تورکایلی است نه روژههلات
توسعهطلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر
مئهران باهارلی
سؤزوموز
موضع آنتی دموکراتیک سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان در قبال برخی شهرها و مناطق تورکایلی مخصوصا بخش آزربایجانی آن
سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان گزارشی تحت نام «خبرهائی از کوردستان» صادر کرده است[1]. روح و دیدگاه حاکم بر این گزارش مانند بسیاری از گزارشات قبلی این سازمان نوعی قومیتگرائی بدوی، زیادهخواهی و فاشیسم کوردی، توسعهطلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر است. این روح و دیدگاه بسیار ناسالم و فوق العاده مضر و مخرب، در ضدیت کامل با روح و فلسفهی دفاع از حقوق بشری ایرانیان کورد و تبلیغ همزیستی مسالمتآمیز ملل ساکن در ایران قرار دارد.
گزارشات سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان، که علی القاعده میباید مربوط به کوردستان و کوردها باشند، نوعاً و همواره شامل مواردی مربوط به تورکها و شهرها و مراکز جمعیتی تورکنشین غیر کوردستانی در شمال غرب ایران، تاریخا متعلق به وطن تورک و یا تورکایلی (منطقهی ملی تورک در شمال غرب – غرب ایران) مخصوصا بخش آزربایجانی آن، از جمله شهرهای تورک سالماس (سلماس)، خوی، سولدوز (نقده)، بیجار (بایجار)، اورمو (اورمیه)، ماکی (ماکو)، قوشاچای (میاندوآب)، ماراغا (مراغه)، قوروا (قروه)، سایین قالا (شاهین دژ)، تیکان تهپه (تکاب) و .... نیز میباشد. سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان با گنجاندن اخبار شهرهای تورکنشین و مناطق تاریخی تورک و سرزمین تورکایلی مخصوصا بخش آزربایجانی آن در گزارشات منتشرهی خود، سعی در القاء توهم «کوردنشین» و «کوردستانی» بودن این شهرها و مناطق تورک را دارد. در این گزارشات و اخبار، به عنوان قاعدهای عمومی، جمعیت اصلی و صاحبان تاریخی این سرزمین و مناطق یعنی تورکها یا به عنوان «اقلیت حاشیهای تورکزبان» و «مهمان آذری» در این مناطق گویا «اصلاً کوردنشین» و گویا «همیشه کوردستانی» نشان داده میشوند، و یا کلا سانسور شده و ذکر نهمیگردند.
ناگفته پیداست که این همه، بیش از پرداختن صادقانه به مسائل حقوق بشری کوردها و اخبار منطقهی ملی کوردنشین و یا کوردستان، تبلیغ و جا انداختن ایدهی «کوردستان بزرگ» (الکردستان الکبری) و تثبیت اراضی و مرزهای این کشور خیالی و سرزمین مجازی در میان فارسیزبانان و تشکیلات حقوق بشری جهانی و مراکز و نهادهای سیاسی بین المللی است. «کوردستان»، به نحوی که سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان آن را ادراک و تعریف میکند با «کوردستان بزرگ» ملیگرایی افراطی و فاشیسم کورد، از جمله ایدئولوژی سازمان استالینیستی – مائوئیستی - تروریستی پ.ک.ک. و بازوی ایرانی آن پژاک عینیتی تمام دارد و ملهم از آن است که در سالهای اخیر از طرف کوردهای ایرانی هم قبول شده و تبلیغ میشود.
سرزمین تخیلی «کوردستان بزرگ»، بخش وسیعی از مناطق زیست ملل همسایه در خارج کوردستان و به دور از حیطهی زیست تاریخی کوردها، از جمله صدها روستای تورک و دهها شهر تورک با میلیونها اهالی تورک در جمهوری آزربایجان، عراق، تورکیه و سوریه را نیز شامل میشود. در حالی که بسیاری از شهرها و مراکز جمعیتی تورکنشین گنجانده شده در این گویا کوردستان بزرگ یا دارای جمعیت کورد نیستند و یا صرفاً درصدی کوچک از جمعیت آنها – اغلب مهاجرین جدید – کورد است. قسمتی از این کوردستان تخیلی که گویا در ایران واقع است (کوردستان شرقی، روژههلات)، مناطق بسیار وسیعی از منطقهی ملی تورک و تورکنشین در شمال غرب ایران و یا تورکایلی مخصوصا بخش آزربایجانی آن، و همچنین بخشهائی از مناطق زیست تاریخی ملل لک (لکستان) - لور (لورستان)، فارس (فارسستان) و عرب (عربستان) را در برمیگیرد.
