Thursday, December 24, 2015

عبارت ترکي نامه گويوک‌خان مغول به پاپ چهارم اينوسنت: منکو تنکري کوجندا



عبارت ترکي نامه‌ي گويوک‌خان مغول به پاپ چهارم اينوسنت: منکو تنکري کوجندا...

مئهران باهارلي

گويوک‌خان (گيوگ، قويوق) پس از مرگ پدرش امپراتور مغول اؤگه‌ده‌ي‌خان (اوگتاي) فرزند چنگيزخان، در٢٤ آگوست سال ١٢٤٦ (٧٦٩ سال قبل) در نزديکي قاراقوروم تاجگذاري کرد. در اين مراسم ٣٠٠٠- ٤٠٠٠ تن از نمايندگان دولتهاي آسيائي و اروپاي شرقي شرکت کرده بودند. کارپيني ايتاليائي و بنواي لهستاني نيز به نمايندگي از طرف پاپ چهارم اينوسنت همراه با پيغامي از پاپ که در آن گويوک‌خان را به قبول مسيحيت دعوت ميکرد، در مراسم حاضر بودند. هنگامي که نمايندگان پاپ قصد بازگشت نمودند گيوک‌خان از آنها پرسيد که آيا پاپ داراي افرادي قادر به خواندن زبانهاي ترکي، مغولي و يا فارسي مي‌باشد يا نه؟ پس از گرفتن جواب منفي، سه تن از وزراي خود (قادان، بالا، چينقاي) را مأمور ساخت نامه‌اي به زبان مغولي نوشته آن را به نمايندگان پاپ تفهيم کنند تا توسط آنها به لاتيني ترجمه شود. در آخر نيز نامه‌اي به فارسي با اين اميد که شايد در واتيکان کسي آشنا به زبان فارسي يافت شود با همان مضامين نگاشته شد. اين نامه‌ها توسط کارپيني به پاپ تسليم شدند. در اين نامه‌ گويوک‌خان، پرقدرت‌ترين و هراس‌انگيزترين پادشاه جهان آن عصر، به پاپ چهارم اينوسنت و ديگر حاکمان اروپا فرمان مي‌داد که جهت اعلان فرمانبرداري خود و شنيدن دستورات وي در سراي خاقان حضور يابند. همچنين آنها را تهديد مي‌نمود که اگر از دستور وي سرپيچي نمايند به آنها به ديده‌ي دشمن خواهد نگريست و کيفرشان خواهد داد.


سه سطر اول نامه‌ي گويوک‌خان که بر کاغذ خان بالغ نوشته شده به زبان ترکي است. بر اين نامه دو آل طمغاي يکسان (مهر سرخ) نيز زده شده که متن آن به زبان مغولي است. اين آل طمغا مهر رسمي امپراتوري مغول است که در اغلب نامه‌هاي موجود در آرشيوهاي ايران، چين، روسيه، فرانسه، واتيکان و .... نيز ديده مي‌شود. متن مهر، فرم کاملتر عبارت ترکي آغاز فرامين خاقانها، اما به زبان مغولي قديم و خط کلاسيک مغولي (مقتبس از خط اويغوري) است.



متن عبارت آغازين به زبان ترکي:

"منکو تنکري کوجندا. کور، الغ اولوس‌ننک، تالوي‌نونک خان، يرلغمز"
به ترکي معاصر: منگو تانري گوجونده. گور، اولو اولوس’ون، دالاي’ين خاني، يارليغيميز.
Mengü Tanrı Gücünde. Gür Ulu Ulusun, Dalayın Xanı. Yarlığımız.
ترجمه به فارسي (مئهران باهارلي): به نيروي خداوندِ جاودان. فرمان ما، خانِ ملت کبير و قوي، خانِ جهان.

متن مهر به زبان مغولي:

"مونگکه تنگري‌يين کوچوندور. يئکه مونقول اولوسون، دالايين خانو جارليق؛ ائل، بولخا ايرگه‌ندور کوربه‌سو؛ بوسيره‌توگه‌ي، آياتوقاي".

