مارشهای نظامی تورکی به مناسبت فتح همدان توسط قوای متحدهی تورک، به
قلم علی احسان پاشا:
همداندا آل بایراقلی اوتاغی قوران
ییلماز اوردونلا یاشا، ائی بویوک علی احسان!
مئهران باهارلی
MÉHRAN BAHARLI
https://independent.academia.edu/MBaharli
https://sozumuz1.blogspot.com/
https://www.facebook.com/profile.php?id=100010510893154
Birleşik Türk Kuvvetleri'nin Hemedan'ı kurtarması anısına yapılan Türk askeri marşları
“Hemedanda al bayraklı otağı kuran, yılmaz ordunla yaşa ey Ali İhsan Paşa”
Turkish
military anthems for the liberation of Hamadan by the United Turkish Forces
خلاصه:
در سالهای جنگ جهانی اول اوردوی عوثمانلی برای آزادسازی شمال و غرب ایران از اشغال ارتشهای ائتلاف مثلث (روسیه، بریتانیا، فرانسه؛ و متحدان آنها قوای مسلحهی ارمنی و آسوری و ...) به این منطقه وارد و با استقبال همهی مردم ایران و مقامات قاجاری (به جز عناصر مشروطهطلب ضد تورک) واقع شد. در آن دوره مردم تورک در سراسر کشور به طور وسیعی به حرکت اتحاد اسلام عوثمانلی پیوسته بودند، رشد شعور ملی تورک منجر به ایجاد جریانات سیاسی تورکگرا و تورکیست متعدد در جامعهی تورک شده بود، و مناطق متعددی از جمله در استان امروزی آزربایجان غربی خواهان الحاق به قلمروی عوثمانلی بودند. در تورکایلی دو منطقه، کانون حرکات تورکگرا و عوثمانلیدوستی بود. یکی غرب آزربایجان به مرکزیت اورمو – سالماس، و دیگری جنوب تورکایلی مطابق با استان همدان امروزی و مناطق مجاور تورکنشین آن در استانهای مرکزی و کرمانشاه. منطقهی همدان همچنین دارای اهمیت استراتژیک فوق العاده در محاسبات نظامی برای تسلط بر جنوب تورکایلی و غرب ایران و باز شدن مسیر حرکت به سوی تهران پایتخت دولت تورک قاجار بود. به همین سبب پس از فتح همدان توسط اوردوی متحدهی تورک مرکب از اوردوی عوثمانلی به فرماندهی علی احسان پاشا و قوای مسلح بومی تورک، اشعار و سرودها و مارشهای نظامی متعدد تورکی به مناسبت این پیروزی سروده شد. در این مقاله دو مارش تورکی به مناسبت فتح همدان توسط اوردوی متحدهی تورک را بررسی کردهام.
Özet
Birinci Dünya Savaşı yıllarında Osmanlı İmparatorluğu İran'ın kuzeyine ve batısına girdi ve bu bölgeyi Üçlü İttifak'ın (Rusya, Büyük Britanya, Fransa) ve müttefikleri olan Ermeni ve Asuri silahlı kuvvetlerinin işgalinden kurtarmak için savaştı. Osmanlı Ordusu, Türk karşıtı meşrutiyetçi unsurlar hariç, tüm İran halkları ve Kacar otoriteleri tarafından memnuniyetle karşılandı. O dönemde, ülkenin dört bir yanındaki Türk halkı Osmanlı İttihad-ı İslam hareketine çoktan katılmıştı. Türk ulusal bilincinin benzeri görülmemiş büyümesi, İran'daki Türk toplumunda çok sayıda Türkçü siyasi akımın oluşmasına yol açmıştı. Günümüzde Batı Azerbaycan eyaleti de dahil olmak üzere birçok bölge Osmanlı topraklarına katılmak istiyordu. Türkili'de iki bölge Türk ulusal bilincinin ve Osmanlı dostu hareketlerin odak noktasıydı. Bunlardan biri Urmu-Salmas merkezli Batı Azerbaycan ve diğeri Türkili'nin güneyinde, günümüzün Hemedan eyaleti ve ona bitişik Merkezi ve Kirmanşah eyaletlerinin Türk nüfuslu bölgeleri idi. Hemedan bölgesi ayrıca Türkili'nin güneyine ve İran'ın batısına hakim olmak ve Türk Kacar devletinin başkenti Tahran'a giden yolu açmak için askeri açıdan büyük stratejik önem taşıyordu. Bu nedenlerden dolayı, Ali İhsan Paşa komutasındaki Osmanlı Ordusu ve yerel Türk silahlı kuvvetleri ve partizanlarından oluşan Birleşik Türk Askeri Kuvvetleri tarafından Hemedan'ın kurtarılmasından sonra, bu zaferi anısına birçok Türkçe şiir, şarkı ve askeri marş yazılmıştır. Bu yazımda, Birleşik Türk Askeri Kuvvetleri tarafından Hemedan'ın kurtarılması onuruna o dönemde yazılmış iki Türkçe askeri marşı inceleyeceğim.
Abstract:
During
the years of the First World War, the Ottoman Empire entered the north and west
of Iran and fought to liberate this region from the occupation of the Triple
Alliance (Russia, Great Britain, France) and their allies, the Armenian and
Assyrian armed forces. The Ottoman Army was welcomed by all Iranian peoples and
Qajar authorities, except for the anti-Turkish constitutionalist elements. During
that period, the Turkish people all over the country had already widely joined
the movement of the Ottoman Ittihad-i Islam. The unprecedented growth of Turkish
national consciousness had led to the creation of numerous Turkist political
currents in Turkish society in Iran. Many regions, including those in the
present-day province of West Azerbaijan, wanted to be annexed to the Ottoman
territory. In Türkili, two regions were the focal points of Turkish national awareness
and Ottoman-friendly movements. One of these was West Azerbaijan centered in Urmu-Salmas,
and the other was south of Türkili, corresponding to today's Hamadan province
and its adjacent Turkish-populated regions in the Markazi and Kermanshah
provinces. The Hamadan region also held great strategic importance in military
calculations to dominate the south of Türkili and the west of Iran, and to open
the way to Tehran, the capital of the Turkish Qajar dynasty. For this reason,
after the liberation of Hamadan by the United Turkish Military forces composed
of the Ottoman Army under the
command of Ali İhsan Pasha and the local Turkish armed forces and partisans,
many Turkish poems, songs, and military anthems were written to commemorate this victory. In this article, I will examine two Turkish military
anthems written in honor of the liberation of Hamadan by the United Turkish Forces.
