Monday, February 22, 2016

٩٨ مين سالگرد تاسيس مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه و ١٠٧ مين سالگرد مدرسه‌ي تورک بالو


٩٨ مين سالگرد تاسيس مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه و ١٠٧ مين سالگرد مدرسه‌ي تورک بالو و يادي از حاجي ميرزا فضل الله مجتهد اورمولو

مئهران باهارلي

(اين نوشته براي اولين بار در وبلاگ سؤزوموز در فوريه‌ي سال٢٠٠٢  منتشر شد. اين يک بازنويسي اساسي است)

سؤزوموز

در اين نوشته به کوتاهي به مدرسه‌ي تورک خير يوردو (صلاحيه) اورميه پرداختهام.  اين مدرسه‌ي تورک در سال ١٩١٨ پس از دومين آزادسازي آزربايجان از سوي نيروهاي متحده‌ي تورک مرکب از اردوي عثماني و قشون داوطلبان آزربايجاني و در دوره‌ي حاکميت نيمه مستقل «اتحاد» «جمشيدخان مجدالسلطنه افشار اورومي» بر آزربايجان به منظور تعليم زبان و فرهنگ تورک به کودکان و نوجوانان اورميه تاسيس شد.

قابل ذکر است که ٩ سال پيشتر از مدرسه‌ي صلاحيه، يک مدرسه ديگر تورک به سبک اروپائي در ناحيه‌ي اورميه تاسيس شده بود. در سال ١٩٠٩ پطرس ايليا افندي (ميرزا آقا پتروس) کونسول عثماني در اورميه مدرسه‌اي در قريه‌ي بالو داير کرده بود که شاگردان آن فرم و لباس و کلاه قرمز (فينه‌ي عثماني) مي‌پوشيدند. مدرسه‌ي بالو آموزگاري از استانبول داشت و برنامه‌ي تحصيلي آن به زبان تورکي بود و در آن ادبيات تورکي هم تدريس مي‌کردند (اوضاع ايران در جنگ اول يا تاريخ رضائيه، محمد تمدن. ص ٨٤). با اين وصف مدرسه‌ي صلاحيه و يا خير يوردو دومين مدرسه‌ي مدرن تورک در جنوب آزربايجان و ايران است. البته از دهه‌ها قبل در اورميه، تبريز، همدان و چند شهر ديگر آزربايجان هيئتهاي تبشيري مسيحي کشورهاي غربي (آمريکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، روسيه) مدارس متعددي را تاسيس کرده بودند که در آنها نيز زبان تورکي تدريس مي‌شد. اما اين مدارس ديني چندزبانه بودند و در آنها علاوه بر تورکي، زبانهاي اروپائي دول متبوعه و نيز فارسي آموخته مي‌شد. به اين مدارس مي‌بايست مکتبهاي سنتي در سرتاسر آزربايجان، مرکز و جنوب ايران و خراسان را افزود که آموزش کودکان را با متون تورکي مانند آناديلي و وطن ديلي آغاز مي‌کردند و سپس به آموزش زبانهاي فارسي و عربي با کتبي چون گلستان سعدي و عمه جز و .. مي‌پرداختند. اما اينها هم مدارس غيرمدرن و چندزباني بودند.

اسم مدرسه‌ي صلاحيه بر گرفته از نام فرمانده‌ي قشون عثماني «صلاح الدين بيگ» در اورميه بود. اين مدرسه‌ي تورک همچنين خير يوردو (خير يورتي) خوانده ميشد (سالنامه‌ي فرهنگ استان چهارم سال ١٣٣٦). مدرسه‌ي صلاحيه و يا خير يوردو در عمارت معروف سردري که زماني مقر حکمران اورميه و در تاريخ فوق محل مدارس آمريکائيان و مريضخانه‌ي آنان بود قرار داشت (در دوره‌ي پهلوي به دبيرستان فارسي‌زبان دخترانه‌ي شاهدخت تبديل شد). زبان تدريس و همه‌ي مفردات و دروس مدرسه‌ي صلاحيه به زبان تورکي بودند. زبان فارسي نيز هر روز به مدت يک ساعت به مثابه‌ي يک زبان خارجي به علاقه‌مندان تدريس ميشد. در کلاسها به سبک مدارس اروپائي ميز و نيمکت چيده شده بود و بر ديوار کلاسها نقشه‌هاي جغرافيائي و تاريخ طبيعي آويزان بود. مدرسين و معلمان مدرسه را روشنفکران ترک بومي اورميه و افسران جوان اردوي عثماني تشکيل ميدادند. «حاجي ميرزا فضل الله مجتهد»، صدر آزربايجاني جريان «اتحاد اسلام» در منطقه، مديريت اين مدرسه را بر عهده داشت.



