Wednesday, August 31, 2016

نيروهاي عثماني و آزادسازي زبان تورکي در تورک‌ائلي –آزربايجان اتنيک و ايران


نيروهاي عثماني و آزادسازي زبان تورکي در تورک‌ائلي –آزربايجان اتنيک و ايران

مئهران باهارلي

در زير نمونه‌اي از کاربرد زبان تورکي مکتوب در خطاب رسمي به مردم تورک بومي توسط اردوي عثماني پس از آزادسازي تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک به سالهاي جنگ جهاني اول را داده‌ام. اين نمونه‌ عبارت است از يک قبض رسيد به زبانهاي تورکي و فارسي. اين قبض در تبريز به پرداخت‌کنندگان اعانه به نيروهاي مسلح متحد تورک، مرکب از اردوي عثماني و قشون بوميان داوطلب و عشاير تورک، که تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک را از کنگاور و اراک و کرج تا اورميه و اردبيل و ماکو از اشغال ارتشهاي روسيه و انگلستان و دستجات مسلح آسوري و ارمني متحد آنها آزاد کرده بودند داده مي‌شد. در منابع تاريخي وقت گفته مي‌شود مقامات مذکور "به هر کسی که مبلغی از وی به عنوان اعانه دریافت می‌دارند، قبضی به فارسی و تورکی میدهند". اين قبض، مُهر ابراهيم فوزی بيگ را بر خود دارد. وي که در آن موقع نماينده‌ي مجلس ملي عثماني از موصل نيز بود، چند روز پس از آزادسازي تبريز توسط اردوي متحده‌ي تورک، در مقام فرماندهی بقيه‌ي داوطلبان تورک و کرد وارد تبريز شده بود و به همين سبب نتوانسته بود در مراسم افتتاح دوره‌ي چهارم مجلس شوراي ملي عثماني شرکت کند.

متن قبض:

«عساکرِ عثمانيّه و مجاهدينِ اسلاميّه‌يه صرف ائديلمه‌ک اوزه‌ره تبريز اربابِ حميّت‌مندانيندان ...... تبرّع ائتدييي ...... تومه‌ن اعانه قبول و تماماً تسليم آلينميشدير.

رئيسِ عساکرِ عثمانيّه و مجاهدينِ اسلاميّه و مبعوثِ موصل

تاريخ ...... شهر ...... ١٣٣٣» [١٩١٥]
مهر: ابراهيم فوزي ۱۳۳۴

تبرع: بخشش، بذل، احسان
حميت‌مند: غيور



چند توضيح:

۱-ليتن سرکنسول آلمان در سالهاي جنگ جهاني اول در تبريز در کتاب خاطرات خود در باره‌ي اين قبض رسيد تورکي-فارسي و ديگر اقدامات ابراهيم فوزي بيگ اطلاعات آتي را مي‌دهد:

"شنبه ۱۶ ژانويه ۱۹۱۵. در اين روز بقيه‌ي داوطلبان تورک و کرد به فرماندهي ابراهيم فوزي بيگ نماينده‌ي موصل در مجلس شوراي ملي عثماني و حلمي بيگ يکي از افسران تورک به تبريز وارد شدند و هر دوي اين حضرات با من ملاقات کردند.

ابراهيم فوزي بيگ اعلاميه‌اي صادر کرد که در آن قيد شده بود متاسفانه برخي از داوطلبان [تورک بومي] خود را به عنوان سرباز تورک [عثماني] جا مي‌زنند و از سکنه‌ي شهر پول اخاذي مي‌کنند. لذا در آن اعلاميه خاطر نشان شده بود که سردسته‌هاي افراد داوطلب [از تورکان بومي] و نيز فرماندهان و ستاد کل سربازان عثماني و کليه‌ي سکنه‌ي شهر و نيز افرادي که قبلا تحت الحمايه‌ي روسها بوده‌اند، در صورتي که کسي در صدد اخاذي از آنان بر آيد، فورا نزد وي فوزي بيگ شکايت آورند و مقصر بلافاصله به مجازات خواهد رسيد. زيرا تورکها[ي عثماني] براي غارت به تبريز نيامده‌اند. بلکه قصد آنها تنها و تنها تصفيه‌ي آن ايالت از روسها و خدمت به اسلام است. ... وي در آخر آن اعلاميه اطلاع داده بود که بلافاصله پس از ورودش به تبريز کربلائي حسين فشنگچي، آن داوطلب [تورک بومي] ايراني را که اخاذي کرده بود، مورد مجازات قرار داده است.

بزودي تورکها در صدد جمع‌آوري پول برآمدند و اوراق تعهد پرداختي را به عنوان قبض چاپ کردند. اين اوراق با قبوض پيشين اين اختلاف را داشت که روي آن، مبلغ نوشته شده عنوان ماليات را نداشت. بلکه از آن به عنوان اعانه نام برده شده بود. اين اوراق که تصوير يکي از آنها در پائين آورده شده است، به زبانهاي فارسي و تورکي نوشته شده و فوزي بيگ آنرا به صورت سفيد مهر کرده است...."

