Saturday, December 15, 2018

ميرزا علی آقا هئيت تبريزی: يک شخصيت ملی تورک

ميرزا علی آقا هئيت تبريزی: يک شخصيت ملی تورک

مئهران باهارلی

میرزا علی آقا هئیت تبریزی ( تبریز ١٨٨٨-١٩٦٦ تهران)، فرزند میرزا تقی خان - از اعیان و افاضل تبریز و یکی از مامورین عالی‌رتبه‌ی دربار محمدعلی میرزا ولیعهد- بود. وی تحصیل کرده در تبریز (مدرسه‌ی لقمانیه، معلمین خصوصی) و قلمروی عثمانی (نجف، استانبول، بیروت، جامع الازهر قاهره)؛ مجتهد، فقیه، حقوقدان، قاضی، تاریخدان، مسلط بر ادبیات تورک، فارس، عرب و فرانسوی. علاقه‌مند و تعقیب کننده‌ی جریانات سیاسی و معارفی جهان اسلام و عثمانی، شاهد و صاحب‌نظر در تاریخهای مشروطیت ایران و عثمانی بود.

علی آقا هئیت به لحاظ عقیدتی و سیاسی یک دیندار مسلمان، محافظه‌کار، اما بدور از تعصبات شیعی‌گری و بیزار از خرافات، قلبا معتقد به دمکراسی، تورکوفیل مادام العمر و طرفدار عثمانی و تورکیه‌دوست، و معتقد به پروژه‌ی اتحاد اسلام؛ یک مشروطه‌طلب معتدل، هوادار جنبش تجدد مردمی به موازات اصلاحات قاجاری، خواستار تحدید اختیارات مامورین دولت و ایجاد عدالتخانه،... بود. وی در دوره‌ی مشروطیت از همان آغاز مخالف جدی شعارها و رفتارهای هرج و مرج‌طلبانه، فارسی‌گرایی-آریایی‌گرایی ضد اسلامی و ضد قاجاری و بی عدالتی‌ها و افراطی‌گریهای مشروطه‌خواهان بود. میرزا علی آقا به هنگام تحصیل رشته‌های دینی در نجف از سوی خادمان دینی آنجا، در صدر هئیتی برای تعدیل رفتارهای نادرست مشروطه‌طلبان و ترمیم روابط آنها و رفع کدورت ایشان با خادمان دینی به ایران روانه شد. این ماموریت را به نحو احسن انجام داد و پس از آن به هئیت مشهور گشت.

در سالهای جنگ جهانی اول علی هئیت مانند همه‌ی مردم و روحانیان و مقامات و احرار و شخصیتهای ملی تورک وقت، مخالف سیاستهای ضد تورک روسیه (اشغال تورک‌ائلی و شمال ایران) و انگلستان (فارس‌گرایی باستان‌گرای مشروطه‌خواهان افراطی مورد حمایت بریتانیا، ساقط کردن قاجارها)، جانبدار امپراتوری عثمانی، اوردوی اسلام و طرفدار حزب اتحاد و ترقی عثمانی؛ از رابطین مذاکرات بین اولیای باب عالی و احرار ایرانی – دولت مهاجرت بود. در سال ١٩١٨ علی هئیت با پیوستن به حزب اتحاد و ترقی اسلام-اتحاد تورک رئیس شعبه‌ی تبریز آن شد و در این مقام جانفشانی‌ها کرد. دو برادر او ناصرخان لشکر و حسین‌خان هم عضو حزب شدند. (ظاهرا ادعای دکتر جواد هئیت مبنی بر رئیس ایرانی بودن علی هئیت دقیق نیست. رئیس کل حزب جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی مجدالسلطنه، و علی هئیت رئیس شعبه‌ی تبریز این حزب سراسری بود)[1].



Sunday, December 9, 2018

حزب مجاهدان تورک (تورک موجاهيدله‌ر فيرقه‌سی) و رهبر آن تبريزلی حاجی بيگ (حاجی ميرزا آقا بلوری)

حزب مجاهدان تورک (تورک موجاهيدلهر فيرقهسی) و رهبر آن تبريزلی حاجی بيگ (حاجی ميرزا آقا بلوری)

مئهران باهارلی

این نوشته یک و نخستین مونوگرافی تالیف شده در باره‌ی «حزب مجاهدان تورک» («تورک مجاهیدله‌ر فیرقه‌سی») به رهبری «تبریزلی حاجی بیگ» (حاجی میرزا آقا بلوری تبریزی، ١٩٥٤-١٨٦٤) است.

