Sunday, July 8, 2018

دستور موکد خيابانی برای تحميل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبيه آنان به جرم تورکی‌گويی

دستور موکد خيابانی برای تحميل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبيه آنان به جرم تورکی‌گويی به روايت ناصح ناطق

مئهران باهارلی

در سالهای جنگ جهانی اول در تبریز تشکیلاتی به اسم «فرقه‌ی دمکرات آزربایجان» به رهبری شیخ محمد خیابانی  (و بادامچی، نوبری، حریری، بهرامی ...) وجود داشت. فرقه‌ی دمکرات آزربایجان شعبه‌ی «حزب دمکرات ایران» بود و در دوره‌ی مورد بحث مهمترین تشکیلات سیاسی ایران‌گرا و فارس‌گرا در تبریز به شمار می‌رفت. این حزب که مانند حزب مادر خود زائیده و معتقد به هویت ملی ایجاد شده در مشروطیت یعنی «ملت ایران» بود، زبان ملی تورکها را فارسی و وطن آنها را ایران می‌دانست؛ منکر هویت ملی تورک و وجود ملت تورک در ایران بود و بر این مبنا در عرصه‌ی سیاسی مخالف شدید هر نوع فدرالیسم (عدم مرکزیت) و مخصوصا فدرالیسم ملی بر اساس زبان-قومیت-ملیت بود. به سبب این هویت ملی انتخابی، فرقه‌ی دمکرات آزربایجان همواره در خصومت با تشکیلات تورک‌گرای «تورک موجاهید فیرقه‌سی» به رهبری زنده‌یاد «حاجی بیگ میرزا بلوری تبریزی»، «حاکمیت تورک اتحاد» به صدارت زنده‌یاد «جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی» و حزب تورک‌گرای «اتحاد اسلام» بود و به درگیری‌های فیزیکی و زد و خورد و ترور و سرکوب و تبعید سران و اعضای دستجات تورک‌گرا از جمله «فرقه‌ی مجاهدین تورک» و همچنین احزاب فدرالیست وقت مانند «جمعیت اتفاق و ترقی» و ... در تبریز می‌پرداخت. فرقه‌ی دمکرات آزربایجان همچنین مخالف استقلال جمهوری خلق آزربایجان توسط تورکهای قفقاز بود و بر علیه آن دولت با نیروهای اشغالگر روس (بلشویک) و ارمنی (داشناک، ...) همسوئی و همکاری داشت. (بادامچی از رهبران فرقه‌ی دمکرات آزربایجان می‌گوید فرقه‌ی دمکرات آزربایجان نه تنها خواستار استقلال آزربایجان از ایران نبود، بلکه مدافع مرکزیت (یونیتاریسم) و مخالف عدم مرکزیت (فدرالیسم) بود و از این رو با احزاب مترقی آن دوره مانند جمعیت اتحاد و ترقی در تبریز که معتقد به لزوم فدرالیسم بودند، در «زدوخورد»، و با تورکها که خواستار مستقل کردن و الحاق آزربایجان ایران به آزربایجان قفقاز و یا عثمانی بودند در «مبارزه» بود. جزوه‌ی «فعالیت و اقدامات شیخ محمد خیابانی»، به قلم محمدعلی بادامچی و حسین کاظم‌زاده ایرانشهر، با مقدمه‌ی رضازاده‌ی شفق، نوشته شده در سال ١٩٢٦، ٥ سال بعد از اتمام ماجرای آزادی‌ستان، چاپ انتشارات پان‌ایرانیست ایرانشهر در برلین به خاطره‌ی خیابانی).

فرقه‌ی دمکرات آزربایجان و سپس حرکت-حاکمیت آزادی‌ستان همچنین نقشی تعیین‌کننده در تبدیل زبان فارسی به زبان رسمی و مکتوب در تبریز، ایجاد مدارس فارسی‌زبان در مناطق تحت نفوذ خود و شکل گرفتن سیاست دولتی فارس‌سازی و نسل‌کشی زبانی تورکها در ایران دارد. این فرقه و طبق نوشته‌ای از مهندس ناطق رهبر آن خیابانی، در ضمن برای نخستین بار خشونت فیزیکی به منظور تحمیل زبان فارسی بر کودکان تورک در ایران را بکار برده‌اند. در مجموع فرقه‌ی دمکرات آزربایجان به سبب نفی هویت ملی تورک، تبلیغ فارس‌گرایی، اقدام به تحمیل زبان فارسی بر تورکها و فارس‌سازی آنها، مخالفت با فدرالیسم و استفاده از ترور و خشونت در برخورد با تورک‌گرایان و دیگر مخالفین سیاسی خود، یک جریان غیرملی، مرتجع و آنتی‌دمکراتیک بود.



