Saturday, December 29, 2018

تورکی زبان رسمی «فوج تورک همدان» «اوردوی اسلام» در سال‌های جنگ جهانی اول مئهران باهارلی

تورکی زبان رسمی فوج همدان اوردوی اسلام در سال‌های جنگ جهانی اول

مئهران باهارلی

TÜRKÇE, BİRİNCİ DÜNYA SAVAŞI DÖNEMİNDE İSLAM ORDUSU’NUN YERLİ TÜRKLERDEN OLUSTURDUĞU “HEMEDAN TABURU”NDA RESMİ DİL İDİ 

TURKISH WAS THE OFFICIAL LANGUAGE OF "HEMEDAN BATTALION" MADE UP OF LOCAL TURKS BY ISLAM ORDUSU DURING THE WWI










در این نوشته گزارشی از استفاده از زبان تورکی به عنوان زبان تدریس، آموزش و صدور فرامین و دستورات نظامی در «فوج همدان» تاسیس شده توسط اوردوی اسلام (عوثمان‌لی) به سال‌های جنگ جهانی اول (١٩١٦) را آورده‌ام. این گزارش قسمتی از یک پاراگراف از کتاب حجیم و دو جلدی «بویوک حرب‌ده ایران جبهه‌سی. بویوک ارکانِ حربیه رئیس معاونی: میرلوا مَحْمَدْ کنعان؛ بویوک ارکانِ حربیه رئیس‌لییی، آنکارا مطبعه‌سی ١٩٢٨»[1] - صص ١٥-١٦ است. مولف کتاب مَحْمَدْ بیگ کنعان دال‌باشار Mehmet Kenan Dalbaşar[2]، که در عملیات آزادسازی غرب ایران در سال‌های جنگ جهانی اول در ترکیب قول‌اوردوی (سپاه) سیزده به فرماندهی خلیل پاشا قوتHalil Paşa Kut  (عموی انور پاشاEnver Paşa ) شخصا اشتراک داشت، بعدها جانشین فرماندهی کل ستاد نیروهای مسلح جمهوری تورکیه شد. کتاب مَحْمَدْ کنعان پاشا آکنده از اطلاعات و اسناد بکر در باره‌ی عملیات آزادسازی غرب ایران توسط اوردوی اسلام در سال‌های جنگ جهانی اول، هم‌چنین تحلیل‌های فوق‌العاده مهم در باره‌ی علل و تاریخ عدم ظهور شعور ملی تورک در میان تورکان ساکن در ایران و ... است.

متن اصلی تورکی

«هه‌مه‌دان [همدان] تورک فوجو»

«بویوک حرب‌ده ایران جبهه‌سی. بویوک ارکانِ حربیه رئیس معاونی: میرلوا مَحْمَدْ کنعان؛ بویوک ارکانِ حربیه رئیس‌لییی، آنکارا مطبعه‌سی ١٩٢٨»  - صص ١٥-١٦

شوراسی دا شایانِ قیددیر: ١٩١٦دا ١٣ونجو تورک قول‌اوردوسویلا هه‌مه‌دان‌دا [همدان‌دا] بولوندوغوم اثنادا، کرمانشاه‌دا حمایه‌میزده تشکیل ائدیله‌ن نظام‌السلطنه ریاستی‌نده‌کی «ایران حکومتِ موقّته‌سی» ایچین، متعدّد «ایران فوج‌لاری» (تابور) تشکیل ائدیلمیش‌دی. بو فوج‌لار ایچی‌نده [یئرلی] تورک عنصروندان اولان‌لار اولدوق‌جا قابلیت گؤسته‌رییورلاردی. بونلار میانی‌ندا اه‌ن گؤزه چارپان «هه‌مه‌دان [همدان] فوجو» ایدی. خالص [یئرلی] تورک عنصروندان مرکب اولان بو فوج‌دا، قوماندالار، امرله‌ر تورک‌جه وئریلییوردو. ایران ضابط‌له‌ری، تعلیم و تربیه و تدریساتی تورک‌جه یاپییورلاردی. بو حال تورک قوّتی‌یله ایران‌ین بیر قسم قولونون ریاستِ موقّته‌سی‌نه چیخمیش اولان و ایران‌ین تخلیصی ایچین هنوز تورک سلاح‌لاری‌نا محتاج بولونان نظام‌السلطنه‌نین بیله خوشونا گئتمه‌میش، فوج‌ا تعلیم و تربیه‌یی و امر و قوماندایی عجم‌جه [فارس‌جا] ایله یاپمالاری اخطار اولونموشدو.