مقدمه
در سالهای جنگ جهانی اول، منطقهی جنوب غربی تورکایلی واقع در استانهای امروزی همدان و اطراف آن در استانهای مرکزی و کرمانشاه و قوم و البورز .... فعلی و منطقهی شمال غرب تورکایلی واقع در استانهای امروزی آزربایجان غربی و کوردستان، دو مرکز اصلی مجادلهی ملی تورک بودند. در این دو منطقه شعور ملی تورک به خصوص در میان تودهی مردم بسیار شکوفا[1] و حرکت «اتحاد اسلام عوثمانلی» و عموماً عوثمانلیدوستی[2] در میان گروههای مختلف سکولار، جعفری (نادری)، سنی و علوی (علی اللهی، اهل حق) و .... فوق العاده پرطرفدار بود. علاوه بر سید جمالالدین اسدآبادی، یکی دیگر از مهمترین تئوریسینهای مفکورهی اتحاد اسلام در دربار عوثمانلی، سید محمد توفیق همدانی، اصلاً از این منطقهی تورکایلی است[3].
شعور ملی تورک در منطقه خود را در فاز آزادسازی این مناطق توسط اوردوی نجاتبخش عوثمانلی، به صورتهای مختلفی مانند همکاری همهجانبه و جانانهی مردم با آن[4]، تاسیس واحدهای نظامی از تورکان بومی ملتصق به اوردوی عوثمانلی (فوج همدان، فوج افشار – اورمو، ....)، خواستهای متعدد اهالی شهرها و مناطق و ایلات مختلف برای الحاق به قلمروی عوثمانلی و ... هم نشان میداد. «فوج همدان» مرکب از ٨٠٠ نفر یکی از افواج مسلح تورک بود که در التصاق با اوردوی عوثمانلی در سالهای جنگ جهانی اول فورم گرفته بودند[5]. در میان «افواج مسلح طائفهای تورک» هم، «فوج افشار خمسه-همدان» به همراه «فوج افشار اورمو» یکی از بزرگترین آنها بود. فوج افشار به مرکزیت اورمو تا آخر جنگ به عنوان متحد اوردوی اسلام عمل کرد.
به دلایل فوق همدان و اطراف آن، مانند آزربایجان غربی، برای تورکگرایان و مجادلهی ملی تورک و اوردوی عوثمانلی و ... دارای اهمیت ویژهی استراتژیک و سمبولیک بود. اهمیت ویژهی همدان، در اشعار تورکی که در آن دوره در عوثمانلی در ارتباط با عملیات آزادسازی تورکایلی و غرب ایران سروده میشدند هم، به صورت ذکر نام همدان، منعکس شده است. به واقع همدان یکی از نادر مناطق تورکایلی است که نام آن در ادبیات تورکی عوثمانلی دورهی مجادلهی ملی تورک به کرّات ذکر شده است. به عنوان نمونه در بندی از یک شعر تورکی سروده شده در ماتم عمر ناجی[6]، ورود «هلال» (پرچم عوثمانلی) به همدان، سمبول آزادسازی جنوب تورکایلی و فتح غرب و مرکز ایران است:
«هلال سهنی بهکلهر آلنیندان اؤپمهیه. همدانا گیردی، همدانی
آشدی»
Hilâl seni bekler alnından öpmeye. Hemedan’a girdi, Hemedan’ı aştı.
ترجمه: هلال (بیرق - اوردوی عوثمانلی) که منتظر بوسه زدن تا بر پیشانی تو است، وارد همدان شد و از همدان هم – به طرف تهران - عبور کرد (این شعر تورکی در سؤزوموز منتشر خواهد شد).
مارشهای تورکی فتح همدان در منابع
عارف قزوینی: عارف قزوینی شاعر نژادپرست و ضد تورک و رهبر معنوی تشکیلات پانایرانیست فرقهی دموکرات آزربایجان - تبریز در یکی از نامههای خود به یک مارش عوثمانلی که در آن نام همدان برده میشود اشاره کرده است: «همین همدانی که من امروز در آن توقف دارم، شهری بود که عثمانیها راجع به آن در مارش خود ساخته بودند: همدان را گرفتیم و مانند یک عروس زیبا به عقد دولت خود در آوردیم»[7]. ظاهراً مارشی که عارف قزوینی به آن اشاره کرده، به غیر از دو مارشی است که در این مقاله (در زیر) معرفی و بررسی کردهام. زیرا در این دو مارش جملاتی با مضمون فوق وجود نهدارد.
سردار شجاع، داماد ناصرالدین شاه و از موسسین تورک اوجاغی قاجاری: یکی دیگر از منابعی که در آن مارشهای تورکی فتح همدان به دست قوای متحدهی تورک (بومی- عوثمانلی) ذکر شده، یادداشتهای روزانهی «امیر حسین خان سردار شجاع» است. امیر حسین خان سردار شجاع، داماد ناصرالدین شاه قاجار (اولین شوهر تاج السلطنه)، شخصیتی تورکگرا، پس از رهبر ملی تورک جمشید خان سوباتایلی افشار اورمویی – مجدالسلطنه عالیرتبهترین شخصیت قاجاری تورکیست – تورکگرا در سالهای مجادلهی ملی تورک، و از موسسین تشکیلات «تورک اوجاغی قاجاری»[8] در سالهای جنگ جهانی اول است. ظاهراً او در صدد کسب استقلال برای منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران و احتمالاً الحاق آن به تورکیهی عوثمانلی بوده است.
