فقط «ترک» در فرم و اعلاميه‌ي اوليه‌ي تاسيس اين فراکسيون است که به عنوان سندي دال بر وجود هويت ملي «ترک» در ايران و وقوف بر آن، يعني وجود «شعور ملي ترک» در تاريخ ثبت شد. فقط اين نقطه است که يک نخستين و تابوشکني تاريخي بشمار مي‌رود.

در اينجا بحث بيشتر از نامهايي که ما طرفدار آنيم و يا آنها را درست و مفيد مي‌شماريم، کاربرد دقيق نامهاي نهادها و تشکلات و گروهها و جريانها، همانگونه که خود مي‌نامند و امانتداري در نقل و انعکاس پديده‌ها و رويدادهاي تاريخي است. زيرا اين نامها هر کدام داراي معنا و بار تاريخي معين و متفاوتي است. همانگونه که نمي‌توان مثلا نام انجمن ايالتي آزربايجان را انجمن ايالتي ترکستان ناميد، فراکسيون مناطق «ترک»‌نشين را هم نمي‌توان «ترک‌زبان»‌نشين ناميد.

افزودن هر گونه پسوند و پيشوند و يا تغيير نام اين فراکسيون از «ترک» به «ترک‌زبان»، «آزري»، «آزري‌زبان»، «شمال غرب»، «آزربايجان» و ... به هر علتي و از طرف هر شخص و مرجعي که باشد، بي‌معني و آبکي ساختن اين تشبث تاريخي و نتيجتا در خدمت سياست انکار و امحاء هويت ملي ترک در ايران است.

Thursday, November 24, 2016

فراکسيون تورک و رسميت هويت ملي تورک


فراکسيون تورک و رسميت هويت ملي تورک

قاضي‌پور عضو حزب کمونيست، سوسيال دمکرات و يا ليبرال و سبزها، مجلس شوراي اسلامي ايران هم پارلمان اروپا نيست. وي عضوي از نظام بنيادگراي شيعي-فارس‌محور و تورک‌هراس ايران است. اکنون ايشان و عده‌اي ديگر از مقامات تورک اين نظام، به هر دليلي در حرکتي تاريخي با تاسيس فراکسيون مناطق «تورک»نشين، گفتمان رسمي دولت مبني بر انکار هويت ملي تورک در ايران و آزربايجان را به چالش کشيده و در اين عرصه‌ي مشخص، خواسته و يا ناخواسته از خط قرمز دولت ايران عبور و شناخته شدن رسمي هويت تورک را بر نظام و دولت فارس‌محور و تورک‌هراس تحميل کرده‌اند. «به رسميت شناخته شدن هويت ملي تورک در ايران»، اساسي‌ترين و عاجلترين مطالبه‌ي دمکراتيک و راهبردي ملت تورک در ايران است. آنچه اهميت دارد تحقق عملي و گام به گام اين امر است، نه خيالپردازي و توقعات بي‌جايي مانند انتظار به موضعگيري وي و امثال وي بر اساس ديدگاههاي حزب کمونيست و يا ليبرال و يا مانند يک عضو پارلمان اروپا. ...

Tuesday, November 22, 2016

تورکي‌خواني و تورکي‌نويسي و رسميت زبان تورکي، ضرورت مدرنيته و مدني و معاصر شدن مردمان ايران است


تورکي‌خواني و تورکي‌نويسي و رسميت زبان تورکي، ضرورت مدرنيته و مدني و معاصر شدن مردمان ايران است

مئهران باهارلي

مفاهيم مدرنيته، سکولاريسم و مشروطيت .... همه از طريق عثماني و در درجه‌ي دوم قفقاز، يعني همسايگان تورک به ايران و آزربايجان وارد شده‌اند. يکي از دلائل مهم اين پديده آن بود که در قرون هيجده و نوزده و ربع اول قرن بيستم، علاوه بر حاکميت و مقامات رسمي، قاطبه‌ي نخبگان و روشنفکران که اکثريت نزديک به همه‌ي آنها تورک بودند، مسلط بر زبان تورکي و کاملاً آشنا به ادبيات سياسي روز عثماني و قفقاز بودند. به عبارت ديگر، زبان تورکي کانال ارتباط تورکها و ديگر مردمان ايران با جهان مدرن و ذهنيت معاصر بود.

