ریشهشناسی آلتائیک کلمات آقا، آغا، آخی، آخوند، خونکار،
آخان، آغان، آغار، آغاسی، آغاجی، باباسی، کاکا
مئهران باهارلی
عناوین بسیار مشهور آغا و آقا، کلماتی تورکی – موغولی – آلتائیک هستند که از طریق زبانهای موغولی و تورکی به زبانهای متعددی در آسیا و اوروپا از جمله زبانهای ایرانیک و در این میان تاجیکی – دری - فارسی وارد شدهاند. در این رساله به این کلمات، تعدادی از کلمات همریشه با آنها و چند کلمهی مشابه دیگر پرداختهام.
مصدر موغولی آقی (Aqi-): افزوده، بزرگتر شدن و رشد کردن از هر جنبهی مثبت و مقبول (سن، وزن، حجم و اندازه، ارتفاع، مقام و رتبه، احترام، قدرت، اوتوریته، ثروت، امتیاز، تجربهی مسلکی و یا سطح حرفهای، ...)، پیشرفت کردن، جلو رفتن، ترقی نمودن، اعتلاء یافتن، عالیرتبه و بلندپایه شدن، ترفیع یافتن، صعود کردن، ... از بن مصدری موغولی آقی و یا معادلهای آن در دیگر زبانهای آلتائیک، کلمات متعددی مشتق شدهاند. بعضی از کلمات مشتق شده از این مصدر در موغولی مودرن عبارتند از «آخیخا» و «آخیخ» به همان معانی مصدر آقی؛ «آخلاخ» به معنی رهبری و صدارت و ریاست کردن، نظارت کردن؛ «آخیچ» به معنی پیشرفت، توسعه، موفقیت[1].
مصدر موغولی آغا (Aqa-): برخاستن، صعود کردن، بلند کردن یا بالا رفتن. در واژههای مشتق، این ریشه به عنوان پایهی اصلی برای بسیاری از افعالِ دالّ بر حرکت عمودی به بالا عمل میکند. برای نمونه، این ریشه ارتباط مستقیمی با پسوندهای تشدیدی و سببی در زبانهای موغولی مشترک دارد که معنای «بالا بردن» یا «به بالا بلند کردن» را میرسانند. از مشتقات این مصدر در موغولی مودرن، پسوندهای اصطلاحیِ «آخ» و «آواخ» مرتبط با عملِ بلند کردن هستند[2].
صدای خاص ق در موغولی میانه [k̟]: در موغولی میانه حرف «ق» کلمات آقی و آقا و ... با صدایی خاص بین قاف و کاف و خ تلفظ میشد. این صدای خاص «ق»، در موغولی مودرن اغلب به صدای خ تبدیل شده، اما هنوز در زبان اوزبیکی افغانستان و بعضی از لهجههای تورکمانی معاصر تورکایلی (مثلا در استان همدان) وجود دارد.
آقا – آغا: برادر بزرگتر، سرور
آقا یک کلمهی مشترک زبانهای آلتائیک (The Altaic / Transeurasian Hypothesis) است[3]: آکا و یا آکئ (Ake, Aka) در زبان پروتوتونگوزیک، (Aka, Aki) در زبان ائوئنگکی، (Aga)، در زبانهای نانائی و اولچ، آخون (Ahūn) در زبان مانچو (ریشهی کلمهی «آخوند» امروزی، همریشه با کلمات چینی آقان و آقی به معنی برادر بزرگتر[4]. مبحث آخوند در ادامهی مقاله)[5]، و آقا (Āka) در زبانهای موغولیک[6] و تورکیک[7]. ریشهی این کلمه در زبان پروتوتورکیک به معنای اولیهی برادر بزرگ و یا خویشاوند مذکر مسن و عنوانی نشاندهندهی جایگاه اجتماعی والا، ارشد، احترام و اقتدار در درون یک تبار خویشاوندی بود. آقا در بسیاری از زبانهای تورکیک معاصر تورکستان قدیم از قبیل قازاقی، قیرقیزی، اوزبیکی و اویغوری معنای اولیهی خود «برادر بزرگتر» را همچنان حفظ کرده است. اما در زبان تورکی (اوغوزی غربی) این کلمه معنای اولیهی خود بالکل از دست داده است. در قلمروی عوثمانلی صرفا فورم آغا، تلفظی از آقای تورکیک باستان حفظ شده و به مرور زمان معنی ارباب، رئیس یا سرور، صاحب؛ افسر نظامی در اوردو یا سرپرست خواجهسرایان دربار عوثمانلی را کسب کرده[8]، در تورکی مودرن تورکیه نیز آغا – آآ (Ağa) به معنی ارباب و زمیندار و مالک روستا است. آقا در تورکی تورکمانی معاصر (ایران، تورکایلی، آزربایجان) عنوانی احترامآمیز به معنی رئیس، سرور و جناب، و در بعضی از لهجهها مانند اورمو (اورمیه) به معنی پدر است. این کلمه در بعضی از لهجههای تورکمانی (مانند استان همدان) با صدای خاص ق موغولی میانه [k̟] و در دیگر لهجههای تورکمانی که فاقد صدای مذکورهستند، به دو صورت آقا (مانند حرف ق در قار - برف) و گاها آغا (مانند نام آغا محمد خان قاجار) تلفظ میشود. در رایج شدن تلفظ آغا، وجود مشتقات همریشهی آن (آغماق، آغیش، آغمان، آغان، آغمیش، ...) که در تورکی تورکمانی معاصر با حرف غ تلفظ میشوند هم موثر بوده است. کلمهی آقا از طریق زبان تورکی به زبانهای اوروپایی (اصیل، نجیب، شریف)، سامی (بزرگان، رجال) و ایرانیک (کیا، مهتر، سرور، خواجه) وارد شده است.
آغا: عنوان زنان خاندان سلطنتی و اشراف
علاوه بر کلمهی موغولی آغا در زبان تورکی که فورمی از عنوان مردانهی آقا به معنی برادر بزرگتر و سرور و .... است، یک عنوان زنانهی آغا ماخوذ از زبان موغولی هم وجود دارد که به معنی خانیم، بانو، زن اشرافی، خاتون، شاهزاده خانیم، شاهزاده خانیم اصیل است. آغا در گذشته یک عنوان زنانهی محترمانه و افتخاری برای همسران اصلی خاقان، اعضای زن خاندان سلطنتی، شاهزادهخانیمهای دارای تبار سلطنتی، زنان عالیتبار و عالی نسب و اشرافی، همسران اعیان و نجبا، چهرههای زن مورد احترام در سنتهای موغولی قرون وسطی و اویرات (غربی)، ... بود[9]. در محیطهای درباریِ کهن موغول - تورک، افراد ارشد و سالخوردهی خاندان و مخصوصا زنان (مادر-سالاران) خانواده، «فضای والا» را در اختیار داشتند و از «جایگاه افتخارآمیز» برخوردار بودند. در متون قدیمی و اسامی شخصیتهای تاریخی مانند آغا بیگیم خاتون و ... هر جا که کلمهی «آقا» در مورد زنان به کار رفته، باید به صورت «آغا» تصحیح شود.
