Monday, May 15, 2017

استدعانامه‌ي تورکي مشروطيت‌طلبان متحصن در سفارت عثماني در تهران، سال ۱۹۰۸


استدعانامه‌ي تورکي مشروطيت‌طلبان متحصن در سفارت عثماني در تهران، سال ۱۹۰۸

مئهران باهارلي

در زير متن استدعانامه‌اي را آورده‌ام که به زبان تورکي و توسط تجار و خادمان دين متحصن و پناهنده شده به سفارت عثماني در تهران به تاريخ دسامبر ۱۹۰۸ و خطاب به صلاح‌الدين بيگ مصلحت‌گذار سفارت عثماني نگارش شده است. اين استدعانامه‌ي تورکي از جنبه‌ي تاريخ نهضت مشروطيت، نقش امپراتوري عثماني در مراحل و فرايندهاي گوناگون آن، موقعيت زبان تورکي در ميان مشروطيت‌طلبان، کاربرد زبان تورکي از سوي دولت عثماني در ايجاد ارتباط با ايرانيان و تلاش اين دولت براي ارتقاي موقعيت زبان تورکي در ايران به عنوان زباني مکتوب و رسمي حائز اهميت است.

در اين استدعانامه متحصنين پس از تشکر و سپاسگذاري به دولت عثماني به سبب موافقت با تحصن ۲۸۰ تن در بناي سفارت و ورود و خروج آنها به منظور رفع احتياجاتشان، با شکايت از اِعمال بعضي محدوديتها در ورود و خروج افراد و اجراي برخي از مراقبتها در محل سکني و اتاقهاي آنها، تسهيل در اين موارد را استدعا مي‌کنند. روزنامه‌ي مشروطيت‌طلب «شمس» چاپ استانبول که اين استدعانامه را منتشر کرده، در پايان، توضيحي به تورکي داده و توجه وزارت خارجه و مجلس مبعوثان عثماني را به وجود يک خفيه‌ي محمدعلي شاه در سفارت به اسم «عباس‌قولو خان» جلب کرده است.

اين نامه در روزنامه‌ي مشروطيت‌طلب «شمس» به مديريت سيد حسن تبريزي، شماره‌ي ۲۷ به تاريخ ۱۸ مارس ۱۹۰۹ چاپ استانبول منتشر گرديده است. قابل ذکر است علي رغم آنکه مدير روزنامه‌ي شمس تورک بود، از جنبش مشروطيت که سردمداران آن تورک بودند دفاع مي‌کرد، در استانبول پايتخت امپراتوري تورک عثماني و در خطاب به ايران قاجاري که داراي اکثريت جمعيتي تورک و يک دولت حاکم تورک بود منتشر مي‌شد، مانند نهضت و رهبران مشروطيت، زبان فارسي را به عنوان زبان اصلي خود برگزيده بود.

سفارتخانه و کنسولگري‌هاي عثمانی (شهبندري‌ها) در حرکت مشروطیت در ایران، نقش مثبتی در حمايت از نهضت اصلاحي، تجدد و حريت‌پرورانه (آزاديخواهي) و جلوگيري از ايجاد جنگ داخلي بين مخالفين تورک مشروطيت‌طلب و دولت تورک قاجار ایفا کرده‌اند. اين رفتار کاملاً بر خلاف موضع سفارتخانه‌هاي روسيه و بريتانيا بود که اولي همواره براي سرکوب و دومي براي بدست گرفتن مديريت و منحرف کردن نهضت تجدد و حريت‌پروري و مشروطيت و تبديل آنها به حرکتي براي پايان دادن حاکميت تورکان در ايران تلاش و تقلا مي‌کردند:


۱- ميانجيگري سفير عثماني: مشروطه‌طلبان، سفیر عثمانی را واسطه‌ي بين خود و مقامات قاجاري و رسانيدن مطالباتشان به شاه قرار مي‌دادند. هدف مقامات عثماني از اين ميانجيگري، کمک به نهضت اصلاحي و تجدد در ايران، به همراه جلوگيري از گسترش خشونت‌گرائي و اقدامات براندازانه، همچنين ممانعت از رودررويي مخالفين تورک و دولت تورک قاجار و ايجاد يک جنگ داخلي بين تورکها که نهضت مشروطيت تدريجاً به آن سو حرکت مي‌کرد بود.