اين يکي از دلائلي است که دولتهاي ايران بعد از مشروطيت، کمر به ريشه‌کن کردن زبان تورکي از ايران و آزربايجان و ناتوان کردن مردم و نخبگان از تورکي‌نويسي و تورکي‌خواني بستند. تا با بيسواد کردن آنها در تورکي و ايزوله کردنشان، ارتباط آنها با دنياي مدرن و ذهنيت و تمدن معاصر بشري، و در نتيجه تهديد دمکراتيزاسيون و سکولاريسم و .... را از بين ببرند. و موفق هم شدند.

نتيجه آن شد که اکنون نه تنها مقامات و نخبگان فارس، حتي بسياري از خود تورکها در ايران و آزربايجان، اخبار و حوادث تورکيه و کلاً همه چيز  مربوط به تورکان از تاريخ تا فرهنگ ... را صرفاً از طريق رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسي - که ذاتاً داراي «فيلتر ضدتورک» هستند و خودشان هم اخبارشان را از منابع غربي و کردي و ارمني و ... افراطي ضد تورک‌تر اخذ و ترجمه مي‌کنند- تعقيب مي‌نمايند.

مضحکتر آنکه مشابه اين اتفاق در تورکيه با لاتين‌سازي و پاکسازي زبان تورکي در آنجا اتفاق افتاده و مقامات و نخبگان تورکيه‌اي، حوادث ايران و حتي مسائل مربوط به ملت تورک ساکن در ايران را از طريق کانالها و رسانه‌ها و نوشته‌جات فارسي حتي اروپائي، که تقريباً همه فيلتر ضدتورکي دارند و به «بيماري تورک‌کوري» مبتلايند، تعقيب مي‌کنند.....

از همين روست که تورکي‌نويسي و تورکي‌خواني تورکها و غير تورکها و بويژه رسميت زبان تورکي در ايران و درهم شکستن تسلط و حاکميت انحصاري زبان فارسي، علاوه بر يک امر حقوق بشري، يک ضرورت و نياز مدرنيته و لازمه‌ي توسعه، مدني و معاصر شدن اين کشور است ...

Monday, November 21, 2016

حئيده‌ربابايا سلام. فونئتيک اليفبا-يازيم ايله اؤلچون تورکجه‌ده


حئيده‌ربابايا سلام

فونئتيک اليفبا-يازيم ايله اؤلچون تورکجه‌ده

آنيقلايان (حاضيرلايان): مئهران باهارلي


حئيده‌ربابايا سلام، تورکجه‌نين باش‌ياپيتلاريندان بيريدير. شهرييار بو قوشاغي (منظومه‌ني) آتايوردو اولان خيشگه‌ناب (تيکمه‌داش، بوستاناوا، دوغو آزه‌ربايجان) لهجه‌سينده يازميشدير. بو يايپيتين (اثه‌رين) ياخلاشيق بوتون چاپلاري، اونون لهجه اؤزه‌لليکله‌ريني قوروموشلاردير. لهجه‌له‌ره اؤنه‌م وئرمه‌ک، اونلاردا يازماق و ياراتماق، يازيلان و ياراديلان اثه‌رله‌ري لهجه اؤزه‌لليکله‌رينه باغلي قالاراق يايينلاماق، لهجه‌له‌ري قوروما و لهجه‌بيليمي-دييالئکتولوژي آچيسيندان يارارلي و گره‌کلي بير داورانيشدير. آنجاق لهجه‌له‌ري اؤنه‌مسه‌مه ايسته‌يي، لهجه‌له‌ر اوستو اورتاق و ميللي يازي ديلينين اولوشماسينا انگه‌ل اولماماليدير. حئيده‌ربابايا سلام کيمي باش‌ياپيتلار ايسه، لهجه‌له‌ر اوستو مئعيار- اؤلچون ديلده ده يايينلانماليدير. بونون اؤزه‌لليکله ايراندا ياشايان تورک خالقي کيمي اورتاق و ميللي يازي ديليني اولوشدورماقدا و ده ميلله‌تله‌شمه سوره‌جينده اولان توپلولوقلار اوچون، ياشامسال اؤنه‌مي واردير. چونکو بو ياپيتلار، رسمي و تحصيل ديلي اوچون اؤلچو ساييلاجاقدير. لهجه‌له‌رده ياراديلان ياپيتلارين مئعيار ديلده ده يايينلانماسي، آيريجا بو اثه‌رله‌ري اوخويانلارين، باغلي اولدوقلاري بؤلگه و لهجه‌ده‌ن آسيلي اولمادان، اونلاري قولايليقلا اوخويابيلمه‌سيني و بللي بير بؤلگه و اؤزه‌ل بير لهجه‌نين دئييل، تورک ديلينين و تورک ميلله‌تينين اده‌بي ياپيتي اولاراق منيمسه‌مه‌له‌ريني ساغلاماغا کؤمه‌ک ائده‌جه‌کدير.

