برخورد با تهدید عملی توسعهطلبی و اشغالگری فاشیسم کوردی، با نگاهی بر مواضع تاتارهای کریمه، تورکهای قبرس، اویغورهای چین، و کشمکش ایران - اسرائیل
مئهران باهارلی
موضع آزربایجانگرایان (اغلب از مرکز و شرق آزربایجان) که بیخبر از تهدید و تاریخ تهاجمات و توسعهطلبی و اشغالگری دستهجات و تشکیلات مسلح و تروریست کوردی مورد پشتیبانیی دولتهای امپریالیست و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی در ٢٠٠ سال اخیر، این واقعیتها و تهدیدها را ناموجود گمان کرده و برای تودهی تورک با صافدلی و صافاندیشی مسائل اصلی و فرعی تعیین میکنند؛ همانند موضوع سیاسیون غافل (و خائن) جمهوریی سوسیالیستیی آزربایجان در موضوع قاراباغ است. پس از آن که جمهوریی آزربایجان در سال ۱٩۱٨ توسط نیروهای روسیه - بولشویک اشغال شد، مقامات سادهاندیش و غافل (و خائن) این کشور، توسعهطلبیی ارمنی و پروژهی «ارمنستان بزرگ» را مسالهای مربوط به گذشته، جزئی و فرعی و یا مختومه و ناموجود گمان کردند. در حالی که ارمنیها و ارمنستان هرگز از اندیشههای توسعهطلبانه و فکر انتقامکشی و ... دست نهکشیدند و با تمام قوا به آماده کردن خود و شرایط سیاسی، نظامی و دیپلوماتیک و یافتن متحدان گوناگون و حامیان متعدد هم در سطح دولت آزربایجان و اتحاد جماهیر شوروی و هم در سطح اوروپا و غرب و خاورمیانه و ... برای اجرائی کردن خیالاتشان ادامه دادند. نتیجهی غفلت مهلک (و خیانت) رهبران جمهوریی سوسیالیستیی آزربایجان و عدم آماده کردن خودشان و مردم برای مقابله با تهدید توسعهطلبیی ارمنی، علاوه بر الحاق پی در پی سرزمینهای تورکنشین بسیاری به جمهوری ارمنستان در طول عمر دولت شوروی، آن شد که به محض فروپاشیدن دولت شوروی، ٢٠٪ از اراضی جمهوریی آزربایجان که در خواب غفلت فرو رفته و بدون آمادهگی بود، توسط نیروهای مسلح ارمنی تماما آماده و توجیه شده و مصمم و کینهجو و مسلح، در یک جنگ نابرابر اشغال و اهالیی تورک آن کشتار شود.
ذهنیت سنتی و سادهانگارانهی اصلی - فرعی کردن مسائل ملت تورک ساکن در ایران توسط جاهلین چپ و آزربایجانگرایان استالینیست که مسالهی اصلی مردم تورک در مناطق غربی تورکایلی و غرب آزربایجان را صرفا دولت ایران میدانند و تهدید توسعهطلبی کوردی را فرعی و یا ناموجود گمان میکنند، همانگونه که در صد و اندی سال گذشته اشتباه و مضر بود، اکنون هم اشتباه و مضر است. اینگونه اصلی - فرعی کردنهای سادهانگارانه و نادرست و جاهلانه و غفلت از تهدید توسعهطلبی و اشغالگری و تهاجمات فاشیسم کوردی، در چهار دورهی پیشمشروطیت (تجاوزات شیخ عبیدالله نهرینی)؛ جنگ جهانی اول – آزادی سِتان (تجاوزات سیمیتقو)؛ اشغال شمال ایران توسط ارتش سرخ شوروی (اقدام خیانتآمیز حکومت ملی آزربایجان در تاسیس جمهوری مهاباد در خاک آزربایجان به دستور استالین)؛ و سالهای انقلاب اسلامی ایران (تروریسم و آدمکشیهای حزب دموکرات کردستان، کومله، ...)، منجر به کشتار دهها هزار اهالیی تورک و غارت و اشغال روستاها و شهرهای تورک در آزربایجان غربی و دیگر نواحی غرب تورکایلی توسط نیروهای مسلح و تروریستی کوردی شده است.
