Tuesday, November 29, 2022

در ملامت و انتقاد از روحانیون شیعی تورک

 

در ملامت و انتقاد از روحانیون شیعی تورک

 

مئهران باهارلی

 

١- در نتیجه‌ی وارد شدن بسیاری از نخبه‌گان تورک در قرون نوزده ‌و بیست مخصوصا در تبریز مرکز ایالت آزربایجان به ‌روند ملت شونده‌گی اشتباهی و عوضی ایرانی - فارس به‌ جای تورک، اکثریت مطلق آن‌ها فاقد شعور ملی تورک بوده و هستند ‌و به ‌جای «ملت تورک»، خود را منسوب به ‌«ملت ایران» با زبان ملی فارسی می‌دانند. عده‌ی قلیلی از فعالین سیاسی در استان سابق آزربایجان شرقی هم (تبریز - اردبیل – موغان و اطراف) در یک روند ملت شونده‌گی معیوب و منحط و استعمارساخته‌ی دیگر، به ‌«ملت آزربایجان» معتقد شده‌اند. برآیند این دو روند مخدوش ملت شونده‌گی نخبه‌گان، فاجعه‌ی ملت نشونده‌گی عموم توده‌ی تورک ساکن در ایران است.

نخبه‌گان تورک منکر هویت تورک را از لحاظ گرایشات سیاسی می‌توان در چند زمره‌ی کلی، مانند پان‌ایرانیست، غرب‌گرا، راست‌گرا، چپ‌گرا، روس‌گرا و شیعه‌گرا و ... تصنیف کرد. از این‌ها، در باره‌ی زمره‌های سکولار پان‌ایرانیست، غرب‌گرا، راست‌گرا، چپ‌گرا، روس‌گرا (مانند رهبران تورک ضد تورک مشروطیت و آزادی سِتان و تشکیلات بی شمار سراسری راست و چپ و پان‌ایرانیست در ایران) کمابیش آگاهی وجود دارد. اما تاکنون زمره‌ی سوم که‌ شامل (اکثریت) شیعه‌گرایان تورک و در راسشان روحانیون تورک شیعی می‌شود از منظر تمایلات و عمل‌کردهای ضد تورکشان تدقیق نشده ‌است. در این نوشته ‌به ‌کوتاهی به ‌مورد خاص روحانیون تورک شیعی از این منظر پرداخته‌ام.

روحانیت تورک شیعی به عنوان یک طبقه‌ی اجتماعی مخصوصا مجتهدین و آیت الله‌های برجسته ‌نه ‌در قیام زن، زنده‌گی و آزادی؛ و نه‌ هیچ وقت دیگر (به جز نمونه‌هایی استثنایی) به‌ نام ملت تورک و با هویت ملی تورک به ‌دفاع از حقوق بشری و قومی و زبانی و منافع ملی مردم تورک – چه ‌برسد به حقوق ‌همه‌ی مردمان ایران - برنخاسته‌، و به سیاست رسمی فارس‌سازی اجباری ملت تورک و نسل‌کشی زبانی و ملی او، و سیاست‌های منطقه‌ای ضد تورک دولت ایران اعتراض، و یا از سوء مدیریت و رفتارهای استبدادی و ظالمانه‌ی دولت ایران انتقاد نکرده ‌است. بر عکس، از این سیاست‌ها و رفتارهای ضد تورک حمایت نموده است.

٢- در ایران و منطقه، به‌ جز مورد تورک‌های ساکن در ایران، خادمان دینی و روحانیون تقریبا همه‌ی ملل دیگر در راستای منافع ملی ملت خود و محافظت و دفاع از او در مقابل تعرضات و بدخواهی‌های دشمنانشان عمل می‌کنند. وضعیت روحانیون ارمنی و یونانی و فارس و.... که ‌همیشه‌ مدافع منافع ملی واقعی و یا فرضی ملل ارمنی و یونانی و فارس، حتی محرک و مشوق و بانی ناسیونالیسم تهاجمی و توسعه‌طلب و افراطی این ملل هستند اظهر من الشمس است. در زیر به‌ منظور تسهیل امر مقایسه، نمونه‌های روحانیون اوکرایین، بلوچ و کورد را هم یادآوری کرده‌ام:

آزه‌ربایجان اویاق‌دیر – تورک‌لویونه دایاق‌دیر، تورکون‌ایلی آلدانماز - خامنه‌ای‌یه اینانماز

 

آزه‌ربایجان اویاق‌دیر – تورک‌لویونه دایاق‌دیر، تورکون‌ایلی آلدانماز - خامنه‌ای‌یه اینانماز


مستندسازی تاریخ معاصر ملت تورک و وطن تورک‌ایلی.

بعضی اشعار تورکی مردم اورمیه در مذمت و ملامت بیانات و مواضع ضد تورک مقامات روحانی شیعی جمهوری اسلامی ایران در قیام مردم تورک ٢٠٠٦  (کاریکاتور سوسک).

 




١-آیت الله علی خامنه‌ای رهبر ایران، در سخنانی ریشه‌ی ناآرامی‌های اخیر در مناطق تورک‌نشین ایران را دشمنان و مخالفان ایران خواند.