Büyük Harpte Îrân cephesi. Büyük Erkân-ı Harbiye Reis Muâvini: Mirliva Mehmet Ken’an, Büyük Harbiye Reisliyi, Ankara Matbaası 1928, s 15-16

Şurası da şâyân-ı kayıttır: 1916da 13üncü Türk Kolordusyula Hemedan’da bulunduğum esnâda, Kirmanşah’ta himâyemizde teşkîl edilen Nizâm üs-Saltana riyâsetindeki “Îrân Hükûmet-i Muvakkatası” için, müteeddid “Îrân Fevcleri” (Tabur) teşkîl edilmişti. Bu fevcler içinde [yerli] Türk unsurundan olanlar oldukça kâbiliyet gösteriyorlardı. Bunlar miyânında en göze çarpan “Hemedan Fevci” idi. Hâlis [yerli] Türk unsurundan mürekkeb olan bu Fevcde kumandalar, emirler Türkçe veriliyordu, Îrân zâbitleri tâ’lîm ve terbiye ve tedrîsâtı Türkçe yapıyorlardı. Bu hâl Türk küvveti ile Îrân’ın bir kısım kolunun riyâset-i muvakkatasına çıkmış olan ve Îrân’ın tahlîsi için henüz Türk silahlarına muhtaç bulunan Nizâm üs-Saltana’nın bile hoşuna gitmemiş, Fevc’e tâ’lîm ve terbiyeyi ve emir ve kumandayı Acemce [Farsça] ile yapmaları ihtâr olunmuştu.

ترجمه‌ی فارسی

[فوج تورک همدان]

«این‌جای مطلب هم شایسته‌یِ ثبت است: در سال ١٩١٦ هنگامی که با قول‌اوردویِ (سپاه) سیزدهمِ تورک در همدان بودم، تابورهایِ (فوج‌های) متعدّدِ ایرانی - تشکیل شده تحتِ حمایتِ ما و به ریاستِ نظام‌السّلطنه - برای «حکومتِ موقّتِ ایران» سازمان‌دهی شده بود. در این تابورها (فوج‌ها)، نفراتِ تورک [بومی] از خود قابلیت و استعدادِ بسیار خوبی نشان می‌دادند. در میان این‌ها فوجی که از همه بیش‌تر دقّت را جلب می‌کرد، «فوجِ همدان» بود. در این فوج که خالصاً از افرادِ تورک [بومی] مرکّب بود، دستورها و اوامرِ نظامی به زبان تورکی صادر می‌شد؛ و افسرانِ ایرانی، آموزش و تربیت و درس‌ها را به زبانِ تورکی می‌دادند. حتّی نظام السّلطنه - که توسّطِ نیرویِ تورک به ریاستِ موقتی‌یِ نوعی دسته‌یِ نظامی ارتقاء یافته و برای آزادسازی‌یِ ایران هنوز محتاجِ سلاح‌هایِ تورک بود - از این وضعیت خوشش نیامده بود. در نتیجه [به امر او] به فوج اخطار و هشدار داده شد که آموزش و تربیت و  صدورِ اوامر و دستوراتِ نظامی به زبانِ فارسی باشد».

چند نکته

١- خودآگاهی قومی - ملی تورک در میان تورک‌های ساکن در ایران و تورک‌ایلی مخصوصا نخبه‌گان آن‌ها به دلایلی به مدت چندین قرن ظهور نه‌کرد و پدیدار نه‌شد. مهم‌ترین این دلائل، تحمیل مذهب شیعه‌ی امامی فارسی – عربی به تورکان توسط شاه اسماعیل اول، شاه تهماسب اول و شاه عباس اول بود که باعث شد تعصب شیعی به عنوان مذهب ملی فارسی به طور موثر هویت قومی - ملی تورک را پس رانده و روند ملت شونده‌گی در میان تورک‌های ساکن در ایران را قرن‌ها منجمد سازد (مذهب فارسی شیعی امروز هم همین عمل‌کرد را دارد). هنگامی هم که در آغاز قرن بیستم و با جنبش مشروطیت نوعی خودآگاهی ملی در میان تورکان پدیدار شد، این خودآگاهی ملی مخصوصا در میان نخبه‌گان تبریز – اردبیل – تهران (و باکو)، باز در اثر رسوبات همان شیعی‌گری فارسی که به آن پروژه‌ی ملت‌سازی امپریالیستی و صلیبی دولت‌های اوروپایی و غربی برای آفریدن ملت فارس‌زبان ایران هم اضافه شده بود، نه خودآگاهی ملی تورک و بر اساس هویت ملی تورک، بلکه خودآگاهی ملی ایرانی – ملت ایران بر اساس هویت ملی فارسی با زبان ملی فارسی و تاریخ پارسی و باستان ایران و .... بود.

