Monday, December 17, 2018

متن تورکی مکالمه‌‌ی رضا شاه با آتاتورک با الفبای عربی و لاتين

متن تورکی مکالمه‌ی رضا شاه با آتاتورک 

مئهران باهارلی 

Friday, October 29, 2010


در این نوشته متن مکالمه‌ای تورکی بین رضا شاه پهلوی و مصطفی کمال آتاتورک نخستین رئیس جمهور تورکیه، به هم‌راه ترجمه‌ی آن به فارسی را داده‌ام[1]. این مکالمه که در حین سفر رضا شاه[2] به تورکیه، تنها سفر خارجی وی انجام گرفته، به چند جهت دارای اهمیت تاریخی است:

١-سخن گفتن رضا شاه، عالی‌رتبه‌ترین مقام رسمی دولت ایران با آتاتورک به زبان تورکی و کاربرد آن زبان در روابط دیپلوماتیک خارجی، یکی از محکم‌ترین مدارک و شواهد دال بر رسمی و دولتی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در اوان سلسله‌ی پهلوی است. دولتی بودن یک زبان معانی و سطوح مختلف دارد و لزوما و صرفا محدود به عرصه‌ی نوشتاری نیست. کاربرد یک زبان در عرصه‌های شفاهی توسط مقامات عالی‌رتبه در مناسبات گوناگون نیز به ویژه در گذشته می‌تواند دلیل بر رسمی بودن یک زبان شمرده شود. در مورد زبان تورکی نیز چنین است. زبانی که سران کشورها در دیدار با مقامات خارجی به کار می‌روند بر اساس قوانین و سنن و پروتوکول‌های معین و دقیق هر دولت انتخاب می‌شود. در این مورد نیز، قوانین و سنن و پروتوکول‌های دولت وقت ایران در انتخاب زبان مکالمه با سران کشورهای خارجی ملحوظ شده است.

٢-این امر نشان می‌دهد که روند زدودن زبان تورکی از ساختار دولت و کشور ایران و به عنوان یک زبان دولتی دوفاکتوی دیپلوماتیک پس از ساقط نمودن دولت تورک قاجار، دفعتاً نه‌بوده و به طور انتقالی و مرحله‌ای انجام گرفته تا در نهایت تبدیل به وضعیت امروز، یعنی حاکمیت مطلق و انحصاری زبان فارسی بر تاروپود دولت و کشور ایران و از جمله در عرصه‌ی دیپلوماسی گردیده است. این نیز طبیعی است. زیرا ایران کشوری دارای جمعیت اکثریت نسبی تورک، بیش از یک هزار سال تحت حاکمیت دول تورک و بخشی از جهان تورکیک بوده است. ریشه‌کن کردن سنت طولانی کاربرد زبان تورکی توسط مقامات دولتی و تورکی‌گوئی آن‌ها، آن هم در کشوری هنوز با اکثریت اهالی تورک، محتاج به زمان است.

٣-مکالمه‌ی رضا شاه به زبان تورکی با آتاتورک، صرفاً به دلیل احترام وی به میزبان خود نیست. بلکه منعکس کننده‌ی حضور هویت تورکی و رسوبات آن در بافت و رفتار دولت ایران در برهه‌ی زمانی مربوطه است. اگر رضا شاه صرفاً به خاطر احترام به آتاتورک به تورکی صحبت می‌کرد، می‌بایست به تورکی رایج در تورکیه به میزبان خود خطاب کند. اما وی به تورکی رایج در ایران که از قضا زبان اکثریت مردم کشورش نیز بود سخن می‌گوید. یعنی سخن‌گوئی رضا شاه به زبان تورکی، منعکس کننده‌ی واقعیات ایران و حضور هویت تورک در دولت و در کشور، و ناشی از هنوز به‌کار رفتن زبان اکثریت مردم ایران به طور رسمی از سوی دولت ایران در آن برهه‌ی زمانی بود.

