Sözümüz Véblaqları سؤزوموز وئبلاقلاري

Telegram Ķanallarıتلگرام کاناللاري

Dış Bağlantılar ديش باغلانتيلار

Thursday, May 31, 2018

جمهوريت‌خواهی فارسی و مساله‌ی ملی در ايران، نگاهی به طرح پيشنهادی و. انصاری-س. مددی

جمهوریت‌خواهی فارسی و مساله‌ی ملی در ایران

نگاهی به طرح پیشنهادی و. انصاری-س. مددی

 

٢٠٠٩

 

اخیرا در نشریات اینترنتی فارسی، بحث‌های گسترده‌ای در مورد جنبش جمهوری‌خواهی منعکس می‌شود. یکی از این‌ها طرح پیشنهادی سیروس مددی و وهاب انصاری (با ملیت تباری تورک) در رابطه با بیانیه‌ی اتحاد جمهوری‌خواهان است.

  http://jomhouri.com/a/03art/000698.php

نوشته‌ی زیر با پرداختن به مواردی از این طرح پیشنهادی، غیرمستقیم جوانبی از جنبش جمهوری‌خواهی خلق فارس را بررسی می‌کند.

٭ اعلام زبان‌های سراسری تورکی و فارسی توامان به عنوان دو زبان رسمی دولت مرکزی ایران و به رسمیت شناختن زبان‌های ملی دیگر مانند عربی، لوری، کوردی، بلوچی، تورکمنی و ...در مناطق خود؛

٭ بازسازی دولت ایران متشکل از دولت‌های فدرال ملی بر اساس مرزهای زبانی-اتنیکی آغاز قرن بیستم، بویژه در مناطقی که خلق تورک به طور پیوسته و متراکم در آن‌ها ساکن است، و مشخصا در شمال غرب کشور (تورک‌ایلی-آزربایجان اتنیک)؛ 

همچنین گنجاندن اصول زیر در قانون اساسی:

٭ کشور ایران کشوری کثیرالمله متشکل از ملت‌های با حقوق برابر تورک، فارس، عرب، کورد، لور، تورکمن، بلوچ، گیلک، مازنی و دیگر گروه‌های ملی می‌باشد؛

٭ رئیس جمهور، روسای قوای سه‌گانه، وزراء، رئیس مجلس، فرماندهان نیروهای مسلح می‌بایست با تمهیدات قانونی به طور سهمیه‌ای و یا ادواری از میان ملت‌های ایرانی انتخاب شوند؛

٭ مسئولین درجه اول کشور همه می‌بایست، علاوه بر زبان مادری خود، دارای سواد خواندن و نوشتن به دو زبان عمده‌ی رایج در ایران، یعنی تورکی و فارسی باشند؛

٭ همه‌ی شهروندان ایران موظف به یادگیری یک زبان ایرانی به جز زبان مادری خود نیز می‌باشند. دولت مرکزی موظف به آماده نمودن مقدمات، ضمانت‌ها، شرایط و امکانات لازم برای اجرای این اصل است؛

حداقل سطح خواست‌های سیاسی خلق تورک در ایران است».



Sunday, May 27, 2018

بزرگ‌داشت مصطفی کمال پاشا آتاتورک در «تورک‌له‌ر مه‌چیتی»- مسجد تورک‌های تهران

بزرگ‌داشت مصطفی کمال پاشا آتاتورک در «تورک‌له‌ر مه‌چیتی»- مسجد تورک‌های تهران

 

مئهران باهارلی

 

در این نوشته دو خبر کوتاه را از روزنامه‌های چاپ استانبول، پایتخت امپراتوری عوثمان‌لی آورده‌ام. در خبر نخست مربوط به سال ١٩٢٢ گفته می‌شود مردم و بازاریان تهران در مسجد تورک‌ها - تورک‌له‌ر مه‌چیتی (مسجد عبدالحسین) جمع شده و پس از خواندن بیانیه‌ای حاوی احساساتشان ناشی از پیروزی‌ها و ظفر «اوردوی تورک و اسلام» (عوثمان‌لی)، در طی مراسمی عکس «مصطفی کمال پاشا» (آتاتورک بعدی) مزین به دسته‌های گل را در میان مسجد جای داده و تا آخر شب به ابراز شادمانی و شکران پرداخته‌اند. در خبر دوم که مربوط به سال ١٩١٥ و به نوعی روشن‌گر زمینه‌ی خبر اول است به سابقه‌ی فعالیت‌های «شیخ الرئیس ابوالحسن قاجار تبریزی» که نقش مهمی در ایجاد احساسات و نگرش مثبت نسبت به اوردوی تورک و اسلام و خلافت عوثمان‌لی و «نهضت اتحاد اسلام» در ایران و جهان تشیع داشت، و گرامی‌داشت وی از سوی «جمعیت اتحاد و ترقی» اشاره می‌شود.