بر خلاف وارونه‌نویسی تاریخ‌نگاری آزربایجانی، جنبش ضد تورک مشروطیت در آزربایجان و دیگر مناطق ایران از دور و یا نزدیک ربطی به هویت ملی تورک و احقاق حقوق ملی تورک و ... نه‌داشت. صرفا مرحله‌ای از روند تشکل ملت فارس‌زبان ایران و بخشی از جنبش سراسری ایرانی بر اساس ملیت ایرانی - مانند جنبش سبز  و زن و زنده‌گی و آزادی – اما به مراتب فارس‌گراتر و تورک‌ستیزتر – بود. زیرا جزئی از مهندسی ملی دولت‌های امپریالیستی و صلیبی اوروپایی و غربی برای آفرینش ملت فارس‌زبان ایران، فارس‌سازی ملت تورک و حذف عنصر تورک از ایران و قفقاز و خاورمیانه هم بود.

٢-علی رغم غلبه‌ی هویت ملی ایرانی فارس‌مرکز در میان نخبه‌گان تبریز – اردبیل – تهران – باکو، ربع اول قرن بیستم و مخصوصا سال‌های جنگ جهانی اول، هم‌چنین دوره‌ی ظهور (دوباره‌ی) شعور ملی تورک در میان تورکان ساکن در ایران است. تا آن‌جا که اسناد و منابع نشان می‌دهند، فعالیت‌های تورکیستی (تورک‌گرایانه) اورمولو جمشید خان سوباتای‌لی افشار – مجدالسلطنه هم‌زمان با جنبش مشروطه در ایران[3]، سپس در تفلیس به سال ١٩١٠[4]، نوشته‌جات تورکی او به سال ١٩١٥ منتشر شده در نشریه‌ی تورک یوردو – استانبول در دفاع از هویت و میراث تمدنی تورک[5]، و تمام فعالیت‌های او در حین جنگ جهانی اول[6] نخستین تبلور قطعی و آگاهانه و سیستماتیک شعور ملی تورک به معنی مودرن در میان تورکان بومی ایران در این دوره است. البته در بسترسازی برای ظهور هویت ملی تورک مودرن در میان تورکان ساکن در ایران، از چند دهه قبل «حرکت اتحاد اسلام سلطان عوثمان‌لی» که به نوعی متمم «حرکت اتحاد اسلام نادر شاه افشار»، و مبلغ اتحاد مسلمانان در تجدد و مقابله با تجاوزات دولت‌های استعمارگر و امپریالیستی و صلیبی غربی و اوروپایی بود، ضربه‌ای اساسی به تعصبات شیعی‌گرایانه زده و سد فرقه‌گرایی شیعی در مقابل هم‌گرایی بین تورکان را از میان برداشته بود. البته در این سال‌ها گروه انبوهی از نخبه‌گان تورک هم، افراد پیوسته به جنبش ضد تورک مشروطیت ایران، آزادی‌خواهان پان‌ایرانیست متشکل در فرقه‌ی دموکرات آزربایجان - جنبش آزادی ‌ستان تبریز، تورک‌های چپ ایرانی و ... مخصوصا از نواحی مرکزی و شرقی آزربایجان مانند ارانی و سلیمان میرزا و خیابانی و جوادزاده - پیشه‌وری بعدی و .... به اشکال مختلف در صف دشمنان ضد تورک یعنی دولت‌های استعمارگر و امپریالیستی و صلیبی غربی و اوروپایی جای گرفته بودند.     