ریشهی نهایی هر دو عنوان مردانهی آقا – آغا و زنانهی آغا، کلمهی پایهی پروتو-موغولیک و پروتو-تورکیک Aka / Aqa /Āqā از واژهگان مشترک مجموعهی گستردهتر ماکروآلتاییک یا ماوراء اوراسیا است که از مفهوم ارشدیت خانوادهگی و خویشاوندی عشایر اوراسیا سرچشمه میگیرد. در ساختارهای قبیلهای عشایری و خویشاوندی جوامع استپی اوراسیا در قرون وسطی، اقتدار و رهبری بر اساس ارشدیت و نه جنسیت، بنا شده بود. برخورداری زنان از جایگاه ارشد، احترام و اقتدار دودمانی و رتبهی اجتماعی بالا، موجب شده بود که عنوان آقا – آغا در آغاز نه تنها برای مردان، بلکه برای همسران پادشاهان، زنان خاندان سلطنتی و شاهزادهخانمهای خاندانهای شاهی نیز، و به صورت عنوانی عمومی برای ارشدیت، اقتدار، احترام، رتبه و رهبری عضو ارشد خانواده یا خویشاوند فارغ از جنسیت او به کار رود. اما این مفهوم به مرور زمان - برای نخستین بار در زبان اداری و دربارهای امپراتوریها و دولتهای موغول – تورک موغولتبار در آسیای میانه، خاورمیانه، ایران و تورکایلی - دوچار تفکیک جنسیتی شد. در این دوره این عنوان و دارای دو املاء با دو معنی متفاوت شد تا تمایز و تشخص اعضای مذکر و مونث خاندان سلطنتی را نشان دهد: فورم آقا (Āqā) معنای اولیهی «برادر بزرگتر»، «عضو مردِ ارشدِ خانواده»، و «سرور» را حفظ و معنی ثانویهی ارباب و صاحبمنصب را هم کسب کرد و مبدل به عنوانی مردانه شد، و فورم «آغا» برای نشان دادن نسبتهای خویشاوندی سلطنتی و اشرافیِ زنانِ نخبه تخصیص یافت و به یک عنوان افتخاریِ زنانه تبدیل شد. اما بر خلاف ساحهی تورکمانی مخصوصا تورکایلی که مرکز امپراتوریها و دولتهای موغول و موغولتبار ایلخانلی و جالاییرلی و چوپانلی و تیمورلو .... بود، در قلمروی عوثمانلی و آناتولی غربی – استانبول – بالکان که تحت حاکمیت موغول در نیامده بود، این تفکیک جنسیتی به وقوع نهپیوست و عنوان زنان اشرافی آغا ظاهر نهشد. در زبان محاورهای معاصر موغولی عنوان درباری آغآ به یک اصطلاح خانوادهگی صمیمی تبدیل شده است[10] و اغلب به عنوان یک خطاب محبتآمیز و صمیمی برای خواهر بزرگتر یا یکی از بستهگان زن نزدیک و مسنتر استفاده میشود. در موغولی مودرن (خالخا) از ریشهی آغا به معنی زن اشرافی و خاندان سلطنتی، کلمات آخای (Akhai)، آخائیتان (Akhaitan) (احتمالا مرتبط با خاتون) هم وجود دارند که به عنوان القاب احترامآمیز و رسمیِ برای خطاب قرار دادن بانویی باوقار یا زنی پخته و جاافتاده، با نهایت احترام به کار میروند. در هزارهگی - گونهای زبان دری که توسط هزارههای موغولتبار – تورکتبار در افغانستان و خراسان ایران صحبت میشود[11]، آغا به معنی خواهر بزرگتر یا خانیم است.
آخی: پسر یک نجیبزاده، جوانمرد
عنوان موغولیالاصل آقی – آخی همریشه با آقا و آخ (به معنی برادر بزرگتر)، اما غیر از آن است. آقی – آخی (Aqi, Axi) در آغاز عنوانی احترامآمیز برای اشاره به پسرِ یک شخص دیگر، یک شاهزاده و یا پسر یک نجیبزاده، و آقئ – آخئ (Axé, Aqé) لقبی افتخاری بود که هنگام خطاب قرار دادن پسران اشراف یا امپراتوران استفاده میشد[12]. در قرون ۱۲-۱۳ تورکمانان منسوب به اهل فتوت از اسلام هترودوکس در تورکایلی و آناتولی آقی – آخی نامیده شدند. پس از آن آخی، معنی شخص منسوب به جریان آخیلیک - اهل فتوت و با تعمیم معنی جوانمرد، مهمان دوست و عالیجناب کسب کرد[13]. هستههای اصلی تورکمانها گروههای موغول و موغولتبار تورکزبان شده بودند که در خاورمیانه وآناتولی با تاتارها، چاغاتایها و دیگر گروههای تورکیک طائفهای در هم میآمیختند. دلیل اصلی آخی (یک عنوان موغولی) نامیدن تورکمانهای منسوب به جریان فتوت، وجود این هسته و تبار غالب موغول – تاتار در میان تورکمانها و آمیخته شدن شدید اسلام تورک و در این میان جریان فتوت و بعدها علویگری تورک که در میان آنها ظهور کرد، با عناصر اعتقادی مونقولیک-تورکیک شامانیسم، تنگریسم، آنیمیسم و طبیعتپرستی، ... بود (این عنصر تباری موغول، همچنین باعث پیدایش لهجههای تورکمانی زبان تورکی در ایران و قفقاز و آناتولی شرقی شد که بر خلاف لهجههای عوثمانلی و بالکانی زبان تورکی، دارای کلمات بیشمار موغولی و تورکی شرقی است). وجود تشابه لفظی و معنایی بین «آخی» موغولی به معنی جوانمرد (در نام آخیلیق: جریان فتوت تورک - موغول) و «اَخیٖ» عربی به معنی برادرم (در نام اَخیلیک: اخوت، جریان فتوت عربی – فارسی) نیز، در انتخاب عنوان موغولی آخی برای نامیدن تورکمانان منسوب به جریان اخوت در تورکایلی و آناتولی موثر بوده است. این تشابه لفظی و معنایی، باعث شده است که عنوان و کلمهی موغولیالاصل «آخی» به معنی جوانمرد، اغلب بر اساس اصطلاح عربی «اخی» به معنی برادر من، ریشهیابی و حرف ی آخر آن پسوند ملکی اول شخص مفرد -ی در زبان عربی گمان شود. پسوند عربی ملکی اول شخص مفرد -ی و بعضا جمع آن -نا من باب احترام به عناوین تصوفی اضافه میشود (مانند بالی، چلبی، افندی، مولانا). اما این، یک ریشهیابی مردمی و غیر علمی است.
