Friday, November 25, 2022

سخنان عرب‌ستیز و نژادپرستانه‌ی مادر داغ‌دار کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزندش

 

سخنان عرب‌ستیز و نژادپرستانه‌ی مادر داغ‌دار کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزندش 

مئهران باهارلی

خلاصه:

قتل کیان پیرفلک کودک ٩ ساله‌ی لور (بختیاری)، انعکاس وسیعی در ایران و جهان داشت و افکار عمومی را به نقض جدی حقوق بشر و خشونت حکومتی و رفتار ظالمانه‌ی دولت جمهوری اسلامی بر علیه اتباع خود و مخصوصا کودکان و زنان جلب کرد و باعث انزجار و اعتراض آن‌ها شد. مشابه این رفتار ضالمانه و خشونت دولتی در طول جنبش موسوم به «زن زنده‌گی آزادی»، که منجر به قتل ٤٤٥ نفر شامل ٦٣ کودک شد، هم مشاهده گردید. شورش‌های مردمی پریودیک بر علیه جمهوری اسلامی، دارای جنبه‌های دیگری غیر از حقوق بشر و خشونت دولتی است. از یک طرف وزنه‌ی گروه‌ها و شخصیت‌ها و جریانات داخلی و خارجی ناسیونالیست افراطی و فاشیستی فارس، کورد و لور و شعارهایشان در این شورش‌ها و رهبری‌اش به سرعت در حال افزایش است. از طرف دیگر این شورش‌ها به عنوان «انقلابات مخملی» مورد حمایت وسیع تبلیغاتی و سیاسی و مالی دولت‌های استعمارگر، امپریالیستی و صلیبی غربی – اوروپایی قرار دارند. هدف غایی این دولت‌ها «رژیم چنج» و تاسیس یک دولت سکولار غرب‌گرا مرکب از ناسیونالیست‌های افراطی فارس و کورد ضد تورک و ضد عرب در ایران است. به همین سبب، ملت تورک ساکن در ایران که به طور غریزی متوجه جهت‌گیری ضد تورک این شورش‌ها شده است، به طور اصولی در آن‌ها شرکت نه‌می‌کند. مضمون سخنان زینب مولایی راد مادر کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزند معصوم و مظلومش، و طرز انعکاس این ماجرا در بعضی از رسانه‌های فارسی – ایرانی زنگ خطر و آلارم دهنده هستند. زیرا سخن‌رانی زینب مولایی راد دارای مضامین نژادپرستانه‌ی ایرانی و عرب‌ستیز است. این سخن‌رانی یک بار دیگر نشان می‌دهد که اعتراضات اخیر بر علیه حجاب اجباری و خواست دولت سکولار وغیر دینی و .... تدریجا در حال تبدیل شدن به یک جریان ناسیونالیستی افراطی ایرانی و نژادپرست ضد عرب و ضد تورک یا دقیق‌تر «فاشیسم سکولار فارسی» است. مشابه این روند، ظهور «فاشیسم کورد» در میان نیروهای ملی‌گرا و مخصوصا مسلح کورد در ایران و منطقه هم دیده می‌شود.