به نظر میرسد توهمی کاملاً جدی در بسیاری از سازمانها و سیاسیون کورد در ایران و منطقه ایجاد شده است که هر مرکز جمعیتی، حتی با یکی دو درصد نفوس کورد، و حتی اگر این نفوس کورد در سالها و ماهها و هفتههای اخیر به این مناطق مهاجرت کرده باشند، متعلق به «کوردستان بزرگ» است و میباید در نقشههای – چنانچه خود مینامند - «آخرین مستعمرهی جهان» گنجانده شود. به عنوان نمونه رامبد لطفیپور یکی از کادرهای بلندپایهی حزب دموکرات کوردستان در یک گفتار عقلستیز فاشیستی میگوید[2]: «چنان که میدانیم شهر ماکو همچون برخی از دیگر شهرهای کردستان مانند اورمیه، نقده، میاندوآب، سلماس و …. بافت جمعیتی آن از ترکیب دو ملت کورد و تورک به وجود آمده است. همچنانکه جمعیت کرکوک در کوردستان جنوبی را کورد و تورک و عرب تشکیل میدهند. اما واقعیت این است که کرکوک شهری کوردستانی است. به همین صورت ماکو، ارومیه، نقده، میاندوآب، سلماس و ….. هم شهرهای کوردستانی هستند. این واقعیت مناقشهبردار نیست. تظاهرات و قیام ملی اخیر کوردها در ماکو سند غیر قابل انکار اثبات این واقعیت میباشد. این شهرها هر چند که ساکنان تورکزبان هم داشته باشند، اما سرزمین کورد هستند و تورکها در آنجا مهمانند و قابل احترام و باید با آنها محترمانه رفتار نمود. آنها همچون اقلیتی ساکن این سرزمیناند و در سرزمین کوردها به سر میبرند. بر این مسأله هیچ ایرادی نیست».
این ادعای دیوانهوار و جنونآمیز توسعهطلبانه و فاشیستی به جز صدور دعوتیه برای جنگهای قومی و برادرکشی، خونریزی و مصیبت چیز دیگری نیست. کاربرد این منطق غریب، تورکها را نیز مجاز و محق میسازد که اکثر مناطق عراق و قفقاز حتی روسیه و همچنین سراسر ایران را از جمله خود شهرستانهای فعلا اکثرا کوردنشین سنندج و ساووجبولاق (مهاباد) و کرمانشاه را به سبب حضور گروههای بی شمار تورک در آنها، آن هم از قرنها پیش، جزء «تورکایلی (تورکستان) بزرگ» دانسته و داخل در نقشههای خود کنند! و یا به بلوچهای مهاجر و اسکان داده شده در تورکمنیورت (تورکمنستان صحرا) این حق را میدهد که تورکمنستان جنوب غربی واقع در ایران را بلوچستان بهنامند و داخل در نقشههای «بلوچستان بزرگ» سازند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان با اصرار مناطق تورکنشین استانهای آزربایجان غربی و همدان و زنجان و قزوین، .... را جزء کوردستان قلمداد میکند. در حالی که همین سازمان هنگام درج اخبار مربوط به مناطق تورکنشین آزربایجانی و غیر آزربایجانی متعلق به «تورکایلی» قرار داده شده در استانهای امروزی کوردستان و کرمانشاهان توسط دولتین پهلوی و جمهوری اسلامی، مانند بخش اعظم شهرستانهای سونقور - سنقر، بیجار، قوروا - قروه و .... که تورکنشین هستند، صماً و بکماً ساکت بوده و کوچکترین لزومی به اشاره به تورکنشین بودن این مناطق و تعلق آنها به تورکایلی، و یا دفاع از حقوق بشری و ملی تورکان ساکن در آنها نهمیبیند.
