Saturday, December 25, 2021

دوْقوُزات - هدیه‌های نه‌گانه‌ی نادرشاه افشار به سلطان محمود اول عثمانلی طبق اوسطوره‌ها و سنت مقدس شمردن عدد نُه-٩ توسط تورک‌ها و موغول‌ها

دوْقوُزات - هدیه‌های نه‌گانه‌ی نادر شاه افشار به سلطان محمود اول عوثمان‌لی طبق اوسطوره‌ها و سنّت مقدس شمردن عدد نُه-٩ توسط تورک‌ها و موغول‌ها 

مئهران باهارلی

 

Türk hakan Nadir Şah Afşar’ın Dokuz sayısını kutsal sayma Türk - Moğol geleneklerine uygun olarak Osmanlı Sultanı Birinci Mahmuda gönderdiği Dokuzat - Dokuzlu Armağanlar.

Dokuzat - Gifts of Nine, sent by Turkish Khagan Nadir Shah Afshar to Ottoman Sultan Mahmud I, in accordance with Turkish - Mongolian traditions considering the number Nine sacred.

Méhran Baharlı

خلاصه

نادر شاه افشار در سال ١٧٤١ هدایایی را شامل یک فیل به سلطان محمود اول عوثمان‌لی فرستاد. مجموعه‌ی هدایای نادر شاه مرکب بود از ٩ قلم جنس، که تعداد هر قلم نیز مضربی از عدد ٩ بود. در نتیجه تعداد کل هدایا ٢٤٣ عدد، یعنی ٢٧ ضرب در ٩ و یا ٢٧ دوقوزات می‌شد. رعایت اصل مضرب ٩ بودن تعداد هدایا و پیشکش‌های ارسالی نادر شاه به سلطان عوثمان‌لی، ناشی از اعتقاد او به مقدس بودن عدد ٩، مطابق با اعتقادات و سنن و اوسطوره‌های تورک – موغول (و دیگر اقوام آلتاییک) بود. این امر هم‌چنین از جلوه‌های تورکیسم – تورک‌گرایی نادر شاه افشار، و نمونه‌ی دیگری از تقید شخصی او به رعایت و پیروی از یاسا، تۆزۆک، یوْسُون و تؤره‌های تورک – موغول است. در این مقاله به مورد دوقوزات نادر شاه افشار، و جایگاه عدد نه در فرهنگ ملل چینی و موغول و تورک پرداخته‌ام. هم‌چنین نمونه‌هایی از کاربرد عدد نُه در ادبیات و فولکور و نام‌های شخصی و نام‌های جوغرافی مردم تورک ساکن در ایران و تورک‌ایلی (اورمو، ...) داده‌ام.  

اؤزه‌ت:

١٧٤١ ایلی‌نده نادیر شاه آفشار، عوثمان‌لی سولطانی بیرینجی ماحمودا ایچی‌نده یاغان (فیل) دا اولان بؤیوک بیر آرماغان تاخیمی (هدیه مجموعه‌سی) گؤنده‌ردی. آرماغان‌لار هر بیری ٩ون قاتی اولان ٩ آیریق (فرق‌لی) تورده‌ن (جنس‌ده‌ن) اورون‌ده‌ن (محصول‌دان) اولوشوردو. سونوج اولاراق توپلام آرماغان سایی‌سی ٢٤٣، چیندی (یعنی) ٢٧ دوققوزلو و یا دوقوزات تاخیمی‌نا ده‌نک گه‌لیردی (٢٧ چارپی ٩). نادیر شاه‌ین سولطان بیرینجی ماحمودا گؤنده‌ردییی آرماغان‌لارین سایی‌سی‌نین ٩ون قاتی اولماسی، اونون تورک – موغول (و باشقا آلتاییک) اولوس‌لارین اینانج و گه‌له‌نه‌ک‌له‌ری‌نه اویقون اولاراق، ٩ سایی‌سی‌نی قوتسال سایماسی‌ندان قایناق‌لانیردی. بو آیری‌جا نادیر شاه آفشارین تورک‌چولویونون بیر گؤسته‌رگه‌سی و تورک – موغول یاسا، توزوک، تؤره و یوسون‌لاری‌نی اویقولاما و ایزله‌مه قونوسونداکی اؤرچه‌سی‌نین (اصراری‌نین) بیر باشقا اؤرنه‌یی‌دیر. بو یازیم‌دا نادیر شاه‌ین دوقوزاتی‌نی اه‌له آلاراق، دوققوز سایی‌سی‌نین چین، موغول و تورک اه‌کینج‌له‌ری‌نده‌کی (کولتورله‌ری‌نده‌کی) یئری‌نه، ده‌ییندیم. آیری‌جا ایران‌دا یاشاماقدا اولان تورک اولوسو (ملتی) و تورک‌ایلی‌نین گؤرک‌سؤزو (ادبیاتی)، ائل‌بیلیمی (فولکلورو)، کیشی‌سه‌ل آدلار و یئرآدلاری‌ندا دوققوز سایی‌سی‌نین قول‌لانیمی‌نا ایلیشکین اؤرنه‌ک‌له‌ر وئردیم.