در زیر نخست متن تورکی – با الفبای فونتیک مودرن تورکی - و ترجمه‌ی فارسی این دو خبر کوتاه را آورده و سپس چند توضیح را در باره‌ی تورک‌له‌ر مه‌چیتی-مسجد تورک‌ها و نهضت اتحاد اسلام داده‌ام.




Monday, May 21, 2018

غلام‌رضا حسنی زورگاوالی (Zürgavalı) و باقیروف

غلام‌رضا حسنی زورگاوالی (Zürgavalı) و باقیروف

مئهران باهارلی


مقاومت در مقابل توسعه‌طلبی گروه‌های اولتراناسیونالیست و مسلح - تروریستی کوردی، خدمت به خلق تورک است.

١- در دویست سال گذشته در غرب آزربایجان، هر گاه که دولت مرکزی و یا سیستم دفاعی تورکان تضعیف شده است، اشقیاء و گروه‌های تروریستی کوردی از فرصت سوء استفاده کرده و به شهرها و روستاهای تورک و در راس آن‌ها اورمیه و سولدوز و سلماس و قوشاچای و تیکان تپه و ... هجوم آورده مردم بی‌دفاع تورک این مناطق را - به منظور ارعاب و فراری دادن بقیه السیف و اشغال شهرها و روستاهایشان - غارت و قتل عام کرده‌اند. پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران هم همین حادثه تکرار شد. تروریست‌های کوردی حزب دموکرات کوردستان درست یک روز پس از انقلاب در ٢٣ بهمن به دستور عبدالرحمن قاسملو که تا آن زمان در بغداد و مهمان حزب بعث عراق بود، به شهربانی و ژاندارمری ساووج‌بولاغ  (مهاباد) حمله کرده آن‌ها را خلع سلاح نمودند. یک هفته بعد در ٣٠ بهمن به پادگان ساووج‌بولاغ  (مهاباد) حمله کرده تمام سلاح‌ها و مهمات آن شامل اسلحه‌های سنگین را غارت نمودند. پس از آن با سلاح‌ها و مهمات غارتی، شروع به تهاجم به شهرها و روستاهای تورک کردند. در فروردین ١٣٥٨ به امر قاسملو تروریست‌های کوردی اقدام به تظاهرات و تجمع مسلحانه با شرکت چندین هزار فرد مسلح در سولدوز نقده، شهری با اکثریت جمعیتی تورک‌ کردند. مردم تورک شهر، با صدور بیانیه‌ها و ارسال عریضه‌های متعدد به برگزاری این تجمع اعتراض کرده، خواستار لغو آن شدند. اما قاسملو مصر بود. زیرا هدف وی ایجاد درگیری و خون‌ریزی، تدهیش و فراری دادن اهالی تورک شهر استراتژیک نقده که همه بی سلاح بودند و سپس اشغال شهر بود.

