روژاوا یک پایگاه امپریالیستی، پروژهای صلیبی، حرکتی اشغالگر؛ و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) - یگانهای مدافع خلق (YPG) و یا کوردهای اوجالانی وابسته به پکک، فاشیستها و فالانژیستهای سوریه هستند.
مئهران باهارلی
امروز وجه غالب ایدئولوژی و دیدگاههای تشکیلات مسلح و تروریستی کوردی (حزب دموکرات کوردستان، کومله، پکک، پژاک، پاک، ....) ملیتگرایی افراطی و توسعهطلب آمیخته با نژادپرستی، و نیروی وکالتی و ماشهی و مزدور دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی بودنشان در جنگهای نیابتی آنها بر علیه ملتهای همسایه و دولتهای تورک (تورکیه، جمهوری آزربایجان، غرب تورکایلی) و عرب (عراق، سوریه) است. آنچه که امروزه حرکت دموکراتیک ملی کورد نامیده میشود، نه ملی است و نه دموکراتیک، بلکه حرکتی نژادپرست و فاشیستی است.
اهداف مرحلهای ناسیونالیستهای افراطی کورد، دستهجات کورد اوجالانی (وابسته به پکک) و حامیان آنها دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی (ایالات متحده، فرانسه، ...) از اشغال اراضی عرب و تورکمان و آسوری سوریه و گذاشتن نام جعلی کوردی «روژاوا» بر آن، عبارت است از: پاکسازی تورکمانها و اعراب و آسوریها از منطقهی اشغالی و کوردستانسازی و کوردسازی آن، تاسیس یک دولت کوردی ضد تورک و ضد عرب به عنوان پایگاه دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی شامل اراضی عرب و تورکمان و آسوری اشغال شده، محاصرهی دولت تورکیه در مرزهای جنوب آن با یک دولتک متخاصم، و ایجاد یک کمربند - کوریدور تروریستی کوردی به عنوان یک کانون دائمی برای حرکات ایذائی و تروریستی بر علیه تورکیه. در طرح دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی، کوریدور تروریستی کورد مذکور که از مرزهای جنوبی تورکیه در سواحل مدیترانه شروع میشود، و در شمال سوریه و شمال عراق امتداد مییابد، میباید استان آزربایجان غربی را هم شامل شود و با پیوستن به ارمنستان تکمیل گردد (سیاست کوردستانسازی و کوردسازی قسمت ایرانی این کوریدور، یعنی استان آزربایجان غربی و دیگر مناطق تورکنشین در غرب ایران، اکنون توسط دستهجات فاشیستی کورد، و با حمایت سیاسی جمهوری اسلامی ایران و حمایت تبلیغاتی دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی در حال اجرا است).
نیروهای دموکراتیک سوریه به عنوان عنصر نیابتی – نیروی وکیل دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی و یک تشکیلات تروریستی: در سالهای جنگ جهانی اول دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی به رهبری فرانسه و ایالات متحده و روسیه و .... به منظور قطع ارتباط خاکی امپراتوری عوثمانلی با تورکهای ساکن در ایران (تورکایلی) اقدام به تاسیس یک دولت آسوری بر اراضی تورکنشین در جنوب استان آزربایجان غربی فعلی، و یک دولت ارمنی در شمال استان آزربایجان غربی فعلی و غرب آزربایجان قفقاز جنوبی کردند. در این استقامت آنها گروههای آسوری و ارمنی را در شمال غرب ایران مسلح کردند و با قتل عامهای پیدرپیای که مشترکاً به منظور تغییر بافت قومی جمعیت بومی انجام دادند، صدها هزار تن از اهالی تورک استانهای فعلی آزربایجان غربی، همدان، مرکزی و نواحی شمال و شرق استانهای فعلی کوردستان و کرمانشاه را کشتار نمودند. هر چند با مداخلهی اوردوی عوثمانلی، پایان یافتن جنگ جهانی اول و تاسیس دولتهای شوروی و جمهوری تورکیه این غائله پایان یافت، اما دسائس دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی بر علیه تورکهای منطقه پایان نهیافت.