Özet

1741 yılında Nadir Şah Afşar, Osmanlı Sultanı I. Mahmud’a içinde yağanın (filin) da bulunduğu büyük bir armağan (hediye) takımı gönderdi. Armağanlar, her biri 9’un katı olan 9 ayrık (farklı) türden üründen oluşuyordu. Sonuç olarak toplam armağan sayısı 243, çındı (yani) 27 dokuzlu veya Dokuzat takımına denk geliyordu. (27 çarpı 9). Nadir Şah’ın Sultan I. Mahmud’a gönderdiği armağanların sayısının 9’un katı olması, onun Türk-Moğol (ve öteki Altayik) halkların inanç ve geleneklerine uygun olarak, 9 sayısını kutsal saymasından kaynaklanıyordu. Bu aynı zamanda Nadir Şah Afşar’ın Türkçülüğünün bir göstergesi, ve Türk-Moğol Yasa, Tüzük, Töre ve Yosun’larını uygulama ve izleme konusundaki örçesinin (ısrarının) bir başka örneğidir. Bu yazımda Nadir Şah’ın Dokuzatı’nı ele alarak dokuz sayısının Çin, Moğol ve Türk ekinçlerindeki (kültürlerindeki) yerine değindim. Ayrıca İran’da yaşamakta olan Türk ulusu ve Türkili’nin görksözü (edebiyatı), budunbilimi (folkloru), kişisel adları ve yeradlarında, dokuz sayısının kullanımına ilişkin örnekler verdim.

Abstract

In 1741, Nadir Shah Afshar sent a grand gift set to Ottoman Sultan Mahmud I, which also included an elephant. The gifts consisted of 9 different types of goods, with each type being a multiple of 9. Consequently, the total number of gifts amounted to 243, which is equivalent to 27 sets of nines or Dokuzat. The number of gifts sent by Nadir Shah to Sultan Mahmud I was a multiple of nine. This was because he considered the number nine as sacred, in line with the beliefs and traditions of the Turkish-Mongolian (and other Altaic) peoples. This is also a manifestation of Nadir Shah Afshar's Turkism, as well as another example of his personal insistence on implementing and following the Turco-Mongol Yasa (laws), Tüzük (statutes), Töre (mores) and Yosun (customs). In this article, I discuss the Nadir Shah’s Dokuzat and explore the significance of the number nine in Chinese, Mongolian and Turkish cultures. Additionally, I provide examples of the use of the number nine in literature, folklore, personal names and geographical names of Türkili and Turks living in Iran.




Wednesday, December 22, 2021

رقعه‌ی تورکی جغتایی نشاط اصفهانی، وزیر امور خارجه و رئیس دیوان انشاء دولت قاجار به دوره‌ی فتحعلی شاه

 رقعه‌ی تورکی جغتایی نشاط اصفهانی، وزیر امور خارجه و رئیس دیوان انشاء دولت قاجار به دوره‌ی فتحعلی شاه


مئهران باهارلی

 

در این مقاله رقعه‌ای کوتاه به تورکی جغتایی از نشاط اصفهانی، رئیس دیوان انشاء دربار فتح‌علی شاه قاجار را معرفی کرده‌ام. نشاط اصفهانی، «بخشی-باخشی»‌ (به عربی-فارسی: رئیس، دبیر و یا صاحب دیوان رسائل، منشی الممالک) موسسه‌ی دولتی «بیتیک‌چی» و یا «توغرا-طغرا» (به عربی-فارسی: دیوان رسائل، دیوان انشاء، دارالانشاء، دبیرخانه، دفترخانه‌ی دربار) فتح‌علی شاه قاجار و اولین وزیر امور خارجه‌ی دولت قاجاری بود.

آثار تورکی و یا تورکیات نشاط اصفهانی که همه به لهجه‌ی جغتایی زبان تورکی هستند، به لحاظ ادبی و صنایع شعری، غنای دائره‌ی لغات و اصطلاحات تورکی و مهارت در استعمال قواعد و قوالب دستور زبانی تورکی و لهجه‌ی جغتایی آن در سطحی بسیار متعالی قرار دارند. این آثار تورکی که در نشرهای ایران علی القاعده سانسور می‌شوند شامل اشعار تورکی، و نوشته‌جات منثور تورکی از قبیل فرمان، خطبه، مکتوب دیپلوماتیک، عقدنامه، رقعه، ... هستند[1].

تورکیات مخصوصا نوشته‌جات تورکی منثور نشاط اصفهانی، بخشی‌یِ نهاد بیتیک‌چی –توغرا و یا رئیس دیوان انشاء دربار و اولین وزیر خارجه‌ی دولت قاجار، علاوه بر ارزش ادبی، از لحاظ تاریخی نیز ارزش بسیار دارند:

- نوشته‌جات منثور تورکی نشاط اصفهانی از قبیل فرمان، خطبه، مکتوب دیپلوماتیک، عقدنامه،... اسنادی تاریخی دال بر رسمی و دولتی بودن زبان تورکی به دوره‌ی فتح‌علی شاه قاجار هستند. تورکی‌دانی و تورکی‌نویسی روسا و مامورین دیوان انشاء، که یک موسسه‌ی رسمی و دولتی بسیار مهم بود، وضعیت و فعالیتی ناشی از رسمیت و دولتی بودن زبان تورکی در آن دوره است.

- کاربرد لهجه‌ی جغتایی زبان تورکی در تالیف اسناد رسمی و دولتی مانند فرمان، خطبه، مکتوب دیپلوماتیک، عقدنامه از طرف نشاط اصفهانی نشان می‌دهد که در دوره‌ی فتحعلی شاه قاجار، لهجه‌ی جغتایی هم - علاوه بر لهجه‌های تورکمانی و به درجه‌ی کم‌تری لهجه‌ی عثمانلی زبان تورکی - از موقعیت رسمی و دولتی بودن بر خوردار بود.

- نشاط اصفهانی خود ذکر می‌کند این رقعه‌ی مسجع به لهجه‌ی جغتایی را خطاب به یکی از دوستان نوشته است. این امر نشان می‌دهد که در دوره‌ی فتح‌علی شاه لهجه‌ی جغتایی زبان تورکی از آن چنان پرستیژ و اعتبار اجتماعی برخوردار بود که مقامات و اهل قلم در ایران آن را در روابط اجتماعی و شخصی خود هم بکار می‌بردند، علی رغم آن که قرن‌ها بود دیگر کسی به لهجه‌ی جغتایی تکلم و صحبت نمی‌کرد.


