Sunday, October 9, 2016

ايضاحاتي در باره‌ي کاربرد مدرن و دمکراتيک دو نام تورک و آزربايجان


ايضاحاتي در باره‌ي کاربرد مدرن و دمکراتيک دو نام تورک و آزربايجان

مئهران باهارلي


تورک به معني مدرن و دمکراتيک

عده‌اي معتقدند که يک ملت واحد بنام تورک، در گستره‌ي پهناوري از سيبري تا خاورميانه و از چين تا قلب اروپا وجود دارد. اما من معقتدم که در قرن بيست و يکم، نه يک همچو ملت واحد تورک، بلکه «گروه ملل به لحاظ زباني و فرهنگي خويشاوند تورکيک» وجود دارد. ملل تورکيک، علي رغم آنکه تا گذشته‌اي نزديک اغلب «تورک» و زبانهايشان هم «تورکي» ناميده مي‌شد، در عصر حاضر ملتهائي متشخص و جداگانه بشمار مي‌روند، هرچند امروز نيز ملل داخل در هر کدام از زيرمجموعه‌هاي آن مانند اوغوز، قپچاق، قارلوق، سيبري، اوغور، نسبت به هم بسيار نزديک هستند. من، همزمان با دفاع از ضرورت حياتي نزديکي، همبستگي، همسوئي و همکاري حداکثري انساني، فرهنگي، اقتصادي و سياسي بين ملل و دول تورکيک؛ مدافع انديشه‌ي يگانگي ملي و يا لزوم وحدت آنها در قالب يک کشور و يک دولت و يک حاکميت سياسي نيستم. زيرا اين آرمان رمانتيک بر خلاف گذشته و از جمله آغاز قرن بيستم، در قرن بيست و يکم معقول، عملي و واقع‌گرايانه نيست؛ روند تاريخي طولاني تشکل، تکامل، تطور و تبارز اين ملل به صورت گروههاي ملي-اتنيکي متشخص و مستقل تورکيک را ناديده گرفته، هويت ملي مدرن آنها را نفي و انکار مي‌کند.

در ايران هم، در حال حاضر نه يک، بلکه چهار گروه ملي تورکيک خويشاوند به نامهاي «تورک»، «تورکمن»، «خلج» و «قزاق» ساکن هستند. هر نوع تصنيف و صورت‌بندي و کاربرد نامهاي ملي به غير از اين چهار نام براي هر کدام از آنها (به ترتيب «تورک»، «تورکمن»، «خلج»، «قزاق»)، در منابع داخلي و در منابع خارجي، به هر زباني، از سوي هر کسي، چه به طور رسمي و چه به طور غيررسمي با واقعيتهاي موجود و نامگذاريها و روايتهاي هويتي خود اين مردم در تناقض بوده، در نتيجه نادرست است.

در عين حال، من معتقدم که در ايران توده‌ي منسوب به دسته‌ي اول، يعني کساني که خود را «تورک» مي‌دانند و يا «تورک» مي‌نامند و يا به «تورکي» سخن مي‌گويند (اين، شامل ملل تورکيک «تورکمن»، «خلج» و «قزاق» ساکن در ايران نمي‌شود) متعلق به يک گروه ملي بنام «تورک»‌اند. اين توده‌ي تورک قابليت آنرا دارد؛ و مفيد، منطقي، به مصلحت و هنوز ممکن است که در يک روند ملت‌شوندگي به صورت يک ملت واحد و مدرن تورک انسجام يافته، قوام و فرم گيرد.