دو تهدید توسعهیطلبی - اشغالگری کوردی و کشتار - قتل عام تودهی تورک در نواحی غرب تورکایلی توسط دستهجات مسلح و تروریستی کورد، و تهدید سیاست نسلکشی زبانی و ملی تورک که دولت مرکزی ایران با انقلاب ضد تورک مشروطیت به انجام آن آغاز کرده است، در حال حاضر هم به موازات یکدیگر وجود دارند، و هر دو اصلی هستند. تهدید نسلکشی زبانی و ملی ملت تورک، مسالهی اصلی ملت تورک در سطح کشوری و تهدید توسعهطلبی - فاشیسم کوردی مسالهی اصلی ملت تورک در سطح منطقهای (غرب تورکایلی، شمال خراسان) است. برطرف کردن هیچ یک از این دو تهدید منوط به برطرف کردن دیگری نیست و جلوگیری از تحقق یک تهدید نهمیتواند به بعد از جلوگیری از تحقق تهدید دیگر موکول شود.
بدون کوچکترین تردیدی، همانگونه که به دفعات در ٢٠٠ سال گذشته تجربه گردیده (و هم اکنون در عراق و سوریه مشاهده میشود) به محض تضعیف و یا سقوط دولت مرکزی در ایران و حاکمیت عناصر ضد تورک در تهران و یا آزربایجان (مانند تاسیس حکومت ملی آزربایجان توسط روسیه)، نیروهای مسلح کورد مستظهر به دولتهای امپریالیست و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی به شهرها و روستاهای تورک از ماکو و سالماس و اورمو و سولدوز و قوشاچای تا قوروه و بیجار و سونقور ... به منظور اشغال و پاکسازی آنها هجوم خواهند کرد. در صورت مهیا نهکردن پیشدستانهی شرایط سیاسی – نظامی - دیپلوماتیک و عدم آمادهگی قبلیی ذهنی و عملیی رهبران و نخبهگان تورک و توجیه نهبودن تودهی تورک و ناتوانی زعمای قوم در بسیج سریع جامعهی تورک برای دفاع و مقابله، بدخواهان در این نیت خود موفق هم خواهند شد. همانگونه که به سهولت موفق به اشغال بیش از یک سوم اراضیی سوریه شدند، در حالی که منطقهی کوردنشین صرفا ٪٥ از خاک این کشور را شامل میشود.
غافلترین (و خائنترین) گروه از آزربایجانگرایان پانایرانیست و استالینیست، آنهایی هستند که روشنفکران و محققین تورک را که به آگاه کردن مردم و هشداردهی در مورد تهدیدهای عملی توسعهطلبی و اشغالگری کورد میپردازند، به ایجاد دشمنی بین تورک و کورد متهم میکنند. تهدید توسعهیطلبی و اشغالگری کوردی در نواحی غرب تورکایلی، از بازرگان و ماکو تا سالماس و اورمو تا سولدوز و قوشاچای تا بیجار و سونقور ... و تهاجمات و قتل و کشتارها تودهی تورک در آنها تهدیدهایی واقعی، مستقل و تهدیدهایی اصلی و درجه یک هستند. این تهدیدها حتی ١٠٠ سال قبل از تهدید حاکمیت فارس – نسلکشی زبانی و ملی ملت تورک (آغاز شده در دورهی مشروطیت) وجود داشتند و پس از آن تا به امروز با اشغال مکرر شهرها و روستاهای تورک و قتل عام اهالیی آنها توسط دستهجات کورد مذکور به دفعات تجربه شدهاند. جهالت و بی اطلاعی فعالین سیاسیی آزربایجانگرا از مرکز و شرق آزربایجان از این فجایع، تاریخ تورکایلی و تاریخ معاصر تورک به معنی عدم وجود آنها نیست. مردم تورک مناطق غربی تورکایلی نیز نه تنها فجایع مزبور آفریده شده به دست دستهجات کورد را هرگز فراموش نهکردهاند، بلکه جلوگیری از تکرار آنها، همیشه دغدغهی اصلی و عامل درجه یک تعیین کننده در موضعگیریها و یارگیریهای سیاسی اهالی تورک مناطق غربی تورکایلی در طول تاریخ معاصر بوده است.
