مادّهی تاریخ فارسی برای شهادت انور پاشا، و انور پاشانین شهادتی
مئهران باهارلی
خلاصه
انور پاشا ملقب به «قهرمان حریت»، فرماندهی عالیرتبهی نظامی و از رهبران امپراتوری عوثمانلی در جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول است. او موسس اوردوی اسلام قفقاز بود که به همراه دیگر اوردوهای عوثمانلی باکو و جمهوری آزربایجان فعلی را آزاد نمود. انور پاشا بعدها به تورکستان رفت و به نبرد بر علیه روسیهی کومونیست، بولشویکها و ارتش سرخ اشغالگر، به منظور آزادسازی و کسب استقلال تورکستان پرداخت. انور پاشا به سبب مجاهدت برای آزادسازی ملل تورک و مسلمان در تورکستان قدیم، خاورمیانه، قفقاز و بالکان، از یوغ دولتهای اشغالگر و استعمارگر بریتانیا، روسیه و فرانسه و متحدانشان، برای بسیاری از آن ملل، شخصیتی محبوب و یک قهرمان ملی شمرده میشود. انور پاشا، مانند علی احسان پاشا، خلیل پاشا، عمر ناجی و ...، به سبب طراحی و فرماندهی عملیات آزادسازی غرب ایران و تورکایلی، برای ملت تورک ساکن در ایران نیز یک قهرمان ملی است. در چهارم آوگوست سال ١٩٢٢ در روز عید قربان، یک بریگارد سوارهی ارتش سرخ به فرماندهی افسر ارمنی «یاکوف آرکادییویچ ملکوموف» (هاکوپ ملکومیان) در محلی واقع در جمهوری تاجیکستان امروزی، به انور پاشا و گروه ٣٠ نفرهی او حمله کرد. ٢٥ تن از افراد انور پاشا پس از نبردی دلاورانه و حماسی، کشته شدند. خود انور پاشا هم در اثر اصابت تصادفی گلولههای میترالیوز به قتل رسید. محل قرارگاه انور پاشا، توسط چئکیست ارمنی «گئورگی سرگییویچ آقابکوف» (گئوورک آروتیونوف) ردیابی و مشخص شده بود. پس از قتل انور پاشا به دست ارمنیان و ارتش سرخ، مادههای تاریخ و سوگوارههای متعددی در ستایش او سروده شد. در این نوشته، یک مادهی تاریخ سروده شده به زبان فارسی در شهادت انور پاشا را همراه با مقالهی تورکی «انور پاشانین شهادتی» که مادهی تاریخ مذکور در آن آمده است را تقدیم کردهام. این مقاله در سال ۱٩۳۱ در نشریهی تورک «امل» که توسط تاتارهای کریمه در دوبروجای رومانیا منتشر میشد و برای آزادسازی شبه جزیرهی کریمه از اشغال روسیهی بولشویک - کومونیست مجادله میکرد منتشر شده است.
Özet
"Hürriyet Kahramanı" olarak bilinen Enver Paşa; Balkan Savaşları ve Birinci Dünya Savaşı sırasında önemli bir rol oynayan Osmanlı askeri komutanı ve devlet adamıydı. Kafkasya'da, diğer Osmanlı birlikleriyle birlikte Bakü'yü ve günümüz Azerbaycan Cumhuriyeti topraklarını kurtaran İslam Ordusu'nu kurmuş olan Enver Paşa, savaşın ardından Türkistan'a giderek, bölgeyi kurtarmak ve bağımsızlığını sağlamak amacıyla Komünist Rusya'ya, Bolşeviklere ve işgalci Kızıl Ordu'ya karşı mücadele etti. Enver Paşa; Britanya, Rusya, Fransa ve müttefikleri gibi işgalci ve sömürgeci güçlerin egemenliğinden kurtulmalarını sağlama yönündeki çabaları nedeniyle, eski Türkistan, Orta Doğu, Kafkasya ve Balkanlar genelindeki pek çok Türk ve Müslüman ulus tarafından sevilen bir şahsiyet ve bir ulusal kahraman olarak görülmektedir. Ali İhsan Paşa, Halil Paşa, Ömer Naci ve diğer Osmanlı komutanları gibi Enver Paşa da, batı İran ve Türkili'yi özgürleştiren askeri harekatları planlayıp yönetmesi dolayısıyla İran ve Türkili Türkleri nezdinde bir ulusal kahraman olarak kabul edilmektedir. 4 Ağustos 1922'de, Kurban Bayramı sırasında, Ermeni subay Yakov Arkadyeviç Melkumov (Hakop Melkumyan) komutasındaki bir Kızıl Ordu süvari tugayı, günümüzde Tacikistan sınırları içinde kalan bir mevkide Enver Paşa ve yanındaki otuz kişilik gruba saldırdı. Kahramanca ve şiddetli geçen bir çatışmanın ardından Enver Paşa'nın adamlarından yirmi beşi hayatını kaybetti. Enver Paşa'nın kendisi ise kazara açılan bir makineli tüfek ateşi sonucu öldü. Paşa'nın kamp yeri, Ermeni Çeka mensubu (Çekist) Georgi Sergeyeviç Agabekov (Gevork Harutyunov) tarafından tespit edilip belirlenmişti. Enver Paşa'nın Kızıl Ordu tarafından öldürülmesinin ardından, onun anısına çok sayıda kronogram ve ağıt bestelendi. Bu yazıda, Enver Paşa'nın şehadetini anlatan bir Farsça kronogramı ve kronogramın yer aldığı Türkçe "Enver Paşa'nın Şehadeti" makalesini sunuyorum. Bu makale, Kırım Yarımadası'nın Bolşevik-Komünist Rus işgalinden kurtarılması için mücadele eden Romanya'nın Dobruca bölgesindeki Kırım Tatarları tarafından yayınlanan Emel adlı Türkçe dergide 1931 yılında yayımlanmıştır.