قرب جغرافيائي غرب آزربايجان و اورميه به عثماني و قرار داشتن آنها در داخل حوزه‌ي زباني، فرهنگي و سياسي عثماني، که همواره تاثير بسيار بر فرهنگ مردم و تنوير افکار عمومي اورميه داشت، باعث شده بود مردم شهرها و مخصوصا دهات اين منطقه، قبل از ساير نقاط آزربايجان و البته ايران، با تمدن مغرب‌زمين آشنا گردند. انتخاب حاجي ميرزا فضل الله مجتهد، روحاني برجسته‌ و متنفذ اورميه به رياست مدرسه نيز، توجه بيشتر توده‌ي مذهبي و عامه‌ي مردم شهر را به سوي مدرسه‌ي صلاحيه جلب نمود. علاوه بر آن در دوره‌ي مذکور، فرهنگ و ادبيات تورک در غرب آزربايجان به سرعت در حال شکوفائي و انتشار، و شعور ملي تورک در ميان مردم و نخبگان در حال تعميق بود. در نتيجه‌ي بر آيند اين عوامل بود که در مدت بسيار کوتاهي کلاسهاي مدرسه «خير يوردو» از کودکان و نوجوانان شهر که مشتاق سواد‌آموزي به زبان ملي خود تورکي و تشنه‌ي يادگيري فرهنگ ملي تورک خويش بودند پرگرديد.

اين مدرسه نقش مهمي در ترويج زبان و ادبيات و فرهنگ تورک و شعور ملي تورک در ميان کودکان و جوانان شهر و تربيت نسلي از آنها با زبان و معارف تورک داشت. تعليمات مدرسه، حتي به اعتراف تورک‌ستيزان، باعث ‌شد که کودکان و جوانان اورميه بار ديگر تورک بودن خود را کشف و از آن حس غرور کنند. هرچند پس از عقب‌نشيني نيروهاي عثماني از آزربايجان و خارج شدن قشون آنها از اورميه، مدرسه‌ي تورک صلاحيه نيز تعطيل گرديد، اما آثار آن تا به امروز باقي مانده است. تاسيس مدرسه‌ي تورک خير يوردو، نقطه‌ي عطفي نه تنها در تاريخ تدريس و تعلم به زبان تورکي در آزربايجان، بلکه در تاريخ فرهنگ تورک و روند ملت‌شوندگي خلق تورک است.

در زير مارش و سرود مدرسه‌ي خير يوردوي اورميه، که نزديک به يک صد سال پيش کودکان و جوانان دانش‌آموز تورک آنرا آموخته و به حالت اجتماع مي‌خواندند تقديم مي‌شود. سخنان اين مارش، سروده‌ي شاعر برجسته‌ي تورک، «محمدامين يورداقو»ل است که در آن دو کلمه‌ي "محمد" و "عثمانجيق" شعر اصلي به "يارادان" و "وطنيم" تغيير داده شده بودند:

اورمو`دا خئيير يوردو تورک اوخولونون آييتيمي. ١٩١٨ دوغوش (١٢٩٦ گونه‌ش) ايلي 
سرود مدرسه‌ي تورک خير يوردوي اورميه. ١٩١٨ ميلادي (١٢٩٦ شمسي)

من بير تورک´ه‌م 

من بير تورک'ه‌م، دينيم جينسيم اولودور
سينه‌م، اؤزوم آته‌ش ايله دولودور
اينسان اولان وطه‌نينين قولودور
تورک ائولادي ائوده دورماز، گئده‌ره‌م

يارادانين کيتابيني قالديرتمام
وطه‌نيمين بايراغيني آلديرتمام
دوشمه‌نيمي، وطه‌نيمه سالديرتمام
تانري ائوي ويران اولماز، گئده‌ره‌م

بو توپراقلار اجداديمين اوجاغي
ائويم، کؤيوم، هپ بو يوردون بوجاغي
ايشته وطه‌ن، ايشته تانري قوجاغي
آتا يوردون ائولاد پوزماز، گئده‌ره‌م

تانريم شاهيد، دوراجاغام سؤزومده
ميلله‌تيمين سئوگيله‌ري اؤزومده
وطه‌نيمده‌ن باشقا شئي يوخ گؤزومده
يار ياتاغين دوشمه‌ن آلماز، گئده‌ره‌م