ترجمه به فارسي (مئهران باهارلي): به نيروي خداوند جاودان. فرمان خانِ ملت بزرگ مغول و جهان، به همه‌ي مردم مطيع و عاصي برسد، و آنها را سپاسگزار و هراسان سازد.

١-"منکو تنکري کوجندا" (منگو تانري گوجونده) عبارتي کليشه‌اي به زبان ترکي به معني به قدرت خداوند لايزال، با نيروي پروردگار جاودان است که معادل بسم الله در آغاز فرامين پادشاهان و امپراتوران ترک و مغول به شمول چنگيز‌خان مي‌آمد. با کاربرد اين عبارت خاقانها به مخاطبينشان اعلام مي‌کردند که قدرت خود را از خداوند مي‌گيرند و ظفرها و فتوحاتشان تنها با ياري و عنايت خداوند روي مي‌دهد. آنها باور داشتند نماينده‌ي خدا هستند و مقاومت در برابر ايشان دشمني با فرمان خدا است.

٢- "تنگري" در زبان ترکي باستان و قديم هم به معني آسمان و هم به معني خداست. طبق اعتقادات شاماني ترکان باستان، ظهور و مرگ ارواح والامقام در ارتباط با آسمان بود. بدين سبب حاکميت خاقانها نيز احسان الهي بوده، تحت حمايت خداوند قرار دارد و نتيجتا امري مقدس و مخالفت با آن گناه است.

٣-"منگو" (به مغولي مونگه، مونخه) به معني ابدي، بي انتها، جاويدان، لايزال و مجازا به معني خدا است. فرمهاي ديگر آن منگي، منگه، بنگو، بنگي، بانقو، بني و .... است. در نامها نيز بکار مي‌رود: بنگو خاقان (از خاندان بؤرولو و يا آشينا)، منکبرتي (لقب جلال الدين خوارزمشاه، منگه‌وئردي)، ... در ترکي قديم ترکيب بنگو-بَيرو-به‌يرو (منگو-مَيرو-مه‌يرو) به معني ازلي و ابدي بود.

٤-"تالوي" (دالاي): به معني اقيانوس، مجازا به معني حاکميت جهاني. در سمبليزم سياسي ترکان باستان، مطلق حاکميت با صفت "دنيز-تنگيز" (دريا، در نام چنگيزخان)، حاکميت جهاني با صفت "دالاي -تالوي" (اقيانوس) و حاکميت محلي با صفت "گؤل -کول" (درياچه، در نامهاي کول تکين و ...) بيان شده است. خاقانهاي ترک و مغول اعتقاد داشتند که آنها را خدا برگزيده و بدانها مأموريت داده است سراسر جهان ‌را مسخر سازند. گويوک‌خان نيز در متن فرمان خود، در انطباق با دکترين حاکميت جهاني اعلام مي‌کند که از محل طلوع تا جايگاه غروب خورشيد يعني همه‌ي جهان حق مسلم آنهاست.

٥-يکي از دلائلي که عبارت آغازين فرمانهاي خاقانهاي مغول به زبان ترکي بود اين است که مغولان انديشه حاکميت جهاني را از تورکان اويغور اخذ کرده بودند. بدين سبب عبارت آغاز فرامين خود را که حاکميت جهاني مغول را اعلام مي‌نمود به زبان ترکي مي‌نوشتند.

٦-کاربرد زبان ترکي در فرامين امپراتوران مغول که قدرتمندترين پادشاهان جهان در عصر خود بودند، حتي در فراميني که به ترکي نبود، به اعتبار زبان ترکي مي‌افزود. وجود دلايل اعتقادي (باورهاي شاماني) در پس اين کاربرد هم، به زبان ترکي نوعي قداست و عملکرد و خصلت ديني بخش مي‌کرد.