به روایت چمران: «احزاب چپ در تاریخ ٣١ فروردین ٥٨ نیروهای مسلح خود را به نقده (سولدوز) می‏برند، شهری که از بیست هزار نفر جمعیت آن، تقریباً ١٥ هزار نفر تورک‌اند، و معلوم است که از قدیم بین کورد و تورک حساسیت وجود دارد. در وسط این شهر تورک‏نشین، بیست هزار کورد از نقاط مختلف جمع شده و دست به تظاهرات می‏زنند که ده ‏هزار نفر آن‌ها مسلح بودند. چه کسی می‏تواند چنین عملی را توجیه کند؟ راستی چه دلیلی داشت که احزاب در نقده‌ی‌ تورک‏زبان، زور و بازو نشان دهند و همه‌ی قدرت نظامی خود را در آن‌جا تجهیز کنند؟ جواب روشن است و آن این‌ که می‏خواستند مسلحانه بر نقده نیز مسلط شوند. زیرا نقده دروازه‌ی آزربایجان است و برای وصول به اوشنویه [اوشنو] و جلدیان و پیران‌شهر [خانا] حیاتی است. .... و برای نفوذ به آزربایجان سیطره بر نقده ضروری بود. لذا مسلحانه وارد نقده شدند و قدرت‏نمایی کردند. می‏خواستند هر نفس‏کِشی را خفه کنند و خلاصه نقده را مثل شهرهای دیگر زیر سلطه‌ی خود در آورند. ولی حساسیت موجود در نقده به انفجار بدل شد، زد و خورد در گرفت، خون‏ها ریخته شد، جنایت‏ها صورت گرفت، خانه‏ها به غارت رفت و یا بسوخت، به عصمت دختران و زنان تجاوز گردید و روستاهای زیادی در اطراف نقده مورد هجوم و کشتار قرار رفت. تا پس از چهار روز خون‌ریزی، دولت فرمان داد که ارتش از اورمیه به حرکت در آید و به سوی نقده برود و محاصره‏‌کننده‌گان کورد را متفرق نماید. ارتش نیز تا مثلث نقده پیش رفت و محاصره‌‏کننده‌گان عقب نشستند....». 

Sunday, May 20, 2018

پان تورک، پان آزربايجانيسم، تورک باوری، تورکيسم، پان تورکيسم، پان تورکيکيسم، تورانيسم

پان تورک، پان آزربايجانيسم، تورک باوري، تورکيسم، پان تورکيسم، پان تورکيکيسم، تورانيسم

مئهران باهارلي

«پان تورک» یک اصطلاح سیاسی نیست، بلکه یک مارک تورک‌ستیزانه (تورکوفوبیک) به معانی تورک‌گرای افراطی، پان‌تورکیست، معتقد به حاکمیت جهانی تورک، درصدد نجات دادن همه‌ی ملل تورکیک ایران و دنیا، نژادپرست، و ... است که از طرف پان‌ایرانیستها، قومیتگرایان افراطی فارس و بعضا کرد و تالش و همچنین آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و برخی آزربایجان‌گرایان استالینیست[1] و ... برای تخریب و لینچ و حذف کردن هر کس که خود را «تورک» بداند و بخواند؛ از حقوق ملی-قومی تورک دفاع کند؛ مخالف سیاست دولتی فارس‌سازی و نژادپرستی آریایی باشد؛ ... بکار می‌رود. دلیل کاربرد مارک «پان تورک» از سوی این دستجات، نفرت و هراس از تورک؛ الفت به دروغ‌پراکنی و استحماق و خودفریبی؛ و تمایلات غیرستیزی-نژادپرستانه است.

بسیاری از کسانی که دستجات قومیت‌گرای افراطی فارس آنها را پان تورک می‌نامند، اصلا به «هویت ملی تورک» اعتقادی ندارند. به عنوان مثال، فعالین سیاسی «آزربایجان‌گرا»، نه به هویت ملی تورک و ملت تورک، بلکه به «هویت ملی آزربایجانی» که توسط استالین و میکویان در سال ١٩٣٧ در مسکو-روسیه‌ی شوروی، و به منظور نفی ملت تورک و هویت ملی تورک در قفقاز جنوبی و شمال غرب ایران ایجاد شد، اعتقاد دارند. اما آنها هم از سوی قومیتگرایان افراطی فارس، «پان تورک» نامیده می‌شوند.



Thursday, May 17, 2018

ائف-٣٥، بيزيم «اؤنجه تورک خالقيميز» و اونلارين «اؤنجه تورکييه» شوعاری

ائف-٣٥، بيزيم «اؤنجه تورک خالقيميز» و اونلارين «اؤنجه تورکييه» شوعاری

مئهران باهارلی

آمئریکادا ائف-٣٥له‌رین تورکییه‌یه وئریلمه‌مه‌سی و تئکنولوژیسی‌نین تورکییه‌یه تیرانسفئر ائدیلمه‌سی‌نین قاباغینی آلماق اوچون، گوجلو بیر ایسراییل یانلیسی لوبی واردیر. بو لوبی تورکییه‌نین ائف-٣٥ یاپیمی اوچون اولوشدورولان کونسئرسییومدان ایخراج ائدیلمه‌سی، تورکییه‌یه ائف-٣٥له‌رین وئریلمه‌مه‌سی، ائف-٣٥ تئکنولوژیسی‌نین تورکییه‌یه تیرانسفئر ائدیلمه‌مه‌سی و بو باغلامدا تورکییه‌یه آمبارقو –بایکوت قویولماسینی ایستیر. گئچه‌ن هفته بو تحریم و بایکوتون آیرینتیلی لاییحه‌سی کونگره‌یه - که اورادا هم جومهورییه‌تچی‌له‌ر و هم دئموکراتلار گؤزو باغلی ایسراییل یانلیسی‌دیرلار- وئریلدی.