۲-در تاريخ ايران و آزربايجان، زبان تورکي در خطاب کتبي يک دولت و مقامات رسمي آن به مردم تورک، براي اولين بار در سالهاي جنگ جهاني اول توسط اردوي آزادي‌بخش عثماني  و واليگري-حکومت اتحاد تحت الحمايه‌ي امپراتوري عثماني به رهبري جمشيدخان مجدالسطنه افشار ارومي بکار رفته است. قبل از آن، در طول تاريخ هزار و دويست ساله‌ي حاکميت تورکان بر ايران، هر چند زبان تورکي همواره موقعيت يک زبان رسمي دوفاکتو را، به خصوص به عنوان زبان شفاهي شاهان، دربار، ارتش، اعيان و اشراف و ... داشت و از سوي اين دول تورک به صورت مکتوب نيز از جمله در مکاتبات ديپلماتيک و در ضرب سکه و اسکناس و نقر برخي کتيبه‌ها و .... بکار مي‌رفت، با اينهمه نمونه‌اي از کاربرد زبان تورکي به صورت مکتوب از سوي مقامات دولتي در خطاب رسمي به خود مردم تورک در دست نيست. احتمالا در ميان ديگر علل، اين امر بدين سبب بود که حاکمان تورک با اجتناب از کاربرد تورکي مکتوب به تورکان تبعه‌شان، گمان مي‌کرده‌اند که مي‌توانند از بيگانه و تورک‌گرا تلقي شدنشان و يا تحريک واگرائي قومي-ملي در قلمروي به لحاظ قومي به شدت مختلط خود جلوگيري کنند.

۳-مقامات عثماني و والي آزربايجان جمشيدخان مجدالسلطنه افشار ارومي با کاربرد زبان تورکي در خطاب کتبي دولتي-رسمي به مردم تورک، براي اولين بار در تاريخ ايران، تورک‌ائلي و جنوب آزربايجان، به سنت ضد ملي عدم استفاده از تورکي مکتوب در خطاب دولتي و رسمي به مردم تورک پايان داده‌اند. و با اين عمل خود فرهنگ تورک و تاريخ زبان تورکي را وارد مرحله‌ي جديدي کرده‌ و دريچه‌ي عصر نو را به روي خلق تورک گشوده‌اند. آنها نه تنها تورک‌ائلي و جنوب آزربايجان را از اشغال و جور و ستم ارتشهاي روسيه و انگلستان و متحدان آسوري و ارمني آنها آزاد ساختند، بلکه زبان تورکي را نيز از قفس تنگ زبان شفاهي بودن صرف رهانيدند.

۴-در قبض فوق که داراي تاريخ ۱۹۱۵ مي‌باشد متن تورکي بالاتر از متن فارسي نوشته شده است. اين، نشان از اولويت، ارجحيت، اهميت و احترامي است که مقامات و اردوي عثماني به زبان ملي مردم تورک بومي در تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک و ايران قائل بوده‌اند. قابل توجه است که از ده سال پيش از آن تاريخ يعني سال ۱۹۰۵ و پيروزي مشروطيت، روند رسميت انحصاري فارسي و ممنوعيت تورکي مکتوب و کاربرد آن در نظام آموزشي شروع شده بود. به عبارت ديگر در حاليکه تورکي مکتوب مغضوب بروکراسي ايران و دمکراتهاي آزربايجان بود و از طرف دولت ايران به حاشيه رانده مي‌شد، نيروهاي عثماني به آن رسميت و اعتبار و حيات نو مي‌بخشيدند.

۵- در همان سالها:

الف-اعلاميه‌‌هاي نيروهاي اشغالگر روسيه در تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک خطاب به مردم تورک، نه به زبان تورکي، بلکه صرفا به زبان فارسي منتشر مي‌شد (در اين نوشته دو نمونه را داده‌ام).

ب-اشرار و تروريستهاي جيلوو آشوري و فدائيان- قاچاقهاي ارمني که با نام کميته‌ي مسلحه‌ي مسيحي، اورميه‌ي تورک و حوالي آنرا اشغال کرده بودند هم، اعلاميه‌هاي خود را، نه به زبان مردم يعني تورکي، بلکه به زبانهاي فارسي و آسوري، بعضا همراه با زبانهاي ارمني و روسي منتشر مي‌کردند (مانند بيانيه‌ي چهار زبانه‌ي چهار آوريل ۱۹۱۸). اين کميته‌ي اشغالگر، حتي زبان تعليم و تعلم در قلمروي آسورستان خيالي خود را هم زبان آسوري اعلام کرده بود.

د- اسماعيل آقا سيميتقو در سال ۱۹۲۲ به هنگام اشغال اورميه، قبضهاي گمرکي را که تاسيس کرده بود به زبان کردي صادر کرده است. اين رفتار، نشان از وجود شعور ملي کرد و حساسيت زباني زائيده‌ي آن، حتي در ميان اشقياء کرد دارد.