پس از آن دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی بر کوردها متمرکز شدند. زیرا دیگر جمعیت انبوه آسوری و ارمنی در منطقه وجود نهداشت تا به عنوان نیروی نیابتی و مزدور استفاده شود. اما جمعیت کوردها انبوه و به سرعت در حال افزایش بود. ثانیا دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی میخواستند کوردها را که به شدت مذهبی بوده و در سالهای جنگ جهانی اول عمدتا به عنوان متحد عوثمانلیها عمل میکردند، به دشمن او تبدیل کنند. آنها موفق به انجام این امر شدند: دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی (ایالات متحده و فرانسه و ...) ناسیونالیسم کوردی را آفریده و به یک ایدئولوژی ملیگرای افراطی نژادپرست و توسعهطلب و شدیداً ضد تورک (مانند ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی که در دورهی مشروطه آفریدند)، و گروههای مسلح و تروریستی کورد در منطقه را به عنصر نیابتی و مزدور و ماشهی خود برای ایجاد جنگهای وکالتی و عملیات ایذائی بر علیه تورکیه و تورکها در آزربایجان غربی، و همچنین بر علیه دولتهای عرب عراق و سوریه تبدیل کردند.
پس از شروع جنگ داخلی در سوریه، ائتلاف بینالمللی دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی به رهبری ایالات متحده و فرانسه (Combined Joint Task Force – Operation Inherent Resolve: CJTF-OIR)، یک تشکیلات نیابتی کوردی به اسم «نیروهای دموکراتیک سوریه» (به انگلیسی The Syrian Democratic Forces، به کوردی Hêzên Sûriya Demokratîk، به عربی قوات سوریا الدیمقراطیة Quwwāt Sūriyā al-Dīmuqrāṭīya، به اختصار SDF یا قسد) را، ظاهرا برای مبارزه با داعش تاسیس کردند. رهبری نظامی این تشکیلات نیابتی کوردی را که از طرف ایالات متحده و فرانسه تامین و حمایت مالی و نظامی و سیاسی و تبلیغاتی میشود، یک گروه مسلح به اسم «یگانهای مدافع خلق» (YPG) وابسته به گروه تروریستی کورد «حزب کارگران کوردستان» (PKK) بر عهده دارد (به همین جهت این دستهجات موسوم به «کوردهای اوجالانی» شدهاند). در حال حاضر «نیروهای دموکراتیک سوریه» - «یگانهای مدافع خلق» با سوء استفاده از آشفتهگی ناشی از جنگ داخلی سوریه و گویا به منظور مبارزه با خطر داعش و اسلامگرایان، بین ٣٠ تا ٤٠ درصد از اراضی عربنشین و تورکماننشین و آسورینشین کشور سوریه را با حمایت نظامی و سیاسی ائتلاف بینالمللی دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی به رهبری ایالات متحده و فرانسه اشغال نموده است.
نام سازمانی مظلوم عبدی رهبر کوردهای اوجالانی سوریه، «شاهین جیلو» است. پروژهی روژاوا ادامهی پروژهی دولتهای امپریالیستی و صلیبی غربی برای تاسیس آسورستان در دهههای اول قرن بیستم و یا وئرسیون قرن بیست و یکمی آن است. «جیلو» نام طایفهای بدوی از آسوریهای منطقهی حکاری تورکیه است. در سالهای جنگ جهانی اول جیلوها توسط میسیونرها و ارتشها و دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی (فرانسه، بریتانیا، روسیه، ایالات متحده، ...) مسلح و ترغیب و تحریک به تاسیس یک دولت ضد تورک و ضد تورکیه با نام «آسورستان – آثورستان» در استان آزربایجان غربی فعلی به مرکزیت اورمو شدند. پس از آن که جیلوها به این منظور در اراضی تورک مذکور اسکان یافته و آن را اشغال کردند، اقلا ١٤٠٠٠٠ تن از تورکهای منطقه را قتل عام و کشتار نمودند. این فاجعه در ادبیات سیاسی تورک «قاراقیرقین» و در فرهنگ مردمی تورک «جیلولوق» نامیده میشود و یکی از تاریکترین مقاطع تاریخ معاصر ملت تورک و تورکایلی است. اکنون مظلوم عبدی رهبر کوردهای اوجالانی سوریه با انتخاب نام سازمانی جیلو برای خود، نه تنها تاکید میکند که پروژهی اشغالگرانه و تروریستی روژاوا که وی رهبری ظاهری آن را برعهده دارد، ادامهی پروژهی امپریالیستی– صلیبی غربی جیلولوق است، بلکه عمق کینهی شخصیاش به ملت تورک ساکن در تورکایلی و آزربایجان غربی و مخصوصا اورمو را هم نشان میدهد. ناسیونالیسم افراطی و توسعهطلب و فاشیسم کورد مانند ناسیونالیسم افراطی و توسعهطلب و فاشیسم آسوری، در توهم تسلط بر اورمو و کوردسازی و کوردستانسازی آن است و دشمنیای عمیق با تورکهای این شهر و منطقه دارد.
