کومیتهی تروریستی فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز (خیابانی)
مئهران باهارلی
خلاصه:
فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز (خیابانی - نوبری) از جهت «هویت ملی انتخابی» خود (ملت ایران، وطن ایران، زبان ملی فارسی) فرزند انقلاب ضد تورک مشروطیت ایران، و به لحاظ مشی سیاسی، از جمله قانونستیزی، خشونتگرایی و کاربرد تروریسم، ادامه دهندهی راه آن بود. در دوران حاکمیت کوتاه مدت فرقهی دموکرات آزربایجان در تبریز سایهی تروریسم بر شهر گسترده شد. در این دوره هر روز یکی دو تن از مقامات دولتی، تجار، مطبوعاتیان، سیاسیون، روحانیون، .... به قتل میرسید. قتلهای سیاسی به دست یک «کومیتهی ترور» انجام میگرفت که پس از رفتن روسها از تبریز و پیش از آمدن اوردوی نجاتبخش عوثمانلی، به دستور خیابانی تاسیس و توسط نوبری و حریری دو تن از رهبران حزب اداره میشد. دست تشکیلات تروریستی «کومیتهی ترور فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز» به خون بیگناهان نیز آلوده گشت. این کومیتهی تروریستی افراد بی گناه را هم، حتی آزادیخواهان هممشی و همحزبی را که مضر تشخیص میداد به قتل میرساند. کومیتهی ترور فرقهی دموکرات آزربایجان در تبریز، اولگوبرداری از و ادامهی کومیتهی ترور موسوم به مجازات در تهران بود. عبدالله بهرامی دارای ملیت فارس و تمایلات ضد تورک، که عضو حزب دموکرات ایران و در دورهی آزادی سِتان رئیس نظمیهی تبریز و از رهبران فرقهی دموکرات آزربایجان بود در هر دوی این تشکیلات تروریستی، «کومیتهی ترور فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز» و «کومیتهی ترور مجازات تهران» عضویت داشت. شیخ میرزا اسماعیل نوبری، شخص دوم جنبش خیابانی و دست راست او و حریری یکی دیگر از رهبران فرقهی دموکرات آزربایجان، از دورهی مشروطه آلوده به تروریسم بودند. حاکمیت تورک اتحاد که پس از آزادسازی تبریز توسط اوردوی نجاتبخش عوثمانلی به صدارت رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتایلی افشار اورمولو مجدالسلطنه تاسیس شد، عدهای از تروریستها و آدمکشان کومیتهی ترور فرقهی دموکرات آزربایجان را دستگیر و پس از محاکمه اعدام، و خیابانی و دو تن از یاران او را به شهرهای اورمو و سپس قارس تبعید کرد. علل تبعید آنها «کارشکنی در امور حکومت تورک اتحاد و تدارکات نیروهای مسلح تورک بومی - اوردوی عوثمانلی، اشتراک در عملیات قانونشکنانه و تروریستی از جمله کشتن امام جمعهی تبریز، و همکاری با دستهجات ضد تورک تروریستی ارمنی» بود. با تبعید خیابانی و دو تن از یارانش، حاکمیت تروریسم و فضای رعب و وحشت که در دورهی فرقهی دموکرات آزربایجان در تبریز ایجاد شده بود، پایان یافت و مردم نفسی به راحت کشیدند.