۵- در همان سالها جنبش آزادي‌ستان به رهبري خياباني که ادامه‌ي حرکت مشروطه بود و معتقد به هويت ملي ايراني بر اساس زبان فارسي (اما از سوي آزربايجانگرايان استالينيست به دروغ به عنوان يک حرکت ملي تقديم شده است)، زبان تورکي را به رسميت نمي‌شناخت و اعلاميه‌هاي خود خطاب به مردم تورک را مانند نيروهاي اشغال روس و آسوري و ارمني و کرد به زبان فارسي، بعضا به همراه زبان فرانسه، اما هرگز نه به زبان تورکي صادر مي‌کرد. مدارس و نشريات و .... اين حرکت نيز همه فارسي‌زبان بودند. همانگونه که در آن دوره کاربرد فارسي و روسي و ارمني و آسوري و کردي مکتوب از سوي دستجات و حرکات سياسي به ترتيب فارس و روس و ارمني و آسوري و کرد، دليل وجود شعور ملي و حساسيت زباني زائيده‌ي آن در ايشان است، عدم کاربرد تورکي مکتوب و به جاي آن اصرار بر کاربرد فارسي مکتوب هم دليل قطعي فقدان شعور ملي تورک و نبود حساسيت زباني زائيده‌ي آن در ميان نخبگان و رهبران سياسي تورک بويژه مشروطه‌طلبان و دمکراتهاي آزربايجان دارد.

۶- کسروي در آثار خود با لحني تمسخرآميز مي‌گويد که "مقامات عثماني و اتحاد اسلام پياپي بيانيه‌ها بيرون مي‌دادند". در ديگر منابع تاريخي وقت هم به بيانيه‌هاي اردوي نجات‌بخش عثماني و واليگري-حکومت اتحاد مجدالسلطنه افشار ارومي که به احتمال قريب به يقين به زبان تورکي و شايد مانند قبض موضوع اين نوشته به دو زبان تورکي و فارسي بوده‌اند اشاره شده است. علاوه بر مضمون اين بيانيه‌ها، کاربرد زبان تورکي در آنها نيز موجب رضايت و خرسندي مردم تورک شده بود. حتي محقق ايرانگرا و عثماني‌ستيزي مانند رحيم رئيس‌نيا نيز اعتراف مي‌کند که: "فرمانده‌ي نيروی اعزامی در نخستين روزهای ورود به شهر با انتشار اعلانهايی به زبانهای فارسی و تورکی تأثير خوبی بر افکار عمومی ميگذارد".

۷-در قرن اخير دو جريان عمده از محققين تورک در بررسيهاي خود با جديت تمام مشغول تحريف و وارونه‌نمائي نقش عثماني در رابطه با تورکان ايران و قفقاز و تحريک حسيات تورک‌ستيزي و عثماني‌هراسي در آنها بوده‌اند. جريان نخست، مورخين پان‌ايرانيست تورک در ايران هستند (احمد کسروي، تورج اتابکي، کاوه بيات، ...). دسته‌ي دوم، محققين جمهوري آزربايجان که نوعا تربيت شده‌ي ايدئولوژي آزربايجانگرائي استالينيستي‌اند (شوکت تقي‌يوا، ...) مي‌باشد. دسته‌ي سومي نيز وجود دارد که متاثر از اين دو نوع تاريخ‌بافي بوده و ملقمه‌اي از آنها را در کارهاي خود عرضه مي‌کنند (رحيم‌ رئيس‌نيا، ناهيدي آذر، بابا صفري، ...).

به عنوان مثال در رابطه با اين قبض، رئيس‌نيا در يک نوشته‌ي خود بنام عثماني در تبريز، با تطهير روسيه‌ي‌ اشغالگر - که صرفا در تبريز ۱۲۰۰ نفر تورک بومي را به قتل رسانده بود، به شيطان‌سازي از عثماني که اميد نه تنها تورک‌ائلي و جنوب آزربايجان، بلکه عربستان و کردستان و گيلان و فارسستان و خلاصکار آنها از اشغال و جنايات ارتشهاي روسيه و انگلستان و آسوري و ارمني بود مي‌پردازد. رئيس‌نيا در اين مقاله که نمونه‌ي باز‌نويسي تاريخ و يا تاريخ‌بافي ضد تورکي با هدف وارونه‌نمائي و شيطان‌سازي از عثماني و تحريک دشمني با آنها است، اعلاميه‌هاي فارسي‌زبان مقامات نظامي روسيه‌ را با آب و تاب نقل مي‌کند. اما او که از قضا خود تورک است، احتياجي به نقل اعلاميه‌ي دو زبانه‌ي تورکي -فارسي اردوي عثماني که از هر لحاظ، از جمله تاريخ تورکي مکتوب و رسميت تورکي در ايران داراي اهميت فوق العاده ‌است نمي‌بيند ....

منابع:

۱-خاطرات ليتن سرکنسول آلمان در تبريز در اثناي جنگ جهاني اول. لينک دانلود:
۲-اوضاع ايران در جنگ اول يا تاريخ رضائيه. محمد تمدن. لينک دانلود:
۳-عثماني در تبريز. رحيم رئيس‌نيا

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.