مارشهای تورکی در خاطرات سردار
شجاع داماد ناصرالدین شاه و از موسسین تورک اوجاغی قاجاری
مئهران باهارلی
خلاصه
«امیر
حسین خان سردار شجاع» از مقامات نظامی عالیرتبهی قاجاری، اولین شوهر تاجالسلطنه
دختر ناصرالدین شاه قاجار، و از
موسسین تشکیلات «قاجار تورک اوجاغی» (شعبهی تورک اوجاغی عوثمانلی برای تورکایلی)
در سالهای جنگ جهانی اول است. او پس از رهبر ملی تورک «جمشید خان سوباتایلی
افشار اورمویی – مجدالسلطنه»، عالیترتبهترین مقام دولت قاجاری و عضو خاندان
سلطنتی قاجار است که ناسیونالیست تورک به معنی مودرن، یک تورکگرا - تورکوفیل و
احتمالا پانتورکیست (طرفدار اتحاد همهی تورکها) بود. بنا به عارف
قزوینی، سردار شجاع و گروهی از شخصیتهای تورک
از تورکایلی در تجمع تورک اوجاغی استانبول شرکت و در آنجا با افتخار ایرانیت خود
را انکار و خود را تورک معرفی کردهاند. یادداشتهای
روزانهی سردار شجاع حاوی اطلاعات مهمی در بارهی «مجادلهی ملی تورک» در تورکایلی
مخصوصا در استانهای فعلی همدان و مرکزی و کرمانشاه در سالهای جنگ جهانی اول و در
سالهای مهاجرت در استانبول است. در این یادداشتها یگانهگی تورکهای تورکایلی و
مقامات و اوردوی عوثمانلی و همکاری و مبارزهی مشترکشان بر علیه قوای روسیه که جنوب
تورکایلی و غرب ایران را تحت اشغال خود داشت با جزئیات منعکس شده است. سردار شجاع به مارشهای نظامی تورکی متعددی
اشاره کرده که قوای متحدهی تورک به منظور بزرگداشت پیروزیهای خود و تقویت
روحیهی جنگندهگان به طور مرتب و توسط گروه موزیک نظامی عوثمانلی مینواختند و
میخواندند. امیر حسین خان مارش نظامی تورکی که به مناسبت آزادسازی همدان توسط
قوای متحدهی تورک (عوثمانلی و تورکایلی) سروده و نواخته میشد را «خیلی خیلی
خوب» خوانده است. سردار شجاع در یادداشتهای روزانهاش دو بیت از یک مارش نظامی
تورکی عوثمانلی «انتباه (اویانیش) مارشی» را که به مناسبت جنایات و کشتارهایی
که بولغارها بر علیه تورکها در شبهجزیرهی بالکان انجام میدادند سروده شده بود
نقل کرده است.