Özet
Azerbaycan Demokrat Partisi (Hiyabani - Nevberi), "tercihî - seçmeli ulusal kimlik" bakımından, Türk karşıtı İran Meşrutiyet Devrimi'nin ürünüydü. Parti’nin seçtiği ve benimsediöi Ulusal kimlik İran milleti, anavatanı İran ve ulusal dili Farsçaydı. Siyasi politikalar ve yöntem açısından da —hukuksuzluk, şiddet ve terör kullanımı — Azerbaycan Demokrat Partisi, Türk karşıtı İran Meşrutiyet Devrimi’nin yolu ve metotlarını benimsemişti. Azerbaycan Demokrat Partisi'nin kısa hakimiyeti sırasında, Tebriz şehri üzerine terör gölgesi yayıldı. Her gün bir veya iki devlet görevlisi, iş adamı, gazeteci, siyasetçi ve din adamı katlediliyordu. Siyasi cinayetler; Rusların Tebriz'den ayrılmasından sonra ve kurtarıcı Osmanlı Ordusu'nun gelişinden önce, Hiyabani'nin emriyle kurulan bir "Terör Komitesi" tarafından gerçekleştiriliyordu. Bu komite, Partinin liderlerinden Nevberi ve Heriri tarafından yönetilmekteydi. Azerbaycan Demokrat Partisi'nin Terör Komitesi'nin elleri masumların kanıyla da lekelenmişti. Bu Terör Komitesi zararlı addettiği partidaş ve yandaş özgürlük savaşçıları da dahil olmak üzere, masum insanları katletmiştir. Azerbaycan Demokrat Partisi'nin Terör Komitesi, Tahran’daki Cezalandırma adlı Terör Komitesi'nin devamıydı. Tebriz Azadi Setan yönetimi sırasında; İran Demokrat Parti’sinin üyesi ve Türk karşıtı eğilimlere sahip bir Fars Abdullah Behrami, Tebriz Polis Teşkilatı’nın başkanı olarak görev yapmış ve Azerbaycan Demokrat Partisi’nin liderlerinden biri olmuştur. Behrami, her iki terörist Komitesi’nin, Azerbaycan Demokrat Partisi'nin Terör Komitesi ile Tahran Cezalandırma Terör Komitesi'nin üyesiydi. Hiyabani hareketinin ikinci adamı ve sağ kolu olan Nevberi’nin yanı sıra hareketin liderlerinden Heriri de, Meşrutiyet döneminden beri terörle ilişkili idiler. Osmanlı Ordusunun Tebriz'i kurtarmasının ardından, Türk ulusal lider Cemşid Han Subataylı Afşar Urmulu Mecdü's-Saltana'nın önderliğinde kurulan Türk Birlik Hükûmeti; Azerbaycan Demokrat Partisi'nin Terör Komitesi mensubu çok sayıda terörist ve katili tutukladı. Yargılamanın ardından bu kişiler idam edildi. Hiyabani ve iki yoldaşı ise; önce Urmu, ardından Kars şehirlerine sürgün edildi. Bunlaın sürgün edilmelerinin gerekçeleri “Türk Birlik hükümetinin işleyişini ve yerli – Osmanlı Türk silahlı kuvvetlerinin ikmalini sabote etmek, Tebriz Müftüsü’nün katli de dâhil olmak üzere, yasa dışı ve terörist eylemlere katılmak, ve Türk karşıtı terörist Ermeni gruplarla iş birliği yapmak”tı. Hiyabani ve iki arkadaşının sürgün edilmesiyle birlikte; Tebriz’de “Demokrat” dönemi boyunca hüküm süren terör rejimi ve yaratılan korku atmosferi sona erdi, halk derin bir nefes aldı.
Abstract
The
Democrat Party of Azerbaijan (Khiyabani - Nobari) in terms of its "elective national
identity" was a product of the Constitutional Revolution in Iran. Its national
self-identification was Iranian nation, it considered Iran its homeland, and
its national language was Persian. The party also followed the same path as the
Constitutional Revolution of Iran in terms of its political policies, which
included lawlessness, violence, and the use of terrorism. During the rule of
the Democrat Party of Azerbaijan, the shadow of terrorism spread over the city
of Tabriz. Every day, one or two
government officials, businessmen, journalists, politicians, and clerics were
murdered. Political murders were carried out by a "Terror Committee"
that was established by Khiyabani's order after the Russians left Tabriz and
before the arrival of the liberating Ottoman Army. This committee was run by two
leaders of the party Nobari and Hariri. The hands of the Azerbaijan
Democrats’ Terror Committee were also stained with the blood of innocents. This
terrorist committee murdered innocent people, even fellow freedom fighters and
party members it deemed harmful. The Terror Committee of the Azerbaijan
Democrat Party was the successor to the Terror Committee in Tehran, known as
"Punishment." During the Azadi Setan rule in Tabriz, Abdullah Bahrami,
a Persian with anti-Turkish tendencies, who was a member of the Democrat Party
of Iran, served as the head of the Tabriz Police force and was one of the
leaders of the Azerbaijan Democrat party. He was also a member of both terrorist
organizations, Terror Committee of Azerbaijan Democrat party and Punishment Terror
Committee of Tehran. Nobari, the second person in Khiyabani’s movement and his right-hand
man, as well as Hariri, were also associated with terrorism since the
constitutional period. The Turkish Birlik
government, established after the liberation of Tabriz by the Ottoman Army
under the leadership of the Turkish national leader Jamshid Khan Subatayli
Afshar Urmulu Majdal-Saltane, arrested several terrorists and murderers from Terror
Committee of Azerbaijan Democrat party. After a trial, they were executed. Additionally,
Khiyabani and two of his companions were exiled to cities of Urmu and then Kars. The reasons for their exile were “sabotaging the
affairs of the Turkish Birlik government and supplies of the native – Ottoman Turkish
armed forces, participation in law-breaking and terrorist operations, including
the killing of the Tabriz Mufti, and collaboration with anti-Turkish terrorist Armenian
groups”. With the exile of Khiyabani and two of his companions, the reign of
terrorism and the atmosphere of terror that had been created in Tabriz during
the democrat era came to an end, and the people breathed a sigh of relief.