جواب مردم:

خامنه‌ای قوُش قوْوان‌دیر

فارس‌ا چه‌پیک چالان‌دیر

هاشمی‌ده‌ن قوْرخان‌دیر

یالان‌چی پهلوان‌دیر

فارسی قیریلدادان‌دیر

تورک‌لویونو دانان‌دیر

سؤزله‌ری گوْپ، یاوان‌دیر

دانیشدیغی چاخان‌دیر

Xamnéyi quş qovandır

Fars’a çepik çalandır

Hâşimi’den qorxandır

Yalançı pehlevandır

Farsı qırıldadandır

Türklüyü’nü danandır

Sözleri gop, yavandır

Danışdığı çaxandır

-------------------

٢-خامنه‌ای شعار «آزربایجان جانباز از انقلاب جدا نخواهد شد» (شعار فرمایشی دولتی: آزربایجانِ جانباز، خامنه‌ای‌ده‌ن آیریلماز) را خواند و گفت مردم آزربایجان جواب دشمن را به بهترین وجه خواهند داد!

 

جواب مردم:

تورکون‌ایلی آلدانماز

خامنه‌ای‌یه اینانماز

Türkünili aldanmaz

Xamnéyi’ye inanmaz

-------------------

٣-شعار فرمایشی- دولتی: آذربایجان اویاخدی، خامنه‌اییه دایاخدی

 

جواب مردم:

آزه‌ربایجان اویاق‌دیر

تورک‌لویونه دایاق‌دیر

 

آزه‌ربایجان اویاق‌دیر

خامنه‌ای ده مایماق‌دیر

 

Azerbaycan oyaqdır

Türklüyü’ne dayaqdır

 

Azerbaycan oyaqdır

Xamnéyi de maymaqdır

-------------------

٤- آیت‌الله حاج شیخ مرتضی بنی فضل تبریزی از مخالفان سرسخت تجمع سالانه‌ی قلعه‌ی بابک در مصاحبه با تلویزیون استانی قوم معترضین تورک به کاریکاتور را مصداق مفسد فی‌الارض تلقی کرده و از دولت و مقامات قضائی خواسته است که نسبت به اعتراضات مردم تورک شدت عمل بیشتری صورت گیرد. 

آیت‌الله نوری همدانی وقایع آزربایجان را نقشه‌ای از سوی دشمنان برای ایجاد اختلاف در بین ملت ایران دانست و گفت مردم شجاع و انقلابی آذری‌زبان با تظاهرات خود ضمن دفاع از انقلاب اسلامی، سیلی محکمی به دشمنان و استکبار جهانی زدند.

 

جواب مردم:

فارس نؤکه‌ری ماللانین

باش ساریغین ساللاین

ساققالی‌نا قیغ‌لایین

اه‌ل‌له‌ری‌نی باغ‌لایین

تاخین، وورون قاندالین

قولاق‌لارین داغ‌لایین

آخیرلار‌دا ساخلایین

چاریق‌لارین توللایین

آیاق‌لارین ناللایین

چول پالازین توپ‌لایین

آرخاسی‌نی چول‌لایین

فارسیستان‌ا یول‌لایین

Fars nökeri mallanın

Baş sarığın sallayın

Saqqalına qığlayın

Ellerini bağlayın

Taxın, vurun qandalın

Qulaqların dağlayın

Axırlarda saxlayın

Çarıqların tullayın

Ayaqların nallayın

Çul palazın toplayın

Arxasını çullayın

Farsistan’a yollayın

-------------------

٥- هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، از حوادث مناطق آذری‌زبان اظهار تاسف کرده گفت عوامل نفوذی از حوادث سوء استفاده کرده اند.ּ وی فرهنگ ملت تورک را خرده فرهنگ و زبان فارسی را عامل وحدت ایران نامید.

 

جواب مردم:

رفسنجان‌ین کوْساسی

پهلوی‌دیر آتاسی

ائرمه‌نی‌نین اوْیناشی

پارس کؤپه‌یین توُلاسی

تورک‌ایلی‌نده‌ن یییپ‌دیر

سیلله، ایتین بالاسی

تورک‌و ائده‌مه‌دی فارس

اه‌سکی اونون یاراسی

Refsencan’ın kosası

Pehlevi’dir atası

Érmeni’nin oynaşı

Pars köpeyin tulası

Türkili’nden yiyipdir

Sille, itin balası

Türk’ü édemedi Fars

Eski onun yarası

Monday, November 28, 2022

در زبان انگلیسی نام ملت ما تورک (TURK) و نام زبان ما تورکیش (TURKISH) است، نه‌ تورکیک (TURKIC)

 در زبان انگلیسی نام ملت ما تورک (TURK) و نام زبان ما تورکیش (TURKISH) است، نه‌ تورکیک (TURKIC)

 