٧-عبارت ترکي اين نامه (يارليق) و متن مغولي مهر (طمغا) در نوشته‌هاي فارسي مربوط به اين نامه در ايران (مانند رجب‌نيا، مسعود) اغلب آشفته و مغلوط نقل و ثبت و ترجمه شده‌اند. شايد يکي از دلائل اين امر، تلاش برخي از محققين فارس براي تقديم متنهاي ترکي به صورت ملقمه‌اي از کلمات نامفهوم، به منظور بي‌اعتبارسازي آنها و کلا زبان ترکي است. حال آنکه اخلاق علمي و کار علمي با کيفيت حکم مي‌کند محققين فارس که اکثر آنها نه زبان ترکي معاصر و نه ترکي قديم و باستان را مي‌دانند، براي خوانش و ثبت صحيح متون ترکي از صاحبان تخصص و ترکي‌شناسان و ادبا و زبان‌شناسان ترک تقاضاي کمک و مشورت نمايند. 

٨- بررسي متن فارسي که به سياق الفباي ترکي اويغوري بدون نقطه، با فونتيک حتي گرامر ترکي نوشته شده و داراي کلمات و عبارات ترکي است نشان مي‌دهد که نگارندگان ترک آن بر زبان فارسي مسلط نبوده‌اند و در آن دوره فارسي زباني مالوف و رايج و يا مهم در ميان ترکها و مغولها و سرايها و پايتختهايشان نبوده است. اين وضع در مورد واتيکان نيز صادق است، زيرا علي رغم آنکه نامه‌ي لاتيني مورد اعتناء قرار گرفت و در منابع بسياري بررسي و نقل و ترجمه شد، نامه‌ي فارسي با بي‌اعتنائي مواجه گرديد، حتي کسي از وجود ترجمه‌ي فارسي نامه خبر نداشت تا سال ١٩٢٠ که به طور تصادفي در ميان آرشيو نسخه‌هاي خطي عربي واتيکان دوباره پيدا شد.

٩-در زير متن فارسي نامه‌ي گويوک‌خان که چين‌شناس فرانسوي پل پليو به کمک هانري ماسه و ميرزا محمدخان قزويني خوانده، به همراه مضمون کلي آن را (به نگارش خودم) آورده‌ام:
         
متن فارسي نامه گويوک‌خان:

این مثالیست بنزدیکِ پاپاءِ کلان فرستاده شد، بداند و معلوم کند. ما نبشت در زفانِ ولایتهاء. کرل کنکاش کردست، اوتکِ ایلی [و] بندگی فرستاده، از ایلچیانِ شما شنوده آمد. و اگر سخنِ خویش برسید، تو، کی پاپاءِ کلان، با کرل‌لان، جمله بنفسِ خویش بخدمتِ ما بیایید؛ هر فرمانِ یاساء کی باشد آن‌ وقت بشنوانیم. دیگر گفته‌اید کی مرا در شلیم درآی، نیکو باشد؛ خویشتن را دانا کردی؛ اوتک فرستادی، این اوتکِ ترا معلوم نکردیم. دیگر سخن فرستادیت «ولايتهاءِ ماجر و کرستان را جمله گرفتیت. مرا عجب می‌آید ایشان را گناه چیست. ما را بگوید» این سخنِ ترا هم معلوم نکردیم. فرمانِ خدای را چنگیز‌خان و قاآن هر دو شنوانیدن را فرستاد. فرمانِ خدای را اعتماد نکرده‌اند، هم‌چنان کی سخونِ تو. ایشان نیز دل کلان داشته‌اند، گردن‌کشی کرده‌اند، رسولان [و] ایلچیان ما را کوشتند. آن ولایتها را، مردمان را خدایِ قدیم کوشت و نیست گردانید. جز از فرمانِ خدای کسی از قوتِ خویش چگونه کوشد، چگونه گیرد؟ مگر تو همچنان می‌گوئی که «من ترسایم، خدای را می‌پرستم، زاری می‌کنم، می‌یابم» تو چه دانی که خدای که را می‌آمورزد، در حقِ کي مرحمت می‌فرماید؟ تو چگونه دانی که هم‌چنان سخن می‌گوی؟ بقوتِ خدای، آفتاب بر آمدن و تا فرو رفتن جملهٔ ولایتها را ما را مسلم کرد است می‌داریم. جز از فرمانِ خدای کسی چگونه تواند کرد.؟ اکنون شما بدل‌راستی بگوییت کی ایل شویم، کوچ دهیم. تو بنفسِ خویش، بر سرِ کرل‌لان، همه جمله یک‌جای بخدمتِ و بندگی ما بیاید؛ ایلیِ شما را آن‌وقت معلوم کنیم. و اگر فرمانِ خدای نگیرید و فرمان ما را دیگر کند شما را ما یاغی دانیم، هم‌چنان شما را معلوم می‌گردانیم و اگر دیگر کند آنرا ما چی‌دانیم، خدای داند.