بورادا متني مئعيار و اؤلچون ديلده‌ يايينلاماقدان آماج، اوندا آشيري ده‌ييشيکليکله‌ر وئرمه‌ک دئييلدير. آماج، تورکجه‌نين تمه‌ل ايلکه‌له‌ري، بللي باشلي ديل قوراللاري و ان اؤنه‌مليسي سس اويومو ياسالارينا اؤزه‌ن گؤسته‌رمه‌کدير (اؤرنه‌يين «حئيده‌ربابايه» يئرينه «حئيده‌ر بابايا»، «قره» يئرينه «قارا»، «آغاش» يئرينه «آغاج»، «اولدي» يئرينه «اولدو»، «گلدوخ» يئرينه «گلديک»، «اوننان» يئرينه «اوندان»، «قئيته‌ر» يئرينه «قايتار»، «بولاخ» يئرينه «بولاق» و ..... داها آرتيق اؤرنه‌کله‌ر اوچون يازينين سونونا باخينيز.).

يوخاريدا سؤيله‌نه‌نله‌ر دوغرولتوسوندا، حئيده‌ربابايا سلام قوشوغونون متنيني، مودئرن فونئتيک اليفبا و ايملا و مئعيار- اؤلچون تورکجه‌ده وئريره‌م.

مئهران باهارلي

Friday, November 18, 2016

به ياد علي صفدر عاشري اراکي، شاعر تورک از ميلاجرد- آزربايجان و ادبيات تورکي سيل‌نامه‌


به ياد علي صفدر عاشري اراکي، شاعر تورک از ميلاجرد- آزربايجان و ادبيات تورکي سيل‌نامه‌

مئهران باهارلي

اين نوشته به گراميداشت و معرفي شاعر با استعداد و ناکام تورک علي صفدر عاشري ميلاجردي و تقديم سروده‌ي تورکي وي بنام «بايرام گونو» در باره‌ي مراسم نوروز و سيل ميلاجرد به سال ۱۳۴۲ – ۱۹۶۳ اختصاص دارد.

بيوگرافي مختصر: ( اطلاعات اين بخش، برگرفته از نوشته‌ي تورکي‌شناس معاصر و گرامي، رضا اتابکي ميلاجردي است).

علي صفدر عاشری ميلاجردي اراکي، فرزند علی‌اکبر در تاریخ ۲۵ اسفند سال ۱۳۳۴ (۱۶، مارس، ۱۹۵۶) در شهر ميله‌گيرد (میلاجرد)، بخش ميله‌گيرد، شهرستان کمیجان (کوموزان)، استان مرکزی در آزربايجان – تورک‌ائلي به دنیا آمد. وي بعد از طی مراحل کودکی، به تحصیل و فراگیری قرآن در مکتب‌خانه‌های سنتي ميله‌گيرد آغاز نمود. پس از ازدواج به شهر قزوین آزربايجان- تورک‌ائلي مهاجرت کرد و در کارخانه‌ي ریسندگی مشغول بکار شد. صفدر عاشري در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۵۹ (۱۹، ژوئن، ۱۹۸۰) به سن ۲۵ سالگی در اثر يک تصادف رانندگي در جاده‌ي قزوين – تهران جان باخت و در قبرستان شهر ميله‌گيرد، شهري که تعصب و علاقه‌ي خاصي بدان داشت، به خاک سپرده شد.

