Saturday, July 30, 2016

سنگنوشته‌ي تورکي کلات نوشته شده به امر نادرشاه افشار- کتيبه‌ي نادري

سنگنوشته‌ي تورکي کلات نوشته شده به امر نادرشاه افشار- کتيبه‌ي نادري

ناديرشاه آوشار بويروغويلا يازيلان تورکجه کلات داش‌يازيتي (نادير داش‌يازيتي)

اين مقاله، بازنويسي نوشته‌اي به همين نام منتشر شده در سؤزوموز ٢٠٠٤ است.

مئهران باهارلي
 Tuesday, April 06, 2004

نادرشاه افشار بنيانگذار دولت تورکي-آزربايجاني افشار

١- نادرشاه افشار بنيانگذار دولت تورکي-آزربايجاني افشار، از معدود حکمرانان داراي خودآگاهي و شعور ملي تورک در تاريخ دولتهاي تورکي حاکم بر ايران است. وي از اين منظر شايد تنها با جهانشاه قاراقويونلو، اوزون حسن آغ‌قويونلو، آغا محمدخان قاجار و.... قابل مقايسه باشد. دوره‌ي حاکميت نادرشاه، همچنين دوره‌ي تاثيرگذاري گسترده‌ي زبان تورکي بر فارسي و نفوذ و ورود اصطلاحات و واژگان تورکي متعدد نظامي و اجتماعي در زبان فارسي است. بدين سبب، دولت تورکي-آزربايجاني افشاري، جايگاهي ممتاز در تاريخ زبان و فرهنگ تورک دارد.

٢-نادرشاه افشار اين آخرين جهانگير تورک، علاه بر جهات فوق، در فرهنگ و تاريخ ديني-مذهبي و سياسي-نظامي تورک، آزربايجان، ايران و جهان اسلام، از جهات بسيار ديگري نيز داراي اهميت است، جنبه‌هايي که در تاريخنگاري رسمي ايراني-آزربايجاني معمولا بدانها چندان اشاره‌اي نميشود. از جمله:

- ايجاد مذهب جعفري ويا تفسيري از شيعه‌ي دوازده‌امامي متشرعه، که در آن صنف روحاني فاقد قدرت، اهميت و قداست است. («شيعه‌ي جعفري»، تفسير تورکي شيعه‌ي دوازده‌امامي متشرعه است. در مقابل «شيعه‌ي امامي» که تفسير فارسي-عربي آن است و در آن صنف روحاني از قدرت، اهميت و قداست ويژه‌اي برخوردار است)
- اقدام براي تقريب و نزديکي مذاهب اسلامي
- سعي و موفقيت در ايجاد دولت عرفي ويا به زبان امروزي لائيک
- متحد نمودن هرچند کوتاه‌مدت اراضي و هر سه بخش سرزمين آزربايجان به لحاظ سياسي (بخش شمالي در قفقاز، بخش جنوبي در ايران و بخش غربي در خاک تورکيه امروزي)
- تاسيس نيروي دريايي آزربايجان
- طراحي پرچم سه رنگ سبز-سفيد-سرخ دولت تورکي-آزربايجاني افشار
- و ......



Sunday, July 24, 2016

نامه‌ي تورکي والي آزربايجان به سفير پاپ-واتيکان در دوره‌ي سلطان محمد خدابنده صفوي


نامه‌ي تورکي والي آزربايجان به سفير پاپ-واتيکان در دوره‌ي سلطان محمد خدابنده صفوي

مئهران باهارلي


در آرشيو محرمانه و تاريخي واتيکان نامه‌اي به زبان تورکي از والي آزربايجان خواجه ابراهيم خليل به سفير پاپ- واتيکان، نوشته شده بين سالهاي ١٥٧٧-١٥٧٩ ميلادي وجود دارد. اين نامه که در قيديات آرشيو گفته مي‌شود از سوي «ابراهيم وزير آزربايجان» نگاشته شده، داراي ارزش تاريخي بسيار است. در زير متن نامه‌ي تورکي مذکور را داده و سپس چند نکته‌ي مربوطه را ذکر کرده‌ام. در متن تورکي، کلمات و پسوندهاي تورکي را طبق املاء مدرن و فونتيک تورکي نوشته و در مقابل دو کلمه‌اي که خوانش و معني آنها برايم روشن نبودند علامت سوال گذارده‌ام.