در زیر بخشهایی از نوشته‌ی مهندس ناطق در این باره را نقل و سپس چند توضیح مربوطه را داده‌ام. این نوشته رساله‌ای است کوتاه در رد برخی ادعاهای عبدالله مستوفی که توسط انتشارات مجله‌ی ادبی یغما در تهران به سال ١٣٤٤ منتشر و توسط علی آذری تحت نام «چهره‌ی تابناک خیابانی» در کتاب «قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز» نقل شده است:

«خیابانی مرحوم .... مسلما در صدد تجزیه‌ی آزربایجان و ترویج زبان تورکی نبود. و قیام خیابانی پیشاهنگ نهضتهای تجزیه‌طلب نباید تلقی شود....  در دوران قیام مرحوم خیابانی، بنده محصل بودم و در مدرسه‌ی متوسطه‌ی منحصر به فرد تبریز درس می‌خواندم. مرحوم شیخ، دستور موکد به معلمین همان مدرسه داده بود که زبان محاوره‌ی مدرسه، خواه بین معلمین و شاگردان و خواه میان شاگردان، در سر کلاس و ساعات گردش و استراحت باید به زبان فارسی باشد و حتی برای کسانی ‌که در موقع بازی، یک کلمه تورکی می‌گفتند، تنبیه مختصری قائل شده بود. و اگر امروز در آزربایجان در همه‌ی مدارس، لااقل در کلاسها حتی یک کلمه تورکی گفته نمی‌شود، این وضع یادگار دوران آن قیام است».

«ثانیا مرحوم شیخ با دوستان نزدیک خود گاهگاهی برای صرف ناهار به خانه‌ی ما می آمدند. در این میهمانی‌ها تقریبا همیشه بعد از ناهار مدتی در باره‌ی لزوم و یا عدم لزوم تغییر روش ادبی و به اصطلاح آن روز تجدد در شعر و ادبیات بحث می‌شد و بنده که تا اعماق روح تحت تاثیر قیافه‌ی گیرنده و بیان متین و جدی و صفای باطن مرحوم شیخ بودم در جلسات حاضر می‌شدم، از گفته‌های او و دوستانش بهره می‌بردم. آنچه بیاد دارم این است که با اینکه همه‌ی حاضرین تبریزی و تورک‌زبان بودند گفتگوها همیشه به زبان فارسی بود» (چهره‌ی تابناک خیابانی. مهندس ناطق. از کتاب قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز. علی آذری. چاپ دوم، نشر صفی علیشاه، ١٣٤٦. ص ۴٩٧)

چند نکته:

١-این بیانات از طرف دو شخصیت آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست نقل شده‌اند، و بدین جهت دارای اهمیت‌اند. غیر ممکن است آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست، شخصیتی با خودآگاهی ملی تورک و یا تورک‌گرا را به عنوان یک شخصیت ملی تقدیم و ستایش کنند.