Sunday, December 12, 2021

پیش‌نهاد کومک نظامی آتاتورک به احمد شاه‌ قاجار برای اعاده‌ی سلطنتش، مخالفت احمد شاه‌ با آن، و اتحاد عکس‌العملی آتاتورک با رضا شاه‌

پیش‌نهاد کومک نظامی آتاتورک به احمد شاه‌ قاجار برای اعاده‌ی سلطنتش، مخالفت احمد شاه‌ با آن، و اتحاد عکس‌العملی آتاتورک با رضا شاه‌ 

مئهران باهارلی 

بازنویسی اساسی و نشر دوباره‌ی مقاله‌ی اصلی به‌ تورکی از سال ٢٠٠٥

خلاصه

در این مقاله یک سند از انوشیروان سپهبدی، سفیر کبیر ایران در تورکیه بین سال‌های ۱٩٤٠۱٩٤٤ را معرفی و آنالیز کرده‌ام. بنا به این سند، «آتاتورک که ‌به ‌تازه‌گی جمهوری تورکیه‌ را تاسیس و رئیس جمهور آن شده‌ بود، به ‌دلیل «تورک نژاد بودن قاجارها» خواهان ادامه‌ی سلطنت احمد شاه‌ قاجار بود. به همین سبب به امر او وزیر امور خارجه‌ «احمد توفیق رشدی بیگ آراس» در اواخر ماه‌ مارس ١٩٢٥ در شهر لوزان سوئیس با احمد شاه‌ ملاقات و چند پیشنهاد آتاتورک را به او ابلاغ کرد: احمد شاه‌ در اسرع وقت ‌از طریق تورکیه و آنکارا به ‌ایران مراجعت کند. یک قوشون ‌از اوردوی تورکیه‌ به ‌هنگام مراجعت احمد شاه‌ به‌ ایران او را همراهی‌ کند و پس از اعاده‌ی سلطنت و حاکمیت احمد شاه، و تامین امنیت کشور بازگردد. احمد شاه ‌با پیشنهاد اول موافقت کرد. اما با بیان این که ‌شاه ‌ایران هرگز با قوشون اجنبی به‌ کشور خود نه‌خواهد رفت پیشنهاد دوم را به ‌طرزی غیر دیپلوماتیک رد کرد. زبان مذاکرات در این ملاقات تاریخی تورکی بود و سه ‌شخصیت قاجاری حاضر که ‌تبریزی بودند - تورکی را مانند یک تورک تورکیه‌ای به ‌روانی صحبت می‌کردند». کاربرد زبان تورکی در این ملاقات و تسلط سه شخصیت قاجاری بر تورکی تورکیه نشان می‌دهد که حتی در سال‌های آخر حیات دولت تورک قاجار، تورکی دارای موقعیت یک زبان رسمی و دولتی بود و بسیاری از مقامات بر تورکی عوثمان‌لی مسلط بودند. آتاتورک پس از تاسیس جمهوری تورکیه، هنوز پای‌بند به‌ سیاست ‌امپراتوری عوثمان‌لی مبنی بر حفظ دولت‌مداری تورک و سلطنت تورک قاجار در ایران بود. اما پس از مخالفت احمد شاه با پیش‌نهاد کومک نظامی‌ آتاتورک، او اعلامیه‌ای در حمایت از رضا خان صدور و به حمایت از سلسله‌ی جدید پهلوی آغاز کرد. مخالفت احمد شاه با پیشنهاد کومک آتاتورک برای بازگرداندن تخت و تاجش و چرخش آتاتورک به سوی حمایت از حاکمیت رضا شاه‌ کودتاگر و ایجاد اتحاد بین تورکیه و دولت جدید ضد تورک پهلوی در ایران، منجر به بروز فجایع متعدد تاریخی برای ‌ملت تورک ساکن در ایران شد. این تغییر سیاست ۱٨٠ درجه‌ای همچنین سبب شد که ضربه‌های استراتژیک به کل جهان تورکیک و اسلام وارد شود. : ۱-مساله‌ی حقوق ملی و زبانی تورکان ساکن در ایران که ‌تا آن زمان عاملی تعیین کننده‌ در روابط عوثمان‌لی - قاجار بود از معادلات سیاسی خارجی و منطقه‌ای تورکیه حذف شد، ۲-آتاتورک - ‌کمالیسم – جمهوری تورکیه به ‌رژیم رضا شاه ‌و دولت‌ مودرن ایران، برای نسل‌کشی زبانی و ملی تورک در ایران چک سفید و چراغ سبز داد، ۳-تورکیه داوطلبانه ایران و تورک‌ایلی (شمال غرب و غرب تورک ایران) را از حوزه‌ی نفوذ خود خارج کرد و به‌ فارسستان، انگلستان و روسیه و دیگر دولت‌های امپریالیستی و صلیبی غربی و اوروپایی ضد تورک واگذار نمود. در حالی که ایران و تورک‌ایلی به لحاظ سیاسی همیشه «حیات خلوت»، «خارج نزدیک» و یا «عمق استراتژیک» عوثمان‌لی شمرده ‌می‌شدند٤-روابط فرهنگی، ادبی، زبانی و انسانی بین تورکایلی و آناتولی تماما قطع شد. در حالی که تورک‌ایلی و دیگر مناطق تورک‌نشین در ایران اقلاً ‌از زمان سلجوقیان و به‌ مدت یک هزار سال جزئی از حوزه‌ی فرهنگی و تمدنی و سیاسی تورکان آناتولی بودند. ٥-سرزمین ایران به مدت هزار و چندین صد سال تحت حاکمیت دولت‌های تورک بود، در مرکز جهان تورکیک قرار داشت و حلقه‌ی اتصال و پیوسته‌گی فیزیکی بین شرق (آسیای میانه ‌و تورکستان) و غرب (تورکیه - جمهوری آزربایجان) آن با یک‌دیگر بود. اما پس از چرخش آتاتورک، ایران نه تنها به یک باره به خارج جهان تورکیک پرتاپ شد، بلکه به یک «دیوار غیر قابل عبور بین شرق و غرب جهان تورکیک تبدیل شد. ٦- تورکیه با انفعال خود، ظهور یک دولت ناسیونالیست افراطی فارس، شدیداً ضد تورک، متفق غرب و اوروپای صلیبی (فرانسه، ارمنستان، یونان، ....) بر علیه‌ جهان تورکیک، و با امیال امپریالیسم محلی در جوار مرز شرقی خود را تسهیل کرد. ٧-تاسیس اتحاد استراتژیک بین تورکیه و رژیم پهلوی و حمایت تورکیه از سیاست فارسسازی ملت تورک در ایران، باعث از بین رفتن اعتبار و محبوبیت تورکیه در میان مردم تورک ساکن در ایران، که در سالهای جنگ جهانی اول به اوج رسیده بود شد.