آغ کؤينه‌کله گؤز ياشيمي سيله‌ره‌م
قارا داشلا پيچاغيمي بيله‌ره‌م
وطه‌نيم‌چون اوجاليقلار ديله‌ره‌م
بو دونيادا کيمسه قالماز، گئده‌ره‌م

Urmu’da Xéyir Yurdu Türk oxulunun ayıtımı

Men bir Türkem  

Men bir Türkem dénim cinsim uludur
Sinem özüm ateş ile doludur
İnsan olan veteninin quludur
!Türk évladı évde durmaz géderem

yaradanın kitabını qaldırtmam
Vetenimin bayrağını aldırtmam  
Düşmenimi vetenime saldırtmam
!Tanrı évi viran qalmaz géderem

Bu torpaqlar ecdadımın ocağı  
Évim köyüm hep bu yurdun bucağı  
İşte veten işte Tanrı qucağı  
Ata yurdun évlad pozmaz géderem  

Tanrım şâhid duracağam sözümde  
Milletimin sévgileri özümde  
Vetenimden başqa şéy yox gözümde  
Yar yatağın düşmen almaz géderem  

Ağ köynekle göz yaşımı silerem  
Qara daşla piçağımı bilerem  
Vetenimçün ucalıqlar dilerem  
Bu dünyada kimse qalmaz géderem  

ترجمه‌ي فارسي (مئهران باهارلي):

من تورک هستم، دين و جنسم والاست
سينه‌ام، درونم از آتش انباشته است
آنکه انسان است، خادم وطن خويش است
فرزندان تورک، خانه‌نشين نمي‌شوند، به پيش!

کتاب آفريدگار را هرگز به کسي نمي‌دهم
اجازه نميدهم کسي پرچم وطنم را برداشته و بيافکند
هيچگاه به دشمن مجال هجوم به ميهنم را نميدهم
خانه‌ي پروردگار ويران نميشود، به پيش

اين خاک، جايگاه مقدس اجداد من است
خانه و روستاي من همه در گوشه و کنار اين سرزمين است
وطن، آغوش پروردگار است
فرزندان، سرزمين پدري را اهمال نمي‌کنند، به پيش!

خداوند شاهد است، بر سر سخن خود خواهم ايستاد
عشق ملتم در درونم است
به جز وطنم به چيزي نمي‌انديشم
بستر يار جاي دشمن نيست، به پيش!

با پيراهن سفيد اشک چشمانم را پاک مي‌کنم
با سنگ سياه چاقوي خود را تيز مي‌کنم
و براي وطن خود سربلندي آرزو مي‌کنم
کسي در اين دنيا باقي نخواهد ماند، به پيش!

چند توضيح:

١-در دوره‌ي مورد بحث مردم اورميه و آزربايجان ارتش عثماني را اشغالگر نمي‌دانستند، آزاديبخش مي‌شمردند. سران و بزرگان منطقه بارها از دولت عثماني براي ورود به منطقه و دفاع از ايشان در مقابل قتل و خونريزيهاي جيلوها و قاچاقچها درخواست کمک کرده بودند. ورود اردوي عثماني به آزربايجان آزادسازي و همسو با خواست مردم و حتي بسياري از مقامات آن دوره بود: «مردم آزربايجان، علما و سادات، تجار و اعيان و اشراف كه از تهران و دولت مركز مايوس و نااميد بودند از خليفه‌ي عثماني و فرماندهي قشون تورك كمك الامان و الغياث خواستند» (سفرنامه‌ي میرزا فتاح گرمرودی، تهران، ۱۳۴۷)

٢-در غرب آزربايجان فکر اتحاد فرهنگي و سياسي تورکهاي عثماني و آزربايجان (قفقاز، ايران) و حتي الحاق منطقه به قلمروي عثماني دوباره احياء شده و پرطرفدار بود: «اهالي مملکت ما هم دامن محبت و دوستي تورکان [عثماني] را محکم گرفته و از نام و نژاد قديمي خود [تورك] يادها کرده و افسانه‌ها مي‌خواندند، و اثبات مي‌کردند که ما نيز قديماّ از ايل و الوس تورکان بوده و از خاک پاک تورکستان قديم بوده و هستيم» (تاريخ تهاجمات و جنايات ارامنه، اسماعيل سيميتقو و سردار ماكو در آزربايجان. ميرزا ابوالقاسم امين الشرع خويي). خيلي از مردم منطقه‌ي غرب آزربايجان بويژه ناحيه‌ي اورميه نيز خود را تبعه‌ي عثماني مي‌دانستند: «در اينجا اهالي شهر [تورکها] و بسياري از ساکنان سني [تورک] دهات اطراف و خود آسوريها و تعدادي از روستاهاي شيعه‌نشين [تورک]، از ترس غارت کردها، خود را تحت الامان عثماني قرار داده و به اصطلاح متداول در اينجا «دخالت» داده شده‌اند. لفظ «دخالت» در زبان اهالي بومي کاملاً به معني تبعه‌ي عثماني بودن فهميده مي‌شود (محمدامين رسولزاده، گزارشهائي از انقلاب مشروطيت ايران. ص ١٧٤).