تا زمانی که نیروهای کورد – اعم از ایرانی، عراقی، سوریهای، تورکیهای، قفقازی و اوروپائی - مانند حزب دموکرات کوردستان که سابقهی حملات به مناطق تورکنشین به منظور اشغال آنها را دارند، گروه مسلح و تروریستیی پژاک وابسته به پکک، و دولت اقلیم کوردستان در عراق که آرمانهای پانکوردیسم توسعهطلب را تعقیب و تبلیغ میکند-، اورمو و ماکو و سالماس و سولدوز و قوشاچای و بیجار و قوروه و بخشهای دیگر وطن تورک را کوردستان نمایانده و داخل نقشههای «کوردستان بزرگ» خود جا میدهند، تهدید کوردی برای تودهی تورک یک تهدید واقعی، حیاتی، اصلی و درجه اول است. نقشههای کوردستان بزرگ نیز، هر کدام یک تهدیدنامه، و نقشهی راه و راهنمای توسعهطلبی و اشغالگری کوردی، اعلانیهی نسلکشی و پاکسازی قومی مردم تورک و اشغال سرزمینهای تورک و جنگ آینده با ملت تورک و وطن تورک است.
در عمل سیاسی، به لحاظ اصولی هیچ تشکیلات و جریان سیاسیی تورک نهمیتواند از خواستهها و مطالبات سیاسیی گروههای کورد توسعهطلب و فاشیست - حتی اگر این خواستها مانند خودمختاری و دولت فدرال و یا استقلال، به لحاظ تئوریک و از منظر حقوق بشری و .... ظاهرا محق و مشروع باشند - حمایت کند. زیرا مبانی فعالیت سازمانهای سیاسی غیر از مبانی فعالیت تشکیلات حقوق بشری هستند. مبنای فعالیت سازمانهای سیاسی تحصیل و تضمین منافع ملیی خویش، با بازیها و مانورها و ایجاد و یا تغییر توازن قدرت به نفع خود، و نه به نفع رقیب تهدید کننده است.
مشکل ملت تورک با حاکمیت فارس، فارس بودن او نیست، ملت تورک هیچ مسالهای با ملت فارس نهدارد. مسالهی ملت عدم شناختن حقوق ملیی ملت تورک و از جمله خودنامگذاری ملی او «تورک»، تعلق مناطق تورکنشین به ملت و وطن تورک و حق حاکمیت ملت تورک بر نیاخاک او توسط دولت فارس (حکومت مشروطه، سلطنت پهلوی، جمهوری اسلامی) و ملیتگرایی فارسی و گروههای سیاسی فارس و تجاوزشان بدانها است. از این نظر، فرقی بین نیروهای توسعهطلب و متجاوز و فاشیسم کورد که خودنامگذاری ملی «تورک»، حقوق ملیی او و تعلق سرزمینهای تورک به وطن و ملت تورک و حق حاکمیت ملت تورک بر نیاخاک او را نهمیپذیرند و حاکمیت فارس – پانایرانیسم وجود نهدارد. هر دوی اینها یعنی ناسیونالیسم افراطی و توسعهطلب فارسی و کوردی تهدیدهای حیاتی برای ملت تورک ساکن در ایران هستند. نیروهای سیاسیی تورک نهمیتوانند از دستهجات و نیروهای کوردی و مطالبات سیاسیی حتی مشروع آنها، در حالی که این دستهجات و نیروهای فاشیستی کورد مناطق تورکنشین را با گنجاندن در نقشههای «کوردستان بزرگ» به نسلکشی و پاکسازیی قومی و اشغال تهدید میکنند، حمایت نمایند. هر گونه حمایت تورکها از مطالبات مشروع کوردها و همکاری عملی گروهها و تشکیلات تورک با گروهها و تشکیلات کورد، مشروط به شناختن حق حاکمیت ملت تورک بر اراضیی خود، و ترک ادعاهای توسعهطلبانه و فاشیستی گروهها و تشکیلات کورد نسبت به وطن تورک (مناطق تورکنشین استانهای آزربایجان غربی، زنجان، همدان، کوردستان، کرمانشاه، ...) است.
به
همین سبب، همکاری دولتهای آزربایجان و تورکیه با دولت اقلیم کوردستان عراق که نیمی
از اراضی وطن تورک و یا تورکایلی شامل آزربایجان غربی را در رسانهها و کتب درسی
و نقشهها و تبلیغات و فیلمها ...به
عنوان کوردستان نشان میدهد، بر علیه منافع ملی ملت تورک ساکن در ایران است. هر
گونه همکاری دولتهای آزربایجان و تورکیه با دولت اقلیم کوردستان باید مشروط به
این باشد که آن دولت محلی تمام ادعاهای ارضی بر وطن تورک و کوردستان نمایاندن آزربایجان
غربی را متوقف کند.