Özet

Bu makalede, 1940 ile 1944 yılları arasında İran’ın Türkiye Büyükelçisi olan Anuşirvan Sepahbodi’ye ait bir belgeyi tanıtıyor ve analiz ediyorum. Bu belgeye göre, “Yakın zamanda Türkiye Cumhuriyeti’ni kuran ve onun cumhurbaşkanı olan Atatürk, ‘Kacarların Türklüğü’ nedeniyle Ahmed Şah Kacar’ın saltanatının devam etmesini istiyordu.” Bu nedenle, onun talebi üzerine Dışişleri Bakanı “Ahmet Tevfik Rüştü Aras Bey”, 1925 Mart ayının sonlarında İsviçre’nin Lozan kentinde Ahmed Şah ile görüşmüş ve Atatürk’ün bazı önerilerini kendisine iletmiştir: Ahmed Şah, mümkün olan en kısa sürede Türkiye ve Ankara üzerinden geçerek İran’a dönmelidir. Türk ordusundan bir tugay, Ahmed Şah’a İran’a dönüşünde eşlik etmeli, saltanatının ve egemenliğinin yeniden tesis edilmesini ve ülkenin güvenliğini sağlamalıdır. Ahmed Şah ilk öneriyi kabul etmiş, ancak ikinci öneriyi diplomatik olmayan bir şekilde reddetmiş ve İran Şahı’nın asla yabancı bir orduyla ülkesine dönmeyeceğini ifade etmiştir. Bu tarihi toplantı sırasında müzakerelerde kullanılan dil Türkçeydi. Tebrizli olan ve toplantıda bulunan üç Kacar şahsiyeti, Türkiyeli bir Türk gibi akıcı Türkçe konuşuyordu. Bu toplantıda Türkçenin kullanılması ve üç Kacar şahsiyetinin Osmanlı Türkçesine olan hâkimiyeti, Kacar Türk devletinin son yıllarında bile Türkçenin resmî ve devlet dili statüsüne sahip olduğunu, ayrıca Kacar yetkililerinin Osmanlı Türkçesinde yetkin olduklarını göstermektedir. Türkiye Cumhuriyeti’nin kurulmasından sonra Atatürk, Osmanlı İmparatorluğu’nun İran’da Türk yönetimini ve Türk Kacar hanedanını destekleyen politikasına bağlı kalmaya devam etti. Ancak Ahmed Şah’ın Atatürk’ün askerî yardım teklifini reddetmesinden sonra, Atatürk Rıza Han’ı destekleyen bir bildiri yayımladı ve yeni Pehlevi hanedanını desteklemeye başladı. Ahmed Şah’ın, tahtını ve tacını geri kazanmasına yönelik Atatürk teklifine karşı çıkması ve Atatürk’ün darbeci Rıza Şah’ın yönetimini desteklemeye yönelerek Türkiye ile İran’daki yeni Türk karşıtı Pehlevi hanedanı arasında bir ittifak kurması, İran’da yaşayan Türk halkı için birçok tarihî trajediye yol açtı. Bu önemli politika değişikliği aynı zamanda tüm Türk ve İslam dünyasına stratejik darbeler vurdu.