الف-ناصح ناطق مولف رساله‌ی «چهره‌ی تابناک خیابانی» فرزند جواد (از مشروطیت‌طلبان تبریزی) است. وی که از شیفتگان زبان و ادب فارسی بود، به لحاظ هویت ملی انتخابی خود را منسوب به ملت ایران می‌دانست. او به شدت مخالف زبان و هویت تورک بود و مولف آثاری چون «در باره‏ی زبان آذربایجان» و «زبان آذربایجان و وحدت ملی» است که از سوی موقوفات پان‌ایرانیستی محمود افشار منتشر شده است. ناصح ناطق یک آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست (قائل به قوم آزربایجانی که جزئی از ملت ایران است و خواستار تبدیل زبان و هویت تورکهای ساکن جغرافیای آزربایجان به فارس) و از مؤسسین «جمعیت آذربایجان» در دهه‌ی ٤٠ بود. دکتر جواد هیئت هم آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست بودن ناصح ناطق را تائید کرده است: «مهندس ناطق هم خودش را آزربایجانی متعصب معرفی می‌کرد و هم دشمن زبان مادری‌اش تورکی بود» (خاطرات من و پدرم؛ دکتر جواد هیئت؛ صص ٢٦٩-٢٧١). هما ناطق تاریخ‌نگار معروف، دختر ناصح ناطق است. (هویت ملی انتخابی هما ناطق نیز مانند پدرش ایرانی بود و خود را منسوب به ملت ایران می‌دانست. اما وی به لحاظ سیاسی یک تورک چپ ایرانی بود و تمایلات بارز پان‌ایرانیستی و ضد تورک نداشت).

٢-علی آذری (میرزا سید علی خان آذری) مولف کتاب «قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز» است (پدر وی در سال ١٩١٩ در باکو بدست بلشویکها به قتل رسید، مادر وی یک تورک اهل درگز خراسان بود). علی آذری دارای عقایدی آمیخته از عقاید تورکهای چپ ایرانی و آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی بود. وی در سال ١٣٠٩ اوپرایی به نام «وعده‌ی زرتشت یا روح سلحشوری ایران حاکی از تقدیر و سپاسگزاری از زحمات پدر تاجدار و محبوب مملکت» رضا شاه ساخته است. (از پرسوناهای این اوپرا: مام وطن، کوروش کبیر، اردشیر، انوشیروان، شاهپور، ملکه هما، روان زرتشت، در تخت جمشید، ......). مضامین آریاگری و پهلوی‌پرستی این اپرا آنچنان افراطی بودند که حتی وزارت دربار وقت با به صحنه رفتن آن مخالفت کرد. (اسنادی از موسیقی، تئاتر و سینما در ایران، جلد اول، ص ٧٤-٧٦)

٢-آنگونه که در این نقل قول نیز دیده می‌شود، در دوره‌ی حاکمیت خیابانی زبان تدریس در مدارس تبریز فارسی بود. قابل ذکر است هنگامی که نهضت ایجاد مدارس مدرن در ایران قاجاری آغاز شد، در اوایل در این مدارس به همراه زبان فارسی، زبان تورکی نیز به درجات مختلف تدریس می‌گشت. اما پس از مدتی کوتاه و قبل از مشروطیت زبان تورکی توسط «انجمن معارف تبریز» که داوطلبانه در مرامنامه‌ی خود تعلیم و تعلم اجباری و انحصاری به زبان فارسی را گنجانده بود، از مدارس حذف گردید. این اقدام انجمن معارف تبریز نخستین خیانت نخبگان تورک به ملت تورک در عرصه‌ی زبانی در تاریخ معاصر است (این «نخستین خیانت»، موضوع مقاله‌ای دیگر از من است). اقدام انجمن معارف تبریز در ممنوع ساختن زبان تورکی در مدارس با مخالفت بدون نتیجه‌ی عده‌ای از روشنفکران و محررین تورک و در این میان زنده‌یاد مظفرالدین شاه قاجار مواجه شد. اما با ظهور نهضت مشروطیت، شخصیتهای فارس‌گرای موسس انجمن معارف تبریز به رهبران جنبش مشروطیت، انجمن ایالتی آزربایجان، مرکز غیبی در تبریز، انجمن آزربایجان در تهران و ... تبدیل شدند و توانستند رسمیت انحصاری زبان فارسی را به یکی از خواستها و ره‌آوردهای جنبش مشروطیت تبدیل نمایند. بعد از آن تدریس پراکنده‌ی زبان تورکی به سرعت از مدارس نوظهور رخت بربست و روند ایجاد نظام تحصیلی و مدارس تورک در ایران که توسط زنده‌یاد رشدیه شروع شده بود برای همیشه در نطفه خفه گردید (به استثنای برهه‌ای کوتاه در دوران حکومت اتحاد جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی که زبان تورکی برای نخستین بار رسمیت یافت و مدارس تورک تاسیس گشت).

