Thursday, May 11, 2017

هيچ سخني و لغتي بهتر و با هيبت‌تر از زبان تورکي نيست. محمد بن منصور بن سعيد، معروف به فخر مدبر و ملقب به مبارک‌شاه.  


هيچ سخني و لغتي بهتر و با هيبت‌تر از زبان تورکي نيست. محمد بن منصور بن سعيد، معروف به فخر مدبّر و ملقب به مبارک‌شاه.  

مئهران باهارلي

در اين نوشته بخشي از مقدمه‌ي کتاب شجره‌ي انساب تاليف فخر مدبّر را آورده‌ام. اين کتاب داراي اطلاعات بسيار مهم و ذي‌قيمتي در عرصه‌هاي گوناگون مربوط به تورکها و تورکي‌شناسي، بويژه تاريخ، لغت‌شناسي، جامعه‌شناسي و طائفه‌شناسي تورک است. اطلاعاتي که فخر مدبّر در باره‌ي تورکان مي‌دهد، از قديمي‌ترين نمونه‌هايي است که در اين باره به فارسي نوشته شده‌اند. فخر مدبّر، که در اثرش سلطان محمود غزنوي را جد مادري خود عد مي‌کند، در کتاب خود با يک شعور تورکيت قابل ملاحظه، به مدح و ستايش و تمجيد از تورکان پرداخته، از فضيلتهاي آنان سخن مي‌راند و زبان تورکي را بر ديگر زبانها رجحان مي‌دهد. اين امر، در ميان نخبگان تورک عصر که عموماً به دور از تفاخرات و عصبيتهاي قومي و نژادي بودند امري کم‌سابقه است. فخر مدبّر همچنين قلمروي تورکستان را در شرق به چين، در شمال به سد ياجوج و ماجوج، در غرب شامل روم و در جنوب به کوههاي هندوستان متصل مي‌شمارد و بنابر اين، قفقاز و آزربايجان و ايران امروزي را هم بخشي از تورکستان مي‌داند.


محمد بن منصور بن سعيد، معروف به فخر مدبّر و ملقب به مبارک‌شاه، از مولفين قرن دوازده و اوائل سيزده ميلادي (متولد احتمالاً دهه‌ي ۱۱۳۰ ميلادي و متوفي احتمالاً دهه‌ي ۱۲۰۰ ميلادي) در هند است. وي در کودکي هم‌نشين سلطان بهرام شاه غزنوي (۱۱۵۲-۱۱۱۷)، و سپس محترم دربارهاي خسرو ملک غزنوي (۱۱۶۰-۱۱۸۶)، معزالدين محمد بن سام (۱۱۷۳-۱۲۰۵)، قطب الدين آي‌بک (۱۲۰۵-۱۲۱۰) و شمس‌الدين التتمش (ايل‌توتموش) (۱۲۱۱-۱۲۳۶) بود. وي بيشتر به عنوان مولف کتابهاي «آدَابُ الْحَرْبِ وَ الشَّجَاعَةُ» و «شَجَرُهُ انْسَابَ مبارکشاهي صديقي» (شجره‌ي انساب، بحرالانساب) شناخته شده است. فخر مدبّر، کتاب آداب الحرب را بنام شمس‌الدين التتمش (ايل‌توتموش) نوشته است. وي شجره‌ي انساب را در طول دوازده سال، به سالهاي پيري در دهه‌ي آخر قرن دوازده ميلادي تاليف کرده و آنرا چندي بعد به سال ۱۲۰۵ به قطب‌الدين آي‌بک از امراي تورک غوري تقديم داشته است. از اين اثر تنها يک نسخه به روزگار ما رسيده که بنا به دانش‌پژوه، در کتابخانه‌ي چستر بيتي ايرلند تحت شماره‌ي ۳۶۴ نگهداري مي‌شود. گويا عکسي از اين نسخه در کتابخانه‌ي مينوي موجود است. متن کامل و انتقادي -تصحيح شده‌ي اين اثر بسيار مهم به لحاظ تورکي‌شناسي و تاريخ و زبانشناسي تورک، تاکنون منتشر نشده است (متن تصحيح نشده‌ي شجره‌ي انساب فخر مدبّر (به استثناي شجره‌نامه)، به همراه مقدمه‌ي تصحيح شده‌ي آن توسط سر ادوارد دنيسون راس، رئيس مدرسه‌ي السنه‌ي شرقي لندن، با نام اشتباه «تاريخ مبارکشاه مروروذي اندر احوال هند» در سال ۱۹۲۷ ميلادي در لندن به چاپ رسيده است. دنيسون راس «محمد بن منصور معروف به فخر مدبّر و معروف به مبارکشاه» را با شاعر و نويسنده‌ي خراساني ديگري بنام «فخرالدين ابوسعيد مبارکشاه بن الحسن المروروذي (مروردی) ملقب به فخر خوارزمی و يا غوري»، که او هم اثري در باره‌ي انساب سلاطين غوري، اما به نظم داشته و تاکنون نسخه‌اي از آن پيدا نشده، خلط کرده است).

