Friday, August 11, 2017

در ايران شش ملت و اقليت ملي تورکيک وجود دارد، هيچکدام از آنها «آزربايجاني» و يا «تورک آزربايجاني» نيست


در ايران شش ملت و اقليت ملي تورکيک وجود دارد، هيچکدام از آنها «آزربايجاني» و يا «تورک آزربايجاني» نيست

مئهران باهارلي

٢٠١١

يک صد سال پيش، هيچکدام از ملتهاي فارس، ارمني، کورد و يهودي در منطقه داراي دولت ملي خود نبودند. اما ملت تورک ما داراي دولتي بنام قاجار بود. امروز همه‌ي ملل مذکور فارس، ارمني، کورد و يهودي داراي دولت ملي خود هستند، اما ملت تورک ما بدون دولت است. دليل اصلي اين وضعيت، «بي‌شعوري (ناخودآگاهي) ملي» و «بي‌شعوري وطني» نخبگان تورک است که در قالب «آزربايجان‌گرايي» (انواع ايران‌گرا، پان‌ايرانيست، استالينيست،....) در يک صد سال گذشته جريان غالب و اصلي هويتي در ميان آنها بوده است. نوشته‌ي زير باز به اين جريان، و «بي‌شعوري (ناخودآگاهي) ملي» و «بي‌شعوري وطني» آن (پديده‌اي که مشابه آن در ميان نخبگان ديگر ملل ديده نشده است) مي‌پردازد:

------
در ايران چند گروه اتنيک (قومي) ويا ملي وجود دارند که در زبان انگليسي به مجموعه‌ي خانواده‌ي ملل و زبانهايي که اينها بدان منسوب‌اند، جمعاً «تورکيک» گفته مي‌شود. ما در زبان تورکي و در صورت لزوم براي ناميدن اين مفهوم فرااتنيکي-فراملي، از کلمه‌ي تورک‌منشاء «تورکول» (تورک+ول) استفاده مي‌کنيم.

توده‌هاي تورکيک در ايران متشکل از شش گروه اتنيکي (قومي) ويا ملي است:

١-ملت «تورک»: مرکب از «اوغوزهاي غربي» که خود را تاريخاً «تورک» مي‌نامند، به زبان «تورکي» تکلم مي‌کنند و زبانشان را «تورکي» مي‌خوانند. ملت تورک در يک «منطقه‌ي ملي تورک» و چند «کانتون-اکسکلاو تورک» ساکن است.

٢-ملت «تورکمن»: مرکب از «اوغوزهاي شرقي» که خود را «تورکمن» و زبانشان را «تورکمني» مي‌نامند، در «تورکمنستان اتنيک» و يا تورکمن صحرا ساکن‌اند. تورکمنستان اتنيک، وطن ملت تورکمن است.

٣-ملت «خلجي»: افراد اين گروه ملي تورکيک خود را «خلجي» و زبانشان را «خلجي» مي‌نامند، در منطقه‌ي ملي خلجي و يا «خلجستان» ساکن‌اند. خلجستان، وطن ملت خلج است.

٤-اقليت ملي «قزاق»: تعداد نفوس اين گروه ملي تورکيک که خود را «قزاق» و زبانشان را «قزاقي» مي‌نامند، بسيار کم بوده و در ميان تورکمنها در شمال شرق ايران به صورت يک اقليت ملي مي‌زيند.

٥ و ٦- اقليتهاي ملي «اوزبيک» و «اويقور»: در برخي از منابع به حضور اين دو گروه ملي تورکيک در ايران به صورت اقليتهاي ملي اشاره مي‌شود. در صورت صحت، آنها محتملاً از مهاجرين افغانستاني به ايران‌اند.

نوتها:

١-وطن ملت تورک، «تورک‌ائلي» است. ملت تورک که در سرتاسر ايران پراکنده است، اقلاً در سه منطقه ساکن مي‌باشد (مانند ملت کورد در ايران که داراي يک «منطقه‌ي ملي کورد» در غرب ايران و يک «کانتون -اکسکلاو کورد» در شمال خراسان است):

آ-تورک‌ائلي: ترجمه‌ي تورکي «تورک‌ستان» فارسي. (معادل مناطق ملي فار‌س‌ستان، کوردستان، بلوچ‌ستان، لرستان، تورکمن‌ستان، عرب‌ستان، لارستان، .... که از اضافه کردن پسوند .ستان به نام قوم-ملت مربوطه حاصل شده‌اند): «تورک‌ائلي» نام منطقه‌ي ملي تورک در شمال غرب ايران، شامل مجموعه‌ي بخشهاي تورک‌نشين در جغرافياهاي موسوم به آزربايجان و عراق عجم سابق است.

