Friday, December 11, 2015

جلوگيري از جار زدن به زبان ترکي در مدارس شهر بين (بن)، استان چهارمحال بختياري


جلوگيري از جار زدن به زبان ترکي در مدارس شهر بين (بن)، استان چهارمحال بختياري - ايران مرکزي

مئهران باهارلي

جنبش مشروطيت در ايران، منجر به رسمي نمودن انحصاري و عملي (دو فاکتو) زبان فارسي توسط کاربرد آن در نگارش قانون اساسي (١٩٠٦) و متمم آن، و رسميت حقوقي (دو ژور) زبان فارسي با تصويب قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي (١٩٠٧) پيشنهادي انجمن ايالتي آزربايجان که دانستن زبان فارسي را شرط لازم براي انتخاب شدن اعلام کرده بود، گرديد. آنهم در کشوري که در آن مقطع زماني تحت حاکميتي ترک (قاجار) قرار داشت، داراي جمعيتي با اکثريت نسبي ترک بود و ترکها خود رهبري جنبش مشروطيت را برعهده داشتند. از همين رو اين تاريخ، سرآغاز تبديل "ترک‌ستيزي" و "فارس‌سازي" (به فرانسه فارسيفيکاسيون Farsification ، به انگليسي پرشينيزيشن  Persianization, Persianisation) به دو سياست رسمي دولت ايران، که جوهر آن دشمني با زبان و هويت ترکي است، شمرده مي‌شود. اين دو سياست موازي که بنا به برداشت معاصر مدني ژنوسايد فرهنگي و حتي راسيسم نهادينه شمرده مي‌شوند، نقش تعيين‌کننده‌اي در سد نمودن روند توسعه فرهنگي و اجتماعي ايران و عقب‌ماندگي مدني مزمن نه تنها ترکها، بلکه فارسها و کل جامعه ايران در يک صد و ده سال اخير پس از جنبش نافرجام مشروطيت داشته‌اند.

مولفه اصلي سياست دولتي ترک‌ستيزي-فارس‌سازي در ايران، ممنوع ساختن و مالا حذف زبان ترکي از تمام عرصه‌هاي دولتي، نظامي، مطبوعاتي، نوشتاري، هنري، اجتماعي و بويژه قدغن ساختن کاربرد زبان ترکي و بيرون راندن آن از حيطه تعليم و تعلم و نظام آموزشي کشور و همزمان جايگزيني جبري زبان فارسي به جاي زبان ترکي در همه عرصه‌هاي مذکور بود. در همين راستا مفردات درسي و کتب آموزشي کودکان با محتوي و متون ترک‌ستيز و بعضا نژادپرستانه آکنده شدند، و نظام آموزشي کشور به همراه خلق ترک صحنه‌هائي حزين و خفت‌انگيز مانند صدور بخشنامه‌هاي ممنوع‌کننده کاربرد زبان ترکي از سوي کودکان ترک حتي در حين محاورات، گزاردن صندوقهاي جريمه براي ترکي سخن گفتن تا آتش زدن کتب درسي ترکي و .... را شاهد گرديدند.

در زير نمونه‌اي از مکاتبات – بخشنامه دولتي در باره ممنوع ساختن تکلم به زبان ترکي در مدارس شهر بن (به ترکي بين) در استان چهارمحال و بختياري را آورده‌ام. در زير به چند نکته در رابطه با اين سند اشاره مي‌کنم:



١-اينگونه مدارک و وثيقه‌ها به لحاظ مستندسازي تاريخ سياست دولتي ترک‌ستيزي و فارس‌سازي و چون و چرائي آنها بسيار حائز اهميت‌اند.

٢- سياست رسمي ترکي‌ستيزي و حذف زبان ترکي در يک صد و ده سال اخير صرفا محدود به چند استان ترک‌نشين آزربايجاني در شمال غرب نبوده و متناسب با پراکندگي ترکها در ايران، همه سطح اين کشور را در برگرفته است. چنانچه اين سند مربوط به شهر ترک نشين بين (بن) در استان چهارمحال است.

٣- اين سند نشان مي‌دهد که سياست ترک‌ستيزي رسمي و دولتي در واکنش به احتمال استقلال‌خواهي و يا تجزيه‌طلبي ترکها شکل نگرفته و داراي انگيزه‌ها، هويت و تاريخ مستقلي است. (تاريخ اين سند مربوط به نه سال قبل از جريان حکومت ملي آزربايجان است). ترکهاي استان چهارمحال بختياري در مرکز ايران کائن‌اند و هرگز خواهان استقلال و تجزيه نبوده‌اند.