Özet

9 yaşındaki Lor (Bahtiyari) çocuğu Kiyan Pirfelek’ın öldürülmesi, İran’da ve tüm dünyada derin bir etki yarattı. Bu olay; ciddi insan hakları ihlallerini, devlet şiddetini ve İslam Cumhuriyeti devletinin vatandaşlarına —özellikle de çocuklara ve kadınlara— yönelik baskıcı tutumunu kamuoyunun dikkatine sundu. Bu eylem, infial ve protestolara yol açtı. Benzer baskıcı davranışlar ve devlet şiddeti, 63'ü çocuk olmak üzere 445 kişinin ölümüyle sonuçlanan "Kadın Özgürlük Yaşam" hareketi sırasında da gözlemlenmiştir. İslam Cumhuriyeti'ne karşı patlak veren dönemsel halk ayaklanmaları, insan hakları ihlalleri ve devlet şiddetinin ötesinde ek boyutlara da sahiptir. Bir yandan, —hem yurt içi hem de yurt dışı kaynaklı— Fars, Kürt ve Lor aşırı milliyetçi ve faşist grupları ile bireyleri; sloganları ve liderlikleriyle birlikte, bu ayaklanmaların içinde hızla öne çıkmakta ve nüfuz kazanmaktadır. Öte yandan bu isyanlar, "kadife devrimler" olarak, Batı Avrupalı ​​sömürgeci, emperyalist ve Haçlı devletlerinden kapsamlı propaganda, siyasi ve mali destek görmektedir. Bu devletlerin nihai amacı, "rejim değişikliği" ve İran'da, Türk ve Arap karşıtı Fars ve Kürt milliyetçilerinden oluşan, laik ve Batı yönelimli bir devletin kurulmasıdır. Bu nedenle, söz konusu ayaklanmaların Türk karşıtı niteliğini içgüdüsel olarak kavrayan İran'da yaşayan Türk milleti, ilkesel olarak bu eylemlere katılmamaktadır. Zeyneb Movlayi Rad’ın, masum ve mazlum oğlu Kiyan Pirfelek’in cenaze töreninde yaptığı konuşmanın içeriği ve bu olayın bazı Fars-İran medya organlarında yansıtılma biçimi endişe vericidir. Zira Zeyneb Movlayi Rad’ın konuşması, Aryan ırkçısı ve Arap karşıtı temalar barındırmaktadır. Bu konuşma; zorunlu başörtüsüne karşı son dönemde düzenlenen protestoların ve seküler, din dışı bir devlet çağrısının, Araplara ve Türklere yönelik ırkçılık unsurları barındıran aşırılıkçı bir İran milliyetçiliğine nasıl evrildiğini bir kez daha gözler önüne seriyor. Bu hareket, isabetli bir biçimde “Fars seküler faşizmi” olarak nitelendirilebilir. İran’da ve bölgede, milliyetçi Kürt grupları —özellikle de Kürt silahlı güçleri— arasında “Kürt faşizminin” yükselişiyle birlikte benzer bir eğilim de gözlemlenebilmektedir.

Abstract

The murder of Kian Pirfalak, a 9-year-old Lor (Bakhtiari) child, had a profound impact in Iran and around the world. It brought public attention to the serious violations of human rights, state violence, and the oppressive behavior of the Islamic Republic government towards its citizens, particularly children and women. This act sparked outrage and protest. Similar oppressive behavior and state violence were also evident during the "Women, Life, Freedom" movement, which led to the deaths of 445 individuals, including 63 children. Periodic popular uprisings against the Islamic Republic have additional dimensions beyond human rights abuses and state violence. On one hand, extreme nationalist and fascist Fars, Kurd and Lor groups, and individuals, - both domestic and foreign –, are rapidly gaining prominence and influence in these uprisings along with their slogans and leadership. On the other hand, these rebellions, as "velvet revolutions," are receiving extensive propaganda, political, and financial support from Western European colonial, imperialist, and crusader governments. The ultimate goal of these governments is "regime change" and the establishment of a secular, Western-oriented state composed of anti-Turkish and anti-Arab Persian and Kurdish nationalists in Iran. For this reason, the Turkish people living in Iran, who instinctively understand the anti-Turkish orientation of these uprisings, typically do not participate in them. The content of Zeinab Molaei Rad’s speech, at the funeral of her innocent and oppressed son, Kian Pirfalak, and the way the entire incident was reflected in some Persian-Iranian media outlets are alarming. This is because Zeinab Molaei Rad’s speech contains Arian racist, and anti-Arab themes. This speech once again highlights how the recent protests against the mandatory hijab and the call for a secular and non-religious government, are evolving into an extremist Iranian nationalism, with elements of racism against Arabs and Turks. This movement can be described accurately as “Persian secular fascism.” A similar trend can be observed with the rise of “Kurdish fascism” among nationalist Kurdish groups, particularly Kurdish armed forces, in Iran and the region.

مقدمه

آن گونه که از اخبار حاصل می‌شود کیان پیرفلک (۱۳۹۲ – ۲۵ آبان ۱۴۰۱) کودک ١٠ ساله‌ی لور (بختیاری) در استان خوزستان، عصر ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در جریان حمله به بازار ایذه، همراه با والدین و برادر خردسالش در حال بازگشت به خانه‌ی خود بود که ماشینشان هدف گلوله‌های افراد مسلح وابسته به جمهوری اسلامی ایران موسوم به «لباس شخصی‌ها» قرار گرفت. در این تیراندازی کیان کشته و پدر او به شدت زخمی شد. جنازه‌ی کیان پیرفلک دو روز بعد جمعه ۲۷ آبان با حضور گسترده‌ی مردم به خاک سپرده شد. در این مراسم که در آن شعارهایی بر علیه نظام جمهوری اسلامی و رهبر آن سید علی خامنه‌ای و بعضی شعارهای ناسیونالیستی ایرانی داده می‌شد، زینب مولایی راد مادر کیان پیرفلک خطاب به جمعیت یک سخن‌رانی کوتاه کرد. این مراسم و قسمت‌هایی از سخن‌رانی زینب مولایی راد در رسانه‌های اینترنتی پخش شده است.