ناسیونالیستهای افراطی کورد و کوردهای اوجالانی، فاشیستها و فالانژیستهای کورد درخاورمیانه هستند: سه خصلت اصلی «کوردهای اوجالانی» و یا «نیروهای دموکراتیک سوریه/ یگانهای مدافع خلق» عبارت است از:
-
«نیروهای دموکراتیک سوریه/ یگانهای مدافع خلق» علی رغم نامهای فریبایش، تشکیلاتی
ارتجاعی، فاشیستی و نیروی وکالتی، ماشه و مزدور دولتهای امپریالیستی و استعمارگر
صلیبی اوروپایی - غربی در منطقه، کمابیش مشابه پدیدهی «فالانژیستهای لبنان» («حزب
کتائب» بعدی که نیروی نیابتی - متحد استراتژیک اسرائیل – آریل شارون در طول جنگ
داخلی لبنان بود) است. به همین جهت مناسبتر آن است که «کوردهای اوجالانی» وابسته
به پکک در سوریه و عموما ناسیونالیستهای افراطی کورد را «فاشیستها - فالانژیستهای
کورد» نامید.
-
«نیروهای دموکراتیک سوریه/ یگانهای مدافع خلق» مانند «پژاک» در ایران، تشکیلات
فرعی و زائدهی سازمان تروریستی پکک است.
- «نیروهای دموکراتیک سوریه/ یگانهای مدافع خلق» به صورت ابزار و مزدور برای اجرا و پیشبرد پروژههای دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی در منطقه عمل میکند. این گروه ماشه و مورد حمایت بزرگترین قدرت نظامی جهان یعنی ایالات متحده است که در حال حاضر به صورت یک دولت سرکش بی اعتناء به قوانین بین الملل و قوانین اخلاقی حاکم بر جنگ و حقوق بشر و .... رفتار میکند و صرفاً در ٢٥ سال گذشته چندین کشور مسلمان در خاورمیانه و شمال آفریقا را ویران و مبدل به خرابهزار و میلیونها تن مسلمان را کشتار و مرتکب تروریسم دولتی، جنایات جنگی و جنایات بر علیه بشریت و فجایع بی شمار دیگر شده است. از این جنبه هم «نیروهای دموکراتیک سوریه/ یگانهای مدافع خلق» و عموما ناسیونالیسم افراطی کورد مانند گروههای تروریستی اسلامگرای ساخته و پرداختهی دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی، خطر و تهدیدی جدی برای مردم منطقه مخصوصاً تورکها و عربها است. سادهلوحی است اگر گمان شود دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی - غربی و امثال ایالات متحده و فرانسه با چنین پروندهی سیاه، ناسیونالیستهای افراطی کورد را با نیاتی صلحجویانه و انسانی و بشردوستانه و خیرخواهانه مسلح و حمایت کنند.
چپ آمریکایی، چپ امپریالیستی، چپ صلیبی: در دوران انقلاب ضد سلطنتی ایران، حزب روسی تودهی ایران و دنبالکش تشکیلات ضد تورک فرقهی دموکرات آزربایجان، گروههای کومونیست مخالف شوروی را با کنایه و تمسخر «چپ آمریکایی» مینامیدند. اما در دوران ما «چپ ایرانی» از جمله حزب توده، همهی تشکیلات زائیدهی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، دیگر گروههای متعدد کومونیستی و چپ مانند راه کارگر و .... را میتوان با جدیت و به درستی «چپ امپریالیستی» و یا دقیقتر «چپ صلیبی» نامید.