٣-ورود مستقیم اوردوی عوثمان‌لی به ایران در جنگ جهانی اول و مخصوصا جان‌فشانی‌ها و دفاع قهرمانه‌ی عساکر عوثمان‌لی از مردم تورک بومی در تورک‌ایلی (هر دو بخش شمال - آزربایجانی و عجمستان - غیر آزربایجانی آن) و در سراسر ایران در مقابل ارتش‌های اشغال‌گر دولت‌های امپریالیستی و صلیبی اوروپایی و غربی (روسیه، بریتانیا، فرانسه، ...) و دسته‌جات مسلح قاچاق ارمنی و جیلوی آسوری و ... متحد آن‌ها باعث شد که پیوندهای انسانی بین مردم تورک باشنده در ایران و تورکان آناتولی-عوثمان‌لی که توسط صفویان (به عنوان ماشه و نیروی وکالتی دولت‌های استعمارگر امپریالیستی و صلیبی غربی و اوروپایی) گسسته شده بود، پس از چهار قرن دوباره و مستقیما برقرار شود. در نتیجه‌ی این بازیابی و تقرب دوباره، مردم تورک ساکن در ایران که قرن‌ها از برادران و خواهران آناتولییایی – عوثمان‌لی خود تجرید و منقطع شده و در اثر بدآموزی‌های شعوبیسم و شیعیسم فارسی آن‌ها را بیگانه و دشمن می‌انگاشتند، با چشم خود مشاهده کردند که تورک‌های ساکن در ایران – تورک‌ایلی - آناتولی – عوثمان‌لی دارای زبان و دین، فرهنگ ملی، ادبیات ملی، و دشمنان و ... واحد و مشترکی هستند.

٤-یکی از مهم‌ترین نمودهای پیدایش شعور ملی تورک در میان تورکان ساکن در ایران به سال‌های جنگ جهانی اول، رسمیت یافتن زبان تورکی در ایران است[7]. زبان تورکی در خطاب کتبی یک دولت و مقامات رسمی آن به مردم تورک، برای اولین بار در تاریخ ایران و تورک‌ایلی و آزربایجان، در سال‌های جنگ جهانی اول توسط اوردوی آزادی‌بخش عوثمان‌لی و «حکومت اتحاد – تورک بیرلیک یؤنه‌تیمی» تحت الحمایه‌ی امپراتوری عوثمان‌لی به رهبری جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی مجدالسطنه به کار رفته است. مقامات عوثمان‌لی و والی آزربایجان – صدر حکومت اتحاد (بیرلیک) جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی مجدالسلطنه با کاربرد زبان تورکی در خطاب کتبی دولتی - رسمی به مردم تورک و مهم‌تر از آن در اورگان رسمی خود (نشریه‌ی آزربایجان در تبریز) و نظام تحصیلی (مدارس مودرن اتحاد اسلام که در شهرهای آزاد شده تاسیس می‌کردند)، به سنت ضد ملی عدم استفاده از تورکی مکتوب در خطاب دولتی و رسمی به مردم تورک و ممنوعیت آن در مدارس و نظام تحصیلی پایان دادند و با این عمل خود فرهنگ تورک و تاریخ زبان تورکی را وارد مرحله‌ی جدیدی کرده‌ و دریچه‌ی عصر نو را به روی خلق تورک گشودند. در اوائل قرن بیستم تورک‌گرایان آن دوره مانند حاجی بیگ بلوری تبریزی، ابوالفتوح عُلْوی خلخالی و .... نیز اقداماتی مانند چاپ نشریات دوزبانه‌ی تورکی – فارسی و یا چاپ نوشته‌ها و اشعاری به زبان تورکی در نشریات فارسی انجام داده بودند. نیز در این دوره مدارس جدید متعددی که در آن‌ها زبان تعلیم و تعلم تورکی بود و تورکی هم به عنوان تک‌درس تدریس می‌شد. اما این اقدامات متواضعانه از ارتقاء زبان تورکی به موقعیت زبان رسمی و تاسیس نظام تحصیلی تورک - که برای نخستین بار در سال‌های جنگ جهانی اول و حین مجادله‌ی ملی تورک رخ داد – فاصله‌ی بسیاری داشت.