ابعاد گوناگون مساله

جنایت قتل کیان پیرفلک کودک ٩ ساله‌ی لور (بختیاری)، انعکاس وسیعی در ایران و جهان داشت و افکار عمومی را به نقض جدی حقوق بشر و خشونت حکومتی و رفتار ظالمانه‌ی دولت جمهوری اسلامی بر علیه اتباع خود و مخصوصا کودکان و زنان جلب کرد و باعث انزجار و اعتراض آن‌ها شد. مشابه این رفتار ضالمانه و خشونت دولتی در طول جنبش موسوم به «زن زنده‌گی آزادی»، که منجر به قتل ٤٤٥ نفر شامل ٦٣ کودک شد، هم مشاهده گردید.

(نوت: شورش‌های مردمی پریودیک بر علیه جمهوری اسلامی، دارای جنبه‌های دیگری غیر از حقوق بشر و خشونت دولتی هم است. از یک طرف وزنه‌ی گروه‌ها و شخصیت‌های داخلی و خارجی و جریانات ناسیونالیست افراطی و فاشیستی فارس، کورد و لور و شعارهایشان در این شورش‌ها و رهبری‌اش به سرعت در حال افزایش است. از طرف دیگر این شورش‌ها به عنوان «انقلابات مخملی» مورد حمایت وسیع تبلیغاتی و سیاسی و مالی دولت‌های استعمارگر، امپریالیستی و صلیبی غربی – اوروپایی قرار دارند که هدف غایی‌شان «رژیم چنج» و تاسیس یک دولت سکولار غرب‌گرا مرکب از ناسیونالیست‌های افراطی فارس و کورد ضد تورک و ضد عرب در ایران است. به همین سبب، ملت تورک ساکن در ایران که به طور غریزی متوجه جهت‌گیری ضد تورک این شورش‌ها شده است، نوعا در آن‌ها شرکت نه‌می‌کند، ....).

اما مضمون سخنان زینب مولایی راد مادر کیان پیرفلک در مراسم تشییع جنازه‌ی فرزند معصوم و مظلومش، و طرز انعکاس کل این ماجرا در بعضی از رسانه های فارسی – ایرانی زنگ خطر و آلارم دهنده و مورد محتاج دقت و تحلیل جدی هستند.

-سخن‌رانی زینب مولایی راد دارای مضامین نژادپرستانه‌ی ایرانی و عرب‌ستیز است و یک بار دیگر نشان می‌دهد که اعتراضات اخیر بر علیه حجاب اجباری و خواست دولت سکولار وغیر دینی و .... تدریجا در حال تبدیل شدن به یک جریان ناسیونالیستی افراطی ایرانی و نژادپرست ضد عرب و ضد تورک یا دقیق‌تر «فاشیسم سکولار فارسی» است. مشابه این روند، ظهور «فاشیسم کورد» در میان نیروهای ملی‌گرا و مخصوصا مسلح کورد در ایران و منطقه هم دیده می‌شود.

-بعضی از رسانه‌های فارسی – دولتی سخنان محسن رضایی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را با تعویض ماکو به باکو در آن‌ها بدین صورت منتشر کردند که گویا عاملین تروریست این جنایت در حال فرار به باکو (پایتخت جمهوری آزربایجان) بودند. این نیز نشان می‌دهد که بعضی از رسانه‌های دولت جمهوری اسلامی، جداً مشغول به شیطان‌سازی از جمهوری آزربایجان و زمینه‌سازی برای تهاجم و حمله‌ی نظامی به آن کشور هستند.

«مگه من عربم؟ من ایرانیم»؛ و «ما ملت کبیریم، ایرانو پس می‌گیریم».