Tuesday, May 15, 2018

زبان طبی-علمی تورکی: «بيت قورخوسو و اونون آرادان آپاريلماسی» به قلم دکتر صولتی

زبان طبی-علمی تورکی: «بيت قورخوسو و اونون آرادان آپاريلماسی» به قلم دکتر صولتی

مئهران باهارلی

در سرتاسر دوره‌ی قاجاری، تورکان ساکن در ایران و مخصوصا تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک (مانند قفقاز) متاثر از ادبیات تورکی عثمانی بودند. در این دوره، به سبب این تاثیرپذیری، نوعی رنسانس فرهنگی تورکی- که مورد حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت و مقامات قاجاری هم بود- پدیدار شد. این رنسانس فرهنگی خود را به صورت چاپ متون ادبی کلاسیک تورکی (فضولی، نوائی، نسیمی،...)، کتابهای دستور زبان تورکی (سمع افشار اورومی...)، کاربرد زبان تورکی در نگارش مقالات و حتی به تدریج ایجاد مطبوعات تورک‌زبان ویا دوزبانه‌ی تورکی-فارسی (توسط حاجی میرزا بلوری تبریزی، ...)، تاسیس نظام تحصیلی تورک‌زبان (مدرسه ی تورک بالو، ...)، و .... جلوه‌گر ساخت. اما با ظهور انقلاب مشروطیت و مخصوصا افتادن مدیریت آن به دست دولت بریتانیا و عناصر ضد تورک رنگارنگ (١٩٠٠-١٩٠٦)، این رنسانس فرهنگی تورک جوانمرگ شد و به همراه برچیده شدن مطبوعات تورک و نظام تحصیلی تورک‌زبان و نشر کتب تورکی، .... سنت در حال ایجاد مقاله‌نویسی به زبان تورکی نیز، و کلا کاربرد زبان تورکی در مطبوعات و در باره‌ی مسائل اجتماعی، برچیده شد.

١٠-١٥ سال پس از انقلاب فارس‌محور مشروطیت، در سالهای جنگ جهانی اول (١٩١٥-١٩١٨)، تورکی‌نویسی دوباره در ایران جانی گرفت (حتی پیش از آن با چاپ و انتشار رومان تورکی «روشنی‌نین رویاسی» در تهران به سال ١٩١٢). با ایجاد حکومت اتحاد به صدارت جمشیدخان سوباتایلی مجدالسلطنه افشار اورومی، و ورود اردوی نجات‌بخش عثمانی به ایران و تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک، زبان تورکی برای اولین بار در تاریخ تورک‌ائلی، موقعیت زبان رسمی و دولتی پیدا کرد. در این دوره همه‌ی اعلامیه‌ها و اسناد اردوی نجات‌بخش عثمانی و ایضا حاکمیت اتحاد به زبان تورکی منتشر می‌شد، و در روزنامه‌ی «آزربایجان» ارگان «حزب اتحاد اسلام» به مدیریت جمشیدخان افشار اورومی، مقالات اجتماعی و فلسفی به زبان تورکی درج می‌گشت. اما این دوره هم با خروج اردوی نجات‌بخش عثمانی و سقوط حاکمیت اتحاد، و تسلط دوباره‌ی جریانات ایران‌گرا-فارس‌گرا و به طور مشخص فرقه‌ی دمکرات آزربایجان به رهبری خیابانی –شعبه‌ی حزب دمکرات ایران به رهبری تقی‌زاده و ... که معتقد به زبان ملی فارسی، میهن ایران و ملت ایران بودند و مواضع صریح و شدید بر علیه تورکی‌نویسی و نیز فدرالیسم ملی داشتند، بدون آنکه مجال سنت‌سازی و نهادسازی برای تورکی‌نویسی پیدا کند پایان یافت. (قابل توجه است که فرقه‌ی دمکرات آزربایجان خیابانی –شعبه‌ی حزب دمکرات ایران که در آن برهه به عنوان نیروی اصلی ضد تورک و ضد تورکی‌نویسی و ضد فدرالیسم ملی؛ بر علیه نیروهای ملی تورک به رهبری جمشیدخان افشار اورومی و حاجی میرزا بلوری در تبریز و مساوات در قفقاز جنوبی عمل می‌کرد، توسط ایران‌گرایان و آزربایجان‌گرایان به عنوان یک حرکت ملی جا زده شده است).


