Sunday, January 29, 2017

ترکان تکاني خورده‌اند. هويت ملي ترک در حال شکل‌گيري، اما بر مباني مبهم و نه چندان درست است


ترکان تکاني خورده‌اند. هويت ملي ترک در حال شکل‌گيري، اما بر مباني مبهم و نه چندان درست است

مئهران باهارلي

٢٠٠٥

سؤزوموز

بي‌شک يکي از عوامل اصلي عقب‌ماندگي بارز ملي گروههاي ترک‌زبان ساکن در ايران، قرار گرفتن خلق ما در معرض سياستهاي گسترده و درازمدت آسيميلاسيونيست دولتي است. اما در اين ميان، عامل دخيل بسيار مهم ديگري نيز وجود دارد و آن خود روشنفکران و نخبگان ترک‌اند. البته در اينجا منظور، برخي از نخبگان و روشنفکران مسئول و متعهد نسبت به هويت ملي ترکي خود است. روشنفکران، نخبگان، نويسندگان، روزنامه‌نگاران، فرهنگيان و ... ترک علنا فارس‌گرا و فارس‌زده، ايران‌محور، پان‌ايرانيست، مزدور و عمله‌ي راسيسم آريائي و شونيسم فارسي موضوع بحث اين نوشته نيستند.

تعداد کمي از فعالين فرهنگي و سياسي ترک در ايران بويژه در مرکز و شرق آزربايجان در موارد اساسي و پايه‌اي هويت ملي ترکي و هويت جغرافيايي آزربايجاني، يعني "نام و هويت ملي-تاريخي ملت ترک"، "توده‌اي که ملت ترک ساکن در ايران از آن متشکل است" و "هويت ارضي مناطقي که توده‌هاي خلق ترک ما در آنها ساکن است و وطن ترکي" در بحران و آشفتگي عميقي بسر مي‌برند. بگونه‌اي که مي توان گفت امروز مانع اساسي در روند ملت‌شوندگي گروههاي ترک‌زبان ساکن در ايران و تثيبت هويت ملي ترک و هويت ارضي تورک‌ائلي به عنوان وطن ترک، و سد جدي در مسير مبارزه‌ي ملي-دمکراتيک خلق ترک ساکن در ايران، نه قوميتگرايان فارسي، بلکه وجود بعضي از عادات ذهني و نگرشهاي موجود تماما نادرست اما بسيار مقاوم در مقابل تصحيح و به روز شدن، و بحرانهاي هويتي ناشي از آنها در ميان نخبگان موسوم به آزربايجانگرا مي‌باشد.

اين بحران چند مولفه‌اي هويتي، زائيده‌ي عوامل خارجي و عوامل داخلي چندي است:


الف- از عوامل خارجي سياستهاي استعمارگران غربي، تبليغات و القائات دولت شوروي، فعاليتهاي ميسيونرهاي ديني مسيحي، جريانات فراماسوني، دسيسه‌هاي جريانات پان‌ايرانيست، تدابير رسمي دولت ايران در راستاي انکار و امحاء هويت ملي ترک و وطن ترکي و .... را مي‌توان بر شمرد

ب- از عوامل داخلي روانشناسي گله‌اي، روحيه‌ي تاثيرپذيري، تقليد، دنباله‌روي و سرسپردگي، گول و بازي خوردن بسيار آسان و گسترده‌ي عده‌اي از نخبگان ملت ترک از دسيسه‌هاي پان‌ايرانيستي، حتي عدم وقوفشان بر وجود همچو دسيسه‌هايي، عقب‌ماندگي سياسي - تئوريک و فقر فرهنگي مزمن جامعه‌ي روشنفکري ترک موسوم به آزربايجانگرا در ايران و ناآشنائي عميق آنها با تاريخ و فرهنگ ترک، ....... را مي‌توان نشان داد

ذهنيت نادرست مذکور از جمله در عرصه‌هاي رفتاري زير تجلي مي‌کند، رفتارهائي که در هيچکدام از ملتهاي ساکن در ايران و منطقه به جز ملت ترک ديده نمي‌شوند:

١- در عرصه‌ي نام و هويت ملي ترک: اين ذهنيت منحرف، خود را از جمله به صورتهاي زير بروز مي‌دهد:

الف-اشتغال بيمارگونه‌ي برخي از فعالان سياسي و فرهنگي آزربايجانگرا با نام و هويت ملي خلق «ترک» و زبان آن «ترکي» و اقدام مصرانه‌شان براي تغيير هر دوي آنها،

ب-پذيرش و کاربرد نامهاي جعلي‌اي مانند "قوم آذري" و "زبان آذري" از سوي آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست و يا پان‌ايرانيستهاي خجالتي (در راستاي سياستهاي پان‌ايرانيستي و دولتي ايران) و "ملت آزربايجان" و "زبان آزربايجاني" از سوي آزربايجانچي‌يان استالينيست (ميراث سياستهاي استعماري دولت روسيه‌ي شوروي)، براي ناميدن بخشي از ملت ترک که ساکن شمال غرب کشور (در استانهاي آزربايجان غربي، آزربايجان شرقي و اردبيل) است.

مشابه اين جهد براي تغيير نام تاريخي و هويت ملي گروه ملي و زبان ملي خود از سوي فعالان سياسي و فرهنگي، در ميان هيچکدام از ملتهاي ساکن در ايران (کرد، ترکمن، عرب، لر، بلوچ، تالش، .......) ديده نمي‌شود.

٢- در عرصه‌ي بدنه‌ي توده‌ي ترک و يکپارچگي آن: اقدام به مخدوش و آشفته نمودن تصور در باره‌ي توده‌هائي که خلق ترک از آنها متشکل است، خود را از جمله به دو صورت بروز مي‌دهد:

الف- تاتاريزه کردن خلق ترک ساکن در ايران: اين ذهنيت ضدترک خود را به صورت پذيرش و تلقي زيرگروههاي منطقه‌اي خلق ترک (ترکان ساکن در خراسان، در شمال غرب ويا تورک‌ائلي، ....)، زيرگروههاي جغرافيائي خلق ترک (ترکان فريدن، اراک، تهران، ....)، زيرگروههاي طائفه‌اي خلق ترک (اتحاديه‌ي طوائف قشقائي، خمسه، افشار، ....)، زير گروههاي لهجه‌اي خلق ترک (لهجه‌هاي سنقري، ابيوردي، ....) به صورت گروههاي قومي و ملي جداگانه از سوي نخبگان هر دو گروه آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست (پان‌ايرانيستهاي خجالتي) و آزربايجانچي‌يان استالينيست نشان مي‌دهد. اين سطحيت و غفلت مهلک، وجود و يگانگي خلق و ملت واحد و يکپارچه‌ي ترک ساکن در ايران را نشانه گرفته و با تيشه زدن به ريشه‌ي خود، ملت واحد ترک را - که بزرگترين ملت ساکن در ايران به لحاظ عددي است- با اختراع مليتها و اقوام جدا و خيالي‌اي مانند ملت آزربايجان، ترک آزربايجاني، قوم قشقائي، ترکان خراسان، ترکان سنقر، ترکان ابيورد، ترکان فريدن، ترکمانان عراق، شاهسونها، ترکان اراک، ترکان همدان و .... به دهها ملت و ملتک و ملتچه و قوم و ايل و طائفه و قبيله‌ي کوچک و بزرگ ديگر تقسيم و تجزيه کرده و آنها را به گروههاي قومي مجزا که هر کدام اقليتي کم‌شمار و ضعيف‌اند مبدل مي‌سازد. اين نگرش مخدوش ضدترک و بشدت ضدملي، يا مستقيما متاثر از سياستهاي استعمارگران غربي و سياستهاي کلان و رسمي دولت ايران، جريانات پان‌ايرانيستي و .... است و يا نشان از نبود ديد و عمق استراتژيک- تاريخي ملي در اين بخش از فعالان سياسي ترک موسوم به آزربايجانگرا دارد.

و اين در حاليست که در ميان ديگر ملتهاي ساکن در ايران، رفتاري کاملا در جهت معکوس مشاهده مي‌شود. مثلا ترکمنها با اصرار زيرگروههاي خلق ترک ما در کشورهاي عربي عراق و سوريه را - که با نام تاريخي تورکمان شناخته مي‌شوند- به نادرستي پاره‌اي از خلق ترکمن مي‌شمارند. کردها نيز گروههاي بي‌شمار پراکنده‌ي کرمانجي، سوراني، زازا، گوران، يزيدي، فيلي و حتي لک و لر و .... را جزء خلق کرد نمايانده و مزيد بر آن در عمل نيز توانسته‌اند در مقياس خاورميانه و قفقاز و آسياي صغير بين گروههاي لهجه‌اي متفاوت کرمانجي،  سوراني، فيلي و .... و گروههاي اعتقادي گوناگون سني، شيعه، علوي، اهل حق، يزيدي و .... خود، نوعي هويت واحد و فراگير ملي کردي ايجاد نمايند.