Abstract
Enver Paşa, known as the "Hero of Liberty," was an Ottoman military commander and statesman who played a leading role during the Balkan Wars and First World War. He founded the Army of Islam in the Caucasus, which, together with other Ottoman forces, liberated Baku and the territory of the present-day Republic of Azerbaijan. Following the war, Enver Paşa traveled to Turkestan, where he fought against Communist Russia, the Bolsheviks, and the occupying Red Army in an effort to liberate the region and secure its independence. Enver Paşa is regarded as a beloved figure and a national hero by many Turkic and Muslim nations across historic Turkestan, the Middle East, the Caucasus, and the Balkans for his efforts to liberate them from the rule of occupying and colonial powers such as Britain, Russia, France, and their allies. Like Ali İhsan Paşa, Halil Paşa, Ömer Naci, and other Ottoman commanders, he is also regarded a national hero by the Turkish people of Iran for planning and commanding the military operations that liberated western Iran and Türkili. On August 4, 1922 during Kurban Bayramı (Eid al-Adha), a Red Army cavalry brigade commanded by the Armenian officer Yakov Arkadyevich Melkumov (Hakop Melkumian) attacked Enver Paşa and his group of thirty men at a location within present-day Tajikistan. After a heroic and fierce battle, twenty-five of Enver Paşa's men were killed. Enver Paşa himself was killed by accidental machine-gun fire. His encampment had been located and identified by the Armenian Chekist Georgy Sergeyevich Agabekov (Gevork Harutyunov). Following the killing of Enver Paşa by the Red Army, numerous chronograms and elegies were composed in his honor. In this article, I present a Persian chronogram commemorating Enver Paşa’s martyrdom, together with the Turkish article "Enver Paşa’nın Şehadeti" (The Martyrdom of Enver Paşa), in which the chronogram appears. This article was published in 1931 in the Turkish periodical Emel, a publication issued by Crimean Tatars in Dobruja, Romania, which campaigned for the liberation of the Crimean Peninsula from Bolshevik-Communist Russian occupation.
مقدمه
انور پاشا (اسماعیل انور، ١٨٨١-١٩٢٢) فرماندهی نظامی و سیاستمدار عوثمانلی، از رهبران انقلاب گنج (گهنج) تورکلهر (به سبب فعالیتهایش در این انقلاب، ملقب به «قهرمان حریت»)، و از رهبران عوثمانلی در جنگهای بالکان و جنگ جهانی اول است. او موسس اوردوی اسلام قفقاز بود که به همراه دیگر اوردوهای عوثمانلی (از جمله اوردوی سوم)، بر علیه ارتش اشغالگر بریتانیا و متحدانش (اوسترالیا، نیوزلند، کانادا) جنگید و جمهوری آزربایجان فعلی - باکو را آزاد نمود. انور پاشا بعدها به تورکستان - آسیای میانه رفت و به ایجاد اوردویی برای نبرد بر علیه اشغال روسیهی کومونیست - بولشویکها - ارتش سرخ و استقلال تورکستان پرداخت.
انور پاشا به سبب تلاش برای آزادسازی ملل تورک و مسلمان در تورکستان قدیم - آسیای میانه، خاورمیانه – قفقاز شامل کشورهای امروزی عراق، ایران، جمهوری آزربایجان، و جمهوریهای تورکستان از یوغ ارتشهای اشغالگر و استعمارگر بریتانیا و روسیه، برای بسیاری از ملل منطقه شخصیتی محبوب و یک قهرمان ملی شمرده میشود[1]. برای ملت تورک ساکن در ایران نیز، انور پاشا مانند علی احسان پاشا، خلیل پاشا، عمر ناجی و ...، به سبب طراحی و امر به و فرماندهی کل عملیات آزادسازی غرب ایران و سراسر تورکایلی از نهاوند و اراک و بیجار و ساوه و همدان تا اورمو و تبریز و ...، همچنین سرتاسر قفقاز، یک قهرمان ملی است.
انور پاشا در چهارم آوگوست سال ١٩٢٢ در روز عید قربان حین یک درگیری با یک بریگارد ٣٠٠ نفرهی سوارهی ارتش سرخ به فرماندهی یک افسر ارمنی به نام «یاکوف آرکادییویچ ملکوموف» (هاکوپ ملکومیان)[2] در نزدیکی بئلچیوان واقع در جمهوری تاجیکستان امروزی، در اثر اصابت گلولههای میترالیوز بریگارد مذکور، به همراه ٢٥ تن از گروه ٣٠ نفرهی خود کشته شد[3]. در تعیین محل قرارگاه انور پاشا، یک ارمنی دیگر با نام «گئورگی سرگییویچ آقابکوف» (گئوورک آروتیونوف)[4] که چئکیست و عضو ارتش سرخ بود نقش اساسی داشت. با این وصف بیراهه نهخواهد بود که اگر گفته شود شهادت و قتل انور پاشا، یک عملیات ارمنی بود.
پس از قتل انور پاشا به دست ارتش سرخ، مرثیهها و سوگوارههای بسیاری در حق او سروده شد. در این نوشته، یک مادهی تاریخ سروده شده به زبان فارسی در شهادت انور پاشا را به همراه متن کامل مقالهی «انور پاشانین شهادتی» که مادهی تاریخ مذکور در آن آمده، آوردهام. مقاله در نشریهی تورک «امل» که توسط تاتارهای کریمه در دوبروجای رومانیا منتشر میشد و برای آزادسازی شبه جزیرهی کریمه از یوغ اشغال روسیهی بولشویک - کومونیست مجادله میکرد منتشر شده است. سرایندهی این مادهی تاریخ فارسی، به احتمال قریب به یقین یک تاجیک، شاید از مجاهدان تاجیک که همراه با انور پاشا بر علیه روسها و ارمنیها و بولشویکها میجنگیدند است.
در زیر نخست ترجمهی فارسی این بخش کوتاه و سپس اصل تورکی آن را دادهام. در آخر نوشته، متن کامل مقالهی تورکی «انور پاشانین شهادتی» را بازنویسی کردهام.
