Monday, February 27, 2017

تروئيکايي براي استقلال آزربايجان ايران، اتحاد با قفقاز و ايجاد دولتي تورک تحت الحمايه‌ي عثماني در سال ۱۹۱۸


تروئيکايي براي استقلال آزربايجان از ايران، اتحاد با قفقاز و ايجاد دولتي تورک تحت الحمايه‌ي عثماني در سال ۱۹۱۸

مئهران باهارلي

ياور حسن ملکزاده تبريزي (هيربد بعدي) در دو اثر خود به يک حرکت سياسي  متشکل از سه شخصيت تورک از آزربايجان ايران در هماهنگي با مقامات عثماني در سال ۱۹۱۸ اشاره کرده است که براي استقلال آزربايجان از ايران، سپس اتحاد آن با قفقاز و تشکيل يک دولت واحد تورک تحت الحمايه‌ي عثماني تلاش مي‌کرده‌اند. اين دو اثر عبارتند از کتاب «سرگذشت حيرت‌انگيز يک افسر و کارمند ارشد دولت در ۳۷ سال خدمات لشگري و کشوري. صاحب سرگذشت: ح. ملکزاده هيربد» و مقاله‌ي «پان‌تورانیزم، آزربایجان قفقاز یا راه ترکمنستان» (منتشره در روزنامه‌ي ایران به گردانندگي ملک الشعراي بهار، ۲۸ شوال ۱۳۳۷. تير ۱۲۹۸، ژولاي ۱۹۱۹)

اهميت نوشته‌هاي ياور حسن ملکزاده‌ي تبريزي

بين سالهاي ۱۸۵۰ تا ۱۹۴۰ علاوه بر تشکل هويت ملي تورک به معني مدرن در ايران، در نتيجه‌ي روند ملت‌شوندگي خلق تورک، طيفي گسترده از جريانات سياسي مختلف بر اساس تورکيت و تورک‌گرايي هم پديدار شده بود. اين طيف، جريانات گوناگوني چون مدافعين بومي پان‌تورکيسم (اتحاد فرهنگي و سياسي گروههاي تورکيک آوراسيا)، تورکيسم و يا الحاق مستقيم تورکهاي ايران به عثماني، اتحاد مناطق تورک‌نشين در شمال غرب ايران و جنوب قفقاز، و تشکيل دولت واحد تورک به نام آزربايجان تحت الحمايه‌ي عثماني، ... را شامل مي‌شد.

تاريخنگاري فارسي-رسمي در ايران، آزربايجانگرايي پان‌ايرانيستي از دوره‌ي مشروطيت به بعد و آزربايجانگرايي استالينيستي-ميکوياني از دوره‌ي جنگ جهاني دوم، هم وجود روند خودآگاهي ملي تورک در ميان تورک‌زبانان ايران در دوره‌ي طولاني بين سالهاي ۱۸۵۰ تا ۱۹۴۰ در ايران را انکار مي‌کنند، و هم انديشه‌ي اداره‌ي امور خود تورکان توسط تورکان در ايران و مخصوصا ايده‌ي استقلال آزربايجان، اتحاد آزربايجان ايران با قفقاز، و يا الحاق آن به عثماني و .... را ناموجود در ميان تورکان ايران و آنها را پديده‌هايي وارداتي از عثماني و قفقاز مي‌شمارند. اين تاريخنگاري‌ها براي اثبات مدعاهاي خود، از يک طرف تاريخ مدرن خلق تورک بويژه تاريخ تشکل شعور ملي تورک به معني مدرن را بالکل تحريف، سانسور و حذف کرده‌اند، و از طرف ديگر حرکاتي که بر مبناي «ملت ايران» در آزربايجان پديدار شده و عملاً باعث انتگراسيون و ذوب خلق تورک در هويت ملي ايراني شده‌اند را (جنبش مشروطيت، جنبش آزادي‌ستان، ..) به عنوان حرکات ملي آزربايجان تقديم کرده‌اند.