ب- هيبريد تاتاريزاسيون- پان‌تورکيسم: ذهنيت رمانتيک، خيالپرداز و به شدت آشفته‌ي حاشيه‌اي ديگر هم وجود دارد که در حاليکه زيرگروههاي جغرافيائي، لهجه‌اي و طائفه‌اي خلق واحد ترک ما را تاتاريزه کرده و ملل، خلقها و اقوام جدا و بيگانه با بخشي از خلق ترک ما که در آزربايجان ساکن است مي‌شمارد، مرز هويت ملي خلق ترک ما را با خلقها، اقوام و ملل کاملا جدا و مستقل ديگري که زبانشان داخل در خانواده‌ي زبانهاي تورکيک ويا دنياي تورکيک (Turkic) قرار دارد، و به طور مشخص با ملت ترکمن ساکن در ايران و حتي با مللي مانند ازبک، قزاق، تاتار، اويغور، ساخا (ياقوت)، چوواش و .... مخدوش نموده درهم مي‌آميزد. اين نگرش سرگشته و ماجراجويانه - که به طور پارادوکسال بيش از سي ملت و خلق را که زبانهايشان به خانواده‌ي زبانهاي تورکيک منسوب است يک ملت واحد تورک گمان مي‌کند، اما در عين حال هر کدام از زيرگروههاي خلق ترک ساکن در ايران را هم ملل جداگانه‌اي به حساب مي‌آورد- از آنجائيکه در نهايت هويت ملي و متشخص در حال تشکل خلق ترک ساکن در ايران را مخدوش و نفي مي‌نمايد، در عمل منجر به ايجاد سکته در روند ملت‌شوندگي گروههاي ترک‌زبان به شکل يک گروه ملي واحد ترک و ايضا تسديد در روند احقاق حقوق ملي دمکراتيک ملت ترک ساکن در ايران مي‌گردد.

اين در حاليست که هيچ ملت ديگر ساکن در ايران مشغول همچو فانتزيهايي نيست. بطور مثال هرگز ديده نشده است که روشنفکران و نخبگان کرد، خلق کرد و خلقهاي فارس و بلوچ و پشتون و تاجيک .... را، به سبب تعلق زبان کردي به خانواده‌ي زبانهاي ايرانيک که شامل فارسي و بلوچي و پشتوني و تاجيکي .... هم مي‌گردد، يک ملت واحده بشمارند. 

٣- بحران هويت ارضي: بحران ارضي برخي از نخبگان آزربايجانگرا، خود را از جمله به دو شکل زير نشان مي‌دهد:

الف- در عرصه‌ي پراکندگي و مناطق سکونت خلق ترک ما در ايران و منطقه: بسياري از فعالان سياسي آزربايجانگرا بويژه آزربايجانچي‌يان استالينيست در ادراک و قبول اين داده‌ي ساده که خلق ترک ما بر خلاف ديگر ملل ساکن در ايران، به صورت متراکم نه در يک، بلکه در سه منطقه‌ي جغرافيائي جداگانه ساکن است با مشکلاتي جدي مواجهند (مانند خلق کرد که در ايران در دو منطقه‌ي غرب و شمال شرق ساکن است). در نتيجه در درک و در هيچکدام از تحليل و برنامه‌هاي اينگونه اشخاص در باره‌ي ملت ترک ساکن در ايران (که اغلب مانند پان‌ايرانيستها به وجود آن هم اعتقادي ندارند) خبر و اثري از مسائل عام و يا خاص اين مناطق (به جز سه استان آزربايجان شرقي و غربي و اردبيل) وجود ندارد. اين دسته‌جات آزربايجانگرا علاوه بر ناآشنائي و بيگانگي با ملت ترک خود در عرصه‌ي هويتي و بدنه‌اي (اينها همچنين نام و هويت ملي ترک را نفي و زيرگروههاي جغرافيائي خلق ترک را اقوام جداگانه‌اي فرض مي‌کنند)، در عرصه‌ي سياسي نيز از درک اهميت و فوائد استراتژيک اين مزيت جمعيت‌شناسانه و خوش‌اقبالي نادر خلق ترک يعني پراکندگي آن در سرتاسر ايران و داشتن چندين منطقه‌ي ملي ترک عاجزاند.