Özet
Emir Hüseyin Han Serdar Şüca, üst düzey bir Kacar subayı, Nasıreddin Şah Kacar'ın kızı Tacü's-Saltana'nın ilk eşi, ve I. Dünya Savaşı yılları sırasında Osmanlı Türk Ocağı'nın Türkili şubesi “Kacar Türk Ocağı” teşkilatının kurucularından biriydi. Türk ulusal önder Cemşid Xan Subataylı Afşar Urmulu Mecd üs-Seltene’den (Jamshid Khan Subatayli Afshar Urmuyi Majd al-Saltaneh) sonra en yüksek düzeyli Kacar devlet görevlisi ve Kacar kraliyet ailesinin bir mensubu olan Serdar Şuca; modern anlamda bir Türk milliyetçisi, Osmanlı dostu ve muhtemelen bir Pan-Türkist (tüm Türklerin birliğini savunan) idi. Arif Kazvini’ye göre Serdar Şuca ve Türkili’den bir grup Türk şahsiyet, İstanbul’daki Türk Ocağı toplantısına katılmış; burada İranlı kimliklerini gururla reddederek kendilerini Türk olarak tanıtmışlardı. Serdar Şuca'nın günlükleri; I. Dünya Savaşı yıllarında Türkili'deki — özellikle Hemedan, Merkezi ve Kirmanşah vilayetlerinde ve İstanbul'a göç döneminde Türk Ulusal Mücadelesi"ne dair hayati bilgiler içermektedir. Bu notlar; Türkili Türkleri, Osmanlı makamları ve Osmanlı Ordusu arasındaki birlikteliğin yanı sıra, güney Türkili ve Batı İran'ı işgal eden Rus kuvvetlerine karşı yürüttükleri ortak savaşların ve direnişin ayrıntılı bir dökümünü sunmaktadır. Serdar Şuca günlüklerinde Birleşik Türk kuvvetlerinin (Osmanlı ve Türkili), zaferlerini kutlamak ve savaşçıların moralini yükseltmek amacıyla, Osmanlı Askerî Müzik bandosunun icra ettiği ve düzenli olarak çalıp söyledikleri çeşitli Türk askerî marşlarından bahsediyor, Birleşik Türk kuvvetleri tarafından Hamedan'ın kurtarılması vesilesiyle bestelenip çalınan Türk askerî marşını "çok, çok iyi" olarak nitelendiriyor. Serdar Şuca, günlüğünde Balkan Yarımadası'nda Bulgarların Türklere karşı işlediği suçları ve katliamları anmak amacıyla bestelenen, Osmanlı Türkçesiyle yazılmış askerî marş “Oyanış”tan da iki dize alıntılamıştır.
Abstract
Emir Hüseyin Xan Serdar Şuca (Amir Hossein Khan
Sardar Shoja) was a high-ranking Qajar military official, the first husband of Tac
üs-Seltene (Taj-ol-Saltaneh) the daughter of Nasir ed-Din Şah Qacar (Nasser
al-Din Shah Qajar), and one of the founders of the Qacar Türk Ocağı organization,
which was a branch of the Ottoman Türk Ocağı for Türkili during the World War I. Second only to the Turkish national leader Cemşid Xan
Subataylı Afşar Urmulu Mecd üs-Seltene (Jamshid Khan Subatayli Afshar Urmuyi
Majd al-Saltaneh), Serdar Şuca is the highest-ranking official of the Qajar state
and a member of the Qajar royal family, who was a Turkish nationalist in the
modern sense, a Turkophile and possibly a Pan-Turkist (supporter of the unity
of all Turks). According to Arif Qazvini, Serdar Şuca, and a group of Turkish
figures from Türkili, attended the Türk Ocağı gathering in Istanbul, proudly denying
their Iranianness and introducing themselves as Turk. Serdar Şuca's diaries contain crucial information
about the "Turkish National Struggle" in Türkili, particularly in the
present-day provinces of Hemedan, Merkezi, and Kermanshah during World War I
and the years of migration to Istanbul. These notes provide a detailed account
of the unity between the Türkili Turks, the Ottoman authorities, and the Ottoman
Army, as well as their collaborative efforts and resistance against the Russian
forces that had occupied southern Türkili and western Iran. Serdar
Şuca mentions several Turkish military marches that the United Turk forces (Ottoman
and Turkili) regularly played and sang, performed by the Ottoman Military Music
Group to celebrate their victories and boost the morale of the fighters. Serdar
Şuca describes the Turkish military march that was composed and played on the
occasion of the liberation of Hamedan by the United Turk forces “very, very
good.” Serdar Şuca has quoted two
verses from the Ottoman Turkish military march “Awakening (Oyanış)”, composed
to commemorate the crimes and massacres committed by the Bulgarians against the
Turks in the Balkan Peninsula.