٥-رسمیت زبان تورکی در سال‌های جنگ جهانی اول و مخصوصا اوج آن که با تاسیس حاکمیت اتحاد – تورک بیرلیک یؤنه‌تیمی به رهبریت جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی متحقق شد، خود را به صورت استفاده‌ از زبان تورکی مکتوب در خطاب مقامات به مردم، در اسناد رسمی مانند اعلانیه‌ها، فرمان‌ها، اسکناس‌ها، قبض‌ها؛ تاسیس مدارس تماما تورک (و نه دوزبانه) که در آن‌ها تعلیم و تعلم و مفردات و کتب درسی و .... به تورکی بود؛ انتشار نشریات تورک؛ .... نشان داد. کاربرد زبان تورکی در آموزش و تدریس و صدور دستورات توسط فرماندهان و نظامیان تورک بومی، مانند فوج همدان که موضوع این نوشته است هم، نتیجه‌ی رسمیت عملی زبان تورکی آن دوره است.

٦-طبق این سند، نظام‌السلطنه که رئیس دولت موقت ایران بود، با کاربرد زبان تورکی در آموزش فوج همدان و صدور دستورات به زبان تورکی مخالفت کرده آن را ممنوع ساخته است. نظام‌السلطنه یک فارس و مانند بسیاری از رهبران ضد تورک مشروطیت دارای تمایلات قومیت‌گرایانه‌ی فارسی بود. هم‌چنین وی، مانند سلیمان میرزا اسکندری[8] و ... شخصیت تورک چپ‌گرای ایران‌گرا که در دولت موقت ایران اشتراک داشتند، به جناح آلمانوفیل دولت موقت متعلق و ضد تورک بودند. اما اغلب افراد تورک دیگر مرتبط با این تشکل که اکثرا در رده‌های پائین‌تر قرار داشتند، مانند افراد فوج همدان، محب عوثمان‌لی و تورکوفیل بودند.

٧-کاربرد داوطلبانه‌ی زبان تورکی در امر آموزش و صدور دستورات نظامی از سوی افسران ایرانی، و از سوی دیگر مخالفت نظام‌السلطنه با آن، یک بار دیگر این واقعیت را تائید می‌کند که در تاریخ مودرن، کاربرد زبان فارسی برای تورکان صرفا نتیجه‌ی تحمیل خارجی و اجبار دولتی و مقامات فارس بوده است. هر زمان که این تحمیل خارجی و اجبار دولتی از میان برخاسته، تورکان بلادرنگ و داوطلبانه به استفاده از زبان ملی خود تورکی در همه‌ی عرصه‌های رسمی و غیر رسمی، نظامی و غیر نظامی روی آورده‌اند (کاربرد زبان فارسی مکتوب در گذشته‌ی پیشامودرن از سوی برخی از نخبه‌گان تورک، یک پدیده‌ی قرون وسطائی، مانند کاربرد زبان لاتین توسط ملل اوروپایی آن دوره بود و ربطی به دوزبانه بودن و ... یعنی آن‌چه آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست خجالتی مانند عباس جوادی تبریزی ادعا می‌کنند نه‌داشت).

٨-این ماجرا هم‌چنین نشان می‌دهد که مقامات عوثمان‌لی در اعتماد به رهبران و مقامات فارس و فارس‌گرا ساده‌اندیشی کرده‌اند. واقعیت آن است که رهبران و مقامات فارس‌گرا در گذشته و اکنون، حتی اگر محتاج به تورکیه باشند، مانند نمونه‌ی نظام‌السلطنه، هرگز داوطلبانه تن به شناختن حقوق ملی ملت تورک ساکن در ایران نه‌داده و نه‌خواهند داد. زیرا هویت ملی مودرن ایرانی - فارسی، بر اساس انکار و ضدیت با هویت ملی تورک و دشمنی با تورکیه (و عرب) ایجاد شده است.

٩-آن گونه که از اسناد و منابع موجود به دست می‌آید، غرب آزربایجان مخصوصا ناحیه‌ی اورمو - سالماس – سولدوز در سال‌های جنگ جهانی اول کانون و مهد تورک‌گرایی بود (مانند تبریز - اردبیل آن دوره که اولی کانون ایران‌گرایی و دومی مهد شیعی‌گرایی فارس‌محور بود). اما اسناد و منابع موجود هم‌چنین نشان می‌دهند که ناحیه‌ی تورک‌نشین استان‌های فعلی همدان و غرب کوردستان و غرب کرمانشاه یعنی جنوب غربی تورک‌ایلی نیز، به دومین کانون و مرکز تورک‌گرایی در تورک‌ایلی تبدیل شده بود[9]. در این ناحیه از تورک‌ایلی مانند غرب آزربایجان، تورک‌گرایی منحصر به نخبه‌گان بومی نه‌بود، بلکه در سطح توده‌ی مردم تورک در مقیاسی بسیار وسیع و همه‌گانی بود و به صورت هم‌کاری گسترده و همه‌جانبه‌ی توده‌ی مردم تورک بومی با اوردوی اسلام، اشتراک مستقیم در نبردها در صف آن اوردو و تامین لوژستیک آن متجلی می‌گشت.