آخون - آخونت - آخوند: خطیب و واعظ
آخوند به معنی خطیب و واعظ عمامهدار ، موللای مطلع از علوم ادبیه، عالم علوم دینی، مکتبدار کودکان در مکاتب مذهبی، معلم علوم شرعیه یا آدمی که از طریق دین امرار معاش میکند، روحانی مسلمان، ... است. این کلمه که در دورهی دولت تورک تیمورلو از تورکستان قدیم – تورکستان چین وارد خاورمیانه شد، دارای ریشهی آلتائیک است و ریشهشناسیهای آن بر اساس کلمات فارسی خواندن و خداوند، آرخون یونانی (ἄρχων, Árkhōn) به معنی حاکم و رئیس و رهبر و فرمانده، و یا آرخون – آرغون تورکی نادرست است. ریشهشناسیهای آلتاییک کلمهی آخوند عبارتند از:
۱- از ریشهی چینی خیونگ (Xiōng 兄): در چینی معاصر آهونگ 阿訇 عنوانی احترامآمیز برای روحانیون والا مقام[14]، و محرف کلمهی چینی باستان خیونگ (Xiōng 兄) به معنی برادر بزرگتر، مرد ارشد است که تحت تاثیر وامواژهی آقان (Āgān) از زبان پارامونقولیک خییانبئی (Xianbei) به معنی برادر بزرگتر و یا خویشاوند مذکر مسنتر، پیشوند ندای «آ» به اول آن اضافه شده است[15]. این واژه در اصل به فردی اشاره داشت که از جانب خانواده سخن میگفت یا دعا میکرد؛ وظیفهای که از دیرباز بر عهدهی برادر بزرگتر بود. این ریشهشناسی کاملا و دقیقا با معنی خطیب و واعظ آخوند مطابقت دارد. کلمات «آقین Акын, Ақын» به معنی اوزان و ترانهسرای مردمی در قازاقی و قیرقیزی[16] احتمال ارتباط آخون با سخنگویی و ریشهشناسی آلتائیک آن را تقویت میکند. در انسانشناسی و جامعهشناسی، پویایی مکانیسم فرهنگی و ساختاری که در آن اعضای مسنتر یک جامعه انحصار یا امتیاز شدیدی بر خطابت و سخنرانی عمومی، تصمیمگیری و اقتدار دارند، به عنوان «حکومت سالخوردهگان – سالخوردهسالاری» (Gerontocracy) شناخته میشود. این پدیده بر وجه تسمیهی آخون و مشتق شدن آن از آخ – آقا به معنی عضو ارشد خانواده پرتوافکنی میکند. در بسیاری از جوامع غیر صنعتی مبتنی بر خویشاوندی یا سنتی شفاهی، «امتیاز صحبت کردن» به شدت تنظیم و برای سالمندان خانواده محفوظ بود. آنها کتابخانههای زنده و تنها حافظان سرمایهی فکری و دادههای حیاتی مربوط به تاریخ قبیله، آیینهای معنوی، شجرهنامهها و استراتژیهای بقای زیستمحیطی (مانند محل یافتن آب در خشکسالی) بودند، که اعضای جوانتر خاندان مجبور بودند در مقابل آنها ساکت بهمانند، گوش دهند و یاد بهگیرند. در بسیاری از باورهای سنتی، سالمندان در عین حال و اغلب نزدیکترین دروازهی زمینی برای ورود به قلمروی اجدادی تلقی میشدند و سخنان آنها بار معنوی قابل توجهی داشت. در این بستر، مشتق شدن کلمهی آخون به معنی واعظ و خطیب و روحانی در زبانهای آلتائیک باستان از بن اخ – آقا به معنی فرد ارشد خاندان بسیار طبیعی است.
پیشوند یا هجای آوایی اولیهی پارامونقولیک Ā: در زبان پارامونقولیک شیانبی – خیانبی (Xianbei)، این پیشوند ندایی محبتآمیز و غیر رسمی برای نشان دادن صمیمیت یا دوستی بود و قبل از نامهای شخصی، لقبها و اصطلاحات خویشاوندی استفاده میشد. پیشوند پارامونقولیک Ā که به طور گسترده در آوانویسی و تطبیق نامهای شیانبی به حروف چینی (اغلب به صورت 阿 رونویسی میشوند) مورد استفاده قرار میگرفت، به مرور زمان وارد زبان چینی شد و قراردادهای نامگذاری عشایری را با دستور زبان چینی پیوند داد. در آوانمایی (Onomatopoeia) و تصویرسازی صوتی (Iconopoeia) زبانهای مونقولیک نیز، مصوت «a» عمدتاً نمایانگر و بیانکنندهی موجودی مذکر، عظیم، نیرومند، گسترده، استوار، قوی و باشکوه است که از افق برمیخیزد و به بالا صعود میکند[17]. در چینی معاصر پیشوند پارامونقولیک Ā اغلب به بخشی تکهجایی از یک نام خاص یا واژهای مربوط به خویشاوندی (مانند *ā-yí* برای خاله یا عمه) افزوده میشود تا نشاندهندهی صمیمیت یا پیوند خانوادهگی باشد[18]. احتمال دارد که جزء «آ» در کلمات تورکی آجان، آبجی و آبی و آبلا (در ادامهی مقاله)، همچنین جزء «آ» در عنوان آخون – آخوند نه مخفف آغا، بلکه همان پیشوند خویشاوندی پارامونقولیک آ- باشد که از طریق زبان موغولی به زبان تورکی داخل شده است.
اضافه شدن حرف ت-د به آخون ← آخونت - آخوند: «ت-د» در آخونت - آخوند حرف پروتز اضافه شده به آخر کلمه است. در لهجههای تورکمانی گاها حرف پروتز «د - ت» به آخر کلمات و توپونیمها، مخصوصا اگر مختوم به حرف «ن» باشند افزوده میشود. مانند تبدیل ساپان (فلاخن) ← «ساپاند»، «شاهیسئوهن» (نام ایل تورک به معنی دوستدار شاه در تورکی) ← «شاهسوند»، «کورهن» ← کُرَند، و نام طایفهی موغولی قاتاغان ← قاطاوان - قاتاوان ← قَطَوَن← قطوند (روستایی از توابعِ گلچیدر مریوان)[19]، یاسوکن ← یاسوکند، همچنین گؤبه ← گؤبهت – گومبهت (گنبد)، سالماس ← سالماست (در متون قدیمی: سلماست)، ساری داش به سردشت[20]. حادثهی اضافه شدن پروتز د-ت به آخر کلمات در زبان فارسی هم مشاهده میشود. مانند: فن ← فند، خورش ← خورشت، بالش ← بالشت، خرف ← خرفت، .... این حادثه در تورکستان قدیم هم دیده میشود. مانند تبدیل آسان ← آسانت (← «هاساند» در تورکایلی). فورم آسانت در قدیمیترین نسخهی مقدمة الادب زمخشری دارای ترجمهی تورکی از (نسخهی کتابخانهی یوزقات در تورکیه، تاریخ ۱۲۵۷ میلادی) به کار رفته است: «سَهُلَ سُهُلةً: اسانَت بولدی، اسان شد»[21]. به احتمال بسیار تبدیل آخون به آخونت هم برای اولین بار، در تورکستان چین جزئی از ساحهی جغتایی در تورکستان قدیم رخ داده و سپس در زبان دری – فارسی حرف ت به حرف د مبدل شده است. امروز در زبانهای تورکیک قازاقی (Ақын, Ақұн)، قیرقیزی (Акын, Акун)، تورکمنی (Ahun) و اویغوری (ئاخۇن) همچنان فورمهای اولیه بدون حرف پروتز ت-د، و در اوزبیکی (Oxund) و لهجههای تورکمانی زبان تورکی رایج در ایران و تورکایلی (آخیت) فورم متاخر با حرف پروتز ت-د وجود دارند.
۲-از ریشهی چینی خیونگ (Xióng 雄): به معنی مرد توانا، پرشور یا رهبر و پیشگام در میان نیروها. در متون ادبی کلاسیکِ خاص یا گویشهای محلی 雄兄 (Xióngxiōng) ترکیب دو کلمهی خیونگ (Xiōng 兄) و خیونگ (Xióng 雄) یک عنوان بسیار محترمانه یا تأکیدآمیز برای خطاب قرار دادن برادر بزرگتر یا همتای مردی که از قدرت یا توانمندی بالایی برخوردار است میباشد.
۳-ماخوذ از کلمهی آخون (Ahūn) در زبان مانچو به معنی برادر بزرگتر، همریشه با کلمهی آکین (ائوئنکی، اوروچ)، آقین (ائوئن)، آخون (مانچوری ادبی، جورچهن)، آخین (سولون)[22]، که به زبان موغولی و از آن طریق به زبانهای تورکی و دری – فارسی وارد شده است. این کلمات معادل آقا در دیگر زبانهای تونگوزیک و مونقولیک و تورکیک[23] هستند که به آخر آنها حرف «نگ» اضافه شده است[24]. حرف پروتز «ت-د» در تورکستان قدیم (جغتایی) و یا ساحهی تورکمانی به آخر آخون افزوده شده است.