امیر حسین خان سردار شجاع سرود تورکی مذکور به مناسبت فتح و آزادسازی همدان را که نظامیان عوثمانلی به فرماندهی علی احسان پاشا ساخته و اورکستر نظامی قوای عوثمانلی در همدان مینواخت با عبارت «خیلی خیلی خوب» توصیف کرده است:
«علی احسان بیک حقیقتاً معنی صاحبمنصب ... است. نظراً ما بین سی و پنج تا چهل ساله، میانه قد، موهای سیاه و سفید، کمی ریش ...ها را میزند. سبزه چهره، خیلی کم میخندد. اگر هم [خنده] بهکند، به تبسمی است. خیلی صاحبمنصب جدی است. روی میزش پر است از نقشه. همه وقت مشغول کار است. باری، پس از صرف سیگار و قهوه، موزیک نظامی را محض احترام ما خواست، آمدند قدری موزیک زدند. سرودی برای فتح همدان ساخته بودند که میزدند و به تورکی میخواندند. خیلی خیلی خوب بود. تقریباً یک ساعت نزد علی احسان بیک بودم»[9].
خاطرات علی احسان پاشا. در زیر دو مارش تورکی از قولاوردوی سیزدهم اوردوی عوثمانلی به فرماندهی علی احسان پاشا در سالهای جنگ جهانی اول که در یک بند از هر کدامشان نام همدان ذکر میشود را معرفی کردهام. علی احسان پاشا این دو مارش و ماجرای آنها را در کتاب خود به نام «خاطرات من از جنگ»، در قسمت مفصلی که مربوط به عملیات آزادسازی همدان و جنوب تورکایلی و غرب ایران توسط قولاوردوی سیزدهم عوثمانلی است آورده است[10] (این قسمت به صورت یک رساله – کتابچهی مستقل در سؤزوموز منتشر خواهد شد). بنا به علی احسان پاشا در موقع استقرار در همدان چندین مارش تورکی ساخته شده بود، اما او صرفاً دو تا از مهمترینشان را در اثر خود ذکر کرده است. یکی از این مارشها «مارش همدان» نام دارد. بنا به علی احسان پاشا، پس از فتح و آزادسازی همدان «بعضی از افسران عوثمانلی» این مارشهای تورکی را سروده و برای آنها آهنگ ساختهاند و مَحْمَدْ بیگ کنعان دالباشار[11] که در عملیات آزادسازی جنوب تورکایلی و غرب ایران رئیس ارکان حرب قولاوردوی (سپاه) سیزدهم بود (او بعدها جانشین فرماندهی کل ستاد نیروهای مسلح جمهوری تورکیه شد) شخصا با این امر مشغول بوده است.
علی احسان پاشا فرماندهی قولاوردوی سیزدهم به سبب نقشی که در سالهای جنگ جهانی اول در آزادسازی تمام تورکایلی، از همدان و اراک و بیجار تا تبریز داشت، همچنین دفع و رفع تهاجم لشکر ژنرال ارمنی آندرانیک اوزانیان به خوی[12]، در تاریخ ملی تورک و تاریخ معاصر تورکایلی مانند «عمر ناجی»، «روشنی بیگ»، «خلیل پاشا» و ... یک شخصیت ملی تورک شمرده میشود. در فرهنگ مردمی تورک منطقه هم علی احسان پاشا یک قهرمان ملی است. بنا به محقق تورک خویی رضا جنتی، بعضی از سالمندان که شاهد واقعهی تهاجم سپاه آندرانیک به خوی بودهاند، از علی احسان پاشا به صورت «ابوالفضل سوار بر اسب آبی - گؤیآتلی ابولفض» یاد و تقدیس میکردند. یکی از آثار ادبی نادر بهیاد مانده در بارهی فاجعهی جیلولق هم، یک شعر تورکی بسیار ارزشمند سروده شده در خوی آن سالها در تقدیر علی احسان پاشا و ژؤن تورکها است[13].
پایان نوت مئهران باهارلی
همدان مارشلاری، یازار: علی احسان پاشا[14]
اهن قانلی محاربهلهری ٧ هازیران ١٩١٦دا خانقین مدافعهسینده، بوندان سونرا کیرینده قهدهر پایتاق بوغازینی ضبط ائدهرکهن، داها سونرا کیرمانشاها قهدهر یاپدیغیمیز سرعتلی تعرّضلاردا، نهایت همدانی ضبط ائتمهزدهن اوّل، اسدآباد محاربهسینده الوند داغلارینی مدافعه ائدهن روسلارین طردی اثناسیندا وئرمیشدیک.
همدانی ضبط ائتدیکدهن سونرا ایرانی ترک ایچین امر وئریلینجهیه قهدهر گئچهن آیلاردا عمومی اولاراق راحات ائتمیش و عسکریمیزی بولجا بهسلهمیشدیک. حتتا بو استراحت و رفاه گونلهرینده قولاوردویا منسوب بعضی ضابطلهریمیز قازاندیغیمیز ظفرلهری ترنّم ائدهن بیر قاچ مارشین گفتهسینی و بستهسینی یاپدیلار. بونلاردان ایکی دانهسینی ههمهن ههپیمیز اهزبرلهمیشدیک. قولاوردوموزون ارکان حرب رئیسی «بینباشی کنعان بهی» بو ایشله چوخ مشغول اولموشدو. بو مارشلارین اهن اهمیتلی ایکی دانهسی شونلاردیر:
بیرینجی: اوناوچونجو قولاوردو مارشی
١
اوچ یوز ایلدیر گؤرمهدی گؤزو
خاقان ایلینین ظفرلهر اوزو
تؤکدویون قان تاریخه گیردی
ساغ قالان یاسلا جان وئردی
٢
اوناوچونجو ییلماز قولاوردو
علی احسان بهی گوجویله ووردو
موسکوفو یئره، ائدهن بولدو
گولدو دوللار، یئتیملهر یوردو
٣
بیر، ایکی، بیر ایکی، مارش ایلهری!
باخ اهسییور ظفر یئللهری
آچ بایراغینی، بیراخ ساللانسین
اهسکی شانلار یینه اون سالسین
٤
سیل یاشینی دردلی آنا، بوکمه بوینونو
اوناوچونجو قولاوردونا ساخلا قوینونو
سانا مطلق گهتیرهجهک شانلی بیر چهلهنگ
موسکوف اؤجو، آلین آغی، قانلی بیر توفهنگ
٥
یاشا اوردو، یاشا عسکر، یاشاسین وطن!
قوتلو اولسون جانلا باشلا، تؤکدویون او قان!
