Wednesday, June 1, 2016

اسلاميستهاي ترکيه و مشروعيت دادن به تأسيس دولت کردستان بر روي سرزمينهاي غيرکردي


اسلاميستهاي ترکيه و مشروعيت دادن به تأسيس دولت کردستان بر روي سرزمينهاي غيرکردي

مئهران باهارلي

١- اسلاميستها ترکيه را به سوي تجزيه مي‌برند. تهديد تجزيه‌ي ترکيه هرگز مانند امروز مساله‌اي جدي نبوده است و يگانه عامل آن نيز حاکميت اسلاميستي به رهبري اردوغان است.

سياستهاي درازمدت غلط دولت تركيه در مقابل مساله‌ي كرد در طول قرن گذشته (نفي و سرکوب هويت ملي کرد، مبارزه با دمکراتيزاسيون و فدرال شدن کشورهاي ايران، عراق و سوريه، ...)، براي کردها يك ايماژ ملت مظلوم ساخت. سياستهاي غلط اردوغان هم، براي پ ک ک و خواستهايش از جمله تأسيس دولتي کردي در داخل ترکيه که اوجالان پس از دستگيري از آن منصرف شده بود، و در سراسر شمال سوريه، مشروعيت جهاني روزافزون ايجاد کرد. سياستهاي فاجعه‌آميز اردوغان و اسلاميستهاي تركيه باعث قدرت گرفتن نظامي پ ك ك و مشروعيت سياسي دادن به آن در مقياس جهاني شد. در حاليكه پ ك ك در زمان به اقتدار رسيدن اردوغان تقريبا در حال متلاشي شدن بود. پ ک ک پس از دستگيري اوجالان در دوره‌ي اجويت تمام مشروعيت خود را در ترکيه و در مقياس بين‌المللي از دست داد. به لحاظ لوژيستيک نيز فلج شد. با شروع پروژه‌ي کورد آچيليمي توسط اردوغان و مديريت نادرست آن توسط وي پشت درهاي بسته توسط سازمانهاي اطلاعاتي و مخاطب قرار دادن پ ک ک،... اين سازمان دوباره احيا شد و به بازسازي نيروهاي خود، هم در کشورهاي عراق، سوريه، ايران و هم در داخل شهرهاي کردنشين و ترک‌نشين و عرب‌نشين ترکيه پرداخت.

پس از تَرکِ تقيه از سوي اردوغان و اتخاذ علني مشي اسلاميستي سني، استبدادي، آنتي‌دمکراتيک و جنگ‌طلبانه در داخل و خارج کشور و بويژه حمايت وي از گروههاي سني اسلاميستي مرتجع بعضا سلفي و  تروريستي در منطقه و سوريه، اردوغان عملا افکار عمومي جهان و مراکز تصميم‌گيري جهاني و قدرتهاي منطقه‌اي را به حمايت از پ ک ک و متفقانش راند. اين سياستها همچنين باعث اصلي دخالت روسيه در سوريه براي دو برابر کردن قلمرو تحت کنترل پ ک ک و ايجاد و تثبيت دولتي کردي شامل اراضي ترک و عرب غير کردي در داخل سوريه در سراسر مرزهاي جنوبي ترکيه از مرز عراق تا سواحل مديترانه است.




در داخل ترکيه سياستهاي غلط اردوغان به عوض آنکه متمرکز بر تشديد اختلاف بين ميانه‌روهاي سياسي‌کار کُرد، مذهبيون و ليبرالهاي کرد از يک سو و تروريستهاي پ ک ک از سوي ديگر گردد، با قصد وي براي تصفيه‌ي نمايندگان کرد از مجلس، باعث شد که همه‌ي گروههاي ميانه‌رو، سياسي‌کار، مذهبي و ليبرال کرد نيز ناچارا به سوي اتفاق و اتحاد با پ ک ک رانده شوند. علاوه بر آن اکنون قاطبه ي جامعه روشنفکري و بسياري از اليت سياسي ترک ترکيه هم، به بازيچه و دنباله‌روي سياستهاي ضدترکي پ ک ک در داخل ترکيه و سوريه تبديل شده‌اند. اين پديده هم ناشي از نداشتن ويزيون خودشان و هم عکس‌العملي به سياستهاي توتاليتر و اسلاميست اردوغاني است. به عبارت ديگر، پ ک ک اکنون نه تنها از حمايت بي‌دريغ کردان در ترکيه برخوردار است، بلکه حمايت بسياري از جامعه‌ي روشنفکري ترک ترکيه را نيز داراست. هممچنين از حمايت علني و غيرعلني افکار عمومي بين‌المللي و قدرتهاي منطقه‌اي برخوردارست.