آ-آآ، آجان، آبجی، آبی، آبلا
در ابتدای بعضی از اسامی و عناوین و کلمات تورکی که برای خویشاوند مسن و بزرگتر استفاده میشوند، جزء «آ» وجود دارد. مانند «آجان – آ جان» (Âcan) در لهجهی تبریز (پدر عزیز)، نام مردانهی «آخان» و نام زنانهی «آغان» (در ادامهی مقاله)، «آبیÂbi » (برادر بزرگتر) و «آبلاAbla » (خواهر بزرگتر) در تورکی تورکیه، ... جزء تورکی «آ» در ترکیباتی عامیانه مانند «آبجی» (خواهر بزرگتر)، «آکبلای» (کربلایی) به زبان فارسی هم وارد شده است. جزء «آ» در این کلمات را میتوان به دو صورت ریشهیابی کرد:
۱- آآ (AA) - آ (Â) مخفف عنوان مردانه و یا زنانهی آغا است. در موغولی میانه حرف غ واقع بین دو حرف صدادار حذف میشود. مانند تبدیل قاغان (خاقان در عربی) ← قاآن. حادثهی حذف صدای غ در تورکی تورکمانی معاصر هم – حتی به صورتی گستردهتر – وجود دارد: -غان ← -ان (یازغان ← یازان)، -غو ← -ی (یازغوجی ← یازیجی)، -لوق ← -لو (اورمولوق ← اورمولو). در لهجههای بالکانی (گاگاووزی) و عوثمانلی (استانبولی) زبان تورکی صدای غ علی القاعده تلفظ نهمیشود. مانند تبدیل آغا بی ← آبی (برادر بزرگتر)، و آغا بالا (فرزند دختر) ← آبلا (خواهر بزرگتر). در نتیجهی روندهای مذکور یعنی مهاجرت قیزیلباشهای آناتولی غربی به ایران در دورهی تورکمانی (قاراقویونلو، آغقویونلو، قیزیلباشیه، آفشاریه، قاجاریه)، حذف غ در موغولی میانه و لهجههای تورکمانی بومی که از قبل در ایران و تورکایلی در جریان بود، کلماتی مانند «آجان» در لهجهی تبریز به معنی پدر (مرکب از «آآ» مخفف «آغا» و «جان» کلمهای تورکی به معنی گرانقدر و عظیمالشان)، و «آبجی» در فارسی (مرکب از «آ» مخفف «آغا» و «بَجی» مخفف باجی به معنی خواهر) به وجود آمدهاند.
۲- جزء «آ» در اول کلمات آجان، .... پیشوند پارامونقولیک Ā در زبان شیانبی – خیانبی (Xianbei) است که قبل از نامهای شخصی، لقبها و اصطلاحات خویشاوندی به عنوان ندایی محبتآمیز و غیر رسمی برای نشان دادن صمیمیت یا دوستی استفاده میشد. (نگاه کنید به مبحث آخوند).
خونکار - خونکار: قدّیس و ولی
کلمهی خونکار اگرچه اغلب با کلمهی ایرانیک خداوندگار ریشهیابی میشود، اما غیر از آن؛ کلمهای آلتاییک همریشه با کلمهی آخون (آخوند)، مرکب از «خون» (جزء دوم کلمهی آخون) به علاوهی پسوند موغولی «-کار» است. این پسوند موغولی و گونههای متعدد آن (-کار، -کر، -گار، -گر، -قار، -قر، -یار، ...) که از اسم و یا صفت فاعلی میسازد برای نسبت دادن یک ویژهگی حسی یا حالت جسمانی اغراقآمیز، بار معنایی عاطفی قوی، یا سبکی بسیار خاص به یک شیء یا موجود زنده به کار میرود[25]. بنا به این ریشهشناسی واژهی خونکار موغولی به معنی شخصی دارای مقام بسیار محترم و فوقالعاده ارشد روحانی، قدّیس، ولی، اولیاء و عزیز و سَنْت (Saint) است. این ریشهیابی را عنوان قدّیس تورک خراسانی «خونکار حاجی بکتاش ولی»، شخصیت مرکزی طریقت بکتاشی از مذهب تورکی علوی هم تائید میکند. در این نام، «حاجی» محرف کلمهی تورکی آجی -اهجی – اهچیAcı – Eci – Eçi عنوانی محترمانه برای مردان سالمند مقدسمآب، دقیقا مترادف خونکار (موغولی) و ولی (عربی) و به معنی قدّیس و عزیز و سَنْت (Saint) در زبانهای اوروپایی است[26].
نام مردانهی آخان - آقان: برادر بزرگتر
آخان تلفظ تورکمانی اسم مردانهی آقان در دیگر زبانهای تورکیک، موغولی، تونگوزی و چینی و .... است. اسم آقان به تنهایی و یا در ترکیبات در زبانهای تورکیک باشقورت، قازاق، تاتاری، قیرقیزی، تورکمنی وجود دارد: آقان بای، آقان بیی، آقان آی، آقان آمئت (تورکمنستان قرن ۱٩)، آقان دای (برادر چاغان دای در قیرقیزیستان). اسم آخان در گذشته در میان تورکان در سرتاسر ایران هم رایج بود. به عنوان نمونه از گذشتهگان ایمره خان (امیر خان) فرزند آخان بیگ فرزند امامقلی بیگ (از روستای صالحان، از توابع بخش کجور شهرستان نوشهر در استان مازندران)[27]، و از معاصرین «آخان بیگ باهارلی»، قهرمان ملی تورک در سالهای جنگ جهانی اول[28]. شاید فورم اولیهی اصطلاح «خان داداش» در تورکی به واقع «آخان داداش» بوده است. آخان و فورمهای نزدیک به آن به معنی برادر بزرگتر، بؤیوک قارداش، داداش، همریشه با کلمات تورکی-موغولی «آخون»، «آقا، آغا، آکا» (محترم، شخص برجسته، بزرگ، سرور، سرکار، ارباب، صاحب، اعیان؛ برادر بزرگ، داداش، پدر)؛ «آغاسی»، ... است. آقان در زبان چینی هم موجود و یک وامواژه از زبان پارامونقولیک خیانبئی است[29].
در زبان تورکی کلمات مشابهی وجود دارند که با اسم مردانهی آخان ارتباط ریشهشناسیک نهدارند:
۱-آقان: حاکم و امپراتور سفید (اونوماستیکوم)، و یا
خدای نیکی و روشنی در دین شامانها. مخفف «آغ خان» و مرتبط با «آغ – آق» به معنی
سفید که نشان اصالت و علوّ مقام و پاکیزهگی و الیت بودن («آغ» کؤکو داها چوخ یوکسهکلیک،
اوجالیق، یوخاریلیق و اوستونلوکله ایلگیلیدیر)، در مقابل «قارا» که نشان دون پایهگی
و عوام و آلودهگی و مردمی بودن است.
۲- آخان، مخفف «آقا خان». مانند نام
«کل آخان» (کربلایی آقا خان) در کازرون[30]
۳-آخان: جاری شونده، روان، گذرا. از مصدر آخماق تورکی، شاید مرتبط با آغان به معنی ستارهی دنبالهدار.
