Thursday, September 20, 2018

سيد عظيم شيروانی‌ده‌ن باش ياران بدعتچی‌له‌ره: جدّيم توپورور گؤرسه سيزی، روزِ جزادا

سيد عظيم شيروانی‌ده‌ن باش ياران بدعتچی‌له‌ره:


جدّيم توپورور گؤرسه سيزی، روزِ جزادا
ائی بادی ائده‌ن دهرده بدعت، کؤپه‌ک‌اوغلو
بير ده بو فسادی که سيز ائتديز، سيزه ائيله‌ر
گؤيله‌رده ملک‌له‌ر هامی لعنت، کؤپه‌ک‌اوغلو



Tuesday, September 18, 2018

رسولزاده: ناسيوناليسم ايرانی-فارسی خصلت هميشگی حرکت مشروطيت؛ و ساقط کردن سلسله‌ی اشغالگر و بيگانه‌ی تورکمان قاجار هدف غايی آن بود.

رسولزاده: ناسيوناليسم ايرانی-فارسی خصلت هميشگی حرکت مشروطيت؛ و ساقط کردن سلسله‌ی اشغالگر و بيگانه‌ی تورکمان قاجار هدف غايی آن بود.

مئهران باهارلی


در زیر پاراگرافی به زبان تورکی از یک مقاله‌ی محمدامین رسولزاده بنام «قاجارلارین سونو» (عاقبت قاجارها) را آورده و سپس چند توضیح مختصر را داده‌ام. رسولزاده که خود از نخستین رهبران حرکت مشروطیت در ایران و تئوریسینهای آن بود، در این پاراگراف صراحتا می‌گوید حرکت مشروطه که در میان طبقات شهری (اساسا در تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک مخصوصا دو شهر تهران و تبریز) و بر اساس فرهنگ و مدنیت فارسی تکون یافت، همیشه دارای جهت ملی‌گرایی ایرانی –فارسی بود. و اضافه می‌کند کارزار مشروطیت بر علیه دربار، نه به خاطر ایجاد جمهوریت، بلکه به هدف ساقط کردن سلسله‌ی قاجار بود که ادبیات مشروطه آن را در تبلیغات خود به صورت سلسله‌ی اشغالگر و بیگانه‌ی تورکمان تصویر می‌کرد.

آغاز نقل قول

ایران مشروطیت‌پرورلییی‌نده خلقچی‌لیک خاصّه‌سی اولدوغو قده‌ر، دائما ملیت‌چی‌لیک جهتی ده موجود اولموشدور. مشروطیت‌چی‌له‌رین سارایا قارشی مجادله‌سی تدقیق اولونورسا، قاجارلارین مملکته یابانجی تورکمان مستولی‌له‌ری‌نده‌ن عبارت اولدوغو پروپاقانداسی، ایلک نظرده گؤزه چارپار. ایران شهه‌رله‌رینده دوغان و فارس حرثی ایله مجهز بولونان شهه‌رلی صنف‌له‌ر، آراسیندا تکون ائده‌ن حرکت ایچون، جمهوریت اولماسا دا، قاجار سلاسه‌سی‌نی آتماق، آشکار سؤیله‌نمه‌سه ده، گیزلی داشینیر بیر غایه اولموشدور. مشروطیت نامینا باشلانان داخلی محاربه‌له‌ر، اجنبی تاثیری ایله عقیم قالماییپ منطقی نتیجه‌سینی بولونجایا قده‌ر دوام ائده‌بیلسه‌یدی، چوخ احتمال سلاله‌نین ده‌ییشمه‌سی ایله نتیجه‌له‌نیر بیر خاتمه‌یه منجر اولوردو.