٤-گفته‌اند که در بعضی سفرهای خارجی احمدی‌نژاد هم به عربی (و جان اف کندی به زبان آلمانی) سخن‌رانی کرده است. و این به معنی رسمی بودن زبان عربی در نزد دولت ایران نیست. حال آن که سخن گفتن احمدی‌نژاد به زبان عربی با سخن گفتن رضا شاه به تورکی متفاوت است. زیرا عربی، زبان رسمی دوفاکتوی دولت ایران نیست، در ارتباطات داخلی و خارجی از سوی دولت ایران و مقامات آن به‌کار نه‌می‌رود، اکثریت جمعیت ایران عرب نیستند و احمدی‌نژاد نه به عربی رایج در ایران، بلکه به عربی استاندارد و در خطاب به جهان عرب و برای جلب قلوب توده‌های جهان عرب سخن گفته است. اما رضا شاه به زبان تورکی رایج در کشور خود سخن می‌گوید. زبانی که زبان اکثریت اهالی کشور بود و است، در اوایل حاکمیت رضا شاه (همانگونه که این مورد هم نشان می‌دهد) هنوز یکی از زبان‌های رسمی دوفاکتوی دولت ایران بود و کاربرد رسمی داخلی و دیپلوماتیک داشت. سخن گفتن رضا شاه با آتاتورک در یک مراسم دولتی به زبان تورکی، نتیجه‌ی سنت و عرف رسمی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در ایران و طبیعی شمرده شدن کاربرد آن در عرصه‌ی دیپلوماتیک آن دوره بود.

٥- رضا شاه زبان تورکی را – علاوه بر مناسبات دیپلوماتیک خارجی - در عرصه‌ی سیاسی داخلی و ارتباطات با مردمان ایران نیز به‌کار می‌برد. در ایران کاربرد تورکی به عنوان زبان رابط بین اقوام بر همه‌گان معلوم است. اما محدود بدان نیست. تورکی به عنوان زبان رابط در ایجاد ارتباط بین مقامات دولتی ایران از یک سو، و مردمان تورک و غیر تورک از سوی دیگر هم، مخصوصاً در قرن نوزده و ربع اول قرن بیستم به‌کار می‌رفت. چنان چه بنا به خاطرات «رضا شریعت‌زاده گیلانی» (معروف به «حاج آقا رضا رفیع» و ملقب به «قائم‌ مقام‌ الملک»، از نزدیکان سردار سپه و رضا شاه بعدی)، در سال‌های جنگ جهانی اول رضا شاه در دیدار با اسماعیل آقا سیمیتقو، رهبر اشقیاء کورد با او به زبان تورکی صحبت کرده است: «شاه مختصری با اسماعیل آقا صحبت نمودند. ولی روی رعب و وحشتی که به همه مستولی شده بود و هر آن در این فکر بودند که الساعه نیروی اسماعیل آقا شبیخون می‌زنند، سردار سپه ابداً مذاکره‌ای با اسماعیل آقا نه‌کردند و نه‌پرسیدند منظور شما چیست و چه باید کرد؟ هنوز چند دقیقه‌‌ای نه‌گذشته بود عکاسی با دست‌گاه عکاسی، که روی چهارپایه سوار بود، وارد کاروان‌سرا گردید. و اسماعیل آقا تقاضا کرد اجازه فرمایند با سردار سپه عکس برداشته شود. شاه که با زبان تورکی با اسماعيل آقا صحبت می‌کردند، پس از شنیدن این تقاضا روی خود را به من کرده به زبان گیلک که اسماعیل آقا از آن سردر نه‌می‌آورد فرمودند: فلانی شما بلند شوید با ایشان عکسی بردارید و به او هم به‌گویید رضا را با عکس سر و کاری نیست. ...»[3].