متن نامه‌ي تورکي والي آزربايجان به سفير پاپ در دوره‌ي شاه محمد خدابنده

Thursday, July 21, 2016

لهجه‌ي ترکي تبريز بنا به اولياء چلبي و تصحيح خوانش و معني نمونه‌هاي ترکي داده شده در سياحتنامه‌ي وي


لهجه‌ي ترکي تبريز بنا به اولياء چلبي و تصحيح خوانش و معني نمونه‌هاي ترکي داده شده در سياحتنامه‌ي وي

مئهران باهارلي

اولياء چلبي سياح عثماني دو بار، يکي در سال ١٦٤٦ و ديگري به سال ١٦٥٥ در تبريز بوده است. وي در سياحتنامه‌ي خود گزارشي از مشاهدات و تثبيتهايش در باره‌ي تبريز را آورده و در آنها اطلاعاتي در باره‌ي ترکيب قومي و زبان مردم تبريز مي‌دهد و سپس ٥ جمله‌ي کوتاه را به عنوان نمونه از لهجه‌ي ترکي مردم تبريز ذکر مي‌کند. تاکنون در بررسيها و نوشته‌هايي که در ترکيه، جمهوري آزربايجان و ايران در باره‌ي اين جملات ترکي چاپ شده، همه‌ي ٥ جمله‌ي مذکور به اشتباه خوانده شده و سه جمله از آنها به اشتباه معني شده است. در نوشته‌ي حاضر کوشيده‌ام که خوانش درست ٥ جمله و معاني درست سه جمله‌ي مذکور را بدهم.  








Thursday, July 14, 2016

فرم آزربايجان، آتاتورک و نشريه‌ي اراده‌ي مليه


فرم آزربايجان، آتاتورک و نشريه‌ي اراده‌ي مليه

مئهران باهارلي

نشريه‌ي اراده‌ي مليه، در سال ١٩١٩ هنگامي که ترکيه تحت اشغال نيروهاي ائتلاف بود، به عنوان ارگان رسمي حرکت آزاديبخش که در آناتولي به رهبري مصطفي کمال پاشا آتاتورک آغاز شده بود در شهر سيواس منتشر شده است. اين نشريه به تصويب کنگره‌ي سيواس براي آگاه‌سازي مردم در باره‌ي علل آغاز جنگ استقلال و دادن آخرين خبرها در باره‌ي آن به مردم تاسيس شد. نشريه‌ي اراده‌ي مليه داراي اهميت فوق‌العاده براي ترکيه و بويژه جنگ استقلال اين کشور است.

يکي از نکات قابل توجه در اين نشريه، کاربرد فرم آزربايجان با "ز" در آن است. همانطور که معلوم است به موازات رشد خودآگاهي ملي در ميان ترکان آناتولي و قفقاز، انعکاسهاي آن در ادبيات، زبان، رسم الخط و خط هم ديده شد. در اين بستر، کاربرد فرم آزربايجان به جاي فرم فارسي آذربايجان، نقطه‌ي عطفي در رشد شعور ملي ترک، تقويت حس اعتماد بنفس و کسب استقلال فرهنگي و معنوي ملت ترک از فرهنگ تا آن زمان غالب و مسلط فارسي بود.