پايان نقل قول

ترجمه

در حرکت مشروطیت ایران به همان اندازه که ویژگی مردمی بودن وجود داشت، همیشه جهت ملیت‌گرایی (ایرانی) هم موجود بود. اگر مجادله‌ی مشروطیت‌طلبان بر علیه دربار تدقیق شود، در نخستین نظر این تبلیغات آنها دیده می‌شود که قاجارها، عبارت هستند از تورکمانهای بیگانه‌ی اشغال کننده‌ی کشور. برای حرکت مشروطیت که در میان طبقات شهری مجهز به فرهنگ و مدنیت فارسی در شهرهای ایران پدیدار شد و تکون پیدا کرد، اگر نه جمهوریت، بلکه ساقط کردن سلسله‌ی قاجاری، حتی اگر آشکارا بیان نمی‌شد، یک هدف و غایه‌ی پنهان بود. جنگهای داخلی که به نام مشروطیت آغاز شدند، اگر به سبب مداخله‌ی نیروهای خارجی عقیم نمی‌ماندند و تا وصول به نتیجه‌ی منطقی خود ادامه پیدا می‌کردند، بسیار احتمال داشت که به عاقبت تغییر سلسله‌ی (قاجار) منتهی شوند.

پايان ترجمه

Sunday, September 16, 2018

فرياد «ياشا ياشا مصطفی کمال پاشا، ياشا - تورک اوغلويوم بن، اؤلمه‌ک ايسته‌ريم» در تهران -١٩٢٧

فرياد «ياشا ياشا مصطفی کمال پاشا، ياشا - تورک اوغلويوم بن، اؤلمه‌ک ايسته‌ريم» در تهران -١٩٢٧

ترنم «مارش قفقاز» توسط مهاجران جمهوری خلق آزربايجان-مساوات در تهران

مئهران باهارلی

در زیر گزارشی از اجتماع ملت‌گرایان مهاجر و پناهنده‌ی جمهوری خلق آزربایجان –مساوات در تهران به سال ١٩٢٧ را آورده‌ام. در این اجتماع که به یادبود روز استقلال جمهوری خلق آزربایجان برگزار شده بود، از جمله «مارش قفقاز» از سوی حاضرین بپا خواسته یکصدا ترنم شده است. در سه بند از این مارش معروف «زنده باد، زنده باد مصطفی کمال پاشا، زنده باد- نامت بر سنگهای قیمتی حک خواهد شد» (یاشا یاشا مصطفی کمال پاشا، یاشا- آدین یازیلاجاق مُجَوْهَر داشا)؛ و در یک بند آن «من فرزند تورکم، به استقبال مرگ می روم» (تورک اوغلویوم بن، اؤلمه‌ک ایسته‌ریم) گفته می‌شود.

در زیر متن تورکی این گزارش و سپس ترجمه‌ی فارسی آن و در پایان چند توضیح مختصر و متن کامل مارش قفقاز را داده‌ام.

٢٨ ماييس تئهراندا [١٩٢٧]

تئهران مخابر مخصوصوموزدان

٢٨ ماییس مناسبتی‌یله تئهراندا مقیم آزه‌ربایجان ملّتچی و مهاجرله‌ری اجتماع ائده‌ره‌ک، سئوگیلی وطنله‌ری‌نین استقلالینی اعلان ائتدییی بو مسعود گونو موقّرانه، فقط چوخ صمیمی بیر صورتده تسعید ائتدیله‌ر. اجتماعدا گونه مناسب نطق‌لار ایراد اولوندو.

نتیجه‌ده شانلی آزه‌ربایجان بایراغی‌نین تکرار وطن افق‌لاری اوزه‌رینده اهتزازینی تامینه متوجّه، بویوک مجادله‌نین موفّقیتی یولوندا چالیشماق عهدینی تزه‌له‌مه‌ک، ملّی استقلال مجادله‌سی‌نین رهبرله‌رینی تقدیر و یئنی قافقاسیا هیئتِ تحریریه‌سی ایله باش‌محرّرینی تبریکی متضمّن بیر تقریر قبول ائتدیله‌ر.

اجتماع‌داکی‌لار حرّیت و استقلال شهیدله‌ری‌نین خاطره‌سینی یاد مقصدی‌یله قیام ائده‌ره‌ک و بیر آغیزدان «تورک اوغلویوم بن، اؤلمه‌ک ایسته‌ریم ....» شرقیسی‌نی ترنّم ائتمیشله‌ردیر.