٦- ویکی‌پدیای فارسی به صورت مدیایی برای تحریف و دروغ‌پراکنی و وارونه‌نویسی در باره‌ی هویت تورک و فرهنگ و تمدن و تاریخ آن در آمده است. در مورد کاربرد زبان تورکی از سوی رضا شاه، ویکی‌پدیای فارسی ادعا کرده است که وی با دنیای خارج به زبان فارسی و با مردانش به نوعی دیگرگون از تورکی صحبت می‌کرد (او چند زبانه بود: با هم‌سایه‌گان‌اش به گویش سوادکوهی – لهجه‌ای از زبان مازندرانی، با دنیای خارج فارسی، با افسران کازاخ (قازاق) طرف‌دار تزار به روسی؛ و با مردان‌اش به نوعی دیگرگون از تورکی صحبت می‌کرد). این ادعاها بی پایه و نادرست است. همان‌گونه که در دو سند – منبع فوق نیز دیده می‌شود، رضا شاه زبان تورکی را صرفاً با مردان خود (ظاهراً منظور نظامیان است) به‌کار نه‌می‌برد، در ارتباطات سیاسی داخلی و مناسبات دیپلوماتیک و رسمی خارجی هم به‌کار می‌برد.

٧- تورکی‌ای که رضا شاه بدان تکلم می‌کند، زبان مادری[4] او، اما در شکل تورکی محاوره‌ای یک تورک ایرانی بی سواد در تورکی مکتوب و ادبی، و به لحاظ واژه‌گانی و دستوری به شدت تحت تاثیر فارسی است.

٨-به لحاظ تاریخی کمالیست‌ها به صورت مدافعین رضا شاه عمل کرده‌اند. سران، زعما و منسوبین بروکراسی عوثمان‌لی در اواخر حیات آن دولت و مخصوصاً «حرکت اتحاد و ترقی» مانند «روشنی بیگ» کاملاً بر ماهیت انگلیسی رضا شاه و رژیمش واقف بودند و تدابیر تجددمآبانه‌ی وی را غیر جدی و عوام‌فریبانه می‌شمردند. آن‌ها تورک‌های ایران و قفقاز را ادامه‌ی طبیعی خود می‌دیدند و عملاً هم در سال‌های جنگ جهانی اول در عرصه‌ها‌ی سیاسی و نظامی و با دادن هزینه‌های فوق‌العاده صمیمانه مدافع آن‌ها بودند (در ایجاد جمهوری آزربایجان در قفقاز، آزادسازی تورک‌ایلی از نیروهای مسلح و ترورریست‌های مسیحی و تاسیس حکومت اتحاد به رهبری جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمویی، ....). اما با به حاکمیت رسیدن آتاتورک، «ملت تورک» بر اساس مرزهای جمهوری جدید تورکیه و یا «میثاق ملی» بازتعریف شد و در نتیجه و بر خلاف سنت اتحاد و ترقی عوثمان‌لی، در تورکیه‌ی کمالیست تورک‌های ایران خارج از دائره‌ی نفوذ سیاسی و نظامی جهموری تورکیه شمرده شدند. کمالیست‌ها فریفته‌ی تبلیغات بریتانیا مبنی بر تجددخواهی رضا شاه شدند و به دفاع از رژیم رضا خانی پرداختند. حتی پس از ایجاد اتحاد استراتژیک بین تورکیه و ایران (پهلوی)، کمالیست‌ها به نوعی به تورک‌ستیزی و فارس‌سازی تورک‌ها توسط دولت ایران چراغ سبز نشان دادند[5]. این ویدئو مربوط به آن دوران است. ....

متن تورکی مکالمه‌ی رضا شاه با آتاتورک با الفبای عربی و لاتين [پياده شده توسط مئهران باهارلی]

آتاتورک: ذاتِ شاهانه‌نیزی [؟][6] تورکییه‌یه قبول ائتدیییمیزده‌ن دولایی، چوخ مسعود و بختیاریز اه‌فه‌ندیم.

رضا شاه: مه‌ن نهایت خوش‌بخت‌ه‌م کی بو آرزویِ دیرینه که واریم‌دی، مو‌فّق اولدوم که سیزی زیارت ائده‌م.

آتاتورک: چوخ تشکّر ائده‌ریز اه‌فه‌ندیم. چوخ‌دان به‌ری تشریفِ شاهانه‌نیزی انتظار ائدییوردوک اه‌فه‌ندیم، بویوک حسر‌ت‌له و ده‌رین صمیمیت‌له. چوخ مسعودوز که بو ملاقات گونونه مالک اولموش بولونویوروز.

