Monday, December 14, 2015

کاربرد زبان تورکي توسط سفارتخانه‌هاي دولتهاي خارجي در ايران قاجاري


کاربرد زبان تورکي توسط سفارتخانه‌هاي دولتهاي خارجي در ايران قاجاري

مئهران باهارلي

در زير گزارش – عريضه‌اي از سفارت دولت علّيه‌ي عثماني در ايران را آورده‌ام. در اين گزارش که از تهران به استانبول ارسال گرديده گفته مي‌شود احتياجي به وجود سرويس مترجمان به زبان فارسي در هئيت نمايندگي و سفارت عثماني در ايران نيست. زيرا که در اين کشور کليه‌ي اهالي توانا به زبان تورکي‌اند. همچنين ذکر مي‌شود که حتي هئيت نمايندگي انگلستان در ايران نيز مالوف به تکلم به دو زبان فارسي و تورکي است. بدلايل فوق، گزارش مزبور از باب عالي تقاضا مي‌نمايد که مترجمين فارسي سفارت عثماني – که در ايران احتياجي بدانها نيست- به استانبول بازگردانده شوند.

ترجمه‌ي متن گزارش سفارت عثماني در تهران از تورکي عثماني به فارسي (توسط مئهران باهارلي)

کلمات و پسوندهاي تورکي با رسم الخط فونتيک مدرن تورکي نوشته، کلمات و عبارات فارسي و عربي عيناً نقل شد.



" مشاهده شد

نامه‌ي رسمي است که توسط رابط ياسينجي‌زاده افندي در استانبول (به ما) تقديم شد. با بيان اين مطلب که به (تقاضاي او براي) بازگشت مترجمان فارسي و فرنگي‌اش اجازه داده شد، براي رسيدن به نظر شاهانه به خاک پاک خسروانه‌شان عرض مي‌شود. با وقوف عاليه‌شان بر مطلب، امر و فرمان از آنِ "حَضَرَتِ مَنْ لَا هُوَ الأَمْرُ" است.

عثمان افندي که در حال حاضر به همراهي سفير (عثماني) در ايران ياسينجي‌زاده السيد عبدالوهاب افندي به مترجمي فارسي وي مامور شده و مستخدمين سرويس ترجمه (براي) اهالي، ضمن اعلام اين مطلب که در اثر عدم امتزاج با آب و هواي آن حوالي بيمار شده‌اند؛ بيان مي‌کنند کل اهالي ايران توانا به زبان تورکي‌اند. حتي (هئيت سفارت) انگليسها که در آن جانب مي‌باشند مالوف به تکلم به فارسي و تورکي مي‌باشند، و عدم احتياج به مترجم (فارسي) آشکار شده است. تقاضا مي‌نمايند از سوي آستانه‌ي علّيه براي بازگردان غلامان‌اش به سفير مزبور اذن داده شود. و به سبب خواهش سفير انگلستان مقيم در آنجا – همانگونه که غلامان دائره‌ي مستخدمين وي در نامه‌اي که به طرف مستخدمين ما ارسال نموده‌اند تحرير کرده‌اند- غلامان افندي مذکور (سفير انگلستان) نيز با همان اذن به سوي آستانه‌ي علّيه حرکت نمايند. پس از آنکه به آگاهي دولتشان رسيد، آنچه مي‌ماند امر و فرمان حضرت ولي الامر است.

٢٣ جا. ١٢٦٦ (١٥ دسامبر ١٨١١)

اصل متن به ترکي عثماني

"هو

منظوروم اولموشدور

ياسينجي‌زاده افه‌ندينين درسعادتده اولان آدميسينين تقديم ائيله‌دييي تقريريدير. فارسي و فرنگي ترجومانلارينين عودتله‌رينه رخصت وئريلميش اولدوغونو مبين اولماقلا، مجرد منظور شاهانه‌له‌ري بويورولماق ايچين معروض خاک پاي خسروانه‌له‌ري قيلينديغي، محاط علم عاليله‌ري بويورولدوقدا امر و فرمان حضرت من لاهوالامريندير.

حالا ايران ائلچيسي ياسينجي‌زاده السيد عبدالوهاب افه‌ندينين معيتينه مامور قيلينان فارسي ترجمان عثمان افندي و رعايا ترجماني قوللاري اول حوالينين هواسيله عدم امتزاجلا نامزاج؛ و اهالي ايران`ين مجموعو تورکي کلماتا مقتدر و اول جانبده اولان اينگيلتره‌ليله‌ر داخي فارسي و تورکي تکلمه مالوف اولدوقلاريندان، ترجمانا عدم احتياج ظاهر اولدوغو بيانييلا؛ آستانه عاليه جانيبينه عودتله‌رينده ائلچي مومي اليه داعيله‌رينده‌ن اذن وئريلمه‌سيني؛ اول طرفده مقيم انگليز ائلچيسي رجا ائيله‌دييينه بناءً افندي مومي عليه داعيله‌ري داخي اذن بيرله مرقومان قوللاري آستانه عاليه جانبينه حرکت اوزه‌ره اولدوقلاريني؛ افندي مومي عليه داعيله‌رينين کتخوداسي قوللاري بو دفعه طرف قوللارينا ارسال ائيله‌دييي مکتوبوندا تحرير ائيله‌دييي؛ معلوم دولتله‌ري بويورولدوقدا باقي امر و فرمان حضرت ولي الامريندير.