١٠-فوج همدان مرکب از ٨٠٠ نفر، صرفا یکی از افواج مسلح تورک بود که در سال‌های جنگ جهانی اول فورم گرفته بودند. بزرگ‌ترین «افواج تورک»، فوج‌های افشار یکی به مرکزیت اورمو (اورمیه) و دیگری خمسه  - همدان بود. فوج افشار به مرکزیت اورمو – که کانون تورک‌گرایی در آزربایجان، تورک‌ایلی و ایران به شمار می‌رود - تا آخر جنگ به عنوان متحد اوردوی اسلام عمل کرد.

علاوه بر این افواج تورک، نیروهای مسلح مردمی تورک دیگری در مقابله با قوای روس و متحدان آسوری و ارمنی آن‌ها در سرتاسر تورک‌ایلی، از همدان تا سالماس و اورمو و در شکل دسته‌های پارتیزانی تورک موسوم به «چته‌های تورک» متشکل شده بود (چته‌ی آخان بیگ در باهار - همدان، چته‌ی تورکان سنّی سئلاوا در سالماس، چته‌ی کاظیم خان پاشا در اورمو، و ..). بزرگ‌ترین چته‌های تورک در اورمو و اطراف آن را رهبر ملی تورک، جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی - مجدالسلطنه خود رهبری می‌کرد.

نوع سوم از نیروهای مسلح تورک دسته‌های «مجاهدین تورک» بودند که بزرگ‌ترین‌شان تحت رهبری حاجی بیگ بلوری در تبریز متشکل شده بود[10]. این‌ها بقایای مجاهدین معتدل دوره‌ی مشروطیت بودند که بر خلاف رهبران افراطی حرکت ضد تورک مشروطیت، نه تنها تمایلات پارسی‌گرایانه نه‌داشتند، بلکه در سال‌های جنگ جهانی اول تماما تورک‌گرا شدند.

قسمت دیگری از نیروهای مسلح تورک، متشکل از «مهاجرین استانبول» مرکب از مهاجرین و فراریان تورک از تورک‌ایلی به عوثمان‌لی بود که در معیت اوردوی نجات‌بخش عوثمان‌لی به ایران برگشته و در عملیات آزادسازی شهرهای تورک از جمله تبریز مستقیما شرکت کردند.

آخرین نوع از نیروی مسلح تورک در این دوره «افراد مسلح ایلات تورک» مانند بوجاق‌چی – کرمان، قاشقای – فارس، شاهی‌سئوه‌ن – اردبیل و ... بودند که با سازمان‌دهی ایلاتی مستقل خود، اما در هماهنگی با اوردوی اسلام و اغلب مسلح شده توسط او بر علیه نیروهای انگلیسی و روسی عمل می‌کردند.

این نیروهای مسلح تورک سازمان‌دهی شده در سال‌های جنگ جهانی اول که مجموعه‌ی آن‌ها می‌توانست «هسته‌ی ارتش ملی تورک» آینده در ایران و تورک‌ایلی را تشکیل دهد، پس از عقب‌نشینی اوردوی عوثمان‌لی؛ به سبب فقدان شعور ملی تورک در میان نخبه‌گان تورک تبریز - تهران و نه‌بود رهبری - سازمان‌یابی واحد، از هم فرو پاشید ....