مئهران باهارلی


نام ملی ملت «تورک» ساکن در ایران از خارج و داخل مورد حمله ‌قرار گرفته ‌و انکار شده ‌است. از خارج اوروپائیان و ناسیونالیست‌های فارس – ایرانی بعد از انقلاب مشروطیت کاربرد اسم «تورک» در مورد ملت تورک ساکن در ایران را که‌ قبل از آن کاملا معمول و یک قاعده ‌بود متوقف کرده، تورکان ساکن در ایران را صرفا «ایرانی» نامیدند. در حالی که ‌در مورد اقوام سنی مذهب مانند تورکمن و بلوچ و کورد و ... به ‌استفاده‌ از نام‌های تورکمن و بلوچ و کورد ادامه‌ دادند (زیرا قرار است ملت ایران با فارس‌زبان کردن تورک‌های شیعه ایجاد شود). به‌ همین سبب در تمام آثار و نوشته‌ها و گفته‌های فارسی و ایرانی، در حالی که ‌کورد و تورکمن و بلوچ و ارمنی و .... بودن شخصیت‌های منسوب به ‌این گروه‌های سنی و یا مسیحی همیشه ‌ذکر می‌شود، در مورد شخصیت‌های تورک، هرگز ملیت تورک و «تورک» بودن آن‌ها به هیچ وجه ذکر نمی‌شود و آن‌ها صرفا به‌ صورت «ایرانی» معرفی می‌شوند.

از طرف دیگر به‌ منظور تجزیه‌ی ملت تورک ساکن در ایران و بی هویت کردن مهم‌ترین و فعال‌ترین قسمت آن که‌ در جوغرافیای استراتژیک آزربایجان مستقر است، نام‌های قومی جعلی «آزری» و «آزربایجانی» به کار می‌رود. ایدئولوژی آزربایجان‌گرایی هم که ‌به ‌همان اندازه‌ی ناسیونالیسم فارسی – ایرانی و غرب صلیبی، با ملت تورک و هویت و نام ملی او «تورک» سر دشمنی دارد، هم‌سو با این جریانات و مراکز و به‌ منظور تجزیه‌ی ملت تورک ساکن در ایران، و بی هویت کردن قسمتی از مردم تورک که ‌در آزربایجان ساکن است، این قسمت را «آزری» و «آزربایجانی» و «تورک آزری» و «تورک آزربایجانی» می‌نامد.

اما آزربایجان‌گرایان استالینیست به این هم اکتفا نکرده ‌و در زبان انگلیسی هر دوی نام ملت ما «تورک» و نام زبان ما «تورکی» را، «تورکیک» (Turkic) می‌نامند. به ‌این بهانه ‌که ‌نام «تورک» در جهان به‌ عنوان نام ملی مردم تورکیه ‌شناخته ‌شده ‌است و «تورک» نامیدن ملت تورک ساکن در ایران باعث سردرگمی و آشفته‌گی می‌شود. در حالی که‌ سردرگمی و آشفته‌گی مذکور صرفا در ذهن آزربایجان‌گرایان وجود دارد که‌ با نام ملی و خودنام‌گذاری «تورک» ملت ما مساله ‌دارند (مانقورتیسم - گؤزقامانیسم آزربایجان‌گرایی با گیر دادن به خودنام‌گذاری ملی ما «تورک»، درست ١٢٥ است که هم خود و هم روشن‌فکران و متفکرین تورک را از پرداختن به مسائل واقعی ملت تورک منحرف و بدین ترتیب به پانایرانیسم خدمت می‌کند):

-در حال حاضر مخصوصا در ادبیات علمی «تورکیک» نام نه ‌یک زبان معین و مشخص، بلکه‌ نام مجموعه‌ی زبان‌ها و یا یک خانواده‌ی زبانی است که‌ خود شامل چندین زبان از جمله ‌اویغوری و قیرقیزی و قازاقی و تاتاری و اوزبکی و تورکمنی و چوواشی و .... و نیز زبان تورکی می‌شود. در اینجا «تورکی» یکی از زبان‌های خانواده‌ی زبانی تورکیک، و نام گروه‌ اوغوز غربی این زبان‌هاست و شامل همه‌ی اوغوزهای غربی ایران و خاورمیانه‌ و قفقاز و آسیای صغیر و بالکان می‌گردد. (در مقابل گروه‌ اوغوز شرقی که «تورکمنی» نامیده‌ می‌شود).

-کاربرد نام «تورک» به عنوان نام قومی و ملی برای ملت ما، بر خلاف ادعای آزربایجان‌گرایان استالینیست، باعث هیچ‌گونه‌ سردرگمی نمی‌شود. همان گونه‌ که ‌اگر یک مطلب و موضوع در باره‌ی قبرس باشد، بدیهی و واضح است که ‌منظور از تورک در آن مطلب و موضوع، تورکان بومی قبرس و نه ‌مثلا تورکان مقدونیه است، همان طور ‌هم اگر یک مطلب و موضوع در باره‌ی ایران باشد بدیهی و واضح است که‌ منظور از تورک در آن مطلب و موضوع، تورکان بومی ایران و نه ‌مثلا تورکان یونان است.

-در صورت وجود احتمال سوء تفاهم و اشتباه‌ برای خواننده‌گان خارجی، همیشه ‌می‌توان نام کشور را هم اضافه ‌و ذکر کرد. همان گونه‌ که ‌مثلا گفته ‌می‌شود کوردهای عراق و یا کوردهای سوریه‌ و ... می‌توان گفت تورک‌های ایران و یا تورک‌های جمهوری آزربایجان. اما هر ترکیب توضیح دهنده‌ی اضافی که ‌به کار رود، در همه حال نام ملی ما «تورک» است و نه‌ «تورک ایرانی» و یا «تورک آزربایجانی». چنانکه ‌نام ملی کوردهای عراق و کوردهای ایران و کوردهای سوریه ‌و کوردهای تورکیه‌ هم، صرفا «کورد» است و نه‌ کورد تورکیه‌ای و یا کورد عراقی ....