٣-طبق نوشته‌ی ناصح ناطق، خیابانی به تدریس و تحصیل به زبان فارسی اکتفا نکرده، دستور موکد داده بود که «زبان محاوره در مدارس تبریز نیز، خواه بین معلمین و شاگردان و خواه میان شاگردان، در سر کلاس و ساعات گردش و استراحت باید فارسی باشد». با توجه به مواضع فارسی‌گرایانه و ضد تورکی فرقه‌ی دمکرات آزربایجان که در منابع و اسناد متعدد ثبت شده، آشکار است این دستور معطوف به یادگیری بهتر زبان فارسی نبوده، بلکه هدف فارس‌سازی کودکان تورک را داشته است.

٤-علاوه بر ممنوعیت تعلیم و تعلم و تحصیل در مدارس به زبان تورکی، ممنوعیت تکلم دانش‌آموزان با یکدیگر و با معلمین و مسئولین مدرسه به زبان تورکی و اجباری نمودن تکلم به زبان فارسی توسط فرقه‌ی دمکرات آزربایجان در دوره‌ی حاکمیت خود، همه از مصادیق نسل‌کشی زبانی تورکی هستند (نسل‌کشی زبانی، «ممنوع ساختن» استفاده از زبان یک گروه در روابط روزمره و یا در مدارس و یا چاپ و انتشار آثار بدان زبان است. ماده‌ی سوم-یک، کنوانسیون ملل متحد در منع و مجازات جنایت نسل‌کشی، ای-۷۴۹، ۱۹۴۸).

٥-این روایت صراحتا می‌گوید که خیابانی هم خواهان اِعمال تنبیه برای تحمیل زبان فارسی بر کودکان تورک بوده، و هم به اجرائی کردن این خواست اقدام کرده است: «حتی برای کسانی ‌که در موقع بازی، یک کلمه تورکی می‌گفتند، تنبیه مختصری قائل شده بود». این اقدام، نخستین نمونه از اعمال خشونت فیزیکی برای تحمیل زبان فارسی به کودکان تورک در ایران است.

٦-ناصح ناطق شکل تنبیه مختصری که خیابانی خواهان آن بوده است را (شلاق زدن؟ به فلکه بستن؟ پرداختن جریمه‌ی نقدی؟) بیان نکرده است. اما اگر این تنبیه به شکل مجبور کردن کودکان تورک به پرداخت جریمه‌ی نقدی باشد، در این صورت فرقه‌ی دمکرات آزربایجان را باید موجد سیستم صندوقهای جریمه برای تورکی حرف زدن کودکان تورک در ایران هم شمرد.

٧- تلاشهای فرقه‌‌ی دمکرات آزربایجان برای ممنوع کردن زبان تورکی در مدارس مربوط به سالهای پیش از تاسیس سلسله‌ی پهلوی است. به عبارت دیگر نسل‌کشی زبانی تورکها در ایران توسط سردار سپه- رضاخان- رضاشاه آغاز نشده است. فارس‌گرایان تورک فرقه‌ی دمکرات آزربایجان (و پیشتر انجمن معارف تبریز) الهام‌بخش قومیت‌گرایان فارس، پان‌ایرانیسم و بعدها دولت پهلوی، برای سرکوب و امحاء سیستماتیک زبان و فرهنگ و ملت تورک در ایران، تحمیل زبان و فرهنگ فارس بر وی و نسل‌کشی و فارس‌سازی او هستند.