امروز در ايران هم به موازات رشد شعور ملي ترک و تقويت حس اعتماد بنفس ملي و درک ضرورت استقلال معنوي و فرهنگي از فرهنگ مسلط فارس و اهميت سمبلها در آن، کاربرد فرم آزربايجان هر روز که مي‌گذرد، عمومي‌تر، مقبولتر و ضروري‌تر مي‌شود. اين، يک علامت و نشان مثبت است که نشان مي‌دهد اينبار ملت ترک ما در مسير صحيح تاريخ گام بر ميدارد.

مخالفت دولت ايران و قوميتگرايان فارس با فرم آزربايجان کمابيش قابل درک است. اما مخالفت عده‌اي قليل از ترکان با آزربايجان، احتياج به آسيب‌شناسي و ريشه‌يابي دارد. در مقطع تاريخي فعلي، مخالفت با فرم آزربايجان، به احتمال بسيار زياد نتيجه و معلول اولا مخالفت با هويت ملي ترک خلق ما و دوما ترس از واگرائي و استقلال واقعي زبان و فرهنگ ملت ترک از فارس است. زيرا آزربايجان به عنوان يک سمبل و مفهوم، داراي هر دوي اين کارکردها است. عمدتا کساني از ترکان در ايران و آزربايجان که با فرم منطقي، معقول، مفيد و روشنگر آزربايجان مخالفند و هنوز بر فرم فارسي آذربايجان اصرار مي‌کنند، همانهائي هستند که با نام و هويت ملي ما که ترک بدون پيشوند و پسوند است هم مخالفند. اين ترکها که به لحاظ سياسي اغلب به درجات گوناگون متاثر از پان‌ايرانيسم و آزربايجانگرايي استالينيستي هستند، براي گريز از نام ملت ترک و ايجاد آشفتگي در اذهان و اختلال در ثبت نام و هويت ملي ترک، از هر اسم ديگري که مي‌توان تصور کرد (آزري، آزربايجاني، ايراني، ترک آزري، ترک آزربايجاني، ترک ايراني، ...) استفاده مي‌کنند، مگر نام و هويت ملي واقعي ما که ترک است.



Tuesday, July 12, 2016

سليمان نظيف: اي تورک اسير فارس! مقاله‌اي تاريخي از سليمان نظيف: برادران و خواهران يتيم ما (يتيم قاردشلريمز)-١٩٢٤


سليمان نظيف: اي تورک اسير فارس!

مقاله‌اي تاريخي از سليمان نظيف: برادران و خواهران يتيم ما (يتيم قاردشلريمز)-١٩٢٤

مئهران باهارلي

سليمان نظيف: «خصومت و جدال ازلي ايران و توران، شامل آزربايجان نيز مي‌شود.... تبار، زبان، ادبيات، تاريخ، جغرافيا، اقتصاد، نظاميگري، خلاصه همه‌ي روابطي که فرد فرد يک جامعه را ابدياً به يکديگر پيوند مي‌دهند، تورکهائي که در ايران مانده‌اند را به سوي ما جلب مي‌کند.... ادبيات مشعشع فارس نيز نتوانست باعث شود تورک آزربايجان زبان خويش را فراموش کند. حتي امروز، ادبيات تورک بر ادبيات قديم و جديد فارسي به مراتب برتري دارد.... آنها [تورکهاي مانده در ايران] خواه حکومت مستقلي تاسيس کنند و چه مستقيماً به ما ملحق شوند، ديگر پس از اين نمي‌توانند مدتي طولاني‌ با فارسها داراي سرنوشت مشترکي باشند.... اي تورک اسير فارس! آغوش برادران و خواهران حقيقي‌ات همواره باز خواهد ماند. تو هم وظيفه و حقوق خود را فراموش نکن!»