در تبریز سالهای ١٩١٧-١٩١٨، «تورک موجاهیدله‌ر فیرقه‌سی» مهمترین تشکیلات بومی ملی، تورک‌گرا و متحد اوردوی نجات‌بخش اسلام-عثمانی؛ در مقابل تشکیلات ایران‌گرا-فارس‌گرا، ضد ملی، ضد تورک و متحد داشناکسوتیون-هینچاک «فرقه‌ی دمکرات آزربایجان» بود. صدر این حزب ملی‌گرای تورک؛ حاجی بیگ (حاجی میرزا آقا بلوری) برجسته‌ترین رهبر ملی تورک و شخصیت سیاسی تورک‌گرا پس از جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی- مجدالسلطنه در ربع اول قرن بیستم تورک‌ائلی است. حاجی بیگ (حاجی میرزا آقا بلوری) از بنیانگذاران مطبوعات تورک در ایران (آزربایجان، حشرات الارض، مجاهد، ...)، از فرماندهان بنام و دلیر و محبوب مجاهدان دوره‌ی انقلاب مشروطیت و سپس اشغال آزربایجان توسط روسیه در سال ١٩١١، از رهبران ناسیونالیست تورک در سالهای جنگ جهانی اول و فاجعه‌ی تورک قیرقینی به سال ١٩١٨، از فرماندهان نیروهای متحده تورک آزاد کننده ی تورک ائلی و تبریز، رهبر فرقه‌ی مجاهدان تورک، نائب رئیس حزب اتحاد و ترقی اسلام-اتحاد تورک، رئیس بلدیه‌ی تبریز در دوره‌ی حکومت اتحاد به صدارت جمشیدخان سوباتایلی افشار اورومی-١٩١٨ و دوباره به هنگام اشغال شمال غرب ایران توسط روسیه‌ی شوروی در سال ١٩٤١ بود.  



Monday, December 3, 2018

تورک ملّتی و حادثه‌یِ کربلا-علی حيدر امير

تورک ملّتی و حادثه‌یِ کربلا-علی حيدر امير

تورک‌ون بیر عرب دعواسی‌یله ‌مناسبتی نه‌ده‌ن عبارت اولابیلیر؟
تاریخیمیزده‌ فرس ایله ‌تورک‌ون عادات و عنعناتینی بیری بیرینه‌ قاریشدیران اوزون، موثّر و قدرتلی موسمله‌ره‌ تصادف ائدییوروز
بیزیم بو مغشوش آقچالارلا فکر بازاریندا آلیش وئریش ائتدیییمیز گونله‌ر آرتیق نهایت بولمالی‌دیر.
یزیدله‌رین خلیفه‌ و مروان‌لارین سردار اولدوغو دورله‌ره‌ تیکیله‌ن گؤزله‌ریمیز نه ‌وقت باشقالارینا عائد اوزاق ماجرالاردان آیریلیپ، کندیمیزه، کندی ماجرالاریمیزا باخاجاق، کندی ماتمیمیزی، کندی یارالاریمیزی گؤره‌جه‌ک؟ نه‌ وقت باشقالاری ایچین یاش تؤکمه‌کده‌ن واز گئچه‌ره‌ک شهیدله‌ریمیزه‌ آغلایاجاق؟
خرافه‌نین حیاتینی تمدید ائده‌ن موسسه‌له‌ر نه‌ زمانا قده‌ر قولاغیمیزین دیبینده‌ ولوله‌اندازِ های و هوی اولاجاقدیر؟
اجتماعی ساحه‌ده ‌استقلالیمیزی تاسیس و تحکیم ائتمه‌ک ایچین حس، فکر و قلبیمیزی بو پاسلی زنجیرله‌رده‌ن ده‌ قورتارماق مجبوریتینده‌ییز.