٨-ناصح می‌گوید خیابانی قصدی برای ترویج زبان تورکی نداشت. این ادعا صحیح و با اسناد و منابع متعدد دیگر همخوان است. فرقه‌ی دمکرات آزربایجان و جنبش آزادی‌ستان به رهبری خیابانی ادامه‌ی حرکت مشروطه بود و معتقد به هویت ملی ایرانی بر اساس زبان فارسی. زبان تورکی را به رسمیت نمی‌شناخت و اسناد و فرمانها و اعلامیه‌های خود خطاب به مردم تورک را مانند نیروهای اشغال روس و آسوری و ارمنی و کرد به زبان فارسی، بعضا به همراه زبان فرانسه، اما هرگز نه به زبان تورکی صادر می‌کرد. مدارس و نشریات و تمبرها و نامه‌ها و.... این حرکت نیز همه به فارسی بودند. علی آذری در پی‌نوشت خود بر روایت ناصح ناطق این واقعیت را تاکید کرده است: «ادوار مختلف روزنامه‌ی تجدد که از عمده‌ترین و مهمترین منابع این کتاب است و صاحب امتیاز و دبیر اول آن خیابانی بود، چه قبل از قیام و چه در دوران قیام که رسما ارگان فرقه‌ی دمکرات آزربایجان شد، به فارسی و بویژه مقاله‌ی اول آن به قلم شادروان خیابانی، آن هم به فارسی نوشته می‌شد. و بقیه‌ی مطالب روزنامه‌ی تجدد را دبیر دوم شادروان میرزا تقی‌خان رفعت به فارسی انشاء و اداره می‌کرد. این روزنامه موید گفتار آقای مهندس ناطق و نگارنده‌ی کتاب قیام  خیابانی است». این در حالی است که پیش از آزادی‌ستان، حکومت اتحاد به صدارت زنده‌یاد جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی –مجدالسلطنه زبان تورکی را رسمی نموده و به انتشار نشریات تورک اقدام کرده بود. (اردوی آزادی‌بخش عثمانی و والیگری-حکومت اتحاد تحت الحمایه‌ی امپراتوری عثمانی به رهبری جمشیدخان مجدالسطنه افشار اورومی، برای اولین بار در سالهای جنگ جهانی اول در خطاب کتبی دولت و مقامات رسمی به مردم تورک، زبان تورکی را بکار برده و با این عمل‌، به سنت عدم استفاده از تورکی مکتوب در خطاب دولتی و رسمی به مردم تورک پایان دادند).

٩-فرقه‌ی دمکرات آزربایجان نقشی تعیین کننده در تاسیس مدارس فارسی‌زبان در مناطق تورک‌نشین، زمانیکه هنوز شبکه‌ی مدارس مدرن گسترده نشده بود، و نتیجتا جلوگیری موثر از ایجاد مدارس تورکی زبان در این مناطق را داشته است. زبان مدارس تاسیس شده توسط فرقه‌ی دمکرات آزربایجان و حکومت آزادی‌ستان فارسی – یعنی زبانی که دمکراتهای آزربایجان آنرا زبان ملی خود می‌دانستند- بود. درسهای حساب، هندسه، انشاء، سیاق (نقدی و جنسی)، تعلیمات مدنی، علم الاشیا، تاریخ و جغرافیا، شرعیات، اخلاق، ... همه به فارسی بود و علاوتا دروس فارسی املاء و حسن خط و قرائت فارسی هم موجود بود. اما در مفردات این مدارس زبان تورکی جائی نداشت، در حالی که حتی مدارس میسیونری مسیحي خارجی در تبریز و اورمیه و ... درس زبان تورکی داشتند. نیز در حالیکه در دبیرستانهای دمکراتهای آزربایجان و آزادی‌ستان زبانهای روسی و فرانسه تدریس می‌شد، و در مدرسه‌ی تورک خیر یوردوی اتحاد اسلام در اورمیه همه‌ی درسها به زبان تورکی بود و فارسی صرفا به عنوان یک زبان خارجی تدریس می‌شد، تورکی در مدارس دمکراتهای آزربایجان حتی به عنوان زبان خارجی نیز آموخته نمی‌شد. به سبب تورکی نبودن و فارسی بودن مدارس تاسیس شده توسط دمکراتهای آزربایجان، مردم تورک -به استثنای تبریز که از دیرباز نخبگان آن فارس‌گرا و در طول قرن نوزده و ربع اول قرن بیستم مرکز ناسیونالیسم ایرانی فارس‌محور بود- در دیگر مناطق مخصوصا در غرب آزربایجان (ماکو، ...) به مدارس دمکراتها رغبتی نشان نمی‌دادند.