نام زنانهی آغان: بانوی بسیار باوقار و فوقالعاده محترم
آغان اسمی ندرتا مردانه و اغلب زنانه است. به عنوان نمونه «آغان بوکه» (Ağanbüke) - آغان بیکه نام الاههای در تورکی قدیم و معادل آغان بیگیم، آغان بیگوم، ... است[31]. بنا به اظهارات محقق تورک فتحالله ذوقی، تا این اواخر نمونههایی از کاربرد آغان به عنوان اسم زنانه در مراغه وجود داشت[32]. ریشهیابیهای اسم آغان چنین است:
۱ -حاصل ترکیب آغایی + پسوند -ان: پسوند جمع –ان در تورکی قدیم و موغولی کلماتی میسازد که اگرچه جمع هستند اما بعضا من باب احترام برای یک شخص و در معنی مفرد به کار میروند[33]. این پسوند در زبان موغولی به آخر کلمات مختوم به «آایی» میآید[34]. بنا به این ریشهیابی، آغان مرکب از کلمهی موغولی«آغایی» (آخایی) - یک عنوان افتخاری برای خطاب قرار دادن بانوان اشرافی، باوقار، دارای جایگاه بالا، نخبه و نجیب بسیار محترم، بالغ و باتجربه -، و پسوند -ان است. (در امپراتوری موغول کبیر و دورههای بعدی، همسران اصلی یا ارشد خانها و اشراف با عنوان مرکب «آغای (آغایی) خاتون» به معنی ملکهی محترم ارشد مورد خطاب قرار میگرفتند). در موغولی خالخایی مودرن، آغایی (آخایی) هنوز هم روشی محترمانه برای خطاب قرار دادن یک زن مسن یا متاهل است[35]. کلمهی «آغایی» خود مرکب از عنوان زنانهی افتخاری آغا به علاوهی پسوند موغولی اسمساز -и (-i) یا -ай (-ai) است. افزودن این پسوند که اسمهای محبتآمیز، مودبانه یا افتخاری میسازد به عنوان زنانهی آغا(аха + ай = ахай) ، آن را که صرفا یک اصطلاح خویشاوندی است به یک خطاب بسیار محترمانه ارتقاء داده است[36].
۲-«آغان» به معنای ۱-صعود کننده به آسمان، بلندمرتبه و بزرگوار ۲-جدّ و توتم (روح حیوان) ۳- یک عنوان دینی محترمانه معادل حضرت و جناب (نگاه کنید به آغار، در ادامهی مقاله).
۳-آغان: ستارهی دنبالهدار، که در آسمان شب تاریک ظاهر و به سرعت حرکت میکند. در این کلمه سه مفهوم صعود کردن (آغماق)، روانه شدن (آخماق) و روشن (آغ) مستتر است.
آوغایی: همسر. اسامی و عناوین همریشهی «آغا» (بانوی اشرافی و یا منسوب به خاندان سلطنتی)، «آغایی - آغای» (بانوی سالمند باوقار و نجیب) و «آغان» (بانوی فوقالعاده محترم)، به غیر از کلمهی موغولی آوغایی Avgai (Авгай) به معنی همسر (زن) هستند. بر خلاف کلمات آغا، آغایی و آغان که از کلمهی آقا به معنی برادر بزرگتر مشتق و سپس دوچار تفکیک جنسیتی شدهاند، کلمهی آوغایی از کلمهی آوغا (آباقا) به معنی خویشاوند پدری مخصوصا عمو مشتق است که بعدها معنی زنان خویشاوند از طرف پدر و در نهایت در نتیجهی تفکیک جنسیتی معنی زن (همسر) را کسب کرده است[37].
آغار: شریف، عالیرتبه، دریادل
کلمهی تورکی «آغار» به معنی شریف،
عالیرتبه و بلندمرتبه، گرامی، ارجمند، معز ، دریادل و فراخچشم است. اجماع موجود بر مشتق شدن آن از بن «آغ» به معنای بلندی،
والایی، علوّ مقام، ... (یوکسهکلیک، اوجالیق، یوخاریلیق، اوستونلوک، آریلیق)،
و در نتیجه همریشه
بودن آن با «آغماق»
و «آغساماق» (صعود کردن، ارتفاع
گرفتن، عروج، اعتلا، تعالی، طیران، یوکسهلمهک، یوخاری
چیخماق،
اوجالماق)[38]؛ «آقا، آغا، آکا» (محترم، شخص برجسته، بزرگ، سرور، سرکار،
ارباب، صاحب، اعیان؛ برادر بزرگ، داداش، پدر)؛ «آغیش» (یوکسهلیش،
یوخوش)، «آغمان – آومان» (محترم، لایق، در
تورکی قاراچای بالقار)، آغیت (ناله و زاری در سوگواری که به آسمان بلند میشود)، و از نئولوژیسمها «آغان» و «آغمیش» (شهید)[39]
است. آغار به سبب شباهت لفظی با دو
کلمهی تورکی «آغیرAğır » و کلمهی موغولی «آغآرAğâr » با آنها امتزاج معنایی و معانیای مانند گرانقدر و دریادل را کسب
کرده است. کلمهی تورکی آغیر به معنی سنگین، مجازا وزین و
گرانقدر و گرانسنگ از مصدر «آغیرلاماق» (آغێرلامێشی Ağırlamışî، عزیزلهمهک،
تعزیز و گرامی داشتن، تکریم کردن، بزرگداشت)، و کلمهی موغولی آغآر «Agaar» به معنی آسمان باز، جوّ و هوا[40] و مرتبط
با کلمات Aγa₁- و Aγuu (فضا، آسمان، افق باز، فضاهای فیزیکی فراخ و
وسیع، پهناور و گسترده) است[41].
نام خانوادهگی آغاسی: متعالی و شرافتمند، مبادی آداب
آغاسی به عنوان یک نام خانوادهگی کلمهای تورکی با ریشهشناسی غیر قطعی است که در میان مشاهیر تورک برای نخستین بار در شهرت حاج میرزه آقاسی بایات ایروانی (صدراعظم محمدشاه غازی قاجار) دیده میشود. نام خانوادهگی آغاسی در میان بعضی از موسویان میزراهی و آسوریهای ایرانی و عراقی، هم همین اسم فامیل تورکی - موغولی است. اسم فامیل آغاسی را به چند صورت میتوان ریشهیابی کرد:
۱-مرکب از بن مصدر موغولی «آغا» به معنی اعتلاء یافتن و بالا رفتن و یا مصدر موغولی «آغی» به معنی پیشرفت و ترقی کردن (نگاه کنید به مبحث آقا در همین مقاله)، به علاوهی پسوند اسمساز موغولی -سی. پسوند موغولی – سی از افعال اسامی مجرد میسازد که حالت و یا نتیجهی آن فعل را بیان میکنند[42]. در نتیجه آغاسی به معنای شخص اعتلاء یافته و پیشرفت کرده، متعالی، والا، عالیقدر، رفیع، شامخ، بلندپایه، شریف، جلیل، فائق، بلندقدر، عظیمالشان، بزرگوار، شرافتمند، فخیم، مجید، معظم، مفخم، مکرم، نبیل (بهی، بهی اهفهندی، کیبار کیمسه، سویلو اهرکهک) ،... است.
۲- مرکب از بن مصدر موغولی «آغا» به معنی بهبود یافتن از بیماری، شفا یافتن، سلامتی خود را بازیافتن[43]، به علاوهی پسوند اسمساز موغولی -سی. بنا به این ریشهشناسی، آغاسی به معنی شخص بهبود و شفا یافته، تندرست و سالم است (کلمات بهبود و شفا و سلامت و صحت و عافیت، ... هم در اسامی به کار رفتهاند. مانند نام خانوادهگی رشید بهبودوف خوانندهی مشهور از جمهوری آزربایجان، صحتیار، سلامتعلی، ...).
۳- مرکب از اسم آغا به معنی سرور به علاوهی پسوند-فعل آغازی (inchoative/inceptive) -سی، -si- در موغولی میانه که با اضافه شدن به آخر یک کلمه (اسم و صفت) فعلی لازم ایجاد میکند که بیانگر فرایند آغاز تحول و شروع بروز ویژهگیهایِ کلمهی پایه است: *utayan* (دود) ← *utayasi-* (دودی شدن / شروع به دود کردن)؛ *ömeryen* (مغرور/متکبر) ← *ömeryesi-* (مغرور شدن / متکبرانه رفتار کردن) [44]. بنا به این ریشهشناسی، آغاسی به معنی آغا شدن و بزرگوار گردیدن است. در موغولی مودرن به جای این پسوند از پسوند -دال استفاده میشود. پسوند -سی در بعضی دیگر زبانهای آلتائیک از جمله تونگوسی هم، به معنی نیمهتمام و کامل نهشده وجود دارد[45].