در فیلم‌های منتشر شده از مراسم تشییع جنازه‌ی کیان پیرفلک، مادر او می‌خواهد برای جنازه‌ی فرزندش قرآن خوانده نه‌شود. زیرا بنا به زینب پیرفلک، یک بار که او کیان را به خاطر درست نه‌خواندن قران تنبیه بدنی کرده بود، کیان به او گفته است «مگه من عربم؟ من ایرانیم!». سپس زینب پیر فلک با جماعت که شعار «ما ملت کبیریم، ایرانو پس می‌گیریم» هم‌خوانی و هم‌صدایی می‌کند[1].

اعتراض کیان پیرفلک به تنبیه شدن به خاطر درست نه‌خواندن قرآن با این استدلال که او عرب نیست که بر زبان عربی مسلط باشد و یا مجبور به یادگیری آن شود – با فرض صحت و امانت‌داری روایت مادر او - دارای نکته‌ی به جایی است. و آن این که آموزش اجباری زبان عربی به عنوان زبان اسلام به کودکان غیر عرب در ایران، غلط است و باید برچیده شود. عینا مانند آموزش اجباری زبان فارسی به عنوان زبان ملی ایران به کودکان غیر فارس در این کشور که غلط است و باید برچیده شود.

اما نکات هشدار دهنده و ناراحت کننده‌ای در این میان وجود دارند. جمله‌ی «مگه من عربم؟ من ایرانیم» کیان پیرفلک و برخورد مادر او به مساله، مصداق نژادپرستی و عرب‌ستیزی است. تلقی موجود از ایرانی در جمله‌ی «مگه من عربم؟ من ایرانیم»، یک تلقی نژادپرستانه و فاشیستی و ضد عرب است که در حال حاضر در میان ملت فارس و دیگر ملل ایرانیک این کشور مخصوصا لورهای بختیاری بسیار شایع است.

۱- ایرانی اسم ملت نیست، نام تابعیت و منسوبیت اهالی،  و صرفا به معنی اتباع دولت ایران و یا اهالی کشور ایران است. اما عرب اسم یک ملیت است. جمله‌ی «مگه من عربم؟ من ایرانیم» «ایرانی» از مقوله‌ی تابعیت را هم‌ردیف «عرب» از مقوله‌ی ملت را یکی دانسته و این به لحاظ مفهومی و تکنیکی نادرست است.

۲- گوینده‌ی جمله‌ی «مگه من عربم؟ من ایرانیم» گمان می‌کند ایرانی‌ها غیر از عرب‌ها هستند. در حالی‌که قسمت بزرگی از اتباع و اهالی ایران ملیت عرب دارند و عرب هستند. حتی اکثریت مطلق منابع نفتی و گازی ایران در منطقه‌ی ملی عرب‌نشین – الاحواز و جزائر عربی قرار دارد، و متعلق به ملت عرب ساکن در ایران هستند.

۳-در جمله‌ی «مگه من عربم؟ من ایرانیم»، ایرانی به صورت نام یک ملت استفاده شده است. در حالی که اهالی ایران مرکب از ملل مختلف هستند. اعتقاد به وجود «ملت ایرانی» به جای «ملل ساکن در ایران»، به معنی نفی و انکار وجود اعراب ایرانی و ملت عرب ساکن در ایران، و در مقیاس بزرگ‌تر به معنی حمایت از  سیاست یک‌سان‌سازی ملی، فارس‌سازی و نسل‌کشی ملل ساکن در ایران توسط دولت ایران است.

٤- تدقیقات و یافته‌های علمی در باره‌ی ریشه‌های تباری و اتنیک مردمان ایران نشان می دهند که تمام آن‌ها به هر زبانی که صحبت می‌کنند، مخصوصا تاجیک‌ها، فارس‌ها (تاجیک‌های غربی) و کوردها به شدت، و تورک‌ها و لورها به درجه‌ی کم‌تری، آمیخته با اعراب هستند. در ایران هیچ گروه ملی وجود نه‌دارد که در گذشته با عنصر عرب، اختلاط تباری نه‌داشته باشد. ملل ایرانیک مذکور و در این میان لورها، به شدت با تورک‌ها هم آمیخته‌گی تباری دارند.