1- İran’da yaşayan Türklerin millî ve dilsel hakları meselesi, daha önce Osmanlı-Kacar ilişkilerinde önemli bir unsurken, artık Türkiye’nin dış ve bölgesel politikalarında bir mesele olmaktan çıktı.  2- Atatürk, Kemalizm ve Türkiye Cumhuriyeti, Rıza Şah rejimine ve modern İran hükümetine İran’daki Türklerin dilsel ve millî soykırımını gerçekleştirmeleri için açık çek verdi ve yeşil ışık yaktı. 3- Türkiye, İran’ı ve Türkili’yi (İran’ın kuzeybatısı ve batısındaki Türk bölgeleri) kendi etki alanından gönüllü olarak çıkararak Farsistan’a, İngiltere’ye, Rusya’ya ve diğer Batılı ve Avrupalı Türk karşıtı emperyalist ve Haçlı devletlere bıraktı. Oysa İran ve onun Türkçe konuşulan bölgeleri, siyasi olarak her zaman Osmanlıların “arka bahçesi”, “yakın çevresi” veya “stratejik derinliği” olarak görülmüştü.  4- Türkili ile Anadolu arasındaki kültürel, edebî, dilsel ve insani bağlar tamamen koparıldı. Oysa İran’daki Türkçe konuşulan bölgeler, Selçuklu döneminden bu yana en az bin yıl boyunca Anadolu Türklerinin kültürel, medenî ve siyasi alanının bir parçasıydı.  5- İran toprakları bin yılı aşkın bir süre boyunca Türk devletlerinin yönetimi altında bulunmuş ve bu durum onu Türk dünyasının merkezine yerleştirmiştir. Doğu (Orta Asya ve Türkistan) ile Batı (Türkiye ve Azerbaycan Cumhuriyeti) arasındaki bağ işlevini görmüştür. Ancak Atatürk’ün U dönüşünden sonra İran yalnızca Türk dünyasından aniden dışlanmakla kalmamış, aynı zamanda Türk dünyasının doğu ve batı kesimleri arasında “aşılamaz bir duvar” hâline gelmiştir.  6- Türkiye, hareketsizliğiyle, Batı ve Haçlı Avrupa (Fransa, Ermenistan, Yunanistan, ...) ile Türk dünyasına karşı ittifak kuran ve doğu sınırına yakın bölgelerde yerel emperyalist emeller besleyen aşırı milliyetçi, Türk karşıtı bir Fars devletinin yükselişine zemin hazırlamıştır.  7-Türkiye ile Pehlevi rejimi arasında stratejik bir ittifakın kurulması ve Türkiye’nin İran’daki Türk milletini Farslaştırma politikasına destek vermesi, I. Dünya Savaşı yıllarında zirveye ulaşmış olan İran’daki Türkler arasındaki Türkiye’nin güvenilirliğini ve popülaritesini kaybetmesine yol açmıştır.

Abstract

In this article, I introduce and analyze a document from Anushirvan Sepahbodi, the Grand Ambassador of Iran to Turkey between 1940 and 1944. According to this document, "Ataturk, who had recently established the Republic of Turkey and become its president, wanted the continuation of Ahmad Shah Qajar's reign because of the "Turkishness of the Qajars." For this reason, at his request, the Minister of Foreign Affairs, " Ahmet Tevfik Rüştü Aras Bey " met with Ahmad Shah in Lausanne, Switzerland, in late March 1925, and conveyed several of Ataturk's proposals to him: Ahmad Shah should return to Iran as soon as possible, travelling through Turkey and Ankara. A brigade of Turkish army should accompany Ahmad Shah on his return to Iran, ensuring restoration of his monarchy and sovereignty, as well as the security of the country. Ahmad Shah agreed to the first proposal, but he rejected the second proposal in an undiplomatic manner, stating that the Shah of Iran would never return to his country with a foreign army. The language used in the negotiations during this historic meeting was Turkish. The three Qajar figures present, who hailed from Tebriz, spoke Turkish fluently, akin to a Turk from Turkey. The utilization of Turkish in this meeting, and the proficiency of the three Qajar figures in Ottoman Turkish, indicate that even in the final years of the Qajar Turkish state, Turkish held the status of an official and state language. Additionally, Qajar officials were adept in Ottoman Turkish. After the establishing the Republic of Turkey, Ataturk remained committed to the Ottoman Empire's policy upholding Turkish rule and the Turkish Qajar dynasty in Iran. However, after Ahmad Shah rejected Atatürk’s offer of military assistance, he issued a declaration in support of Reza Khan and began backing the new Pahlavi dynasty. Ahmad Shah's opposition to Atatürk's offer to restore his throne and crown, and Atatürk's shift to supporting the rule of the coup leader Reza Shah and forming an alliance between Turkey and the new anti-Turkish Pahlavi dynasty of Iran, resulted in multiple historical tragedies for the Turkish people residing in Iran. This significant policy change also dealt strategic blows to the entire Turkic and Islamic worlds. 1-The issue of national and linguistic rights of the Turks living in Iran, which had previously been a significant factor in Ottoman-Qajar relations, was no longer a concern in Turkey's foreign and regional political considerations. 2- Ataturk, Kemalism, and the Republic of Turkey gave the Reza Shah regime and the modern Iranian government a blank check and a green light to carry out the linguistic and national genocide of the Turks in Iran. 3- Turkey voluntarily removed Iran and Türkili (the Turkish northwest and west of Iran) from its sphere of influence and ceded it to Farsistan, Britain, Russia, and other Western and European anti-Turkish imperialist and crusader states. Despite the fact that Iran and the Turkish-speaking regions of it have always been considered the "backyards," "near abroad," or "strategic depth" of the Ottomans politically. 4-Cultural, literary, linguistic, and human ties between Turkili and Anatolia were completely severed. However, Turkish-speaking regions in Iran had been part of the cultural, civilizational, and political sphere of the Anatolian Turks for at least a thousand years since the Seljuk period. 5- The territory of Iran was under the rule of Turkic states for over a thousand years, positioning it at the center of the Turkic world. It served as the link between the East (Central Asia and Turkestan) and the West (Turkey and the Republic of Azerbaijan) of the Turkic world. But after Ataturk's U - turn, Iran was not only suddenly pushed out of the Turkic world, but also became an "impassable wall between the Eastern and the Western parts of the Turkic world. 6- Turkey, through its inaction, facilitated the rise of an ultra-nationalist Persian state that was fiercely anti-Turkish, allied itself with the West and crusading Europe (France, Armenia, Greece, ....) against the Turkic world, and also harboring local imperialist aspirations near its eastern border. 7-The establishment of a strategic alliance between Turkey and the Pahlavi regime, as well as Turkey's support for the policy of Persianizing the Turkish nation in Iran, led to the loss of Turkey's credibility and popularity among the Turkish people living in Iran, which had reached its peak during the years of World War I.