تورک، تورکيسم، پان‌تورکيسم و تورانيسم

بر خلاف باور عده‌اي، «اعتقاد به وجود يک ملت تورک» در عين اعتقاد به وجود «چندين ملت تورکيک» در ايران، مترادف و به معني اعتقاد به «پان‌تورکيسم»، «تورانگرائي»، حتي «تورک‌گرائي» (تورکيسم) نيست. اينها چهار مفهوم متفاوتند:

۱-«اعتقاد به هويت ملي تورک»، صرفاً بيان يک واقعيت بديهي و پديده‌ي ميداني، يعني وجود يک توده‌ با هويت ملي تورک در ايران که خود را در گذشته و حال همواره تورک ناميده و شناسانده است مي‌باشد.
۲-«تورک‌گرائي-تورکيسم»، جريان و موضع سياسي ملي‌گرائي و يا ناسيوناليسم تورک در ايران است.
۳-«پان‌تورکيسم» اعتقاد به وجود ويا ضرورت يگانگي ملي و سياسي ملل تورکيک است.
۴-«تورانيسم» اعتقاد به وجود و يا ضرورت يگانگي ملي و سياسي ملل تورکيک به علاوه‌ي چند ملت ديگر اورال-آلتاييک مانند مجار و ... است.

بنابر اين اعتراف به «هويت تورکي»، غير از «تورکيسم»، «پان‌تورکيسم» و «تورانيسم» است. چنانچه اعتقاد به وجود ملتي بنام «بلوچ»، لزوماً مترادف با «بلوچ‌گرائي» و اعتقاد به «پان‌ايرانيسم» و «پان‌آريائيسم»؛ اعتراف به وجود ديني بنام «اسلام»، حکماً مترادف با «اسلامگرايي»، اعتقاد به «پان‌اسلاميسم» و حتي «اعتقاد به خود دين اسلام» نيست. اساساً استعمال آگاهانه‌ي دو کلمه‌ي متفاوت «تورکيک» (براي ناميدن مجموعه‌ي يک خانواده‌ي ملل و زبانهاي آنها) و «تورک» (که صرفاً يک ملت از آن مجموعه‌ي ملل و زبانهاست)، نشان مي‌دهد که بکار برنده‌ي آنها قائل به تفاوت بين اين مفاهيم است.

براي جلوگيري از سوء تفاهم و مخلوط نکردن اعتقاد به «هويت ملي تورک» با سه مفهوم متفاوت «تورکيسم -تورک‌گرائي»، «پان‌تورکيسم» و «تورانيسم»، من در نوشته‌هاي خود از اعتقاد به وجود «ملت تورک» در عين اعتقاد به وجود چندين ملت تورکيک در ايران، به شکل اعتقاد به «هويت ملي مدرن و دمکراتيک تورک» ياد مي‌کنم. با اين قيد که بر خلاف تلقي‌هاي مرسوم در گذشته، در اينجا «تورک» اولاً مفهومي نژادي، خوني، حتي لزوماً تباري نيست؛ دوماً منحصراً مربوط به ملت «تورک» ماست و شامل ديگر ملل تورکيک ساکن در ايران («تورکمن»، «خلج»، «قزاق») و ديگر نقاط جهان نمي‌شود.

پان‌ايرانيستها (تو.ات.، سي.جو.طب.، کا.بي.، ...)، آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست (عب.جو.، عل.قر.، لي.مج.، سي.مد.،...) و آزربايجانگرايان استالينيست (عل.رض.اص.، اح.او.، دا.تو.، عل.رض.فر. ...)، به سبب نفرت و هراس از تورک و الفت به دروغ‌پراکني و استحماق و خودفريبي، هر کس را که به وجود ملتي بنام تورک در ايران معتقد باشد ترک‌گراي افراطي، پان‌تورکيست، معتقد به حاکميت جهاني تورک، درصدد نجات دادن همه‌ي ملل تورکيک ايران و دنيا، نژاپرست، و ... معرفي مي‌کنند. حال آنکه يک فرد «معتقد به وجود ملت تورک» در ايران، به لحاظ سياسي مي‌تواند ملي‌گرا (تورک‌گرا- تورکيست)، ليبرال، مذهبي، کمونيست و يا داراي انواع و اقسام تمايلات و مشي‌هاي سياسي ديگر باشد. طنز تلخ آنکه آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست و آزربايجانگرايان استالينيست که معتقدين به هويت ملي تورک در ايران و آزربايجان را پان‌تورکيست معرفي مي‌کنند، خودشان با ذهنيتي قرن نوزدهي و نگرشي پان‌تورکيستي هنوز هم همه‌ي ملل معاصر تورکيک را يک‌کاسه تورک مي‌نامند.