مقدمه
یکی از شخصیتهای مهم تورکگرا و دخیل در «مجادلهی ملی تورک» در تاریخ معاصر تورکایلی و ایران، «امیر حسین خان» ملقب به «سردار شجاع» (تولد ١٨٨١؟- فوت ١٩٢١؟)، از صاحب منصبان قاجاری، داماد ناصرالدین شاه قاجار و اولین شوهر دختر او تاجالسلطنه است (در بعضی از منابع «امیر حسین خان» ملقب به «سردار شجاع»، با برادر کوچکترش «امیر حسن خان» ملقب به «شجاع السلطنه» که او هم یک صاحبمنصب قاجاری و نیز یک تورکگرا و ناسیونالیست تورک بود، اشتباه گرفته شده و به عنوان شوهر تاجالسلطنه معرفی گشته است. در این منابع اغلب زندهگینامهی این دو برادر هم که دارای اسامی و لقبهای مشابه هستند، اشتباهاً به هم درآمیخته است). امیر حسین خان سردار شجاع از موسسین تشکیلات «قاجار تورک اوجاغی» (شعبهی تورک اوجاغی عوثمانلی برای تورکایلی) در سالهای جنگ جهانی اول[1]، و در ردیف رهبر ملی تورک «جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی – مجدالسلطنه»، از عالیرتبهترین مقامات دولت قاجاری و اعضای خاندان سلطنتی قاجار است که ناسیونالیست تورک و یا تورکیست کامل به معنی مودرن، یک تورکگرا - تورکوفیل و احتمالا پانتورکیست (طرفدار اتحاد همهی تورکها) و استقلال – الحاق تورک ایلی به عوثمانلی بود.
تثبیتهای فوق در منابع متعدد باقیمانده از آن دوره نیز تائید میشود:
سردار شجاع رئیس دادگاه عوثمانلی برای برای محاکمهی اعضای کومیتهی تروریستی ضد تورک: آزربایجانگرای پانایرانیست تبریزی «آقا میرزا اسماعیل یکانی» در رسالهی کتابچهی «یادی از دوست» میگوید «امیر حسین خان سردار شجاع» رئیس دادگاهی بود که از طرف اوردوی عوثمانلی برای محاکمهی افراد متهم به عضویت در یک کومیتهی تروریستی ضد تورک در کرمانشاه تشکیل شده بود[2]. (اسماعیل یکانی یکی از بزرگان جنبش ضد تورک مشروطهطلبی غیر بومی و افراطی و حرکت پانایرانیست آزادی سِتان تبریز، مشاور و کاتب ستار خان (در آن مقطع مهرهی داشناک)، از اعضای موثر حزب عامیون و فرقهی پانایرانیست دموکرات آزربایجان تبریز، کومیتهی نژادپرست و باستانگرای ملیون ایرانی در برلین و بعدها از مقامات دولت ضد تورک رضا شاه و رژیم پهلوی بود).
سردار شجاع از موسسین تورک اوجاغی قاجاری و خواست او برای الحاق تورکایلی به عوثمانلی: میرزا احمد خان عمارلویی، یک تورک فاقد شعور ملی تورک، و دارای افکار و تمایلات پانایرانیستی از ایل عمارلو در سالهای جنگ جهانی اول بود. او در خاطرات خود میگوید سردار شجاع از رهبران تشکیلات محرمانهی «تورک اوجاغییِ ایران، شعبهی تورک اوجاغییِ عوثمانی» بود که مهاجرین تورک از ایران در استانبول تاسیس کرده بودند. بنا به او هدف این تشکیلات آن بود که هنگام قوشونکشی «علی احسان پاشا» به قفقاز و آزربایجان، به ایران رفته و تورکایلی را تماماً از ایران جدا و مستقل، و بعداً به عوثمانلی ملحق کنند[3].