مئهران باهارلی
ترجمه به زبان فارسی:
«..... انور، مثبت و یا منفی، خوب و یا بد، غالب و یا مغلوب، دارای هر ماهیتی که باشد، یکی از قهرمانان ملی من است. و تاکنون هیچ کدام از قهرمانان ملی من، هرگز همچو ضربهای را در رویای خود هم نهمیتواند تحمل کند. این قهرمانان ملی، با هزار و یک نوع از مرگ جان باختهاند، اما هیچ کدام بر پیشانی خود داغ تسلیمیت زبونانه را نهکوبیدهاند. آیندهگان پس از آنها و ما هم، همینطور عمل خواهند کرد. برای احترام به خاطرهی بلندمرتبهی انور تورک، که در سرزمینهای غربت دلاورانه جان باخت، سکوت میکنم». (آقا گوندوز. از جمهوریت [١٩٣٠-١١-٨])
[پاسخ نشریهی امل به ادعای نشریهی جمهوریت مبنی بر جان باختن انور پاشا در سرزمینهای غربت]
پاشا نه در سرزمینهای غربت، بلکه در وطن خود، در کشورهای برادر تورک و در راه تورکیت جان باخته است. خبر [قتل] پاشا در تورکستان تاسفی عمیق ایجاد کرد، و برای وی در دور افتادهترین گوشههای تورکستان ماتمها گرفته و گریسته شد. امروز دلاوریهای این شهید بزرگوار و فعالیتهای وطنپرستانهاش در تورکستان، در میان مردم تورکستان در قالب یک داستان ملی زنده است و به حیات ادامه میدهد. ما در اینجا نیت نوشتن در بارهی نقش پاشا در این حرکت ملی [تورکستان] و تاریخ آن حرکت ملی را نهداریم. او [انور پاشا] به تنهایی یک تاریخ، یک اثر سترگ است .....
به مناسبت شهادت پاشا، مادههای تاریخ متعددی گفته شده است. یکی از آنها [به فارسی] را عینا نقل میکنیم:
پستییِ طالعِ ما این که قضا را تیری
خورد بر سینهیِ آن أشهدُ باللهِ العظیم
داد جان از سرِ اخلاص، تن قرباناش
عشر ذی الحجه به پیوست به غفرانِ رحیم!
متن اصلی به زبان تورکی: او باشلی باشینا بیر تاریخدیر ....
یئنی تورکوستان مجموعهسیندهن نقلاً؛ امل مجموعهسی. (رومانیا – دوبروجا - حاجیاوغلو پازارجیق شهری) ایکینجی ییل، سایی ٩ (٣٣)، ١ ماییس ١٩٣١. صص ٣٧٢-٣٧٥
انور، مثبت و یا منفی، اییی و یا کؤتو، غالب و یا مغلوب، هر نه ماهیتده اولورسا اولسون، بهنیم ملّی قهرمانلاریمدان بیریدیر. و بهنیم گهلمیش گئچمیش و گهلهجهک ملّی قهرمانلاریمدان هیچ بیری بؤیله بیر ضربهیه رویاسیندا بیله تحمّل ائدهمهز. اونلار، اؤلوملهرین بین بیر چئشیدییله اؤلموشلهر و هیچ بیر دانهسی مرد آلنینا «سفیلانه تحمّل دامقاسی»نی باسدیرمامیشلاردی. اونلاردان و بیزدهن سونرا گهلهجهکلهر ده بؤیله اؤلهجهکلهردیر. «غربت ایللهرده» ییییتجه جان وئرهن تورک انورین یوکسهک خاطرهسینه حرمت ایچین، سوسویوروم (آقا گوندوز- جمهوریتدهن [١٩٣٠-١١-٨])
[جمهوریت دهرگیسینین انور پاشانین «غربت ایللهرینده اؤلدورولدویو ایله ایلگیلی ایددیعاسینا امل دهرگیسینین وئردییی یانیت]
پاشا غربت ایللهرینده دئییل، کهندی وطنینده، قارداش اؤلکهده تورک و تورکلوک ایچین جان وئرمیشدیر. پاشانین [اؤلدورولمه] خبری تورکوستاندا دهرین تاثیر اویاندیرمیش، اوجرا گوشهلهرده بیله ماتم توتولموش و آغلانمیشدیر. بوگون تورکوستاندا بو بویوک شهیدین قهرمانلیغی و تورکوستانداکی وطنپرورانه حرکاتی، خلق آراسیندا ملّی بیر دستان حالیندا یاشاماقدادیر! بیز بورادا پاشانین بو ملّی حرکاتداکی رولونو و او ملّی مجادلهنین تاریخینی یازاجاق دئییلیز. او، باشلی باشینا بیر تاریخ، بویوک بیر اثردیر. ....
پاشانین شهادتی مناسبتییله بیر چوخ تاریخلهر سؤیلهنمیشدی. بونلاردان بیریسینی عیناً نقل ائدیییوروز:
پستییِ طالعِ ما این که قضا را تیری
خورد بر سینهیِ آن أشهدُ باللهِ العظیم
داد جان از سرِ اخلاص، تنِ قرباناش
عشرِ ذی الحجّه بهپیوست به غفرانِ رحیم!
(چئویری: بیزیم آلینیازیمیزین آلچاقلیغینا قانیت بو کی، بیر مهرمی تصادفاً اول «یوجه تانرینی تانیق توتارام دییهنین گؤیسونه ساپلاندی. اخلاصی اوزوندهن جان وئریپ قوربان اولان وجودو، ذیالحجّهنین اونوندا باغیشلایانین عفّوینه قاووشدو).