در ادامه، عکس صفحاتی از چند نشریه‌ی انگلیسی چاپ کانادا در دسامبر ١٩٧٩ را داده‌ام که ‌در آن‌ها به‌ درستی نام ملت ما به ‌صورت «تورک» (Turk) و نام زبان ما به‌ صورت «تورکی» (Turkish) آمده ‌است. این اخبار بسیار واضح و قابل درک بدون کوچک‌ترین اشتباهی هستند و خواننده‌ی خبر هم دوچار هیچ گونه ‌سردرگمی نمی‌شود که این مطلب مربوط به ایران است و نه مثلا تورکیه.





Saturday, November 26, 2022

TÜRKİLİ’NİN MİLLİ BAYRAĞI

 

TÜRKİLİ’NİN MİLLİ BAYRAĞI


 İRAN’DA BULUNAN DÖRT TÜRKİK MİLLET, ANA VATANLARI, ÖZ TANIMLAMALARI / KENDİNİ ADLANDIRMALARI VE MİLLİ BAYRAKLARI

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/06/iranda-bulunan-turkik-milletleri.html

FOUR TURKIC NATIONS IN IRAN, THEIR HOMELANDS, SELF-DESIGNATIONS / ENDOETHNONYMS AND NATIONAL FLAGS

https://sozumuz1.blogspot.com/2026/01/four-turkic-nations-in-iran-their.html


1- TÜRKİLİ (Farsçası TORKÉSTANترکستان , Arapçası TORKİYYEترکیه , Avrupa dillerinde TURKLAND):

Türkili (تورک‌ایلی), İran'ın kuzeybatı kesiminde yer alan ve batı ile orta İran'a doğru uzanan, geniş bir coğrafi ve ulusal bölgedir. İran'daki Türk nüfusunun yaklaşık %80'i Türkili bölgesinde yaşamaktadır. Türkili nüfusunun çoğunluğunu Türklerin oluşturduğu tüm yerleşim yerlerini kapsar. Türkili; Türkiye ve Azerbaycan Cumhuriyeti sınırlarından başlayıp İran'ın iç kesimlerine doğru uzanmakta ve Tahran şehrinin yarısını da içine almaktadır. Türkili adı; Farsça Türkestanتورکستان  kelimesinin ve Avrupa dillerindeki "Turkland (Tyrkland)" teriminin Türkçe karşılığıdır. "Türküstan, Turkestan" terimi; Orta Çağ Avrupalıları da dâhil olmak üzere pek çok eski ve çağdaş yabancı ve yerel kaynak ve de bizzat Türk halkının kendisi tarafından Türkili'nin tamamını veya bazı kısımlarını adlandırmak amacıyla kullanılmıştır. "Turkland (Tyrkland)" terimi ise, 11. ve 13. yüzyıllara ait Kuzey Avrupa metinlerinde; Anadolu'nun doğu kesimlerini, Kafkasya'nın güney kesimlerini ve İran'ın kuzeybatı kesimlerini ifade etmek üzere kullanılmıştır.

Bölünmüş Türkili

İran'da idârî bölümlenmeler veya taksîmât, dilsel veya etnik içsınırlara dayandırılmamıştır. Nüfusun Fars kültürüne asimilasyonunu ve Farslaştırmasını hızlandırmak amacıyla bir yandan her bir rulusal ve dilsel bölge, bir kaç ostan arasında paylaştırılmış, öte yandan farklı etnik ve milli gruplar yan yana getirilerek pek çok yapay ostan oluşturulmuştur. Bu koloniyal politikanın bir sonucu olarak; İran'ın kuzeybatısında, batısında ve merkezinde yer alan Türk yurdu Türkili, İran'ın mevcut idari yapılanması içerisinde on dört eyalet veya "Ostan" arasında bölünmüş durumdadır: Batı Azerbaycan, Doğu Azerbaycan, Erdebil, Gilan, Zencan, Kazvin, Hemedan, Merkezi, Elburz, Kum, Tahran, Kirmanşah, Kürdistan ve Luristan eyaletleri. (Türkili; bu eyaletlerde yalnızca Türklerin yaşadığı kısımları kapsamakta, Türk nüfusun bulunmadığı bölgeleri kapsamamaktadır).

İran'da “Türkili” ve “Azerbaycan”, kesişen iki farklı kümedir.