مقدمه
فرقهی دموکرات آزربایجان - اول (خیابانی) نه تنها از جهت «هویت ملی انتخابی» (ملت ایران، وطن ایران، زبان ملی فارسی) فرزند انقلاب ضد تورک مشروطیت ایران بود، بلکه به لحاظ مشی سیاسی هم، از جمله قانونستیزی، خشونتگرایی و کاربرد تروریسم، ادامه دهندهی راه آن بود. در دوران حاکمیت فرقهی دموکرات آزربایجان (خیابانی - نوبری) سایهی تروریسم بر شهر تبریز گسترده شد و هر روز یکی دو تن از مقامات دولتی، تجار، مطبوعاتیان، سیاسیون، روحانیون، .... به دلایل سیاسی (مخالفت با خیابانی و نوبری، تورکگرا بودن، ....)، انتقام از عمّال دورهی صمد خانی، بیقانونی و هرج و مرج، انتقامجوئیهای شخصی، ترسانیدن مردم، ... به قتل میرسید. از کسانی که در این دوره به قتل رسیدند: «فخرالمعالی مدعی العموم» دادستان تبریز، «سید نعمتالله خان» (ن. جاوید) مدیر روزنامهی کلید نجات، «حاجی ملک التجار تبریزی»، پسر موللاباشی دورهی صمد خان، «معتضد لشکر» رئیس قوشون تبریز، «محمد خان» کدخدای محلهی ایمره قیز (امیرخیز)، «حسام نظام مراغهای» پسر عموی صمد خان، «سردار مظفر چاردولی»، «حسین خان» فراشباشی محلهی دروازه، ...:
«در شهر چندین جنایت واقع شد، .... چند نفر از عمال کوچک دورهی صمد خانی به دست اشخاص ناشناسی کشته شدند .... پسر موللاباشی صمد خان را .... در روز روشن در پشت عمارت حکومتی با تیر زدند .... معلوم بود که این جنایت از طریق انتقام به دست مجاهدین اتفاق افتاده، .... بلافاصله یکی از کلانتریهای قدیم را .... شب در خانهاش مقتول نمودند. این دو جنایت واضح بود که برای انتقام از اعمال گذشته است .... سپس یک تاجری را ترور نمودند که .... مردم محترم و معمری بود موسوم به ملک التجار که مورد احترام اهالی بود ... دو روز بعد سردار ظفر را هم در خانهی خودش مقتول ساختند ... اما جنایتی که شهر را تکان داد و اسباب زحمت فوقالعاده برای من فراهم ساخت، قتل امام جمعهی تبریز بود .... در مراجعت نزدیکی کلانتری محلهی ششگلان مورد حملهی سه نفر از مجاهدین مربوط به دموکراتها شده و خود او و پسرش کشته شده بودند. ... امام جمعه در آن ایام در امور دخالتی نهداشته و ظاهرا زندهگانی بیطرفی را انتخاب کرده بود .... این اشخاص از طرف «علی حریری» موظف و نگهداری میشدند .... قتل امام جمعه باعث انزجار مردم نسبت به آزادیخواهان شد» (خاطرات عبدالله بهرامی)
«در بحبوحهی این گرفتاریها و اندوهها در شهر تبریز جمعی آدمکش (ترور) پیدا گردیده و در هر چند روز یکی دو تن را از خِنگ زندهگانی پیاده میگردانیدند. و نخستین [کس] که به دست این جمع کشته گردید فخر [المعالی] مدعی العموم بدایت عدلیه، بود. و پس از چند روز یکی از شناختهگان اعیان کشته گردید. و سپس سید نعمت الله مدیر جریدهی کلید نجات و بس دیگران کشته شدند. و بی گفتگو است که این گونه حادثهها در شهری که جمعی پیشهی خود را آدمکشی گردانند و پنهانی و ناشناس خون کسان ریزند، همهی مردم را دوچار ترس و بیم میگرداند. و هر کس را به سلامت خود اطمینان نهمیماند .... کومیتهی آدمکش (ترور) هم از یک سوی به رقابت با خشکسالی برخاسته و اگر این [خشکسالی] خرمن هستی مردم بی نوا و بی چیز [را] آتش میزد، آن [کومیتهی آدمکش] نیز در هر چند شبی به سر وقت یکی از توانگران میرسید» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)