همداندا آل بایراقلی اوتاغی قوران
ییلماز اوردونلا یاشا، ائی بویوک علی احسان!
ایکینجیسی: همدان مارشی
١
کوتده گؤستهردییین شانلی جلادت
تاریخه مویّد بیر ظفر یازدی
سونرا بو مقدّس الهام بارماغی
ائدینجه شمالی سانا اشارت
یینه او شیمشهکلی عزمین پارلادی
٢
قوردون اوتاغین قصرِ
شیرینده
ظفر نشیدهسی اوخویوپ دوران
الوندین او صدف ساحللهرینده
باخدین کی قارشیندا حالا او دوشمان
کوکرهیهن بیر آرسلان گیبی او زمان
٣
آتیلدین سرپلا،
سرمیلی آشدین
ماهی دشتی توتدون، او فرار ائتدی
اولموشدون بیر صاباح سهن کرمانشاهین
عزیز و محترم بیر مسافری
بوتون خالق، دینی بیر بایرام یاپمیشدی
اوه! نه مسرّتلی تاریخی بیر گون
بویوک تورک ملّتی، حاققیندیر او گون!
٤
توپ صدالاریندان بیر گون کنگاور
آنلادیق کی آرتیق هیبتلی مغرور
فتح ایله تاریخه او بیر جنگاور
موقعینی توتان اوردو گهلییور
قادین، اهرکهک، چوجوق هیجانلی، مسرور
٥
یوزلهرینده تیترهک بیر نور ایمان
چیخدی قدومونو قارشیلاماغا
اسلام حیاتیندا بیر وحدت یاپان
مبارک غزانی قوتلاماغا
قربانلار کهسهرهک سلاملاماغا
٦
شاهانه اوچوشلو بیر قارتال گیبی
شیمدی همداندا
آچدیغین سانجاق
آتالاردان قالان بیر ماثال گیبی
تاریخده دهرین بیر تهمهل قوراجاق
یارین نامینا بیر هیکل قوراجاق
اوه! نه مسرّتلی تاریخی بیر گون
ائی تورک قوماندانی حاققیندیر او گون!
شیمدی ١٥ مارت ١٩١٧ده کیریند (کرند)ده ایکی طرفلی وضعیتی و ایچینده بولوندوغوموز تهلیکهیی تدقیق ائدهرکهن:
قولاوردونون موزیکا بؤلویو سون دفعه اولاراق ایران توپراقلاریندا عجملهره قارشی کدر ایچینده بولونمادیغیمیزی گؤستهرمهک املی ایله، ایکیندی نوبت موزیکاسینی چالماغا باشلادی. و ههپیمیزین نئشهسینی گهتیرمهک ایچین، بو ایکی مارشی بویوک بیر هیجانلا تکرار ائتدی. قرارگاه ضابطلهری، ٢. فرقهنین حاضر اولان قطعهلهرینین ضابط و عسکرلهری ههپ بیر آغیزدان موزیکانین چالدیغی مارشلاری اوخودولار. و تکرار تکرار چالدیردیلار.
بهن دائما عسکریمیزین نئشهسینی یوکسهک توتماق ایچین غیرت گؤستهرییور و فرصتلهر آرییوردوم. قولاوردوموزون ارکانِ حرب رئیسی [بینباشی کنعان بهی] بو دوشونجهمی بیلدییی ایچین، و بیر قاچ گون سونرا گهرهک روسلارلا و گهرهک اینگیلیزلهرله یاپاجاغیمیز چارپیشمالاردا معنویاتیمیزی یوکسهلتمهک و عسکری شوقا گهتیرمهک مقصدییله، بو فرصتدهن استفاده ائتمهکده ایدی. نهایت بهن ده چادیریمدان دیشاری چیخاراق بیر امر ضابطی ایله موزیکا بؤلویونه زئیبهک چالماسی خبرینی گؤندهردیم و عسکرین اویناماسینی تشویق ائتدیردیم. بو هیجانلا مسرّت آنی گئچدیکدهن سونرا، تکرار چادیریما گیرهرهک، وضعیت ایله و آلیناجاق تدبیرلهری دوشونمهکله مشغول اولماغا باشلادیم. ص ٤٥-٤٨
مارشهای تورکی همدان. به قلم علی احسان پاشا
(ترجمه به فارسی: مئهران باهارلی)
خونینترین نبردها را در ٧ هازیران (ژوئن) ١٩١٦ هنگام دفاع از خانقین، بعد از آن ضبط گردنهی پایتاق[15] تا کرند[16]، سپس در هجومهای سریعی که تا کرمانشاهکردیم، و نهایتاً در محاربهی اسدآباد[17]، قبل از ضبط همدان هنگام طرد روسهایی که از کوههای الوند دفاع میکردند کرده بودیم.
بعد از ضبط همدان، تا زمانیکه امر ترک ایران داده شد، در آن ماهها عموماً آسوده بودیم و عساکرمان را به فراوانی تغذیه کرده بودیم. حتّی در این روزهای استراحت و رفاه، بعضی از ضابطین – افسران منسوب به قولاوردو، برای ترنّم پیروزیهایی که به دست آوردهایم، اشعار چند مارش را سروده و برای آنها آهنگ درست کرده بودند. از این مارشها، دو تا را تقریباً همهی ما حفظ کرده بودیم. رئیس ارکان حرب قولاوردویمان، بینباشی کنعان بهی، با این امور بسیار مشغول بود. دو تا از مهمّترین این مارشها چنین هستند:
مارش اول: مارش قولاوردوی سیزدهم
سیصد سال است که چشم کشور خاقان، روی پیروزی را نهدید. خونی که تو [اوردوی تورک] ریختی، به تاریخ وارد شد. آن که [از اوردو] سالم ماند، با ماتم [نهبود پیروزی] جان داد. [تا آن که] قولاوردوی بی باک سیزدهم، با نیروی علی احسان موسکوف (ارتش روسیه) را بر زمین زد. (ظالم روسیه) مجازاتش را یافت. و روی بیوهها و سرزمین یتیمها خندید. یک، دو، یک، دو، مارش به پیش! نگاهکن نسیم پیروزی میوزد. پرچمت را باز کن و بهگذار افراشته شود. افتخارات گذشته باز هم شهره شوند. ای مادر دردمند، اشکهایت را پاک کن و سرت را به پائین نیانداز. آغوشت را برای قولاوردوی سیزدهمت نگهدار. که برایت قطعاً یک دسته گل پر افتخار، روسفیدی، انتقام موسکوف (روسیه) و یک توفنگ خونین را (هدیه) خواهد آورد. زنده باد اوردو (ارتش)! زنده باد عسکر! زنده باد وطن! مبارک باد آن خونی که با جان و دل ریختی! ای علی احسان کبیر، با اوردوی دلیرت که در همدان اوتاق دارای پرچم سرخ را برپا کرد، زنده باش!