سردار شجاع و تلاش ادعایی او برای ترور عارف قزوینی پانایرانیست، و شرکتش در تجمعات تورک اوجاغی استانبول: عارف قزوینی شاعر نژادپرست شدیداً متنفر از تورک و رهبر معنوی جریان پانایرانیستی فرقهی دموکرات آزربایجان تبریز هم در چند مورد به تمایلات و فعالیتهای تورکگرایانهی سردار شجاع اشاره کرده است. عارف قزوینی در خاطرات خود میگوید سردار شجاع قصد ترور کردن وی را داشت: «خود من چندین مرتبه مورد بی مرحمتی و تهدید قاچاقچیهای قفقازی واقع شده - که هر یک شرح مبسوط جداگانه دارد - که یک مرتبهی آن به تحریک آقای سردار شجاع و دادن صد تومان پیش برای ترور کردن که به یک قول عوام اگر عمرم در دنیا نهبود، حالا استخوانم خاک، حسابم پاک بود»[4]. عارف سپس میگوید که سردار شجاع با جمع دیگری از تورکهای تورکایلی با کمال سرفرازی در تجمع تورک اوجاغی استانبول شرکت و در آن جمع، در رفتاری ننگین همهگی ایرانیت خود را انکار و خود را تورک معرفی کردهاند: «وقتی تمام معایب سردار شجاع را جمع، مرا هم به دست او کشته تصور کرد[ه]، به تمام اعمال بد او از روی دقت رسیدهگی کنند، همهی اینها به قدر آن ننگی که در استانبول با کمال سرفرازی زیر بار آن رفت، با جمعی ننگینتر از خود به تورک اوجاغی رفت، از زیر بار شرافت ایرانیت شانه خالی کرده، خود را تورک معرفی کردند نهخواهد شد».
یادداشتهای روزانهی امیر حسین خان سردار شجاع: از امیر حسین خان سردار شجاع یک مجموعهی یادداشتهای روزانه ماندهکه اخیرا منتشر شده است[5]. یادداشتهای روزانهی امیر حسین خان سردار شجاع دارای اطلاعات بسیار مهم در بارهی «مجادلهی ملی تورک» در سالهای جنگ جهانی اول، مخصوصا در بارهی جزئی از آن واقع در قسمت جنوبی تورکایلی در استانهای فعلی همدان و مرکزی و کرمانشاه و نیز در سالهای مهاجرت در استانبول است. در یادداشتهای او یگانهگی تورکهای تورکایلی و مقامات و اوردوی عوثمانلی و همکاری و مبارزهی مشترکشان بر علیه اوردو و قوای روسیه که جنوب تورکایلی و غرب ایران را تحت اشغال خود داشت با جزئیات منعکس شده است. این اثر همچنین از جهت انعکاس ارتباطات امیر حسین خان سردار شجاع با شخصیتهای ملی تورک و مقامات نظامی و سیاسی عوثمانلی و بومی آن دوره مانند علی احسان پاشا، روشنی بیگ، خلیل پاشا، فوزی بیگ، حاجی بلوری تبریزی، شیخ الرئیس قاجار، ..... فوق العاده دارای اهمیت است.
امیر حسین خان سردار شجاع در یادداشتهای روزانهی خود کاربرد گستردهی زبان تورکی به عنوان زبان اصلی، رابط و یا تنها زبان در میان مقامات سیاسی و نظامی و مردم آن منطقه و آن دوره را ثبت کرده است. از قرائت روزنامهها و کتب تورکی توسط او و خواندن آوازها و تصنیفها و مارشهای تورکی توسط شخصیتها و مردم گرفته تا انجام تمام محاورات و ارتباطات بین افراد و مقامات حتی با اسرای روسی به زبان تورکی و محاکمهی نظامی عناصر پانایرانیست اغلب تبریزی (دموکراتها) توسط او و همکارانش که به زبان تورکی برگزار شد.