اغلب منابع آن دوره متفق القول هستند که قتلهای سیاسی به دست یک «کومیتهی ترور» انجام میگرفت که پس از رفتن روسها از تبریز و پیش از آمدن اوردوی نجاتبخش عوثمانلی، ظاهرا به دستور خیابانی و برای کشتن عمال صمد خان و کسانی که با روسها همکاری داشتند تاسیس، و توسط نوبری و حریری اداره میشد. «در آن روزها که هنوز نوبری به تبریز نیامده بود، و تنها خبر آمدنش رسیده بود، نگارنده از همراهان نزدیک خیابانی شنیدم که میگفتند چون نوبری بیاید، ناچار آدمکشی خواهد آغازید. ... چون نوبری به تبریز آمد قضا را چنان چه گفته بودند، چند روزی نهگذشت که آدمکشی آغازیده گردید و نخست فخرالمعالی و سپس دیگران کشته گردیدند. ... نه تنها من بلکه بسی دیگران نیز جز این نهمیپنداشتند که فرمایندهی آن کشتارها نوبری است .... خیابانی و همراهانش نیز بسی میکوشیدند که آن آدمکشیها به نام نوبری شناخته شود. لیکن چندی نهگذشت که راز از پرده بیرون افتاد و نگارنده و دیگران به دست آورده و دانستیم که کومیتهی ترور را خیابانی پیش از آمدن نوبری برپا کرده بود. و اگر نوبری و دیگران نیز شرکت داشتند، خود خیابانی پیشرضایت داشت و پیشفرمانها را او میداد ....» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)
مانند هر تشکیلات تروریستی دیگر، دست «کومیتهی ترور دموکراتهای آزربایجان» به خون بیگناهان نیز آلوده گشت. اینان افراد بی گناه، حتی آزادیخواهانی که مضر تشخیص داده میشدند را هم به قتل میرساندند: «خیابانی و نوبری و همدستان ایشان پا از گیلیم خود بیرون گذاردند و در کارهایی که وظیفهی ایشان نهبود دخالت کردند. و کار بی باکی ایشان به جایی کشید که کومیتهی آدمکشی برپا کردند و به کشتن دشمنان آزادی بس نهکرده، خون بیگناهان را نیز ریختند». «به خصوص که این آدمکشان زشت و زیبا جدا نهکرده و نیک را با بد با هم در میآمیختند. زیرا ... پارهای کسان بیگناه نیز در آن هنگام خونش ریخته گردید». «لیکن چیزی که هست، کومیتهی ترور در این حد خود نایستاده و تنها به کشتن دشمنان آزادی بس نهکرد و برخی بی گناهان و بلکه یکی از آزادیخواهان را نیز به آتش خود سوخت. ... سید نعمتالله خان مدیر روزنامهی کلید نجات، نویسندهای خوب و از آزادیخواهان بود. و تنها گناهی که داشت از مخالفان خیابانی و نوبری شمرده میشد و در روزنامهی خود زبان خردهگیری [انتقاد] باز کرده بود. در راه صوفیان و تبریز به دست کارکنان کومیتهی ترور زندهگانیش در این گیتی به پایان آمده، راه سرای دیگر پیش گرفت. یکی دیگر از قربانیهای کومیتهی ترور، حاجی ملک التجار بود و چون کشته شد گفتند که وی گناه نهداشت و از روی اشتباه خونش هدر گردیده است. و گذشته از اینها حاجی میرزا کریم امام جمعه .... کشتن وی تاثیر بسیار بدی داشت ... به ویژه که کارکنان کومیتهی