آزربايجان به معني مدرن و دمکراتيک

موضوع و مساله‌ي من «آزربايجان» نيست. مساله‌ي من «آزربايجانيسم» و يا «آزربايجانگرائي استالينيستي» است که عيناً مانند «مولدونيسم» يک ايدئولوژي- مهندسي هويت قومي روسيه‌اي-شوروي است و به منظور

۱-جدا ساختن خلق تورک ساکن در ايران- آزربايجان از آناتولي، عثماني-ترکيه
۲-گسستن خلق تورک ما از تاريخ و ميراث معظم فرهنگي تورک و بويژه دولتهاي تورک در تاريخ ايران
۳- تجزيه‌ي توده‌ي تورک‌زبان پراکنده در ايران به چندين قوم
۴-تجزيه‌ي منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران (تورک‌ائلي) و يا وطن ملت تورک به دو قسمت آزربايجاني (استانهاي آزربايجان شرقي و غربي، اردبيل و زنجان) و غير آزربايجاني (مناطق تورک‌نشين استانهاي گيلان، قزوين، همدان، مرکزي، البرز، تهران، قم، کردستان، کرمانشاه)

ايجاد شده است. از جنبه‌ها‌ي فوق، همچنين بي‌هويت کردن ملت تورک ما و تسريع فارس‌سازي‌اش، در شرايط کنوني «آزربايجانگرائي استالينيستي» کاملاً همسو و همگام با «پان‌ايرانيسم» عمل مي‌کند.

و الا در دراز مدت، «آزربايجان» مي‌تواند يکي از مناسبترين نامها براي ناميدن همه‌ي منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران و يا «تورک‌ائلي» باشد. همچنين «آزربايجان» ناميدن واحد سياسي-دولتي که در آينده تشکيل و همه‌ي منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران و يا «تورک‌ائلي» را شامل خواهد بود، «احتمالاً و هنوز» به نفع ملت تورک است. از اين منظر، يعني دادن معني‌اي مدرن و دمکراتيک به نام آزربايجان، خلق تورک مديون خليل پاشا و ديگر مقامات عثماني که در سايه‌ي دورانديشي و دورنگري آنها واحد سياسي-دولت تاسيس شده در جنوب قفقاز به سالهاي جنگ جهاني اول، آزربايجان ناميده شد مي‌باشد.

آزربايجان و نبايدها

اما دوباره بايد تاکيد کرد که نام آزربايجان، بر خلاف آموزه‌ها و سنن ايدئولوژي آزربايجانيسم-آزربايجانگرايي استالينيستي، صرفاً مي‌بايد به معني مدرن و دمکراتيک بکار برده شود و نه با منشي تورک‌ستيزانه:

۱- به عنوان نامي قراردادي و پيشنهادي براي ناميدن کل منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران و يا «تورک‌ائلي» بکار رود
۲- به عنوان نامي پيشنهادي براي واحد سياسي و يا دولتي که در آن منطقه‌ي ملي تورک‌نشين و يا «تورک‌ائلي» تاسيس خواهد شد بکار رود
۳-مطلقاً نبايد به عنوان نام ملت («ملت آزربايجان» به جاي «ملت تورک») و نام زبان («زبان آزربايجاني» به جاي «زبان تورکي») بکار رود
۴-نبايد از آن به صورت ابزاري براي تجزيه‌ي خلق تورک ساکن در ايران به چندين گروه ملي-قومي استفاده شود
۵-نبايد به منظور تجزيه‌ي منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران (تورک‌ائلي) به دو قسمت آزربايجاني و غيرآزربايجاني (مناطق تورک‌نشين منطبق بر اراضي عراق عجم، خمسه، جبال و ديلمستان سابق) بکار رود
۶- نبايد براي ايجاد واگرائي و بيگانگي بين خلق تورک ما و تورکهاي آناتولي-ترکيه بکار رود