در نهايت، اردوغان با تصفيه‌ي کادرهاي مجرب ارتش ترکيه که عمري را در مبارزه با پ ک ک گذرانده بودند و پس از اتفاقات گزي پارکي، پاکسازي گسترده در پليس و اکيپهاي متخصص ضد تروريسم و ضد پ ک ک، عملا ترکيه را در مقابل تروريسم پ ک ک خلع سلاح نمود و شديدا آسيب‌پذير کرد.

٢- در باره‌ي نقش اسلاميستهاي ترکيه در مشروعيت دادن به تأسيس دولت کردستان بر روي سرزمينهاي غيرکردي، هيچ اغراقي صورت نگرفته استبلکه بر عکس، به سبب نبود آناليستها و استراتژيستهاي مجرب در ميان ما ترکها، کمکاري و اغفال شده است.

پروژه‌ي ايجاد دولت کردستان، معلول عوامل تاريخي گوناگون است. از جمله مبارزه لاينقطع رهبران و روشنفکران کرد در دويست سال أخير براي تأسيس دولت ملي کردستان. اما چراغ سبز دادن بازيگران منطقه‌اي و جهاني به الحاق سرزمينهاي ترک و عرب غير کرد به اين دولت کردستاني، و مشروعيت و مقبوليت بي‌سابقه‌ي جهاني گروههاي تروريست کرد در افکار بين المللي پديده‌أي جديد است. اين، آن خط قرمزي است که با روي کار آمدن اسلاميستها در ترکيه به رهبري اردوغان و پيدايش جريانات اسلاميست سلفي تروريست در منطقه زير پا گذاشته شد.

ايجاد کشور کردستان مساله‌اي پانصدساله نيست. تا أواخر جنگ جهاني اول پروژه‌ي اصلي غرب و روسيه ايجاد دو دولت مسيحي آسورستان در غرب آزربايجان به مرکزيت اورميه و ارمنستان در شرق ترکيه در حوالي وان و ... بود. اين تهديد از خارج توسط عمليات موثر اردوي عثماني و از داخل توسط رهبري داهيانه‌ي مجدالسلطنه افشار ارومي‌اي از بين رفت. اما با گسترش منطقه‌ي کردنشين در جنوب شرق ترکيه به سبب ازدياد نفوس و مهاجرت، اينبار مساله‌ي ايجاد کشور کردستان در اين مناطق اخيرا کردنشين شده ايجاد شد. با ظهور پ ک ک، اوجالان مساله‌ي الحاق غرب آزربايجان به مرکزيت اورميه در شرق مرزهاي ترکيه را به عنوان يک هدف استراتژيک مطرح کرد. با حاکميت اسلاميستهاي سني به رهبري اردوغان، پ ک ک که در زمان اجويت تقريبا تماما از بين رفته بود، دوباره به بازسازي پرداخت، مشروعيت جهاني بدست آورد و سياستهاي راهبردي متعدد تبليغاتي و غرب‌پسند، از جمله دشمني با اسلاميسم، دفاع از حقوق زنان، دفاع از جدائي دين و دولت، گسترش رابطه با اسرائيل و ... را اتخاذ کرد. روسيه –غرب هم در مقابل جنگ گروههاي کرد مسلح و تروريست با اسلاميستها، به اشغال مناطق ترک‌نشين و عرب‌نشين در سوريه، عراق و ايران توسط پ ک ک چراغ سبز نشان دادند و اين توسعه‌طلبي را بديده اغماض نگريستند. بنابراين، آنچه جديد است و معلول حاکميت اسلاميستها در ترکيه، نه مساله‌ي کرد و يا تأسيس دولت کردستان در مناطق کردنشين، بلکه مشروعيت بين المللي گروههاي تروريست کردي و اجازه دادن به الحاق سرزمينهاي ترک و عرب غير کرد در منطقه به دولت کردستان محتمل است.