١٠- فرقه‌ی دمکرات آزربایجان و آزادی‌ستان، با چاپ اسناد و اعلانیه‌ها و نشریات و .... حزب و حرکت خود، در عمل از مکتوب شدن زبان تورکی و همچنین رشد مطبوعات تورک جلوگیری کرده‌اند. حتی در دوره آزادی‌ستان شیخ محمد خیابانی شخصا به میرزا جلیل اجازه‌ی انتشار «نشریه‌ی ملانصرالدین» به زبان تورکی در تبریز را نداده است. و این در حالی است که چند ماه پیش از آن زنده‌یاد جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی به انتشار نخستین نشریه‌ی مدرن تورک در ایران و تورک‌ائلی بنام «آزربایجان» در تبریز اقدام کرده بود و دیگر گروههای ملی منطقه از کرد و آسوری و ارمنی حتی در تبریز نشریاتشان را به زبان خودشان منتشر می‌کردند.

١١-ناصح ناطق می‌گوید دمکراتهای آزربایجان و شخص خیابانی دغدغه‌ی زبان فارسی را داشتند و «در باره‌ی تغییر روش ادبی و تجدد در شعر و ادبیات آن بحث می‌کردند» (مشابه این دغدغه‌ی فارسی در پیشه‌وری نیز دیده می‌شود. طبق خاطرات خامه‌ای، پیشه‌وری در زندان با دیگر زندانیان در مورد مسائل زبان فارسی تبادل نظر می‌کرده است). حتی دمکراتهای آزربایجان در دوران حاکمیت خود بر تبریز برای ایجاد تجدد در ادبیات فارسی، یعنی زبان قوم همسایه‌ی تاجیک-فارس که آنرا زبان ملی خود می‌شمردند، نشریه‌ای بنام آزادی‌ستان منتشر کردند. اما آنها نه تنها هرگز همچو دغدغه‌ای برای زبان ملی واقعی خود یعنی تورکی از خود نشان ندادند، بلکه همانگونه که در این نوشته نیز نشان داده شد، دغدغه‌ی اصلی آنها نشاندن زبان فارسی به جای تورکی و زدودون دومی بوده است.

١٢-خیابانی علی رغم آنکه بر تورکی گفتاری و احتمالا تورکی نوشتاری مسلط، و مدتها در قفقاز تورک‌زبان به سر برده بود، خود هرگز به تورکی ننوشت. وی هرچند در نطقهایش به همراه فارسی،  تورکی را هم بکار برده است، اما این کاربرد به سبب ناآشنائی حاضرین به زبان فارسی بود. (بعد از وی، دمکراتهای آزربایجان کاربرد زبان تورکی در گردهمائی‌ها و نشستهای حزبی را هم ممنوع کردند). در نبود شعور زبانی و کلا شعور ملی تورک در خیابانی، شاید سکونت و متاثر شدن وی از قفقاز و روسیه (پطروفسکی: ماخاچ قالا، تمورخان شورا) هم موثر بوده باشد. در آن دوره، بر خلاف ایرانیان ساکن در قلمروی عثمانی، اکثریت مطلق ایرانیان تورک مهاجرت کرده به قفقاز، علی القاعده دچار تب ایرانی‌گری و فارس‌گرایی، حتی آریاکاری می‌شدند. 

١٢- ناصح ناطق می‌گوید خیابانی و دیگر دمکراتها در محافل خصوصی خود هم به زبان فارسی صحبت می‌کردند. در منابع متعدد دیگر هم تلاشهای داوطلبانه‌ی دمکراتهای آزربایجان و تبریزیان در آن دوره برای فارسی صحبت کردن ذکر شده است. به عنوان نمونه صفوت در اثر خود (تاریخ فرهنگ آزربایجان با فوائد ادبی، ص ١١٣-١١٤) یک نمونه‌ی دیگر را ثبت کرده است: «آقای فیوضات از بدو ورود و ماموریت خود به عملی کردن بعض نیات اساسی اقدام نمود. در درجه‌ی اول مساله‌ی توحید زبان و ترویج ادبیات فارسی در آزربایجان بود .... و از زمان سابق هم جزو مرام وطن‌خواهان و روشن‌فکران محل بوده است... هنوز جماعتی از پیرمردان به یاد دارند که مرحوم آقا میرآقا معروف به رابط که جزو وطن‌خواهان آزربایجان و مردی صاف‌دل و بی‌غش بود، با همقدمان خود تصمیم کردند که به فارسی گفتگو کنند، اگر هر یک از آنها به تورکی حرف زند دو ریال به صندوق اعانت به فقرا بپردازد. چون مرحوم رابط کم‌سواد و شغل او دلالی تجارت قند بود، به هر تجارتخانه می‌رفت و فارسی حرف می‌زند (البته شکسته بسته) شنوندگان به آن سید ایران‌خواه می‌خندیدند». این سطور به وضوح نشان از عمق و گستردگی و شدت بی‌هویتی ملی در میان نخبگان و روشنفکران تبریز و دمکراتهای آزربایجان در آن دوره دارد. چنانچه آنها فارسسازی داوطلبانه‌ی خود را «وطن‌خواهی و ایران‌خواهی» گمان می‌کرده‌اند.