مارش دوم: مارش همدان
جلادت افتخارآمیزی که در کوت [العماره][18] از خود نشان دادی، یک پیروزی تائید شده را در تاریخ ثبت کرد. بعد از آن، هنگامی که انگشت الهام مقدّس به تو طرف شمال را اشاره کرد، باز هم عزم و ارادهی رعدوار تو درخشید. اوتاقت را در قصر شیرین برپا کردی، در آن ساحلهای صدفین الوند که بی وقفه سرودهای ظفر و پیروزی را میخواندند، دیدی که هنوز آن دشمن در مقابلت است، در آن هنگام مانند یک شیر غرنده به سرپل[19] جهیدی و از سرمیل[20] گذشتی، ماهی دشت[21] را فتح کردی و او (روس) فرار کرد. تو بدین ترتیب در یک صبح، مهمان عزیز و محترم کرمانشاه شده بودی، تمام مردم ورود تو را یک عید دینی کرده بودند. آه چه روز تاریخی مسرّتآوری بود، ای ملّت بزرگ تورک، تو سزاوار آن روز هستی! یک روز در کنگاور[22] از صداهای توپ ملتفت شدیم که آن ارتش مغرور و باهیبت که با فتوحاتش در تاریخ جایگاهش را به عنوان جنگاور کسب کرده بود میآید. زن و مرد و کودک هیجان زده و شادمان بودند. بر چهرههایشان یک نور لرزان ایمان، برای استقبال از قدمهایت، برای تبریک گفتن به غزای مبارکت که در حیات مسلمانان وحدت میآفرید، و با سر بریدن قربانیها برای سلام دادن به تو به راه افتادند. بیرقی که در همدان برافراشتی، مانند عقابی که شاهانه پرواز میکند، مانند حماسهای که از اجداد به یادگار مانده است، در تاریخ بنیانی عمیق ایجاد خواهد کرد، و فردا به نام تو مجسّمه خواهد ساخت. آه! چه روز تاریخی مسرّتآمیزی، ای فرماندهی تورک، تو سزاوار آن روز هستی!
اکنون در ١٥ مارت وضعیت دوجانبه و خطری که در میان آن بودیم را تدقیق میکنم:
برای این که نشان دهیم صاحب هیچ کدورت و دل آزردهگی نسبت به ایرانیها نیستیم، بؤلوک موزیک اوردویمان برای آخرین بار در خاک ایران، شروع به نواختن موزیک نوبت ظهر کرد. و برای آن که به همهمان روحیه و نشئه بهدهد، این دو مارش را با هیجان زیاد تکرار نمود. افسران قرارگاه و افسران و سربازان قطعههای فرقهی دوم، همه یک صدا شروع به خواندن مارشهایی که موزیکا مینواخت کردند. و مکررا آنها را نواختند.
من همیشه برای بالا نگاه داشتن روحیهی سربازانمان تلاش میکردم و دنبال فرصت بودم. رئیس ارکان حرب قولاوردویمان [بینباشی کنعان بهی] هم که این تفکّر من را میدانست، و برای آن که روحیهی سربازانمان را در نبردهایی که چند روز دیگر با روسها و انگلیسها باید میکردیم بالا نگهدارد، از این فرصت استفاده میکرد. در نهایت من از چادرم بیرون آمدم و توسط یک افسر امر، به بولوک موزیکا پیام دادم که موزیک زئیبک[23] را بهنوازد. خودم هم رقصیدن عساکر را تشویق کردم. بعد از آن که این لحظات مسرت و سرور گذشت، دوباره به چادرم رفتم و مشغول به اندیشیدن در بارهی وضعیت و تدابیری که میباید اخذ میشد شروع کردم.
HEMEDAN MARŞLARI, ALİ İHSAN PAŞA
En kanlı muharebeleri haziran da Hanıkın müdafaasında, bundan sonra Kirind’e kadar Paytak Boğazı’nı zapt ederken, daha sonra Kirmanşah’a kadar yaptığımız süratli taarruzlarda, nihayet Hemedan’ı zapt etmezden evvel Esed Abad muharebesinde Elvand Dağları’nı müdafaa eden Rusların tardı esnasında vermiştik.
Hemedan’ı zapt ettikten sonra İran’ı terk etmek için emir verilinceye kadar geçen aylarda umumi olarak rahat etmiş ve askerimizi bolca beslemiştik. Hatta bu istirahat ve ferah günlerinde Kolorduya mensup bazı zabitlerimiz kazandığımız zaferleri terennüm eden birkaç marşın güftesini ve bestesini yaptılar. Bunlardan iki tanesini hemen hepimiz ezberlemiştik. Kolordumuzun Erkân-ı Harp Reisi Binbaşı Kenan Bey bu işle çok meşgul olmuştu. Bu marşların en ehemmiyetli iki tanesi şunlardır:
Birincisi 13. KOLORDU MARŞI:
1
Üçyüz yıldır görmedi gözü
Hakan ili’nin zaferler yüzü
Döktüyün kan târihe girdi
Sağ kalan yasla can verdi
2
Onüçüncü yılmaz Kolordu
Ali İhsan Bey gücüyle vurdu
Moskof’u yere, eden buldu
Güldü dullar, yetimler yurdu
3
Bir, iki, bir iki, marş ileri
Bak esiyor zafer yelleri
Aç bayrağını, bırak sallansın
Eski şanlar yine ün salsın
4
Sil yaşını dertli ana, bükme boynunu
13. Kolorduna sakla koynunu
Sana mutlak getireek şanlı bir çelenk
Moskof öcü, alın akı, kanlı bir tüfenk
5
Yaşa ordu, yaşa asker, yaşasın vatan!
