Tuesday, January 10, 2017

از «حزب باد بودن» ايرانيان


از «حزب باد بودن» ايرانيان

من فکر مي‌کنم - و اين را در بسياري از مطالعات و گزارشها در باره‌ي ايران هم ديده‌ام- ، يک فرهنگ منحط بسيار فراگير و ريشه‌دار در رابطه با قدرت در ميان مردمان ايران وجود دارد. و آن، نوعي فرصت‌طلبي غريزي و تغيير موضع سريع و طرفداري از قدرتمندان و هر آنکه به قدرت مي‌رسد و يا به اصطلاح «از حزب باد بودن ايرانيان» است. مطالعات مذکور اين خصلت ناپسند را به عقب‌ماندگي مزمن فرهنگي و مدني و توسعه‌نيافتگي سياسي و بي‌اخلاقي و بي‌پرنسيپي مردمان و جوامع ايراني اِسناد مي‌دهند. بر متخصصين امر است اين رفتار ناشايست را که در ميان ترکان هم نمونه‌هاي آن بسيار است ريشه‌يابي و آسيب‌شناسي کنند. مانند نمونه‌هاي ثبت‌شده‌ي زير در تاريخ:

- هواداري از اردوي نجات‌بخش عثماني هنگام نجات آزربايجان از دولتهاي اروپايي و مسيحيان متجاوز، و سپس از پشت خنجر زدن و عثماني‌ستيزي برخي پس از خروج عثماني
- نالش و پريشاني از غارتها و کشتارهاي سيميتقو، سپس استقبال از وي به هنگام اشغال اورميه
- هواداري از شيخ محمد خياباني، سپس بي‌حرمتي حتي به بدن او بعد از قتل‌اش.
- هواداري از سلطان قانوني احمدشاه قاجار، اما پس از کودتاي غيرقانوني رضاخان هواداري آتشين از او.
- هواداري از حکومت ملي‌ آزربايجان، اما به محض شنيدن خبر حرکت ارتش شاهنشاهي، لينچ کردن دمکراتها و مهاجرين توسط مردم.
- هواداري از مصدق نخست وزير مشروع، اما پس از کودتاي نامشروع شوريدن بر عليه وي و شعار زنده باد شاه سردادن 
- ....

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.