سناریوی تکراری فاشیسم کورد: کوردسازی، کوردستانسازی، اشغال و الحاق کوردی و پاکسازی قومی
آنچه سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان و دیگر نیروهای سیاسی کورد مشغول به انجام آن هستند، ادامه و مشابه همان سناریوئی است که قبلاً از طرف مقامات و نیروهای ملیگرای افراطی و فاشیست کورد (و ارمنی) در مقابل چشم جهانیان و در مناطق تورکنشین عراق (و قفقاز) اجرا شده است:
-
به منظور آماده ساختن و ایجاد زمینهی ذهنی و موافقت و رضایت افکار عمومی با الحاق
سرزمینهای تورکنشین به کوردستان بزرگ، تبلیغات همهجانبه و جنگ روانی بسیار
گستردهای برای شیطانسازی از تورکها و فرشتهسازی از کوردها و ارمنیها میشود،
-در
نشریات و کتابها و نقشهها، اسامی تاریخی و جوغرافیائی تورکی موجود در این مناطق
به کوردی تغییر مییابند،
-برای
مناطق سابقاً و یا فعلاً تورکنشین که قرار است اشغال و به کوردستان بزرگ الحاق
شوند، یک تاریخ جعلی و عاری از تورک ساخته و بازنوشته میشود،
-
به قسمتهایی از کشورهای منطقه که قرار است اشغال و به کوردستان بزرگ الحاق شوند و
شامل سرزمینهای تاریخا تورک و تورکنشین هم هستند، نامهای جدید کوردی گذاشته میشود:
کوردستان شرقی (ایران) و یا روژههلات، کوردستان جنوبی (عراق) و یا باشور، کوردستان
غربی (سوریه) ویا روژاوا، کوردستان شمالی (تورکیه) ویا باکوره، ....
-
سرزمینهای تاریخا تورک و تورکنشین که قرار است اشغال و به کوردستان بزرگ الحاق
شوند، در نقشهها در داخل محدودهی «کوردستان بزرگ» و «ارمنستان بزرگ»، و یا
کوردنشین و ارمنینشین نشان داده میشوند،
-با
انجام عملیات تروریستی، قاچاقچیگری، کولبری و ... در مناطقی که قرار است اشغال و
به کوردستان بزرگ الحاق شوند، هرج و مرج و ناامنی و جو امنیتی – پولیسی ایجاد و
این نیز به مرور زمان باعث فراری دادن تورکان بومی از آنها میشود. همزمان در
هماهنگی با دولتهای متخاصم (ایران و ارمنستان و ....)، کوردهای تازه وارد از دیگر
مناطق ایران و کشورهای همسایه (عراق، تورکیه) به جای آنها اسکان داده شده و بدین
ترتیب ترکیب اتنیک و ملی اهالی روستاها و شهرهای تورکنشین مذکور به نفع کوردها و
ارمنیها دگرگون میگردد،
-و در نهایت در شرایط مناسب و با حمایت دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی - اوروپایی (روسیه، آمریکا، فرانسه، ...) این سرزمینهای تورک اشغال و پس از چندی ضمیمهی خاک کوردستان و یا ارمنستان میشود.
با این شیوه است که ایروان، شهری آزربایجانی که در آغاز قرن بیستم بیش از نیمی از جمعیت آن را تورکها تشکیل میدادند، امروز تماما از تورکها تصفیه و به پایتخت ارمنستان تبدیل شده است.
تعدی و دستدرازی رهبران گروههای کورد منطقه به سرزمینهای ملل همسایه، پشت کردنشان به دوستی و مودت با این ملل، و سوء استفادهی آنها از سرکوب حقوق ملی خلق کورد در خاورمیانه، علاوه بر تسلیم شدن به موج قومیتگرائی زیادهخواه و فاشیسم کوردی و توسعهطلبی کوردستانی، در ارتباط با چند عامل است:
-
وضعیت و فعل و انفعالات اخیر جهانی و منطقهای، به ویژه آن چه در عراق (و سوریه) میگذرد
(تاسیس دولت اقلیم کوردستان در عراق با حمایت دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی، ....)
و اعتماد به نفس حاصله از این وقایع در میان نیروهای کورد
-
وعده و وعیدهای آشکار و پنهانی دولتهای استعمارگر و
امپریالیستی و صلیبی غربی به کوردها مبنی بر عدم مخالفت آنها با اشغال و
ضمیمه کردن مناطق تورکنشین و عربنشین منطقه به کوردستان بزرگ
-اشتراک داوطلبانهی رهبران و تشکیلات مسلح کوردی در جنگهای نیابتی به عنوان نیروی وکالتی، ماشه و مزدور آن دولتهای استعمارگر و امپریالیستی و صلیبی غربی بر علیه دیگر ملل منطقه و مشخصا تورکها.