رضاشاه: به‌نده‌ز ده [؟]. شاید بیله‌سیز که نئچه ایل بوندان قاباق، که مه‌ن سیزین نماینده‌ز، او سیزین نماینده‌یه عرض ائله‌دیم که گه‌له‌جه‌یه‌م تورکییه‌یه سیزین زیاره‌تیزه.

آتاتورک: چوخ تشکّر ائده‌ریم. طبیعی، آرخاداش‌لیغیمیز چوخ اه‌سکی زمان بوندان، چوخ اه‌سکی سنه‌له‌رده‌ن به‌ری باش‌لانمیش بولونویور. بونو شخصاً بیر بیریمیزی تانیماق صورتی‌له شبهه‌سیز چوخ قوّت‌له‌ندیره‌جه‌ییز اه‌فه‌ندیم.

رضا شاه: غفلت شاید اولموش‌دو سابق. ولی اومیدواریق آتیه‌ده جبران ائلییه‌ک.

آتا تورک: هئچ شبهه یوخ اه‌فه‌ندیم. بیز ده بوتون مملکت‌جه عینی فکر و قناعتده‌ییز اه‌فه‌ندیم. آرزو بویورسانیز [یوخاری‌لاری ؟] گؤره‌لیم اه‌فه‌ندیم.

رضاشاه: بویورون!

Atatürk: [Zât-ı şâhânelerini?] Türkiye`ye kabul ettiyimizden dolayı çok mesut ve bahtiyarız efendim.

Rıza şah: Men nehâyet xoşbextem ki bu ârzu-yi dîrine ki varımdı, müveffeq oldum ki sizi ziyâret édem.

Atatürk: Çok teşekkür ederiz efendim. Çoktan beri teşrîf-i şâhânenizi intizar ediyorduk efendim, büyük hasretle ve derin samimiyetle. Çok mesutuz ki bu mulâkat gününe mâlik olmuş bulunuyoruz.

Rıza şah: [Bendez de?]. Șâyed bilesiz ki néçe il bundan qabaq, ki men sizin numâyendez, o sizin numâyendeye erz éledim ki geleceyem Türkiye’ye sizin ziyâretize.

Atatürk: Çok teşekkür ederim. Tabii, arkadaşlığımız çok eski zaman, bundan çok eski senelerden beri başlamış bulunuyor. Bunu şahsen bir birimizi tanımak suretiyle, şübhesiz çok kuvvetlendireceyiz efendim.

Rıza şah: Qeflet şâyed olmuşdu sâbiq, velî ümidvarıq âtiyede cubran éliyek.

Atatürk: Hiç şübhe yok efendim. Biz de bütün memleketçe aynı fikir ve kanaatdeyiz efendim. Arzu buyursanız [yukarıları?] görelim efendim

Rıza şah: Buyurun.

ترجمه‌ی کلمه به کلمه‌ی صحبت‌های رضا شاه و مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) به فارسی:

آتاتورک: به سبب پذیرفتن ذات شاهانه‌تان در تورکیه بسیار مسعود و بختیار هستیم.

رضا شاه: من هم بی‌نهایت خوش‌بختم که به این آرزوی دیرینه که داشتم [نائل] و موفق شدم شما را زیارت کنم.

آتاتورک: خیلی متشکریم. مدت‌ها بود که تشریف‌فرمایی شما را با حسرت بسیار و صمیمیتی عمیق انتظار می‌کشیدیم. بسیار سعادت‌مندیم که به این روز ملاقات صاحب شدیم.

رضا شاه: بنده‌ی شما هم. شاید به‌دانید که چند سال پیش از این که من به نماینده‌ی شما، آن نماینده‌ی شما عرض کردم که برای زیارت شما به تورکیه خواهم آمد.

آتاتورک: بسیار تشکر می‌کنم. البته دوستی‌مان خیلی پیش از این، از سال‌ها پیش شروع شده است. شکی نه‌داریم که این را با آشنایی متقابل خیلی تقویت خواهیم کرد.

رضا شاه: شاید در گذشته غفلت شده بود. ولی اومیدواریم که در آتیه جبران کنیم.