قيمتلی اقتباسلار

اجتهاد، علمی، ادبی، اقتصادی مجموعه [سایی ١٩٦، صص ٣٨٣٤-٣٨٣٦،  ١ کانون ثانی ١٩٢٦]


Saturday, December 1, 2018

دولت قزلباش- قزلباشيه است، نه دولت صفوی

دولت قزلباش- قزلباشيه است، نه دولت صفوی

مئهران باهارلی

کاربرد تعبیر «دولت صفوی»، به چند دلیل مساله‌دار است:

١-«قزلباش» کلمه‌ای تورکی است. حال آنکه «صفوی» کلمه‌ای عربی-فارسی است. نامیدن دولتهای تورک و در این میان دولتهای تورک حاکم بر ایران امروزی با اسمی فارسی-عربی، نامعقول و بر خلاف سنن تورک است. در تاریخ هزار و دویست ساله‌ی تورکی ایران دهها سلسله و پادشاهی و امپراتوری تورک حاکم بر این کشور، از قاراخانیان و سلجوقیان تا ایلخانیان و تیموریان و در نهایت افشاریان و قاجاریان همه دارای اسامی تورکی بوده و همه در زبان تورکی و فارسی و عربی و اوروپائی با نامهای تورکی شناخته شده‌اند. دولت مشهور به صفوی تنها دولت تورک حاکم بر ایران است که امروزه با یک نام عربی-فارسی یعنی صفوی خوانده می‌شود.

٢-آنگونه که از بررسی منابع و اسناد تاریخی بر می‌آيد، این دولت که توسط طوائف، جنگجویان و سران تورکمانان بر مذهب غالی قزلباشی از تشیع هترودوکس تاسیس شد، توسط خود قزلباشان دولت صفوی نامیده نمی‌شد. عموما قزلباشان تورک علاقه داشتند خود را «صوفو» بنامند. «صوفو» تلفظ تورکی نام صوفی- به معنی معتقد به اسلام متصوفه (هترودوکس) در مقابل اسلام متشرعه (اسلام اورتودوکس) و یکی از نامهای غلات قزلباش - است. (بعدها صوفو به نام برخی از گروههای غالی قزلباش تبدیل شد. امروز در میان فرق مذهب علوی قزلباشی به عنوان مثال در آزربایجان شرقی، گروههائی با نام «صوفولار» وجود دارند. در عراق نیز قزلباشان تورک غالی، به دو دسته‌ی صوفولار و .... تقسیم می‌شوند).


Thursday, November 29, 2018

تحصيل تورکی در مدارس اصول جديد در تهران ده سال قبل از امضای فرمان مشروطيت به گزارش ترجمان-قاسپيرالی

تحصيل تورکی در مدارس اصول جديد در تهران ده سال قبل از امضای فرمان مشروطيت به گزارش ترجمان-قاسپيرالی

مئهران باهارلی

در این نوشته یک سند بسیار مهم در باره‌ی تحصیل به زبان تورکی در مدارس جدید در تهران پایتخت دولت قاجاری، ده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت را معرفی کرده، پس از دادن اصل تورکی و ترجمه‌ی فارسی آن، تحلیل خود از این سند را هم داده‌ام. این سند عبارت است از یک نامه درج شده به شکل یک خبر ویژه‌ی نشریه‌ی ترجمان (شماره‌ی ١٣، ٣١ مارت ١٨٩٦)، چاپ باغچه سارای[1] در شبه جزیره‌ی کریمه که توسط متفکر، معلم و محرر برجسته‌ی تورک، اسماعیل قاسپیرالی منتشر می‌شد.