Kutlu olsun, canla başla, döktüyün o kan!
Hemedan’da Al bayraklı Otağı kuran
Yılmaz Ordunla yaşa, sen büyük Ali İhsan!
İkincisi HEMEDAN MARŞI:
1
Küt’te gösterdiyin şanlı celâdet
Târihe müeyyed bir zafer yazdı
Sonra bu mukaddes ilham parmağı
Edince şimâlı sana işaret
Yine o şimşekli azmin parladı
2
Kurdun Otağın Kars-ı Şirin’de
Zafer neşidesi okuyup duran
Elvend’in o sedef sâhillerinde
Baktın ki karşında hâla o düşman
Kükreyen bir arslan gibi o zaman
3
Atıldın Serpol’a, Sermil’i aştın
Mâhi Deşt’i tuttun, O firar etti
Olmuştun bir sabah sen Kirmanşah’ın
Aziz ve muhterem bir misâfiri
Bütün halk, dinî bir bayram yapmıştı
Oh! Ne meserretli târihi bir gün!
Büyük Türk milleti, Hakkındır o gün!
4
Top sadalarından bir gün Kengâver
Anladık ki artık heybetli mağrur
Fethile târihte O bir cengâver
Mevkiini tutan Ordu geliyor
Kadın, erkek, çocuk heyecanlı, mesrur
5
Yüzlerinde titrek bir nûr-i îman
Çıktı kudûmünü karşılamağa
İslâm hayatında bir vahdet yapan
Mübarek gazanı kutlamağa
Kurbanlar keserek selâmlamağa
6
Şâhâne uçuşlu bir kartal gibi
Şimdi Hemedan’da açtığın sancak
Atalardan kalan bir masal gibi
Târihte derin bir temel kuracak
Yarın namına bir heykel kuracak
Oh! Ne meserretli târihi bir gün
Ey Türk kumandanı hakkındır o gün
Şimdi 15 Mart 1917de Kirind’de iki taraflı vaziyeti ve içinde bulunduğumuz tehlikeyi tetkik ederken:
Kolordunun müzika bölüğü son defa olarak İran topraklarında Acemlere karşı keder içinde bulunmadığımızı göstermek emeli ile, ikindi nöbet müzikasını çalmağa başladı. Ve hepimizin neşesini getirmek için bu iki marşı büyük bir heyecanla tekrar etti. Karargâh zabitleri 2. Fırkanın hazır olan kıtalarının zabit ve askerleri hep bir ağızdan müzikanın çaldığı marşları okudular. Ve tekrar tekrar çaldırdılar.
Ben daima askerimizin neşesini yüksek tutmak için gayret gösteriyor ve fırsatlar arıyordum. Kolordumuzun Erkân-ı Harp Reisi bu düşüncemi bildiği için ve bir kaç gün sonra gerek Ruslarla ve gerek İngilizlerle yapacağımız çarpışmalarda maneviyatımızın yükseltmek ve askeri şevke getirmek maksadıyla bu fırsattan istifade etmekte idi. Nihayet ben de çadırımdan dışarı çıkarak bir emir zabiti ile müzika bölüyüne zeybek havaları çalması haberini gönderdim ve askerin oynamasını teşvik ettirdim. Bu heyecanlı meserret anı geçtikten sonra, tekrar çadırıma girerek vaziyet ile ve alınacak tedbirleri düşünmekle meşgul olmağa başladım. Sayfa 45-48
برای مطالعهی بیشتر: مقالات مربوط به همدان و علی احسان پاشا
به
خاطرهی آخان بیگ خان، حسن پاشا خان، فیروز آددو خان، سه قهرمان ملی – آلپاغوت
تورک از بهار – همدان – تورکایلی در سالهای جنگ جهانی اول
https://sozumuz1.blogspot.com/2022/11/blog-post_13.html
مارش
تورکی همدان: همداندا آل بایراقلی اوتاغی قوران؛ ییلماز اوردونلا یاشا، ائی بویوک
علی احسان!
https://sozumuz1.blogspot.com/2023/04/blog-post.html
علی
احسان پاشایا
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/03/blog-post_23.html
مرامنامهی
فرقهی سوسیالیست ایران و نفی فدرالیسم ملی و حقوق زبانی ملل ساکن در ایران در آن
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_21.html
طرفداری
احمد شاه قاجار و مردم از اوردوی عوثمانلی، اعلان جنگ دولت آنگلوفیل مشروطه به عوثمانلی
و مخالفت شدید احمد شاه با آن
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/03/blog-post.html
علی
احسان پاشا: تمام بدبختیهای آزربایجان نتیجهی سیاست دولت مرکزیی ایران و
ماموران آن است.