به عنوان نمونه، در خلال تحصن عده‌اي از تجار و خادمان دين (به اشتباه علما و روحانيون خوانده مي‌شوند، در حاليکه اين صنف، ماهيتاً و عملاً ارتباطي با روح و مخصوصاً علم به معني تکنيکي ندارند) در حرم حضرت عبدالعظیم به تاريخ ۱۰-۳ ارديبهشت ۱۲۸۴ (۲۳-۳۰ آوريل ۱۹۰۵)، آنها خواستار ميانجيگري سفیر عثمانی بين خود و مظفرالدين شاه شدند. سفیر عثماني این خواست را پذیرفت و عریضه‌ي پناهندگان را که حاوي درخواستهاي آنها براي عزل ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمرک و ماليه ايران) و احمد علاءالدوله (حاكم تهران) و عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله (صدراعظم)، تاسيس عدالتخانه و مجلس، اجراي قوانين و احکام اسلام در سراسر کشور، ... بود، نزد مشیرالدوله (وزیر امور خارجه) فرستاد. وي هم عریضه را به مظفرالدین شاه عرضه کرد. پس از وقوف بر خواسته‌های پناهندگان، مظفرالدين شاه اصلاح‌طلب و تورک‌گرا، از مشیرالدوله خواست موافقتش با خواسته‌های مشروطه‌خواهان را به سفیر عثمانی اعلام کند و به صدراعظم عین الدوله هم دستور داد متحصنين را با احترام به تهران بازگرداند.

۲- پناهندگي و تحصن در سفارت عثماني: طريق ديگر بهره‌مندي گروههاي احرار –آزادیخواهان و مشروطه‌طلبان از کمکهاي سفارت و کنسولگريهاي عثمانی در جنبش مشروطيت، بست‌نشيني و تحصن در نمايندگيهاي سياسي امپراتوري عثماني بود. پناهندگي به سفارت عثماني را معمولاً آن دسته از مشروطه‌طلبان انجام مي‌دادند که به آثار زیانبار بست‌نشینی در سفارت انگلیس بر افکار عمومی و سرنوشت نهضت آگاه شده بودند، و يا کساني که با سائقه‌ي اسلاميت و تورکيت التجاء به امپراتوري عثماني را مقبول مي‌دانستند. دو نمونه‌ي تاريخي، پناهندگي ستارخان به کنسولگري عثماني در تبريز و تحصن مشروطه‌طلبان در ۱۲ دسامبر ۱۹۰۸ در سفارت عثماني در تهران است.