فی اواخر جمادی‌الاخر سنه اربعه اربعین و ستمائه

مضمون نامه‌ي فوق به فارسي معاصر (مئهران باهارلي):

اين فرماني است که به پاپ اعظم فرستاده شد تا بداند و آنرا فهم کند. ما اين فرمان را به زبان ولايتها نويسانديم. از سفيران و ايلچيان شما شنيديم که پاپ (با پادشاهان اروپا) کنکاش و مشورت کرده، اؤتک و استدعاي ايلي و بندگي فرستاده است. هنگامي که اين سخنان ما به شما رسيد، تو که پاپ اعظم هستي بايد شخصا با پادشاهان جملگي به خدمت ما بيائيد. آنوقت هر فرمان ياسا که لازم باشد حضورا به شما خواهيم گفت. ديگر آنکه استدعا و اؤتک فرستاده‌اي و گفته‌اي براي من نيکو خواهد بود اگر تعميد کنم. و با اين گفته خود را دانا گمان کرده‌اي. اين استدعاي تو براي ما قابل درک نيست. ديگر آنکه سخن فرستاده‌اي "ولايتهاي مجار و سرزمينهاي مسيحيان را گرفتيد و من در عجبم گناه اين مردم چيست. آن را به ما بگوييد". اين سخن تو نيز براي ما قابل درک نيست. چنگيزخان و اوگتاي قاآن هر دو فرمان خداي را براي شنيدن مردم فرستادند. اما آنها به فرمان خدا اعتماد نکردند. و مانند تو با اين سخنانت، گردن‌کشي نمودند و سفيران و ايلچيان ما را کشتند. پس خداي لايزال آن سرزمينها را نيست گردانيد و مردمان آنها را کشت. جز به فرمان خدا چگونه ممکن است کسي صرفا با قدرت خود مردم را بکشد و ولايتها را بگيرد؟ تو همچنان مي‌گويي که "من مسيحي هستم و خداي را مي‌پرستم و ديگران را سرزنش مي‌کنم". تو چه ‌داني خدا که را مي‌آمرزد و در حق که رحمت مي‌فرمايد؟. تو (اينها را) چگونه مي‌داني که اين چنين سخن مي‌گويي؟. به قدرت خدا جمله‌ي ولايتهاي جهان از جاي برآمدن آفتاب تا محل فرورفتن آن مسلم و مسخر ما است. چنين کاري را جز به فرمان خدا چه کسي مي‌تواند بکند؟. اکنون شما بايد از صميم قلب و راستي بگوئيد که ما ايل و مطيع مي‌شويم. (آنگاه) ما نيز به شما ياوري مي‌کنيم. تو بايد شخصا در راس پادشاهان اروپا جملگي و يکجا به بندگي و خدمت ما بيائيد. در آنصورت است که ما ايلي (بيعت) و بندگي شما را خواهيم شناخت. اما اگر به فرمان خدا گردن ننهيد و از فرمان ما سرپيچي کنيد، ما شما را ياغي و دشمن خواهيم دانست. همچنان آگاهتان مي‌کنيم که اگر از فرمان ما سرپيچي کنيد، آن وقت ما چه دانيم که چه خواهد شد، تنها خدا مي‌داند.