٤-در نگارش اين سند هم سنت تحقير و خوار شمردن زبان ترکي و ترکها فراموش نشده و از تکلم کودکان به زبان ترکي به صورت "جار زدن به لهجه ترکي" ياد شده است.

٥-در سند ادعا مي‌شود که کودکان در دبستان هنگامي که نمي‌خواهند مطالبشان را "ديگران" بفهمند به ترکي جار مي‌زنند. از آنجا که طبق همين سند زبان اهالي ترکي است، اين "ديگران" مي‌بايست آموزگاران و مسئولين غيربومي دبستان باشند. به واقع يکي ديگر از روشهاي پيشبرد سياست حذف زبان ترکي از نظام آموزشي کشور و فارس‌سازي کودکان ترک، اعزام معلمين فارس زبان ناآشنا به زبان ترکي به مدارس مناطق ترک‌نشين کشور بوده است.

٦-اين سند از زبان ما با نام واقعي "ترکي" ياد مي‌کند. اين تائيدي بر اين تثبيت دقيق است که تعويض نام زبان ترکي به آذري و آذربايجاني و ترکي آذري و ترکي آذربايجاني و دهها نام ديگر بر اساس استان و شهر و طائفه و ...، خود از تدابير متاخر سياست گسترده‌تر ترک‌ستيزي در ايران است.

٧-سياست ترک‌ستيزي مانند ديگر نقاط ايران، در منطقه چهارمحال نيز عموما با شکست مواجه شده است. علي رغم يک صد و ده سال اعمال بلاانقطاع سياست همه جانبه ترک‌ستيزي و فارس‌سازي، هم اکنون نيز بيش از ٣٠٪ اهالي استان چهارمحال را ترکان تشکيل مي‌دهند. طنز تلخ تاريخ اين که بن (و سامان و جونقان و کيان و ...) در اين استان در حال حاضر به يکي از مراکز رنسانس فرهنگي و ادبي زبان ترکي در ايران تبديل شده‌اند. اين منطقه يکي از مهمترين مناطق ترک‌نشين کشور و موطن شعراي برجسته ترک مانند "حسینقلی‌خان امان بنی"، و حبیب دستان بنی اصفهانی مولف کتاب "تذکره خط و خطاطان" به ترکي است. شماري از ترکي‌شناسان معاصر ايران از جمله جعفر نادري بني، و شعراي معاصر ترک از جمله بهنام رستمي جونقاني، يزدان نيکبخت، جهانگير زماني، همايون عليدوستي (مولف کتاب "ياشاسين شهر کيان")، ... از همين منطقه که قرار بود کودکان آن به لهجه ترکي ديگر جار نزنند مي‌باشند!

گئرچه‌يه هو!

متن سند اول:

وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه
اداره معارف و اوقاف اصفهان
تاریخ ١٠/٠٧/١٣١٦  دبستان ٤٦ بن

بعد العنوان. محترماً گزارش می‌دهد:

نظر به اینکه باین که در اين محلّ [بن]، گفتگوی اهالی بزبان ترکی است و بعضی مطالب را که نمی‌خواهند به دیگران بفهمانند جار میزنند به لهجهٔ ترکی و این ترتیب مانع پیشرفت کار دبستان است، اگر امر می‌فرمائید، اکیداً قدغن نمائیم که دیگر بزبان ترکی جار نزنند.

مدیر دبستان دولتی شماره ٤٦ بن. محل امضاء. مطابق اصل است. صابری ١٩/٠٧/١٣١٦

متن سند دوم:

وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه
اداره معارف و اوقاف حوزه اصفهان
دايره بازرسي
تاريخ ١٩ ماه ٧ ، ١٣١٦
شماره ١٨٤٦٩، همراه ١ ورق

حکومت اصفهان:

رونوشت نامه شماره ١٢٨-١٠، ٧، ١٦ دبستان دولتي ٤٦ بن براي استحضار خاطر شريف و اقدام مقتضي تقديم مي شود.

رئيس معارف و اوقاف

متن سند سوم:

 وزارت داخله
اداره حکومت چهارمحال
تاريخ٣ ماه ٨ – ١٣١٦
نمره ٢٢٨٧

حکومت اصفهان:

پاسخ نامه شماره ١٠٣٩٠- ٢٤،٧،١٦ رونوشت شماره ١٢٨ دبستان دولتي قريه بن معروض ميدارد طبق دستور صادره بکدخداي محل دستور لازم در جلوگيري از جار زدن و صحبت کردن زبان ترکي داده شد.

از طرف حکومت چهار محال

سال ١٦،٨،٤

منبع اسناد:

 تلاش براي ممنوعيت تکلم زبان ترکي در مدرسه علامه بن در سال 1316، نویسنده : جعفرنادری بنی، تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴. با تشکراز ميلاد حيدري بني

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.