١١-ظهور هویت ملی تورک در منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران در سال‌های جنگ جهانی اول و قرار گرفتن کل آن در حیطه‌ی نفوذ فرهنگی، سیاسی و نظامی عوثمان‌لی – تورکیه، زنگ خطری بود برای روسیه به رهبری استالین و میکویان؛ که به منظور نابود ساختن خودآگاهی تورک در شمال غرب ایران و خارج کردن آن از حیطه‌ی نفوذ سیاسی و نظامی تورکیه، دو دهه بعد به تاسیس فرقه‌ی دموکرات آزربایجان - حکومت ملی آزربایجان به رهبری تورک‌های چپ ایرانی (چپ امپریالیستی – صلیبی) ضد تورک و ضد تورکیه و آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا و آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست خجالتی دست زنند. روسیه هم‌چنین با درس‌آموزی از اشتباهات گذشته‌ی خود، و چهار سال پس از اشغال شمال ایران، نهایتا در سال ١٩٤٥ همه‌ی اقدامات حاکمیت تورک اتحاد به رهبری جمشید خان سوباتای‌لی افشار مجدالسلطنه در سال ١٩١٨ در باره‌ی رسمی ساختن زبان تورکی و تاسیس مدارس تورک و نشریات تورک و ... را کوپی و این بار خود مجری ساخت.

١٢- وقایع جنگ جهانی اول، ظهور شعور ملی تورک و درجه‌ و تاریخ کاربرد زبان تورکی مکتوب و رسمی ... در همدان که موضوع این نوشته هستند، کلا مسائل مربوط به بخش‌های غیر آزربایجانی تورک‌ایلی هستند و در تاریخ‌نگاری آزربایجان‌ی اساسا مطرح نه‌می‌شوند. زیرا ملت و وطن جریان منحرف و ضد تورک و مانقورتی آزربایجان‌گرا بر اساس نام ایرانیک آزربایجان تعریف شده است. آزربایجان‌گرایی – تمام طیف‌های آن - عامدا به جداسازی آزربایجان از بخش غیر آزربایجانی تورک‌ایلی (قسمت جنوبی آن) اهتمام می‌ورزد. چنان‌چه آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست احمد کسروی تبریزی، کتابی به اسم «تاریخ هیجده ساله‌ی آزربایجان» و آزربایجان‌گرای ایران‌گرا محمدعلی تربیت تبریزی کتابی به نام «دانشمندان آزربایجان» نوشته و با نشاندن جوغرافیای آزربایجان به جای ملت تورک و وطن تورک (تورک‌ایلی) واگرایی بین دو قسمت آزربایجانی و غیر آزربایجانی تورک‌ایلی و ملت تورک، و انکار وطن بودن مناطق تورک‌نشین خارج از آزربایجان را به سنتی در ایران و آزربایجان تبدیل کرده‌اند.

آزربایجانیسم – آزربایجان‌گرایی ایدئولوژی‌ای است که با نفی هویت ملی تورک، یک هویت قومی و یا ملی غیر تورک بر اساس ناحیه‌ی اداری و جوغرافیایی آزربایجان را اساس قرار داده است. در آزربایجان‌گرایی ایران‌گرایانه (ایجاد انگستان در دوره‌ی جنبش ضد تورک مشروطیت) «قوم آزربایجانی» یک قوم غیر تورک و بخشی از «ملت ایران» است. در حالی که در  آزربایجان‌گرایی استالینیستی (ایجاد روسیه در دوره‌ی حاکمیت استالین - میکویان)، «ملت آزربایجان» یک ملت غیر تورک با مختصات قفقازی  است.

علاوه بر هویت ملی ضد تورک، تعریف نادرست وطن بر اساس جوغرافیا و ناحیه‌ی اداری موسوم به آزربایجان نیز از دیگر مختصات بنیادین آزربایجانیسم است که آن را به یک جریان وطن‌فروش از منظر تورکیت تبدیل کرده است. وطن تورک عبارت است از مجموعه‌ی مناطق تورک‌نشین در شمال غرب ایران شامل هم مناطق تورک‌نشین آزربایجانی و هم مناطق تورک‌نشین غیر آزربایجانی. سیاست تجزیه و تقسیم اداری و سیاسی و قانونی منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران و یا وطن تورک – تورک‌ایلی به آزربایجانی و غیر آزربایجانی را آزربایجان‌گرایان ضد تورک و مانقورت زمان مشروطیت با ایجاد انجمن آزربایجان در تهران، انجمن ایالتی آزربایجان در تبریز و لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز و رسمی کرده‌اند.