امیر حسین خان سردار شجاع در روزانههای خود، به مارشهای نظامی تورکی متعددی اشاره کرده که قوای متحدهی تورک به منظور بزرگداشت پیروزیهای خود و تقویت روحیهی جنگندهگان به طور مرتب و اغلب توسط گروه موزیک عوثمانلی مینواختند و میخواندند. یکی از این مارشها، مارش تورکی فتح همدان است که به مناسبت آزادسازی همدان توسط قوای متحدهی تورک (عوثمانلی و تورکایلی) سروده و نواخته میشد. (ژنرال تورک، علی احسان پاشا در کتاب خاطراتش از جنگ جهانی اول متن کامل دو مارش نظامی تورکی به مناسبت فتح همدان را که امیر حسین خان ذکر کرده اما متن شان را نهداده، نقل کرده است[6]). امیر حسین خان مارش نظامی تورکی آزادسازی همدان توسط قوای تورک را با کلمات «خیلی خیلی خوب» توصیف میکند:
مارشهای تورکی به مناسبت فتح همدان:
Çeviri (Méhran Baharlı’dan):
“Ali İhsan Bey gerçekten üst düzey subayın ... anlamıdır. Otuz beş ila kırk yaşları arasında görünür; orta boylu, ak kara saçlı ve hafif sakallıdır... esmerdir ve pek gülmez. Gülerse de, bu sadece bir tebessümden ibarettir. O, son derece ciddi bir subaydır. Masası haritalarla doludur. Her daim çalışmakla meşguldür. Neyse, bir keresinde, sigara ve kahve içtikten sonra, bize saygı göstergesi olarak askeri bandoyu istedi, gelip biraz müzik çaldılar. Hamedan’ın fethi için besteledikleri bir marş vardı; bunu çalıp Türkçe olarak seslendiriyorlardı. Gerçekten çok, ama çok güzeldi. Ali İhsan Bey’in yanında yaklaşık bir saat geçirdim”.
امیر حسین سردار شجاع در یادداشتهای روزانهاش دو بیت از یک مارش نظامی تورکی دیگر را هم آورده است. اما ناشر فارسی (محسن رضائی) این دو بیت را به صورت کاملاً مغلوط و مخدوش، آن هم با انتقال از متن اصلی کتاب به زیرنویس چاپ کرده است[7]. در حالی که این ابیات تورکی از مهمترین مطالب این یادداشتها و دارای اهمیتی تاریخ هستند. ناشر ایرانی همچنین هیچگونه تلاشی برای تصحیح این ابیات تورکی و یا کومک گرفتن از متخصصین امر و تورکیدانان برای تصحیح آنها نهنموده است. رفتارهایی که نشان از بی دقتی و بی ارزش شمردن متون و اسناد تورکی از طرف مولفین و ناشرین فارس با تمایلات ناسیونالیستی افراطی فارسی در ایران دارد.
در زیر متن کامل مارش نظامی تورکی به نام «انتباه (اویانیش) مارشی» که امیر حسین خان سردار شجاع تنها دو بیت آن را در یادداشتهای روزانهاش آورده میدهم. این مارش به مناسبت فجایع و کشتارهایی که بولغارها بر علیه تورکها در رومایلی - شبهجزیرهی بالکان انجام میدادند سروده شده است.
«انتباه [اویانیش] مارشی»
یورویهلیم ایلهرییه، آتلایالیم داغ تهپه!
پاتلاتالیم بومبالاری، شانلار ساچسین هر یئره!
ههپ
وئرهلیم اهل اهله، گئچهلیم رومایلییه!
سوسدورالیم
بایقوشلاری، یئتیشیر بو ولوله!
اذان
سهسی دویولمویور، خاچ دیکیلمیش مینبره
قاتل دوشمان بایراق آسمیش، جامعلهره هر یئره
کوچوک
عسکر نهرهیه؟ سورما بانا نهرهیه!
گیدییوروم
یئریمه، دورور مویوم بهن بؤیله؟
اؤکسوز اووا محشر یئری، قانلار دولموش دهرهیه
توپلار
دورموش سهس کهسیلمیش، آنا اولاد ههپ کهسیلمیش
ایشیتدین
می دون خوجایی، نه سؤیلهدی حؤکمونده؟
دین
قالمامیش ناموس بیتمیش، بیز گئچهلیم یئرلهره!
