Showing posts with label ترکي مکتوب. Show all posts
Showing posts with label ترکي مکتوب. Show all posts

Friday, April 11, 2025

کتیبه‌ی تورکی «بسم الله‌ داشی» (سنگ بسم الله) اثر «میرزه‌ محمدعلی قارایی» ملقب به‌ سنگلاخ قوچانی در تبریز

 

کتیبه‌ی تورکی «بسم الله‌ داشی» (سنگ بسم الله) اثر «میرزه‌ محمدعلی قارایی» ملقب به‌ سنگلاخ قوچانی در تبریز 

مئهران باهارلی

یکی از سنگ‌نوشته‌ها‌ی تاریخی دارای عبارات تورکی در ایران و تورک‌ایلی، «بسم الله ‌داشی» (به ‌فارسی سنگ بسم الله) است که‌ در موزه‌ی آزربایجان در تبریز نگه‌داری می‌شود. این اثر مرمر عظیمی است به‌ طول ٣٨٠ سانتی‌متر، عرض ۱۳٣ سانتی‌متر، قطر ٣٥ سانتی‌متر، و وزن تقریبی ۳ هزار کیلوگرم که بر روی آن عبارت «بسم الله‌ الرحمن الرحیم» و دیگر عبارات عربی و فارسی و تورکی و نقش‌ها و تزئین‌های پراکنده‌ حجاری شده است. «بسم الله ‌داشی» اثر «میرزه ‌محمدعلی قارایی» (١٧٧١؟ - ‏١٨٧٧) از ایل تورک قارای (قرائی) قوچان، معروف به‌ «خامه‌روان» و متخلص به ‌سنگلاخ؛ خطاّط، حجّار، شاعر و ادیب، عارف و جهان‌گرد تورک، و از رجال مشهور عهد فتح‌علی شاه، محمد شاه ‌و ناصرالدین شاه ‌قاجار است. جالب توجه است که «نه‌دیر شاه قالاتی قایایازیتی» - کتیبه‌ی کلات نادری، دیگر نمونه‌ی سنگ‌نوشته‌های تورکی در ایران هم مربوط به تورک‌های خوراسان است. (شعر تورکی کتیبه‌ی کلات نادری به امر نادر شاه افشار از طرف گلبن افشار سروده[1] شده و به امر حاکم وقت کلات که از خوانین تورک جلایر بود بر سینه‌ی کوه حک شده است[2]. این هر سه، مانند میرزه محمدعلی قارای از تورک‌های خوراسان بودند).

میرزه ‌محمدعلی قارایی، در سن ۵۵ ساله‌گی از قوچان خارج شد و نیمه‌ی دوم عمر خود تا ١١٠ ساله‌گی را در گردش و سیاحت جهان گذراند. به ‌آسیای میانه‌ - تورکستان، افغانستان و هندوستان سفر کرد. بیش از ۲۵ سال در ممالک عوثمان‌لی (آسیای صغیر -آناتولی و آزربایجان و حجاز و کربلا و مصر و استانبول) زنده‌گی نمود. در حیات استانبول با استادان و دانشمندان و هنرمندان و اعیان عوثمان‌لی تماس و مراوده‌ داشت که‌ در اكرام و تعظیم و تجلیلش بسیار كوشیدند. بعد از آن به ‌قاهره‌ - مصر رفت و ‌۲۵ سال در آن کشور اقامت کرد. خدیو عوثمان‌لی مصر محمدعلی پاشا او را با احترام پذیرفت و امور سنگ‌نویسی را به ‌او سپرد. ....

میرزه‌ محمدعلی قارایی سنگلاخ «بسم الله‌ داشی» را در طول هشت سال هنگام اقامت خود در ق‍‍اه‍ره‌ - مصر آفریده و در سال ١٨٥٤ به اتمام رسانده است. نیت میرزه‌ محمدعلی قارایی سنگلاخ از خلق «بسم الله داشی»، همانگونه که در مکتوبش به ‌صدراعظم عوثمان‌لی هم بیان کرده، نصب آن با مساعدت سلطان عوثمان‌لی در مرقد پیغامبر اسلام بود تا «بدین وسیله ‌ابواب مفاخرت بر روی سلاطین آل عثمان گشوده ‌شود و باعث علو مقام سلطان عوثمان‌لی و بزرگان آن دیار در نزد خواص و عوام که‌ به زیارت بیت الله ‌می‌روند و سبب دعای خیر برای دولت علّیه‌ی عوثمان‌لی تا روز قیامت و .... گردد»[3].

پس از اتمام «بسم الله ‌داشی»، میرزه ‌محمدعلی قارایی آن را به ‌محمد علی پاشا خدیو عوثمان‌لی در مصر تقدیم نمود تا او امر و خرج انتقال این سنگ فوق العاده ‌سنگین را متقبل شود. وی ظاهرا توقع پاداشی درخور برای خود نیز داشت. اما محمدعلی پاشا به ‌دلایلی (حمله‌ی وهابیون به‌ مدینه؟ پاداش گزاف؟ مجاز نه‌بودن به‌ نصب آن در مرقد پیغمبر اسلام؟ نامناسب تشخیص دادن سنگ؟، ...) تقاضای او را نه‌پذیرفت. پس از آن میرزه‌ محمدعلی قارایی سنگلاخ «بسم الله ‌داشی» را با موافقت و مساعدت دولت عوثمان‌لی با كشتی از مصر به‌ در سعادت در استانبول برد ‌و به ‌سلطان عبدالعزیز خان عوثمان‌لی تقدیم کرد تا دولت عوثمان‌لی به‌ هزینه‌ی خود آن را به ‌مدینه ‌منتقل و به ‌او نیز پاداش درخوری پرداخت نماید. اما مقامات عوثمان‌لی تصمیم‌گیری در این موضوع را به‌ شورای معارف عوثمان‌لی ارجاع دادند. شورای معارف عوثمان‌لی با نصب «بسم الله ‌داشی» در مرقد پیغمبر اسلام در مدینه ‌موافقت نه‌کرد[4] اما در قدردانی از زحمات میرزه ‌قارایی پیشنهاد خریدن «بسم الله‌ داشی» با قیمتی معقول «اهل خبره» را بدو داد. این پیشنهاد با مخالفت میرزه‌ محمدعلی قارایی سنگلاخ مواجه‌ شد[5].

پس از آن میرزه ‌محمدعلی قارایی سنگلاخ تصمیم گرفت «بسم الله‌ داشی» را به ‌ایران منتقل و در حرم امام رضا در مشهد نصب کند. وی که ‌در این اوان حدود ١٠٨ سال داشت، با مساعدت و کومک مادی میرزه جعفر خان مشیرالدوله ‌سفیر کبیر قاجار در بندر اسکندریه‌ كه ‌در بازگشت از اوروپا در استانبول بود «بسم الله ‌داشی» را از قاهره ‌به‌ اسکندریه‌ و از طریق دریای مدیترانه ‌به ‌استانبول و از آنجا با مساعدت میرزه عبدالرحیم خان سرکونسول قاجار در تفلیس، از طریق دریای سیاه ‌به ‌بندر پوتی[6] گورجستان در ساحل دریای سیاه، سپس از مسیر قفقاز، تفلیس، ایروان و نخجوان، با زحمت و مرارت فراوان و به ‌کار گرفتن قریب به ‌صد کارگر و ارابه‌های گاوی و ده‌ها گاو کوهان‌دار و اسب و قاطر که ‌بسیاری حین حمل و نقل تلف شدند به ‌تبریز ‌آورد.

در تبریز «بسم الله ‌داشی» برای تماشای مردم در یکی از حجرات مدرسه‌ی اکبریه[7] قرار داده شد و با استقبال گسترده‌ی مردم روبه‌رو گشت[8]. میرزه ‌محمدعلی قارایی سنگلاخ خود در منطقه‌ی سرخاب تبریز مقیم شد و یک سال آخر عمرش را در تبریز گذارد. او در این زمان آرزو داشت تا آن «حجر شریف و گوهر منیف» را با کومک ناصرالدین شاه‌ به‌ مشهد حمل و در آستان حرم حضرت امام رضا در «محل مخصوص و موضع مرغوبی» نصب کند[9]. اما علی‌رغم مساعدت‌های ناصرالدین شاه ‌این امر هم به ‌علل متعدد (سنگینی بسم الله‌ داشی، نه‌بودن وسائل و امکانات حمل، مشکلات راه‌های کشور، عدم همراهی مظفرالدین میرزا، ...) تحقق نه‌یافت. یک سال بعد میرزه ‌محمدعلی قارایی سنگلاخ در اثر سن زیاد فوت کرد و در بقعه‌ی سیّد ابراهیم (شیخ ابراهیم حکمران تبریز در زمان اوزون حسن) واقع در محله‌ی ده‌وه‌چی (خیابان شمس تبریزی) دفن شد. «بسم الله‌ داشی» نیز به‌ احترام او در دیواره‌ی غربی بقعه‌ی سید ابراهیم در مقابل کنار مزار وی نصب گردید. بعد از انقلاب اسلامی بدل سنگ ساخته‌ شد و سنگ اصلی در سال ١٩٩٣ به‌ طبقه‌ی هم‌کف موزه‌ی آزربایجان منتقل گشت.

Friday, January 17, 2025

خواندن خطبه‌ی عقد ازدواج به‌ تورکی: اینجا زبان رایج تورکی است. چه ‌احتیاجی به اجرای عقد به‌ زبان فارسی است؟

 خواندن خطبه‌ی عقد ازدواج به‌ تورکی: 

اینجا زبان رایج تورکی است. چه ‌احتیاجی در اجرای عقد به‌ زبان فارسی است؟ 

مئهران باهارلی


١-در جلد سوم کتاب «جرعه‌ای از دریا» (تالیف سید موسی شبیری زنجانی)[1] روایتی در مورد لزوم خواندن خطبه‌ی عقد ازدواج به‌ زبان تورکی، و بی مورد و بی جا بودن خواندن آن به‌ زبان فارسی در مناطق تورک‌نشین وجود دارد. روایت چنین است که ‌دو روحانی به‌ اسم انگجی (حاج سید ابوالحسن انگجی تبریزی) و حجت در تبریز مراسم یک عقد ازدواج را برگزار می‌کردند. پس از آن که ‌آن‌ها خطبه‌ و صیغه‌ی عربی عقد را خوانده‌اند، انگجی خطبه‌ و صیغه‌ی عقد را به ‌وکالت از طرف ایجاب به ‌فارسی هم خوانده ‌است. اما حجت که‌ وکیل طرف قبول بود و می‌بایست از جانب او موافقت خود را بیان کند، ساکت مانده‌ و جواب نه‌داده ‌است. دلیلی که ‌وی برای این رفتار خود می‌آورد این است که ‌خواندن خطبه‌ و صیغه‌ی عقد به‌ زبان عربی به‌ دلیل باورهای مذهبی برای صحت آن ضروری است. اما خواندن خطبه ‌و صیغه‌ی عقد به ‌زبان فارسی در شهر و مملکتی تورک (تبریز و آزربایجان) ضرورت و توجیهی نه‌دارد. زیرا زبان اینجا تورکی است و خطبه‌ و صیغه‌ی عقد هم می‌باید با زبان محیط مطابقت داشته‌ باشد و  به‌ زبان مردم که تورکی است خوانده ‌و جاری شود. در کتاب، تاریخ وقوع این حادثه ‌ذکر نه‌شده ‌است. این نقص بزرگی برای سندیت این روایت است. اما محتملا مربوط به ‌دوره‌ی پهلوی و شاید رضا شاه‌ باشد.

٢-نخبه‌گان تورک در ایران شامل سه ‌گروه‌ روحانیون شیعی، غرب‌گرایان و چپ‌گرایان، مخصوصا در دو قرن گذشته ‌در مرکز و شرق آن، نقش و مسئولیت بسیار بزرگی در از یک طرف تشکل و اجرای سیاست فارس‌سازی ملت تورک ساکن در ایران و نسل‌کشی زبانی و ملی او، جلوگیری از تشکل هویت ملی تورک و ممانعت از فورم گرفتن زبان مکتوب و ادبی و دیوانی تورک و تشکل سنت تورکی‌نویسی؛ و از طرف دیگر کومک به تشکل هویت ملی مودرن ایرانی ضد تورک و تلقی از زبان فارسی به ‌عنوان زبان ملی تورک‌ها داشتند. در این میان نقش روحانیون عالیرتبه‌ی شیعی موسوم به ‌مجتهدین و اکنون آیت الله‌ها بسیار منفی بوده‌ است. زبان مکتوب این دسته ‌در صدور فتواها و چاپ توضیح المسائل‌ها و دیگر آثارشان فارسی و عربی است، اما آن‌ها هرگز زبان تورکی را بدین منظور به‌کار نه‌برده‌اند. علی رغم آن که‌ خودشان و بسیاری از مخاطبین و مقلدینشان تورک هستند. وضعیت روحانیون شیعی تورک از جهت بی اعتنایی به‌ زبان ملی و هویت ملی خودشان تورکی، در منطقه‌ و جهان یک مورد فوق العاده ‌استثنائی است. به‌عنوان نمونه ‌روحانیون کورد و ارمنی و یهود و آسوری و بلوچ و تورکمن و .... همواره‌ مدافع زبان ملی خودشان و هویت ملی‌شان بوده‌اند و هستند. در حالی که ‌روحانیون شیعی تورک، مخصوصا نوع جدید ولایت فقیهی آن در دوره‌ی جمهوری اسلامی، نوعا منکر هویت ملی تورک بوده‌ و سر ستیز با زبان تورکی دارند. یک دلیل این پدیده ‌آن است که ‌فارسی زبان مقدس شیعه‌ی امامی که ‌در واقع دین ملی فارسی است می‌باشد. البته ‌این را نیز باید ذکر کرد که روحانیون شیعی مخصوصا در رده‌های میانی و پائین که‌ به ‌زبان ملی خود تورکی علاقه‌مند بودند و هستند و یا به‌ آن آثاری (اغلب شعر) آفریده‌اند نیز وجود داشته و دارند. مانند حجت در این روایت که ‌به‌ جاری کردن خطبه‌ی عقد به‌ زبان فارسی اعتراض کرده‌ است.

روایت:

«از مرحوم حاج آقای والد شنیدم: آقای حجت نقل می‌کرد در تبریز قرار شد من و آقای انگجی عقدی به‌خوانیم. آقای انگجی سنّاً و طبقةً بر آقای حجّت مقدم بود. طرف ایجاب آقای انگجی و طرف قبول آقای حجّت بود. آقای حجت می‌گفت عقد را به‌ عربی خواندیم. سپس آقای انگجی عقد را به‌ فارسی خواند. وقتی نوبت به ‌قبول رسید، من سکوت کردم. آقای انگجی گفت چرا سکوت کردی؟ گفتم اگر شرط صحّت عقد آن است که‌ مطابق عمل ائمه‌ی طاهرین اجرا شود، آن‌ها به‌ عربی عقد خواندند و ما نیز به‌ عربی خواندیم. و اگر شرط صحّت عقد مطابقت با زبان محیط جاری شدن عقد و زبانی است که ‌معمولاً امورشان را با آن انجام می دهند؛ اینجا تبریز و آزربایجان است و زبان رایج تورکی است. چه ‌احتیاجی در اجرای عقد به ‌زبان فارسی است؟

(٧ رجب ١٤٣٣)  


یک تانیق‌لیق - استشهاد‌نامه‌ی تورکی در بخشودن کابین – مَهریه ‌نوشته ‌شده ‌در تورک‌ایلی در پایان عصر ایلخانی ١٣١٥-١٣٣٥ میلادی

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/05/blog-post_15.html

نکاح‌نامه‌ی عبدالله‌ میرزا قاجار و گلین خانم قۇوان‌لی به ‌تورکی جغتایی، زنجان-تورک‌ایلی سال ١٨١١ دوره‌ی فتح‌علی شاه ‌قاجار

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/01/blog-post_12.html

نکاح‌نامه‌ی تورکی جماعت شاه‌ی‌سئوه‌ن طبق فرقه‌ی قیزیل‌باشی مذهب علوی تورک در قرن شانزده ‌میلادی

https://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_23.html

خواندن خطبه‌ی عقد ازدواج به‌ تورکی: اینجا زبان رایج تورکی است. چه ‌احتیاجی در اجرای عقد به‌ زبان فارسی است؟

https://sozumuz1.blogspot.com/2025/01/blog-post_17.html


[1] سید موسی شبیری زنجانی. جرعه‌ای از دریا، جلد سوم، مقالات و مباحث شخصیت‌شناسی و کتاب‌شناسی،  صص ٤٢٦-٤٢٧


Sunday, March 12, 2023

نامه‌ای تورکی از میرزا شفیع صدر اعظم فتح‌علی شاه قاجار به‌ احمد پاشا قائم مقام صدارت عثمانلی

 

نامه‌ای تورکی از میرزا شفیع صدر اعظم فتح‌علی شاه قاجار به‌ احمد پاشا قائم مقام صدارت عثمانلی

 

مئهران باهارلی

 

در این مقاله یکی دیگر از مکتوبات رسمی - دیپلوماتیک تورکی از دوره‌ی حاکمیت فتح‌علی شاه قاجار را تقدیم کرده‌ام. این مکتوب تورکی نامه‌ای رسمی است که میرزا محمد شفیع ملقب به اعتمادالدوله و آصف‌الدوله صدراعظم فتح‌علی شاه، به هم‌ردیف خود احمد پاشا قائم مقام صدارت عثمانلی نوشته و ارسال کرده است.

١-این نامه‌ی دیپلوماتیک به تورکی مانند دیگر مکتوبات رسمی و دولتی قاجاری به زبان تورکی، رسمی و دولتی بودن زبان تورکی در سطح دولت مرکزی قاجاری را یک بار دیگر ثبوت می‌کند. تورکی و فارسی دو زبان عمومی – سراسری کشور در دوره‌ی قاجاری و دو زبان رسمی – دولتی آن سلسله‌ی تورک بودند. رسمیت سراسری زبان تورکی، عرف دولتی و سنت دولت‌مداری هزارساله‌ی کلیه‌ی دولت‌ها و سلسله‌های تورک – موغول حاکم بر اراضی ایران فعلی بود که با انقلاب ضد تورک مشروطیت و سپس ساقط کردن سلسله‌ی قاجاری و تاسیس شاهنشاهی پهلوی به آن خاتمه داده شد.

٢-مضمون این نامه که در پاسخ به نامه‌ی صدراعظم عثمانلی نگاشته شده، مشابه نامه‌های دیگری است که فتح‌علی شاه و مقامات قاجاری دوره‌ی او به عثمانلی فرستاده‌اند. در این نامه هم بر دوستی و اتحاد دولتین قاجاری و عثمانلی و ضرورت حفظ و توسعه و تعمیق این اتحاد مکررا تاکید می‌شود. اتحاد همه‌جانبه با عثمانلی علی رغم افت و خیز در برهه‌هایی از زمان، سیاست استراتژیک دولت قاجار بود. در این نامه همچنین گفته می‌شود میرزا محمد شفیع از جانب سلطان فتح‌علی شاه قاجار مامور شده است که بر اساس ملاحظه و دقت به اصل بنیادین اتحاد بین دو دولت قاجار و عثمانلی، در باره‌ی مسائل و اختلافات مرزی با دولت عثمانلی و رفع ابهام و شبهات مقامات آن دولت وارد مراوده شود. 

٣-زبان این مکتوب تورکی به شدت آمیخته با کلمات عربی و فارسی مهجور و ناموس و احتمالا ناشی از نوشته شدن آن توسط شخصی که تورکی زبان مادری - ملی او نبوده– شاید خود میرزا محمد شفیع بندپی مازندرانی – است. 


Saturday, January 7, 2023

سیاه‌مشق‌های تورکی ناصرالدین شاه‌ قاجار در پنج و نه‌ ساله‌گی و تورکیات او در مرقّع ناصری

 سیاه‌مشق‌های تورکی ناصرالدین شاه‌ قاجار که در پنج و نه‌ ساله‌گی نوشته، و تورکیات او در مرقّع ناصری 

مئهران باهارلی


NÂSİREDDİN ŞAH KACAR'IN BEŞ VE DOKUZ YAŞLARINDAYKEN YAZDIĞI TÜRKÇE SİYAHMEŞKLERİ İLE MURAKKA-İ NÂSİRÎ KİTABINDA BULUNAN BAŞKA TÜRKÇE YAZILARI

THE TURKİSH CALLİGRAPHY PRACTİCES OF NASSER AL-DİN SHAH QAJAR, WRİTTEN WHEN HE WAS FİVE AND NİNE YEARS OLD, AND HİS OTHER TURKİSH WRİTİNGS İN THE BOOK MORAQQA-E NASSERİ


MÉHRAN BAHARLI 

«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

خلاصه

در کتاب «مرقّع ناصری، ...» نوشته‌هایی به زبان تورکی از ناصرالدین شاه مشتمل بر دو سیاه‌مشق تورکی که او ‌یکی را در ‌پنج ساله‌گی و دیگری را در نه‌ ساله‌گی نوشته، یک رباعی هجویه‌ی تورکی که سروده‌ی او، بعضی جملات و چند بیت تورکی وجود دارد. ناصرالدین شاه در یادداشت‌های خود کلمات و اصطلاحات و اسامی بی شمار تورکی را هم استفاده کرده است. جملات تورکی ‌ناصرالدین شاه ‌محاورات بین او و دیگران و به زبان تورکی غیر ادبی است. ناصرالدین شاه مانند همه‌ی مردم تورک، در دوران کودکی اصلا فارسی نه‌می‌دانست. او ‌نخست نوشتن به تورکی را فرا گرفت و ‌در پنج ساله‌گی قادر به‌‌ خواندن و نوشتن متون تورکی شد. تورکی ‌در دوران ولی‌عهدی و سلطنت ناصرالدین شاه‌ هم زبان اولیه ‌و روزمره و کاری او و درباریان و هم‌راهان و هم‌سرانش و مقامات عالی‌رتبه‌ی کشوری و لشکری دولت قاجاری بود. اگرچه ناصرالدین شاه‌ بعد از جلوس بر سلطنت در تهران زبان فارسی را در حد کمال آموخت، اما همیشه‌ آن را به ‌شکلی بد و شکسته ‌صحبت می‌کرد. توانایی ناصرالدین شاه برای خواندن و نوشتن به زبان تورکی در پنج ساله‌گی دلائل چندی دارد: محمد شاه‌ غازی قاجار پدر ناصرالدین شاه به ‌تورکی‌نویسی و سوادآموزی تورکی ولی‌عهد و شاه‌زاده‌گان اهمیت می‌داد و در دربار او در تهران سیستمی برای تدریس زبان تورکی به‌ آن‌ها وجود داشت، تورکی ‌زبان مادری و ملی سلاطین قاجار، زبان عمده ‌و اصلی و پرستیژ در دربار تهران، و دارای موقعیت زبانی رسمی دوفاکتو و مکتوب در دولت قاجار از جمله در دوره‌ی ناصری بود. نهایتا آن که دولت قاجار متناسب با ماهیت چندزبانه‌‌ بودن جامعه‌ی ایران، در همه‌ی موسسات خود سیاست پلورالیسم زبانی و رسمیت و کاربرد چند زبان را تعقیب می‌کرد. در این مقاله جملات و ابیات تورکی ناصرالدین شاه در مرقع ناصری را تصحیح و ترجمه کرده‌ام.

Özet

"Murakka-i Nâsirî,…" adlı kitapta Nâsireddin Şah Kacar'ın Türkçe yazıları da yer almaktadır. Bunlar arasında, biri beş, diğeri dokuz yaşındayken yazdığı iki Türkçe Siyah Meşk (bir tür yazı yazma ve hattatlık pratiği), bazı Türkçe cümleler ve beyitler, ve bestelediği bir Türkçe hiciv dörtlüğü bulunmaktadır. Nâsireddin Şah'ın Türkçe cümleleri, edebi olmayan bir dilde ve onunla başkaları arasında geçen diyaloglardan oluşmaktadır. Nâsireddin Şah, Farsça yazılarında da sıklıkla ve çok sayıda Türkçe kelime, terim ve isim kullanmıştır. Nâsireddin Şah, İran'daki tüm Türkler gibi, çocukluğunda hiç Farsça bilmiyordu. Farsça okuma yazmayı öğrenmeden çok önce Türkçe okuma yazmayı öğrendi. Beş yaşında Türkçe metinleri okuyup yazabiliyordu. Nâsireddin Şah'ın veliaht ve hükümdar olduğu dönemde Türkçe, kendisi, saray mensupları, Kacar Devleti ve Ordu yetkilileri, çevresindekiler ve eşleri tarafından kullanılan temel günlük dildi. Tahran'da tahta çıktıktan sonra Nâsireddin Şah, Farsça bilgisini mükemmelleştirse de, Farsçayı her zaman kötü ve bozuk bir şekilde konuşuyordu. Nâsireddin Şah'ın beş yaşında Türkçe okuyup yazabilmesinin birkaç nedeni vardır: Nasıreddin Şah'ın atası Mehemmed Şah Gazi Kacar, veliaht ve şehzâdelerin Türkçe okuma-yazma bilmesine önem veriyordu ve Tahran'daki sarayında onlara Türkçe'nin öğretilmesi için bir sistem vardı. Türkçe, Kacar şahlarının ana dili ve ulusal diliydi, Tahran sarayında konuşulan başlıca ve prestijli dildi, Nâsireddin Şah dönemi de dahil olmak üzere Kacar Devleti'nde Türkçe fiili resmi ve yazılı dil statüsüne sahipti, Kacar Devleti İran toplumunun çok dilli yapısını kabul ederek tüm kurumlarında birden fazla dilin kullanımını resmen tanıyarak bir dilsel çoğulculuk politikası uyguladı…. Bu makalede, Nâsireddin Şah'ın "Murakka-i Nâsirî,…"'deki tüm Türkçe cümle ve beyitlerini düzelterek ve tercümelerini vererek sundum.

Abstract

In the book "Moreqq-e Naseri, …", there are writings in Turkish by Nasser al-Din Shah. These include two Turkish Siyahmashqs, a type of writing and calligraphy practice, that he wrote, one when he was five years old and the other when he was nine. Additionally, there is a Turkish satirical quatrain that he composed, along with some Turkish sentences and verses. His Turkish sentences consist of dialogues between himself and others, using non-literary language. Nasser al-Din Shah frequently has incorporated numerous Turkish words, terms, and names in his Farsi writings. Nasser al-Din Shah, like all Turks in Iran, did not know Persian at all in his childhood. He learned to read and write first in Turkish, long before learning to read and write in Farsi. He was able to read and write Turkish texts at the age of five. During Nasser al-Din Shah's reign as crown prince and ruler, Turkish was the primary everyday language used by him, his courtiers, civil and military officials of the Qajar state, as well as his companions and consorts. After ascending the throne in Tehran, Nasser al-Din Shah perfected his knowledge of Farsi, but he always spoke it poorly and brokenly. There are several reasons for Nasser al-Din Shah's ability to read and write in Turkish at the age of five: Mehemmed Shah Ghazi Qajar, the father of Nasser al-Din Shah, emphasized the importance of Turkish writing and Turkish literacy for the crown prince. In his court in Tehran, there was a system in place for teaching Turkish to the crown princes. Turkish was the mother tongue and national language of the Qajar kings. It was the main and prestigious language spoken in the court of Tehran and held a de facto official and written language status in the Qajar state including the Nasserid period. Furthermore, the Qajar state, recognizing the multilingual nature of Iranian society, implemented a policy of linguistic pluralism by officially recognizing and using multiple languages ​​in all its institutions…. In this article, I have provided all Turkish sentences and verses of Nasser al-Din Shah in the Nasseri Moreqqe, corrected and given their translation.



Monday, November 14, 2022

در فواید یادگیری تورکی معیار – ادبی تورکیه

 

در فواید یادگیری تورکی معیار – ادبی تورکیه


به نظر من بهتر است ما یعنی تورک‌های ساکن در تورک‌ایلی و ایران (اوغوزهای غربی)، شامل آن تورک‌هایی که به دلیل محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها بر زبان تورکی در ایران قادر به تکلم به زبان تورکی نیستند، در آغاز تورکی تورکیه را یاد بگیریم. این انتخاب، چند دلیل و فایده دارد:

١- در تورکیه (بر عکس جمهوری آزربایجان) آموزش زبان تورکی برای کودکان و خارجیان و کسانی که آن را نمی‌دانند و یا بر آن مسلط نیستند امری بسیار جاافتاده و نهادینه، و دارای سابقه‌ا‌ی طولانی است. موسسات و متون درسی و کتب و ویدئوها و سایت‌ها و دیگر ملزمه‌ی آنلاین متعددی برای آموزش زبان تورکی، در سطوح و با فورمت‌ها و متودها و کیفیت‌های گوناگون وجود دارد.

٢-شخصی که تورکی تورکیه را یاد می‌گیرد علاوه بر تورکیه، در واقع هم‌زمان تورکی رایج در ایران و جمهوری آزربایجان و عراق و سوریه و قبرس و یونان و بولغارستان و رومانی و مقدونیه و کوسووا و دیگر کشورهای بالکان و گاگااوزیئری در مولداوی و آخسیقا در گورجستان، حتی تورکی تاتارها و قارائیم‌های کریمه در اوکرائین را هم اوتوماتیک یاد می‌گیرد. چونکه این‌ها همه یک زبانند و فرق بین لهجه‌ای آن‌ها هم از فرق مابین لهجه‌های فارسی رایج در ایران کم‌تر است.

٣-بعد از یاد گرفتن تورکی تورکیه، اگر بعضی کلمات تورکی را با فارسی و عربی که ما آن‌ها را به سبب تحمیل زبان فارسی بر خود مجبورا می‌دانیم جایگزین کنیم، تقریبا می‌شود تورکی معیار رایج در جمهوری آزربایجان.

٤-فیلم‌های تفریحی و آهنگ‌ها و اخبار و کانال‌های تلویزیونی و آنلاین بی شماری به تورکی تورکیه وجود دارند که تمرین و امر تسلط بر زبان تورکی را بسیار راحت‌تر و سریع‌تر و خوشایندتر و یک سرمایه‌گذاری موفق پرثمره و بازده می‌کنند.

٥-تورکی تورکیه علاوه بر یک زبان رسمی بودن در بسیاری از موسسات اوروپایی (به سبب عضویت تورکیه در ناتو و پارلمان اوروپا و نیز اوروپایی بودن قسمت شمالی قبرس)، در حال تبدیل شدن به زبان رابط ملل و گروه‌های ملی تورکیک در سراسر جهان هم است. در خود جمهوری آزربایجان هم به جای کلمات روسی و فارسی و عربی، کم کم کلمات تورکی از تورکی تورکیه اخذ و رایج می‌شوند.

٦-من سعی می‌کنم چند کتاب و ویدئوی آموزشی زبان تورکی در حد ورودی و مقدماتی پیدا و در اینجا شئیر کنم. باید مخصوصا آن‌هایی را که نهادهای تورکیه حاضر و چاپ کرده‌اند، پیدا و اسکن و در اینترنت پخش کرد تا در دسترس همه باشد.

پ.س.:

- اگر شخصی تورکی تورکیه را که جامع‌تر و مفصل‌تر و کامل‌تر و شامل‌تر است یاد بگیرد خودبخود تورکی رایج در آزربایجان و ایران و عراق و بالکان و .... را هم یاد گرفته است، زیرا آن‌ها به واقع فورم‌های محدودتر و جزئی‌تر و ... تورکی تورکیه هستند.

-بازگشت به  استفاده از تورکی آزربایجان بعد از تسلط بر تورکی تورکیه سخت است. چرا که تورکی رایج در آزربایجان بسیار محدودتر است. من خودم بسیاری از نوانس‌ها و جزئیاتی را که به راحتی می‌توان به تورکی تورکیه بیان کرد به سختی می‌توانم به تورکی رایج در آزربایجان (ایضا زبان فارسی) بیان کنم. زیرا زبان رسمی جمهوری آزربایجان (ایضا فارسی) به لحاظ دائره‌ی لغات و مخصوصا مفاهیم و تنوع قالب‌ها و .... بسیار محدود و ساده – ابتدائی است.

-یاد گرفتن آزه‌ربایجان‌جا (زبان رسمی و دولتی جمهوری آزربایجان) بعد از تورک‌جه به نظر من دوباره‌کاری است. زیرا با یاد گرفتن تورک‌جه، اوتوماتیک آزه‌ربایجان‌جا هم یاد گرفته می شود. کافی است که به جای بعضی کلمات تورکی، کلمات عربی و فارسی و روسی را جایگزین آن‌ها کرد. بقیه‌ی فرق‌ها فرق‌های لهجه‌ای است که در هر زبانی وجود دارد.

-این امر (یادگیری تورکی تورکیه) مخصوصا برای ما تورک‌های ساکن در ایران واجب است، زیرا که نه انرژی و امکان یاد گرفتن دو زبان را داریم و نه معمولا خواست و نیت و توان و امکانات و ....

-منظور من از یاد گرفتن زبان، زبان محاوره ای نیست. بلکه زبان مکتوب و ادبی تورکی است که ما در ایران بلد نیستیم و در جمهوری آزربایجان هم متفاوت از جمهوری تورکیه است.

-مخلص کلام آنکه من می‌گویم تورک‌های ساکن در ایران بهتر و مفید به فایده است که به عنوان زبان ادبی مکتوب در وهله‌ی اول تورکی تورکیه را یاد بگیرند، نه تورکی رسمی در جمهوری آزربایجان را ....

- برای ما تورک‌های ساکن در ایران که دارای امکانات فوق العاده کم هستیم یادگیری تورکی تورکیه امکانات بی شماری را ایجاد میکند، از جمله دسترسی به متون و تولیدات ادبی و سیاسی و علمی و فرهنگی و تاریخی و ... متعدد و حتی یادگیری زبان خودمان که صرفا تفاوت‌های لهجه‌ای با تورکی ادبی تورکیه دارد.

-بحث و تحلیل و تدقیق مسائل تورکان ساکن در ایران، عرصه و محدوده‌ی صرف پژوهش‌گران و زبان‌شناسان نیست؛ عرصه‌ی همه‌ی مردم، مخصوصا روشن‌فکران عامه است. اساسا ما نسل و صنف پژوهش‌گران و زبان‌شناسان مستقل و دوراندیش و ملی تورک هم نداریم. همه مسموم با هویت‌های ملی استعماری و ایدئولوژی‌های آزربایجان‌گرایی پان‌ایرانیستی و استالینیستی و ایران‌گرایی و ... هستند. به همین دلیل است که به عنوان مثال در مورد هزاران موضوع ملی و حیاتی که برای نخستین بار من تحقیق کرده و قلم رانده‌ام در یک صد سال گذشته حتی یک اثر و نوشته منتشر نشده بود.

-در مورد گوگل ترانسلیت، ترجمه به تورکی تورکیه، بر اساس تجربیات شخصی من، بسته به متن ترجمه از دقتی بین ٨٠-١٠٠ درصد برخوردار است. در حالیکه ترجمه به فارسی بر عکس تورکی دقیق نیست و بسته به متن دقت آن بین ٣٠-٧٠ درصد است.

-در مورد جمهوری آزربایجان، زبان آزربایجان‌جا و یا زبان معیار – رسمی آن کشور عامدانه و آگاهانه با نیت تخریب زبان تورکی و جدا کردن آن‌ها از تورکیه و توسط روسیه - ارمنستان ایجاد شده است. در نتیجه آفریننده‌گان آن به جای ملاک قرار دادن متون و منابع ادبی تورکی گذشته و زبان خالص‌تر روستائیان و ایلات تورک، زبان کوچه بازی به شدت متاثر از فارسی و دیگر زبان‌های ایرانیک محلی را اساس گرفته‌اند.

به همین دلیل است که ما تورک‌های ساکن در ایران به هیچ وجه نباید زبان آزربایجان‌جا را که محصول ذهنیتی خودباخته و استعمارزده است به عنوان زبان مکتوب و ادبی و معیار خود قبول کنیم. این یک انتخاب (و به واقع یک عدم انتخاب) استراتژیک برای ما است. من در تشریح و تبیین و توجیه این مساله، نوشته‌های متعددی دارم.

- پس از جنگ دوم قاراباغ به آزربایجان‌جا و کلا جریان آزربایجان‌گرایی ضد تورک هم ضربه‌ای جدی و کاری وارد شد. پس از این ما از جمله شاهد کاربرد بیشتر کلمات تورکی در همه‌ی سطوح در جمهوری آزربایجان خواهیم بود.

-یکی دیگر از فوائد جنبی یادگیری تورکی تورکیه، گشودن دریچه‌ای تازه به اوروپا برای تورکان ساکن در ایران است. ما به همه حال و به قدر کافی حتی بیش از حد شرقی و خاورمیانه‌ای هستم. آنچه امروز بدان احتیاج داریم قدری توجه به غرب و روی‌کردی اوروپایی است. اتصال زبانی - ادبی دوباره به تورکی تورکیه و تورکان بومی اوروپا، بدین معنا این امکان علاوه را برای ما فراهم می‌کند.

نمونه‌هایی از تورکان بومی اوروپا: 

Gagauz yeri Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=MgYwGfxCAfA

Romanya Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=NiooI9VDlBg

Makedonya Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=pr4lD-lYD_E

Kosova Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=8-xLLxQ0v6g

Bulgaristan Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=Bmuznofhjyw

Ahıska Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=00735HlQ8HA

Kırım Tatarları

https://www.youtube.com/watch?v=tiDfr-iBsDA

Yunanistan Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=-kgaTXUkocY

Kıbrıs Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=IA4D2DUxSgc

Suriye Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=nXPzozcYcfw

İrak Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=OWtvsI7lUjk

Gagauz yeri Türkleri

https://www.youtube.com/watch?v=MgYwGfxCAfA

Thursday, July 14, 2022

لوح تورکی عبدالبهاء خطاب به سئیسان‌لی مه‌شه‌دی آللاه‌وئردی و بابا کند‌ی‌لی سولطان علی‌

 لوح تورکی عبدالبهاء خطاب به سئیسان‌لی مه‌شه‌دی آللاه‌وئردی و بابا کند‌ی‌لی سولطان علی‌

 

مئهران باهارلی


در سایت «حظیرة القدس سیسان (سئیسان) قدیم» یک متن تورکی با امضای ع ع (عبدالبهاء عباس، عبده عباس) منتشر شده است[1]. این متن تورکی ظاهرا بازنویسی متاخر یک لوح به قلم عباس افندی (۱۸۴۴ تهران – ۱۹۲۱ عکّا، معروف به غُصْنِ اعظم و عبدالبهاء در میان بهائیان، ‌فرزند ارشد بنیان‌گذار بهائیت میرزا حسین‌علی نوری معروف به بهاءالله و سومین شخصیت محوری بهائیت) است. سایت مذکور منبع و تاریخ نوشته شدن این لوح تورکی را ذکر نکرده، همچنین اطلاعاتی در باره‌ی دو شخصیت که لوح خطاب به آن‌ها نوشته شده، «سئیسان‌لی مه‌شه‌دی آللاه‌وئردی» و «باباکندی‌لی سولطان علی» نداده است.

در زیر، پس از چند توضیح متن لوح تورکی مذکور را که به لحاظ ادبیات تورکی دینی بهائیان و آثار تورکی عبدالبهاء و ... اهمیت دارد به تصحیح خودم تقدیم کرده‌ام.

١-این متن مانند دیگر نوشته‌جات تورکی عبدالبهاء به تورکی ادبی بسیط و مشترک وقت (رایج در عثمانلی، قفقاز، ایران قاجاری) است و در آن کلمات و پسوندها و قالب‌های تورکی ادبی که در محاوره‌ی لهجه‌های تورکمانی مردم تورک در ایران و تورک‌ایلی و آزربایجان و سئیسان – باباکندی چندان رایج نبودند - نیستند بکار رفته است: «دورلو» (متنوع)، «ایسه» (در حالیکه، هم)، پسوند «-له» (با، مع)، قالب «گره‌ک ... گره‌ک ...» (باغلاج – ادات برای ایجاد تساوی و برابری بین چند چیز و مفهوم و یا جمع‌آوری مفاهیم و چیزهایی برای انتخاب از میانشان و ...) .

٢-در این لوح بعضی فورم‌های اغلب و یا منحصرا مستعمل در لهجه‌ی عثمانلی به جای فورم‌های تورکمانی آن‌ها بکار رفته است: «اولموش‌دور» به جای اولوپ‌دور، «بؤیله» به جای بئیله - بئله، «طاهره‌یی» به جای طاهره‌نی، «بویورموش‌لار ایدی» به جای بویورموشدولار، «یوزونده‌ن» به جای اوزونده‌ن.  

٣-کاربرد تورکی ادبی بسیط - مشترک دارای فورم‌های لهجه‌ی عثمانلی در خطاب به تورکان سئیسان – باباکندی و تورک‌ایلی (همچنین قفقاز) از طرف عبدالبهاء، نشان می‌دهد که:

-عبدالبهاء فرقی بین تورکان ایران و قاجار و قفقاز با عثمانلی نمی‌گزارد، همه را صرفا «تورک» و «تورکی زبان» می‌دانست

- عبدالبهاء زبان ادبی معیار تورکان ایران  قاجاری و قفقاز و عثمانلی را یکی (تورکی بسیط – مشترک عثمانلی) می‌شمرد،

-تورکان وقت در سئیسان و باباکندی و کل تورک‌ایلی قادر به خواندن و درک متون تورکی ادبی و مشترک بودند.

٤-سیسان و یا سئیسان یکی از مراکز جمعیتی مهم بهاییان تورک در تورک‌ایلی، و باباکندی روستایی بهایی‌نشین نزدیک سیسانِ در دهستان کوهسار بخش مرکزی شهرستان هشترود تبریز در استان آزربایجان شرقی بود. تقریبا تمام تورکان بابی – ازلی – بهایی این منطقه مانند بسیاری دیگر از مناطق تورک‌ایلی، تورک‌های قبلا بر مذهب علوی قیزیل‌باشی بودند که در بعضی موارد مستقیما و اغلب پس از گرایش به فرق و مذاهب و طریقت‌های شیعی غلات و تصوفی شیخی و ذهبی و .... نهایتا آئین- مذهب – دین‌های بابی – ازلی – بهایی را پذیرفتند.

٥-در متن لوح اشاره‌ای به حادثه و یا واقعه‌ی مشخص و معینی وجود ندارد. عبدالبهاء به طور کلی به مشقت و مصیبت و بلا و جفاهایی که این دو شخص به سبب دیدن نور هدایت و سلوک در طریق حقیقت با آن مواجه شده‌اند اشاره و آن‌ها را به مقاومت و پایداری دعوت و تشویق می‌کند. احتمالا این لوح پس از یک مورد آزار و اذیت این دو شخص و یا کلیت اهالی سئیسان و باباکندی (و تبعید و رانده شدنشان از روستا) توسط شیعیان افراطی نوشته شده است.

٦-در لوح اصطلاحات و مفاهیم خاص بهائیت و بابیت دیده نمی‌شود. بر عکس مطابق با فرهنگ و اصطلاحات شیعی، امام حسین به صورت حضرت سید الشهداء و علیه الصلاه و السلام، شهید دشت کربلا، جمال نورانی و فرشته‌ی آسمانی؛ و خویشان و اطرافیانش به صورت عترت طاهره، خاندان نبوت، اصحاب کرام؛ یاد و تقدیر و تقدیس و تعزیز می‌شود.

پایان نوت مئهران باهارلی

Friday, July 1, 2022

علل کاربرد زبان تاجیکی – دری – فارسی از سوی حكام و دول تورک و موغول به عنوان زبان دیوانی مکتوب

علل کاربرد زبان تاجیکی – دری – فارسی از سوی حكام و دول تورک و موغول به عنوان زبان دیوانی مکتوب 

مئهران باهارلی

سابقه‌ و سنت استفاده‌ی دول و سلسله‌ها و مقامات تورک و موغول از زبان تاجیکی – دری به‌ عنوان زبان دیوانی و مکتوب و ادبی و ... به‌ دوران قدیم در افغانستان امروزی باز می‌گردد و علل متعددی دارد. از جمله‌ علل آتی را می‌توان برشمرد:

الف- کوتاه‌نگری و تهدیدشناسی نادرست دول تورک:

حکام و مقامات تورک و موغول نه‌می‌خواستند با انتخاب و استفاده ‌از زبان‌های قومی و ملی خود تورکی و موغولی به ‌عنوان زبان دیوانی و مکتوب سراسری و اجباری، باعث تحریک اتباع قلمروی وسیع امپراتوری‌های خود که ‌اغلب غیر تورک و غیر موغول و یا «تات‌جیک» بودند شوند. این احتیاط که شاید برای آن دوران می‌تواند معقول شمرده شود، دلیل اصلی عدم تاکید بر استفاده از تورکی و موغولی به عنوان زبان دیوانی مکتوب توسط بسیاری از دولت‌های تورک – موغول است. اما آن‌ها در جستجوی زبانی دیگر به جای تورکی به ‌عنوان زبان دیوانی مکتوب، در یک خبط مهلک متوجه و متمایل به زبان تاجیکی – دری شدند. بنا به ارزیابی نادرست آن‌ها، کاربرد زبان کاربرد تاجیکی – دری – فارسی ‌به صورت یک زبان دیوانی و ادبی هرگز یک خطر امنیتی ایجاد نه‌می‌کرد. زیرا ‌دارای متکلمین بسیار اندک در قلمروی ایشان، حتی در ایران تحت حاکمیت تورک و موغول بود (مانند زبان هیبرید اوردو در پاکستان امروزی که ‌زبان رسمی دولت است، اما زبان اکثریت نسبی مردم این کشور نیست). اما تاریخ نشان داد که این ارزیابی، بزرگ‌ترین خبط و کوتاه‌نگری آن‌ دولت‌مردان تورک – موغول و پروراندن مار در آستین بود.

ب-تنبلی و راحت‌طلبی ادبا و اهل قلم تورک:

پیش از اسلام آوردن تورک‌ها، زبان تورکی به‌ طور نسبی دارای ادبیات هنری و دیوانی قابل توجه‌ بود و در تمام عرصه‌ها از دولت گرفته‌ تا در اسناد تجاری و بر سنگ قبرها و ... با خطوط رونیک و اویغوری و ... به‌ طور مکتوب به‌کار می‌رفت. اما پس از اسلام آوردن تورک‌ها آن هم عمدتا از طریق تاجیک‌ها یعنی اعراب آمیخته با ایرانیک‌ها و دری زبان شده‌ها، نسل‌های پی در پی اهل قلم و ادبای تورک عموما در امر ایجاد الفباء و املاء و قواعد واحد و تثبیت شده و کارآ ‌بر اساس خط عربی برای کاربرد تورکی به‌ صورت مکتوب بسیار کوتاهی و غفلت کردند. بسیاری از آن‌ها مانند بیدل و خاقانی و ده‌ها شاعر و مولف دیگر تورک‌زبان به جای بالا زدن آستین‌ها و نوشتن و سرودن به تورکی و کومک به خلق و تثبیت زبان ادبی و دیوانی تورکی – بر عکس آن‌چه امیر علی شیر نوایی انجام داد - ترجیح دادند برای آفرینش آثار ادبی خود از یک زبان که ‌قبلا دارای الفباء و املاء و قواعد تثبیت شده توسط دیگران ‌بود، یعنی تاجیکی - دری استفاده ‌کنند. آن‌ها با این رفتارشان زبان و ادب دری را باز هم فربه‌تر و زبان و ادب تورکی را باز هم نزارتر کردند. اگرچه بعضی از دری‌گویان تورک مانند مولانا جلال‌الدین بلخی رومی در گذشته و شهریار در دوران معاصر، در کنار انبوه آثار دری – فارسی‌شان، دارای تورکیات اندکی (چند بیت، شعر منظومه‌ی تورکی) نیز هستند.

ج-هیبرید بودن زبان تاجیکی – دری – فارسی و زائده‌ی عربی بودنش:

یکی دیگر از علل فرعی مقبولیت استفاده ‌از زبان تاجیکی – دری – فارسی به ‌عنوان زبان ادبی و دیوانی در قلمروی دولت‌های تورک و موغول آن بود که‌ این زبان یک زبان هیبرید و یا «ریخته»‌ و حاصل التقاط چندین زبان با عربی  بود و الفبا و املای زبان عربی را هم اخذ کرده بود. عربی زبان دینی مسلمانان بود و با این صفت در بسیاری از زبان‌های ملل به اسلام گرویده قبلا و عمیقا نفوذ کرده ‌بود. بنابراین درک زبان هیبرید تاجیکی - دری دارای دائره ی لغات ٧٠-٨٠ درصدی عربی و الفبا و املای عربی، برای بسیاری از ملل و اقوام مسلمان در داخل قلمروی دول تورک و موغول بسیار آسان بود. علاوه ‌بر آن که‌ زبان دری - فارسی نوعا دارای گرامری ساده‌ و ابتدایی است که‌ یادگیری و کاربرد آن را تسهیل و بی مشقت می‌کند.

د-سبک زنده‌گی کؤچَرو – کؤچه‌ری و «غیر مدنی» تورکان:

از عوامل موثر در ایجاد و تثبیت دیرهنگام الفباء و املاء و قواعد و کاربرد دیوانی – اداری و ادبی زبان تورکی، آن بود که بسیاری از جوامع تورک‌ سبک حیات غیر شهری و «کوچرو» داشتند (اصل این کلمه کؤچَرو – کؤچه‌ری تورکی به معنی کوچنده، ساخته شده با پسوند اسم‌ساز –ه‌ری، مانند سوزه‌ری – فیلتر و اؤنه‌ری – پیش‌نهاد و ... است و پسوند آخر آن «رو» فعل امر از رفتن فارسی نیست). این سبک حیات کؤچَرو – کؤچه‌ری عملا آفرینش آثار مدنی مادی و کلا میراث مدنی را که طبق تعریف در ارتباط و زائیده‌ی شهرنشینی و نه چادرنشینی است به طور جدی محدود می‌کرد. در نتیجه ادبیات معظم تورک اغلب به صورت شفاهی و فولکلوریک بود و نه مکتوب. این امر هم به نوبه‌ی خود ایجاد الفباء و املاء و قواعد واحد و تشکل و تثبیت تورکی دیوانی – اداری – ادبی را به تاخیر انداخت. علاوه بر آن مشغله‌ی بسیاری از موسسین دولت‌های تورک، نظامی‌گری و جنگاوری حرفه‌ای بود. در حالی که تاجیک‌ها تقریبا همه یک‌جانشین و مشغول به زراعت و تجارت بودند و در نتیجه زبانشان بسیار زودتر دارای الفباء و املاء و قواعد واحد شد و زبان دیوانی – اداری – ادبی آن فورم گرفت و تثبیت گشت.

ر-استریوتپ و دوگانه‌ی اهل سیف و اهل قلم:

حکام و سلاطین و جنگ‌جویان تورک و موغول، حاکمیت و اقتدار نظامی - سیاسی را موهبتی آسمانی منحصر به خود می‌دانستند. و البته حاکمیت در ادوار گذشته و قرون وسطی تقریبا همیشه توسط اِعمال قدرت و جنگ‌جویی و جهان‌گیری و اغلب با خون‌ریزی به‌دست می‌آمد که تورکان و موغولان بدان شهره و معروف شده بودند. به عبارت دیگر نوعی تحدید و تخصیص مفهوم تورکیت به عرصه‌ی اقتدار سیاسی – نظامی و جنگ‌جویی و سلحشوری (اصل این کلمه «سالاشیر» تورکی به معنی مجادله می‌کند است) به‌وجود آمده بود. حکام و سلاطین تورک و موغول از این گونه شناخته شدن و معروفیت به عنوان ارباب سیف، بلای آسمانی، شمشیر اسلام و سلحشوری و جنگ‌جویی و.... که آن‌ها را فضیلت می‌شمردند؛ هم‌چنین معروف شدن تاجیک‌ها به اهل قلم و دفتر و کتاب و ... که آن‌ها را پست و دون می‌شمردند  هیچ شکایتی نه‌داشتند. بر عکس، خودشان هم این‌گونه استرئوتیپ‌های قومی را رایج‌تر و شایع‌تر می‌کردند تا بدین ترتیب اولا هرگونه تلاش اتباع خود و یا «تات‌جیک‌ها» برای عرض اندام در مقابل اقتدار و حاکمیتشان را بی اثر سازند و دوما تاجیک‌ها را مشغول و سرگرم به دفتر و کتاب که به نظرشان مشغله و مسلکی خوار و پست و مغایر با مردانه‌گی و  دلاوری بود نمایند. اما تاریخ نشان داد که هر چند شمشیر تورک به مدت چند هزاره تفوق داشت، اما در مقیاس تاریخی این قلم و دفتر و کتاب تاجیک بود که فائق و برنده‌ی نهایی شد ...

 

ز- سلاطین تورک فاقد شعور قومی تورک

 

تثبیت‌های فوق، در مورد حکام و سلاطین و خاندان‌های تورک دارای شعور قومی تورک مصداق دارد. این‌گونه حکام و سلاطین و خاندان‌های تورک عموما در بستر فرهنگی تورک تربیت شده، و آشنا به تاریخ و سنن تورک بودند، خود را تورک می‌دانستند و تورک می‌نامیدند. اتخاذ زبان دری به عنوان زبان دیوانی توسط این‌گونه سلاطین و خاندان‌ها (مانند سلجوقیان)، یک اشتباه استراتژیک آن‌ها بود.

-دسته‌ی دیگری از سلاطین و حکام تورک وجود دارند که اسرای جنگی بازخرید و آزاد شده، پرورده در میان جوامع ایرانیک و تربیت شده توسط خاندان‌ها و دولت‌های ایرانیک (سامانی‌ها) افرادی منقطع از بستر فرهنگی تورک، و ناآشنا با تاریخ و سنن تورک و فاقد شعور قومی تورک بودند. نمونه‌ای از این گونه سلاطین، غزنویان هستند که عامل اصلی رواج زبان دری از افغانستان به ایران، تبدیل آن به یک زبان ادبی و زبان دیوانی شمرده می‌شوند.

-دسته‌ی سومی از سلاطین فاقد شعور قومی تورک مانند بعضی از شاه‌های صفوی (شاه اسماعیل اول، شاه تهماسب، شاه عباس، ....) هم وجود دارد که به دلیل قبول مذهب ملی فارسی و یا شیعی امامی که زبان مقدس آن فارسی است، این زبان را  به عنوان زبان دیوانی به کار می‌بردند. این دسته هم خود را تورکمان نه‌می‌دانست و تورک نه‌می‌نامید.  

نوت: سبک حیات غیر شهری جوامع تورک قدیم‌.

١- تعریف تمدن به معنای عمومی بر اساس مدنیت و یا شهری‌گری بسیار نارساست و در دیسیپلینهای مربوطه با انتقاداتی مواجه شده است.

٢-تورکان «عموما» کؤچَرو – کؤچه‌ری بودند، نه همیشه. تورک‌های اویغور و اورخون و ... که سنگ‌نوشته‌ها و آثار مکتوب فراوانی – صدها هزار - به یادگار گذاشته‌اند شهرنشین بودند. نام بالیق به معنی شهر که از ریشه‌ی پالچیق به معنی گل است نشان از ساختمان‌سازی و شهرنشینی توسط آن‌ها دارد. تورکی در تورکستان چین و حتی در آسیای میانه در قالب ادبیات چاغاتای یک زبان تمدنی بود. وجود بیش از یک میلیون واژه‌ی خالص تورکی در چاغاتایی توضیح دیگری نه‌دارد و از یک جامعه‌ی کؤچَرو – کؤچه‌ری ممکن نیست.

٣-ایرانیک‌ها همه شهرنشین نه‌بودند. بسیاری از اقوامی که بعضی از محققین ادعا می‌کنند ایرانیک بودند مانند سارمات‌ها و ماساگئت‌ها و .... کؤچَرو – کؤچه‌ری بودند.

٤-روس‌ها و عموما صقلاب‌ها و یا اسلاوها در آوراسیا، اوروپای شرقی و اوروپای جنوب شرقی مردمی وحشی بودند که با مظاهر تمدن عمدتا توسط تورک‌ها و موغول‌ها آشنا شده‌اند. مساله‌ی پیش افتادن روسیه‌ی تزاری و دیگر ملل اسلاویک از ملل مسلمانی که به اسارت در آورد، حادثه‌ای نسبتا جدید است...

برای مطالعه‌ی بیشتر

فارس‌ها از کجا آمدند؟ تورک و عرب و موغول و ... چه‌‌طور فارس‌زبان شدند؟

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/07/blog-post_26.html

تازیک، تات‌جیک، تاجیک؛ و پارس، فارس

https://sozumuz1.blogspot.com/2020/07/blog-post_34.html

«فارس» غیر از «پرس»، و این دو غیر از «پارسی» هستند

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/04/blog-post_7.html

پرس‌های باربار (وحشی) و عجم (گنگ)؛ و یا گر حکم شود که‌ مست گیرند، در شهر هر آن‌که‌ هست گیرند

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/02/blog-post_20.html

ا. اسمیت و ه.گ.او. دووایت (١٨٣٣ میلادی): پرشیا نامیدن ایران یک دروغ یونانی است.

 http://sozumuz1.blogspot.com/2019/03/blog-post_9.html

تاسیس جمعیت تورک‌تبارهای فارسی‌زبان در ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2022/06/blog-post.html

علل کاربرد زبان تاجیکی – دری – فارسی از سوی حكام و دول تورک و موغول

 http://sozumuz1.blogspot.com/2022/07/blog-post_1.html