امروز نیز آزربایجان‌گرایان، مانقورتیسم آزربایجانی، تاریخ‌نگاری آزربایجانی، تشکیلات آزربایجانی، و مخصوصا جمهوری آزربایجان با تلاش برای جا انداختن مفاهیم بی پایه‌ای مانند ملت آزربایجان و ملت تورک آزربایجان و ... در میان ملت تورک ساکن در ایران، در همان مسیر پان‌ایرانیستی - استالینیستی و خدمت و مزدوری برای دولتهای استعمارگر امپریالیستی و صلیبی اوروپایی و غربی گام بر می‌دارند، و به ملت تورک، وطن تورک و تاریخ تورک خیانت می‌کنند.


[1] لینک دانلود کتاب بویوک حرب‌ده ایران جبهه‌سی با الفبای عربی

https://acikerisim.tbmm.gov.tr/xmlui/handle/11543/1490

Mehmet Kenan, Büyük Harpte İran Cephesi, C.I, C.II, İstanbul-1928

[2] Mehmet Kenan Dalbaşar (1886, İstanbul - 23 Mart 1935) Türk asker.

https://tr.wikipedia.org/wiki/Mehmet_Kenan_Dalba%C5%9Far

Mehmet Kenan Dalbaşar (1888-1935)

https://ataturkansiklopedisi.gov.tr/bilgi/mehmet-kenan-dalbasar-1888-1935/

[3] یک نفر تورک از آزربایجان که طرف‌دار تشکیل دولت تورکی دراز و باریک از ادیرنه تا قاراقوم بود

https://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_6.html

[4] مجدالسلطنه در سال ١٩١٠، شدیدا تورک‌گرا و سخت تورکیست بود.

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/01/blog-post_2.html

[5] مجدالسلطنه افشار اورمویی: تورک‌ها, برجسته‌ترین و غیورترین ملت دنیا - دونیانین اه‌ن معظم و غیور ملتی اولان تورک‌له‌ر

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_73.html

جمشید خان افشار اورمویی: سلاطین تورک حامیان و مروجان علوم و فنون و هنرها بودند. زبان تورکی وسیع و بی‌نیاز است.

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/12/blog-post_25.html

مقاله‌ی تورکی مجدالسلطنه افشار اورمویی در باره‌ی ادب و شعر تورکی در ایران- سال ١٩١٥

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/01/blog-post_14.html

[6] حسین جاوید: مجدالسلطنه تنها شخصیت طرف‌دار تورک و ضد انگلیس؛ و خیانات فرقه‌ی دموکرات آزربایجان

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/04/blog-post.html

[7] نیروهای عوثمان‌لی و آزادسازی زبان تورکی در تورک‌ایلی و ایران

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_91.html

اعلانیه‌ی تورکی کونسول‌گری بریتانیا در کرمانشاه

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/06/blog-post.html

[8] سلیمان میرزا اسکندری علی‌رغم آن که یک تورک بود، مانند دیگر افراد منسوب به چپ ایرانی (چپ امپریالیستی – صلیبی) تمایلات ضد تورک داشت. وی که پدر چپ ایران شمرده می‌شود و موسس و رهبر چندین حزب چپ مانند حزب سوسیالیست ایران و حزب توده‌ی ایران بود، به نوبه‌ی خود این تمایلات ضد تورک را به احزاب سراسری ایرانی - فارس و مخصوصا چپ بعد از خودش هم منتقل کرده است. چپ ایرانی و تورک‌های چپ ایرانی و آزربایجان‌گرایان استالینیست از نوع چپ امپریالیستی – صلیبی و امروز نیز نوعا ضد تورک و ضد تورکیه هستند.

مرام‌نامه‌ی فرقه‌ی سوسیالیست ایران و نفی فدرالیسم ملی و حقوق زبانی ملل ساکن در ایران در آن

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_21.html

[9] دو نامه‌ی تورکی ناصرالملک همدانی به سلطان عوثمان‌لی مَحْمَدْ خان رشاد (سلطان مَحْمَدْ خامس) به  نیابت احمد شاه قاجار

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/06/blog-post.html

استقبال شدید همدان از قوا و فرماندهی قوشون عوثمان‌لی، علی احسان پاشا

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_67.html

همدان می‌خواست تورکی، زبان رابط بین‌المللی جهان اسلام شود

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/10/blog-post_12.html

[10] حزب مجاهدان تورک (تورک موجاهیدله‌ر فیرقه‌سی) و رهبر آن تبریزلی حاجی بیگ - حاجی میرزا آقا بلوری

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/12/blog-post_9.html

No comments:

Post a Comment