سليمان نظيف (١٩٢٧-١٨٦٩) از منسوبين جريان ادبي ثروت فنون و از بزرگان ادبيات تورک عثماني و اوائل دوره‌ي جمهوريت است. وي فرزند سعيد پاشا تاريخ‌نويس و اديب مشهور عثماني و عايشه بيگم دختر يکي از بيگهاي ايل آغ‌قويونلو و متولد دياربکر است. سليمان نظيف خود را تورک آزربايجان شمرده و در آثار خود از اين امر با افتخار ياد مي‌کند (١)

سليمان نظيف نامي آشنا در ادبيات و فرهنگ و تاريخ سياسي خلق تورک ساکن در ايران در ربع آخر قرن نوزده و ربع اول قرن بيستم است. در دوره‌ي مذکور بسياري از محررين تورکي‌سرا و تورکي‌نويس مانند تقي رفعت، محمود غني زاده و بعدها حبيب ساهر و ديگران تحت تاثير آثار سليمان نظيف بودند. اشعار تورکي وي زينت‌بخش نشريات تورکي آن دوره از جمله نشريه‌ي فرياد اورميه بود. خطابه‌ي تورکي مشهور محمود غني‌زاده ديلمقاني به نام «ياشاسين تورک جوانلاري» (زنده باد جوانان تورک) با يک بيت تورکي از اشعار سليمان نظيف پايان مي‌يابد (خونِ اربابِ حميت غرق ائده‌ر ظالمله‌ري / مشعلِ افکارِ احرارانه سؤنمه‌ز خونيله). (٢) جمشيدخان مجدالسلطنه اورومي به عنوان يک روشنفکر، تاريخدان و اديب تورک، مجادله‌ي قلمي با سليمان نظيف داشت و مقاله‌ي مفصلي به زبان تورکي در انتقاد به يکي از نوشته‌هاي سليمان نظيف و در دفاع از تاريخ و ميراث تاريخي تورک تاليف و در استانبول منتشر کرده است.

سليمان نظيف، مانند نامق کمال و محمت يورداقول و ... از محررين و ادبا و روشنفکران عثماني است که تاثير عظيمي بر جنبش مشروطه‌ي آزربايجان داشتند. وي يکي از پدران معنوي و الهام‌بخش مشروطه‌چيان تورک در آزربايجان بود و اشعار وي ورد زبان آنها. شعر مشهور (آرخاداشلار قان تؤکون تا جوشا گلسين کاينات، لرزه‌بخش اولسون جهانا بيزده‌کي عظم و ثبات...) که توسط میرزا غفار زنوزی در مراسم منعقده براي تروريست عباس‌آقا صراف تبریزی که اتابک اعظم را به قتل رسانيد خوانده شد از آن سليمان نظيف است.


Sunday, July 10, 2016

سياست انكار و سركوب هويت و ملت ترك ورشكست شده است

سياست انكار و سركوب هويت و ملت ترك ورشكست شده است

مئهران باهارلي

٢٠٠٥

سؤزوموز

ايران، كشور و جامعه‌ي آن به شدت از ذهنيت و نرمهاي جهان معاصر دور افتاده‌اند. اسلام سياسي و بنيادگرائي شيعي امامي، دولت ديني و دين دولتي، حاكميت و اقتدار صنف روحاني و كاست ملايان، عدم درك زمامداران و شهروندان از مفاهيم اساسي مدرن و معاصري مانند حقوق بشر و آزاديهاي بنيادين و لائيسم-سکولاريسم و ضرورت جدائي مطلق دين و دولت از هم، خوف و دشمني ايشان با اين مفاهيم؛ سيستم پدرسالاري-مردسالاري و نبود حقوق برابر زنان با مردان، نبود سنن و نهادهاي پايدار و موثر دمكراتيك، بيگانگي با فرهنگ ديگرپذيري، تساهل و تسامح و همزيستي .... از ريشه‌هاي عقب‌ماندگي و توسعه‌نيافتگي شديد و مزمن دولت و جامعه‌ي ايران و در مقياس وسيعتر کل خاورميانه و جهان اسلام است.