صفدر عاشري داراي طبع شعري سرشار و درخشاني بود. آثار قابل توجهي از وي بيادگار مانده است. یکی از آثار معروف اين شاعر تورک، کتاب "زشت و زیبا" می‌باشد که جلد اول آن را به سال ۱۹۷۹ در دو هزار نسخه به چاپ رسانیده است. همه‌ي اشعار این جلد، به جز چهار شعر، به زبان تورکي است. همچنين، به استثناي شعر «بايرام گونو» که در رابطه با نوروز و سيل در منطقه‌ي میلاجرد مي‌باشد، همه‌ي اشعار آن در مورد وقایع انقلاب سال ۱۹۷۹ است. اما جلد دوم کتاب زشت و زیبا که طراحی روی جلد آن انجام شده و آماده‌ي چاپ بود، نه تنها به علت تصادف و مرگ ناگهانی شاعر هرگز به چاپ نرسید، بلکه طبق اطلاعاتي که فرزند وي احمد عاشری می‌دهد، دست‌نوشته‌های آن هم از بین رفت. گويا شخصی دست‌نوشته‌های این کتاب را از احمد عاشري که کودکي خردسال بوده گرفته است. اما سالها بعد که وي دنبال کتاب می‌رود، آن شخص منکر همه چیز شده و از پس دادن دست‌نوشته‌ها خودداری کرده است. با اينهمه، یک نوار کاست که شاعر اشعار جدید خود از جمله میلاجرد و کمیجان، گاو و تراکتور، عروس و مادر شوهر، داماد و مادر زن را با صدای خود ضبط کرده، باقیمانده است. احمد عاشري آخرین نسخه‌ي به جا مانده از جلد اول کتاب زشت و زیبا را در اختیار رضا اتابکي، نويسنده‌ي بيوگرافي علي صفدر عاشري گذاشته و اجازه‌ي انتشار آن در سایت میلاجرد را به وي داده است. بنا به اظهار رضا اتابکي در سال ۱۳۸۹، وي که قبلا نسخه‌يPDF  جلد اول زشت و زيبا را در اختیار علاقمندان قرار داده بود، در آینده‌ي نزدیک فایل صوتی مذکور و شعرهای آن را هم در سایت خود قرار خواهد داد.

۳-صفدر عاشري در شعر خود پرشور، متعهد و شديدا اجتماعی است. بويژه اعتراض و خشم وی در برابر بی‌عدالتی و ظلمی که در دوره‌ي پهلوي دوم بر اجتماع روا می‌شد، قابل توجه است. صميميت، نگاه خوشبينانه و بيان طنزآلود از ديگر ويژگيهاي شعر اوست. زبان شعر تورکي وي، علي رغم کاربرد ترکيبات و کلمات فارسي بسيار، سهل، روان و مردمي است. وي خود مي‌گويد:

«صفدرِ شيرين‌سخن، ياز، يازماغين اولماز هدر
يازارام حق سؤزو تا نورِ بصر صاحبي‌يه‌م
شاعرم، سؤز يازارام. ياخچي اثر صاحبي‌يه‌م»


Tuesday, November 15, 2016

اصطلاح «هويت‌پروري» به جاي «هويت‌جوئي»  و «هويت‌طلبي»


اصطلاح «هويت‌پروري» به جاي «هويت‌جوئي»  و «هويت‌طلبي»

به نظر من اصطلاحات «هويت‌جوئي»، «هويت‌طلبي» و حتي «هويت‌بخشي» اصطلاحاتي نارسا و اشتباه برانگيزند. به جاي آنها بهتر است اصطلاح «هويت‌پروري» را بکار برد (به سياق ترکيبات رايج وطن‌پرور، مليت‌پرور، صلح‌پرور، ترقي‌پرور، مسافرپرور، منفعت‌پرور در زبان ترکي).

توده‌ي ترک در ايران و آزربايجان داراي هويت ملي ترک است، آنرا گم نکرده است که بجويد و يا بي‌هويت نيست که کسي هويتي به وي ببخشد. هويت ترک وي در دست دولت و اقوام ديگر هم نيست که آنرا از آنها طلب کند. بلکه سياستي دولتي وجود دارد که هويت ملي ترک وي را انکار، تضعيف، زار و نزار و خوار و زبون مي‌سازد. مردم و نخبگان ترک هم طبيعتا به حراست و پرستاري و تقويت و پروراندن هويت ملي ترک و پرورش خود و ديگران براي مهرورزي و خيرخواهي و حساسيت و تقيد و تعهد نسبت به آن برخاسته‌اند. اين هويت‌پروري است، نه هويت‌جوئي.  