در زير نخست چکيده‌ي بخشي از مقدمه‌ي شجره‌ي انساب فخر مدبّر را که مربوط به واژه‌شناسي، خطوط و موقعيت زبان تورکي‌اند و سپس متن آن را (طبق نشر سر دنيسون راس) آورده‌ام.

چکيده:

فخر مدبّر در باره‌ي عقايد ديني تورکان مي‌گويد اهل تورکستان علاوه بر مسلمانان، شامل موسوييان، مسيحييان، مغان و بت‌پرستان هم مي‌شود. اکثر آنها خداشناس‌اند و -هر چند بدانها نمي‌گرايند- با پيغمبران و ديگر چيزهايي که بايد بدانها گراييد آشنايند. زيرا براي تسميه‌ي همه‌ي آنها قبلاً واژه‌ها و اصطلاحات معادل در زبان تورکي موجود است. وي سپس معادل چندين واژه و اصطلاح ديني اسلامي در تورکي قرن دوازده ميلادي را مي‌دهد: تنگري [تانري] (خدا)، ايدي [اييه-يييه] (خداوند)، الغ تنگري [اولو تانري] (خداوند)، بيات [بايات] (ايزد)، يلافج [يالاواج] (رسول)، ساقچي (پيغمبر)، بو آژون (اين جهان)، اول آژون (آن جهان)، الغ گون [اولو گون] (روز قيامت و يا بزرگ)، اوچماق-اوچماخ (بهشت)، تموغ-جموغ [دامو-داموق] (جهنم)، سکيز اوچماخ (هشت بهشت)، يتي تموغ [يئدي دامو] (هفت دوزخ)، ساقيش (حساب).

فخر مدبّر از تفوق مردم تورک از بسياري از جنبه‌ها بر ديگران سخن مي‌گويد و دلايلي بر اين امر مي‌آورد. از جمله اينکه به جز زبان عربي، هيچ سخن و زباني باهيبت‌تر و بهتر از زبان تورکي نيست. ديگر آنکه مردم عصر به زبان تورکي رغبت نشان مي‌دهند. مولف مي‌گويد امروزه مردمان به زبان تورکي رغبت دارند و به دلايلي چند اين رغبت بيشتر از گذشته است. از جمله بدين سبب که اکنون اغلب سران و بزرگان نظامي و لشکري تورک‌اند، نعمت و ثروت و دولت در دست تورکان است و همه‌ي مردم به تورکها (به سبب در دست داشتن مقامات نظامي و لشکري و نيز ثروت و نعمت و دولت) محتاج‌اند. بزرگان و اعيان همه در خدمت تورکان‌اند و تحت حمايت و با پشت‌گرمي تورکان است که از امنيت و آرامش و احترام برخوردارند. به عبارت ديگر مولف، قدرت نظامي و اقتصادي تورکان را يکي از عوامل رغبت مردمان به زبان تورکي و در نتيجه برتري آنها مي‌داند.

وي يکي ديگر از سببهاي برتري و فضيلت تورکان را داشتن کتابت و خط، و دانستن سِحْرْ و علم نجوم و ستاره‌شناسي مي‌داند و به دو نکته‌ي جالب در اين رابطه به طور ضمني اشاره مي‌کند. نخست کاربرد کتابت و خط تورکي در ثبت يافته‌ها و داده‌هاي سِحْرْ و ستاره‌شناسي، ديگري آموزاندن خط و کتابت تورکي به کودکان تورک، به عبارت ديگر وجود نوعي از نظام آموزشي تورکي.  