Türkili ve Azerbaycan; anlam ya da coğrafya bakımından eş anlamlı kavramlar ve aynı topraklar değildir. Türkili, Türk ulusuna ait bir Milli bölge ve Türk halkının vatanının adıdır. Buna karşılık Azerbaycan, tarihsel ve coğrafi bir olgu, günümüzde de iki idari birimin (Batı Azerbaycan ve Doğu Azerbaycan eyaletleri) adıdır. Kafkasya'da Azerbaycan, vatan adı olarak kullanılır; ancak İran'da durum böyle değildir. İran'da Türk vatanı Türkili'dir ve bu vatanın yalnızca kuzey yarısı tarihsel, coğrafi ve idari bir kavram olan Azerbaycan sınırları içinde yer alır. Türk vatanı, Türkili'nin diğer yarısı ise tarihsel, coğrafi ve idari Azerbaycan'ın dışında kalmaktadır. Türk vatanı Türkili'nin güney yarısı; geçmişte veya günümüzde Irak-ı Acem, Hamse, Cibal, Deylem, Alişükür Bey, Bayatistan, Haragan ve benzeri adlarla bilinen topraklardan oluşmaktadır.

Özet: Bütün İran coğrafyasına yayılmış bir Türk ulusu mevcuttur. Bu Türk ulusu, ağırlıklı olarak İran'ın kuzeybatısında, on dört eyaleti kapsayan geniş bir alanda yaşamaktadır. Azerbaycan ise yalnızca iki eyaletten ibarettir; dolayısıyla Türk topraklarının ve anayurdunun tamamını, keza Türk ulusunun bütününü kapsamamaktadır. İran bağlamında, Türk anayurdu olarak Türkili yerine Azerbaycan'ı kabul etmek, absürt bir yaklaşımdır. Bu yaklaşım; Türkiye'deki Türk anayurdunu yalnızca Rumeli ile, yahut Azerbaycan Cumhuriyeti'ndeki Türk anayurdunu sadece Nahçıvan ile sınırlı tutmaya benzer.

"Güney Azerbaycan" kavramı, İran'da yaşayan Türk halkını ve bu halkın anayurdu olan "Türkili"yi bölmektedir.

İran'da "Güney Azerbaycan" adında bir yer, ne resmi düzeyde ne de halk arasında,  bulunmamaktadır. Güney Azerbaycan kavramı, Stalinist Sovyetler Birliği döneminde kurgulanmış ve İran'daki Türk halkına bir sıra Azerbaycançı aktivist tarafından dayatılmaktadır. Sovyetler Birliği, Güney Azerbaycan kavramını, İran'da yaşayan Türk halkını bölmek; Sovyet Azerbaycanı ile sınır komşusu olan İran'ın Azerbaycan bölgesini Türkiye'nin nüfuz alanından çıkarıp, bunun yerine Rusya'nın nüfuz alanına dahil etmek; İran'ın kuzeybatısında yer alan Türk vatanının — "Türkili"nin — alan ve kapsamını daraltarak, bu bölgeyi yalnızca Azerbaycan'ın sınırlı coğrafyasıyla kısıtlamak amacıyla oluşturmuştur. Nihayetinde bu koloniyalist ve ant Türk kavramı yaratmakla, İran'daki Türk halkının; Fars, Ermeni ve Kürt nüfuslarına karşı sahip olduğu üstünlüğün, hem demografik hem de siyasi açıdan yok edilmesi hedeflenmiştir.

TÜRKİLİ MİLLİ BAYRAĞI:

Türkili Ulusal Bayrağı, I. Dünya Savaşı'nın son yıllarında tasarlanmıştır. Bu bayrak; ulusal önder ve ulu komutan Urmulu Cemşid Han Subataylı Afşar Mecd üs-Seltene'nin yabğuluğunda, Türkili'de kurulan ve kısa ömürlü olan “İttihad Hakimiyeti” veya “Türk Birlik Devleti”nin (8 Haziran 1918 – 1 Aralık 1918) bayrağıdır. Bu bayrak; Urmu (Urmiye), Salmas, Hoy, Tebriz, Savucbulak, Hemedan ve Erdebil gibi Türkili'nin çeşitli bölgelerinde, "Türk Birlik Devleti"nin resmî bayrağı olarak kullanılmıştır.

Türkili Ulusal Bayrağı'nın zemini, Osmanlı bayrağına benzer şekilde kızıl rengindedir. Bayrak üzerinde; yan yana yerleştirilmiş, sağda bir yarım ay ve beş bucaklı bir yıldız,  solda sırtında bir güneş ve elinde bir kılıç taşıyan bir aslan da bulunmaktadır. Yarım ay ve beş bucaklı yıldız; doğudaki Göktürk Devleti'nden batıdaki Kölemen (Memlük) Devleti'ne dek, çeşitli Türk devletleri tarafından Türk kimliğinin sembolleri olarak kullanılmıştır. Bayrak üzerindeki beş bucaklı yıldız, ayrıca insan’ı simgeler. Sırtında güneş ve elinde kılıç taşıyan aslan ise, bölgedeki Türk ve Moğol devletlerinde yaygın olarak kullanılan bir semboldür.