Erkin yıxımıارک‌ين ييخيمي

ارک‌ين ييخيمي

تاريخي اثه‌رله‌ر، بينالار و ياپيلارا اؤزه‌نسيزليک، ياسال اولاراق سوچ ساييلماليدير. اونلاري بيله‌ره‌ک ييخماق و داغيتماق دا اينسانليغا قارشي سوچ و ساواش دؤنه‌مينده ايسه ساواش سوچو ساييلمالي و ان آغير بيچيمده جزالانديريلماليدير.
منيم چاتيم آديندا بير وئبلاقيم واردي. اورادا يوزله‌رجه اؤرنه‌ک واردير. تورک تاريخي ياپيلاري ييخماق، يوز ايلده‌ن آرتيقدير کي ايران دئوله‌تينين رسمي سيياسه‌تي و تورک تاريخي و تاريخي ميراثيني سيستئماتيک اولاراق سيلمه پروژه‌سينين بير پارچاسيدير. تبريزده‌کي ارک ده بو تورک تاريخي ميراثلاردان بيري و ان سمبوليک اولانيدير.
تورک تاريخي ميراث و بينالاريني بيره‌ر بيره‌ر و قولايليقلا تخريب ائده‌بيلمه‌له‌رينين بير نده‌ني ده، خالقين بيلگيسيزليک و دويارسيزليغينا اک اولاراق، تشکيلاتسيزليقدير. مئعمارلار اوداسي اولسايدي، يا دا دوغرو دوزگون شهه‌ر شوراسي، قامو اويو اولوشدوراراق و خالقي دا حره‌که‌ته گئچيره‌ره‌ک، ائتگين بيچيمده بو ييخيما ائعتيراض ائديپ اونو دوردورابيله‌ري ....

Erkin yıxımı

Tarixi eserler, binalar ve yapılara özensizlik, yasal olaraq suç sayılmalıdır. Onları bilerek yıxmaq ve dağıtmaq da insanlığa qarşı suç ve savaş döneminde ise savaş suçu saylmalı ve en ağır biçimde cezalandırılmlıdır.
Menim çatım adında bir véblaqım vardı. Orada yüzlerce örnek vardır. Türk tarixi yapıları yıxmaq, yüz ilden artıqdır ki İran dévletinin resmi siyaseti ve Türk tarixi ve tarixi mirasını sistématik olaraq silme projesinin bir parçasıdır. Tebrizdeki Erk e bu Türk tarixi miraslardan biri ve en sembolik olanıdır.
Türk tarixi miras ve binalarını birer birer ve qolaylıqla texrib édebilmelerinin bir nedeni de, xalqın bilgisizlik ve duyarsızlığına ek olaraq, teşkilatsızlıqdır. Mémarlar Odası ya da doğru düzgün Şeher Şurası olsaydı, qamuoyu oluşduraraq ve xalqı da herekete géçirerek,, étgin biçimde bu yıxıma étiraz édip onu durdurabilerdi .....


هويت‌پروري و برابري‌خواهي ملي تورک: مبارزه‌اي عليه نژادپرستي، نئو فاشيسم و نئو کولونياليسم


هويت‌پروري و برابري‌خواهي ملي تورک: مبارزه‌اي عليه نژادپرستي، نئو فاشيسم و نئو کولونياليسم

مئهران باهارلي- ۲۰۰۷

در عرصه‌ي «مساله‌ي ملي» و «مساله‌ي تورک» ما در ايران شاهد هيچگونه دمکراتيزاسيون و عادي شدن نيستيم. وضعيت ملل ساکن در ايران هر دهه که مي‌گذرد بدتر از گذشته مي‌شود. در حاليکه در عرصه‌ي ملي در کشورهاي همسايه افغانستان، عراق و تورکيه بسيار چيزها و با سرعت زياد و در جهت مثبت در حال عوض شدن است، در ايران هيچ چيز مثبتي رخ نمي‌دهد. سير حوادث چندان اميدي به آينده ايجاد نمي‌کند. در اين کشور از وجود روند دمکراتيزاسيون و نرمال شدن موضع دولت و جامعه‌ي فارس نسبت به ملل غيرفارس نمي‌توان صحبت کرد. دولت و نخبگان فارس هيچ گامي، هر چند کوچک براي نرمال کردن اوضاع بر نمي‌دارند. مي‌بايست اين واقعيت را ديد.