٣-«محمت امين يورداقول» که با لقب شاعر ملي در تورکيه شناخته مي‌شود متولد ١٨٦٩ استانبول و متوفي ١٩٤٤ است. وي منظومه‌ي «جنگه گيده‌‌رکه‌ن» (در راه جنگ) را در سال ١٨٩٧ تاليف کرده است. «بن بير تورکوم» يکي از برجسته‌ترين اشعار اين منظومه است. يورداقول از اعضاي جمعيت اتحاد و ترقي و از موسسين مجله‌ي تورک يوردو است که بعدها مديريت آن را به «يوسوف آقچورا» محول کرد. اين جمعيت و اين مجله در آن سالها در سراسر آزربايجان بويژه در ميان نخبگان غرب آن بسيار شناخته شده و محبوب بودند. زبان ترکي يورداقول تميز و صائب و نزديک به تورکي سره است. به همين سبب نسل معاصر تورک هم مي‌توانند آثار وي را به راحتي بخوانند. وي در سالهاي جنگ جهاني اول با اشعار قهرماني خود به روحيه دادن به مردم و بيداري شعور ملي آنها پرداخته است. آثار يورداقول، مانند محررين عثماني «سليمان نظيف»، «نامق کمال» و ... تاثير عظيمي بر جريان تورک‌گرائي در عثماني و آزربايجان (قفقاز و ايران) در اواخر قرن نوزده و اوائل قرن بيستم داشت. در زير اصل شعر وي را نيز مي‌آورم:

Cenge Giderken- Mehmet Emin Yurdakul

Ben bir Türk’üm; dinim, cinsim uludur;
Sinem, özüm ateş ile doludur.
İnsan olan vatanının kuludur.
Türk evladı evde durmaz giderim.

Muhammed’in kitabını kaldırtmam;
Osmancık’ın bayrağını aldırtmam;
Düşmanımı vatanıma saldırtmam.
Tanrı evi viran olmaz, giderim.

Bu topraklar ecdadımın ocağı;
Evim, köyüm hep bu yerin bucağı;
İşte vatan, işte Tanrı kucağı.
Ata yurdun, evlat bozmaz, giderim.

Tanrım şahit, duracağım sözümde;
Milletimin sevgileri özümde;
Vatanımdan başka şey yok gözümde.
Yâr yatağın düşman almaz, giderim.

Ak gömlekle gözyaşımı silerim;
Kara taşla bıçağımı bilerim;
Vatanım için yücelikler dilerim.
Bu dünyada kimse kalmaz, giderim.

٤-حاج ميرزا فضل الله ناصحي مجتهد فرزند آقا ميرزا اسدالله از روحانيون عالي‌رتبه و فقهاي طراز اول شهر اورميه‌ي آزربايجان در دو دهه‌ي نخستين قرن بيستم است. وي پس از تحصيلات ابتدائي به عتبات عاليات کشور عراق رفت، در آنجا بيش از بيست سال به تحصيل و تدريس علوم ديني پرداخت و پس از نيل به درجه‌ي اجتهاد به اورميه زادگاه خويش بازگشت. ميرزا فضل الله مجتهد در سالهاي جنگ جهاني اول به نهضت تورک‌گرائي دمکراتيک و آزادسازي آزربايجان توسط نيروهاي متحده‌ي تورک (اردوي عثماني و داوطلبان آزربايجاني) پيوست و صدر آزربايجاني حرکت اتحاد اسلام در غرب آزربايجان شد. در سالهاي کشت و کشتارها و خونريزيهاي جيلوها و داشناقها، وي بارها توسط دسته‌جات و اشرار مسيحي مورد ضرب و شتم واقع شد و خانه و دارائي‌اش غارت گرديد. فضل الله مجتهد با اعلام جهاد بر عليه روسيه‌ي اشغالگر تزاري که همزمان آزربايجان شمالي را نيز تحت اشغال داشت و متحدين تجاوزگر و خونريز مسيحي‌اش، نقش موثري در دفع بلاي جيلوها از اورميه و منطقه داشت. وي در سال ١٩٢٠ در اورميه فوت کرد و در کنار آرامگاه شيخ ابوبکر، محل مدرسه‌ي پروين اعتصامي به خاک سپرده شد. فضل الله مجتهد بر خلاف بسياري از روحانيون شيعي، نه تنها مذهب و تعلق مذهبي خويش را بر عليه هويت ملي تورک و فارس‌سازي آزربايجان بکار نبرد، بلکه بر عکس به خدمت هويت و منافع ملي تورک در آورد. نام حاجي ميرزا فضل الله ناصحي مجتهد، مدير مدرسه‌ي تورک خير يوردو به عنوان خادم برجسته فرهنگ تورک و يکي از پيشگامان نهضت تعليم و تعلم به زبان ملي تورکي و مدرنيته در تاريخ آزربايجان ثبت شده است.