Saturday, December 4, 2021

سلطان احمد شاه‌ قاجار: من تورکم

 سلطان احمد شاه‌ قاجار: من تورکم

SULTAN EHMED ŞAH QACAR: MEN “TÜRK”EM


مئهران باهارلی


در این نوشته ‌متن تلگراف محی‌الدین پاشا[1] سفیر کبیر دولت عثمانلی در پایتخت قاجاری – به تاریخ ٢٢ فوریه ‌١٩٢٣- در ‌دوره‌ی سلطان احمد شاه ‌قاجار را داده‌ام که ‌وی در آن پس از ذکر استقبال گرم نظامیان و مردم ایران از هئیت عثمانلی[2]، می‌گوید به‌ هنگام تقدیم اعتبارنامه‌اش، سلطان احمد شاه‌ قاجار با او به‌ زبان تورکی صحبت و به ‌وی خاطرنشان کرده‌ که‌ خودش [یعنی احمدشاه] تورک است.

-سلطان احمد شاه ‌قاجار شعور قومی تورک داشت: بیان «من تورکم» سلطان احمدشاه ‌قاجار تبریزی (سلطنت ۱۷ ژوئیه ‌۱۹۰۹ - ۳۱ اوکتوبر ۱۹۲۵) دومین فرزند محمدعلی‌شاه‌ و نخستین فرزند پسر او از ملکه ‌جهان، مطابق با اولگوی وجود شعور قومی تورک و افتخار و مباهات به‌ تورکیت است که‌ بلا استثناء در تمام شاهان قاجار دیده‌ می‌شود. شعور قومی تورک سلطان احمدشاه ‌را هم‌چنین در تمایلات سیاسی تورک‌گرایانه - عثمانلی‌دوستانه‌ی او - مانند دیگر سلاطین قاجار - هم می‌توان دید[3].

تلاش ناموفق مشروطه‌طلبان برای مانقورت‌سازی احمدشاه: وجود شعور قومی تورک در احمد شاه یکی نیز از آن جهت اهمیت دارد که پس از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، مشروطه‌طلبان ضد تورک غالب که ‌هنوز جسارت و توان پایان دادن رسمی و حقوقی به ‌سلسله‌ی قاجاری را نداشتند، احمد میرزای ۱۲ ساله ‌را از تبریز به تهران برده و با انتصاب نایب السلطنه‌ برای او به سلطنت صوری انتخاب کردند. تا رسیدن احمد شاه به‌ سن بلوغ و تاج‌گذاری در ١٩١٤، ابتدا عضدالملک از بزرگان ایل قاجار و سپس ابوالقاسم ناصرالملک قارا‌گؤزلو[4] نایب‌السلطنه‌ی او بودند. در این مدت حاکمیت جدید اهتمام بسیاری برای آموزش و تربیت احمدشاه به صورت شخصی مطلقا فاقد شعور قومی – ملی تورک (یعنی بر خلاف سلاطین پیشین قاجار) کرد. اما همانگونه که با «من تورکم» گفتن احمد شاه هم مشاهده می‌شود، در امر مانقورت‌سازی احمدشاه شکست خوردند.  

-سلطان احمد شاه‌ قاجار بر تورکی مسلط بود: در بعضی منابع فارسی ادعا شده‌ که‌ گویا احمد شاه‌ تورکی نمی‌دانسته‌ است. این سند نشان می‌دهد که ‌ادعای مزبور نادرست است و سلطان احمد شاه‌ که ‌متولد تبریز و دوران کودکی خود را در آن شهر تورک گذرانده‌ بود کاملا بر تورکی –در حد صحبت با سفیر کبیر عثمانلی- مسلط بود. (سلطان احمدشاه در مناسبات رسمی شفاهی، از جمله در رسپسیون‌های دربار زبان تورکی را هم بکار می‌برد. امیر تومان عبدالله تهماسبی فرمانده‌ی گارد محافظ احمد شاه گزارشات خود به احمدشاه را به زبان تورکی عرض می‌کرد، ...).

-تورکی زبان رسمی دوفاکتو در عرصه‌ی دیپلوماسی سلطان احمد شاه: کاربرد زبان تورکی از طرف سلطان احمدشاه ‌در صحبت با سفیر کبیر عثمانلی در مراسم رسمی تقدیم اعتبارنامه‌اش، به‌ عبارت دیگر استفاده ‌از تورکی در مناسبات دیپلوماتیک خارجی، همچنین بدان سبب است که‌ زبان تورکی در دوره‌ی قاجاری، مانند تمام دولت‌های تورک-موغول پیشین، دارای موقعیت رسمیت دوفاکتو بود. این سند نشان می‌دهد که ‌کاربرد زبان تورکی به‌ عنوان زبان رسمی دوفاکتو در عرصه‌ی دیپلوماسی در دوره‌ی آخرین سلطان قاجار هم کماکان ادامه‌ داشت.