نوشته‌هاي ياور حسن ملکزاده‌ي تبريزي -هيربد که خود يک تورک تبريزي پهلوي‌پرست و بعدها آزربايجان‌گراي پان‌ايرانيست بود، نشان مي‌دهد که نه تنها در ميان شخصيتهاي تورک آن دوره، خودآگاهي ملي تورکي وجود داشت، بلکه در سطح سياسي جرياناتي براي استقلال آزربايجان از ايران، اتحاد آن با قفقاز و يا ايجاد کشوري تورک تحت الحمايه‌ي عثماني نيز موجود بود. افزون بر آن، نوشته‌هاي ملکزاده بوضوح نشان مي‌دهند که ايده‌ و خواست استقلال آزربايجان از ايران، اتحاد با قفقاز و يا الحاق به عثماني منشاء عثماني نداشت، بلکه خواستگاه آن خود تورکها در ايران بودند که براي جلب حمايت سياسي و نظامي عثماني براي تحقق ايده‌هايشان تلاش مي‌نمودند. حتي به اعتباري، اقدام اين تروئيکا را مي‌توان ادامه‌ي تاريخي اقدامات «ديو سولطان روملو» و «اولاما سولطان تکه‌لي» (اولامه سلطان تکلو) براي انتزاع آزربايجان از دولت صفوي و الحاق به عثماني دانست.

Sunday, February 26, 2017

تورک خالقي‌نين شوعارلاري: تورک‌له‌شمه‌ک، سئکولارلاشماق، دئموکراتيک‌له‌شمه‌ک


تورک خالقي‌نين شوعارلاري

۱۹۱۷ده: تورک‌له‌شمه‌ک، ايسلام‌لاشماق، موعاصيرله‌شمه‌ک
۲۰۱۷ده: تورک‌له‌شمه‌ک، سئکولارلاشماق، دئموکراتيک‌له‌شمه‌ک



تورکله‌شمه زاماني


تورکله‌شمه زاماني

مئهران باهارلي

ييرمينجي يوز ايلين باشلاريندا گونئي قافقازدا موساوات فيرقه‌سي، اؤز سيياسي ايسته‌ک- شوعاريني «آزه‌ربايجانلي‌لاشما» دئييل، ضييا گؤک آلپ‌دان اسينله‌نه‌ره‌ک «تورکله‌شمه» (و«ايسلاملاشما، موعاصيرله‌شمه») دييه سئچميشدي. بورادا تورکله‌شمه‌کده‌ن آماج، سيياسيله‌ر و آيدينلارين تورک ميللي کيملييينه قاييديشي؛ سوسيال قوروملار، غزئته‌له‌ر، سيياسي تشکيلاتلار، يئره‌ل دئوله‌ت اورگانلارينين تورکله‌شديريلمه‌سي (آدلارينا «تورک» کليمه‌سي آرتيراراق تورکله‌ره عاييد اولدوقلارينين وورقولانماسي، ديلله‌رينين تورکجه‌له‌شديريلمه‌سي و تورکله‌رله يؤنه‌تيلمه‌سي) ايدي. منيمسه‌نه‌ن بو دوغرو شوعار-ايستيراتئژي قيسا سوره‌ده، آيدينلاردا تورک ميللي بيلينجينين اويانيشي و ان باشدا «تورک عدم مرکزيتچي فيرقه‌سي» اولماق اوزه‌ره، تورک سيياسي تشکيلاتلارين يارانماسينا نده‌ن اولوپ، آرديندان «آزه‌ربايجان خالق جومهورييه‌تي»نين قورولماسينا گتيريپ چيخاردي.

بوگون بيز ايراندا ياشايان تورک خالقي دا تورک آيدين و سيياسيله‌رده تورک ميللي بيلينجله‌نمه‌سيني يئيينله‌شديرمه‌ک و «تورک» آدلي  سيياسي و کولتوره‌ل تشکيلاتلارينين قورولماسيني باشلاتماق اوچون، قاتيقسيز بير «تورکله‌شمه» (و «دئموکراتيکله‌شمه، سئکولارلاشما») سوره‌جينه («آزه‌ربايجانلي‌لاشما» دئييل)، ائحتيياجيميز واردير.