اساسا چپ و کومونیسم جریاناتی زاده شده در اوروپا هستند و به طور مادرزادی رگههایی از شرقستیزی، مسلمانستیزی، تورکستیزی و دفاع از امپریالیسم و استعمارگری غربی و ذهنیت صلیبی در آنها وجود دارد. علاوتا چپ ایرانی در دورهی انقلاب ضد تورک مشروطیت در قفقاز روسیهی تزاری ظهور پیدا کرده است. بنابراین ماهیتاً و طبیعتاً ضد تورک و دوست و متفق دشمنان تورک از جمله گروههای تروریستی و توسعهطلب ارمنی و کورد است.
ناسیونالیسم افراطی کوردی رفتارها و دیدگاههای متعدد نژادپرستانه و فاشیستی دارد، تروریست، اشغالگر و نیروی نیابتی و مزدور و ماشهی دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی – غربی در منطقه است. بر اساس اسناد و گزارشات متعدد سازمانهای حقوق بشری و .... گروههای کورد مسلح و ناسیونالیست در مناطقی که تحت کونترول و به اشغال در میآورند، مرتکب جنایات بسیاری از جمله جنایات جنگی، پاکسازی قومی، جرائم جنائی و ... میشوند. با این همه چپ ایرانی «امپریالیستی - صلیبی» نه تنها متفق و مدافع بلا قید و شرط ناسیونالیسم افراطی، توسعهطلبی و نژادپرستی کوردی است، بلکه گروههای تروریستی و فاشیستی کورد را ایدئالیزه و تقدیس میکند. چپ «امپریالیستی - صلیبی» مانند ایالات متحده در دادن چک سفید به اسرائیل، به گروههای سیاسی تروریستی و فاشیستی کورد، برای انجام هر گونه جنایت و شرارت، از جمله اشغال سرزمینهای غیر کورد و ادعاهای ارضی توسعهطلبانه بر سرزمینها و شهرها و روستاهای تورک در شمال غرب و غرب ایران (و عراق و سوریه و تورکیه و قفقاز) و کوردسازی و کوردستانسازی آنها چک سفید داده است. چپ «امپریالیستی - صلیبی» اراضی عربنشین و تورکماننشین تحت اشغال قوای تروریستی کورد اوجالانی در سوریه را «روژاوا» و «کوردستان» مینامد و کوردنشین مینمایاند، مبارزه بر علیه اشغالگری و توسعهطلبی و تروریسم و فاشیسم کوردی در سوریه و عراق و ایران و مخالفت با مزدوری گروههای کورد برای دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی – غربی را دشمنی با کورد قلمداد میکند.
چپ «امپریالیستی - صلیبی» نژادپرست هم است. کوردها را نژاد برتر، و اعراب و تورکمانهای سوریه (و عراق و ایران) را مادون انسان و فاقد صلاحیت و حق برای تعیین سرنوشت و ادارهی امور خود میداند که کوردهای سوپرانسان میباید سرزمینهای آنها را اشغال کرده و بر آنها حکومت کنند. چپ «امپریالیستی - صلیبی» همان گونه که در ایران «ملت تورک» را ناموجود و نامرئی کرده، و حقوق ملی او را نفی و انکار میکند، در سوریه و عراق هم اعراب و تورکمانها را ناموجود کرده و حقوقشان را نفی و انکار میکند. به زعم چپ «امپریالیستی - صلیبی»، سوریه و عراق صرفاً عبارت از کورد، و کورد هم صرفاً عبارت از پکک، و هر تورک مخالف با توسعهطلبی و تروریسم و فاشیسم کوردی، بی شک «پان تورک» است.