٢٣ جا. ١٢٦٦ (١٥ خزيران، ١٨١١)"

چند نکته در پيرامون اين گزارش-عريضه:

١-گزارش به سال ١٨١١ در دوره‌ي سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار نگاشته شده است. يعني زماني که هنوز قفقاز جنوبي طبق قراردادهاي ترکمانچاي و گلستان (و بعدها خوارزم و بخشهاي جنوب ترکمنستان طبق قرارداد آخال) از بدنه‌ي دولت قاجاري انتزاع و به امپراتوري روسيه الحاق نشده بود. قفقاز جنوبي عمدتاً تورک‌نشين در آن دوران داراي متراکم‌ترين جمعيت در تمام قلمروي کشور بود. تراکم جمعيتي بي‌مانند قفقاز جنوبي تورک باعث مي‌شد که قبل از اشغال آن ناحيه توسط روسيه، تورکها داراي اکثريت مطلق در ترکيب اهالي قلمروي قاجاري باشند.

٢-در اوائل دوره‌ي قاجاريه، هر چند که فارسي به همراه تورکي يکي از دو زبان رابط (لينگوا فرانکا) و زباني ادبي در ايران بود، اما درصد اهالي‌اي که زبان مادريشان فارسي-دري و يا به اصطلاح آن دوره تاجيک بود، چيزي بين ١٠-١٥ درصد کل اهالي مي‌شد. در چنين شرايطي طبيعتاً غير تورکهاي ساکن در ايران نيز زبان اکثريت مطلق کشور يعني تورکها را فرا مي‌گرفتند و در نتيجه کليه‌ي مردم ايران، بويژه ملل فارس و کرد و گيلک و تالش و تات و... که در همسايگي خلق تورک مي‌زيستند- همانگونه که اين گزارش نيز تائيد مي‌کند- توانا به زبان تورکي بودند.

٣-اين گزارش نشان مي‌دهد که زبان تورکي در آن دوره نيز مانند دوره‌هاي ما قبل (افشاري، صفوي، آغ قويونلو، قاراقويونلو، ...) به عنوان يک زبان دو فاکتوي رسمي عمل مي‌کرده و از جمله در سفارتخانه‌هاي دولتهاي خارجي در ايران، چه در تماس با مقامات رسمي ايران و چه در تماس با اهالي و توده‌ي مردم و خدمات سفارتخانه‌اي، پابپاي زبان فارسي (مورد سفارت انگلستان) و يا به تنهائي و بدون زبان فارسي (مورد سفارت عثماني) بکار مي‌رفته است.

٤-اين گزارش نشان مي‌دهد که در دوره‌ي مذکور تلقي دولتهاي خارجي از ايران به درستي به صورت کشوري اساساً تورک و يا اقلاً يک کشور دو زبانه‌ي تورک و فارس بود. اين تلقي واقع‌گرايانه و مطابق با داده‌هاي ميداني بويژه جمعيت‌شناسانه، با وقوع جنبش مشروطيت از سوي دولتهاي استعماري اروپائي ترک شد و جاي خود را به يک تلقي خيالي از ايران– که عمدتاً خود همان دولتهاي استعماري اروپائي آن را جعل کرده بودند-، يعني کشوري منحصراً متشکل از فارسها و آريائي نژاد با تاريخ و هويتي پارسي و ..... تبديل شد.

٥-در اين سند از زبان اهالي ايران با نام تورکي و بدون هيچ مقدمه و موخره‌اي ياد شده است. گزارش دهنده، از آنجائيکه موضوع بحث زبان است، صرفاً نام زبان تورکي را در مقابل فارسي بکار برده و بدرستي لزومي به افزودن صفت و نامهاي مشخص کننده‌ي لهجه‌هاي زبان تورکي رايج در ايران، حتي عثماني نديده است.

گئرچه‌يه هو!

منبع:

TC, Başbakanlık, Devlet Arşivleri Genel Müdürlüğü, Osmanlı Arşivi Daire Başkanlığı. Yayın Nu: 111, s 32
http://www.devletarsivleri.gov.tr/assets/content/Yayinlar/osmanli-arsivi-yayinlar/ARŞİV%20BELGELERİNDE%20OSMANLI%20İRAN%20İLİŞKİLERİ.pdf

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.