Friday, May 11, 2018

خوی، شهر قهرمانی که همه چیز آن، هر چیز آن «تورک» است

خوی، شهر قهرمانی که همه چیز آن، هر چیز آن «تورک» است 

مئهران باهارلی 

HOY, HER ŞEYİNİN "TÜRK" OLDUĞU KAHRAMAN ŞEHİR

KHOY: THE HEROIC CITY WHERE ITS EVERYTHING IS "TURKISH" 

Méhran Baharlı 

خلاصه:

در این مقاله یک گزارش از شهر خوی مربوط به سال ١٩٢٤ از نشریه‌ی «رسیم‌لی قه‌زئته»ی استانبول را تدقیق کرده‌ام . خوی و غرب آزربایجان در ربع اول قرن بیستم به لحاظ زبانی، اقتصادی، سیاسی و نظامی و هویت ملی «تورک» در حیطه‌ی آناتولی و دائره‌ی نفوذ عوثمان‌لی قرار داشت و به لحاظ اداری هم اغلب جزئی از «نواحی شرقیه» امپراتوری عوثمان‌لی بود. مقاله می‌گوید هفت درصد جمعیت خوی در استانبول ساکن هستند و فرهنگ «ایستانبول‌چولوق» در میان مردم خوی آن چنان گسترده است که حتی آرزوی دخترکی کوچک در پرورش‌گاه هم آن است که در آینده به استانبول به‌رود.  در گزارش گفته می‌شود شهر خوی، با همه چیز آن تورک است. از جمله نزدیکی لهجه‌ی تورکی خوی به لهجه‌ی استانبول، در هم تنیده‌گی اقتصاد خوی با آناتولی و عوثمان‌لی، شناخته شدن و بزرگ‌داشت قهرمانان ملی تورکیه در حین جنگ جهانی اول و جنگ استقلال تورکیه، هم‌کاری و هم‌بسته‌گی با اوردوی نجات‌بخش عوثمان‌لی در خلال مبارزه با آسوریان و ارمنیان مهاجم و متجاوز، رشادت و جنگ‌جویی سنتی تورک که مردم و بزرگان خوی متحدا در مواجه با لشگر مهاجم ژنرال ارمنی آندرانیک اوزانیان از خود نشان دادند. در گزارش به تار و مار کردن شهرهای اورمو، سالماس و ساووج‌بولاق آزربایجان و تهاجمات متعدد به خوی از طرف قوای مسلحه‌ی آسوری‌ و ارمنی‌ اشاره می‌شود. گزارش‌گر خوی را شهری «قهرمان» می‌نامد. چرا که با تدبیر و مسلحانه موفق به دفع تهاجمات ارمنی شد: پر کردن خندق دور شهر با آب، سه روز و شب مقاومت در مقابل حملات ارمنیان و در نهایت رسیدن اوردوی نجات‌بخش عوثمان‌لی و دفع و سرکوب مهاجمین و لشگر ژنرال آندرانیک اوزانیان. در گزارش گفته می‌شود در بازار و خیابان‌های خوی، در همه جا عکس‌های «مصطفی کمال پاشا» (Mustafa Kemal Paşa، آتاتورکAtatürk  بعدی)، «کاظم قارابکیر» (Kazım Karabekir Paşa) و «رأفت پاشا» (Refet Bele Paşa) نصب شده است. موضوع اصلی مقاله، صدور نیروی کار از خوی به استانبول و تجارت با آن است. گزارش‌گر می‌گوید اغلب کرایه‌ دهنده‌گان مرکب‌ها و وسایط نقلیه در بعضی محله‌های استانبول، و بسیاری از توتون‌چی‌ها و چای‌چی‌های این شهر از اهالی خوی و سالماس هستند. مقاله به نقش محوری خوی در تجارت با ترابزون، به سبب قرار داشتن بر سر راه تبریز به ترابزون اشاره می‌کند. مقاله به استعداد و قابلیت‌های خویی‌ها در تجارت اشاره می‌کند. از جمله سازمان‌دهی تامین نیروی کار در استانبول به صورت اقامت موقت افراد، سپس بازگشت آن‌ها و فرستادن نفرات جدید به جای نفرات قبلی و روابط بازرگانی و سیستم حمل و نقل کالا و امتعه توسط تجار خویی به ترابزون با کاروانی متشکل از ٣٠٠ شتر که بلاانقطاع در حال سیر و سفر هستند. مقاله می‌گوید تجار خویی به دنبال استفاده از فرصت‌های تجاری جدید، با اشتیاق منتظر گشودن راه آهن ترابزون به ارزروم هستند تا حیطه‌ی تجارت خود را به آن منطقه هم گسترش دهند. مقاله از مهارت تجار خویی در جلوگیری از خراب شدن محموله‌های غذایی در مسیر طولانی کاروان‌ها و توانائی برای پیدا کردن مشتری برای آن‌ها ابراز شگفتی می‌کند.