ج. [جعفر صادق]

(یئنی قافقاسیا، ١٨ هازیران ١٩٢٧، سایی ١٨، صحیفه ١٤)

Saturday, September 15, 2018

اهميت سليمان نظيف برای ملت تورک ما

اهميت سليمان نظيف برای ملت تورک ما

مئهران باهارلی

سلیمان نظیف:

-خصومت و جدال ازلی ایران و توران، شامل آزربایجان نیز می‌شود....
- تبار، زبان، ادبیات، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، نظامی‌گری، خلاصه همه‌ی روابطی که فرد فرد یک جامعه را ابدیاً به یکدیگر پیوند می‌دهند، تورکهائی که در ایران مانده‌اند را به سوی ما جلب می‌کن
- ادبیات مشعشع فارس نیز نتوانست باعث شود تورک آزربایجان زبان خویش را فراموش کند. حتی امروز، ادبیات تورک بر ادبیات قدیم و جدید فارسی به مراتب برتری دارد
-آنها [تورکهای مانده در ایران] خواه حکومت مستقلی تاسیس کنند و چه مستقیماً به ما ملحق شوند، دیگر پس از این نمی‌توانند مدتی طولانی‌ با فارسها دارای سرنوشت مشترکی باشند
- ای تورک اسیر فارس! آغوش برادران و خواهران حقیقی‌ات همواره باز خواهد ماند. تو هم وظیفه و حقوق خود را فراموش نکن!



سليمان نظيف، يک تورک تورکمان و کوردنمايی او

سليمان نظيف، يک تورک تورکمان و کوردنمايی او

مئهران باهارلی

سليمان نظيف، يک تورک تورکمان

سلیمان نظیف (١٩٢٧-١٨٦٩) متفکر، ادیب، شاعر، محقق و مقاله‌نویس، از منسوبین جریان ادبی ثروت فنون و از بزرگان ادبیات تورک عثمانی و اوائل دوره‌ی جمهوریت،  متولد دیاربکر است. او فرزند سعید پاشا تاریخ‌نویس و ادیب مشهور عثمانی و عایشه بیگم دختر یکی از بیگهای تیره‌ای وابسته به ایل تورکمان آغ‌قویونلو است. جد وی شاعر سلیمان نظیف و پدر جدش از نویسندگان و متفکرین عهد خود ابراهیم جهدی افندی است.

در کتابچه‌ی «سلیمان نظیف، در پنجاهمین سالگرد وفاتش» که از سوی وزارت فرهنگ تورکیه در «سری یادبود بزرگان تورک، ٣» (تورکیه کولتور باخانلیغی، تورک بویوکله‌رینی آنما سئریسی، ٣. اؤلومونون ٥٠. ییلیندا سلیمان نظیف)[1] به سال ١٩٧٧ منتشر شده، به صراحت بیان می‌شود سلیمان نظیف نه تنها خود را یک تورک از آزربایجان می‌شمرد، بلکه به آن افتخار می‌کرد: «سلیمان نظیف بیر آزه‌ری تورکو اولماقلا اؤوونور».[2]

این واقعیت که از سوی معتبرترین و باصلاحیت‌ترین صاحبنظران وزارت فرهنگ تورکیه بیان می‌شود، برای ملت تورک ما حائز اهمیت فراوان است:


Friday, September 14, 2018

در باره‌ی تروريست ناميدن گروههای مسلح الحاق‌طلب کوردی

در باره‌ی تروريست ناميدن گروههای مسلح و الحاق‌طلب کوردی

مئهران باهارلی


بنده مایل نیستم در مورد مسائل روز سیاسی مخصوصا تروریسم و جنگ و ... قلم‌فرسائی کنم. اما تخریبات ایران‌گرایی و آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی - آزربایجان‌گرایی استالینیستی در شعور ملی تورک، و ناتوان نمودن فعالین سیاسی تورک در تشخیص مصالح و منافع ملی خود، آن چنان عمیق و گسترده است که هر از چند گاهی مجبور می‌شوم  در این موارد، من باب انتباه، چند سطری بنویسم.

تعریف نشدن «مفهوم خیانت» در فرهنگ سیاسی تورک، باعث شده خیانت به ملت تورک و خیانت به وطن تورک-وطن‌فروشی در ادبیات سیاسی تورکهای چپ ایرانی، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان استالینیست، به یک عادت تبدیل شود و بدتر از آن به صورت یک ارزش در آید. چنانچه اغلب قهرمانان ملی این دستجات، خائنین به ملت تورک و وطن تورک هستند.