٥- صلاح الدين بيگ ميرآلاي - Hüseyin Selâhattin Köseoğlu - قوماندان قول‌اردوي (سپاه) چهارم که موظف به آزادسازي اورميه و اطراف (سلماس، خوي، سولدوز، قوشاچاي، سايين قالا، ...) بود است. "در سال ١٩١٨ در اواخر جنگ جهاني اول با شکست متفقين در جبهه‌ي شرق، ارتش عثماني وارد خاک آزربايجان گرديد. آشوريها و جيلوها پس از شقاوتها و خونريزيهاي بسيار زياد که مرتب شده بودند، از اورميه مهاجرت نموده و تحت حمايت انگليسها به خاک عراق رهسپار شدند. در روز سي ژوئيه ١٩١٨ اردوي عثماني وارد اورميه شد. فرمانده‌ي اولين دسته‌هاي قشون عثماني در اورميه افسري بنام صلاح الدين بيگ بود. تا قبل از ورود عساکر عثماني وضع شهر در نتيجه‌ي قتل و غارت عده‌اي از اکراد شرور خوب نبود. پس از ورود قول‌اردوي عثماني در شهر آرامش کامل حکفرما شد. صلاح الدين بيگ با هماهنگي و همياري مردم و نخبگان محلي به سرعت شروع به رتق و فتق مسائل امنيتي، دفاعي و نظامي و سپس انجام اصلاحات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کرد. از طرف فرماندهي قشون عثماني حاجي عزيز خان امير تومان از محترمين شهر به حکومت اورميه منصوب و جهت حفظ انتظامات شهر قلعه‌بيگي (دژباني) داير شد. فرماندهي قشون عثماني و حاکم منصوب آنها با استخدام و فرستادن افرادي از شهر به دهات اقدام به جمع‌آوري محصولات غلات و باغات نمودند تا در مزارع و دشتها از بين نروند و با اين اقدام از وقوع يک قحطي و کميابي ارزاق قطعي در زمستان پيش رو جلوگيري کردند. به امر صلاح الدين بيگ بازار بزرگ شهر که حدود شش ماه بسته بود باز شد و مردم دوباره به کسب و کار خود بازگشتند. در نتيجه‌ي اين تدابير ارزاق که کمياب شده بود بتدريج زياد شد و قيمت آنها که در حد سرسام‌آور افزايش يافته بود، پائين آمد. در مجموع صلاح الدين بيگ شخصيتي نيک‌نفس بود و براي ضايع نشدن حقوق مردم تلاش مي‌کرد". نام صلاح الدين بيگ ميرآلاي در تاريخ ملت تورک همواره به عنوان يکي از نجات‌دهندگان غرب آزربايجان و موسس مدرسه‌ي مدرن تورک در اورميه ياد خواهد شد.