الف- پناهندگي ستارخان به شهبندري عثماني در تبريز: بعد از محاصره و ورود روسها به تبریز، آنها بر مبناي دعاوي مباشرين راه شوسه که مي‌گفتند ستارخان و همراهانش در جريانات اغتشاشات و دوره‌ي مقاومت تبريز در مقابل نيروهاي روسيه به منافع راه خسارت رسانيده‌اند و غرامت اين خسارت مي‌بايد با ضبط و توقيف اموال آنها تاديه شود، در صدد دستگیری ستارخان و باقرخان و يارانش و مصادره‌ي اموال وي بر آمدند. بدنبال آن، در اواخر ماه مه ۱۹۰۹ ستارخان با همراهانش به شهبندری عثمانی در تبریز و زير بيرق عثماني پناهنده شد و با شکايت به مجلس مبعوثان عثماني، براي تامين امنيت جان و مال خود از امپراتوري عثماني استدعاي حمايت کرد. سيد حسن تقي‌زاده که قبلاً در دوره‌ي استبداد صغير از بيم جان به همراه علي اکبر دهخدا و ديگران به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شده بود، در خاطرات خود مي‌گويد: «اول شب نشسته بوديم. مرحوم اميرخيزي و اجلال الملک گفتند چه بايد کرد؟ فردا صبح حتي ستارخان و باقرخان فرار کردند به کنسولخانه‌ي عثماني و بست نشستند». محمد امین رسولزاده که هنگام تحصن ستارخان در کنسولگري عثمانی با وی ملاقات و در خصوص مسائل منطقه صحبت نموده‌ است، در مقاله‌اي با نام ستارخان، چاپ شده در روزنامه‌ي اقبال باکو به تاریخ ۲۳ نوامبر ۱۹۱۴ مي‌نويسد که ستارخان به وی گفته است: «من از روز اول دلم می‌خواست ملت ما با عثمانی نزدیک باشد. چون هم دینمان و هم زبانمان [تورکي] یکی است. الان هم از این حال که ما را متحد می‌کند، بی‌اندازه متشکرم». قابل ذکر است که طبق اسناد موجود در آن برهه‌ي زماني اغلب مردم تبريز -مانند بسياري از ديگر مناطق تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک، خواستار کسب تابعيت عثماني و الحاق به آن بودند. مراد ستارخان از «اين حال که ما را متحد مي‌کند» همين وضعيت است. روسها کوشیدند ستارخان و باقرخان را از تحصن خارج کنند. ولی شهبندر عثماني نه تنها با استناد به قواعد بين المللي از متحصنين حمايت نمود، بلکه با فرستادن يک نامه‌ي رسمي به حکومت ايران و کنسولخانه‌ي روس، اخطار نمود «علاوه بر آنکه اموال منقول و غيرمنقول ستارخان، باقرخان و اشخاص ديگر تحت تامين امپراتوري عثماني است، جانهاي اين اشخاص هم در زير حمايت بيرق عثماني قرار دارد. هر ادعا و مطالبه‌اي از اين اشخاص، بايد مستقيماً به کنسولخانه‌ي عثماني تسليم و به واسطه‌ي کنسولخانه‌ي عثماني نيز حل و فصل شود».

ب- پناهندگي تجار و خادمان دين به سفارت عثماني در تهران: در پی مخالفت محمدعلی شاه با مشروطيت و بعد از اینکه مشروطه‌خواهان از اعلان انتخابات توسط وي مأیوس شدند، در ۹ آذر ۱۲۸۷ (۱۲ دسامبر ۱۹۰۸) گروهی از آنها به سرکردگی صنیع الدوله، شامل خادمان دين، کسبه و تجار و اصناف به سفارتخانه‌ي عثمانی در تهران پناه برده، متحصن شدند. در روز بعد تعداد بست‌نشينها به ۲۸۰ نفر رسید. آنها از آن جا به تبليغ مطالباتشان از شاه در خصوص اعاده‌ي مشروطه مي‌پرداختند. دو دولت روسيه و انگلستان مسئله‌ي بست‌نشینی مخالفان در سفارت عثمانی را بهانه‌اي براي فشار علیه عثمانی قرار دادند و توسط سفارتخانه‌هايشان در استانبول از وزارت خارجه‌ي عثمانی خواستند که درخواست دولت ایران مبني بر بیرون کردن متحصنين از سفارت عثماني در تهران را بپذیرد. بدنبال انتشار این خبر از سوی انجمن سعادت مستقر در استانبول، برخي از ايرانيان (دولت آبادی) در تماس با مفتي اعظم عثمانی با اين استدلال که «خادمين دين متحصن در سفارت عثمانی، راه سفارت دیگری را که از سفارت شما وسیعتر است را می‌شناختند، اما نخواستند به خانه‌ي کفر پناه ببرند»، استدعا کردند که از بيرون کردن متحصنين از سفارت ممانعت شود. پس از مطرح شدن موضوع توسط مفتي اعظم در هیئت وزرا، مقامات عثماني از اخراج متحصنین جلوگیری کردند. تحصن مذکور در سفارت عثمانی در نهايت به موفقيت مرحله‌اي مشروطه‌طلبان منجر شد. بازار بسته و اوضاع تهران متشنج شد. سفیران روسيه و انگلستان انديشناک هم در ملاقات با محمدعلي شاه، خارج شدن بست‌نشينان از سفارت عثماني را منوط به اعاده‌ي مشروطه کردند. نتيجتاً محمدعلي شاه در پنجم مه ۱۹۰۹ اجازه‌ي تشکیل مجلس منتخب ملت را صادر کرد. پس از آن سفیر عثمانی ادامه‌ي حضور متحصنين در سفارت را نادرست خواند و متحصنان هم که خواسته‌هایشان تأمین شده بود به تدریج از سفارت خارج شدند.