در این نوشته نیز مساله‌ی مورد بحث، حمایت گروهی از فعالین سیاسی تورک، باز اغلب از مرکز آزربایجان، از تشکیلات تروریستی کوردی دارای سیاستهای اشغالگرایانه و الحاق‌طلب بر سرزمینهای تورک‌نشین (وطن تورک و یا تورک‌ائلی) است. اینها در اصل مجموعه‌ی چند کامنت فیس‌بوکی من است:

١-تهدید بودن تروریسم و الحاق‌گری کوردی، ربطی به یکی انگاشتن آزربایجان با تورک ندارد. از قضا اغلب کسانی که آزربایجان را با تورک یکی می‌انگارند (تورکهای چپ ایرانی، آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا و یا پان‌ایرانیستهای خجالتی، آزربایجان‌گرایان استالینیست، آزربایجان‌گرایان سنتی، ....) مدافع گروههای تروریستی کورد و اشغالگری و الحاق‌گرایی آنها هستند (بهزاد کریمی، محمدرضا شالگونی، محمد ارسی، سیر.مدد.، محم.آزا.، علی.اصغ.، علی.قره.، لیل.مجت.، ...)

٢-اشقیاء و دستجات مسلح کورد در مناطق غربی وطن تورک و یا تورک‌ائلی؛ یعنی غرب آزربایجان، غرب خمسه (زنجان)، غرب همدان و شرق استانهای کوردستان و کرمانشاهان فعلی در دو سده‌ی اخیر صدها بار به قتل عام و کشتار و غارت شهرها و روستاهای تورک‌نشین دست زده‌اند و اکنون نیز همه‌ی گروههای مسلح -تروریستی کورد از اشغال این مناطق از وطن تورک (تورک‌ائلی) و در راس آنها اورمیه، و الحاق آنها به کوردستان به طور همه‌جانبه پشتیبانی می‌کنند. بنابر این در این بخش از وطن تورک، از نظر تاریخی و در تجربیات و حافظه‌ی جمعی مردم عادی تورک شهرها و روستاها، حرکات سیاسی-مسلحانه‌ی کوردی یک خطر واقعی و تهدید مرگبار است. گمان و خیال و توهم و پندار نیست.

٣-به همین سبب مردم و توده‌ها و زعماء و بزرگان تورک این مناطق در جنگ جهانی اول با دمکراتهای آزربایجان از مرکز و شرق آزربایجان که مدافع اشغالگری کوردها بودند مخالفت می‌کردند. باز به همین دلیل است که توده‌ها و زعماء و بزرگان تورک این مناطق به حکومت ملی آزربایجان که به دستور روسیه و ارمنستان کوردهای این مناطق را مسلح کرده و بر تورکها مسلط نمود و بخشهایی از سرزمینهای تورک‌نشین (وطن تورک و یا تورک‌ائلی) را به جمهوری مهاباد واگذار کرد (البته اینجا صحبت از بخشهای کوردنشین جمهوری مهاباد- که نوعا متعلق به ملت کورد است- نیست)، به دیده‌ی مثبت ننگریستند و از همکاری با و حمایت از آن خودداری کردند.

Sunday, September 9, 2018

زبان تورکی به عنوان يکی از سه زبان رسمی دوفاکتوی ارمنستان

زبان تورکی به مثابه‌ی يکی از سه زبان رسمی دوفاکتوی ارمنستان

مئهران باهارلی

زبان تورکی در قفقاز، تا قبل از استیلای روسیه و بویژه اجرای سیاست روس‌سازی در دوره‌ی حاکمیت شوروی به طور طبیعی به عنوان یک زبان رابط بین گروههای قومی بی‌شمار آن منطقه بکار می‌رفت. حتی در سالهای جنگ جهانی اول در منطقه‌ی داغستان، علی رغم آنکه تورکان بومی در صد کمی از جمعیت را تشکیل می‌دادند، مقامات محلی داوطلبانه تصمیم به قبول زبان تورکی به عنوان زبان رسمی خود گرفته بودند.

وضعیت در ارمنستان هم همانگونه بود. علاوه بر سنت زبان رابط بودن تورکی در قفقاز جنوبی، وجود جمعیت قابل ملاحظه‌ی تورک در جمهوری ارمنستان تازه تاسیس و پایتخت آن ایروان باعث می‌گشت که در آغاز زبان تورکی نیز، به عنوان یک زبان رسمی دوفاکتو، به موازات زبانهای ارمنی و روسی بکار رود.