اواخر جمادي‌الاخر سال ششصد و چهل ‌و چهار هجري، [نوامبر ١٢٤٦ ميلادي].

لغات ترکي يارليق (فرمان) و تمغاي (مهر) گويوک‌خان:

آلAl : سرخ
اؤتوکÖtük  (اتک): تقاضا، استدعا، خواهش
اؤگه‌ده‌يÖgedey  (اوگتاي، اوختاي): ذکي، هوشمند، عاقل
اولوUlu  (اولوق، الغ): کبير
اولوسUlus : ملت
ائلÉl  (ايل): فرمانبردار، مطيع، تابع، تبعه، بيعت کرده
ائلچيÉlçi  (ايلچي): سفير
ايلي: فرمانبرداري، اطاعت، بيعت
بايريBayrı  (بَيري): ازلي، بدون آغاز
بولخا (بولقا Bulqa): عاصي، آشوبگر
پاپاPapa : پاپ
پاليقPalıq  (باليق): شهر، متروپل
تانريTanrı  (تنگري): خداوند
تيگينTigin  (تکين): شاهزاده
خان باليقXan Balıq : نام ترکي پکن، نام نوعي کاغذ ساخته پکن
خانXan : پادشاه
خيريستييان Xırıstiyan (کرستان): مسيحي
دالايDalay  (تالوي): اقيانوس، حاکميت جهاني
دامقاDamqa  (تمغا، طمغا): مهر
دنيزDeniz  (تنگيز، چنگيز): دريا، حاکميت
شليمŞelim : به مغولي به معني تعميد
قاآنQaan : شاهنشاه
قيرال Qıral (کرال): پادشاه
کنگه‌شKengeş  (کنگاش): مشورت، مشاوره، رايزني
گوجGüc  (کوج): نيرو
گوجوندهGücünde  (کوجندا) به نيروي
گورGür  (کور): بسيار انبوه، فراوان، قوي، نيرومند
گؤلGöl  (کول): درياچه، حاکميت محلي
گويوکGüyük  (گويوگ): اژدها، حيوان وحشي
منگو تنگري گوجوندهMengü Tanrı Gücünde : بنام خداوند لايزال توانا؛ بسم الله
منگوMengü  (بنگو، معادل مونگه مغولي): ابدي، جاودان، لايزال
يارليقYarlıq  (يرلغ، جارليق): فرمان دولتي
ياساYasa : قانون
ياغيYağı : دشمن، خصم
يئکهYéke : بزرگ، عظيم

منابع:

-Letter of Guyuk Khan to Pope Innocent IV, Vatican Secret Archives, Vatican City, Inv. no. A. A., Arm. I-XVIII
-Letter from Güyük Khan to Innocent IV
-Christopher Dawson ed., The Mongol Mission: Narratives and Letters of the Franciscan Missionaries in Mongolia and China in the Thirteenth and Fourteenth Centuries (New York, 1955), pp. 75-76
-Denise Aigle, The Letters of Eljigidei, Hülegü and Abaqa: Mongol overtures or Christian Ventriloquism? Inner Asia, 2005, 7 (2), pp.143-162.
-Mongol-Papal Encounter: Letter Exchange between Pope Innocent IV and Güyük Khan in 1245-1246
-Pelliot, Les Monglos et la Papaute, Roch, III (XXIII), s. 15-23;
-Prof. Dr. Turan, Osman, “Çingiz Adı Hakkında”, Belleten Cilt.5, 1941
-Prof. Dr Turan, Osman, Türk Cihan Hakimiyeti Mefkuresi Tarihi, İstanbul: Ötüken Yayınları, 15. Baskı, 2006.
نامه‌هاي ترکي در موزه‌هاي دنيا نويسنده: دنيز سينور، ترجمه: زهره وفايي
رجب‌نيا، مسعود. "نامه فارسي گيوگ خان به پاپ". مجله: هنر و مردم. دوره 12، شماره 136 و 137 (بهمن و اسفند 1352): صفحه 32-39.    

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.