٦- هرچند صلاح الدين بيگ تاسيس کننده‌ي مدرسه‌ي تورک خير يوردو بود، اما با اعزام و بازگشت وي به استانبول، افتتاح مدرسه نصيب علي رفعت بيگ، قوماندان جديد قول‌اوردوي عثماني گشت. مراسم گشايش مدرسه خير يوردو در تاريخ ٢٥ آگوست ١٩١٨ (١٨ ذي حجه ١٣٣٦) مصادف با عيد غدير خم با حضور علما، محترمين شهر و مقامات محلي، قوماندان جديد قول‌اردو علي رفعت بيگ، مين‌باشي يوسف ضياء بيگ از قوماندان مرکز و صدر اتحاد اسلام در آزربايجان، برخي صاحب منصبان عثماني و عده‌اي از شاگردان مدارس، با حضور دسته‌ي موزيک نظامي و با شليک توپ انجام گرفت. رحمت الله خان معتمدالوزاره در کتاب اروميه در محاربه‌ي عالمسوز (ص٢١٧-٢١٨-٢١٩) شرح اين مراسم را داده است: «معظم السلطنه که متصدي امور حکومت از طرف عثماني‌ها بود، از علي رفعت بيگ قوماندان جديد قول‌اردو در اورميه تقاضا نمود دسته‌ي موزيک را به حکومت فرستاده و خودشان هم در حکومت براي تبريک عيد حاضر شده و چند تير توپ هم قبل از ظهر از قول‌اردو به مناسبت عيد شليک نمايند و بعد از اختتام مراسم عيد، صاحب منصبان عثماني با محترمين ولايت که قبلاً در حکومت حاضر خواهند بود به مدرسه‌ي ميسيون آمريکا- محل انعقاد جلسات اتحاد اسلام- رفته مراسم افتتاح مدرسه‌ي صلاحيه به عمل آيد. قوماندان، حضور در حکومت، فرستادن موزيک - که اسبابها مال افواج ارومي بود- و شليک توپ را قبول نمود. حکومت به علما و محترمين ولايت نيز اطلاع داد که به حکومت تشريف بياورند. آقايان در وقت مقرر حاضر شدند. وقت ورود علي رفعت بيگ به حکومت، يوسف ضياء بيگ قوماندان مرکز آقايان را مجبور کرد تا جلوي در حکومتي از مشاراليه استقبال نمايند. قوماندان وارد و صرف چايي و شيريني به عمل آمد. بعد از مراسم در حکومت، نخست آقايان علماء و پس از مدتي قوماندان و ساير حاضرين به مدرسه‌ي آمريکائيها رهسپار شدند. در آنجا جمعي از شاگردان مدارس نيز حاضر بودند. پس از صرف چاي قوماندان نطق مختصري در لزوم مدارس و تربيت اطفال ايراد نمود. بعد صادق افندي از استخبارات عثماني که در آغاز به مديريت مدرسه معين شده بود، نطق مشروحي در محسنات علم و مضرات جهل ايراد کرد. همين وقت از قول‌اردو چند تير توپ به مناسبت افتتاح مدرسه شليک شد. عکس هم از حاضرين برداشته شد و قوماندان به هر يک از شاگردان پول توزيع نمود و مجلس ختم گرديد».

٧-در باره‌ي شرايط نامساعد و هرج و مرجي که منجر به تعطيلي مدرسه‌ي تورک صلاحيه شد، علي دهقان اين اطلاعات را مي‌دهد: «با تخليه و عقب‌نشيني قشون عثماني در دسامبر ١٩١٨ از اورميه، بار ديگر نابساماني در امور شهر پديدار شد. اکراد که مال اهالي را براي خودشان مباح مي‌دانستند، دوباره بناي تعدي را گذاشتند. انتشار شايعه‌ي ورود قواي انگليس در آينده‌ي نزديک و در معيت آنها مراجعت مجدد جيلوها و آسوريان در اورميه به حدي ناگوار افتاد که مردم نمي‌توانستند شبها به خواب بروند. در اين موقع از استيلاي مسيحيان چند ماه نمي‌گذشت و مردم مي‌دانستند اگر اين دفعه اينها بيايند، ديگر محال است به کسي ابقا نمايند. مثل دفعه‌ي قبل تلافي کشتار اکراد و عثمانيان را از مردم شهر خواهند گرفت. لذا هر کسي که امکاني داشت دست زن و بچه خود را گرفته به سمت تبريز و يا ساير شهرهاي آزربايجان رهسپار گرديد. سايرين که نمي‌توانستند از شهر کوچ کنند حيران بودند که چه بکنند و به کجا پناه ببرند تا دفعه‌ي ديگر نيز دچار چنگال جلوهاي بيرحم نگردند...»