-هل من مبارزطلبی سلطان احمد شاه ‌قاجار به ‌مشروطه‌طلبان ضد تورک: اهمیت اصلی این سند آن است که ‌نشان می‌دهد علی رغم اشغال پایتخت قاجاری توسط مشروطه‌طلبان انگلیسی ضد تورک که‌ خواهان براندازی سلسله‌ی قاجار صرفا به ‌دلیل تورک بودن آن، و تاسیس دولتی از اقوام ایرانیک به‌ جای آن بودند و در زمینه‌سازی برای این عملیات، تورک بودن را به ‌صورت امری ننگ‌آور و مجرمانه ‌و شیطانی تقدیم می‌کردند[5]، سلطان احمد شاه ‌در یک هل من مبارزطلبی آشکار به ‌مشروطه‌طلبان و دولت انگلیس، تورک بودن خود را با افتخار بیان و تاکید می‌کند. (بعد از اشغال تهران پایتخت دولت تورک قاجار در ١٣ ژوئیه ‌‌‌١٩٠٩ توسط نیروهای ‌مشروطه‌طلب ضد تورک (عوامل اطلاعاتی‌ انگلستان، سران پارسی ‌هندوستان، زعمای زرتشتی بومی، داشناک‌ها - هینچاک‌های ‌ارمنی، ماسون‌ها، بابی - ازلی‌ها، ناسیونالیست‌های افراطی فارس، بختیاری‌ها، مازندرانی‌ها، گیلک‌ها و تورک‌های‌ مانقورت و گؤزقامان خائن مشروطه‌طلب متشکل فرقه‌ی‌ دموکرات ایران، انجمن آزربایجان تهران، آنارشیست‌ها و تروریست‌ها و فدائیان و ‌مجاهدین قفقازی، باستان‌گرایان و نژادپرستان آریایی، ...) و خلع محمدعلی‌ شاه ‌‌‌از سلطنت، دولت قاجاری ‌(صدراعظم، هئیت وزرا، ارتش، بوروکراسی، ...) تماما تحت کونترول و مدیریت عناصر ضد تورک در آمد و عملا به‌ حاکمیت تورک بر ایران پایان داده‌‌ شد).

-«من تورکم» سلطان احمد شاه ‌و تصنیف «من بیر تورکم خاقانی-قاجاری»: تاکید و تفاخر سلطان احمد شاه ‌قاجار بر تورک بودنش، به درجه‌ی معینی روند شیطان‌سازی از هویت تورک را که ‌حرکت مشروطه‌ی انگلیسی ضد تورک آغاز کرده ‌بود، اقلا در میان مقامات قاجاری و وفاداران به ‌این دولت تورک، کند ساخته ‌است. به عنوان نمونه خوانده‌ شدن تصنیف «من بیر تورکم قاجاری-خاقانی» در سال تاج‌گذاری سلطان احمد شاه ‌قاجار توسط «هئیت موسیقی‌چی‌های دربار حضرت [احمد] شاه» ‌در تفلیس[6]، نمی‌تواند ناشی از تصادف صرف باشد و بی شک تفاخر احمد شاه به تورکیت در آن موثر بوده است.

-نام ملی تورک: سلطان احمد شاه ‌قاجار خود را، عینا مانند مردم ما صرفا «تورک» معرفی می‌کند. در ایران «تورک» نام قومی - ملی اوغوزهای غربی ساکن این کشور بوده، استفاده ‌از هر نامی به‌ جز تورک به‌ عنوان نام قومی و یا ملی این مردم نادرست است. خاندان‌ها و سلاله‌ها و دولت‌های منسوب به ‌ملت تورک هم در نوشته‌جات و رسانه‌ها و ....، مانند دولت قاجار صرفا می‌باید به‌ صورت خاندان‌ها و سلاله‌ها و دولت‌های «تورک»- همانگونه ‌که‌ آن‌ها خود را تعریف می‌کردند و می‌نامیدند-، و نه ‌ایرانی و آزربایجانی و آزری، نامیده ‌و معرفی شوند.     

-درسی برای مانقورت‌ها و گؤزقامان‌های آزربایجان‌گرا: هرچند مشروطه‌طلبان ضد تورک موفق به زدودن حافظه‌ی قومی و هویت ملی تورک احمدشاه و مانقورت‌سازی او نشدند، اما وارثین و عقبه‌های آن‌ها موفق گردیدند با ایجاد یک هویت ملی استعماری و ضد تورک و نژادپرستانه به اسم «قوم – ملت آزربایجان» و جریان «آزربایجان‌گرایی»، که در رفتاری خائنانه و ننگین منکر هویت ملی تورک و یگانه‌گی ملی ملت تورک ساکن در ایران است، ضربه‌ای اساسی به یگانه‌گی ملت تورک و هویت ملی تورک در ایران بزنند.

سلطان احمد شاه‌ قاجار، شاه حاکم بر ‌ایران بود، نه‌ شاه‌ ایرانی و یا شاه ‌فارس: اصطلاح «شاه‌ ایران» که در این تلگراف به کار رفته، به‌ معنی سلطان حاکم بر سرزمین ایران است، نه ‌به ‌معنی سلطان دارای هویت قومی - ملی ایرانی. چنانچه ‌سلاطین عثمانلی هم «سلطان روم» حتی «سلطان بیزانس» خوانده ‌می‌شدند، اما این به‌ معنی قومیت روم ویا یونانی و بیزانسی بودن سلاطین عثمانلی نبود، بلکه به‌ معنی حاکمیت آن‌ها بر سرزمین موسوم به‌‌ روم و قلمروی بیزانس سابق بود. حاکم بودن یک سلطان «تورک» بر ایران هم به ‌معنی «ایرانی» بودن قومیت او و دولتش نیست، صرفا به معنی حاکمیت یک سلطان تورک بر سرزمین و یا کشور ایران است. علاوه بر آن «ایرانی» نام یک تابعیت و هویت و گروه ‌ملی جدید است که‌ از طرف غربیان و انگلستان در اوائل قرن بیستم در دوره‌ی مشروطیت، به ‌معنی کسانی که ‌خود را دارای زبان ملی فارسی و گذشته‌ی زرتشتی و نژاد آریایی و ... می‌دانند ایجاد شد. شاهان و خاقان‌ها و سلاطین تورک هرگز خود را به‌ این معنی جدید ایرانی نشمرده‌اند، آن‌ها به ‌لحاظ هویت قومی تورک بودند و همواره‌ خود را و به‌ درستی و صرفا «تورک» می‌دانستند.