يكي ديگر از مسائل ايران، بلكه به اعتباري مهمترين آن، مساله‌ي ملتهاي ساكن در ايران، حقوق اين ملل، چگونگي مديريت حل اين مساله و تحقق آن حقوق است. مساله‌ي ملتهاي ساكن در ايران، از ديگر مسائل ريشه‌اي اين كشور متفاوت است؛ زيرا بر خلاف مسائل ديگر كه نحوه و كيفيت زيست جامعه و دولت ايران را مشخص مي‌كنند، اين مساله اصل بقاء پديده‌اي بنام ايران و دولت ايران ويا فروپاشي و ممات آنها را رقم خواهد زد.

پديده‌ي گروههاي قومي ساكن در ايران و زبانهاي آنها تا انقلاب مشروطيت به سالهاي ١٩٠٦-١٩٠٥، صرفا واقعيتي جامعه‌شناسانه بود. اما بعد از انقلاب مشروطيت كه عنصر قومي فارس بر بدنه‌ي دولت ترك قاجار تسلط يافت و بويژه با تاسيس رژيم پهلوي پس از ساقط نمودن سلسله‌ي قاجار در سال ١٩٢٥، اين پديده‌ي جامعه‌شناسانه مبدل به دو مساله‌ي ملل ساكن در ايران و مساله‌ي زبانهاي ملي به معني مدرن گرديد. هم اكنون نيز با سوء مديريت مساله‌ي ملي و مساله‌ي زبانهاي ملي توسط دولت جمهوري اسلامي ايران، امنيتي-اطلاعاتي كردن آنها و اصرار بر ادامه و تشديد سياستهاي انكار و امحاء هويت، زبان و فرهنگ ملل مسلمان غيرفارس ساكن در ايران و در راس آنها ملت ترک از سوي دولت ايران، اين دو مساله در حال تبديل شدن به معضل و بحران ملي‌اند.

Sunday, July 3, 2016

ما ترکيم! از نامه‌ي دانش‌آموزان اورميه به انجمن ملي تبريز در يک صد و ده سال پيش


ما ترکيم! از نامه‌ي دانش‌آموزان اورميه به انجمن ملي تبريز در يک صد و ده سال پيش

مئهران باهارلي

نشريه‌ي فرياد چاپ اورميه شماره‌ي يازده خود به تاريخ ٢١ ماي ١٩٠٧ يعني ١٠٩ سال پيش را، به گزارش ناآراميها و هيجانات مربوط به مطالبه‌ي امضاء قانون‌نامه‌ي اساسي در دارالشورا و دارالخلافه اختصاص داده است. در اين شماره متن يک خطابه‌ي سياسي ترکي از دانش‌آموزان مدرسه‌ي معرفت اورميه به همراه متن يک تلگراف فارسي از دانش‌آموزان همان مدرسه به انجمن ايالتي آزربايجان در تبريز و جواب فارسي انجمن به آن درج شده است.

١-اين تلگراف و بويژه خطابه‌ي ترکي دانش‌آموزان، داراي ارزش تاريخي فوق العاده‌اي است. زيرا دانش‌آموزان اورميه در هر دوي اين اسناد به يادگار مانده از دوره‌ي مشروطيت آزربايجان صراحتا هويت ملي ترک خود را ذکر و بر آن تاکيد کرده‌اند. اين در حالي است که در دوره‌ي مشروطيت در ميان نخبگان و روشنفکران و سياسيون و تحصيل‌کردگان مرکز و شرق آزربايجان، بر خلاف هويت مذهبي-اسلامي و هويت ايراني-فارسي که هويتهاي اصلي و مقبول و داراي پرستيژ بودند، هويت ملي ترک فرم نگرفته بود و خريداري نداشت. چنانچه در جواب انجمن ايالتي تبريز به دانش‌آموزان اورميه‌اي نيز، اشاره‌اي به هويت ملي ترک نمي‌شود.