ما ملت کبیریم، ایرانو پس می‌گیریم

در ادامه‌ی مراسم تشییع جنازه، عده‌ای از حضار شعار «ما ملت کبیریم، ایرانو پس می‌گیریم» را سر می‌دهند و زینب پیرفلک راد آن را تکرار می‌کند. این شعار هم یک شعار فاشیستی و نژادپرستانه‌ی عرب‌ستیز ناسیونالیست‌های افراطی فارس – ایرانی است. اندیشه‌ی مستتر در این شعار آن است که دولت جمهوری اسلامی ایران که بر اساس دین اسلام و مذهب شیعه تاسیس شده، بیگانه‌ای است که ایران را اشغال نموده است. زیرا اسلام دین ملی عرب و مذهب شیعه پدیده‌ای عربی است. و ما ایرانی‌ها که گویا یک ملت واحد و دارای خصائص فوق العاده – مانند کبیر بودن – هستیم، دارای دین ملی خود (زرتشتی و ...) می‌باشیم و بنابر این باید دین و مذهب عرب را از ایران طرد کنیم.

این ذهنیت شباهت‌هایی با ذهنیت مشروطه‌طلبان افراطی ضد تورک (مرکب از پارسی‌ها و ازلی‌ها و باستان‌گرایان و ماسون‌ها و تروریست‌های قفقازی و ارمنی و مانقورت‌های آزربایجان‌گرا و گؤزقامان‌های تبریزی، ...) در ربع اول قرن بیستم دارد. آن‌ها هم ادعا می‌کردند قاجارها تورکمان و تورک و بنابراین مهاجمین و بیگانه‌گانی هستند که ایران را اشغال کرده‌اند و ما ایرانی‌ها باید با ساقط کردن آن، دولت ایرانی و پارسی قبل از هجوم اعراب و اتراک خودمان را بر اساس زبان ملی پارسی و دین زرتشتی و .... دوباره تاسیس کنیم[2].

لوگوی فر کیانی

عکسی از کیان پیرفلک و مادر او زینب مولایی راد در اینترنت وجود دارد که در آن بر کلاه کیان «لوگوی فر کیانی» دیده می‌شود. این نماد، در اصل نماد خورشید بال‌دار موجود در فرهنگ و تمدن‌های بین النهرینی، خاورمیانه، مصر، سوریه و عراق تاریخی، اما بی ربط با دین زرتشتی که منشاء آن در منطقه‌ی تقاطع کشورهای امروزی تاجیکستان و افغانستان و پاکستان و هندوستان است می‌باشد. خورشید بال‌دار تمدن‌ و فرهنگ‌های‌ بین النهرینی در دهه‌ی ۱۹۲۰ میلادی، توسط یک تاریخ‌دان پارسی - زرتشتی هندوستانی به نام جی. ام. اونوالا (Dr. J. M. Unvala) از آثار باقی‌مانده از آن تمدن‌ و فرهنگ‌ها ‌ اقتباس – دزدیده شد و پس از آن به دروغ به عنوان نماد فَرَوَهَر و فره‌وشی و اهورامزدا معرفی و تبلیغ می‌شود.

امروزه نژادپرستان آریایی ضد عرب و ضد تورک، مشخصا ناسیونالیست‌های افراطی – «فاشیسم فارس- ایرانی»، و اخیرا ناسیونالیست‌های افراطی – «فاشیسم کوردی»، لوگوی فرّ کیانی را به عنوان سمبول ملی و هویت و نژاد خودشان به‌کار می‌برند[3]. به جز جمعیت‌های دینی زرتشتی‌ که به اشتباه نماد بین النهرینی خورشید بال‌دار را به عنوان سمبولی زرتشتی و لوگوی فرّ کیانی استفاده می‌کنند، گروه‌های سیاسی غیر زرتشتی، مخصوصا گروه‌های سیاسی فارس، کورد و ... که لوگوی فرّ کیانی را به عنوان سمبول خود به کار می‌برند، باید به عنوان گروه‌های فاشیستی فارس و کورد طبقه‌بندی شوند.

ناسیونالیسم افراطی ضد عرب و ضد تورک در میان بختیاری‌ها:

با توجه به آن‌چه گفته شد، به نظر می‌رسد سخنان زینب مولایی راد، مادر داغ‌دار کیان پیرفلک که در مراسم تشییع جنازه‌ی پسرش بر زبان آورد، بیش‌تر از آن که ناشی از فوران احساسات و اندوه و کدر آنی و گذرا باشد، منعکس کننده‌ی دیدگاه‌های ثابت او به عنوان یک ناسیونالیست افراطی ایرانی و ضد عرب است.