۷- کاربرد نام آزربايجان براي ناميدن همه‌ي منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران - تورک‌ائلي و نيز واحد سياسي-دولتي‌ که در آينده در آنجا تاسيس خواهد شد، امري تماماً قراردادي و پيشنهادي است و لزومي به پيدا کردن مويده‌هاي تاريخي، آفريدن و جعل سابقه‌ي باستاني براي همچو کاربردي و بويژه ريشه‌سازيهاي جعلي و غيرعلمي تورکي براي نام آزربايجان، مشابه آنچه آزربايجانگرايان استالينيست (حس.مح. صد.، فر.جل.، ...) انجام مي‌دهند، نيست.

کاربردهاي ايدئولوژيک، فتيشيست، تحميلي، همه‌آزربايجان‌انگارانه و ذاتگرايانه‌ي نام آزربايجان

هر نوع کاربرد نام آزربايجان وراي موارد فوق، بويژه به طرزي ايدئولوژيک، فتيشيست، تحميلي، همه‌آزربايجان‌انگارانه و در اين ميان به عنوان نام ملت و نام زبان و نام ادبيات و نام مطبوعات (ملت آزربايجان، زبان آزربايجاني، ادبيات آزربايجان، مطبوعات آزربايجان .... به جاي «ملت تورک»، «زبان تورکي»، «ادبيات تورکي»، «مطبوعات تورک»، ....) در خدمت منافع استعمارگران، از جمله روسيه و پان‌ايرانيسم و بي‌هويت ساختن و نابود کردن خلق تورک خواهد بود و است.

تورک‌زبانان ساکن در ايران امروز در روند خودآگاهي ملي و ملت‌شوندگي هستند. اين روند، با شتاب فعلي اقلاً يکي دو نسل به طول خواهد کشيد. در اين برهه‌ي زماني، ما بايد بر تکون توده‌ي تورک‌زبان ساکن در ايران (که ملل تورکيک تورکمن، خلج و قزاق را شامل نمي‌شود)، به صورت يک ملت واحد تورک متمرکز شويم. اولويت ما بايد اين امر باشد. اينکه چه نامي مي‌بايد و يا مناسبتر است که بر واحد سياسي-دولتي که بر منطقه‌ي ملي تورک‌نشين در شمال غرب ايران - تورک‌ائلي تاسيس خواهد شد داده شود، مساله‌ي آينده است، نه مساله‌ي عاجل و اولويت امروز ما. کساني که امروز به جاي تمرکز بر روند بيداري ملي تورک و ملت‌شوندگي تورک‌زبانان در ايران، مبحث انحرافي نام آزربايجان و حواشي نامربوط و زايد آنرا نشانده‌اند، علاوه بر داشتن درکي مخدوش از هويت ملي‌شان، ناتوان از تشخيص مسائل واقعي و اولويتهاي سياسي مردم تورک بوده، جداً به خطا رفته‌اند.