٤-آغاسی کوتاه شدهی «آغاسیق» به معنی آقامنش: فورم اولیهی کلمهی آغاسی «آغاسیق» مرکب از «آغا» و ادات - پسوند اسمساز از اسم «–سیق» به معنی مانند، شبیه، گونه که حرف ق آخر آن حذف و مبدل به «-سی» شده، است (مانند تبدیل پسوند «-لیق» تورکی شرقی به «-لی» در تورکی غربی): آقاسیق ← آقاسی ← آغاسی. بنا به این ریشهشناسی آغاسی به معنی آقامنش، آقاوار، آقامانند و آقاوش است. مشابه «بیگسیق» (بهیسی؛ مانند بیگ)، «قولسوق» (بندهوار)، «آدینسیق» (متمایز)، «سوتسیق» (شیرین، مانند شیر) ← «سوچی» (شراب)، «تانسیق» ← «تانسو» (تحاف، معجزه)، «قیزیلسیق» ← «قیزیلسی» (سرخگونه)، ..... در تورکی قدیم. (پسوند تورکی -سیق احتمالا مرتبط با پسوند-فعل آغازی (inchoative/inceptive) -سی، -si- در بند ۳ است). امروز فورم مخفف -سی در زبان تورکی به معنی مانند، شبیه -وار و -وش است: «گئرچهکسی» (نزدیک به حقیقت)، «آیریقسی» (متفاوت، مستثناء)، «سوسو» (آبگونه)، «آجیمسی» (تلخوش)، «دادلیمسی» (بامزه، شیرین)، «آرتیقسی» (مازاد)، «آغیرسی» (سنگین)، «تاوراتیقسی» (عاجل).
٥-بنا به یک نظر، پسوند -سی در کلمهی آغاسی معادل و محرف پسوند تحبیب و تصغیر موغولی -جی است. ساوجی: گذرگاه تنگ و پل کوچک. «سوبهجی» Sübeci به معنی گذرگاه و شکاف تنگ کوچک فورم مصغر کلمهای موغولی «سوبه» Sübe (معادل سووه Suve در زبانهای تونقوز – مانچوری، خوبه Hube در زبان بوریات) به معنی شکاف و گذرگاه تنگ. بنا به رامشتدت پسوند تصغیر.جی به صورت .ج در کلمههای آتاج و آناج به معنی پدر محبوب و مادر محبوب در زبان تورکی و همچنین در دیگر زبانهای تونگوزی – مانچوری باقی مانده است. بنا به این ریشهشناسی، آغاسی به معنی آقای محبوب است.
کلمات هوموفون با آغاسی اما نامربوط با آن
-در زبان موغولی میانه یک مفهوم مجرد به صورت آغاسیАгаси (Aɣasi ᠠᠭᠠᠰᠢ) به معنی شخصیت، خلق و خو، آداب، رفتار، سلوک وجود دارد[46]. (این کلمه با حذف حرف «غ» و تبدیل -سی پایانی به -ش، در موغولی مودرن به صورت آآش تلفظ میشود Ааш) [47]. اما این مفهوم هرگز به عنوان یک اسم و یا به تنهایی استفاده نهمیشود و همیشه باید با کلمات دیگری همراه گردد. مانند Жанг Агаси (شخصیت درونی ثابت و طرح دائمی ویژهگیهای رفتاری یک فرد)، Агали Агаси (خلق و خو و رفتار پویای فرد هنگام تعامل با دیگران). اگرچه به نظر میرسد این مفهوم در حمل معانیای مانند شخص آدابدان، مبادی آداب، پاکنهاد و خوشطینت، نجیب و اصیل، بافرهنگ و متمدن (ظرافت، نزاکت، کولتور و مدنیت صاحبی اولان کیمسه، یوجه یارادیشلی، سویلو) به نام آغاسی موثر بوده است.
-رتبه و منصب آقاسی-آغاسی: کلمهی «آغاسی» (یا «آقاسی») به عنوان نام خانوادهگی غیر از عنوان نظامی، لقب اداری و منصب حکومتی آغاسی به معنای رئیسِ، مهترِ، بزرگِ یا سرورِ است که همیشه جزء دوم ترکیبات بیان کنندهی یک منصب و یا رتبه و شغل مانند «ایشیکآقاسی» (رئیسِ تشریفات دربار)، «قوللار آقاسی» (رئیس غلامان شاهی) و «توفهنگچی آقاسی» (رئیس تفنگداران) است و هرگز به تنهایی استفاده نهمیشود. عنوان- لقب - منصب آغاسی از ترکیب واژهی «آقا/آغا» به همراه پسوند ملکی سوم شخص مفرد «-سی» که بعد از کلمات مختوم به حروف صدادار میآید ساخته شده است.
-آغاجی: خزانهدار، حاجب دربار خاقان. یکی از کلماتی که دارای شباهت ظاهری با آغا و آغاسی و ... اما بدون ارتباط ریشهشناسیک با آنها است، کلمهی آغاجی (آغوجی، اغجی، اغچی، آقیجی، آقاجی، آغاچی، آغیچی، ...) است. آغاجی به معنی خزانهدار، حاجب و پردهدار دربار خاقان، مقامی که در ورودیِ محل حضور شخصیتهای عالیرتبه در کاخها مستقر بوده و به افرادِ دارای مجوزِ ورود، اجازهی دخول میداد؛ تارخان و مقرب خاقان که در همهی اوقات میتوانست به حضور او بهرود و واسطهی میان وی و مردم باشد؛ خوشطینت، نجیب و اصیل، فروتن و متواضع[48] است. از ریشهی پروتوآلتاییک آغو معادل «آغی» تورکی به معنی خزینه و گنج، خزانهخانه، پول؛ زربفت ابریشمی، پارچهی ابریشمی نفیس، و بعدها پرده؛ و همریشه با آقچا – آغچا – آغچه – آقچه، اقصه، اقجه، اقشه، اَخْچه، اَقْچه (سفید، براق، نام مسکوک و سکهی زر یا نقرهای در تورکستان، ایران-تورکایلی-قفقاز و آسیای صغیر –بالکان، سپس پول طلا، ریزهی زر اشرفی و از قرن ١٥ به پول، سکه).این ریشه در زبانهای موغولی به معنی تجارت پول، و در زبانهای ژاپونی به معنی تجارت هم وجود دارد[49].
-عنوان افتخاری آقاسی در زبان کورهای: عنوان افتخاری و بسیار محترمانهی
آقاسی (아가씨) به معنای
«والاحضرت جوان» یا «بانوی جوان نجیب» منحصراً در خطاب و اشاره به دختران و زنان
جوان مجرد خانوادههای اشرافی یا شاهزاده خانمهای سلطنتی است. آقاسی در اواخر
قرن نوزدهم از ترکیب کلمهی 아기 (آقی) به معنای «نوزاد» و «کودک خردسال» با
پسوند افتخاری منزلتی 씨 (-سی) منحصر به خانوادهی سلطنتی،
اشراف عالیرتبه و خدایان در زبان کورهای مودرن اولیه شکل گرفته (آقیسی) و با
گذشت زمان به صورت 아기씨 (آقاسی) در
آمده است. معنای تحتاللفضی این ترکیب «نوزاد خاندان عالیقدر» است.