Thursday, December 2, 2021

در اصطلاحات مذهبی، دین‌دار، دین‌چی؛ و محتوم بودن ظهور قرائت‌های لائیک از دین اسلام

 

در اصطلاحات مذهبی، دین‌دار، دین‌چی؛ و محتوم بودن ظهور قرائت‌های لائیک از دین اسلام






من در نوشته‌جات فارسی به جای کلمه‌ی مرسوم اما غیر دقیق «مذهبی» که ممکن است سوء تفاهمات بسیاری ایجاد کند، دو اصطلاح «دیندار» و «دین‌چی» را بکار می‌برم.

« دین‌دار » (متدین) یعنی کسی که در رفتارها و زنده‌گی شخصی خود مراعات باورها و اصول و قواعد یک دین مشخص را می‌کند. (و «سکولار» کسی است که علی رغم اعتقاد به دین، باورها و اصول و قواعد آن را در رفتارها و زنده‌گی شخصی خود رعایت نمی‌کند).

« دین‌چی » یعنی کسی و یا جریانی که خواهان آمیخته شدن اصول دینی –قوانین و احکام شریعت با امر دولت و حکومت و یا ایجاد دولت دینی-شریعت است. -چی در زبان تورکی پسوند مسلک و مشغولیت با امری و یا استفاده از چیزی برای کسب معاش و تجارت و قدرت ... است. از همین جا «اسلام‌چی» عبارت است از کس و جریانی که از اسلام (سوء) استفاده‌ی ابزاری برای رسیدن به اقتدار سیاسی و .... می‌کند.

از این نظر امروزه بسیاری از مسلمانان «دین‌دار» یعنی متدین، قسمتی «سکولار»، و تعداد کمی «دین‌چی» و «اسلام‌چی» یعنی اسلامیست-اسلام‌گرای خواهان ایجاد دولت بر اساس شریعت اسلامی هستند.

و اما اینکه یک دین خود به چه اندازه و درجه مساعد سوء استفاده از طرف دین‌چی‌یان است و قابلیت آمیخته شدن با سیاست و با خصوص دولت را دارد، مساله‌ی دیگری است. بحث درجه‌ی بسیار اختلاط‌پذیری اسلام به عنوان یک دین با دولت مساله‌ای واقعی، مهم و علل آن درخور بررسی عمیق است. زیرا دین اسلام، پوتانسیل بسیاری برای آمیخته شدن با سیاست و دولت دارد.

با اینهمه هر دینی از جمله اسلام در عین حال قابلیت آن را هم دارد که تفسیر و قرائتی «لائیک» (جدا ساختن و دور کردن صنف خادمان و متولیان دین از ساختار و حاکمیت دولتی) از آن عرضه شود و یا دارای فورم «لائیک» گردد. عامل تعیین کننده در موفقیت پروژه‌ی لائیک‌سازی اسلام، توسعه‌ی مدنی و اجتماعی و فرهنگی صنف متولیان و خادمان دین اسلام، یعنی گروهی از معتقدان به اسلام که به طریقی صلاحیت و یا حق تفسیر و قرائت را دارا شده‌اند و یا اینگونه تلقی می‌شوند و جامعه‌ای که این گروه‌ها از آن برخاسته‌اند است. همانطور که لائیک شدن مسیحیت فعلی به درجه‌ی مهمی محصول قرائت و تفسیر متولیان لائیک‌اندیش و لائیک‌منش مسیحیت در اوروپای لائیک عصر روشن‌گری-رونسانس و ... بود، به موازات مدنی و لائیک شدن جوامع مسلمان، و در نتیجه مدنی و لائیک شدن صنف متولیان و خادمان دین اسلام، قرائت‌ها و تفاسیر آن‌ها از اسلام و در نتیجه جریان اصلی موسوم به اسلام هم صبغه‌ای لائیک به خود خواهد گرفت.

هر چند به سبب ویژه‌گی‌های خاص اسلام، اغلب تلاش‌ها به هدف لائیک‌سازی حتی به روزسازی آن در طول تاریخ و گذشته‌ی نزدیک به جای این اهداف، به ایجاد دین‌های جدیدی منجر شده است. مانند ظهور ادیان حروفی‌گری و علویسم و بهایی از تشیع.

با اینهمه لائیک‌سازی دین اسلام امری غیر ممکن نیست. چنانچه پروژه‌ی اتحاد اسلام عثمانلی که به سبب لائیک بودن امپراتوری عثمانلی در اواخر قرن نوزده و دو دهه‌ی اول قرن بیستم به نوعی اسلام لائیک قائل بود. و یا قرائت‌های لائیک از اسلام که در میان خادمان دینی جمهوری‌های تورکیک آسیای میانه و قفقاز و تورکیه و بالکان و ... با آن‌ها مواجه می‌شویم. ظهور این قرائت‌های جدید لائیک از اسلام، نتیجه‌ی سکولار بودن جوامع و مردمان آن‌ها و لائیک بودن دولت‌ها و در نتیجه لائیک شدن صنف خادمان دینی مسلمان در آن‌ها است.

در هارتلند اسلام هم، خاورمیانه‌ی عربی و غیر عربی و جوار آن، دیر یا زود قرائت‌های جدید لائیک از اسلام، و بدون تحول به دینی جدید، پدیدار شده و تبدیل به جریان اصلی اسلام خواهند گردید.

سئکولاريسم (بونداليق) ايله لاييسيزم (ائلده‌مليک)

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_30.html

در اصطلاحات مذهبی، دین‌دار، دین‌چی؛ و محتوم بودن ظهور قرائت‌های لائیک از دین اسلام

http://sozumuz1.blogspot.com/2021/12/blog-post.html