عدم حمایت از حقوق و مطالبات مشروع دشمن به عنوان یک ابزار فشار برای مجبور کردن او به شناختن حقوق و مطالبات خود، مخصوصا دشمنی که سرزمین یک ملت را اشغال کرده است، امری غریب نیست، یک عرف سیاسی معمول و شناخته شده است. نمونههای قابل ذکر، مورد تورکان قبرس، تاتارهای کریمه و اویغورهای چین هستند. تا زمانی که به ترتیب دولت روم قبرس و روسیه و چین حقوق ملیی تورکان قبرس و تاتارهای کریمه و اویغورهای چین و از جمله حق حاکمیتشان به ترتیب بر شمال قبرس و شبه جزیرهی کریمه و اویغورستان (تورکستان شرقی) را نهپذیرفتهاند، این ملل نهمیتوانند از هیچ خواست حتی مشروع روسیه (مثلاً در مورد حق تعیین سرنوشت روسهای شرق اوکراین) و رومها (مثلاً در استفاده از منابع گازیی جنوب قبرس) و چین (مثلاً در مورد تایوان) حمایت کنند. اینگونه حمایتهای سیاسی امری متقابل است: شناختن همزمان خواستها و حقوق مشروع طرفین به طور متقابل.
مورد افراطیتر، نمونهی اسرائیل است. تا زمانی که دولت جمهوریی اسلامی ایران، علنا شعار نابودی اسرائیل را میدهد و خواستار زدودن اسرائیل از نقشهی زمین است - چه قادر به عملی کردن این تهدید باشد چه نهباشد - مقامات اسرائیلی رژیم اسلامی را هم در گفتمان ملی درون یهودی – اسرائیلی و هم برای افکار عمومی جهانی، به صورت یک تهدید حیاتی تقدیم خواهند کرد. آنها به بهانهی این شعار نه تنها با مطالبات و حقوق مشروع دولت جمهوریی اسلامی ایران مخالفت میکنند، بلکه به اقدامات افراطی و ناموجه و جهانسوزی مانند تشویق حامیان و متحدین خود (ترامپ و ایالات متحده، بعضی کشورهای استعمارگر و امپریالیستی اوروپایی، بنیادگرایان افراطی مسیحی، ....) به بر افروختن جنگهای دائمی در جهان اسلام و به ویران کردن تمام دولتها و کشورهای مسلمان، به بر هم زدن نظم جهانی و برچیدن حقوق بین الملل (سازمان ملل، برجام، دموکراسی لیبرال، حقوق بشر، سکولاریسم، و ...) بر خاستهاند.
تمام
شخصیتها و تشکیلات سیاسی آزربایجانگرا و ایرانگرا و چپهای ایرانی، که تهدید
عملا موجود توسعهطلبی و اشغالگری و ادعاهای ارضی گروههای فاشیستی کورد نسبت به
غرب تورکایلی و مخصوصا آزربایجان غربی را نادیده میگیرند، آنهایی که مردم تورک
(به خیال خودشان «ملت آزربایجان») را به اتحاد و همبستهگی با گروههای توسعهطلب
و فاشیستی و فالانژیست کورد که نیروی وکالتی و ماشهی دولتهای امپریالیستی –
صلیبی – اورپایی در منطقه هستند دعوت میکنند، کسانی که تعلق شهرهای تورک مانند
اورمو به وطن تورک را صراحتا و یا تلویحا نفی و انکار میکنند (علیرضا اصغرزاده
سمپات پکک، فاخته زمانی - انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ)، محمدرضا شالگونی
- راه کارگر، فرقهی دموکرات آزربایجان، بهزاد کریمی - حزب چپ،
آزربایجانگرایان استالینیست و التقاطی دنبالهروی سیاستهای جمهوری آزربایجان در
ایران و منطقه مانند گونازتی وی، آذوح، نژادپرستان مانقورت ضد تورک مانند گونتای
جوانشیر، ....) مرتکب خیانت به ملت تورک و مخصوصا اهالی آزربایجان غربی شده و
میشوند. اینها از همان جنس خائنین فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز در سالهای
جنگ جهانی اول (به هنگام اشغال اراضی وطن تورک و قتل عام مردم تورک در غرب
آزربایجان به جای حمایت از مردم تورک و خلاصکار آنها اوردوی عوثمانلی، به حمایت
از جانیان قوای مسلحهی مسیحی و حامیان امپریالیست آنها پرداختند) و خائنین فرقهی
دموکرات آزربایجان پیشهوری در سالهای جنگ جهانی دوم (به دستور استالین در جنوب
آزربایجان غربی و در مجاورت تورکیه یک دولت کورد تاسیس کرد و تروریستها و اشقیاء
مسلح کورد و آسوری و ارمنی را بر آزربایجان غربی مسلط نمود) هستند.