١٣- موارد فوق همه مربوط به دمکراتهای آزربایجان و آزادی‌خواهان تبریز دوره‌ی مشروطیت- آزادی‌ستان هستند. به عبارت دیگر سیاست نسل‌کشی زبانی رسمی-دولتی در حال اجرا در مورد زبان تورکی در ایران نه با رضاشاه، بلکه در دهه‌ی ۱۸۹۰ میلادی پیش از تاسیس دولت پهلوی، در مراحل اولیه‌ی جنبش مشروطیت، نزدیک به صد و سی سال پیش و سپس حرکت آزادی‌ستان آغاز شده و تاکنون به مدت پنج نسل ادامه یافته است.

١٤-ناصح ناطق می‌گوید خیابانی و نهضت او قصدی برای تجزیه‌ی ایران نداشتند. این ادعا دقیق و صحیح است. خیابانی و جنبش او نه تنها خواهان استقلال آزربایجان و تجزیه‌ی ایران نبودند، بلکه همانگونه که بادامچیان نیز در جزوه‌ی «فعالیت و اقدامات شیخ محمد خیابانی» تصریح کرده است به شدت با هر نوع فدرالیسم مخالف بودند. تبدیل خیابانی به یک شخصیت ملی تورک و جنبش آزادی‌ستان به یک حرکت ملی تورک و یا استقلال‌طلبانه، بازنویسی و تاریخ‌بافی آزربایجان‌گرایان استالینیست در دهه‌ی ١٩٤٠ به بعد است.

برای مطالعه‌ی بيشتر



مواضع غير ملی و ضد تورک دمکراتهای آزربايجان:


تبریز مرکز جنبش ملیت‌گرایی ایرانی بوده است
کتاب درسی مشروطیت: بعد از این تورکی حرف نزنیم. اگر او تورکی حرف زد جواب ندهیم
٩٨مین سالگرد تاسیس مدرسه‌ی تورک خیر یوردو (صلاحیه) اورمیه و ١٠٧مین سالگرد مدرسه‌ی تورک بالو و یادی از حاجی میرزا فضل الله مجتهد اورمولو
همدان می‌خواست تورکی، زبان رابط بین المللی جهان اسلام شود
نیروهای عثمانی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ائلی –آزربایجان اتنیک و ایران
موضع منفی خیابانی نسبت به زبان تورکی  به ادعای عبدالله بهرامی
دستور موکد خيابانی برای تحميل زبان فارسی به کودکان تورک و تنبيه آنان به جرم تورکی‌گويی به روايت ناصح ناطق
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: ممنوع کردن تورکی توسط دمکراتهای آزربایجان
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان: فیوضات و طراحی نسل کشی ملی و زبانی تورکی در ایران
مبارزه‌ی قهرآمیز و زدوخورد فیزیکی دمکراتهای آزربایجان با تورک‌گرایان و قائلین به عدم مرکزیت (فدرالیستها، آزادی‌خواهان و ملیون واقعی)
کمیته‌ی تروریستی خیابانی- دمکراتهای آزربایجان
اخلالگری‌ها و سابوتاژهای دمکراتهای آزربایجان در تبریز بر علیه نیروهای متحد تورک بومی-عثمانی
خیانت عده‌ای از دمکراتهای آزربایجان و اشغال اورمیه توسط سیمیتقو
از خیانتهای آزربایجان‌گرایان مشروطه‌طلب و دمکراتهای آزربایجان:  برآمدن رضاشاه