هنوز صدای طالبانی رئیس اتحادیهی میهنی کوردستان که چند سال پیش اعلام میکرد «کرکوک شهری کوردستانی نیست و ما قصد الحاق آن به کوردستان را نهداریم» در گوش تورکهای ساکن در ایران و عراق طنینانداز است. این شهر نه تنها اکنون «کوردستانی» اعلام شده، بلکه با اسکان دهها هزار کورد تازه وارد در حال تبدیل گردیدن به شهری «کوردی» است. مقامات کورد و رهبران نیروهای سیاسی کورد پس از حذف عملی تورکیه از معادلات سیاسی عراق (در نتیجهی سیاستهای نادرست این کشور در قبال تحولات عراق) و تمایل آمریکا به شکرگذاری و دادن پاداش به کوردها که متفق آنها در ساقط کردن رژیم صدام و اشغال عراق بودند، مطمئن از شمسیهی حمایتی سیاسی و نظامی اشغالگران و دریافت چک سفید از سوی آنان برای توسعهطلبی ارضی و زیادهخواهی خاکی، آشکارا و بدون ملاحظه شروع به این ادعا نمودهاند که کرکوک، «قلب کوردستان»، «پایتخت کوردستان»، و «قدس کوردستان» است. پیشتر از آن هم، جهانیان شاهد اعلام اربیل، شهری که تا این اواخر مسکن حدود ٣٠٠ هزار تورکمان بود، به عنوان پایتخت رسمی اقلیم کوردستان شده بودند.
با این همه، حافظهی تاریخی تورکان تورکایلی مخصوصا در استان آزربایجان غربی در بارهی قتل عامها و تهاجمات و کشت و کشتارها و غارتهای شیخ عبیدالله و سیمیتقو و حزب دموکرات کوردستان و .... در تاریخ معاصر و نزدیک، محافظه شده و بسیار زنده است. آنها همچنین تجربهی کرکوک و .... تورک را پیش چشم دارند که در نتیجهی توسعهطلبی کوردی در عراق، همکاری گروههای فاشیست کورد با دولتهای استعمارگر و امپریالیستی و صلیبی غربی اشغالگر، غفلت تورکهای این کشور و سیاستهای نادرست دولت تورکیه، ... به زور و حیله در حال مصادره و بلعیده شدن از سوی قومیتگرائی توسعهطلب و فاشیست کوردی و الحاق به کوردستان بزرگاند. بسیار بعید است که با وجود این آگاهی و تجربه، هیچ کدام از شهرهای آزربایجانی و غیر آزربایجانی تورکایلی از ماکو تا سونقور به عاقبت ایروان و کرکوک و .... دوچار شوند. این شهرها و مناطق، چه آزربایجانی و چه غیر آزربایجانی، همه متعلق به «تورکایلی» هستند و هرگز جزئی از «روژههلات» نهخواهند شد.
همسوئی قومیتگرائی افراطی و فاشیسم کورد با دیدگاههای پانایرانیستی و سیاستهای رسمی تورکستیزانهی دولت جمهوری اسلامی
یکی دیگر از نکات منفی موجود در دیدگاهها و گزارشات سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان، که به شدت به دوستی و مودت تاریخی و لازم دو ملت تورک و کورد آسیب میرساند، همسوئی این سازمان با دیدگاههای پانایرانیستی و سیاستهای رسمی تورکستیزانهی دولت جمهوری اسلامی در کاربرد ترمینولوژی دولتی و سعی برای تغییر توپونیمهای تورکی و نیز نام خود ملت تورک است.
سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان در حالی که به عنوان نمونه در گزارش اخیر خود برای نامیدن شهر «دیاربکر» در تورکیه، در اعتراض به حق به سیاستهای نادرست دولت تورکیه در تغییر اسامی تاریخی مناطق کوردنشین از اسم تاریخی «آمِد» (عمید) استفاده میکند، از کاربرد نامهای تورکی تاریخی و اصلی شهرهای تورکنشین تورکایلی مانند «سولدوز»، «سایین قالا» و ... خودداری کرده و به جای آن نامهای تحمیلی دولتی - فارسی «نقده»، «شاهین دژ»، ... را به کار میبرد. این سازمان در مورد شهرهای سابقاً تورکنشین اما در حال حاضر کوردنشین مانند «ساووج بولاق»، «خانا»، و ... نیز همین سیاست را تعقیب کرده و به جای کاربرد نامهای تاریخی و اصلی تورکی این مناطق، از آنها با نامهای جدید و جعلی فارسی ساختهی رژیم پانایرانیست و نژادپرست پهلوی «مهاباد»، «پیرانشهر» و ... یاد میکند.