ب- کانتون و يا اکسکلاو قاشقاي‌يورت (در جنوب ايران)

ج-کانتون و يا اکسکلاو آفشاريورت (در شمال شرق ايران)

«تورک‌ائلي» وطن ملت تورک است. نيمي از «تورک‌ائلي» در جغرافياي آزربايجان، نيمي ديگر در جغرافياي عراق عجم قرار دارد. بنابراين وطن ملت تورک، آزربايجان و يا عراق عجم نيست. وطن ملت تورک، همه‌ي بخشهاي تورک‌نشين در آزربايجان و در عراق عجم است که مجموعاً «تورک‌ائلي» ناميده مي‌شوند. انديشه‌اي که همه‌ي سرزمينهاي تورک‌نشين در شمال غرب ايران را وطن ملت تورک؛ و نيمي از وطن تورک را-به صرف آزربايجان نام نداشتن- وطن تورک نمي‌داند؛ انديشه‌اي مخدوش، زائيده‌ي فتيشيسم نام آزربايجان و بدآموزيهاي آزربايجان‌گرايان ايران‌گرا، آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست و آزربايجان‌گرايان استالينيست؛ و بي‌شعوري وطني و مانقورتي‌گري (مانقورتيسم) است. (مقايسه کنيد با کوردان که درميان نخبگانشان هرگز جرياني که مناطق کوردنشين را وطن کوردي و يا کوردستان نداند و يا «بي‌شعورهاي وطني کورد» ديده نشده است).

٢-بخشهاي غير تورک‌نشين جغرافياهاي موسوم به آزربايجان و عراق عجم، وطن ملت تورک نيست. اين بخشها وطن ملل کورد-کوردستان و فارس- فارسستان و ... است. انديشه‌اي که مناطق ملي ديگر ملل و يا وطن آنها را- به صرف بخشي از جغرافياي آزربايجان بودن و آزربايجان نام داشتن، وطن «ملت آزربايجان» مي‌داند، توسعه‌طلبي و زياده‌خواهي ارضي و «شونيسم قومي آزربايجاني» است. مانند چشم‌داشت کوردها به سرزمينهاي تورک به صرف قرار داشتن آنها در استان کوردستان، و يا چشم داشتن فارسها به سرزمينهاي تورک به صرف قرار داشتن آنها در استانهاي مرکزي و البرز و قم و تهران و .... که مصداق به ترتيب زياده‌خواهي و توسعه‌طلبي کوردي و فارسي هستند. ذهنيتي که سرزمينهاي تورک را به سبب آزربايجان نام نداشتن وطن ملت خود نمي‌داند، اما سرزمينهاي غير تورک را به سبب آزربايجان نام داشتن وطن خود مي‌شمارد، نمونه‌ي بي‌شعوري وطني و پريشان‌انديشي است. (مقايسه کنيد با کوردان که درميان نخبگانشان هرگز جرياني که مناطق کوردنشين را به سبب کوردستان ناميده نشدنشان وطن کوردي و يا کوردستان نداند و يا «بي‌شعورهاي وطني کورد» ديده نشده است).

٣-در قرن بيست و يکم «ملل تورکيک» وجود دارند، نه «اَبَرْملت تورک»: ديگر در قرون وسطي زندگي نمي‌کنيم. توده‌ي عظيمي که در گذشته‌ي طولاني يکجا «تورک» ناميده مي‌شد، امروز به ملتها و گروههاي ملي متعددي که مجموعشان «تورکيک» ناميده مي‌شود، هر کدام با نام و هويت اتنيک- ملي ويژه‌ي خود، انشقاق و تحول يافته است. در ايران هم مشابه اين روند تحقق يافته و گروههاي ملي-اتنيک تورکيک شش‌گانه (تورک، تورکمن، خلجي، قزاق، اوزبيک، اويقور) به منصه‌ي ظهور رسيده‌اند.