موضعگيريهاي دشمنانه و رفتار استعمارگرانه‌ي دولت جمهوري اسلامي ايران و نخبگان و روشنفکران فارس در رابطه با ملل غيرفارس ايران و مناطق ملي و در راس آنها ملت تورک و مملکت آزربايجان-تورک‌ائلي، ايران را به سرعت به عضوي از نظامهاي تاريک و بشدت عقب‌مانده و ضدانساني جهان تبديل مي‌سازد. ايران در مسيري بسيار نادرست، که با گذشت زمان برگشت از آن سختتر و ناممکنتر مي‌شود، گام بر مي‌دارد. اين مسير کاملا در خلاف مسير متمدن شدن و دمکراتيزاسيون و در تخالف با روند نوزائي و تجدد و توسعه‌ي جامعه‌ي ايران است. اين مسير نادرست، «مساله‌ي تورک» و «مساله‌ي ملي» در ايران را کم کم به صورت غيرقابل حل در داخل چهارچوبهاي فعلي در مي‌آورد. با غيرقابل حل شدن «مساله‌ي ملي» و «مساله‌ي تورک» در ايران نيز، موقعيت ايران و امکان حيات آن به شکل يک واحد سياسي يکپارچه ضعيفتر مي‌شود و آرايش چهارچوبهاي جديد به ضرورتي اجتناب‌ناپذير و وظيفه‌اي تاريخي مبدل مي‌گردد. 

Sunday, November 13, 2016

پروفسور ويليامز جکسن: مجدالسلطنه افشار اورومي، جامع سه شخصيت دانشمند، نظامي و درباري


پروفسور ويليامز جکسن: مجدالسلطنه افشار اورومي، جامع سه شخصيت دانشمند، نظامي و درباري

مئهران باهارلي

Saturday, December 17, 2011

پروفسور آبراهام والنتاين ويليامز جکسن (۱۸۶۲-۱۹۳۷) (Abraham Valentine Williams Jackson) متخصص و استاد بخش زبانهاي هند و ايراني دانشگاه کلمبياي شهر نيويورک، از محققان نامدار آمريکا در رشته‌ي زبان و ادبيات اوستايي و دين و آئين زرتشتي و نيز سانسکريت‌شناسي به شمار مي‌رود. وي که در زمان سلطنت مظفرالدين شاه، پادشاه سلسله‌ي تورکي-آزربايجاني قاجار، به سال ١٩٠٥ ميلادي يعني يکسال پيش از امضاء فرمان مشروطيت، به جنوب آزربايجان و ايران سفر کرده بود، کتاب (Persia Past and Present, A Book of Travel and Research)   را در باره‌ي اين سفر نگاشته است (اين کتاب با نام "ايران در گذشته و حال" به فارسي ترجمه و منتشر شده است). پروفسور ويليامز جکسن به شهر اورميه هم سفر کرده و در آنجا با مجدالسلطنه افشار اورومي نائب الحکومه‌ي وقت اين شهر ملاقات داشت. او در کتاب خود، اطلاعات ذي‌قيمتي در باره‌ي اين دو داده است.

جمشيدخان مجدالسلطنه افشار اورومي، برجسته‌ترين شخصيت تاريخ معاصر تورک، در روند ملت‌شوندگي خلق تورک و مجادله براي احقاق حقوق ملي و حفظ منافع سياسي «ملت تورک» در جنوب آزربايجان و ايران است. مقام وي در تاريخ معاصر خلق تورک معادل رسولزاده و آتاتورک، يکجا است. وي هم يک تورکي‌نويس، روشنفکر، تاريخدان، ادبيات‌شناس، مولف، محقق، ژورناليست، فيلانتروپيست، شاعر .... و هم يک دولت‌شخص، فرمانده‌ي نظامي، سياستمدار، مدافع و نجات‌بخش توده‌ي تورک و شهرهاي تورک در مقابل متجاوزين و اشرار، و در نهايت قهرمان ملي «خلق تورک» است.