درب ورودی دانشگاه زاخو، استان دهوک، اقلیم کوردستان عراق. در نقشه تمام آزربایجان غربی و قسمتهای دیگری از وطن تورک – تورکایلی شامل مناطق تورکنشین استانهای همدان، کوردستان، کرمانشاه و لورستان به صورت کوردستان خیالی نشان داده شده است.
نقشهی کوردستان بزرگ شامل قسمت بزرگی از مناطق تورکنشین و تورکایلی در شمال غرب و غرب ایران، آویخته شده به دیوار دفتر کار قاضی محمد رهبر جمهوری کوردستان ١٩٤٦
نقشهی کوردستان بزرگ، تهیه و تبلیغ شده از اوائل قرن بیستم و سالهای جنگ جهانیی اول توسط دولتهای امپریالیستی، استعمارگر و صلیبی اوروپایی که شامل بخش بزرگی از مناطق تورکنشین، لکنشین، لورنشین و عربنشین در ایران است
برای مطالعهی بیشتر:
«روژاوا» یک پایگاه امپریالیستی - پروژهای صلیبی – حرکتی اشغالگر، و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)- «یگانهای مدافع خلق» (YPG) وابسته به پکک، فالانژیستهای سوریه هستند.
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/12/sdf-ypg.html
ایجاد حاکمیت کوردی در سرزمینهای غیر کوردی، اشغال است
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
پروژهی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/10/blog-post_12.html
ما و چند کجروی در حرکت ملی کورد
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_9.html
اقدام و تلاش برای ایجاد کوردستان در سرزمینهای غیر کوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_25.html
تورکایلی است نه روژههلات: توسعهطلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_97.html
برخورد با تهدید توسعهطلبی کوردی، با نگاهی بر مواضع تاتارهای کریمه، تورکهای قبرس، اویقورهای چین و کشمکش ایران-اسرائیل
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_14.html
مقاومت در مقابل توسعهطلبی گروههای اولتراناسیونالیست و مسلح-تروریستی کوردی، خدمت به خلق تورک است.
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_21.html
جنگهای نیابتی-وکالتی روسیان-اروپائیان-آمریکائیان بر علیه تورکان منطقه در قرن بیستم
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
منطقهی پرواز ممنوع، سناریوی غرب صلیبی - فرانسه و گروههای کوردی برای غرب و شمال غرب ایران
https://sozumuz1.blogspot.com/2022/11/blog-post_24.html
در فرانسه کتاب درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی را به عنوان کوردستان نشان میدهد.
https://sozumuz1.blogspot.com/2020/09/blog-post_7.html
اسلامیستهای تورکیه و مشروعیت دادن به تأسیس دولت کوردستان بر روی سرزمینهای غیرکوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/06/blog-post.html
موضع حرکت ملی دمکراتیک تورک در بارهی رفراندوم استقلال اقلیم کوردستان
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_72.html
سورییه و عیراقین فئدئراللاشماسی و یا بؤلونمهسی، تورک خالقینین هابئله تورکییهنین میللی چیخارلارینا اویقوندور
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_20.html
تركیب جمعیتی-ملی شهر اورمو و حومهی آن در سال ١٨٦٩
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_64.html
بنا به لورد کرزون «اورموی سالهای ۱۸۹۲ سکنهی کورد نهداشت».
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_4.html
خاطرهای از علیرضا نظمی افشار در رابطهی اورموی تورک با گروههای کورد و نهبود جمعیت قابل ملاحظهی کورد در آن در سال ۱۹۴۸
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_20.html
خوی خیانتپیشهگی تورکهای چپ ایرانی و آزربایجانگرایان پانایرانیست
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_97.html
خیانت عدهای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمو توسط سیمیتقو
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/1.html
تاریخ تهاجمات و جنایات ارامنه، اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو در آزربایجان. مقدمه، لغتنامه، ویرایش و بازنویسی مئهران باهارلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_88.html
قساوت قلب، خونریزی و اوصاف ظالمانهی اسماعیل آقا سیمیتقو، به روایت ابوالقاسم امین الشرع خویی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_14.html
این صداها را بشنویم: از دهستان تورک دلبران (تالپیران)، بخش مرکزی شهرستان قروه، قرار داده شده در استان فعلی کوردستان




No comments:
Post a Comment