٤- «تورک» و «تورکمن» دو نام و دو هويت قومي و ملي جداگانه‌اند: يکي از دو گروه اتنيک-ملي تورکيک عمده‌اي که در ايران ساکن است، يعني «اوغوزهاي غربي» خود را «تورک» و ديگري يعني «اوغوزهاي شرقي» خود را «تورکمن» مي‌نامد. «تورک» و «تورکمن»، نامهاي اتنيک (قومي)-ملي خاص به ترتيب اين دو گروه ملي تورکيک است.

دسته‌بندي و يا نامگذاري دو گروه «تورک» و «تورکمن» ساکن در ايران در قالب يک ملت واحد و با يک نام قومي ويا ملي يکسان (تورک، ...) نادرست است. وضعيت ايران، مشابه تورکيه نيست که در آنها همه‌ي گروههاي تورکيک بومي و مهاجر در داخل يک هويت اتنيکي-ملي واحد «تورک» حل شده باشند. در ايران بين «تورکمن» و «تورک» از هر جنبه، از جمله تعريف هويت ملي از سوي خود اعضاي گروه، تاريخ، زبان، الفباء، درک از وطن، اعتقادات-مذهب و حتي فيزيوتيپ تمايز وجود دارد (مانند تمايز بين دو  ملت ايرانيک کورد و بلوچ). اين دو آنتيته‌ي اتنيک-ملي، مانند گذشته، امروز نيز داراي رسانه‌ها و تشکيلات سياسي جدا مي‌باشند. تورکمنها خود را امتداد تورکمنها در کشورهاي تورکمنستان و افغانستان دانسته و آينده‌ي خود را در ارتباط با آنها؛ تورکها خود را ادامه‌ي کشورهاي ترکيه و آزربايجان دانسته و آينده‌ي خود را در ارتباط با آنها مي‌بينند.

بنابراين در ايران امروز، فعالين سياسي مي‌بايد مطابق با و با احترام به خود‌تعريفي و خودشناسي و خودنامگذاري مردمان منسوب به اوغوزهاي غربي و اوغوزهاي شرقي، از دو ملت تورکيک با نامهاي «تورک» و «تورکمن»، که با خطوط قطعي از يکديگر متمايز گشته‌اند سخن رانند، يعني متناسب با آنچه که در واقعيت وجود دارد، نه آرزوها و خيالات خود. مطلب ساده است: در ايران دو گروه ملي «تورکيک» عمده وجود دارند که يکي خود را «تورک» دانسته و با نام قومي «تورک» مي‌خواند، ديگري خود را «تورکمن» دانسته و با نام قومي«تورکمن» مي‌خواند. هنگامي که موضوع مورد بحث ايران است، تقديم و بررسي اين دو گروه ملي «تورک» و «تورکمن»، تحت عنوان واحد تورک، خيالبافي و مهندسي هويت قومي است، صرفاً به مجادله‌ي ملي اين دو ملت ضرر مي‌رساند و حتي به نابودي هويت ملي آنها کمک مي‌کند؛ و در نتيجه خدمت به پان‌ايرانيسم است.

٥- بازيهاي ذهني فعالين سياسي آزربايجان‌گرا و ايران‌گرا با هويت ملي ملت تورک: نام ملي و هويت ملي تورکهاي ساکن در شمال غرب ايران در «منطقه‌ي ملي تورک» (وطن تورک‌ائلي)، هم بخشي از آن که آزربايجان ناميده مي‌شود، هم بخشي از آن که آزربايجان خوانده نمي‌شود؛ همچنين تورکهاي ساکن در مناطق ديگر ايران، اعم از مرکز، جنوب و شمال شرق آن صرفاً «تورک» است؛ «آزري، آزربايجاني، ترک آزري، ترک آزربايجاني، ترک ايراني، ...» نيست. اين نامها و هويتهاي ملي، چيزي نيست به جز بازيهاي ذهني فعالين سياسي آزربايجان‌گرا و ايران‌گراي بريده از مردم خود و واقعيات و يا مانقورتيسم (مقايسه کنيد با نخبگان کورد که هرگز در ميانشان جريانهايي که خواهان تغيير هويت ملي کورد به کوري، کرمانشاهي، کورد کرمانشاهي، کورد ايراني،.... باشند و يا مانقورتهاي ملي کوردي ديده نشده است):

الف-«آزري»، قوم و ملتي خيالي است: نام و هويت قومي «آزري»، يک نام و هويت قومي بي‌پايه و جديد است که از طرف دولت ايران با حمايت بريتانيا و در متن ايدئولوژي استعماري و نژادپرستانه‌ي «آزريسم» و يا دکترين «آزري‌گري» اختراع شده و بکار مي‌رود.