آنچه باید انجام شود: در سوریه نیروهای سیاسی – مسلح کورد میباید بی قید و شرط به منطقهی ٣-٥ درصدی کوردنشین این کشور مطابق با پراکندهگی قومی تاریخی و طبیعی قبل از جنگ داخلی عقبنشینی کنند، سلاحهای خود را به حاکمیت مشروع و قانونی سوریه تسلیم کنند، به رابطهی مزدوری و جاسوسی و نیروی نیابتی بودن خود با دولتهای امپریالیستی و استعمارگر صلیبی اوروپایی – غربی و در صدر آنها ایالات متحده و فرانسه پایان دهند، به وابستهگی اورگانیک خود با سازمان تروریستی پکک خاتمه دهند، این سازمان را یک تشکیلات تروریستی اعلام و محکوم نمایند، و تمام تشکیلات خود را که در مناطق تحت اشغالشان در سوریه ایجاد کردهاند بی هیچ شرط و شروط و فورا منحل نمایند.
وظیفهی دولت تورکیه هم آن است که در اسرع وقت و ترجیحاً قبل از آغاز ریاست جمهوری دوم ترامپ، تمام پایگاهها و تاسیسات و زیربناها و روبناهای متعلق به قوای اشغالگر و کوردهای اوجالانی تروریست و فاشیستها و فالانژیستهای کورد در سوریه را به سرعت نیست و امحاء کند، با هماهنگی اوردوی تورکیه، «ارتش ملی سوریه» (جیش الوطنی، ارتش آزاد سابق) و قوای نظامی معارضین مسلح فعلی (تحریر الشام، قوه المشترکه، جبهه الشامیه، فیلق الشام، احرار الشام، ...)، تمام مناطق خارج از ٣-٥ درصد کوردنشین مخصوصاً عین العرب (کوبانی) و شمال قامیشلی را از اشغال گروههای مسلح فاشیست و فالانژیست کورد آزاد سازد. دولت تورکیه همچنین در اسرع وقت میباید به تسلیح عشایر و اهالی شهرها در مناطق عربنشین و تورکماننشین که تحت اشغال قوای مسلح فاشیستی و فالانژیست قرار دارند اقدام نماید، تا این مردم بهتوانند خود به دفاع از خانه و کاشانهی خویش در مقابل قوای کوردهای اوجالانی تروریست و فاشیستهای کورد مزدور ایالات متحده و فرانسه بهپردازند. همچنین میباید سریعاً یک جبههی گسترده شامل تمام احزاب و سازمانها و تشکیلات تورکمانی سوری را سازماندهی و تاسیس کرد تا در معادلات و فعل و انفعالات سیاسی آینده، مدافع حقوق ملی و سیاسی تورکمانهای سوریه و در راس آنها رسمی شدن زبان تورکی (لهجهی تورکمانی) و تاسیس منطقهی ملی خودمختار - خودگردان تورکمان در شمال غرب سوریه باشد.
از طرف دیگر دولت تورکیه به منظور گرفتن بهانهی مبارزه با داعش و اسلامگرایان افراطی از دست ایالات متحده و حتی ایران که حضور خودشان و حمایت از کوردهای اوجالانی را با آن توجیه میکنند و جلوگیری از شعلهور شدن آتش یک جنگ داخلی دیگر توسط گروههای اسلامگرای افراطی، میباید تمام گروههای بنیادگرای افراطی اسلامی معتقد به تاسیس دولت بر مبنای شریعت در سوریه و کشورهای مجاور که دست به جنایات جنگی و تروریسم زدهاند، اعم از سنی و شیعه را گروههایی تروریست اعلام کند.
همچنین
ضروری است که دولت تورکیه تمام تدابیر لازم را برای طرد و اخراج کامل ایران و
فرانسه از معادلات مربوط به سوریه (و لبنان و عراق، قفقاز، ....) اتخاذ نماید. در
این راستا تورکیه میباید فرمول ٣+٥ در مورد سوریه (مرکب از ایران، روسیه، تورکیه
و پنج کشور عربی)، گروه آستانه (مرکب از ایران، روسیه و تورکیه)، و فورمول ٣+٣ در
مورد قفقاز (مرکب از ایران، روسیه، تورکیه، به علاوه ی آزربایجان، ارمنستان و
گورجستان) را تماماً ترک کند، زیرا اینها به حضور ایران در سوریه و قفقاز مشروعیت
میبخشند. همانگونه که آزربایجان گروه مینسک را به سبب وجود فرانسه و حامیان
ارمنستان در آن پایان یافته اعلام کرد.