Monday, November 26, 2018

سِنْجه بير طفلِ صغير، عقل و فطانت‌جه کبير؛ تختِ ايرانا جلوس ائتدی بو دم احمدشاه

سِنْجه بير طفلِ صغير، عقل و فطانت‌جه کبير؛ تختِ ايرانا جلوس ائتدی بو دم «احمدشاه»

مئهران باهارلی

سلطان احمدشاه قاجارین تخته اوتورماسی دولاییسی‌یلا، «اتحاد اسلام حرکتی»نین باشچی‌لاریندان و «تورک میللی موجادیله‌سی»‌نین اؤنجو و معنوی آتالاریندان «تورکه‌مپورلو معلم احمد فیضی افندی»نین (تبریزی سرابی،١٩١٠-١٨٤٢، ١٢٨٩-١٢٢١ گونه‌ش‌ایل)، سؤیله‌دییی تورکجه قوشوق:

(شعر تورکی سروده شده توسط «تورکه‌مپورلو معلم احمد فیضی افندی تبریزی سرابی»، ١٩١٠-١٨٤٢، از رهبران «حرکت اتحاد اسلام» و از پیشگامان و پدران معنوی «مجادله‌ی ملی تورک»، به مناسبت جلوس سلطان احمدشاه قاجار بر تخت سلطنت ایران):

سِنْجه بیر طفلِ صغیر، عقل و فطانت‌جه کبیر
شهِ احرارِ زمان، خسرویِ کیوانْ درگاه
پدرِ اخبثی‌نین خُبثونو پاک ائتمه‌ک ایچین
تختِ ایرانا جلوس ائتدی بو دم «احمدشاه»
مظهرِ نفرتِ مخلوق اولان والدی‌نین
مسلکینده‌ن اوماریز کیم ائده‌ره‌ک استکراه
لطف و رافت‌له اهالیسینی ائیله‌ر خشنود
هم اولور کندینه توفیقِ الهی همراه
عرفا گرچه دئمیش « الْوَلَدُ صِنْوُ أَبِيهِ »[1]
حُسن حالی بو سؤزو نقض ائده‌ر ان شااه[2]


غزل تورکی مرتضی قلی نامی خان، سفير دولت قزلباشیه در عثمانی و جمع‌آوری اشعار شعرای روم توسط او

غزل تورکی مرتضی قلی نامی خان، سفير دولت قزلباشيه در عثمانی و جمع‌آوری اشعار شعرای روم توسط او

مئهران باهارلی

١-در این نوشته غزلی از «مرتضی قلی خان نامی»، ایلچی دولت قزلباشیه به دوره‌ی شاه حسین صفوی (١٧٢٢-١٦٩٤) در «در سعادت» –استانبول پایتخت امپراتوری عثمانی- به نقل از نشریه‌ی «عوثمانلی تاریخ و ادبیات مجموعه‌سی» را آورده‌ام. در توضیح نشریه، گفته می‌شود «مرتضی قلی خان نامی» در راه خود به استانبول، از والی ارزروم می‌پرسد که «سرآمد شعرای روم کیست». پس از شنیدن این پاسخ که «قبلا نابی افندی بود، اما پس از فوت وی کامی افندی ادیرنه‌ای است»، یک غزل تورکی و دو غزل فارسی سروده و در یک هل من مبارز طلبی، از شعرای روم می‌خواهد که بدانها پاسخ دهند. غزل تورکی نامی خان مورد استقبال شعرای روم قرار گرفته و آنها در پاسخ نظیره‌های متعددی می‌سرایند که استادانه بودن آنها باعث تعجب نامی خان می‌شود. نشریه‌ی «عوثمانلی تاریخ و ادبیات مجموعه‌سی» یکی از این نظیره‌ها (نظیره‌ی ندیم) را نیز داده است.

٢-از توضیح داده شده توسط نشریه‌ی «عوثمانلی تاریخ و ادبیات مجموعه‌سی»، علاقه و توجه مرتضی قلی خان نامی به شعر و ادبیات تورک آشکار است. چنانچه می‌گوید در طول اقامت مرتضی قلی خان نامی در استانبول، ضیافتهای محتشم بسیاری از سوی مقامات عثمانی ترتیب داده شده و در آنها با شرکت نامی خان مجالس مشاعره‌ی تورکی و فارسی برگزار می‌گردید. همچنین نامی خان که تحت تاثیر استادی و مهارت شعرای روم قرار گرفته بود، برای بردن تحفه‌ای به ایران، به جمع‌آوری اشعار تورکی شعرای روم اقدام کرده بود.