ب-«آزربايجاني»، قوم و ملتي خيالي است: نام و هويت «آزربايجاني»، يک نام و هويت بي‌ريشه و جديد است که در دوره‌ي مشروطيت به عنوان يک قوم متعلق به «ملت ايران» از طرف آزربايجان‌گرايان ايران‌گرا («آزربايجان‌گرايي ايران‌گرايانه») و آزربايجان‌گرايان پان‌ايرانيست («آزربايجان‌گرايي پان‌ايرانيستي»)؛ و در سال ١٩٣٧ از طرف دولت روسيه به رهبري استالين و ميکويان ارمني و در متن ايدئولوژي استعماري و نژادپرستانه‌ي «آزربايجانيسم» و يا «آزربايجان‌گرايي استالينيستي» اختراع شد. اين ادعا که در ايران هويتهاي قومي و يا ملي بنام آزربايجاني وجود دارند، دروغ آزربايجان‌گرايان ضدتورک است. جامعه‌ي جهاني و تورکيه نمي‌بايست فريفته‌ي اين دروغ‌پردازيها شوند.

ج-«تورک آزربايجاني» و «تورک آزري» قوم و ملتهاي خيالي است: در ايران هيچ گروه اتنيک-ملي و يا توده‌اي که خود را «تورک آزري» و يا «تورک آزربايجاني» بداند و يا بخواند وجود ندارد. «تورک آزري» و «تورک آزربايجاني»، تعابير و نامهاي انتقالي هستند که از سوي عده‌اي از فعالين سياسي آزربايجان‌گرا و ايران‌گرا بکار مي‌روند. هدف از کاربرد اين نامهاي انتقالي، تجزيه‌ي ملت تورک و يا اوغوزهاي غربي در ايران، تجزيه‌ي وطن تورک و يا تورک‌ائلي به دو قسمت آزربايجاني و غير آزربايجاني، تسهيل گذر از نام و تغيير هويت ملي بخشي از توده‌ي «تورک» ساکن در شمال غرب به نام و هويتهاي استعماري و نژادپرستانه‌ي «آزري» و «آزربايجاني»، به عبارت ديگر آسيميلاسيون بخشي از ملت تورک که در ناحيه‌ي آزربايجان يعني بخش شمالي تورک‌ائلي ساکن است مي‌باشد. با اين وصف، نام و هويتهاي به ظاهر معصوم «تورک آزري» و «تورک آزربايجاني»، به همان اندازه و يا حتي خطرناکتر از هويتهاي جعلي نژادپرستانه و استعماري آزري و آزربايجاني مي‌باشند. (به لحاظ زبانشناسي هم، گروه لهجه‌هاي ما «تورکماني» نام دارد، نه «آزربايجاني»)

٤-زيرگروههاي ملت تورک، نه اقوام جداگانه: در منابع خارجي، هنگام اشاره به زيرگروههاي تورک ساکن در ايران، رديف کردن نامهاي «آزري، قاجار، افشار، خمسه، قشقائي، ....» به عادت تبديل شده است. اين ادعاها که در تورکيه نيز مدام تکرار مي‌شوند منعکس کننده‌ي واقعيات ميداني و روزگار ما نيستند. گروههاي ملي که «افشار»، «قشقائي»، «قاجار»، ... ناميده مي‌شوند چيزي نيستند به جز زيرگروههاي طائفه‌اي معاصر و يا تاريخي ملت تورک ساکن در اين کشور:

-«قشقائي» نام يک اتحاديه‌ي طوائف تورک است.
-در ايران گروهي قومي به اسم «قاجار» وجود ندارد، آنها کاملاً در توده‌ي تورک حل شده و مشخصات طائفه‌اي خود را از دست داده‌اند.
-«خمسه» نام اتحاديه‌اي از پنج طائفه است که سه تاي آنها تورک، يکي لر و ديگري عرب است
-...... 

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.