-ریشهیابی نام خانوادهگی تورکی آغاسی بر اساس زبانهای فارسی و یا ارمنی (ماخوذ از «آگاه» به معنی خبردار، ...) نادرست و غیر علمی است. حتی اگر کلمه و عنوانی مانند آغاسی در زبان ارمنی وجود داشته باشد، آن کلمه غیر از نام خانوادهگی تورکی آغاسی است. حتی وجود نام خانوادهگی باباسی در میان بعضی از آسوریها در اورمو (اورمیه) نشان میدهد که آنها هم آقاسی را به عنوان یک کلمهی تورکی مرکب از آقا (در لهجهی اورمو به معنای پدر و بابا) و پسوند -سی ریشهیابی میکردند و با جایگزین کردن آقا با بابا نام خانوادهگی باباسی را ساختهاند.
باباسی، جانیسی، آبیسی
در زبان تورکی اصطلاحاتی عامیانه مانند باباسی، جانیسی (مرکب از جانی به معنی عزیزش، و -سی)، آبیسی، .... که در خطاب محبتآمیز و یا صمیمانه و غیر جدی به اشخاص به کار می روند وجود دارند[50]. عدهای به سبب وجود پسوند -سی این کلمات را ساخته شده با پسوند -سی (محرف پسوند موغولی تحبیب -جی) میدانند. بنا به این نظر جانیسی، باباسی، آبیسی یعنی کسی که برای شخص استفاده کننده از این کلمات مانند جان و پدر و برادر بزرگ است.
کیمیسی و بیریسی: اصطلاحات آبیسی، باباسی و جانیسی، به لحاظ گرامری غیر از کلماتی مانند کیمیسی و بیریسی - محصول حادثهی گرامری «تجمع پسوند» - هستند[51]. در این دو کلمه، پسوند مالکیت سوم شخص مفرد -ی به آخر کلمهی کیم و دوباره همان پسوند مالکیت سوم شخص مفرد -ی یک بار دیگر به کیمی افزوده شده است. اما از آن جائی که حرف آخر کیمی «ی» و حرف اول پسوند هم «-ی» است، بین این دو حرف ی، یک حرف اضافی «س» افزوده شده است: کیم + ی ← کیمی + ی ← کیمی + س + ی ← کیمیسی.
قاقا: برادر بزرگتر
کلمهی کاکا در بسیاری از زبانها از جمله در خانوادههای زبانهای ایرانیک و آلتاییک وجود دارد. زیرا در اغلب موارد حاصل تکرار هجای ساده «کا» در زبان کودکانه (مانند بابا، ماما، دادا، نانا، لالا، پاپا، ...) است. در زبانها و لهجههای تورکی در تورکیه و ایران و قفقاز تلفظها و مشتقات متعددی از کلمهی کاکا وجود دارد: قاقا (برادر بزرگتر، پدر یا پدربزرگ)، قاغا (برادر بزرگ)، قاقاش (برادر، شاید مانند تبدیل دادا به داداش)، کهکهی (برادر)، کهکی (برادر بزرگ)، ... در لهجههای تورکی خوراسان قاقا به معنی عموی مسن و یا برادر بزرگ است. در تورکی قاقاووز این کلمه به معنی برادر و یا خویشاوند بزرگتر است. حتی بعضی از محققین معتقدند نام قومی «قاقاووز» مرکب است از «قاقا» به معنی برادر و نام اوغوز. در تورکمنی قاقا دوچار تحول معنایی شده و معنی پدر را کسب کرده است. در زبان مانچو از زبانهای تونگوزیک «خاخا» ( مرد و یا مذکر و در بعضی لهجهها برادر بزرگتر و یا عمو)، و «خهخه» (زن)، به لحاظ ریشهشناسیک مرتبط با کلمات تورکی – موغولی آغا – آقا هستند[52].
[1] Khalkha
Mongolian Ахи- (Axi-), Buryat (Ахиха), Ахих- (Axix-, Akhikh-):
to advance, to progress, to improve (e.g., in a career or skill level), to move
forward, rise, or ascend, to grow older/increase, to step forward, make
progress, get promoted, or advance in age (e.g., Нас Ахих — to grow older), Ахлах-
(Akhlakh-): to lead, to head, or to supervise; the noun Ах (elder brother / superior),
Ахиц (Akhits): advancement, progress, success
[2] Aγa₃- To rise,
ascend, lift, or go up. аах / авах (Idiomatic extensions related to
lifting/taking). In derivative formations, it acts as the primary root for many
verbs indicating vertical movement or containment. For example, it is directly
related to the Common Mongolic intensive and causative extensions meaning
"to elevate" or "to lift high."
[3] *Aka
(elder male/brother) is a core and shared Macro-Altaic / Transeurasian language
family vocabulary item. Proto-Mongolic *Aka and Proto-Turkic *Āka fundamentally
denoted senior status, respect, and authority within a kinship lineage. The
title was initially based on seniority, lineage authority, and high social
rank. In nomadic steppe societies, hierarchical kinship structures, respect for
elders, and tribal leadership titles were frequently exchanged between
neighboring Turkic, Mongolic and Tungusic tribes.
[4] Sinitic
Parallels: Early Chinese transcriptions from northern nomadic interactions
record the term as 阿干 (āgān). It also shares a striking structural parallel with the
Chinese dialectal honorific/kinship term 阿哥 (āgē, elder brother).
[5] Proto-Altaic:
*ā́k`a, Meaning: elder brother, Russian meaning: старший брат
Proto-Turkic: *(i)āka,
Meaning: 1 elder brother; elder uncle; father; grandfather 2 respectful address
3 elder, Russian meaning: 1 старший брат; старший дядя; отец; дедушка 2
почтительное обращение 3 старший, Old Turkic: aqa 1 (OUygh., from I-t half of
XIII century, see ДТС), Turkish: aɣa 1, 2, Tatar: aɣa 1, 2, Middle Turkic: aqa
1 (Oghuz-nama), aɣa 1 (Abush.), aqa (Pav. C.) 1, Uzbek: ɔɣa 1, Uighur: aɣa 1,
Sary-Yughur: aqa 1,2, qɨz aɣa 'тесть' (ЯЖУ 11, 13), Azerbaidzhan: aɣa 2,
Turkmen: āGa 1, Khakassian: aɣa 1 ('father's father'), Shor: aqqa 'father's
father', Oyrat: aqa 1, 2, Halaj: aɣa 2, Yakut: aɣa 1 ('father'), 3, Dolgan: aga
'father', Tuva: aqɨ 1, Tofalar: aɣa 1, Kirghiz: aɣa 1, Kazakh: aɣa 1, 3,
Noghai: aɣa 1, 2, Bashkir: aɣaj 1, 2, Gagauz: aɣa 1, 2, Karaim: aqa 2 (K), aɣa
2, 3 (K, T), Karakalpak: aɣa 1, 2, Kumyk: aɣa 1, 2. Comments: VEWT 13,
ЭСТЯ 1, 70-71, 121-122, Лексика 291, Stachowski 28. Note the expressive
gemination of the medial -k- in Tuva and elsewhere.
Proto-Mongolian: *aka,
Meaning: elder brother, Russian meaning: старший брат, Written Mongolian: aqa
(L 59), Middle Mongolian: aqa (HY 28, SH), axai ekeči 'elder aunt' (HY 28), aɣā
(IM 432), āɣa (MA 266, 185, 256), Khalkha: ax; axaj 'aunt' (resp. address),
Buriat: axa, Kalmuck: axǝ, Ordos: axa, Dongxian: aɣa, Dagur: akā, aga (Тод.
Даг. 118, 119, MD 112), ag (MGCD), Shary-Yoghur: aʁa (MGCD: aGa), Monguor: aGa
'frère aîné', āGa 'frère puînté du père' (SM 2). Comments: KW 3,
MGCD 126. Cf. also WMong. aki, Kalm. ākǝ 'elder brother's wife' (KW 20).