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/02/blog-post_17.html
تشکیل
«حزب اتحاد اسلام» در خوی، سالماس و اورمو
https://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_31.html
رابینو:
روستائیان همدان تورکاند و کلمهای فارسی نهمیدانند
http://sozumuz1.blogspot.com/2015/12/blog-post_13.html
دانشآموزان تورک کوریجان- کبود
راهنگ- همدان اصلاً زبان فارسی نهمیدانند
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_28.html
نیروهای عوثمانلی و آزادسازی زبان
تورکی در تورکایلی و ایران
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_91.html
اعلانیهی تورکی کونسولگری بریتانیا
در کرمانشاه
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/06/blog-post.html
دو نامهی تورکی ناصرالملک همدانی به سلطان
عوثمانلی مَحْمَدْ خان رشاد (سلطان مَحْمَدْ خامس) به نیابت احمدشاه قاجار
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/06/blog-post.html
[1] همدان میخواست تورکی، زبان رابط بینالمللی جهان
اسلام شود
[2] دعای اهالی همدان در مساجد برای پیروزی اوردوی عوثمانلی
و گسترده شدن سایهی امپراتوری عوثمانلی بر جهان اسلام
[3] توفیق همدانی: برپاکردن طاق نصرت در تبریز در
پیشواز اوردوی تورک –اسلام، تقدیم دستههای گل از طرف دختران تبریزی به خلاصکاران
تورک، قتل شوهر خواهر تزار روسیه در قوْشاچای و کونسول روسیه در ساۇوجبۇلاق
[4] استقبال شدید همدان از قوا و فرماندهی قوشون عوثمانلی،
علی احسان پاشا
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_67.html
فتحالدین فتاحی تبریزی. استقبال تبریز از نفرات دلیر و سلحشور علی
احسان پاشا و اوردوی نجاتبخش عوثمانلی و مسالهی تحت الحمایهگی- پروتکتورا و یا
ادعای حمایت دولتهای بزرگ اوروپائی از اقلیتهای مسیحی شرق. به تصحیح مئهران
باهارلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/12/blog-post_76.html
جنایات ارتش روس
در همدان-تورکایلی و خون گریستن مردم تورک همدان به هنگام عقبنشینی اوردوی
اسلام –عوثمانلی
[5] تورکی
زبان رسمی فوج همدان اوردوی اسلام در سالهای جنگ جهانی اول
[6] آغیت
– مرثیهی تورکی در سوگ عمر ناجی: ناجی وطن یولوندا فدا ائتدی جانینی، ایران ایلینده
تؤکدو او قیمتلی قانینی
[7] نامه
به عادل خلعتبری، از همدان، ٦ اردیبهشت ١٣١٠. از کتاب «نامههای عارف قزوینی به
همراه اشعار چاپ نشده»، به کوشش مهدی
نورمحمدی، صص ١٤٥-١٤٦
[8] تاسیس و اهداف تشکیلات «تورک
اوجاغی قاجار» به روایت علیمحمد دولتآبادی
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/09/blog-post_22.html
شعبهی ایرانی کومیتهی تورک
اوجاغی عوثمانلی به روایت عمارلو
[9] مارشهای تورکی عوثمانلی در خاطرات سردار شجاع داماد ناصرالدین شاه و
از موسسین تورک اوجاغی قاجاری. ص ٥٨
[10]
Ordu Komutanı General Ali İhsan SÂBİS. HARP HATIRALARIM (1, 2, 3, 4, 5, 6. Cilt
Tam Takım) Hatıralarla Yakın Tarih: Birinci Dünya Harbi, Evvelki Hadiseler,
İstiklâl Harbi ve Gizli Cihetleri
[11] تورکی زبان رسمی فوج همدان اوردوی اسلام در سالهای جنگ جهانی اول
[12] خوییها و حاج علیاحسان پاشا در مصاف آندرانیک، به روایت محمدرحیم
نصرت ماکویی
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/08/blog-post_7.html
تهاجم ارامنه به فرماندهی ژنرال آندرانیک اوزانیان به خوی به روایت
ابوالقاسم امین الشرع خویی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_10.html
تاریخ تهاجمات و جنایات ارامنه، اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو در
آزربایجان. میرزا ابوالقاسم امین الشرع خویی. به کوشش علی صدرایی خویی. مقدمه، لغتنامه، ویرایش و بازنویسی مئهران باهارلی-سؤزوموز
[13] زنده باد خوییها، زنده باد تورکها، زنده باد علیاحسان پاشا و
ژون تورکها «یاشاسین خویلولار، یاشاسین تورکلهر، یاشاسین علیاحسان پاشا، ژؤن
تورکلهر»
[14] ALİ İHSAN
SÂBİS. Harp Hatıralarım, Birinci Dünya Harbi. Eski Altıncı ve
Birinci Ordu Komutanı. Dördüncü Cilt. Nehir Yayınları: 63. hatıralarla yakın
tarih dizisi: 13. ©ATLAS&nehir iletişim a.ş, İstanbul, 1991. Taşdirek Çeşme
Sokak 9/5 Çemberlitaş-istanbul. Tel: 518 04 21 - 518 41 36, Faz: 5184134. Sayfa
45-47
[15] پاطاق،
پاتاق، پایتاق، پایتاق، پایْطاق، پایِطاق: نام یک روستا
از توابع دهستان بشیوه و پاطاق بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه ایران،
و نیز نام سابق دهستان، نام تنگ، نام گردنه بین شهرهای کِرند و سرپلِ زهاب در مغرب
ایران است.
تنگ پاطاق در شمال شرقی ده پاطاق واقع و گردنهی پاطاق از گذرگاههای
صعب العبور منطقه از تلاقی کوه نُوا (نوح) با کوههای دالاهو تشکیل شده است. پایتاق
منطقهای با اهمیتِ حساس نظامی و جوغرافیایی، در سرنوشت جنگهای غرب کشور تعیین
کننده بوده است. به همین سبب در جنگ جهانی اول (1914ـ 1918)، پاطاق را «کلید فتح بین
النهرین» مینامیدهاند. در بهار 1917 که قوای روسیه پیشروی به سوی بین النهرین را
آغاز کردند، نیروهای متحد عوثمانلی و بومی، که جمعاً دوازده هزار تن و مجهز به
توپ بودند، بر ضد روسها در پایطاق آرایش نظامی گرفتند.
[16] کرند،
کِرِندِ، کَرَند غرب: مرکز شهرستان دالاهو و از توابع استان کرمانشاه در غرب ایران
است. این نام به احتمال بسیار مانند توپونیمهای متعدد دیگر در منطقه ریشهی تورکیک
– موغولیک دارد و شاید مربوط به کلمهی کهرهنسه - کهرهنده Kerende - Kerense در سیاحتنامهی
اولیاء چلبی که آن را به معنی گرماب در لسان موغولی معرفی کرده، است.
کلمات تورکی معادل حمّام و آبگرم؛ و توپونیمهای اێلێجا، قاپلێجا،
قاینارجا، آرێجا و قانلێجا در تورکایلی و ایران
[17] اسدآباد: شکل فارسی دولتی و جعلی اسم تورکی قریهی
اسعدوا - اسعد اوْوا Es’edova،
در بعضی منابع سداوه - سهدآوا Sedava در جولگهی افشار واقع در غرب
ﻫﻤﺪان و شرق ﻛﻨﮕﺎور - در جنوب شرقی تورکایلی از املاک سلیمان خان افشار اسعد
اووالی (اسدآبادی) است.