انتقامی
آلامازساق، تورکلوک بیزه نافیله
اؤیله ایسه گهل قارداشیم، ههپ وئرهلیم اهل اهله!
İNTİBAH [UYANIŞ] MARŞI
Yürüyelim ileriye, atlayalım dağ tepe
Patlatalım bombaları, şanlar saçsın her yere
Hep
verelim el ele, geçelim Rumili’ye
Susturalım
baykuşları, yetişir bu velvele
Ezan
sesi duyulmuyor, haç dikilmiş minbere
Kâtil düşman bayrak asmış, câmilere, her yere
Küçük asker nereye? sorma bana
nereye
Gidiyorum yerime, durur muyum ben
böyle?
Öksüz ova mahşer yeri, kanlar dolmuş dereye
Toplar
durmuş, ses kesilmiş, Ana evlad hep kesilmiş
İşittin mi dün hocayı, ne söyledi
hükmünde
Din kalmamış, namus bitmiş, biz
geçelim yerlere
İntikamı alamazsak, Türklük bize
nafile
Öyle ise gel kardaşım, hep verelim el ele
[1] برای مطالعهی بیشتر
(قاجار تورک اوجاغی):
تاسیس
و اهداف تشکیلات «تورک اوجاغی قاجار» به روایت علیمحمد دولتآبادی
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/09/blog-post_22.html
شعبهی
ایرانی کومیتهی تورک اوجاغی عوثمانلی به روایت عمارلو
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/09/blog-post_14.html
تروئیکای
مدافع استقلال آزربایجان ایران، اتّحاد با قفقاز و ایجاد دولتی تورک تحتالحمایهی
عوثمانلی در سال ۱۹۱۸ ویا «قاجار تورک اوجاغی» به روایت ملکزادهی تبریزی
https://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_27.html
جمشید
خان سوباتایلی افشار اورمویی و دخترانش در تورک اوجاغی استانبول به روایت عارف
قزوینی
https://sozumuz1.blogspot.com/2023/01/blog-post_17.html
امیر
ناصر خلج در تورک اوجاغی استانبول: من تورکم. سرهنگ باقرخان خلج: من خلج و پدر بر
پدر تورکم، ایرانی وجود نهدارد
[2] یک نفر تورک از آزربایجان
(تورکایلی) که طرفدار تشکیل دولت تورکی دراز و باریک از ادیرنه تا قاراقوم بود
[3] شعبهی ایرانی کومیتهی
تورک اوجاغی عوثمانلی به روایت عمارلو
[4] خاطرات عارف قزوینی به
همراه اشعار چاپ نشده- با مقدمهی ایرج افشار
[5] همدردان ناهمگون؛
یادداشتهای روزانهی امیر حسین خان سردار شجاع از سفر مهاجرت محرم ١٣٣٥ ه.ق. –
ربیع الاول ١٣٣٦ ه.ق. به کوشش محسن میرزایی
[6] مارشهای نظامی تورکی
به مناسبت فتح همدان توسط قوای متحدهی تورک: همداندا آل بایراقلی اوتاغی
قوران؛ ییلماز اوردونلا یاشا، ائی بویوک علی احسان!
[7] در پاورقی ص ١١٢ کتاب همدردان ناهمگون چنین آمده
است:
«١-چهار
صفحه و اندی نانوشته باقی مانده است به استثنای اشعار فارسی و تورکی ذیل در
صفحات سوم و چهارم:
.....
یوری
یلم امیرالی یه آتلایالیم داغ تیه
یالا
والیم بوسید لایری شانلاری چن هریره
اکهسز
آوهمحشریری قانلارود لمش دریه
قاتل
دشمن بایراق آشی جامع لا را هریره»







.png)







No comments:
Post a Comment