پروفسور ويليامز جکسن هم، در اثر خود مجدالسلطنه افشار اورومي را بسيار ستوده و او را جامع سه شخصيت نظامي، درباري و فاضلي دانشمند دانسته، چنين معرفي مي‌کند: «دانشمندي تحصيل‌کرده، با فرهنگ، داراي ذوق محققين، شخصيتي با مطالعات بسيار در آثار مولفين شرقي، با دلبستگي ذاتي و موهبتي به تاريخ و ادبيات؛ نيک‌مردي آزاده و آراسته، داراي وسعت نظر و فارغ از قيد تعصب، بي‌نهايت نجيب و آداب‌دان و نکته‌سنج؛ سخت رشيد و دلاور، فرماندهي خشن، داراي لياقت نظامي، سريع در تصميم‌گيري، آماده و چابک‌دست در کارها، سپاهي‌اي مورد احترام مردم به درجه‌ي رعب و هيبت؛ صاحب شاني بالاتر از نظاميگري، داراي ذوق و سليقه‌ در تزئين و ظرائف و عتيقه‌جات، مسلط بر زبان فرانسه، لايق مقامي که صاحب آن بود، ...»


Saturday, November 12, 2016

کؤکه‌نله‌مه‌له‌ر (ريشه‌شناسي‌ها): توپال-توپول، چولاق-چولوق، چاغا-چوجوق، دوغداش-داداش، تاشباغا-توسباغا


کؤکه‌نله‌مه‌له‌ر (ريشه‌شناسي‌ها)- يووارلاشما اؤرنه‌کله‌ري (آ-> و): توپال-توپول، چولاق-چولوق، چاغا-چوجوق، دوغداش-داداش، تاشباغا-توسباغا

مئهران باهارلي

چور (چو+ر): گوجسوز، يئته‌رسيز، سايري (خسته، ناخوش، مريض)
چول (چو+ل): گوجسوز، يئته‌رسيز، سايري (خسته، ناخوش، مريض)

چورين (چور+ين) : گوجسوز و سايري ائده‌ن بلا، آفت
چولوق (چول+ وق): گوجسوز و يئته‌رسيز اوشاق
چولاق (چول+اق): بده‌نينده آناتوميک بير اکسيکليک و يا يئته‌رسيزليک اولان، سقه‌ط کيمسه

توپال (توپ+ال): آياغيندا يئريمه‌سيني ائتگيله‌يه‌ن بير سورونو اولان، يئرييه‌نده سانکي توپ کيمي يووارلانان و ديغيرلانان کيمسه
توپول (توپ+ول): توپ کيمي يووارلاق اولان سميز، شيشمان و کؤک کيمسه

چاغا: اوشاق، بالا، ياورو
چوجوق (چاغاجيق- چاغاجوق- چاغجوق- چاجوق- چوجوق): کيچيک اوشاق، بالا، ياورو

داداش (دوغداش= دوغ+داش: - داغداش-داداش): بؤيوک قارداش، قارينداش (دوغ: زاد)
توسباغا (تاشباغا= تاش+ باغا= تاسباغا- توسباغا): لاک پشت (تاش: ديش، ديشاري)

Kökenlemeler- Yuvarlaşma Örnekleri: Topal-Topul, Çolaq-Çoluq, Çağa-Çocuq, Doğdaş-Dadaş, Taşbağa-Tosbağa

Méhran Baharlı

Çor (Ço+r): Gücsüz, Yétersiz, Sayrı (Xeste, Naxoş, Meriz)
Çol (Ço+l): Gücsüz, Yétersiz, Sayrı (Xeste, Naxoş, Meriz)

Çorin (Çor+in): Gücsüz ve sayrı éden bela, âfet
Çoluq (Çol+uq): Gücsüz ve yétersiz uşaq
Çolaq (Çol+aq): Bedeninde anatomik bir eksiklik veya yétersizlik olan, seqet kimse

Topal (Top+al): Ayağında yérimesini étgileyen bir sorunu olan, yériyende sankı top kimi yuvarlanan ve dığırlanan kimse
Topul (Top+ul): Top kimi yuvarlaq olan semiz, şişman ve kök kimse

Çağa: Uşaq, Bala, Yavru
Çocuq (Çağacıq->Çağacuq->Çağcuq->Çacuq->Çocuq): Uşaq

Dadaş: (Doğdaş -> Dadaş): Böyük qardaş (Doğ: Qarındaş)
Tosbağa: (Taşbağa->Tasbağa-> Tosbağa)