آينده‌ي پنهان در گذشته

امروز پس از گذشت ٩٨ سال از گشايش مدرسه‌ي تورکي خير يوردو، تعليم و تعلم به زبان تورکي توسط دولت ايران ممنوع و مدارس تورکي و نظام آموزشي تورک کلاً برچيده شده است. در عوض، در راستاي سياست دولتي آسيميلاسيون اجباري و فارس‌سازي سيستماتيک خلق تورک، امحاء و انکار زبان تورکي و هويت ملي تورک، و نفي حقوق زباني و انساني‌اش، شبکه‌ي غول‌آساي مدارس استعماري و تحميلي فارسي‌زبان در سراسر آزربايجان و ديگر مناطق تورک‌نشين ايران تنيده شده است. در نتيجه‌ي محروم نگاه داشته شدن ملت تورک از کاربرد آزادانه، مکتوب و رسمي زبان ملي خود تورکي در نظام آموزشي، عرصه‌هاي گوناگون حيات اجتماعي و فعاليتهاي دولتي به مدت بيش از يک قرن، زبان و فرهنگ و هويت ملي‌ تورک در آستانه‌ي نابودي کامل قرار گرفته است. همچنين در يک صد سال گذشته ايدئولوژي رسمي دولت ايران، پان‌ايرانيسم و آزربايجانگرائي استالينيستي، به زدودن حافظه‌ي تاريخي ملت تورک بويژه در عرصه‌ي سابقه‌ي تعليم و تعلم به زبان تورکي در آزربايجان و ديگر مناطق ملي تورک‌نشين و رسميت زبان تورکي در ايران دست يازيده؛ نيز به بازنويسي تاريخ معاصر خلق تورک و آزربايجان پرداخته‌اند. آنها در اين راستا شخصيتهاي ملي، متجدد، مترقي و تورک‌گراي اين دوره مانند مجدالسلطنه افشار اورومي، ميرزا فضل الله مجتهد اورميه‌اي، تقي رفعت و ... را حذف و سانسور؛ در عوض شماري از رهبران و شخصيتهاي ضد تورک و فارسگراي مرتجع جنبشهاي آزاديخواهانه اما غيرملي مشروطيت آزربايجان و آزادي‌ستان را به سيماهاي تاريخي و حتي قهرمانان ملي خلق تورک تبديل کرده‌اند. لجن‌مالي سياستهاي مثبت عثماني و اتحاد اسلام در قبال تورکان ايران و آزربايجان در دوره‌ي مذکور رکن ديگر تاريخنگاري استعماري ايدئولوژيهاي ضد تورک فوق است.

در چنين شرايطي شايسته است که خاطره‌ي مدرسه تورک خير يوردو همواره زنده نگاهداشته شود. بسيار بجا خواهد بود اگر ٢٥ آگوست هر سال، روز مبارک تاسيس مدرسه‌ي تورک صلاحيه در اورميه در ٩٨ سال پيش نيز، نه تنها فقط در اين شهر، بلکه در سراسر آزربايجان و کل ايران به عنوان «روز ملي مدارس تورک» همه ساله گرامي داشته شود. همچنين ضروري است که خادمين انساندوست و وطنپرور، شخصيتهاي مدرنيست و فرهنگ‌دوست تورک چون حاج فضل الله مجتهد، صلاح الدين بيگ، يوسف ضياء بيگ، ... و آرمانهايشان به نيکي و شکران ياد شوند و جايگاه شايسته‌ي خود را در تاريخ سياسي تورک، آزربايجان جنوبي و فرهنگ تورک باز يابند.

گئرچه‌يه هو

منابع:

سالنامه‌ي فرهنگ استان چهارم سال ١٣٣٦
تاريخ مدارس خارجي در ايران. پرويز صلاحي و مهري بسناس، تهران، آواي نور
مدارس جديد در دوره‌ي قاجاريه، بانيان و پيشروان. اقبال قاسمي پويا، تهران، نشر دانشگاهي، ١٣٧٧
س‍رزم‍ی‍ن‌ زردش‍ت، اوض‍اع‌ طب‍ی‍ع‍ی‌، س‍ی‍اس‍ی‌، اق‍ت‍ص‍ادی‌، ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌، اج‍ت‍م‍اع‍ی‌، ت‍اری‍خ‍ی‌ رض‍ائ‍ی‍ه‌. ع‍ل‍ی‌ ده‍ق‍ان‌، ت‍ه‍ران، ابن سینا، ۱۳۴۸

ارومیه در محاربه‌ي عالم‌سوز، از مقدمه‌ي نصارا تا بلوای اسمعیل‌آقا ۱۲۹۸-۱۳۰۰ شمسی. رحمت‌الله‌خان معتمد‌‌الوزاره، به کوشش کاوه بیات، تهران، پردیس دانش ‏، ۱۳۸۸