حتي مطالعه‌ي دقيق و تعمق همه‌جانبه در تاريخ معاصر نشان مي‌دهد که پس از جنگ جهاني دوم، مانع اصلي داخلي در روند ملت‌شوندگي خلق تورک و عامل اصلي داخلي تسهيل‌کننده‌ي آسيميلاسيون-فارس‌سازي سريع وي در سرتاسر ايران، قبول هويت ملي روسيه‌ساخته‌ي آزربايجاني، بويژه از سوي برخي از نخبگان بريده از توده و بيگانه با هويت ملي تورک متمرکز در مرکز- شرق آزربايجان مي‌باشد. اين منطقه به لحاظ تاريخي تحت تاثير و نفوذ شديد سه جريان ضد تورک «ايراني‌گرايي-فارسگرايي»، «شيعيگري» و «کمونيسم روسي» بوده و به همين سبب هويت ملي و خودآگاهي تورک در بسياري از نخبگان اين منطقه اصلاً ظهور نکرده است. امروز هم اغلب آزربايجانگرايان ترک‌ستيز از اين منطقه‌اند.

«آزربايجاني به عنوان يک هويت ملي»، داراي هيچگونه مقبوليت و خاصيت متحدکننده و هيچ پايه‌ي واقعي و استمرار در حافظه‌ي تاريخي توده‌ي تورک ساکن در ايران نبوده و نيست. تحميل هويت ملي جديد روسيه‌ساخته‌ي آزربايجاني بر بخشي از خلق تورک، صرفاً باعث ايجاد آشفتگي و اغتشاش و سردر گمي در هويت ملي توده‌ي تورک، ايجاد گسستهاي متعدد در ميان زيرگروههاي خلق تورک با يکديگر، همچنين بين کل خلق تورک با تاريخ و ميراث تاريخي تورک مي‌گردد. و اين، همان غايه‌ي طراحان اين هويت ملي اوريانتاليستي، اليتيست، نژادپرستانه و استعماري مجعول است.