برای مطالعهی بیشتر:
«روژاوا» یک پایگاه امپریالیستی - پروژهای صلیبی – حرکتی اشغالگر،
و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF)- «یگانهای مدافع خلق» (YPG)
وابسته به پکک، فالانژیستهای سوریه هستند.
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/12/sdf-ypg.html
ایجاد حاکمیت کوردی در سرزمینهای
غیر کوردی، اشغال است
https://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
پروژهی غرب برای تاسیس دولت-ملت کوردستان بزرگ بر اراضی غیر کوردنشین
https://sozumuz1.blogspot.com/2019/10/blog-post_12.html
ما و چند کجروی در حرکت ملی کورد
https://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_9.html
اقدام و تلاش برای ایجاد کوردستان در سرزمینهای غیر کوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_25.html
تورکایلی است نه روژههلات: توسعهطلبی ارضی کوردستانی در پوشش دفاع
از حقوق بشر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_97.html
برخورد با تهدید توسعهطلبی کوردی، با نگاهی بر مواضع تاتارهای کریمه،
تورکهای قبرس، اویقورهای چین و کشمکش ایران-اسرائیل
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/07/blog-post_14.html
مقاومت در مقابل توسعهطلبی گروههای اولتراناسیونالیست و مسلح-تروریستی
کوردی، خدمت به خلق تورک است.
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_21.html
جنگهای نیابتی-وکالتی روسیان-اروپائیان-آمریکائیان بر علیه تورکان
منطقه در قرن بیستم
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_8.html
منطقهی پرواز ممنوع، سناریوی غرب صلیبی - فرانسه و گروههای کوردی
برای غرب و شمال غرب ایران
https://sozumuz1.blogspot.com/2022/11/blog-post_24.html
در فرانسه کتاب درسی دبیرستانی، شهرها و مناطق تورک آزربایجان غربی
را به عنوان کوردستان نشان میدهد.
https://sozumuz1.blogspot.com/2020/09/blog-post_7.html
اسلامیستهای تورکیه و مشروعیت دادن به تأسیس دولت کوردستان بر روی
سرزمینهای غیرکوردی
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/06/blog-post.html
موضع حرکت ملی دمکراتیک تورک در بارهی رفراندوم استقلال اقلیم
کوردستان
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_72.html
سورییه و عیراقین فئدئراللاشماسی و یا بؤلونمهسی، تورک خالقینین
هابئله تورکییهنین میللی چیخارلارینا اویقوندور
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_20.html
تركیب جمعیتی-ملی شهر اورمو و حومهی آن در سال ١٨٦٩
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/02/blog-post_64.html
بنا به لورد کرزون «اورموی سالهای ۱۸۹۲ سکنهی کورد نهداشت».
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_4.html
خاطرهای از علیرضا نظمی افشار در رابطهی اورموی تورک با گروههای کورد
و نهبود جمعیت قابل ملاحظهی کورد در آن در سال ۱۹۴۸
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_20.html
خوی خیانتپیشهگی تورکهای چپ ایرانی و آزربایجانگرایان پانایرانیست
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/blog-post_97.html
خیانت عدهای از دموکراتهای آزربایجان و اشغال اورمو توسط سیمیتقو
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/02/1.html
تاریخ تهاجمات و جنایات ارامنه، اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو در
آزربایجان. مقدمه، لغتنامه، ویرایش و بازنویسی مئهران باهارلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_88.html
قساوت قلب، خونریزی و اوصاف ظالمانهی اسماعیل آقا سیمیتقو، به روایت
ابوالقاسم امین الشرع خویی
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_14.html
این صداها را بشنویم: از دهستان تورک دلبران (تالپیران)، بخش مرکزی
شهرستان قروه، قرار داده شده در استان فعلی کوردستان
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_23.html


.png)


.png)
No comments:
Post a Comment