در زیر متن دو سند مربوط به سال ١٩١٨ را داده‌ام. (با تشکر از رومیک سرکزیان که این دو سند را در صفحه‌ی فیسبوکی خود منتشر کرده است[1]). کاربرد زبان تورکی و ارمنی و روسی در این اسناد رسمی-دولتی، نشانگر رسمی بودن دوفاکتوی این زبانها در ارمنستان و جمهوری تازه تاسیس آن است.

Monday, September 3, 2018

دانشنامه‌ی ايرانيکا، جايگزينی ايرانی با فارسی-پرشين و غصب ميراث مدنی تورک

دانشنامه‌ی ايرانيکا، جايگزينی ايرانی با فارسی-پرشين و غصب ميراث مدنی تورک

مئهران باهارلی


من در روزهای اول آغاز به کار وبلاگ سؤزوموز نقدی کوتاه بر ایرانیکا-یارشاطر و گرایشات قوی پان‌ایرانیستی وی نوشته و در آن بخشی از یادداشت رقص‌شناس آمریکایی، رابین سی. فریند را هم نقل کرده بودم. تخصص خانم فریند در عرصه‌ی تاثیرات متقابل فولکلور، اتنولوژی و زبانشناسی شبه جزیره‌ی بالکان، خاورمیانه و آسیای میانه است. رابین فریند در یادداشت خود می‌گوید مقاله‌ی وی با نام «رقص در ایران» که برای انتشار به ایرانیکا سپرده شده بود، با سائقه‌های سیاسی (ناسیونالیستی فارسی) تحریف و با نام «رقصهای مدرن فارسی» منتشر شده و این چیزی نیست که وی خواستار آن بوده باشد.

وی با تاکید، به جایگزین کردن «ایرانی» با «پرشین-فارسی» از طرف یارشاطر اعتراض کرده و می‌گوید «ایرانی» و «پرشین-فارسی» بویژه در ساحه‌های زبانی-فرهنگی دو مفهوم کاملا متفاوتند. «فارسی» زیرمجموعه‌ی «ایرانی» است و با آن یکی نیست. حتی اضافه می‌کند تورکی و عربی و ارمنی، نه فارسی و نه ایرانی هستند، آنها صرفا در ایران امروزی هم وجود دارند.

جایگزینی مصرانه‌ی «ایرانی» به جای «فارسی» توسط احسان یارشاطر و ایرانیکا، به عنوان نمونه رقصهای تورکی رایج در ایران را -که فقط به اعتبار وجود در ایران، «ایرانی» هستند- به «پرشین» که معنی فارسی می‌دهد تبدیل می‌کند. یعنی میراث مدنی و تاریخی و هنری و سیاسی و .... همه‌ی ملل ساکن در ایران، و در راس آنها ملت تورک، در ایرانیکا با تحریف سیستماتیک غصب گردیده و به صورت فارسی و میراث مدنی و تاریخی و هنری و سیاسی فارس عرضه می‌شود.

در زیر یادداشت مربوطه‌ی خانم رابین سی. فریند در اعتراض به دستکاری مقاله‌اش توسط دانشنامه‌ی ایرانیکا را آورده‌ام.


اوجانلی معلم احمد فيضی‌ده‌ن ميللی بير تورکو: تورک باهاديرلاری

اوجانلی معلم احمد فيضی‌ده‌ن ميللی بير تورکو: تورک باهاديرلاری. ٢٦ ماه می، ١٨٩٧ (٦ خرداد ١٢٧٦ شمسی)

مئهران باهارلی

بو قوشوق اوجانلی معلم احمد فیضی (تبریزی‌ سرابی)نین تورک- یونان ساواشلاری (اوتوز گون ساواشی) سیراسیندا سؤیله‌دییی میللی شئعرله‌رینده‌ن بیری‌دیر. معلم فیضی ١٣٠ ایل بوندان قاباق یازدیغی بو قوچاقلاماسیندا، تورک ایسلام اوردوسونو یوره‌کله‌ندیره‌ره‌ک آلقیشلامیش‌دیر. او بو قوشوقدا، «عوثمانلی دلاورله‌ری» ایله بیرگه، «تورک باهادیرلاری-جنگ ارله‌ری» دریمینی ده ایشله‌تمیشدیر. بو قوشوق ایرانلی تورکله‌ر طرفینده‌ن یاراتیلان و اؤزونده مودئرن تورک میللی بیلینجینی یانسیدان ایلک ادبی اؤرنه‌کله‌رده‌ندیر.