[O, BAŞLI BAŞINA BİR TÂRİHTİR ...][5]
“Enver, müspet veya menfî, iyi veya kötü, gâlip veya mağlup, her ne mâhiyette olursa olsun, benim millî kahramanlarımdan biridir. Ve benim gelmiş geçmiş ve gelecek millî kahramanlarımdan hiç biri böyle bir darbeye rüyasında bile tahammül edemez. Onlar ölümlerin bin bir çeşidi ile ölmüşler ve hiç bir tânesi mert alnına sefilâne tahammül damgasını bastırmamışlardı. Onlardan ve bizden sonra gelecekler de böyle öleceklerdir. Gurbet illerde yiyitçe can veren Türk Enver’in yüksek hâtırasına hürmet için, susuyorum”. (Ağa Gündüz. Cumhuriyet’ten [1930-11-8])
[Cumhuriyet Dergisi’nin Enver Paşa’nın “gurbet illerinde öldürüldüğü” ile ilgili iddiâsına Emel Dergisi’nin verdiği yanıt]
Paşa gurbet illerinde değil, kendi vatanında, kardaş ülkede Türk ve Türklük için can vermiştir. Paşa’nın öldürülme haberi Türkistan’da derin te’sîr uyandırmış, ucra köşelerde bile mâtem tutulmuş ve ağlanmıştır. Bugün Türkistan’da bu büyük şehîdin kahramanlığı ve Türküstan’daki vatanperverâne harekâtı halk arasında millî bir destan hâlinde yaşamaktadır! Biz burada Paşa’nın bu Millî Harekâttaki rolünü ve o Millî Mucâdilenin târîhini yazacak değiliz. O, başlı başına bir târîh, büyük bir eserdir….
Paşa’nın şehâdeti munâsibetiyle bir çok târîhler söylenmişti. Bunlardan birisini aynen nakl ediyoruz:
[Bizim alınyazımızın
alçaklığına kanıt bu ki, bir mermi[6] tesâdüfen
Ol “Yüce
Tanrıyı tanık tutarım” [diyenin] göğsüne saplandı
İhlâsı
yüzünden can verip, “Kurban”[7]
olan vucudu
Zilhaccenin onunda Bağışlayan’ın affına kavuştu]
۳۷۴ امل مجموعهسی
یڭی تورکستان مجموعهسندن :
انور پاشانڭ شهادتی !
(چهکیست آغا بهقوفڭ خاطراتی مناسبتیله)
بو آرالق اسکی یارهلری تازهلهمک ایستهمیوردق. فقط مرحوم انور پاشانڭ ناصل شهید ایدلدیگنه دائر سابق چهکیست آغابهقوفڭ خاطراتی مختلف لسانلرده انتشار و بو صورتله افکار عمومیه اوزرنده یاڭلش بر قناعت یراتدی. تورک دنیاسنڭ مهم بر اولکهسنده شهید دوشن بو بویوک شهیدڭ معهود خاطراتده پک یاڭلش بر طرزده یازیلان شهادت وقعهسی، تورک عسکرینی استخفاف و ملی حیثیتی رنجیده ایتمهسی دولاییسیله غزته ستونلرنده بو حقده، حقلی اولاراق، بعضی یازیلر یازیلماسنی موجب اولمشدی.
تورکستانڭ استقلال مجادلهسی اثناسنده برابر چالیشارق شهید اولان انور پاشانڭ شهادتی خصوصنده چهکیست آغابهقوفڭ یازدقلری اساسسز و صاچمادر: پک یاقین بر ماضیده وقوعه گلن بو حادثهنڭ بالذات شاهدی اولان و او مجادلهده مرحوم پاشا ایله برابر بولنان تورکستانلیلرڭ افادهلرینی اولدیغی گبی افکار عمومیهیه عرض ایتمک، تورک عسکرینڭ شهید دوشدیگی زمانده ده شرفلی بر صورتده شهید اولدیغنی گوسترمهسی اعتباریله مهم و ملی بر وظیفهدر.
چهکیست آغا بهقوفڭ (اصل اسمی آروتونوف) بولشویکلرڭ جاسوس تشکیلاتلرى گ. پ. او.نڭ گویا ایچ یوزینی آچمش اولمق اوزره خاطراتنی نشر ایتدى. ایلک اونجه روسجه اولارق نشر اولان بو خاطرات، همان مختلف لسانلره ترجمه ایدیلدی. تورکیاده غزته ستونلرنده تفرقه صورتنده یازلدی. (شهرمزده منتشر «صوڭ پوسته» و «بیلدیریش» غزتهلرنده انتشار ایتمشدر.) شرقدهکی هر اجراآتڭ کندی اثری بولوندیغنی ادعا ایدن آروتونوف خاطراتنده بوتون شرق مملکتنده اجراآتنی اوزون اوزادییه آڭلاتیور. بزم علاقهدار بولوندیغمز قسم بالطبع تورکستانه عائد اولان جهتلریدر. یاش تورکستان مجموعهمزڭ اوچ نومروسنده (جمهوریت 1930 - 11 - 8 آقا گوندوز بگڭ مقالهسی) بزی علاقهدار ایدن قسملری نشر ایدلدی .
بز مجموعهمزڭ بو نسخهسنده افکار عمومیهیه، بالخاصه تورکیالی قاردشلریمزه پاشانڭ شهادتى وقعهسنڭ حقیقی چهرهسنی عرض ایتمکله اکتفا ایدهرز .
ملیت و تجددپرورلرڭ ایلک اوڭجه سابق بخارا أمیرینه قارشی آچدقلری مجادلهده موفقیت قازانمش و أمیر دفع اولوپ گیتمش ایسه ده، اونڭ دوکونتیلری و مملکت داخلندهکی ارتجاع طرفداریله گنجلک، دائمی اوغرشمق مجبوریتنده ایدی. عینی زمانده بو یڭی دوغان بخارا جمهوریتی، گوندن گونه ملی حاکمیت و استقلالنی کندى ألنه آلمق و استیلا ایتمک ایستهین روسڭ غرضکار حرکاتنی تعقیب ایدییوردی. او سیراده أنور پاشا ده باکوده منعقد - شرق ملتلرى قورولتایندن عودتله بخارایه گلمش بولنیوردی. تورکستانڭ هر طرفنده آتشلهنن ملی حرکات و روسلره قارشی مسلح مجادلهلردن الهام آلارق 921 سنهسی کانون اول 10ده «دوشنبه» شهرنده (بوگونکی تاجیکستان مرکزی) ملیت و تجددپرورلرڭ تشبثیله، و سابق بخارا رئیس جمهوری صفتیله قوجه اوغلى عثمان بگ طرفندن واقع اولان مسلح قیام باشلامشدى. شرقى بخارادا بولنان انور پاشا و آرقاداشلری[نین دا قوشولماسی ایله؟] بو ملی حرکات، استقلال مجادلهسی گوندن گونه گنیشلهدی. تورکستانڭ گوبگنده واقع سابق بخارا جمهوریتنڭ هر طرفنده روسلره قارشی مسلح قیاملر باشلادی. فرغانه و سمرقند مجاهدهلری یڭیدن جانلاندیریلدى. سابق خارهزم جمهوریتی و تورکمنستانده سلاحلی ملی حرکات قوتلندی. تورکستانڭ هر طرفندن گلن وکیللر پاشانڭ اطرافنده طوپلاندیلر. متشکل و شعورلی بر صورتده باشلانان بو ملی مجادله، تورکستانڭ استقلالى اوغورنده آتیلان قطعی آدیملردن برى دیمکدى. پاشانک شهرتی بو حرکاتڭ شموللی بر صورتده ایلریلهمهسنی تأمین ایدییوردی .
جهان افکار عمومیهسنده مهم تأثیرلر اویاندیران بو استقلال حرکاتنه قومشو دولتلر ده بیگانه دگللردی. روسلرڭ متمادی علیهدار پروپاغاندالرینه رغماً ایلرولهین بو تورکستان استقلال حرکاتی أیی نتیجهلر ویرییوردی. هندستان مسلمانلری[ندن] طبی یاردمده بولونمق نیتیله بر هیئت، کابلده تورکستان هیئت مرخصهسیله گوروشمشدی (بو سیراده هیئت مرخصه رئیسی صفتیله قوجه اوغلى عثمان بگ کابلده بولونیوردى.)
قارا تیکن، دارواز، فیض آباد، گلاب، بلجوان، قورغان تپه، دوشنبه، حصار، سر آسیا، ده خندو گبی مهم شهرلر پاشانڭ قومانداسى آلتنده ایلرولهین تورکستان استقلال مجاهدلرینڭ النه گچمش بولونییوردی. بو حال قارشیسنده، تورکستانده حتی مرکزدهکی روسلر آراسنده شدتلی بر پانیک باشلایور، روس قازاقلرندن بر قسمی رایهف[8] نامندهکی روس ضابطى قومانداسنده پاشایه التحاق ایتدیگندن آرتق روس مرکزینڭ تورکستان مسئلهسی اوزرندهکی اندیشهسنه پایان یوقدی! مسئلهنڭ جدیتنی تقدیر ایدن موسقووا، بودینوف[9] سواریلرندن بر قاچ فرقهیی مجاهدلره قارشى سوق ایتمک اضطرارنده قالدی! انور پاشا 922 سنهسی حزیراننده شرقی بخارانڭ مهم مرکزلرندن بای سون شهرنده تعرضه گچمشدی و شهردهکی روس غارنیزوننی محصور براقمشدی، نرهده ایسه شهر سقوط ایتمک اوزره ایکن بودینوفڭ یڭی سواری فرقهسی امداده یتیشیور. بو وضعیت قارشیسنده پاشا (بول خاکیان)دن (پورجو)یا چکیلمک مجبوریتنده قالیور.
بو صیراده وقوعه گلن آجی و مؤسف بر صحنهیی در خاطر ایتمک ایستهرز: ارتجاع تمثالی سابق بخارا أمیرینڭ حار طرافدارلرندن اولان ابراهیم لافای[10] و عونهسی بو مشکل ساعتده پاشایه یاردیم ایدهجک یرده صان که روسلرڭ متفقى ایمش گبی مجاهدلرڭ آت و نقلیاتنی یغما ایتدرمک صورتیله روسلره یاردیمده بولنیور .مع هذا روسلرڭ تعرضه گچمهسیله ابراهیم لاقای و عونهسی پریشان بر وضعیتده بوزولدیلر. پاشا معیتندهکی عسکریله منتظم بر صورتده هیچ تلفات ویرمهدن حصاره چکیلدی .آرتق پاشا ایچین رجعتدن باشقه چاره قالمامشدی. نهایت 922 تموزینڭ صوڭلرنده بلجوانه گلدی .
او صیرالرده کافر نهنک، دوشنبه، طوت قاوال اطرافنده بولنان أمیرجیلر اللرینه گچن تجددپرور و ملیتچیلری کسیورلردی. از جمله خوقند ملی شوراسی رئیسی میر عادل و تورکمن خدا نظر گیبی قیمتدار گنجلری لافایلر شهید ایتمشلردی. دوشنبهیی اشغال ایدن روس قوماندانی أمیرجی اولان لاقایلرله ایشى اولمادیغنی، ساده ملیتپرور گنجلرله انور پاشایی تعقیب ایتدیگنی ابراهیم لافایه بیلدیردی و بو جاهل مرتجعلردن آت، دهوه و ارزاق آلدی ! .....
پاشا معیتیله برابر بلجوانه چکیلمش بولوندیغی بو صیراده افغانستان خارجیه ناظری محمود تارزی خان استعفا ایدهرک یرینه آوروپا و روسیهدن عودت ایدن محمد ولی خان گچدی. تموز صوڭلرنده پاشایی افغانستانه دعوت ایتدیلرسه ده پاشا قطعیتله رد ایدهرک گیتمهدی. پاشا تورکستاندن چیقمامایه قطعی صورتده قرار ویرمش بولونیوردی. او صیراده پاشانڭ معیتنده تاجیکلردن دولتمند بگ، سمیز اوزبکلرینڭ رئیسی عاشور بگ، موغول قاتاغانلرینڭ رئیسی ایشان سلطان، قارشی و شهر سبز عسکرلرینڭ باشبوغی دانیال بگ و سائر رؤسا بولونیوردی.
وضعیت ہو مرکزده ایکن، آغابهقوفڭ دیدیگنه گوره پاشایی تعقیبه کندیسی مأمور ایدیلیور. آغابهقوف بخارادن بر تجار صفتیله شرقی بخارایه، مجاهدلر آراسنه گچمک اوزره یوله چقیور. خاطرات صاحبی، بخارادن بعضی ماللر آلوب قارشییه کلمش اولدیغنی، قارشیدن اوتهیه گیدن دمیریولی تخریب ایدلدیگندن مرکبله غوذاره بش گونده بوش و تنها صحراده گیتدیگنی و آرا صیرا محافظه او لونمش چایخانهلره تصادف ایتدیگنی بازییور! بورالرده چایخانه گبی محللرڭ بولونماسنی سویلهمک گولونج بر ادعا اولور!. .. حالبوکه بورالر سابق أمیر حرکاتی، اونی متعاقب روسلرله اولان بو ملی مجادله اثناسنده آغابهقوفڭ ده اعترافی وجهله، بر خرابهزاره چهوریلن شرقی بخاراده هر طرف تنهالاشمش عمومی حیات تمامیله دورمش بر حالده ایدی! او منطقهلرده گزمک عادتا انسانه دهشت و قورقو تلقین ایدهجک منظره عرض ایدییوردی. اسکی صیق کویلردن اثر قالمامش، ساده بعض مرکزلرده على الاصول تأسیس ایدیلن حکومت دائرهلرینه تصادف ایدیلیردی .
آغا بهقوف بر تجار قیافتنده و معیتنده قیزیل اوردو ایله ارتباط تأمین ایدهجک اولان (اوسیپوف) ایله بو منطقهلری دولاشیور! آغا بهقوفڭ رسولوف نامنی طاشیماسی، حالبوکه اوسیپوفڭ کندى نامیله گزمهسی جداً غریبدر! أول بأول او تنها محیطده، او منطقه ایچین یابانجی اولان بریسنڭ هر هانکی صورتله دولاشماسی امکان خارجندهدر. آغابهقوف هر نه قدار اوزبکجه بیلسه ده گنه او محلڭ شیوهسنه حاکم دگلدر. بناءً علیه یابانجی اولدیغی بللی، ثانیاً یاننده روس اسمیله بریسی بولنیور، بو وقتسز تجارته چیقان یابانجی تجارڭ طانینماسی و نظر دقتی جلب ایتمهسی شو نقطهدن ممکندر که حربی بر منطقه اولان اورالرده اسکیدن بری تجارت و سیار صاتیجیلق یاپان اهالی بیله بو ایشدن واز گچمشدر.
حله خاطرات صاحبنڭ کندی افادهسی بو نقطهیی داها زیاده تأیید ایدییور. او ده شرقی بخاراداکی عموم اهالییی یا عصیانه التحاق و یا خود هجرت اتمش دییور. حقیقةً اهالى اوچ قسمه آیرلمشدر. بر قسمی افغانستانه قاچمش، ایکنجی بر قسمی عصیان و استقلال حرکاتنه اشتراک و التحاق ایتمش، قالانلر ده اساساً او منطقهنڭ یرلیسی اولان و بالمناسبه (؟) یوقاریده اسمی گچن لاقاى و أمیر طرفداریدرلر، اساساً اورالرده تک توک تصادف ایدیلن و موجود کویلرده یاشایانلر هپ لاقایلردر که لاقایلر که کندیلرینه یابانجی اولانی و احوالندن بر پارچه شبهه حس ایدیلن بریسنی گورورلرسه قطعیاً آمان ویرمز، محو ایدرلر! حال بویله ایکن صحراده چایخانهلرده ( ! ) قونارق راحت راحت ایلریلهین سیار تجار رسولوف و اوسیپوفلر غوزارده تجارته باشلایور و خلقله تماسه گلیورلر! . ...
دیخنهودن[11] داغ آشیری باصماجیلره دوغرو حرکته باشلایان تجارلر، ایکی گون صوڭرا و انور پاشانڭ بولوندیغی قیشلاغه (قیشلاغین اسمنی یازمیور) گلیورلر و باسماجیلرڭ یییوپ ایچوپ یاتدیقلری چایخانهیه یرلهشیورلر!! ... اورالرده قطعیاً چایخانه اولمادیغنى عرض ایتدک!) پاشانڭ خصوصی بر اوده اقامت ایتدیگنی و آرا صیرا یاوریله آوه چیقدیغنی اوگرندکدن صوڭره تجارلر حقیقی وظیفهلرینه باشلایورلر. نهایت یرلرینی عسکری قوته ترک ایتمک اوزره و بر گیجه دیخنهیه دوغرو یوله چیقورلر و باصماجیلرڭ بولوندیغی محلدن 20 کیلومترو اوزاقلاشدقلری زمان انور پاشا اوزرینه گلمکده اولان سواری فرقهسنه تصادف ایدهرک ایجاب ایدن معلوماتی ویرییورلر .دیخنهو ایله بلجوان آراسی تخمیناً 150 کیلومترودن فضله اولوپ بلجوان دیخنهنڭ شرقندهدر. یوقاریده قید ایتدیگمز وجهله پاشا او صیرادا بلجوانده بولونیوردی. (آغا بهقوفڭ افادهسنه قالیرسه پاشانڭ آشاغی یوقاری دیخنهیه 40 - 50 کیلومترولق بر مسافهده بولونماسی ایجاب ایدر، حالبوکه بو دوغری دگلدر. )
پاشا 1922 سنهسی آغستوس بدایتنده قربان بایرامنی گچیرمک اوزره بلجوانڭ 7-8 کیلومترو شرقنده کائن «حوالین»ه گیدن یول اوزرنده دولتمند بگڭ قرارگاهی اولان چهگهن کوینه گلمشدی. پاشا 4 آغستوس (1340 هجرى، 10 ذى الحجی) جمعه گونی، صباح بایرام نمازندن صوڭره رؤسا و عسکرلرى تبریک ایتمکله مشغولدی .طالعسز تورکستانڭ استقلال اوغورنده ویردیگی اون بیڭلرجه قربان و عزیز شهیدلرڭ روحنى تبجیل ایچین بو یویوک بایرام گونى عموم عسکرلر، بر حرمت ایچنده آرقاداشلرینی خاطرلار و ایچین ایچین آغلار و دوشونورلرکن هیچ خاطرلرینه گتیرمیورلردی که، بو قربان گونی «بویوک بر قربان» داها ویرهجکلر، بونڭ آجیسی داها فضله و یاراسی داها درین اولاجقدر ! ....
پاشا، نهدندر بوگون فضله دوشونجهلی و مغموم بر وضعیتده ایدی . . !. ساعت سکز رادهلرنده روس آلایندن 300 قادار سوارینڭ چهگهنڭ غربندهکی «آب دره» کویی یاقینندهکی تپهیه یاقلاشمقده اولدیغی خبر ویریلدیگى زمان پاشا، عسکرڭ طوپلانوپ حاضر اولماسنى بکلهمکسزین یانندهکی دائمی 25 - 30 معیت عسکریله دوشمن اوزهرینه قوشیور، بو صیرده روسلر ده اوچ قوله آیریلاراق ایلریلهیورلردی. پاشا آنی بر تعرضله قارشیسنه چیقان روس سواریسنڭ بر قسمنی بوزدی و سلاحلرنى آلدى. جلادتیله روسلری شاشیرتان پاشانڭ یاننده آنجق بش کیشى قالمشدی، دیگرلری هپ شهید دوشمشلردی. بو قانلی صحنه اویله آنی وقوع بولمشدی که، روسلر شاشیرمشلر و کیمڭله حرب ایتدکلرینی بیله فرق ایدهمهمشلردی. پاشانڭ یانندهکی بش کیشینڭ بریسی روس ضابطی «رایهف»دی. پاشا هیچ امداد فلان بکلهمهدن ایلریلهرکن آرقادان عسکرلرده یتیشمش بولونیوردی. فقط روسلرڭ یان طرفدن ایشلهین میترالیوزلرندن بریسنڭ خائن بر قورشونی قربان بایرامنده ویریلمهسی مقدر اولان بویوک قربانڭ قلبندن وورمشدی! امداده گلن دولتمند بگڭ تعرضی نتیجهسز قالدی، چونکه او ده پک سودیگی پاشادن آیری فضله یاشایامامشدی !
قوماندانسز قالان عسکرلری براز تعقیب ایدرک گری دونمش
اولان روسلر، قارشیلرنده حرب ایدنلر ایچنده
پاشانڭ بولوندیغنی بیلمهیورلردی .حرب ساحهسندهکی شهیدلری گچوب کندی یرلرینه چکیلمش بولونیورلردی .کوی اهالیسی شهیدلر آراسنده پاشانڭ جسدینی طانیاراق دولتمند بگله ایکیسنڭ نعشینی بر کناره گوتوروپ صاقلامشلر، ایرتسی گونی مجاهدلر «آب دره» کویندن جسدی گتیرهرک بویوک بر مراسمله چهگهن کوینده دفن ایتدیلر. پاشانڭ یرینى دانیال بگ، دولتمند بگڭ یرینی ده اوغلى عبدالقادر بگ اشغال ایدهرک مجاهدلر انتقام عشقیله محاربهلرینه دوام ایتدیلر...
خاطرات صاحبی آغا بهقوف پاشانڭ سونگو محاربهسنده شهید ایدلدیگنی یازییور و اوزهرنده برابر طاشیدیغی قرآندن بحث ایدبیور .اگر روسلر ایلک قارشیلاشدقلرى قوتڭ ایچنده پاشانڭ بولوندیغنی و شهید دوشدیگنی بیلمش اولسهلردی او بویوک شهیدڭ نعشنی اوراده بیراقیرلرمیدی؟ ساده قرآننی آلمقله اکتفا ایدرلرمیدی؟ بو قرآن بحثی ده بوسبتون اویدورمه بر شیدر. بوگون پاشانڭ بر قسم اشیاسی تورکستان مجاهدلرینڭ النده، بر قسمی ده (حتی شهید ایدلدیگی زمان اوزهرنده بولونان جکتی) تورکیایه گلن مجاهدلر طرفندن عائلهسنه ویریلمشدر. بو، تورکستان استقلال مجاهدهسی تاریخی شخصیتنڭ اماناتی، تورکستان ملی حرکاتی موزهسنڭ یوکسک موقعنى اشغال ایدهجکدر! پاشانڭ هیچ بر شیئی روسلرڭ النه گچمهمشدر .
غریبدر که او تاریخلرده مرکز قیزیل روس مطبوعاتی (ایزوهستیا، پراودا گبی غزتهلر) پاشانڭ شهادتنه اینانمامش و بویوک شهیدڭ قفاسنی گورمهدکجه بو خبره اینانماق دوغرو اولمادیغنی یازمشلردی. حقیقةً اینانمامقده حقلی ایدیلر، چونکه او تاریخه قادار تورکستاندهکی تورک روحنى تشویشه اوغراتمق ایچون قاچ دفعهلر پاشایی أولدیرمش و دیریلتمشلردی !.... اگر، گ. پ. او.نڭ ألنده پاشانڭ شهید ایلدیگنه دائر بر اماره اولمش اولسایدی، مرکزڭ رسمی غزتهلری بو ادعاده بولونمازلردی. حالبو که دونکی چهکیست افکار عمومیهیی اغفال ایچین پاشایی بر ملوث روس سونکوسیله پارچالایور و قرآن بحثنی اویدیرییور ! ...
أنور، مثبت و یا منفی، أیی و یا کوتو، غالب و یا مغلوب، هر نه ماهیتده اولورسه اولسون، بنم ملی قهرمانلرمدن بریدر. و بنم گلمش گچمش و گلهجک ملى قهرمانلرمدن هیچ بری بویله بر ضربهیه رؤیاسنده بیله تحمل ایدهمز. اونلر أولوملرڭ بیڭ بر چشیدیله اولمشلر و هیچ بر دانهسی مرد آلننه «سفیلانه تحمل دامغاسی»نی باصدیرمامشلردی. اونلردن و بزدن صوڭره گلهجکلر ده بویله أولهجکلردر. غربت ایللرده یگیتجه جان ویرهن تورک أنورڭ یوکسک خاطرهسنه حرمت ایچین صوصویورم.) (آقا گوندوز - جمهور یتدن).
پاشا غربت ایللرنده دگل کندی وطننده، قارداش أولکهده تورک و تورکلک ایچین جان ویرمشدر. پاشانڭ خبری تورکستانده درین تأثیر اویاندیرمش، هجرا گوشهلرده بیله ماتم طوتیلمش و آغلانمشدر. بوگون تورکستانده بو بویوک شهیدڭ قهرمانلغی و تورکستاندهکی وطنپرورانه حرکاتی، خلق آراسنده ملی بر داستان حالنده یاشامقدهدر !بز بوراده پاشانڭ بو ملی حرکاتدهکی رولنی و او ملی مجادلهنڭ تاریخنى یازاجق دگلز. او، باشلی باشنه بر تاریخ، بویوک بر اثردر. بز، بو کوچوک صحیفهلریمزده بر غرض مخصوصله اویدیریلمش آریطونوف خاطراتنڭ بر نقطهسنه تماس ایدییور و حقیقتی آڭلاتمقله اکتفا ایدییورز .پاشانڭ شهادتى مناسبتیله بر چوق تاریخلر سویلنمشدی، بونلردن بریسنی عیناً نقل ایدییورز :
پستی طالع ما این که قضا را تیری
خورد بر سینه آن اشهد بالله العظیم
داد جان از سر اخلاص تن قربانش
عشر ذی الحجه به پیوست بغفران رحیم!
[1] روی آوردن انور پاشا و
دیگر رهبران به تورکستان - آسیای میانه و دیگر سرزمینهای تورک و تلاش برای ایجاد
همبستهگی سیاسی و نظامی با آنها یک سیاست استراتژیک کاملا صحیح و دوراندیشانه
بود. عیب کار در دو چیز بود: نخست اتلاف وقت و انرژی به مدت دههها با ایدئولوژی عوثمانلیگرایی و پروژهی اتحاد اسلام در
خاورمیانه و بالکان و شمال آفریقا و ایران و هندوستان و .....، دوم گشودن بیش از
حد معقول جبههها و گستراندن نادرست آنها به جهان عرب (خاورمیانه، آفریقا، ...)، ایرانیک
(فارسها، کوردها، ...)، آسیای دور (هند، جاوه، ...)، و تلاش برای اتحاد با آنها
و ....... اگر رهبران عوثمانلی از همان آغاز صرفا بر جهان تورکیک و مخصوصا مناطق
تورکنشین ایران و قفقاز در مجاورت عوثمانلی، و پس از آزادسازی آنها در مرحلهی
دوم به نواحی تورکنشین در آسیای میانه –
که پشت جبهه و پایگاه واقعی آنها بود - متمرکز میشدند و برای مستقل کردن آنها
تلاش میکردند، بی شک نه تنها عوثمانلی متلاشی نهمیشد، بلکه در شرق خود چندین
دولت تورک متفق نیز به دست میآورد.
[2] Yakov
Arkadievich Melkumov (Russian:
Я́ков Арка́дьевич Мельку́мов; Armenian: Հակոբ Արշակի Մելքումյան Hakob Arshaki
Melk’umyan; 24 December [O.S. 12 December] 1885 – 3 July 1962)
[4] Gevorg (Grigory) Arutyunov was the birth name of Georges Agabekov (1896–1937).
As a senior Soviet OGPU (Cheka) intelligence officer and counter-espionage
chief, Arutyunov (Agabekov) orchestrated the operation that led to the death of
Ottoman military leader Enver Pasha.
https://www.levantineheritage.com/book54.htm
Georges Sergeevich Agabekov
(original family name Arutyunov;[2] Russian: Георгий Серге́евич Агабеков,
transliteration Georgiĭ Sergeevich Agabekov) (1896–1937)
[5] Kaynak: Yeni Türkistan Mecmuası’ndan naklen, Emel
Mecmuası. (Romanya, Dobruca, Hacıoğlu Pazarcık şehri), ikinci yıl, sayı 9 (33),
1 mayıs 1931, s. 372-375
[6] Farsçada Tîr, hem ok hem de mermi anlamındadır. Enver
Paşa yüreğine isabet eden Mitralyöz mermileri ile öldürüldüğü için, buradaki
Tîr kelimesi mermi diye çevrildi. (Méhran Baharlı)
[7] Enver Paşa 4 Ağustos 1922'de “Kurban Bayramı”
sırasında Tacikistan'da, Belçivan yakınlarında Ermeni Bolşevik subay Yakov
Arkadiyeviç Melkumov (Hagop Melkumyan) komutasındaki 300 kişilikli bir Kızıl
Ordu tugayına karşı yapılan çarpışmada mitralyöz ateşi sonucu hayatını
kaybetmiştir. (Méhran Baharlı)
[8] Captain Lauv (or Daniyal Bek, sometimes
spelled Danial or Daniel Beg): a prominent former Russian/Soviet officer
who defected to join Enver Pasha's staff in the mountains of Central Asia. Lauv
was a former officer of the Russian Imperial Army who later served the Soviets.
He defected to the Basmachi insurgents, converted to Islam, adopted the name
Daniyal Bek, and became one of Enver Pasha’s closest military aides and top
strategists during the anti-Bolshevik rebellion in Turkistan.
[9] Red Army commander Semyon Budyonny, a famous
Soviet cavalry general who, alongside leaders like Mikhail Frunze and Sergey
Kamenev, led early Soviet counter-offensives against Enver Pasha's campaign.
[10] Ibrahim Bek Lakay (also referenced as Ibrahim
Lafay / Lakay Ibrahim) was a prominent warlord and tribal chief of the
Lakay tribe who commanded thousands of fighters during the Basmachi movement in
Turkistan. He initially allied with but ultimately became a rival to Enver
Pasha.
[11] "Dihna" (also spelled Dehnau, Denau, Denov,
or Dihnao) is a historic city located in modern-day southern Uzbekistan.










No comments:
Post a Comment