نامهی تورکی سیّد جمالالدین سعد اووالی افشار (افغانی) به عبدالحمید
خان دوم سلطان عوثمانلی در بارهی رسالهی نیچریه
[18] اشاره به ظفر حماسی «کوت العماره»Kût'ül-Amâre Zaferi (Birinci Kut Muharebesi) ، محلی در جنوب بغداد که اوردوی عوثمانلی
در تاریخ ٢٧ آرالیق ١٩١٥ شکست سختی به قوای انگلیس وارد آورد و ١٣ ژنرال، ٤٨١ افسر
و ١٣٣٠٠ سرباز انگلیسی را به اسارت گرفت.
[19] سَرپُلذَهاب از شهرهای استان کرمانشاه و مرکز
شهرستان سرپل ذهاب اسر راه کرمانشاه به قصر شیرین و گیلان غرب قرار دارد.
[20] سرمیل
Sarmil: سرِ میل، به تورکی میل باشی، نام دیگر شیرینآباد. به صورت سربیل، و
فورم نادرست سرمسل هم نوشته شده است.
Sarmil a
village in Howmeh-ye Kerend Rural District, in the Central District of Dalahu
County, Kermanshah Province, Iran.
صلحنامه – سنورنامچهی تورکی قصر شیرین
(ذهاب) به قلم صدراعظم قارا موصطافا پاشا منعقده در سال ١٦٣٩ بین دولتین قیزیلباش
(صفوی) و عوثمانلی
[21] ماهیدشت یکی از بخشهای شهرستان کرمانشاه در
استان کرمانشاه. ماهیدشت از نظر آمار به دو حوزه تقسیم شدهاست. قسمت بزرگی از این
ناحیه تا گذشته ی نزدیک تورک نشین بود. اسامی بعضی از قریه ها هنوز تورکی است: قیماس، طیقون، طاویران، قلعه داراب خان، قلعه
نجفعلی خان، مرادپاشایی، چقابلک علی رضا، ....
[22] ناحیهی کنگاور تا دهههای اخیر یکی از مهمترین مناطق افشارنشین در
تورکایلی و ایران بود. افشارهای کنگاور، که از قرن ١٥ میلادی در این ناحیه ساکن
بودند و حکومت موروثی کنگاور را در اختیار داشتند، در سالهای جنگ جهانی اول به
همراه دیگر گروههای تورک منطقه فعالانه به حرکت اتحاد اسلام عوثمانلی، و
سوارانشان در قالب فوج افشار و ... به اوردوی نجاتبخش اسلام - تورک - عوثمانلی پیوستند.
شعار تقیزاده برای فارسی کردن ایران
و اعتراض حاج محمدجعفر افشار کنگاوری به آن
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/01/blog-post_92.html
در شهرستان کنگاور که به کنگاور افشار معروف بوده، به همراه اسدآباد
یورت اصلی ایل افشار بوده است، امروزه بسیاری از روستاها نام تورکی دارند؛ خلج
رود، سرخلج، کهریز، اران، قرهبناس، قورهجیل، قارلق علیا، قارلق سفلا، قرهگوز
سفلی، قرهگوز علیا و ... امروزه تنها کهنسالان قادر به تکلم به زبان تورکی
هستند و همهگی به زبان لوری یا کوردی یا فارسی صحبت مینمایند. برای نمونه روستای
قارلق که دارای بیش از 4 هزار نفر جمعیت هستند و همهگی متفق القول برآنند که اصالتا
تورکزبان هستند، اما عدهی قلیلی قادر به تکلم زبان تورکی هستند. در کنگاور تورکهای
یارمطاقلو [یاریمتاقلی] نیز وجود دارند. تاثیر زبان تورکی در این منطقه به حدی
است که سایت فرمانداری در این باره نوشته امروزه لهجهی فارسی کنگاور نیز آمیزهای
از تورکی، لوری، کوردی است (به نقل از سایت فرمانداری کنگاور).
ناصرالدین شاه در سفرنامهی خود و به هنگام گذر از کنگاور به افاشرهی
کنگاور اشاره میکند: «از دور جلگهی کنگاور پیدا شد. امین نظام، عبادالله
خان، حاجی محمدعلی خان، غلامعلی خان برادر ساری اصلان که حاکم کنگاور است با جمعی
از افاشرهی کنگاور آمدند». در قسمتی دیگر از سفرنامه مینویسد: «بحث علمی درگرفت.
مهدی خان گاهی اظهار سواد میکرد. با این که تورک است، خوب بود بیکمال نهبود»
(ص.64). اعتمادالسلطنه نیز در خصوص خوانین افشار کنگاور میگوید: «روز بیست
و یکم تشریف فرمای قصبهی کنگاور شدند. راه پنج فرسخ سنگین بود. غلامعلی خان
برادر صاری اصلان نایبالحکومهی کنگاور با جمعی از خوانین افشار به تقبیل رکاب
معلی مفتخر گشتند».
دختر سوارکار از ایل تورک افشار از
«صحنه» (در استان کرمانشاه فعلی) – تورکایلی، آزادیها و حقوق زنان تورک و
اعتراضشان به جواز شرعی صیغه
[23] رقص زیبک - زئیبهکZeybek
نوعی رقص محلّی آناتولی غربی، که شخصی دلاور و حامی و محافظ مردم را
تمثیل میکند، و محرّف کلمات تورکی «سای بهک» (محافظ قدرتمند) و یا «سو
بهک» (فرماندهی ارتش و نظامیان) و به نظر من شاید مرتبط با ائجه – «ائزه بهک»
(برادر بزرگ) است.
کوی (موسیقی)، ییر (آواز)، بییی (رقص)، قوشوق (شعر)، باغدا (تصنیف)،
های (آهنگ)، اهزگی (ملودی)، تیرینگه (ترانه)، آشولا، آساناک، بوزلاق، رینگ، هارای،
هالای، جالمان، یاللی، باری، ناری، ....
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/03/blog-post_30.html
Some sources
claim that it evolved from sübek, sü meaning "army, soldiers" and bek
meaning "lord, bey" in old Turkic. According to Onur Akdogu, it
evolved from saybek, meaning "strong guardian" in old Turkic.[14]
Onur Akdoğu (1994), "Zeybek Kelimesinin Kökeni", Türk Kültürü, 374: 355-367.












No comments:
Post a Comment