پیروی سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان و دیگر تشکیلات و شخصیتهای کوردی از سیاستهای نژادپرستانه و پانایرانیستی و ضد تورک دولتهای ایران در تغییر نامهای تاریخی تورکی، محدود به اسامی جوغرافیائی شهرهای استانهای آزربایجان غربی و کوردستان نه بوده، به تغییر نام ملت «تورک» نیز سرایت کرده است. آن چنان که سازمان دفاع از حقوق بشر کوردستان به همراه اکثر تشکیلات و شخصیتهای کوردی، بیمهابا یکی از اساسیترین اصول حقوق بشری را – که عبارت است از احترام به خودنامگذاری اقوام و ملل و گروههای ملی و تقید به حق نامیده شدن آنها با اسامی تاریخی و ملی خودشان- زیر پا گذارده و با اصرار از ملت «تورک» کائن در ایران با نامهای جعلی و راسیستی - دولتی «آذری» و «آذربایجانی» یاد میکند. حمایت کوردان ایرانی از سیاست ضد انسانی «آذری» و «آذربایجانی» نامیدن تورکان ساکن در ایران توسط جمهوری اسلامی – در حالی که خود از سیاست «تورک کوهی» نامیده شدن کوردان تورکیه پس از جنگ جهانی دوم توسط بعضی گروههای افراطی آن کشور سخت ناخشنودند - رفتاری تاسفآمیز و فوق العاده سوالبرانگیز است.
خطاهای خانمانسوز شخصیتها و گروههای سیاسی کوردستانی و مقامات ایرانی کورد
طمع به خاک دیگری داشتن، کوشش برای الحاق اراضی تورکنشین متعلق به تورکایلی مخصوصا در استان آزربایجان غربی به کوردستان بزرگ، حتی اگر صرفاً در نقشهها و گزارشات و اخبار بوده باشد؛ و تغییر نام ملت تورک و اسامی تورکی شهرهای تورکایلی در همسوئی با مراکز دولتی و غیر دولتی پانایرانیست، خطاهای خانمانسوزی هستند که گروههای سیاسی کوردستانی و نیز شخصیتها و مقامات ایرانی کورد میبایست به نام حقیقت، مصلحتگرائی و دوستی دو ملت تورک و کورد از ارتکاب به آنها به شدت پرهیز کنند. پیروی از همچو سیاستهای ناشایستی از سوی شخصیتها و انجمنهای حقوق بشری کوردی و کوردستانی، وهیمتر از یک خطائی سیاسی صرف بوده، ملعبه نمودن مبارزهی شریف حقوق بشری، آلوده ساختن آن به قومیتگرائی بدوی و خیانت به دوستی ملل تورک و کورد است.
آن چه تورکان و کوردان ساکن در ایران محتاج آنند روشنگری و آگاهی یافتن بر حقوق ملت خود و ملل همسایه، دعوت مردم به همزیستی و مدارا، ایجاد جو اعتماد متقابل، مخالفت با ماشهی دول امپریالیستی در جنگهای نیابتیشان بر علیه ملل همسایه شدن و دوری از توسعهطلبی ارضی و زیادهخواهی قومی توسط روشنفکران و فعالین سیاسی طرفین است. این همه متاسفانه در تناقض آشکار با آن چه سازمان حقوق بشر کوردستان و دیگر گروههای قومیتگرای کورد و حتی بسیاری از مقامات کورد جمهوری اسلامی در حال انجام آنند میباشد. آن چه که این دستهجات و شخصیتهای کورد در حال انجام آنند عبارت است از قومیتگرائی ارزان، یک جانبهنگری، خولیاهای توسعهطلبانه، نقشهکشیهای بیپایه، صدور دعوتیه برای جنگهای قومی و برادرکشی، و خونریزی و مصیبت.
سکوت احزاب و فعالان و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی انساندوست، صلحطلب و دموکرات کورد در مقابل روند غیر دموکراتیک و سعی تنشزای افراطیون قومیتگرای کورد در آسیمیلاسیون و کوردسازی مناطق تورکنشین متعلق به تورکایلی در استانهای کوردستان و کرمانشاهان، تلاش برای استثمار منابع و ذخائر آنها و ادعاهای ناسنجیدهی ارضی کوردان ایرانی و خارجی بر این مناطق و دیگر مراکز جمعیتی تورکنشین در استانهای آزربایجان غربی و همدان، اعم از این که آنها تحت تاثیر سیاست ارعاب قرار گرفته باشند، به خاطر مراعات بعضی ملاحظات و یا در نتیجهی یک انتخاب آگاهانهی استراتژیک این مواضع را اتخاذ کرده باشند، بیش از هر زمان نامشروع، ناموجه و زیانبار است.