Selâhattin Köseoğlu

Mehmet Emin Yurdakul
سفرنامه‌ي میرزا فتاح گرمرودی، تهران، ۱۳۴۷
اوض‍اع‌ ای‍ران‌ در ج‍ن‍گ‌ اول‌ ی‍ا ت‍اری‍خ‌ رض‍ائ‍ی‍ه‌. م‍ح‍م‍د ت‍م‍دن، اروم‍ی‍ه، تمدن، تهران، کتابفروشی اسلامیه‏، ۱۳۵۰
بزرگان و سخن‌سرايان آزربايجان غربي. محمود رامیان، علاالدین تکش، محمد تمدن، ۱۳۴۶
اورم‍ی‍ه‌ در گ‍ذر زم‍ان. ح‍س‍ن‌ ان‍زل‍ی، اروم‍ی‍ه، ان‍زل‍ی‌، ۱۳۷۸
مفاخر آذربايجان. عبدالرحيم عقيقى بخشايشي، چاپ اول، تبريز، نشر آذربايجان، سه جلد
نام‌آوران اورمیه. علی بابایی‌نیولویی، ‏تهران، تکدرخت‏؛ تبریز‏، اختر ‏، ۱۳۸۹
گزارشهائي از انقلاب مشروطيت ايران. محمد امين رسولزاده.
ت‍اری‍خ‌ اروم‍ی‍ه‌. اح‍م‍د ک‍اوی‍ان‍پ‍ور، ت‍ه‍ران، آذر ک‍ه‍ن‌، ۱۳۷۸
مویه‌های شهر غریب، گزارشی مستند از وقایع جیلولوق و حوادث بعد از آن در ارومیه. غلامخان حشمت، آماده‌سازی فیروز حشمت،  ارومیه، یاز، ۱۳۸۷
تحولات غرب آذربایجان به روایت اسناد مجلس شورای اسلامی دوره‌های سوم تا پنجم. علی ططری، رحیم نیکبخت. تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی‏، ۱۳۹۰
ت‍اری‍خ‌ م‍ش‍روطه‌ي‌ اروم‍ی‍ه‌. م‍ی‍رزا اب‍وال‍ح‍س‍ن‌ گ‍رگ‍ان‍ی‌ (ل‍ش‍ک‍رن‍وی‍س‌ب‍اش‍ی‌ اروم‍ی‍ه‌)؛ ک‍ی‍وان‌ وزی‍ری‌ گ‍رگ‍ان‍ی، اروم‍ی‍ه‌
ت‍اری‍خ‍چ‍ه‌ي اروم‍ی‍ه، ی‍ادداش‍ت‌ه‍ای‍ی‌ از س‍ال‌ه‍ای‌ ج‍ن‍گ‌ اول‌ ج‍ه‍ان‍ی‌ و آش‍وب‌ ب‍ع‍د از آن‌. رح‍م‍ت‌ال‍ل‍ه‌ ت‍وف‍ی‍ق‌. تهران، پردیس دانش، شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب ‏، ۱۳۸۹
ن‍ام‍ه‌ه‍ای‌ اروم‍ی‍ه‌، اس‍ن‍اد و م‍ک‍ات‍ب‍ات‌ م‍ح‍م‍دص‍ادق‌ م‍ی‍رزا م‍ع‍زال‍دول‍ه‌ از ح‍ک‍وم‍ت‌ اروم‍ی‍ه‌. ک‍اوه‌ ب‍ی‍ات، ت‍ه‍ران، ن‍ش‍ر و پ‍ژوه‍ش‌ ف‍رزان‌ روز، ۱۳۷۹
م‍ش‍اه‍ی‍ر ع‍ل‍م‍ی‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ آزربايجان‌ غ‍رب‍ی. پ‍ژوه‍ش‍گ‍ر پ‍روی‍ز ع‍ق‍ل‍م‍ن‍د، ب‍اه‍م‍ک‍اری‌ م‍ح‍م‍دق‍ل‍ی‌ دق‍ی‍ق‍ی‌، ن‍اظر طرح‌ ع‍ل‍ی‌ خ‍ادم‌ ع‍ل‍م‍ا، س‍ف‍ارش‌ ده‍ن‍ده‌ ش‍ورای‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‍ی‌ س‍ازم‍ان‌ آم‍وزش‌ و پ‍رورش‌ آزربايجان‌ غ‍رب‍ی‌، ت‍ه‍ران‌، ق‍ص‍ی‍ده‌ س‍را،۱۳۸۴
نگاهي به آزربايجان غربي، ایرج افشار سیستانی

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.