فخر مدبّر سپس شرحي کوتاه از سه نوع خط تورکان در آن دوره مي‌دهد: نخست خط سغدي (خط اويغوري که داراي منشاء سغدي است؟) با بيست و پنج حرف که از راست به چپ و منفصل نوشته مي‌شود. دوم خط تغز غزي [دوقوز اوغوزي] (خط رونيک گؤک تورک و يئني‌سئي؟] که بيست و هشت حرف دارد و از راست به چپ و با حروف منفصل نوشته مي‌شود. و سوم خط (عبري؟) طائفه‌ي خزريان- که بر دين موسوي‌اند- و يک طائفه از سرزمين روم که به آنها نزديک‌اند و «روم روس» (قاراييتها در کريمه؟) ناميده مي‌شوند. اين خط از چپ به راست و با حروف منفصل نوشته مي‌شود و بيست و يک حرف دارد.

نهايتاً  فخر مدبّر به شعر تورکي پرداخته و مي‌گويد تورکان از قصيده و رباعي داراي ادبيات منظوم هم هستند. سپس براي نشان دادن موزون و معني‌دار بودن نظم تورکي، يک رباعي تورکي را با ترجمه‌ي منظوم آن به فارسي مي‌دهد.

اصل متن بخشي از مقدمه‌ي شجره انساب، در باره‌ي برتريت زبان تورکي، اصطلاحات ديني تورکي و خطوط تورک. اثر محمد ابن منصور معروف به فخر مدبّر و ملقب به مبارک‌شاه:

«... و اهل ترکستان، خارجِ مسلمانان، سه گروه‌‌اند: جهودان، و ترسايان، و مغان و بت‌پرستان. و بيشتر از ايشان ذات حضرت باري عَزَّ اسْمُهُ را بشناسند. و پيغمبران را و آنچه بدان ببايد گرويد همه را بدانند، اگرچه بديشان نگروند. که اگر نشناختندي، نامهاشان ندانستندي. چنانکه خداي عَزَّ اسْمُهُ را «تنگري» گويند. و خداوند را «ايدي» و «الغ تنگري». ايزد را «بيات» گويند. و رسول را «يلافج». و پيغمبر را «ساقچي». اين جهان را «بو اژون» و آن جهان را «اول اژون». روز قيامت را «الغ گون» يا روز بزرگ. بهشت را «اوچماق» و «اوچماخ». و دوزخ را «جموغ» و «تموغ». «سکيز اوچماخ» هشت بهشت و «يتي تموغ» هفت دوزخ و «ساقيس» حساب. اين است که بدان نبايد گرويد که کافران ترکستان بدانند.

و چند چيز ديگر است که بدان هم [تورکان] بر ديگر مردمان ترجيح دارند. يکي آن است که بعد از لغت زبان تازي، هيچ سخني و لغتي بهتر و با هيبت‌تر از زبان تورکي نيست. و امروز رغبت مردمان به زبان تورکي بيش از آن است که در روزگارهاي پيشين. بدان سبب که بيشتر اميران و سپهسالاران تورکان‌اند و دولت به ايشان است و نعمت و زر و سيم در دست ايشان است. و جمله‌ي خلائق را بدان حاجت است. و اصيلان و بزرگان و بزرگ‌زادگان در خدمت تورکان‌اند و از دولت ايشان آسوده و مستظهر و با حرمت‌اند.

و ديگر تورکان را کتاب و خط است، و سحر و نجوم بدانند، و فرزندان را خط بياموزند. و خطشان دو گونه است. يک نوع سغدي است و يک نوع تغز غزي.

اما سغدي را حروف بيست و پنج بيش نيست و سه حرف است که در خط ايشان نيايد: ضاد، ظا، غين. و از راست سوي چپ نويسند و حرفشان بيشتر با يکديگر نه پيوندند و شکل حروف اين است: ا ب ج د ه و ز ح ط ي ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ. و لفظ حروف‌شان به الفي زيادت گويند. برين جمله: ا با جا دا ها وا زا حا طا يا کا لا ما نا سا غا فا صا قا را شا تا ثا خا ذا. و اين حروف را ترجمه حاجت نيست، چو پديد است که کدام است. و اين کتابت بيشتر با يکديگر نه پيوندد و نام ايزد تعالي را چنين نويسند: که عين وعب.