اين در حاليست که در ميان ديگر ملل ساکن در ايران، روندي کاملا خلاف اين رفتار ديده مي‌شود. مثلا کردها نه تنها به صورت فعال در جهت انتگراسيون فرهنگي و سياسي و زباني-ادبي گروههاي کردزبان در نواحي مخلتف ايران از جمله خراسان قدم برداشته‌اند، بلکه توانسته‌اند خراسان را در مجامع علمي و فرهنگي جهان و به دروغ به صورت يک سرزمين کرد شناسانده و تثبيت کنند. کردها پراکندگي جغرافيايي خلق کرد در خاورميانه و قفقاز و آسياي صغير را هم با مهارت به عنوان مزيتي براي منطقه‌اي، بين‌المللي و آکتوال کردن «مساله‌ي کرد» و تسريع روند ملت‌شوندگي و دولت‌شوندگي گروههاي پراکنده‌ي مذکور بکار برده‌اند و توانسته‌اند مناطق منفصل کردي را به اسم «کانتونهاي کردي»، به لحاظ سياسي و نظامي سازماندهي کنند. اينها و مشابه آنها تجربياتي است که نخبگان ترک آزربايجانگرا، حتي دولت آزربايجان مطلقا از انجام آنها غافل و عاجز بوده‌اند.

ب- در عرصه‌ي وطن ترکي: بسياري از آزربايجانگرايان استالينيست حتي پا را فراتر از اين گذاشته، بخش اعظم منطقه‌ي ترک‌نشين پيوسته در شمال غرب ايران يعني مناطق ترک‌نشين واقع در استانهاي همدان، مرکزي، قزوين، البرز، تهران، قم، کردستان و کرمانشاه، و يا منطقه‌ي ملي ترک- تورک‌ائلي- وطن ترکي را عينا مانند پان‌ايرانيستها خارج از آزربايجان خود و متعلق به کردها و فارسها مي‌شمارند. (به موضع بي‌شعوري آزربايجانگرايان استالينيست و کلاسيک در عرصه‌ي وطن ترکي در مقالات متعدد ديگر به تفصيل پرداخته‌ام).

٤- بحرانها و آشفتگيهاي ترمينولوژيک و نگرشي: در نگرشهاي برخي از روشنفکران و نخبگان و فعالان سياسي ترک و تقريبا همه‌ي آزربايجانگرايان کلاسيک اعم از آزربايجانگرايان پان‌ايرانيست و آزربايجانگرايان استالينيست، علاوه بر موارد فوق، بحرانهاي هويتي متعدد ديگري نيز ديده مي‌شوند. نمونه‌هايي از آنها چنين‌اند:

"قوم" و "اقليت" ناميدن ملت ترک،
انکار کثيرالملگي ايران،
آشتي با موقعيت استعمارساخته‌ي زبان تحميلي فارسي به عنوان زبان رسمي، مشترک و يا رابط،
اصرار بر فارسي‌نويسي داوطلبانه
اصرار بر وجود يک ملت در ايران
و دهها رفتار پاتولوژيک ديگر.

البته بخشي از اين نگرشها را که از سوي فعالين ترک داخل کشور اعلام مي‌شوند مي‌توان نوعي تقيه براي بدست آوردن فضاي تنفسي براي فعاليتهاي فرهنگي و سياسي تلقي نمود. اما اگر تعداد اين قبيل نگرشها متعدد بوده و به صورت سيستماتيک و از صميم قلب مدافعه شوند، صاحبان آنها را ديگر نمي‌توان روشنفکران و فعالان ترک هويت‌پرور و برابري‌طلب ناميد. بلکه اين قبيل افراد را مفيدتر است که به عنوان پان‌ايرانيست ليبرال و يا نقابدار ترک دسته‌بندي کرد. قبول همچو مواضعي از سوي فعالين ترک خارج کشور، صرفا مي‌تواند نمايانگر وجود بحران هويتي مورد بحث تلقي ‌شود.

گئرچه‌يه هو

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.