بنا به روايت مردم تورک و تورک‌گرايان
بنا به آذربايجان‌گرايي استالينيستي
بنا به آزربايجان‌گرايي پان‌ايرانيستي
نام ملت ما
ملت تورک
ملت آزربايجان
ملت ايران
اساس هويت قومي-ملي
فرهنگ و زبان تورکي، تعريف و روايت هويت خود قومي مردم
نام جغرافي و تقسيمات اداري
مرزهاي بين المللي
نام زبان فعلي خلق ما
تورکي (تورکجه)
آزربايجاني، آزري، تورکي آزربايجاني، تورکي آزري، تورکي همداني، تورکي سنقري، تورکي خراساني، تورکي افشاري، تورکي قشقايي.....
آزربايجاني، آزري، تورکي آزربايجاني، تورکي آزري، تورکي همداني، تورکي سنقري، تورکي خراساني، تورکي افشاري، تورکي قشقايي، تورکي ايراني، .....
نام زبان ملي ادعائي
تورکي (تورکجه)
آزربايجاني، آزري و نامهاي آبکي‌کننده‌ي تورکي آزربايجاني، تورکي آزري، ...
فارسي
قلمروي وطن ادعائي
کل منطقه‌ي تورک‌نشين در شمال غرب ايران، تقسيم‌شده بين ۱۳ استان
جغرافياي آزربايجان (سه استان آزربايجان شرقي، غربي، اردبيل و بعضاً زنجان)
کل ايران
نام منطقه‌ي ملي-وطن ادعائي
تورک‌ائلي (وطن ملت تورک)
آزربايجان جنوبي (وطن ملت آزربايجان)
ايران (وطن ملت ايران)
مفهوم آزربايجان
نام تاريخي ۴۵٪ از قلمروي وطن تورک و يا تورک‌ائلي
نام ملت، نام وطن، نام زبان، نام دولت، نام الفباء، نام ادبيات، نام مطبوعات، نام تاريخ، ........
نام هويت جغرافيايي متعلق به وطن ايران و ملت ايران
نام ادبيات و مشاهير و مطبوعات و ...
ادبيات تورک، مشاهير تورک، مطبوعات تورک، ...
ادبيات آزربايجان، مشاهير آزربايجان، مطبوعات آزربايجان، ...
ادبيات آزربايجان، مشاهير آزربايجان، مطبوعات آزربايجان، ...
وضعيت مناطق تورک‌نشين عراق عجم، جبال، خمسه و ديلمستان
آن مناطق تورک‌نشين بخشي از وطن تورکي هستند
آن مناطق تورک‌نشين بخشي از وطن ملت آزربايجان نيستند، بلکه به فارسها و کردها و .... تعلق دارند
همه به وطن ايران تعلق دارند
موضع به يکپارچگي وطن تورکي
مدافع يکپارچگي وطن تورکي است
خواهان تجزيه‌ي وطن تورکي است
به وطن تورکي قائل نيست
گروههاي تورک‌زبان در شمال غرب ايران
تورک‌زبانهاي شمال غرب ايران، چه در آزربايجان و چه در خارج آزربايجان، جزئي از ملت تورک هستند
تورک‌زبانهايي که در خارج آزربايجان هستند (استانهاي همدان، مرکزي، تهران، البرز، قم،  ...) جزء ملت آزربايجان نيستند. اقوام تورک ديگري در رديف اويغورهاي چين‌اند
همه جزئي از ملت ايرانند
گروههاي تورک‌زبان پراکنده در ايران
همه جزئي از ملت تورک و دياسپوراي تورک در آن مناطق هستند
آنها جزء ملت آزربايجان نيستند. اقوام تورک ديگري در رديف اويغورهاي چين هستند
همه جزئي از ملت ايرانند
گروههاي تورکيک قزاق، خلج، تورکمن
ملل تورکيک مستقل، اما خويشاوند با ملت تورک ما هستند
ما آزربايجاني، آنها تورک‌اند
ما ايراني، آنها تورک‌اند
موضع به يکپارچگي انساني ملت تورک
خواهان يکپارچگي قومي-ملي تورک‌زبانان ساکن در ايران است
خواهان تجزيه و واگرايي قومي-ملي تورک‌زبانان، هم در شمال غرب و هم در ديگر نقاط ايران است
خواهان تجزيه و واگرايي قومي-ملي تورک‌زبانان، هم در شمال غرب و هم در ديگر نقاط ايران است
قلمروي دولت ملي آينده
همه‌ي تورک‌ائلي- کل منطقه‌ي تورک‌نشين در شمال غرب ايران تقسيم شده بين ۱۳ استان
صرفاً جغرافياي آزربايجان، شامل مناطق تورک‌نشين و کوردنشين و ...
موضوعيت ندارد
نام دولت ملي آينده
بسته به شرايط و در زمان تاسيس تعيين خواهد شد. آزربايجان تنها به صورت يک پيشنهاد مي‌تواند مطرح شود
آزربايجان (جنوبي؟)
موضوعيت ندارد
املاء (عربي) کاربردي براي زبان تورکي
فونتيک
املاء فارسي با اندکي تغيير
املاء فارسي بدون تغيير
نمايش کسره و فتحه در الفباي تورکي لاتين
E e فتحه -  کسره É é
Ə ǝ  فتحه کسره  E e
-
املاء نام آزربايجان
آزربايجان
آذربايجان
آذربايجان
نام حرکت ملي
حرکت ملي دمکراتيک تورک (پيشنهادي)
حرکت ملي آذربايجان (جنوبي؟)
-
نام هويت
هويت تورک (قومي-ملي)
هويت آزربايجاني (قومي-ملي)
هويت آزربايجاني (جغرافيايي)
بوجودآورندگان هويت قومي-ملي
تاريخ و ملت تورک
حزب کمونيست روسيه‌- استالين، ميکويان
تورکهاي پان‌ايرانيست- بريتانيا
تاريخ ايجاد هويت قومي-ملي
در طول هزار و دويست سال اخير
در سال ۱۹۳۷، در اوج تصفيه و ترورهاي استاليني
۱۹۰۵-۱۹۰۶، حين حرکت مشروطيت
محل ايجاد هويت
سرتاسر وطن تورکي - بويژه غرب تورک‌ائلي
مسکو- روسيه
تهران، تبريز، لندن، برلين
نوع هويت
روايت مردمي، داوطلبانه و طبيعي
مهندسي هويت قومي استعماري، اوريانتاليست، اليتيست، تحميلي
مهندسي هويت قومي استعماري، اوريانتاليست، اليتيست، تحميلي
شخصيتهاي مطرح در تشکل هويت
ملت تورک، نادرشاه افشار، جمشيدخان افشار اورومي، تقي رفعت، حبيب ساحر، محمود پناهيان، حميد نطقي، ....
استالين، ميکويان، فرقه‌ي دمکرات آزربايجان، آزربايجان‌گرايان استالينيست فعلي (عل.رض.اص.، اح.او.، حس.مح.صد.، دا.تو.، ...)
دمکراتهاي آزربايجان در دوره‌ي مشروطيت و جنگ جهاني اول (حسن تقي‌زاده، سيد جليل اردبيلي، احمد کسروي، ايرانشهر، ....)، آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست فعلي (عل.قر.، سي.مد.، عب.جو. سي.جو.طب.، ....)
خواهنده‌ي حق اداره‌ي امور خود و حق تعيين سرنوشت کيست
ملت تورک، در وطن تورکي -تورک‌ائلي است
خاک، در جغرافياي آزربايجان در سه-چهار استان است
ملت ايران، در وطن ايران است
موضع به هويت قومي-ملي تورک
موافقت صد در صد با هويت قومي- ملي تورک
مخالفت با هويت قومي- ملي تورک
مخالفت با هويت قومي-ملي تورک
موضع افراطيون و توسعه‌طلبان کورد، ارمني، فارس، .. به هويت مطروحه
افراطيون و توسعه‌طلبان کورد، ارمني، فارس، .. مخالف صد درصد با هويت قومي-ملي تورک هستند
افراطيون و توسعه‌طلبان کورد، ارمني، فارس، .. مدافع هويتهاي آزري و آزربايجاني در تقابل با هويت ملي تورک‌اند
افراطيون و توسعه‌طلبان کورد، ارمني، فارس، .. مدافع هويتهاي آزري و آزربايجاني در تقابل با هويت ملي تورک‌اند
آيا هويت‌گرايي پان‌ايرانيستي، داشناکي و پ.کا.کايي وجود دارد؟
تورک‌گرايي پان‌ايرانيستي، تورک‌گرايي داشناکي و تورک‌گرايي پ.کا.کايي وجود ندارد
آزربايجان‌گرايي پان‌ايرانيستي، آزربايجان‌گرايي داشناکي و آزربايجان‌گرايي پ.کا.کايي وجود دارد
آزربايجان‌گرايي پان‌ايرانيستي، آزربايجان‌گرايي داشناکي و آزربايجان‌گرايي پ.کا.کايي وجود دارد
موضع به عثماني قرن بيستم جمهوري ترکيه
متفق تاريخي و طبيعي
دشمن تاريخي و طبيعي
دشمن تاريخي و طبيعي
موضع به شيعه‌ي امامي
شيعه‌ي امامي، اسلام فارسي و مذهبي تحميل شده به خلق تورک است
مانند بسياري از موارد کليدي ديگر، در اين مورد هم تعمق نکرده است
شيعه‌ي امامي ملاط مهم در تشکل ملت ايران است
موضع به تورکان علوي قزلباش
مذهب علوي قزلباشي را نوعي از اسلام تورکي مي‌داند
مانند بسياري از موارد ديگر، در مورد اسلام تورکي و مذهب قزلباشي هم تعمق نکرده است
تورکهاي علوي قزلباش را جزئي از اهل حق کوردي مي‌شمارد
پرچم ملي
تورک‌ائلي بايد پرچم ملي خاص خود را داشته باشد
پرچم جمهوري آزربايجان
پرچم ايران


No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.