وقت آن رسیده است که به نام دوستی و همزیستی ملتهای ساکن در ایران، همهی احزاب سیاسی و همهی فعالان سیاسی و فرهنگی و شخصیتها و روشنفکران مسئول و روشنبین کورد، یک صدا این اعمال ضد انسانی گروهها و شخصیتهای افراطی زیادهخواه را محکوم کرده و بدین ترتیب فشار اجتماعی نیرومندی علیه قومیتگرائی بدوی و توسعهطلب دشمنان هر دو ملت کورد و تورک و برای جلوگیری از تکرار فجایع در آینده ایجاد نمایند.
گئرچهیه هو!
[2] کوردستان شمارهی ۴۳۲ و تارنمای حزب
دموکرات کوردستان ایران
برای مطالعهی بیشتر:
«روژاوا» یک پایگاه امپریالیستی - پروژهای صلیبی – حرکتی اشغالگر، و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)- «یگانهای مدافع خلق» (YPG) وابسته به پکک، فالانژیستهای سوریه هستند.
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/12/sdf-ypg.html
ایجاد حاکمیت کوردی در سرزمینهای غیر کوردی، اشغال است
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
پروژهی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/10/blog-post_12.html
ما و چند کجروی در حرکت ملی کورد
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_9.html
اقدام و تلاش برای ایجاد کوردستان در سرزمینهای غیر کوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_25.html
تورکایلی است نه روژههلات: توسعهطلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع از حقوق بشر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_97.html
برخورد با تهدید توسعهطلبی کوردی، با نگاهی بر مواضع تاتارهای کریمه، تورکهای قبرس، اویقورهای چین و کشمکش ایران-اسرائیل
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_14.html
مقاومت در مقابل توسعهطلبی گروههای اولتراناسیونالیست و مسلح-تروریستی کوردی، خدمت به خلق تورک است.
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_21.html
جنگهای نیابتی-وکالتی روسیان-اروپائیان-آمریکائیان بر علیه تورکان منطقه در قرن بیستم
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
منطقهی پرواز ممنوع، سناریوی غرب صلیبی - فرانسه و گروههای کوردی برای غرب و شمال غرب ایران
https://sozumuz1.blogspot.com/2022/11/blog-post_24.html
در فرانسه کتاب درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی را به عنوان کوردستان نشان میدهد.
https://sozumuz1.blogspot.com/2020/09/blog-post_7.html
اسلامیستهای تورکیه و مشروعیت دادن به تأسیس دولت کوردستان بر روی سرزمینهای غیرکوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/06/blog-post.html
موضع حرکت ملی دمکراتیک تورک در بارهی رفراندوم استقلال اقلیم کوردستان
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_72.html
سورییه و عیراقین فئدئراللاشماسی و یا بؤلونمهسی، تورک خالقینین هابئله تورکییهنین میللی چیخارلارینا اویقوندور
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_20.html
تركیب جمعیتی-ملی شهر اورمو و حومهی آن در سال ١٨٦٩
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_64.html
بنا به لورد کرزون «اورموی سالهای ۱۸۹۲ سکنهی کورد نهداشت».
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_4.html
خاطرهای از علیرضا نظمی افشار در رابطهی اورموی تورک با گروههای کورد و نهبود جمعیت قابل ملاحظهی کورد در آن در سال ۱۹۴۸
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_20.html
خوی خیانتپیشهگی تورکهای چپ ایرانی و آزربایجانگرایان پانایرانیست
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_97.html
خیانت عدهای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمو توسط سیمیتقو
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/1.html
تاریخ تهاجمات و جنایات ارامنه، اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو در آزربایجان. مقدمه، لغتنامه، ویرایش و بازنویسی مئهران باهارلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_88.html
قساوت قلب، خونریزی و اوصاف ظالمانهی اسماعیل آقا سیمیتقو، به روایت ابوالقاسم امین الشرع خویی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_14.html
این صداها را بشنویم: از دهستان تورک دلبران (تالپیران)، بخش مرکزی شهرستان قروه، قرار داده شده در استان فعلی کوردستان

No comments:
Post a Comment