١٨٩٧ ایلینده، عوثمانلی اوردوسو، یونان اوردوسونو اوچ هفته ایچینده ازیپ گئچدی، آتینانی اله گئچیرمه، آن مساله‌سی ایدی. باش‌باخان خلیل رفعت پاشا، سولطان عبدالحمیده‌ آتانینانین آلینماسینی اؤنه‌ردی و اؤتوندو (خواهیش ائتدی)، روسیا چاری ایکینجی نیکولا ساواشین دوردورولماسینی ایسته‌دی. سولطان عبدالحمیدین ایسته‌یی اوزه‌ره ساواش‌کس (متارکه) آنلاشماسی ایزباسیلدی (امیضالاندی). عوثمانلی اوردوسو گئری چکیلینجه، یونانیستانین باشلاتدیغی ساواش بیتمیش اولدو.

-------
این شعر یکی از اشعار ملی معلم احمد فیضی اوجانی (تبریزی سرابی) است که وی به هنگام جنگهای یونان و عثمانی (جنگ سی روزه) در ١٣٠ سال پیش سروده است. معلم فیضی در این شعر حماسی خود، به اوردوری تورک اسلام جسارت و روحیه داده و ستوده است.  وی در این شعر، علاوه بر «دلاوران عثمانی»، اصطلاح «بهادران و جنگاوران تورک» را هم بکار برده است. این شعر یکی از نخستین نمونه‌های آثار ادبی آفریده شده توسط تورکهای ایران که منعکس کننده‌ی شعور ملی مدرن تورک می‌باشند است.

در سال ١٨٩٧ اوردوی عثمانی در عرض سه هفته ارتش یونانستان را تار و مار کرد. آتن در آستانه‌ی فتح و سقوط قرار گرفت. صدراعظم خلیل رفعت پاشا، به سلطان عبدالحمید پیشنهاد تصرف آتن را داد و رجا نمود. تزار نیکولای دوم خواستار پایان جنگ شد. به خواست سلطان عبدالحمید قرارداد متارکه امضا شد و با عقب‌نشینی اوردوی عثمانی جنگ آغاز شده توسط یونانستان پایان یافت.

Tuesday, August 28, 2018

تدريس زبان تورکی در مدرسه‌ی دارالفنون ناصرالدين شاه قاجار، نخستين دانشگاه در تاريخ مدرن ايران


تدريس زبان تورکی در مدرسه‌ی دارالفنون دوره‌ی ناصرالدين شاه قاجار، نخستين دانشگاه در تاريخ مدرن ايران

مئهران باهارلی


در این نوشته سندی دائر بر تدریس زبان تورکی در مدرسه‌ی شاهی ناصری و یا دارالفنون قاجاری را معرفی کرده‌ام. این سند بخشی از گزارشی است بنام جغرافیای ایران، منتشر شده در روزنامه‌ی تربیت چاپ تهران به سال ١٨٩٩ میلادی به قلم محمدعلی فروغی ذکاء الملک[1]. دارالفنون قاجاری و یا مدرسه‌ی شاهی ناصری -نخستین دانشگاه در تاریخ مدرن ایران -در سال ١٨٥١ میلادی در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار، ظاهرا به پیشنهاد میرزا تقی‌خان امیرکبیر و با کپی‌برداری از دارالفنون عثمانی[2]، سه سال بعد از آن و برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس شد.


این سند ارزشمند تاریخی نشان می‌دهد که زبان تورکی از همان آغاز ظهور موسسات آموزشی مدرن در ایران، به موازات زبان فارسی، آنهم در عالی‌ترین سطوح یعنی دارالفنون –معادل دانشگاه امروزی- تدریس می‌شد. این سند همچنین بیانگر موضع مترقی بی طرفی زبانی نسبی دولت تورک قاجاری و دو شخصیت تورک، ناصرالدین‌شاه قاجار و میرزا تقی‌خان امیر کبیر است[3].


در زیر بخش مربوطه‌ی گزارش را آورده و سپس توضیحات چندی داده‌ام: