Friday, June 2, 2017

دو نامه‌ي تورکي ناصرالملک همداني به سلطان عثماني  مَحْمَدْ خان رشاد (سلطان مَحْمَدْ خامس) به  نيابت احمدشاه قاجار


دو نامه‌ي تورکي ناصرالملک همداني به سلطان عثماني  مَحْمَدْ خان رشاد (سلطان مَحْمَدْ خامس) به  نيابت احمدشاه قاجار

مئهران باهارلي

در سال ۱۹۱۱ ميلادي، ابوالقاسم‌خان ناصرالملک، نائب السطنه‌ي احمد شاه قاجار، به نيابت از جانب وي دو نامه‌ي تورکي خطاب به سلطان عثماني محمد رشاد خامس فرستاد. در نامه‌ي نخست، انتخاب ابوالقاسم‌خان ناصرالملک از سوي مجلس شوراي ملي ايران به مقام نائب السلطنه‌گي، و در نامه‌ي دوم انتصاب محمودخان احتشام السلطنه به مقام سفير کبير دولت قاجاري در استانبول بيان مي‌شود. سلطان محمد خامس، نامه‌اي کوتاه در جواب به اين دو نامه ارسال داشت. متن اصلي اين سه نامه‌ي تورکي در شماره‌ي ۱۵۶ جلد ششم نشريه‌ي صراط مستقيم چاپ استانبول، در سال ۱۹۱۱ منتشر شده است.

در منابع عثماني اين دو نامه به شکل «نامه‌نين صورتي‌دير» معرفي شده‌اند. اين عبارت به هنگام نقل متن اصلي نامه گفته مي‌شود. به عبارت ديگر، متون تورکي داده شده، اصل نامه‌ها هستند و نه ترجمه‌ي آنها به تورکي. زيرا که در آن صورت، حسب المعمول، عبارت «نامه‌نين ترجمه‌سي‌دير» بکار مي‌رفت. از آنجائيکه به هنگام نگارش اين نامه‌هاي تورکي، احمدشاه قاجار کودکي ۱۳ ساله بود، تصميم به نگارش آنها به زبان تورکي، حتي متن تورکي آنها را مي‌توان اثر ابوالقاسم ناصرالملک قاراگؤزلو همداني قبول کرد.

در راستاي سياست نهادينه‌ي تورک‌زدائي و انکار هويت، ميراث و تاريخ تورک در ايران، اين نامه‌هاي تورکي دولت قاجاري نيز در ميان مجموعه‌ي اسناد و مکاتبات سياسي و ديپلماتيک دولت قاجاري نشر شده توسط موسسات و محققين ايراني-فارس نقل نمي‌شود. زيرا کاربرد زبان تورکي در اين دو نامه‌ي ديپلماتيک، يکبار ديگر واقعيت معلوم رسمي بودن دوفاکتوي زبان تورکي در دوره‌ي دولتهاي تورکي تا پايان قاجاريه، تيپولوي تورک دولت قاجاري و حتي وجود تمايلات تورکي‌گرايانه در راس اين دولت تورک را تائيد مي‌کند. اين دو نامه‌ي کوتاه تورکي، که شايد از آخرين نمونه‌هاي کاربرد زبان تورکي مکتوب از سوي دولت ايران در روابط ديپلماتيک باشند، علاوه بر تاريخ سياسي تورک، از جهت مستندسازي رسميت دوفاکتوي زبان تورکي در دولتهاي تورک حاکم بر ايران، همچنين نثر تورکي و تورکي مکتوب حائز اهميت‌اند.


ابوالقاسم‌خان ناصرالملک قاراگؤزلو همداني (کوره‌نگ- کبودرآهنگ ۱۸۶۶-۱۹۲۷) و محمودخان احتشام السلطنه قاجار دوللو (تهران ۱۸۶۱- ۱۹۳۵)، مانند سلطان احمد شاه قاجار (تبريز  ۱۸۹۸ - ۱۹۳۰)، به لحاظ مليت تورک‌اند.

از اين سه شخصيت، احمدشاه قاجار داراي تمايلات تورکي‌گرايانه، و در اين راستا -در توافق با سنت و مشي عمومي شاهان قاجاري-  خواستار گسترش و تعميق روابط مابين دولتين تورک قاجاري و عثماني بود. او حتي صبيحه جوانترين دختر سلطان محمود چهارم عثماني را از وي خواستگاري کرده بود (جواب رد گرفت). سلطان احمدشاه در مناسبات رسمي شفاهي، از جمله در رسپسيونهاي دربار زبان تورکي را هم بکار مي‌برد. امير تومان عبدالله تهماسبي فرمانده‌ي گارد محافظ احمد شاه نيز گزارشات خود به احمدشاه را به زبان تورکي عرض مي‌کرد.

از سوي ديگر، محمودخان احتشام السطنه (محمود علا مير)، مانند همه‌ي رهبران و بزرگان تورک مشروطيت، مطلقاً فاقد شعور ملي تورک بود. حتي به سبب نقش تعيين کننده در ايجاد انجمن معارف، بسط شبکه‌ي مدارس و نظام تحصيلي فارسي‌زبان در تورک‌ائلي –آزربايجان اتنيک، نوعي عثماني‌ستيزي، و نيز تلاش فعالانه در ماجراي به سلطنت رسانيدن رضاخان، وي را مي‌توان به عنوان يک مانقورت تورک توصيف کرد.

در زير متن دو نامه‌ي تاريخي مذکور به زبان تورکي نوشته شده به نيابت از سوي احمدشاه قاجار خطاب به سلطان محمد خامس عثماني و جواب وي بدانها را آورده‌ام.

[تقديم نشريه‌ي صراط مستقيم:]

«ايکي اسلام حکومتي آراسيندا

آغوستوس‌ون اون بئشينجي، بازارائرته‌سي گونو ايران سفيرِ جديدي جنابِ مستطابِ اجل ميرزا محمودخان مابينِ همايونا عزيمت‌له حضورِ پادشاهي‌يه قبول بويورولموش و حامل اولدوغو اعتمادنامه‌يي ذاتِ حضرتِ پادشاهي‌يه تقديم ائيله‌ميشدير.»

۱- متن نامه‌ي تورکي از جانب احمدشاه قاجار در باره‌ي انتخاب «ابوالقاسم خان ناصرالملک قاراگؤزلوي همداني» به مقام نائب السلطنه‌گي از سوي مجلس شوراي ملي

۱۳۲۹ تاريخي‌له جانبِ سني الجوانب حضرتِ پادشاهي‌يه ۲۷ ربيع الاول ۱۳۲۹ [۲۸ مارس ۱۹۱۱] شهامتلي ايران شاهي حضرتله‌ري نامينا نائب السلطنه ابوالقاسم حضرتله‌ري طرفينده‌ن ارسال اولونان نامه‌نين صورتي:

«بعد الالقاب

شورايِ ملي مجلسي قانونِ اساسي‌نين ۳۸نجي ماده‌سينه توفيقاً يئني نائب السلطنه انتخاب ائتمه‌ک اوزه‌ره ۲۴ رمضان ۱۳۲۸ [۲۹ سپتامبر ۱۹۱۰] تاريخينده اجتماع ائتميش و ايشبو مقامِ رفيعه «ناصرالملک ابوالقاسم‌خان» حضرتله‌ري اکثريتِ آرا ايله انتخاب اولوندوغو و بعده ۲ ربيع الاول ۱۳۲۹ [۳ مارس ۱۹۱۱] تاريخينده داخي بو بابدا ايجاب ائده‌ن معاملاتِ قانونيه ايفا اولوناراق، نائبِ مشاراليه‌ين زمامِ امورِ مملکتي يدِ تمشيتينه آلديغي ذاتِ شوکت‌سماتِ حضرتِ تاجدارلارينا اشعار ائده‌ر، و مشاراليه‌ين غيرت و مساعي‌سي مملکتين بينينده تيمناً موجود اولان روابطِ حسنه‌نين تحکيم و تشييدي ايله مودّتِ يک‌جهتي‌نين تقويه‌سينه مصروف اولاجاغيندان مطمئن بولوندوغومو بيان ائيله‌ره‌م.

ذاتِ شوکت‌سماتِ حضرتِ شهرياريله‌ري‌نين هميشه مظهرِ سعادت اولمالاري تمنّياتي‌له احتراماتِ فائقه و مودّتِ غيرِ متغيره‌مي ذاتِ اقدسِ همايونِ ملوکانه‌له‌ري‌نين سون صمداني‌ده مصون و محفوظ بويورمالاريني جنابِ ربِ متعال حضرتله‌رينده‌ن نياز ائيله‌ره‌م.»

۲-متن نامه‌ي تورکي از جانب احمدشاه قاجار در باره‌ي انتخاب «محمودخان احتشام السلطنه قاجار دولّلو» به مقام سفارت کبري در استانبول

جانب سني الجوانب حضرتِ پادشاهي‌يه غرّه‌ي ربيع الاخر ۱۳۲۹ [اول آوريل ۱۹۱۱] تاريخي‌له شهامتلي ايران شاهي حضرتله‌ري نامينا نائب السلطنه ابوالقاسم حضرتله‌ري طرفينده‌ن ارسال اولونان نامه‌نين صورتي:

«بعد الالقاب

سنينِ وفيره‌ده‌ن بري ايران و عوثمانلي دولتله‌ري بينينده تيمّناً موجود اولان مصافاةِ فوق العاده ملابسه‌سي‌له دولتِ عليه‌يِ ايرانيه‌نين حکومتِ سنيه‌يِ عثمانيه نزدينده‌کي سفيرِ کبيري‌نين انفصاليندان سونرا، مقاصدِ عاليه‌ميزين اجراسي و دولتين بينينده‌کي مناسباتِ حسنه‌نين تزييدي امرينده مجرّب و صاحبِ اخلاقِ پسنديده بير ذاتي دربارِ شوکت‌قرارِ همايونلارينا سفير تعيين ائتمه‌ک عزمينده بولوندوغوموزدان، رويت و کفايتي درکار اولان مامورينيميزده‌ن اولوپ، فرطِ صداقت و خيرخواه‌ليغي تمامي‌له مجزوموموز بولونان «احتشام السلطنه جنابِ مستطاب اجل ميرزا محمودخان»‌ي طرفيميزده‌ن وئريله‌ن تعليماتا توفيقاً، توجهاتِ سنيه‌يِ ملوکانه‌له‌ريني استجلاب ائتمه‌ک و دولتين بينينده موجود روابطِ وداديه‌يي تحکيم و تشييده صرفِ غيرت ائيله‌مه‌ک اوزه‌ره، نزدِ همايون تاجدارلارينا سفيرِ کبير صفتيله تعيين ائيله‌ديک.

مشاراليه‌ين دولتين بينينده‌کي مناسباتِ اتحاديه‌نين تقويه‌سينه مصروف اولاجاق اولان تشبّثاتين طرفِ اشرفِ ملوکانه‌له‌رينده‌ن مظهرِ مساعده بويورولاجاغيني اميد ائده‌ر، و بو وسيله‌ده‌ن بالاستفاده حقِ همايونِ ملوکانه‌له‌رينده درکار اولان تعظيماتِ فائقه و موالاتِ صميميه‌مي تجديد ائيله‌ره‌م.»

۳-جواب سلطان عثماني به نامه‌هاي تورکي از جانب احمدشاه قاجار

جوابِ همايون:

«متبوعِ مفخّمينيز شهامتلي شاهِ ايران حضرتله‌ري طرفينده‌ن نزديميزده سفيرِ کبير عنواني‌له تعيين بويورولدوغونوزو مبيّن، نامه‌يِ شاهي‌يي کمالِ ممنونيت ايله آلديم. مجبول اولدوغونوز درايت و رويت، عهده‌ي استيهالي‌نيزدا توديع ائديله‌ن ماموريتي حکومتينِ اسلاميه‌نين حقوق و منافع متقابله و مشترکه‌سينه موافق بير صورتده حسنِ ايفا ائده‌جه‌يينيزين دليلي‌دير.

بو بابدا مصروف اولاجاق غيرت و همتِ سفيرانه‌له‌ري‌نين قرينِ موفقيت اولماسي ضمنينده، گره‌ک طرفيميزده‌ن و گره‌ک حکومتِ سنيه‌ميز جانبينده‌ن هر گونه تسهيلات ابرازي مقرّر اولدوغونو بيان ائيله‌ره‌م.»

سؤزلوک:

استجلاب: کشیده شدن
استيهال: لياقت، استحقاق، اهليت
اِشعار: ابراز، اظهار، اعلام، بیان
تشييد: بلند کردن بنا، برافراشتن چیزی
تمشيت: سر و سامان دادن، روان ساختن، به راه انداختن
توديع: واگذاري
توفيقاً: اويدوراراق، تطبيق ائده‌ره‌ک
تيمناً: بطور میمنت و برکت
سمات: نشانها
سني: رفیع، عالی
سنين: جمع سنه، سالها
سنيه: سنیَّة، مؤنثِ سَنیّ
صمداني: نسبت به صَمَد. صمدی، پاینده، دائم، رفیع، بی‌نیاز
غرّه: روز اول ماه
فائقه: پیروز شده، عالی و برتر
مابين همايون: اداره‌ي دفتر امپراتوري عثماني براي نوشتن اسناد و مکاتيب رسمي (اؤزه‌ل قلم مودورلويو)
مجبول: سرشته، نهاده، جبلی، مفطور، مطبوع، مخلوق
مجزوم: یقین کرده شده
مصافاة: بيريله خالص دوستلوق و مودت
مفخّم: بزرگوار، بزرگ
ملابسه: در هم آمیختن کار، شناختن باطن کسی
موالات: دوستی و پیوستگی با کسی
وداديه: دوستانه
وفير: وافر، چوخ، کثير

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.