کسب مشروعيت بين المللي براي پ ک ک و سازمانهاي وابسته به آن بويژه در سوريه، و علاوه بر آن، دادن چراغ سبز به اين گروه و ديگر گروههاي مسلًح و يا تروريستي کرد براي اشغال و الحاق سرزمينهاي غير کردي و تشکيل دولت کردستان در سوريه (و در عراق و بي‌شک در ايران) بر روي اين سرزمينهاي غير کردي، نتيجه‌ي صعود گروههاي اسلاميست در منطقه و مخصوصا سياستهاي منطقه‌اي تماما نادرست اسلاميستها در ترکيه به رهبري اردوغان است.

روي کار آمدن اسلاميستها در ترکيه ربطي به غرب و يا مساله‌ي کرد ندارد. معضل جهان اسلام است و از زمان سيد جمال با ايجاد ايدئولوژي سياسي پان‌سلاميسم آغاز شده و پس از جنگ جهاني دوم در ترکيه تبديل به اسلام سياسي و يا اسلاميسم سني که هميشه جرياني حاشيه‌اي بود گرديده است. اما اين جريان پس از حاکميت اردوغان است که توانست بر جامعه و دولت ترکيه مسلط شود و خصلت اروپائي-غربي، لاييک، دمکراتيک، حقوقي و مدرن دولت ترکيه را گام به گام از بين ببرد.

مشروعيت بخشيدن به گروههاي تروريستي کرد و چراغ سبز دادن روسيه، اروپا، آمريکا، اسرائيل و ديگر بازيگران منطقه‌اي و جهاني به گروههاي تروريست کرد براي اشغال و الحاق سرزمينهاي ترک و عرب در سوريه، عراق و ايران، تا زمانيکه ترکيه جزئي از اتحاد غرب- اروپا، آمريکا، اسرائيل بود هرگز امکان نداشت. اما پس از آنکه اسلاميستهاي سني به رهبري اردوغان، به طور سيستماتيک و آگاهانه به از بين بردن رابطه و اتحاد ترکيه با غرب، اروپا، آمريکا، اسرائيل، اتحاديه اروپا و ناتو پرداخنتد و رويکرد خاورميانه‌أي و اسلاميستي اتخاذ کردند و با سلفيستها و اسلاميستهاي سني منطقه اتحاد سياسي و نظامي تشکيل دادند و شعارهاي امت اسلامي و ضدغربي و ضد اروپائي و ضد يهودي و .. سردادند، غرب به ناچار در جستجوي متفق در منطقه به کردهاي ظاهرا سکولار و مدافع حقوق زنان و ... پناه آورد. پس از آنکه کردها رسما و صراحتا با نيروهاي اسلاميست سني و شيعي در منطقه به جنگ آغاز کردند، در پاداش غرب- روسيه هم به الحاق و اشغال سرزمينهاي ترک و عرب توسط کردها و داخل کردن آنها در ترکيب دولت کردستان محتمل چشم فروبست. اين آست آن خيانت تاريخي که اسلاميستهاي ترکيه به رهبري اردوغان مرتکب شده‌اند.

٣- حاکميت اسلاميستها در ترکيه تهديدي جدي بر عليه منافع ملي خلق ترک در ايران است. با ادامه‌ي حاکميت اسلاميستها در ترکيه، موقعيت اورميه و غرب آزربايجان به عنوان گويا يک سرزمين کردي و کردستاني هم کاملا در افکار عمومي جهاني تثبيت و جاداده خواهد شد. قدم بعدي الحاق اين سرزمينهاي ترکي به کردستان با تضعيت دولت مرکزي در ايران است.