متن استدعانامه‌‌ي نوشته شده به زبان تورکي، توسط تجار و خادمان دين متحصن و پناهنده شده به سفارت عثماني در تهران، به تاريخ دسامبر ۱۹۰۸.

مصلحت‌گذار به‌ي افه‌ندي حضرتله‌ري‌نين حضورِ عالي‌له‌رينه

سعادتلي افه‌نديم حضرتله‌ري

سفارتِ عثمانيه‌يه دخولوموز آنيندان شيمدييه قَدَر، مخالف بير حرکتده بولونماديق سانيريز. تحصّن ايچين اختيار ائتديييميز مسلکي، ذاتِ عالي مصلحت‌گذاري‌له‌رينه عرض و بيان ائتديييميز زمان، موافقتِ کامله ايله بيزي قبول ائتدينيز. ايلک حُسنِ قبولدان دولايي، هپيميز سون درجه صميميتله عرضِ تشکّر ائده‌ريز. سفارتخانه‌ده پک آز يئر بولوندوغونو، اونون ايچين پک چوخ مُلْتَجي ورودو اييي اولاماياجاغيني تبليغ بويوردوغونوز زمان، بير دفتر تنظيم ائده‌ره‌ک، حضورِ عالي‌له‌رينيزه گؤنده‌رديک و بو مقداري تزييد ائتمه‌يه‌جه‌ييميزه دائر وعد وئرديک. بير قاچ گون سونرا، سفارتين بير قاپي‌سيني کيليدله‌ديله‌ر. هر نه قَدَر اييي بير شئي دئييلدي، فقط سفارتين آمِرِ مطلقي بولوندوغونوز ايچين، طبيعي بونا بير شئي دييه‌مه‌زديک.

دؤرت گون اوّل، سفارتين ديگر قاپي‌سيني دا امرِ عالي‌نيزله نيم قاپاديلار. بو دا سفارته عائد بير مسئله‌دير. سفارت مستحفظيني اولان قازاقلار، ياري آچيق قاپي‌نين اؤنونده اوتوروپ، ورود و خروجا ممانعت ائدييورلار. فقط معلومِ عالي‌له‌ريدير که مُلْتَجي‌ليکله بورادا امرارِ حيات ائده‌ن ايکي يوز سکسان کيشي‌ليک بير هئيتين، البتّه حوايجِ ضروريه‌سي واردير. بونو يولونا قويماق ايچين، ورود و خروج لازمدير. ذاتِ عالي‌له‌رينيز داخي، بو نقطه‌يي نظرِ اعتبارا آلاراق، مساعده ائتدينيز.