آتاتورک: هیچ شبهه‌ای نیست. ما هم همه‌ی مملکت همان نظر و عقیده را داریم. اگر مایلید، قسمت‌های بالایی را به‌بینیم.


[1] پیاده شده از ویدئوی زیرین

http://www.youtube.com/v/7vKDR8N4-u4?fs=1&hl=en_US

[2] رضا شاه در خرداد ماه ١٣١٣ (١٩٣٤) در رأس یک هیأت ١٧ نفره که اکثرشان نظامی بودند تنها مسافرت خارجی خود را آغاز کرد. وی از طریق تبریز، خوی و ماکو روز ٢١ خرداد وارد خاک تورکیه و از مسیر قارس، ارزروم، ترابزون و سامسون روز ٢٦ خرداد وارد آنکارا پایتخت این کشور شد. ٣٨ روز در آن کشور ماند و روز ٢٠ تیر به تهران بازگشت. اولین اظهارات رضا شاه در زمینه‌ی مشاهداتش در تورکیه به روایت مستشارالدوله چنین بود: «شبی پس از پایان ضیافت رسمی باشکوه وقتی رضا شاه به عمارت حزب خلق که محل اقامت او در آنکارا بود مراجعت کرد، تا پاسی از شب نه‌خوابید و در تالار بزرگ خانه‌ی ملت قدم می‌زد و فکر می‌کرد و گاه گاه بلند می‌گفت: عجب! عجب! وقتی چشمان شاه متوجه من شد که در گوشه‌ی تالار ایستاده بودم، فرمود: صادق، من تصور نه‌می‌کردم تورک‌ها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اوروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینیم که ما خیلی عقب هستیم، مخصوصاً در قسمت تربیت دختران و بانوان».

[3] شبی كه شاه در اوردوی اسماعیل آقا سیمیتقو به‌سر برد، هفدهمین سال‌نامه‌ی دنیا. به نقل از دوکتور توحید ملک‌زاده، «شورش اسماعیل سیمیتقو در غرب آذربایجان»، ص ١٥٢

نگاه کنید به مقاله‌ی اعلانیه‌ی تورکی کونسول‌گری بریتانیا در کرمانشاه

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/06/blog-post.html

[4] هر چند ملیت انتخابی رضا شاه ایرانی است، اما ملیت تباری او اقلاً از طرف مادری تورک است. مادر رضا شاه نوش‌آفرین از مهاجران تورک قفقاز - احتمالا جمهوری آزربایجان- و آخرین زن پدرش عباس‌علی خان داداش بیگ معروف به یاور بود. عباس‌علی‌خان داداش بیگ نیز که از مقام تابین – به تورکی به معنی گماشته و فرمان‌بر - (سرباز صفر) به وکیل‌باشی و بعد هم به درجه‌ی یاوری (سرگرد) در هنگ نظامی سواد کوه رسیده بود به احتمال قریب به یقین یک تورک است. در آن دوره تقریباً تمام نظامیان مخصوصاً در نواحی شمال ایران از میان تورک‌ها انتخاب می‌شدند. مرادعلی خان سلطان، پدر عباس‌علی‌خان داداش بیگ هم یک نظامی و صاحب منصب فوج سوادکوه بود که در سال ١٢٧٢ در جنگ هرات با انگلیسی‌ها کشته شد. جالب توجه است که اولین هم‌سر رسمی رضا شاه و مادر محمدرضا شاه هم یک تورک به نام تاج‌الملوک آیرملو – آیریم‌لی، فرزند تیمور خان آیرملو، میرپنج (سرتیپ) سپاه کازاخ (قزاق) و از نظامیان طرف‌دار تزار که پس از روی کار آمدن بولشوویک ها به ایران گریخته بود است. فرح دیبا هم‌سر محمدرضا شاه هم از طرف پدری تورک تبریزی است.

[5] از خيانت‌های آزربايجان‌گرايان مشروطه‌طلب و دموکرات‌های آزربايجان:  برآمدن رضا شاه

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/12/blog-post_12.html

[6]  سه کلمه‌ی نشان داده شده با علامت سوال، پیش‌نهاد توغرول آتابای Toğrul Atabay است.

No comments:

Post a Comment