ترور او را با پسرش در روز جشن نوروز و در یکی از خیابانهای شهر (خیابان ششکلان) و در برابر چشم صدها نفر مردم خون[شان را] ریخته ... بی گفتگوست که این بی باکی و لاابالیگری که به نام حزب دموکرات شناخته گردید نتیجههای بسیار بدی را دربر داشت .... بعدها که خیابانی از کردهی خود پشیمان گردیده بود بسیار میکوشید که کشتن امام جمعه را به گردن نوبری بیاندازد. لیکن نتیجه نهداشت و کسی از وی نهمیپذیرفت. و همچنان در هنگام قیام خود پیوسته این کوشش را داشت که دامن خود را از چرک تهمت پاک گردانیده و آن کشتارها و خونریزیها را از نوبری و کربلایی علی حریری که یکی از همراهان خیابانی بود بهشناساند.» (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی)
تاریخنگاری آزربایجانی و در این میان مولفین استالینیست آزربایجان شوروی مانند شوکت تقییئوا، در تلاش برای تطهیر فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز، این ترورها را به کومیتهی مجازات پس از مشروطه در تهران و تروریست حیدر عموغلو ربط دادهاند. حال آن که کومیتهی مجازات مذکور در سال ١٩١٧ با دستگیری و اعدام رهبران و اعضای آن در تهران تماما متلاشی شد. اما حاکمیت و اوج قدرت خیابانی مربوط به بعد از سال ١٩١٧ در تبریز است. ارتباط این دو آن است که کومیتهی ترور دموکراتهای آزربایجان، اولگوبرداری از کومیتهی ترور مجازات تهران بود و همچنین عبدالله بهرامی در هر دوی آنها عضویت داشت. عبدالله بهرامی (ملیت فارس، با تمایلات ضد تورک) عضو حزب دموکرات ایران و در دورهی آزادی سِتان رئیس نظمیهی تبریز، از کومیتهی ترور دموکراتهای آزربایجان حمایت میکرد. وی قبلا هم در تهران با کومیتهی تروریستی مجازات ارتباط و همکاری داشت: «در آن وقت خیابانی و نوبری و علی حریری و بادامچی در منزل من هفتهای یک دو بار جلسهی محرمانه تشکیل داده و راجع به سیاست حزب و سایر امور تبادل نظر میکردیم». (خاطرات عبدالله بهرامی). بنا به کسروی: «رئیس نظمیه یکی از همراهان و همدستان ایشان [خیابانی و نوبری] بود». (قیام شیخ محمد خیابانی، احمد كسروی). مینباشی یوسف ضیاء طالبزاده (قهرمان ملی تورک، رئیس «هئیت مخصوصهی اوردوی ششم» عوثمانلی به هنگام آزادسازی تبریز و تورکایلی و رئیس «جمعیت اتحاد اسلام» تاسیس شده در ١٩١٨» و دیگر مقامات حکومت اتحاد - ا وردوی عوثمانلی هم، عبدالله بهرامی را عامل ترور امام جمعهی تبریز میدانستند.
«شیخ میرزا اسماعیل نوبری»، شخص دوم جنبش خیابانی و دست راست او، از دورهی مشروطه آلوده به تروریسم بود. وی در ماجرای فرستادن بومب به شجاع نظام مرندی به منظور قتل او شرکت مستقیم داشت. تروریستی به نام رجب سرابی تبریزی که سید عبدالله بهبهانی را ترور کرده به قتل رسانید، از مجاهدین تبریز و مرید میرزا اسماعیل نوبری بود. «کربلائی علیآقا حریری»، از نزدیکترین یاران قیام خیابانی، از اعضای فوج نجات تبریز (به رهبری هوارد باسکرویل) در دورهی جنگ بر علیه محمدعلی شاه بود. حکومت تورک اتحاد - اوردوی عوثمانلی قصد تبعید وی را هم داشت، ولی او فرار کرد.