Thursday, November 10, 2016

يوم وئره‌ييم، خانيم هئي! دده قورقوت يوملاماسي‌نين بوتؤو متني

يوْم وئره‌ييم، خانيم هئي! دده قورقوت يوملاماسي‌نين بوتؤو متني

مئهران باهارلي

دده قورقوت اوغوزنامه‌سي‌نين ديرئسدئن و واتيکان نوسخه‌له‌رينده، بويلارى آنلاتان اوزان، هر بويون سونوندا دده قورقوت ديلينده‌ن بير «يوْم» آنلاتير. يوْم تورکجه‌ده «قوتلو کله‌مه» و يا «خئيير دوعا» آنلاميندادير (تورکجه‌ميزده علاج و داوا آنلاميندا اولان «ام»، فيريشته و مله‌ک آنلاميندا اولان «يوْموشچو» و خئيير دوعا وئرمه‌ک آنلاميندا اولان «يوْملاماق» کليمه‌له‌رى ده «يوْم» ايله کؤکه‌نده‌شدير). بو يوملارين ان اوزونو ۱۱۸ کليمه‌ ايله ايکينجى و ۱۰۸ کليمه ايله بيرينجى و ان قيساسى ۳۱ کليمه ايله اونونجو و ۴۲ کليمه ايله دوقوزونجو بويدادير. هر بويدا سانکى اوزان، داها اوزون اولان بير يوملاما متنينده‌ن نئچه ديزه‌نى سئچيپ آنلاتميشدير. من ديرئسدئن نوسخه‌سى يوملارينى بيرله‌شديره‌ره‌ک، يوملامانين بوتؤوونو يئنيده‌ن قورقولاماغا و اولوشدورماغا چاليشديم. واتيکان نوسخه‌سينى ايسه يالنيز اوچ قونودا («شادليق ائيله‌دى، قوپوز چالدى»، «اؤيدويوم» و «گلدى، گئتدى» بيچيمله‌رينين دوزه‌ليشينده) قوللانديم. آشاغيدا بو يئنيده‌ن قورقولانان و ايکى يوز کليمه‌ده‌ن اولوشان «بوتؤو دده قورقوت يوملاماسى»نين متنى، گونوموز يازيمى ايله وئريلميشدير.


بوتؤو دده قوْرقوت يوْملاماسى


دده‌م قوْرقوت گليبه‌ن قوْپوز چالدى، شادليق ائيله‌دى (۱). بوْى بوْيلادى، سوْى سوْيلادى. غازى ‌اره‌نله‌رين باشينا نه گلدييينى آييدى‌وئردى (۲)، سؤيله‌دى. بو اوْغوزنامه‌يى دۆزدو، قوْشدو. «بۇ بوْى، (ييگه‌نه‌ک، بگيل‌اوغلو ايمره‌ن، دلى دومرول، بئيره‌ک، ...)ين اوْلسون!. منده‌ن سوْنرا آلپ‌ اوْزانلار سؤيله‌سين، آلنى ‌آچيق جؤمه‌رد اره‌نله‌ر دينله‌سين!» دئدى.

بؤيله دئدى:



Sunday, November 6, 2016

تورک خالقينين تورکييه ايله ايلگيله‌نمه‌سينين تاريخي، توپلومسال، کيمليکسه‌ل و پراگماتيک نده‌نله‌ري واردير


تورک خالقينين تورکييه ايله ايلگيله‌نمه‌سينين تاريخي، توپلومسال، کيمليکسه‌ل و پراگماتيک نده‌نله‌ري واردير

مئهران باهارلي

ايراندا ياشايان تورک خالقينين آزه‌ربايجان رئسپوبليکاسيندان داها چوخ, تورکييه ايله ايلگيله‌نمه‌سينين درين تاريخي، توپلومسال، کيمليکسه‌ل و پراگماتيک نده‌نله‌ري واردير:

۱-قافقاز تورکله‌رينين آنادولو تورکلويونه اولان باغلاري ايله قارشيلاشديراندا، ايراندا ياشايان تورک خالقي سوي، ديل، اينانج .... آچيلاريندان، قات قات داها چوخ تورکييه -آنادولو تورکلويونه ياخيندير. حتتا اونون اوزانتيسي ساييلير. ايراندا ياشايان تورک کيتله‌سينين سويجا يوزده دوخسانينا ياخيني ايسه گئچه‌ن آلتي يوز ايلده تورکييه-عوثمانليدان دوغرودان آزه‌ربايجان-ايرانا گلمه‌دير.

۲-تورک خالقينين تمه‌ل ميللي دستانلاري، کوروغلو، موللا نصرالدين، دده قورقوت، اصلي کرم .... يا دوغرودان عوثمانليدا يا دا اورادان گله‌ن تورکله‌رجه ياراديلميشدير.