İRAN’DA BULUNAN DÖRT TÜRKİK MİLLET, ANA VATANLARI, ÖZ TANIMLAMALARI / KENDİNİ ADLANDIRMALARI VE MİLLİ BAYRAKLARI

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/06/iranda-bulunan-turkik-milletleri.html

FOUR TURKIC NATIONS IN IRAN, THEIR HOMELANDS, SELF-DESIGNATIONS / ENDOETHNONYMS AND NATIONAL FLAGS

https://sozumuz1.blogspot.com/2026/01/four-turkic-nations-in-iran-their.html

Friday, November 25, 2022

سخنان عرب‌ستیز و نژادپرستانه‌ی مادر داغ‌دار کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزندش

 

سخنان عرب‌ستیز و نژادپرستانه‌ی مادر داغ‌دار کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزندش 

مئهران باهارلی

خلاصه:

قتل کیان پیرفلک کودک ٩ ساله‌ی لور (بختیاری)، انعکاس وسیعی در ایران و جهان داشت و افکار عمومی را به نقض جدی حقوق بشر و خشونت حکومتی و رفتار ظالمانه‌ی دولت جمهوری اسلامی بر علیه اتباع خود و مخصوصا کودکان و زنان جلب کرد و باعث انزجار و اعتراض آن‌ها شد. مشابه این رفتار ضالمانه و خشونت دولتی در طول جنبش موسوم به «زن زنده‌گی آزادی»، که منجر به قتل ٤٤٥ نفر شامل ٦٣ کودک شد، هم مشاهده گردید. شورش‌های مردمی پریودیک بر علیه جمهوری اسلامی، دارای جنبه‌های دیگری غیر از حقوق بشر و خشونت دولتی است. از یک طرف وزنه‌ی گروه‌ها و شخصیت‌ها و جریانات داخلی و خارجی ناسیونالیست افراطی و فاشیستی فارس، کورد و لور و شعارهایشان در این شورش‌ها و رهبری‌اش به سرعت در حال افزایش است. از طرف دیگر این شورش‌ها به عنوان «انقلابات مخملی» مورد حمایت وسیع تبلیغاتی و سیاسی و مالی دولت‌های استعمارگر، امپریالیستی و صلیبی غربی – اوروپایی قرار دارند. هدف غایی این دولت‌ها «رژیم چنج» و تاسیس یک دولت سکولار غرب‌گرا مرکب از ناسیونالیست‌های افراطی فارس و کورد ضد تورک و ضد عرب در ایران است. به همین سبب، ملت تورک ساکن در ایران که به طور غریزی متوجه جهت‌گیری ضد تورک این شورش‌ها شده است، به طور اصولی در آن‌ها شرکت نه‌می‌کند. مضمون سخنان زینب مولایی راد مادر کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزند معصوم و مظلومش، و طرز انعکاس این ماجرا در بعضی از رسانه‌های فارسی – ایرانی زنگ خطر و آلارم دهنده هستند. زیرا سخن‌رانی زینب مولایی راد دارای مضامین نژادپرستانه‌ی ایرانی و عرب‌ستیز است. این سخن‌رانی یک بار دیگر نشان می‌دهد که اعتراضات اخیر بر علیه حجاب اجباری و خواست دولت سکولار وغیر دینی و .... تدریجا در حال تبدیل شدن به یک جریان ناسیونالیستی افراطی ایرانی و نژادپرست ضد عرب و ضد تورک یا دقیق‌تر «فاشیسم سکولار فارسی» است. مشابه این روند، ظهور «فاشیسم کورد» در میان نیروهای ملی‌گرا و مخصوصا مسلح کورد در ایران و منطقه هم دیده می‌شود.

Özet

9 yaşındaki Lor (Bahtiyari) çocuğu Kiyan Pirfelek’ın öldürülmesi, İran’da ve tüm dünyada derin bir etki yarattı. Bu olay; ciddi insan hakları ihlallerini, devlet şiddetini ve İslam Cumhuriyeti devletinin vatandaşlarına —özellikle de çocuklara ve kadınlara— yönelik baskıcı tutumunu kamuoyunun dikkatine sundu. Bu eylem, infial ve protestolara yol açtı. Benzer baskıcı davranışlar ve devlet şiddeti, 63'ü çocuk olmak üzere 445 kişinin ölümüyle sonuçlanan "Kadın Özgürlük Yaşam" hareketi sırasında da gözlemlenmiştir. İslam Cumhuriyeti'ne karşı patlak veren dönemsel halk ayaklanmaları, insan hakları ihlalleri ve devlet şiddetinin ötesinde ek boyutlara da sahiptir. Bir yandan, —hem yurt içi hem de yurt dışı kaynaklı— Fars, Kürt ve Lor aşırı milliyetçi ve faşist grupları ile bireyleri; sloganları ve liderlikleriyle birlikte, bu ayaklanmaların içinde hızla öne çıkmakta ve nüfuz kazanmaktadır. Öte yandan bu isyanlar, "kadife devrimler" olarak, Batı Avrupalı ​​sömürgeci, emperyalist ve Haçlı devletlerinden kapsamlı propaganda, siyasi ve mali destek görmektedir. Bu devletlerin nihai amacı, "rejim değişikliği" ve İran'da, Türk ve Arap karşıtı Fars ve Kürt milliyetçilerinden oluşan, laik ve Batı yönelimli bir devletin kurulmasıdır. Bu nedenle, söz konusu ayaklanmaların Türk karşıtı niteliğini içgüdüsel olarak kavrayan İran'da yaşayan Türk milleti, ilkesel olarak bu eylemlere katılmamaktadır. Zeyneb Movlayi Rad’ın, masum ve mazlum oğlu Kiyan Pirfelek’in cenaze töreninde yaptığı konuşmanın içeriği ve bu olayın bazı Fars-İran medya organlarında yansıtılma biçimi endişe vericidir. Zira Zeyneb Movlayi Rad’ın konuşması, Aryan ırkçısı ve Arap karşıtı temalar barındırmaktadır. Bu konuşma; zorunlu başörtüsüne karşı son dönemde düzenlenen protestoların ve seküler, din dışı bir devlet çağrısının, Araplara ve Türklere yönelik ırkçılık unsurları barındıran aşırılıkçı bir İran milliyetçiliğine nasıl evrildiğini bir kez daha gözler önüne seriyor. Bu hareket, isabetli bir biçimde “Fars seküler faşizmi” olarak nitelendirilebilir. İran’da ve bölgede, milliyetçi Kürt grupları —özellikle de Kürt silahlı güçleri— arasında “Kürt faşizminin” yükselişiyle birlikte benzer bir eğilim de gözlemlenebilmektedir.