درست يک صد سال پيش دول اروپائي-روسيه در مقابل عثماني در صدد ايجاد يک دولت آثورستان-آسورستان مسيحي در سرزمينهاي ترک به مرکزيت اورميه، به عنوان پاداش به اين گروههاي مسيحي براي شورش مسلحانه شان بر عليه عثماني بر آمده بودند. امروز نيز دولتهاي اروپائي- روسيه-آمريکا- اسرائيل در مقابل اسلاميستها و به عنوان پاداش به نيروهاي کرد براي جنگ در مقابل اسلاميستها، در صدد ايجاد دولتي کردستاني، با اشغال و الحاق سرزمينهاي غيرکرد در سوريه و عراق و ايران هستند. اين فرصت و مشروعيت را اسلاميستهاي ترکيه به دول استعماري اروپائي-روسيه – آمريکا-اسرائيل که اسلاميستهاي ترکيه در بلاهتي تاريخي با همه‌شان در آن واحد سر جنگ دارند تقديم کردند.

شهر اورميه هدف شخص اوجالان است تا در آن جاي پائي براي پ ك ك در جوار مرزهاي شرقي ترکيه درست كند. اوجالان شخصا و هميشه به تصاحب اين شهر به عنوان شهري در روژ هيلات تاكيد كرده است. زيرا در مناطق جنوبي كردستان حزب دمكرات كردستان حاكم است كه با پ ك ك رقابت دارد و مانع از اسكان پ ك ك در آنجا مي‌شود. به عبارت ديگر امحا و يا حداقل تضعيف پ ك ك يكي از لازمه‌هاي نجات اورميه از اشغال و الحاق و قتل عام و نسل‌کشي توسط گرههاي مسلح کردي است. تضعيف پايه‌ها و مشروعيت پ ك ك نيز هنگامي تسهيل مي‌شود كه اسلاميستها و اردوغان از حاكميت سياسي تركيه حذف شوند. بنابراين تركهاي ساکن در ايران مي‌بايست دست از حمايت ضمني و آشكار از اردوغان و اسلاميستهاي حاکم بر اين کشور بكشند.

عامل ديگر مساله‌ي دشمني اسلاميستهاي تركيه با يهوديان است كه باعث شد يهوديان كه نفوذ قابل ملاحظه‌اي در رسانه‌ها و مراكز سياسي و تحقيقاتي جهاني دارند مجبورا در مقابله با اردوغان و اسلاميستها به اتفاق با كردها بپردازند. اين حادثه نيز ورق را به طور استراتژيك به نفع كردها تغيير دارد. در حاليكه تركهاي ساکن در ايران كوچكترين مساله‌اي با يهوديان ندارند و نمي‌بايد مقلد سياستهاي تخريبي اسلاميستهاي تركيه بگردند. حتي تركهاي آزربايجان و يهوديان آن در گذشته همواره همزمان مورد قتل عام گروههاي مسلح و تروريستي ارمني و آسوري و كردها بوده‌اند. تركهاي ساکن در ايران بايد همانطور كه دولت آزربايجان بدرستي عمل مي‌كند به اتحاد استراتژيك با يهوديان براي مقابله و بالانس كردن اتحاد روسيه، ارمنستان، ايران و گروههاي مسلح و تروريستي كرد اقدام كنند.

هيچ گروه سياسي اسلاميستي، چه سني چه شيعي نمي‌تواند متحد و متفق خلق ترک ساکن در ايران باشد. تركهاي ساکن در ايران بويژه در خارج بايد مواضع صريحتر سكولاريستي و ضد اسلاميستي و مدافع حقوق زنان ... اتخاذ كنند. اين به تنهائي باعث رغبت غرب به تركهاي ساکن در ايران و آزربايجان خواهد شد. اكنون كردها تصميمات استراتژيك غرب پسندانه درستي گرفته‌اند (مخالفت با سياستهاي آنتي دمکراتيک اردوغان، جنگ با اسلاميستهاي منطقه، دفاع از حقوق زنان  ....) و در نتيجه به سبب سمپاتي كه جلب كرده‌اند غرب توسعه‌طلبي كردي را ناديده مي‌گيرد....

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.