تعداد بسیار زیادی از ناسیونالیست افراطی فارس و لور در داخل و خارج کشور به شورش‌های اخیر پیوسته و در حال منحرف کردن آن به صورت یک حرکت فاشیستی و نژادپرست هستند. عینا مانند آن‌چه در دوره‌ی مشروطه کردند و آن حرکتِ در آغاز دموکراتیک را مبدل به یک پروژه‌ی ضد تورک و نژادپرستانه‌ی دولت‌های استعمارگر، امپریالیستی و صلیبی غربی – اوروپایی برای پایان دادن به حاکمیت تورک بر ایران و نسل‌کشی زبانی و ملی ملت تورک ساکن در ایران کردند. در آن حرکت هم، بختیاری‌ها در مقام رهبری قرار داشتند. حتی دولت‌های استعمارگر، امپریالیستی و صلیبی غربی – اوروپایی، در صدد تاسیس یک سلسله‌ با شاهی لور (بختیاری) به جای قاجارهای تورک بودند که با مخالفت شخصیت ملی تورک صولت الدوله قشقایی و دیگران مواجه شد (مصاحبه‌ی تاریخی صولت الدوله در مخالفت با تاسیس یک سلطنت لور – بختیاری در ایران به جای قاجارهای تورک در سؤزوموز منتشر خواهد شد). پس از پیروزی مشروطه‌طلبان افراطی ضد تورک هم، در دولت جدید مشروطه‌ی ایران، کمتر نهاد دولتی و نظامی و یا حاکمیت محلی وجود داشت که در کونترول و تصرف مقامات بختیاری نه‌بوده و در راس آن یک مقام بختیاری نه‌باشد. ....

تحریف ماکو به باکو توسط رسانه‌های فارسی ضد تورک برای جنگ‌افروزی بر علیه جمهوری آزربایجان

محسن رضایی، فرمانده‌ی سابق سپاه و معاون اقتصادی رییس جمهور فعلی، صبح روز ۲۷ آبان ۱۴۰۱ و در مراسم تشیع حکومتی برخی از کشته شده‌گان عصر  روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱ ایذه، اظهار داشت: «سه نفر از جنایت‌گران این حادثه که قصد فرار از سمت اورمیه را داشتند در حال خروج از مرز ماکو دست‌گیر و در حال انتقال به اهواز هستند»[4].

اما بعضی از رسانه‌های دولتی ایران - فارسی اسم «ماکو» در اظهارات فوق را به «باکو» تغییر داده و این خبر را بدین صورت منتشر کردند: «سه تن از تروریست‌ها در حال خروج از مرز باکو بازداشت شدند»[5]. آن‌ها با این تحریف تلاش کردند که بین جمهوری آزربایجان و یک حادثه‌ی تروریستی ادعایی – که احتمالا وجود خارجی نه‌دارد – پیوند ایجاد کرده و این کشور را به صورت مامن و پناهگاه تروریسم بر علیه ایران معرفی کنند. هدف غایی این طیف رسانه‌های دولت جمهوری اسلامی از نشر این گونه تحریفات و اکاذیب، شیطان‌سازی از جمهوری آزربایجان و زمینه‌سازی برای تهاجم و حمله‌ی نظامی جمهوری اسلامی ایران (شیعی - فارسی) به آن کشور است.


[2] دو شعر تورک‌ستیز پان‌ایرانیستی و باستان‌گرا از ابراهیم پورداوود، و اشاره‌ای به اوستاد او سید عبدالرحیم خلخالی از رهبران مانقورت انجمن آزربایجان

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/05/blog-post_15.html

[3] نیمتاج خانم لک سلماسی، تحریف شعر «دوشیزه‌گان اورومی، خواهران سلماس» منسوب به او و تخریب شخصیت وی

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/05/blog-post.html

[5] بازداشت عوامل حادثه ایذه هنگام خروج از مرز باکو - محسن رضایی شرح داد

سرویس اجتماعی - معاون اقتصادی رئیس جمهور گفت: دو، سه نفر از مسببان حادثه تروریستی ایذه در حالی که می خواستند از مرز باکو خارج شوند، دستگیر شدند ...

https://www.barkhat.news/social/166876651763/mohsen-rezaei-explained-the-arrest-of-the-perpetrators-of-the-izeh-incident-when-leaving-the-baku-border

No comments:

Post a Comment