Abstract

The murder of Kian Pirfalak, a 9-year-old Lor (Bakhtiari) child, had a profound impact in Iran and around the world. It brought public attention to the serious violations of human rights, state violence, and the oppressive behavior of the Islamic Republic government towards its citizens, particularly children and women. This act sparked outrage and protest. Similar oppressive behavior and state violence were also evident during the "Women, Life, Freedom" movement, which led to the deaths of 445 individuals, including 63 children. Periodic popular uprisings against the Islamic Republic have additional dimensions beyond human rights abuses and state violence. On one hand, extreme nationalist and fascist Fars, Kurd and Lor groups, and individuals, - both domestic and foreign –, are rapidly gaining prominence and influence in these uprisings along with their slogans and leadership. On the other hand, these rebellions, as "velvet revolutions," are receiving extensive propaganda, political, and financial support from Western European colonial, imperialist, and crusader governments. The ultimate goal of these governments is "regime change" and the establishment of a secular, Western-oriented state composed of anti-Turkish and anti-Arab Persian and Kurdish nationalists in Iran. For this reason, the Turkish people living in Iran, who instinctively understand the anti-Turkish orientation of these uprisings, typically do not participate in them. The content of Zeinab Molaei Rad’s speech, at the funeral of her innocent and oppressed son, Kian Pirfalak, and the way the entire incident was reflected in some Persian-Iranian media outlets are alarming. This is because Zeinab Molaei Rad’s speech contains Arian racist, and anti-Arab themes. This speech once again highlights how the recent protests against the mandatory hijab and the call for a secular and non-religious government, are evolving into an extremist Iranian nationalism, with elements of racism against Arabs and Turks. This movement can be described accurately as “Persian secular fascism.” A similar trend can be observed with the rise of “Kurdish fascism” among nationalist Kurdish groups, particularly Kurdish armed forces, in Iran and the region.

Thursday, November 24, 2022

منطقه‌ی پرواز ممنوع، سناریوی دولت‌های امپریالیستی و صلیبی غربی - فرانسه و گروه‌های توسعه‌طلب و فاشیست کوردی برای غرب و شمال غرب ایران

بازی در بازی: منطقه‌ی پرواز ممنوع

سناریوی دولت‌های امپریالیستی و صلیبی غربی - فرانسه و گروه‌های توسعه‌طلب و فاشیست کوردی برای غرب و شمال غرب ایران

مئهران باهارلی

شورش اخیر در ایران که‌ به‌ سبب قتل جنایت‌کارانه‌ی مهسا ژینا امینی یک دختر جوان کورد توسط نیروهای انتظامی، مخالفت با حجاب اجباری و گشت ارشاد، و اعتراض به ‌تحقیر زنان و کل مردمان ایران توسط دولت شیعی – فارس جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و به‌ عصیان عمومی ‌در سطح کشور بر علیه ‌سوء مدیریت و دولت دینی و دیکتاتوری – توتالیتاریسم، و گذر به ‌نظامی‌ سکولاریست – دموکراسی و در یک کلام تغییر رژیم ارتقاء پیدا کرد، دارای ماهیت اولیه‌ی خودجوش، مردمی، دموکراتیک و مسالمت‌آمیز بود. در این وجه، «ملت تورک» تماماً در متن این روند، بلکه‌ در صفوف نخستین آن قرار دارد. «حرکت ملی تورک» هم می‌باید با هویت مستقل «تورک» خود و به‌ عنوان یکی از نماینده‌گان «ملت تورک» ساکن در ایران، و کاملاً جدا از «حرکت ملی آزربایجان» که ‌برآیند جریانات ضد تورک تاریخی آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی، آزربایجان‌گرایی استالینیستی و چپ ایرانی است، هم‌چنین با رد کامل رهبریت جریانات و تشکیلات و اوپوزیسیون فارسی موسوم به «سراسری»، مطالبات کشوری خود را با شفافیت و صراحت اعلام و بیان کند، و آن‌ها را به ‌اطلاع توده‌های تورک در سراسر ایران و افکار عمومی‌ جهانی به‌رساند. مطالبات کشوری مانند: لغو حجاب اجباری، برچیدن گشت ارشاد، پایان دادن به ‌تبعیض جنسی، لغو حکم اعدام، ممنوعیت دخالت صنف روحانیون در امور دولتی، اقتصادی، امنیتی، نظامی، قضایی؛ حذف دین اسلام و مذهب رسمی‌ شیعه‌ از قانون اساسی؛ گذر از دولت دینی – اسلامی‌- شیعی به یک دولت مودرن و سکولار، برچیده‌ شدن حوزه‌های علمیه‌ی شیعی – فارسی در تورک‌ایلی و دیگر مناطق ملی تورک، ضرورت گذر به سیستم فدرالیسم ملی-زبانی، ارتقاء موقعیت زبان تورکی به عنوان زبان رسمی دوم دولت ایران در قانون اساسی، ....

٢-این بار هم گروه‌ها و مراکز فرصت‌طلب، و به‌ طور مشخص دسته‌جات ناسیونالیست فارس اغلب خارج‌نشین (مشروطه‌طلبان، سلطنت‌طلبان، جمهوری‌خواهان، مجاهدین خلق، چپ‌ها، ...) شروع به ‌موج‌سواری و دزدیدن مدیریت و رهبری این شورش کردند. در این میان گروه‌های مسلح و تروریستی و فاشیستی و توسعه‌طلب کوردی و دولت‌های امپریالیستی و استعمارگر غربی دارای ذهنیت صلیبی و در راسشان فرانسه‌ و حاکمیت بایدین – ضد تورک‌ترین رئیس جمهور تاریخ ایالات متحده - هم وارد گود شده ‌و نقشه‌ و طرح‌های موازی خود که ‌اهداف و غایه‌های کاملاً متفاوتی از ‌اهداف و غایه‌های مردمان شرکت کننده در جنبش موسوم به « زن، زنده‌گی، آزادی» دارد را به اجرا گذارند.

مشابه ‌این ‌موج‌سواری و دزدیدن مدیریت و رهبری ‌در دوره‌ی مشروطه‌ هم، اما به ‌مدیریت انگلستان به ‌اجرا گذاشته‌ شده بود. در آن دوره جریان اصلاحات قاجاری و مطالبات تجددطلبانه‌ و دموکراتیک مردمان ایران، توسط انگلستان دزدیده شد و تحت کونترول و مدیریت و رهبری عناصر ضد تورک ازلی و پارسی و زرتشتی و ناسیونالیست‌های ارمنی و لور بختیاری و مازندرانی و گیلانی و اوباش و تروریست‌های قفقازی و باستان‌گرایان و نژادپرستان آریایی و .... درآمد، به حرکت تورک‌ستیز افراطی و براندازانه‌ی «انقلاب مشروطیت» برای پایان دادن به‌ حاکمیت سیاسی تورک بر ایران، و تاسیس دولتی فارس مبدل شد و در توانست با ساقط کردن دولت تورک قاجار و تاسیس دیکتاتوری فارس‌گرای پهلوی، به تاریخ یک هزار و دویست ساله‌ی تورک ایران خاتمه دهد.

«ذهنیت صلیبیCrusader Mentality » در معنای عمومی ذهنیت و طرز تفکر افراد یا گروه‌هایی است که دائماً در جستجوی نهضتی مقدس هستند که به‌توانند در آن به‌جنگند. این اصطلاح از جنگ‌های صلیبی، مجموعه‌ای از لشکرکشی‌های نظامی اوروپای قرون وسطی که برای تصرف و خارج کردن سرزمین مقدس از کونترول مسلمانان طراحی شده بودند سرچشمه می‌گیرد. در ادبیات سیاسی معاصر اصطلاح ذهنیت صلیبی، به معنی محدودتر در مورد ذهنیت و طرز تفکر بعضی مراکز سیاسی و احزاب و دولت‌ها در اوروپا و در دهه‌های اخیر در ایالات متحده (مانند رهبران حزب دموکرات) به‌کار می‌رود که با سائقه‌های بنیادگرایی مسیحی، نژادپرستی آریایی و یا اوروپایی ضد عرب و ضد تورک، امپریالیسم و کولونیالیسم و میلیتاریسم اوروپایی، و به منظور ایجاد اتحاد بین اوروپایی – بین مسیحی از طریق آفریدن یک دشمن خارجی، و بدین ترتیب منحرف کردن افکار عمومی مردمان اوروپا و کشورهای خود از نقصان‌های داخلی، مدام به دنبال دشمن‌تراشی از کشورها و مردمان مسلمان مخصوصاً تورک‌ها و عرب‌ها، و شیطان‌سازی از آن‌ها به صورت مردمانی وحشی و بددین و دارای نژاد پست هستند و به اشغال و الحاق سرزمین‌های آن‌ها از طریق برافروختن جنگ‌های مستقیم و یا نیابتی اقدام می‌کنند. در دوران معاصر، دولت فرانسه وارث و نماینده‌ی اصلی ذهنیت صلیبی در اوروپا و غرب است. این دولت در پشت پرده‌ی تمام استراتژی‌ها و دسیسه‌های ضد تورک در اوروپا، مدیترانه، خاورمیانه‌ی عربی و غیر عربی،  قفقاز و شمال آفریقا قرار دارد.