و خط تغز غزي و کتابت به نام يزدان حروفشان برين جمله هست و بر بيست و هشت حرف بيايد و از سوي راست به سوي چپ نويسند و با يکديگر نه پيوندد. و شکل حروف برين صورت است که نوشته آمد. برين ترتيب. اصل: ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه لا ي. بسم الله الرحمن الرحيم چنين نويسند:

و خزريان را هم خط است و اين خط به روسيان منسوب است. و طائفه‌اي از روم که بديشان نزديک‌اند بدين خط نويسند و ايشان را روم روس خوانند. و از سوي چپ به سوي راست نويسند و حروف با يکديگر نه پيوندد. و حروف ايشان بيست و يک حرف بيش نيست. برين جمله: ن م ل ک ي ط ح ز و ه د ج ب ا ث ت ش ر ق ف ع س. و اين طائفه از خزريان که اين خط نويسند جهودانند.

و تورکان را نيز نظم است از قصيده و رباعي. رباعي آورده شد تا معلوم گردد که موزون است و معني‌دار.

وعده بيروسن نواجون کلماس سن [وعده وئره‌سين نه اوچون گلمه‌زسين] (چون وعده کني چرا نه آئي بر يار)
سوز يلغاني ني مانينک بيلا قويماس سن [سؤز يالانيني منيم بيله قويمازسين] (گفتار دروغ پيش من بيش ميار)
يوزونک کون و ساج تون قرا کورماس سن [يوزون گون و ساچ دون قارا، گؤرمه‌زسين] (رويت روزست، موي همچون شب تار)
عشقينکا قرارسيز اي عجب بيلماس سن [عشقينه قرارسيز، اي عجب بيلمه‌زسين] (در عشق تو ام بروز و شب نيست قرار)»

براي مطالعه‌ي بيشتر:

-Bosworth, C. E. “Fakr_E Modabber”, Encyclopedia Iranica, Volume IX.
-نويدي ملاطي، علي. بحثي در باب بحرالانساب مبارکشاهي و مولف آن.
-Ta'rikh-i Fakhru'd-Dín Mubáraksháh
-تاریخ‌ فخرالدین‌ مبارکشاه‌ مروروذی‌ اندر احوال‌ هند/ از روی‌ نسخه‌ یگانه‌ به‌ سعی‌ و تصحیح‌ ادورد دنیسون‌ روس‌
-تاريخ فخرالدين مبارکشاه مروروذي اندر احوال هند
-E. Denison Ross, “The Genealogies of Fakhr-ud-dín, Mubárak Sháh” in ʿAjab-nāma: A Volume of Oriental Studies Presented to Edward G. Browne on His 60th Birthday, ed. T. W. Arnold and R. A. Nicholson, Cambridge, l922, pp. 392-413.
-Arabic tr. and comm. by Ṯ. Moḥammad ʿAlī as Ṣafaḥāt maṭwīya men taʾrīḵ al-Eslām: taʾrīḵ Mobārakšāh fī aḥwāl al-Hend, Cairo, 1991.
-Abdus-sattar Khan, “Fakhr-i-Mudabbir,” Islamic Culture 12, 1938, pp. 397-404.
-A. S. Bazmee Ansari, “Iltutmish,” in EI2 III, pp. 1155-56.
-A. Validi, “On Mubarakshah Ghuri,” BSO(A)S 6, 1930-32, pp. 847-58.
-پورجوادي، نصرالله، رحيق التحقيق، فخرالدين مبارکشاه مرورودي، نشر دانشگاهي، تهران، ۱۳۸۱
-حبيبي، عبدالحي. آداب الحرب و الشجاعه. آريانا، سال ششم، ش هفتم. ۱۳۲۷
-مبارکشاه محمد بن منصور. آداب الحرب و الشجاعه، مقدمه و تصحيح سهيلي خوانساري، انتشارات اقبال. تهران. ۱۳۴۶

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.