٣-در دوره‌ی دولت قزلباشیه‌ی صفوی، مانند دیگر مقامات، اکثریت هیئتهای نمایندگی این دولت هم از تورکان تشکیل می‌شد. این مقامات تورک نوعا علاقه‌مند و مسلط به ادبیات تورک نیز بودند. علاوه بر آن همانگونه که در مورد نامی خان دیده می‌شود، یک تبادل و بده بستان فرهنگی-زبانی-ادبی عمیق و پربار بین تورکهای قلمروی دو دولت قزلباشیه و عثمانی برقرار بود. همچنین سرودن اشعار تورکی، شرکت در مجالس مشاعره ی تورکی، جمع‌آوری اشعار تورکی،.... از سوی مقامات دولتی ایران، نشان از موقعیت رسمی بودن زبان تورکی در آن دوره دارد.

٤-از واژگان جالب این دو غزل:

-«باشدا گزدیره‌ن» در غزل نامی خان، ترجمه‌ی استادانه‌ی «سرگردان کردن» فارسی است.
-در این دو غزل تورکی، ادات استفهام تورکی «مو» که امروز در آزربایجانجا تقریبا متروک شده، بکار برده شده است
-«کاکول»، کلمه‌ای موغولی وارد شده به زبانهای تورکی و فارسی است
-«کره‌شمه»-اصلا «قاراشما» -کلمه‌ای تورکی به معنی به همدیگر نگاه کردن (معمولا با عشوه و طنازی) است که به شکل کرشمه به زبان فارسی نیز داخل شده است.
-ندیم، در یک بیت، استادانه چهار کلمه‌ی چهره، رخ، پنبه و گلگون را بکار برده است. چهره به فارسی به معنی رخ است. جالب آنکه چهره‌ای و پنبه در تورکی معنی صورتی و یا گلگون نیز می‌دهند (صورت در صورتی و گون-گونه در گلگونه هم به معنی رخ و چهره هستند).
-زبان این دو غزل عین هم، و تورکی بسیط مشترک است.
-عجم در این نوشته به معنی ایرانی بکار برده شده است

Saturday, November 24, 2018

آزربایجان عثمانی، کوردستان عثمانی، لورستان عثمانی، الاحواز عثمانی

آزربايجان عثمانی، کوردستان عثمانی، لورستان عثمانی، الاحواز عثمانی

مئهران باهارلی

در زیر سه نامه از سلطان سلیمان قانونی ویا محتشم (Kanunî or Muhteşem Süleyman, Suleiman the Magnificent, 1494 –1566) امپراتور عثمانی به شاه فرانسه فرانسیس اول (Francis I, François Ier, 1494 –1547) به سالهای ١٥٢٨- ١٥٢٦ را، مربوط به زمانی که غرب ایران کنونی شامل «آزربایجان»، «دیار عجم» (شامل بخشهایی از تورک‌ائلی و فارسستان)، «کوردستان»، «لورستان» و «دیار مشعشع» (الاهواز و بخشهایی از لورستان)، همچنین «ولایت تاتار» (احتمالا آزربایجان قفقاز) بخشی از ممالک محروسه‌ی عثمانی بودند را آورده‌ام.

١-این مکتوبات که در اوج قدرت امپراتوری عثمانی نوشته شده‌اند در تاریخ دیپلماسی تورک و اوروپایی دارای اهمیت‌اند. یکی از نکات جالب این مکتوبات آن است که سلطان سلیمان قانونی که با تکبر و تبختر خود را در یک پاراگراف طولانی سلطان و خاقان قلمروی بسیار وسیعی در آسیا و اوروپا و آسیای صغیر و خاورمیانه و نسلا به نسل خاقان اوغلو و سلطان‌زاده توصیف می‌کند، در خطاب به شاه فرانسه با یک جمله‌ی بسیار کوتاه حقارت‌آمیز می‌گوید: «سن که فیرانسا ولایتی‌نین به‌یی‌ فیرانچئسکوسون» (تو که فرانچسکو، امیر ولایت فرانسه هستی). با اینهمه سلطان سلیمان قانونی و فرانسیس اول، اتحادی ایجاد کردند که در تاریخ دیپلماسی نخستین اتحاد غیر ایدئولوژیک بین یک دولت اوروپایی و غیر اوروپایی شمرده می‌شود.