Özet

Bu makalede, İstanbul merkezli *Resimli Gazete* gazetesine yayımlanmış, 1924 yılına ait Hoy şehri ile ilgili bir raporu inceliyorum. Yirminci yüzyılın ilk çeyreğinde Hoy ve Batı Azerbaycan, Osmanlı İmparatorluğu'nun nüfuz alanı içerisinde yer almaktaydı. Bu durum; dilsel, ekonomik, siyasi, askeri ve ulusal kimlik boyutlarını kapsamaktaydı. Söz konusu bölgeler, aynı zamanda sıklıkla Osmanlı İmparatorluğu'nun "Nevâhi-y-i şarkiye"nin (doğu bölgeleri) bir parçasıydı. Makale; Hoy nüfusunun yüzde yedisinin İstanbul'da ikamet ettiğini, "İstanbulculuk" kültürünün Hoy halkı arasında o denli yaygın olduğunu —hatta bir yetimhanedeki ufak bir kızın bile, bir gün İstanbul'u ziyaret etmenin hayalini kurduğunu— belirtmektedir. Rapor, Hoy şehrinin her yönüyle Türk olduğunu vurgulamaktadır: Hoy ağzının İstanbul ağzına yakınlığı, Hoy ekonomisinin Anadolu ve Osmanlı İmparatorluğu ile iç içe geçmişliği, I. Dünya Savaşı ve Türk Kurtuluş Savaşı sırasında Türk milli kahramanlarının tanınarak onurlandırılması, işgalci Asoru ve Ermenilere karşı yürütülen mücadele esnasında kurtarıcı Osmanlı Ordusu ile sergilenen iş birliği ve dayanışma; nihayet, Ermeni General Andranik Ozanyan’ın işgalci ordusu karşısında Hoy halkının ve ileri gelenlerinin hep birlikte ortaya koyduğu geleneksel Türk cesareti ve savaşçılık ruhu. Rapor; Azerbaycan’daki Urmu, Salmas ve Savuçbulak şehirlerinin Asoru ve Ermeni silahlı kuvvetleri tarafından yıkıma uğramasından, ayrıca Hoy’a düzenledikleri sayısız saldırıdan bahsetmektedir. Muhabir, Ermeni saldırılarını stratejik planlama ve silahlı güç yoluyla püskürtme yetisinden ötürü Hoy’dan “kahraman” bir şehir olarak söz etmektedir. Şehir, etrafındaki hendekleri suyla doldurarak, üç gün üç gece boyunca Ermeni saldırılarına direnmiştir. Nihayetinde Osmanlı Ordusu şehri kurtarmak üzere gelmiş; General Andranik Ozanyan’ın ordusunu püskürtüp bastırmıştır. Makaleye göre; Hoy’un çarşısında ve sokaklarında “Mustafa Kemal Paşa”nın (daha sonra Atatürk), “Kazım Karabekir Paşa”nın ve “Refet Bele Paşa”nın fotoğrafları her yerde görülebilmektedir. Makalenin ana konusu, Hoy'dan İstanbul'a gerçekleşen iş gücü göçü ve İstanbul ile yürütülen ticarettir. Raporda; İstanbul'un belirli mahallelerindeki çok sayıda at arabası ve araç kiralayıcısının, bunun yanı sıra pek çok tütüncü ve çay satıcısının Hoy ve Salmas kökenli olduğu belirtilmektedir. Makale, Tebriz'i Trabzon'a bağlayan yol üzerindeki stratejik konumu sayesinde, Hoy'un Trabzon ile yürütülen ticaretteki önemli rolünü vurgulamaktadır. Ayrıca makale, Hoy halkının ticaret alanındaki yetenek ve kabiliyetlerinin altını çizmiştir. Bu yetenekler İstanbul'daki işgücü arzının organizasyonu, geçici olarak orada ikamet eden, sonra geri dönen ve yerlerine yeni kişilerin geçtiği bireyleri de içerir. Ayrıca, Hoy tüccarlarının Trabzon'a mal taşımak için sürekli hareket halinde olan 300 deveden oluşan bir kervanla kurdukları ticari ilişkileri ve bir sistemleri vardır. Makalede, Hoy tüccarlarının Trabzon-Erzurum demiryolunun açılışını heyecanla bekleyerek bu bölgeye ticaretlerini genişletmek istedikleri ve yeni iş fırsatlarından yararlanmaya hevesli oldukları belirtiliyor. Hoy tüccarlarının kervanların uzun yolculuğu sırasında gıda sevkiyatlarının bozulmasını önlemedeki becerilerine ve bunlar için müşteri bulma yeteneklerine duyulan şaşkınlık ifade ediliyor.

Abstract

In this article, I analyze a report from the city of Khoy in 1924, as published in the Istanbul-based Rasimli Gazete magazine. During first quarter of the twentieth century, Khoy and West Azerbaijan were situated within the sphere of influence of the Ottoman Empire. This encompassed linguistic, economic, political, military, and national identity aspects. They were also often part of the "eastern regions" of the Ottoman Empire. The article states that seven percent of the Khoy population resides in Istanbul, and the "Istanbulçuluq" culture is so prevalent among the Khoy people that even a young girl in an orphanage, dreams of one day visiting Istanbul. The report emphasizes that the city of Khoy embodies Turkishness in every aspect. This includes the proximity of the Khoy Turkish dialect to the Istanbul dialect, the intertwining of the Khoy economy with Anatolia and the Ottoman Empires, the recognition and honoring of Turkish national heroes during World War I and the Turkish War of Independence, cooperation and solidarity with savior Ottoman Ordu during the fight against the invading Assyrians and Armenians, and the traditional Turkish bravery and warlikeness that the people and elders of Khoy showed together in the face of the invading army of Armenian General Andranik Ozanyan. The report mentions the destruction of the cities of Ormu, Salmasç and Savujbulaq in Azerbaijan, as well as and the numerous attacks on Khoy by the Assyrian and Armenian armed forces. The reporter refers to Khoy as a “heroic” city due to its ability to repel the Armenian attacks through strategic planning and armed force. The city resisted Armenian attacks for three ays and nights by filling the moat around the city with water. Eventually, the Ottoman Army arrived to save the city, repelling and suppressing General Andranik Ozanyan’s army. According to the article, photographs of “Mustafa Kemal Pasha” (later known as Atatürk), “Kazım Karabekir Pasha”, and “Refet Bele Pasha” can be seen everywhere in the bazaar and streets of Khoy. The main topic of the article is the export of labor from Khoy to Istanbul and the trade with Istanbul. The report mentions that a large number of carriage and vehicle hireres in certain neighborhoods of Istanbul, as well as many tobacconists and tea sellers, hail from Khoy and Salmas. The article highlights Khoy’s significant role in trade with Trabzon, thanks to its strategic location on the road connecting Tabriz to Trabzon. Additionally, the article emphasized the talent and capabilities of the people of Khoy in the field of trade. the organization of labor supply in Istanbul involves individuals temporarily residing there, then returning and being replaced by new people. Additionally, Khoy merchants have trade relations and a system for transporting good to Trabzon using a caravan of 300 camels that are constantly on move. The article states that Khoy merchants are eager to capitalize on new business opportunities by eagerly anticipating the opening of the Trabzon-Erzurum railway to expand their trade to that region. It expresses surprise at the skill of Khoy merchants in preventing food shipments from spoiling during the long journey of the caravans and their ability to find customers for them.