فقط بيزي شکايته سوق و اجبار ائده‌ن بير مسئله ظهور ائتدي، که گئتديکجه کسبِ اهمّيت ائدييور. او دا قازاق وکيل‌باشي‌سينين حرکاتي‌دير. مرقوم، جزئي بير ملاقات ايچين سفارته گله‌نله‌ري، تحقيرآميز سؤزله‌رله ردّ ائدييور. بعضي‌له‌ريني زورلا قاپي ديشاري ائدييور. حتّي قاپي‌دان تا محلِ سُکناميز اولان اودالارا قَدَر گله‌ره‌ک، بيره‌ر بيره‌ر اودالاري گزييور. سببي استفسار ائديليرسه، حديدانه (شارژ دافرين امري‌دير) دييور.

بيز قطعي بير صورتده دييه‌بيليريز که ذاتِ عالي‌له‌رينيز بو مسئله‌ده‌ن بي‌خبرسينيز. و بو اجراآت امرِ عالي‌نيزله دئييلدير. چونکه معلومِ عالي‌له‌ريدير که هئيتيميز بو سفارتخانه‌يِ اسلامي‌يي- که حقيقتده بوتون عوثمانلي ملّتي‌نين خانه‌سي‌دير- امنيّتده بولونماق ايچين مَلْجا اتّخاذ ائتدي. عوثمانلي ملّتي‌نين زيرِ جناحِ حمايه‌سينه سيغيندي. بو اجراآت، عوثمانلي ملّتي‌نين شانِ مهمان‌نوازي‌سينه قطعياً ياخيشماز. و ذاتِ عالي‌له‌‌ري گيبي علوّ جناب ايله متّصف بير ذاتِ عالي‌قَدْر و محترم، البتّه التجا ائده‌ن مظلوم بير ملّتين احتراماتيني نظرِ دقّتده‌ن دور توتماز. و البتّه راضي اولمازلار که بو احترامات بير وجهله خلل‌دار اولسون.

طرفِ مصلحت‌گذاري‌ده‌ن استدعا ائده‌ريز که بو اموراتي نظرِ اهمّيتده‌ن دور توتماياراق، بير صورتِ مناسبه‌ده تسهيل ائتسينله‌ر.

في ۱۵ محرّم، سنه ۱۳۲۷.

«عمومِ مُلْتَجي‌له‌ر هئيتي» طرفينده‌ن

[توضيح روزنامه‌ي شمس]: تاهران عوثمانلي سفارتخانه‌سينه التجا ائده‌ن ايکي يوز سکسان ذات طرفينده‌ن، مصلحت‌گذار «صدرالدّين به‌ي»ه تقديم ائديله‌ن استدعانين صورتي، بر وجهِ بالا درج ائديلدي. هر نده‌نسه مومي اليه سون گونله‌رده متحصّنله‌ر ايچين شانِ عثماني‌يه غيرِ لايق صورتده معامله ائتمه‌کده‌دير. خصوصيله سفارت ترجماني اولوپ، شاه‌ين خفيه‌سي بولونان «عباس‌قولو خان»‌ين معاملاتِ استبدادکارانه و جاسوسانه‌سي حدّده‌ن افزوندور. بو بابدا «مجلسِ محترمِ مبعوثان» ايله «خارجيه نظارتي»‌نين نظرِ دقّتيني جلب ائده‌ريز.  

منبع و براي مطالعه:


روزنامه‌ي «شمس»، به مديريت سيد حسن تبريزي، شماره‌ي ۲۷، تاريخ ۱۸ مارس ۱۹۰۹، چاپ استانبول
رنجبر، مقصود. انقلاب مشروطه و نقش امپراتوری عثمانی. فصلنامه تاریخ اسلام، سال نهم، پاییز و زمستان 1387، شماره مسلسل 35-36
سهیلا ترابی فارسانی. تجار، مشروطیت و دولت مدرن. تهران. نشر تاریخ ایران. 1384.
دولت آبادی، یحیی. حیات یحیی.تهران. عطار.فردوسی، 1374، ج 3
تقوی، مصطفی. فراز و فرود مشروطه، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384
زندگي طوفاني، خاطرات سيد حسن تقي زاده. ص۱۳۰

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.