 

يئديجه گونله‌ري- Yédice Günleri (روزهاي هفته)


يئديجه گونله‌ري- Yédice Günleri (روزهاي هفته)

باش‌گونBaşgün  (دوشنبه)
توزگونTozgün  (سه شنبه)
اودگونOdgün  (چهارشنبه)
اورتاگونOrtagün  (پنجشنبه)
يئي‌گونYéygün  (جمعه)
ائل‌گونÉlgün  (شنبه)
آراگونAragün  (يكشنبه)

Thursday, February 23, 2017

Haradan Haraya هارادان هارايا


هارادان هارايا

سون اون ايلده تورکييه و آزه‌ربايجان جومهورييه‌تله‌ري (و اوندان داها اؤنجه تورکمه‌نيستان، اؤزبه‌کيستان، ... کيمي باشقا تورکيک دئوله‌تله‌ر) دئموکراتيک، سئکولار، اينسان حاقلاري و تمه‌ل اؤزگورلوکله‌ره سايقيلي مودئرن دئوله‌ت و يؤنه‌تيشيم آنلاييشيندان اوزاقلاشاراق يانليش بير يولا گيرميش، سوويئتله‌رين چؤکوشونده‌ن سونرا مده‌نيله‌شمه‌ک اوچون اله گئچه‌ن، تاريخي پئرسپئکتيوده تايسيز بير فورصه‌تي هبا ائتميش دورومدالار. بو اوموت قيريجي گئرچه‌کليک، او اؤلکه خالقلاريندان باشقا، بيز ايراندا ياشايان تورک خالقيني دا اولدوقجا اولومسوز ائتگيله‌يه‌جه‌کدير ....

پ.س.: اويسا ۱۹۸۹ ايلينده دونيا آزه‌ربايجان جومهورييه‌تي خالقيني اؤزگورلوکله‌ر اوغروندا ساواشان، دونيا تاريخينين يؤنونو ده‌ييشديره‌ن و بوتون دونيايا اؤرنه‌ک اولان «ايلين خالقي» سئچميشدي. بوگون ايسه ....

Haradan Haraya

Son on ilde Türkiye ve Azerbaycan Cumhuriyetleri (ve onlardan daha önce Türkmenistan, Özbekistan, …. kimi başqa Türkik dévletler) démokratik, sékular, insan haqları ve temel özgürlüklere sayqılı modérn dévlet ve yönetişim anlayışından uzaqlaşaraq yanlış bir yola girmiş; Sovyétlerin çöküşünden sonra medenileşmek üçün ele géçen, târixi pérspektivde taysız bir fürseti heba étmiş durumdalar. Bu umut qırıcı gérçeklik, o ölke xalqlarından başqa, biz İranda yaşayan Türk xalqını da olduqca olumsuz étgileyecekdir  ....

Ps: Oysa 1989 ilinde dünya Azerbaycan Cumhuriyeti xalqını özgürlükler uğrunda savaşan, dünya tarixinin yönünü deyişdiren ve bütün dünyaya örnek olan “ilin xalqı” séçmişdi. Bugün ise...

Tuesday, February 21, 2017

خانم معلم و صندوق جريمه‌ي تکلم به زبان ترکي


خانم معلم و صندوق جريمه‌ي تکلم به زبان ترکي


نويسنده: شهربانو باقرموسوي


(حکايتهاي شهربانو-زن متولد ماکو) - پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦

سخن از دوم اسفند و روز زبان مادري به ميان آمد، بي‌اختيار ياد خانم معلم و قلک سفالي‌اش افتادم ... هر کسي که اشتباه مي‌کرد و کلمه‌اي به زبان مادري (ترکي) ادا مي‌کرد، مي‌بايست يک ريال داخل قلک بياندازد. مگر بچه‌ي آن وقتها چقدر پول توجيبي مي‌گرفت که يک ريالش را هم توي قلک خانم معلم بياندازد؟ با يک ريال مي‌توانستيم مداد يا مدادتراش يا پاک‌کن و دفتر بيست برگي کوچک بخريم. انصاف نبود که به گناه نکرده مجازات شويم.