Wednesday, May 9, 2018

مه‌نیمسه‌دیییم نئچه ایملا بیچیمی

مه‌نیمسهدیییم نئچه ایملا بیچیمی 

مئهران باهارلی


بیله- بئله، گیبی- کیمی، ائیله‌مه‌ک، کلیمه- که‌له‌مه، داوشان، آو، سه‌کیز، دوقوز، کؤپرو، یاپراق، توپراق، اؤسکورمه‌ک، آسقیرماق، ایسی، یاسی، که‌ندی-اؤز، ایل-ائل، آوشار، جالاییر، یورت، قورت، بولوت، سوت، جئیلان، هئیلان، گوره‌شمه‌ک، گه‌لیپ، آلیپ، آلامام، گئده‌مه‌م، گه‌لیرسین، سه‌ن‌سین، یاییم‌لاماق، یایین، چه‌کیمسه‌ر، قارارماق، کورد، تورک، سارارماق، تاهران، می‌؟، باشارماق- باجارماق، یوبات- گئجیک، قیلینج- قیلیج، ....

٭٭٭

ایران‌دا تورک‌جه لهجه‌له‌ریمیزده (تورکمان لهجه‌له‌ری‌نده) دئگی‌له‌ر و دیل قورال‌لاری‌ندا گؤروله‌ن بیر چوخ ده‌ییشیک‌لیک، دوغال و طبیعی‌دیر. آنجاق بونلارین بیر چوخو، دوغال اولماق‌لا بیرلیک‌ده، تورک‌جه‌نین یوزلاشما و یوخ اولمایا اوز توتدوغونون دا به‌لیرتی‌سی‌دیر. بئله اولوم‌سوز ده‌ییشیک‌له‌ره، ایران‌دا اولوشماق‌دا اولان ادبی (گؤرکول) - معیار (اؤلچون) تورک‌جه‌ده یئر وئریلمه‌مه‌سی گه‌ره‌کدییی‌نه ایناندیغیم اوچون، مه‌ن اؤز چاپیم‌دا یازی‌لاریم‌دا اونلاردان قاچینمایا و دوزه‌لتمه یاپمایا چالیشیرام.

Monday, May 7, 2018

اتّفاق بيلديريسی

اتّفاق بيلديريسی

مئهران باهارلی

آشاغیدا «اتّفاق بیلدیریسی»‌نین متنینی وئرمیشه‌م. بو بیلدیری تورکییه‌ده دؤرت پارتی‌نین (جمهوریت‌چی خالق پارتیسی، دئموکرات پارتی، اییی پارتی، سعادت پارتیسی) آراسیندا ملّت‌وکیلله‌ری سئچیمی اوچون قورولان «ملت اتّفاقی»نین بیلدیریسی‌دیر. بو بیلدیرینی یاییملامامین نده‌نله‌ری:

١-تورکییه‌نین اؤلچون و معیار دیلی ایراندا اولوشدورولماقدا اولان معیار تورکجه‌یه نه دنلی یاردیمجی و گره‌کلی ایسه، بیزیم سیاسی تورکجه‌میزین اولوشماسیندا دا تورکییه‌ سیاسی دیلی‌ و قاورام-تئرمینله‌ری‌نین اؤیره‌نیلمه‌سی، اؤزه‌للیکله تورک سیاسی تشکیلاتلار و فعاللار اوچون، او قده‌ر یاردیمجی و گره‌کلیدیر.

٢-گئچه‌ن یوز ایلده، عوثمانلی-تورکییه، تورک ملّی بیلینجله‌نمه و تورک ملّیتچیلییی آچیسیندان ایراندا یاشایان تورک خالقی‌نین اؤرنه‌ک آلدیغی اولگو و اسین قایناغی ایدی. بوندان دولایی دا فارسچی مشروطه انقلابی و سونراسیندا قورولان ایران دولتله‌ری و اؤزه‌للیکله پهلوی و جمهوری اسلامی، ایراندا یاشایان تورک خالقینی تورکجه اوخوماقدان و تورکییه‌ده یازیلان-یاییملانان اثرله‌ری آنلاماقدان عاجز ائتمه‌یه چالیشدی. بو نده‌نله‌دیر که تورک خالقی دا، اؤزو و تورکجه‌نی و تورک کیملییینی قوروماق و گلیشدیرمه‌ک اوچون، کسینلیکله تورکییه‌نین سیاسی دیلی ایله درینده‌ن تانیش اولمالی، تورکییه‌‌ده یازیلان و یاییملانان سیاسی یازی و بیلدیری و مقاله و پروقراملاری ... سورونسوز و قولایلیقلا آنلایابیلمه‌لی، بو یولدا انگه‌ل و مانع نه وارسا اورتادان قالدیرمالیدیر.