تحميل زبان فارسی به تورکها:

دستور مظفرالدین شاه قاجار برای تدریس زبان تورکی در مدارس آزربایجان و اعتناء بایسته به تعلم آن
اسناد دولتی در باره‌ی منسوخ کردن زبان تورکی و فارس‌سازی اجباری تورکها توسط مدارس فارسی‌زبان بنا به گزارشات رسمی سالهای ١٣٠٤-١٣٠١
زدن افسار الاغ به سر کودکان تورک و بستنشان به آخور تا مثل آدم به فارسی حرف بزنند
تکلم به لهجه‌ی اجنبی تورکی اکیداً ممنوع است. با زبان شیرین فارسی صحبت کنید!
یک سند تاریخی: تحمیل زبان فارسی به شاگردان تورک با توبیخ و اخطار و قدغن نمودن تورکی حرف زدن در مدارس
خانم معلم و صندوق جریمه‌ی تکلم به زبان تورکی
جلوگیری از جار زدن به زبان تورکی در مدارس شهر بین (بن)، استان چهارمحال بختیاری - ایران مرکزی
قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم کتاب‌سوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان
رابینو: روستائیان همدان تورک‌اند و کلمه‌ای فارسی نمی‌دانند.
دانش‌آموزان تورک کوریجان- کبود راهنگ- همدان اصلاً زبان فارسی نمی‌دانند
بخشنامه‌ی اداره‌ی فرهنگ آزربایجان برای رایج ساختن نام و هویت قومی آذری و آذربایجانی به جای تورک

نسل‌کشی زبانی تورکی در ايران:

مورد ایران: نژادپرستی زبانی، نسل‌کُشی زبانی و زبان‌کُشی دولتی
سیاست انکار و سرکوب هویت و ملت تورک ورشکست شده است
هویت‌پروری و برابری‌خواهی ملی تورک، مبارزه‌ای علیه نژادپرستی، نئوفاشیسم و نئوکولونیالیسم
ناسیونالیستهای افراطی فارس و پان‌ایرانیستها، از چپ و راست و بنیادگرا و ... نازیستهای ایران و خاورمیانه‌اند.
کانون مبارزه با نژادپرستی و تورک‌ستیزی در ایران
نه‌‌ای به آن چشمهای مهربان و پر امید
آقای آیت الله، شما چرا تورکی یاد نگرفته‌اید؟!
اشکالات اصل ١٥ قانون اساسی و مسئله‌ی خط و زبان تورکی
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران
بهار تورکی‌زبانان ایران
مصوبه‌ی حکومت احمدی‌نژاد در باره‌ی تدریس اختیاری دو واحد درسی اختیاری زبان و ادبیات تورکی در دانشگاهها
يکی بر سر شاخ، بن می‌بريدو يا يونسی دستيار رئيس جمهور و بطحايي وزير آموزش و پرورش، نفوذی موساد و سيا هستند

ضرورت رسميت يافتن زبان تورکی

تورکی‌خوانی و تورکی‌نویسی و رسمیت زبان تورکی، ضرورت مدرنیته و مدنی و معاصر شدن مردمان ایران است
همه‌ی زبانهای رایج در ایران، بلا استثناء می‌باید رسمی شوند
رفع بعضی از شبهات در باره‌ی رسمیت زبان تورکی
باز هم معضل رسمیت زبان تورکی
دهکده‌ی جهانی و زبان فارسی
رسمی بودن انحصاری زبان فارسی در تضاد با حقوق بشر، دمکراسی و مدرنیته
افول ستاره‌ی زبان فارسی به عنوان زبان رابط. فارسی می‌باید به مرزهای طبیعی خود عقب‌نشینی کند
عقبگرد به سنگر ملی، مشترک و سراسری
اعلامیه جهانی حقوق زبانی  Universal Declaration of Linguistic Rights
در دفاع از تاتها، تالشها، گیلکها و حقوق و زبانشان
مطالبات بنیادین مردم تورک در سراسر ایران (فارغ از استان، لهجه، مذهب و گرایشات سیاسی)

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.