به بهانه‌ي دوم اسفند و روز زبان مادري

Saturday, February 18, 2017

مورد ايران: نژادپرستي زباني، نسل‌کُشي زباني و زبان‌کُشي دولتي


مورد ايران: نژادپرستي زباني، نسل‌کُشي زباني و زبان‌کُشي دولتي

مئهران باهارلي

٠٧ يئلين آي، تويوق ايلي، ٢٠٠٥

آنچه امروز در عرصه‌ي زباني و ملي در ايران اتفاق مي‌افتد

آنچه امروز در عرصه‌ي زباني و ملي در ايران اتفاق مي‌افتد و در جريان است، مصداق بارز نژادپرستي کلاسيک و نهادينه بوده و مي‌توان آنرا در «نژادپرستي زباني»، «نسل‌کُشي زباني»، «زبان‌کُشي دولتي» و «استعمار داخلي» خلاصه نمود.

پس از تاريخ ۱۹۰۶- ١٩٢٠، دولت ايران با خيانت به اتباع و شهروندان تورک خود، از ايجاد و توسعه‌ي شبکه‌ي مدارس فارسي‌زبان در مناطق تورک‌نشين ايران و بويژه تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک، و تدريس و تعليم و تعلم اجباري و انحصاري به زبان فارسي، به عنوان ابزاري براي ريشه‌کن کردن زبان تورکي، تغيير جبري زبان مادري و ملي تورکها به فارسي، نسل‌کُشي زباني و قوم‌کُشي ملي تورکها، و آسيميلاسيون – فارس‌سازي اجباري آنها استفاده کرده است و مي‌کند. در همين راستا، رسمي و دولتي ننمودن زبان ملل باشنده در کشور کثيرالمله‌ي ايران و در راس آنها ملت تورک، عمده‌ترين تدبير دولتي براي ريشه‌کن کردن زبان تورکي، و رسمي و دولتي نمودن انحصاري زبان فارسي عمده‌ترين تدبير دولتي براي جايگزين کردن زبان قاتل فارسي در ايران است (دولت ايران پس از انقلاب مشروطيت- کودتاي رضاخان، به دست خود موقعيت و منزلت قبلا مقبول و خوشايند زبان فارسي براي تورکها و تورک‌ائلي -آزربايجان اتنيک را ديگرگون کرده و با موفقيت آنرا به يک زبان تحميلي، استعماري و قاتل تبديل نموده است).

به عنوان نمونه طبق ١٩ سند- گزارش رسمي مربوط به سالهاي ١٣٠١-١٣٠٤ از وزارتخانه‌هاي امور خارجه، جنگ و معارف که قبلا در سؤزوموز منتشر شده‌اند (۱) و اَسناد اعتراف رسمي به وجود سياست دولتي آسيميلاسيون فرهنگي-ملي اجباري تورکها و زبان‌کُشي –قوم‌کُشي توده‌ي تورک پس از کودتاي سوم اسفند -١٩٢٠ در ايران مي‌باشند، هدف غائي دولت ايران از ترويج زبان فارسي به زور و گسترش شبکه‌ي مدارس فارسي در مناطق تورک نشين و از جمله در آزربايجان به جبر، "منسوخ کردن زبان تورکي و جايگزين کردن فارسي به جاي تورکي در اندک مدت" است. اين، تعريف دقيق زبان‌کُشي است. از آنجائيکه زبان تورکي، رکن اساسي هويت ملي خلق تورک در ايران است، منسوخ کردن زبان تورکي، مساوي است با نابود کردن هويت ملي تورک و ملت تورک. اين نيز تعريف نسل‌کُشي ملي است. هرچند صرف اين واقعيت که يک توده‌ي ٣٠-٤٠ ميليوني تورک در ايران توسط دولت و بيش از يک صد و ده سال از داشتن نظام تحصيلي تورک، حتي يک مدرسه‌ي تورک نيز محروم نگاه داشته شده، دليلي کافي بر وجود سياست آسيميلاسيون اجباري تورکها، فارس‌سازي دولتي آنها و نسل‌کُشي زباني در ايران است.