پس از آزادسازی تبریز توسط اوردوی نجاتبخش عوثمانلی و تشکیل حکومت تورک اتحاد به صدارت رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتایلی افشار اورمولو مجدالسلطنه، این حاکمیت تورک عدهای از تروریستها و آدمکشان دموکرات آزربایجانی را دستگیر و پس از محاکمه اعدام نمود. از جمله تروریستی به اسم اسدالله اهل قفقاز که به کشتن معتضد لشکر، رئیس قوشون قاجار در تبریز به امر دموکراتها اعتراف کرده بود. «رئیس قوشون دم از مخالفت [با خیابانی] زد و سزای خود یافت. گویا نام او معتضد لشکر بود و اسدالله نامی از مردم قفقاز او را کشت. و چون تورکها [نیروهای تورک بومی- اوردوی عوثمانلی] به تبریز آمدند، اسدالله گرفتار گردید و پس از استنطاق به دار آویخته شد. وی در استنطاق خود گفته بود که مرا دموکراتها به کشتن رئیس قوشون واداشتند».
خیابانی و دو تن از یارانش نیز توسط حکومت تورک اتحاد - اوردوی نجات بخش عوثمانلی به اورمو (اورمیه) و سپس قارس (قارص) تبعید شدند. هر چند علت اصلی تبعید آنها «کارشکنی در امور حکومت تورک اتحاد و تدارکات نیروهای مسلح تورک بومی - اوردوی عوثمانلی» بود؛ اشتراک آنها در عملیات قانونشکنانه و تروریستی از جمله ترور امام جمعهی تبریز، و طبق برخی منابع همکاری با دستهجات تروریست و ضد تورک ارمنی هم در میان علل فرعی ذکر شدهاند. با تبعید خیابانی و دو تن از یارانش به حاکمیت تروریسم و فضای رعب و وحشت دورهی دموکراتها در تبریز پایان داده شد و مردم نفسی به راحت کشیدند. پس از آن که اوردوی عوثمانلی تبریز را ترک کرد و مکرم الملک نائب الایالهی آزربایجان گشت، او هم «انجمنهای آزادیخواهان [فرقهی دموکرات] را قدغن نمود که دربسته باشند و نوبری را از شهر بیرون کرد و از سوی دیگر چند تن از کارکنان کومیتهی آدمکشی را که در پیرامون خیابانی بودند گرفتار کرده و به نام کشندهی امام جمعه به دار آویخت».
قیام بی ربط به مجادلهی ملی تورک و ماجراجویانهی خیابانی که در عمل بر خشونت و سلاح تأکید داشت و سرانجام هم به طور خشونتآمیز و مسلحانه سرکوب شد، از سوی بسیاری به صورت دیکتاتوری توصیف شده است. در شمارهی دوم نشریهی موللا نصرالدین چاپ تبریز در اسفند ١٢٩٩ از حزب دموکرات خیابانی به سبب کوبیدن دیگر احزاب از جمله سوسیال دموکرات، تنقیدیون، اتفاق و ترقی، و ... که تعدادی تورکگرا و یا مدافع فدرالیسم ملی بودند انتقاد شده است.
برای مطالعهی بیشتر: سرکوب تورکگرایان و ممنوع ساختن آموزش به تورکی توسط دموکراتهای آزربایجان-آزادیستان
موضع
منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی به ادعای
عبدالله بهرامی
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_26.html
دستور
موکد خیابانی برای تحمیل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبیه آنان به جرم تورکیگویی
به روایت ناصح ناطق
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_8.html
از
خیانتهای آزربایجانگرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دموکراتهای آزربایجان
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post.html
از
خیانتهای آزربایجانگرایان: فیوضات و طراحی نسلکشی ملی و زبانی تورکی در ایران
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_17.html
مبارزهی
قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دموکراتهای آزربایجان با تورکگرایان و قائلین به عدم
مرکزیت (فدرالیستها، آزادیخواهان و ملیون واقعی)
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_3.html
کومیتهی
تروریستی خیابانی- دموکراتهای آزربایجان
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post.html
اخلالگریها
و سابوتاژهای دموکراتهای آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک
بومی-عثمانلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_28.html
خیانت
عدهای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/1.html
انتقاد
نشریهی موللا نصرالدین از دیکتاتورمنشی فرقهی دموکرات آزربایجان – حاکمیت آزادی
سِتان



.jpg)





No comments:
Post a Comment