Proto-Tungus-Manchu: *ak- / *kaka, Meaning: 1 man 2 elder brother, Russian
meaning: 1 мужчина 2 старший брат, Evenki: akā, akin
2, Even: aqa, aqъ̣n 2, Negidal: aga /
axa 2, Spoken Manchu: hahǝ 1 (829), Literary
Manchu: xaxa 1, axun
2, Jurchen: xaxa-aj (298) 1, axun (axun-un) (286) 2, Ulcha: aGa 2, Orok: aGa /
aqa 2, Nanai: ā 2, Oroch: aka, akin 2,
Udighe: aga` 2 (Корм. 203), Solon: axā, axin 2.
Comments: ТМС 1, 23-24, 459. Forms like Evk. akā can be < Mong. (see
TMN 1, 139, Poppe 1972, 100), but this is impossible for *akin and *kaka.
Comments: EAS 91, KW 3, Владимирцов 324, Poppe 55, Цинциус 1972a, 40-45.
АПиПЯЯ 290. A Western isogloss. The Turkic forms are relatively late attested
and could be < Mong., see TMN 1, 137, Щербак 1997, 199, but the Mong.-Tung.
parallel still holds.
[6] Аха / Ах (Classical
Mongolian: ᠠᠬᠠ Aq-a, Middle Mongol: ᠠᠬᠠ aqa): The highly common modern
Mongolian word meaning "older brother" or used as a respectful
honorific title for an older male, stems directly from the Proto-Mongolic root
*aka ("elder brother"). In Middle Mongolian, the -q-
represents a voiceless velar or uvular stop. It evolved directly into the
modern Mongolian word ах (akh). The direct line of inheritance flows through the
following linguistic stages:
Modern Khalkha Mongolian: Ах (akh), colloquially or as an
endearing honorific often expressed as Ахаа (akhaa) or Агаа
(agaa). as attested in medieval texts like The Secret History of the Mongols.
It is a primary, monomorphemic root derived from Proto-Mongolic *aka and does
not contain a separable suffix. Root / Stem: *ak- / *aq- or the full
unsegmentable base *aka. In Mongolic historical morphology, kinship terms like
aqa (elder brother) and degu (younger brother) function as basic, underived
nominal roots. The Final -a: In Classical Mongolian orthography (aq-a), the
final -a is a stem-final thematic vowel characteristic of ancient nominal roots
rather than an active, productive grammatical suffix.
[7] Turkic
Cognates: It is cognate with the Proto-Turkic root *āka ("elder
male" or "elder brother"). This gave rise to the Old Turkic aqa
and eventually the Ottoman Turkish title Agha (آغا), meaning lord, chief, or master.
[8] the
Middle Mongolian word aqa (meaning elder brother) and the honorific title used
for high-born women or princesses often written as agha / āḡā do share a deep
historical and etymological connection, though their exact semantic nuance
shifted through cross-cultural contact between Mongols and Turkic courts. Both
terms spring from the same root of familial seniority, and trace back to early
nomadic Eurasian kinship vocabularies. The ultimate root of the Middle
Mongolian word Aġa meaning "lady," "princess," or
"noblewoman" is the Proto-Mongolic and Proto-Turkic levels as *aka /
*aqa /āqā which in early usage across the Eurasia meant " elder
male/brother " and by extension a "senior member of the family or
relative. The base word *aka fundamentally denoted senior status, respect, and
authority within a kinship lineage. the title was part of a broader
macro-Altaic or Transeurasian shared vocabulary, initially based on seniority,
lineage authority, and high social rank, rather than gender. Because authority
and seniority in nomadic clan structures mapped directly onto leadership, the
term naturally broadened into a title of high respect, rank, or mastery. Its
semantic shift reflects the highly structured nature of medieval steppe
societies. In the Mongol and Ilkhanid imperial periods, senior status within
elite family households led to the application of the title (variant āḡā) not
exclusively to males, but also as a respectful designation for principal wives,
royal women, and princesses of the blood (e.g., recorded in Persian chronicles
of the Mongol courts for royal consorts). Over centuries of interaction in the
Middle East, Iran, and the Ottoman sphere, the male versus female application
diverged or specialized depending on the language (becoming ağa for male
lords/officers in Turkish and retaining specialized royal or female
kinship/noble references in other regional historical dialects), The Gender
Splitting in Middle Persian/Mongol Administration In the administrative and
court language of the Mongol Empire (and later recorded extensively in Persian
texts like those of the Ilkhanate), a clear spelling and gender distinction
arose to avoid confusion between royal family members: Āqā (or Aqa): Retained
the original male definition, meaning "elder brother,"
"lord," or "senior male member of the family". Āġā (or Agha
/ Aghai): Shifted into a specific feminine honorific. It was strictly applied
as a title for female members of the royal household, ruling princesses, and
imperial consorts (such as Ghazan Khan's consort, Arghun Agha). Over time, the
Agha variant became completely specialized to denote an aristocratic female
elite. By the time of the Middle Mongolian period (13th–14th centuries), it
completely crystallized into a formal title explicitly reserved for imperial
princesses, wives of the Khans, and senior noblewomen. This is distinct from
the Ottoman Turkish use of "Agha/Aga"(آغا), which borrowed the exact same
Proto-Turkic root but kept it as a masculine title meaning lord, chief, or
master, military officers or chief eunuchs.
|
[9] Feature |
Aqa (ᠠᠬᠠ) |
Agha (ᠠᠠᠠ) |
|
|
Primary
Meaning |
Elder
brother; senior male relative |
Lady;
princess; noblewoman |
|
|
Phonetic
Consonant |
Voiceless stop (-q-
/ -k-) |
Voiced fricative (-gh-
/ -ġ-) |
|
|
Modern
Reflex |
ах (akh) |
агаа (agaa — used primarily as an affectionate/close variant
for elder siblings today) |
|
|
Linguistic
Trajectory |
Inherited from Proto-Mongolic kin
terms. |
Used strictly as a gendered courtly
title in medieval texts. |
|
[10] at modern
Khalkha Mongolian:
Агаа (Agaa): In
contemporary colloquial Mongolian, this is often used as an affectionate,
intimate term of address for an older sister or close older female relative,
demonstrating how the courtly title eventually softened into an intimate
familial term over centuries.
[11] Mongolian
word AĞA (AĞÂ):). (АГА (ᠠᠪᠠ or ᠠᠭᠠ / Aɣa, also written as АГАА the phonetic
spelling, showing a long vowel sound or written morphologically or older
spelling as АГ-А) meaning noblewoman, lady, dame or noble princess, the
honorific title used for high-born women or princesses, a title reserved for
female members of the royal household or noblewomen, to denote an aristocratic
female elite, ruling princesses, and imperial consorts, an elite female title
of honor for aristocratic women and noble wives, respected female figures in
medieval and Oirat (Western) Mongolian traditions, older sister or lady/madam In Hazaragi—a
Persian-influenced variety spoken by people of Mongol descent. Among
the most prominent historical figures carrying this title are Yum-Aga Khatan
(Юм Ага хатан), the powerful 17th-century Oirat queen and mother of Galdan
Boshugtu Khan; and Arghun Agha, Ghazan Khan's consort.
[12] The
Middle Mongolian word AQİ / AQÉ ( ᠠᠭᠡ ): title of
respect used in addressing sons of noblemen or emperors, a honorific term used in reffering to another persons son, prince /
son of a nobleman.
یک تانیقلیق
- استشهادنامهی تورکی در بخشودن کابین - مَهریه نوشته شده در تورکایلی در پایان
عصر ایلخانی ١٣١٥-١٣٣٥ میلادی
https://sozumuz1.blogspot.com/2021/05/blog-post_15.html
AHİ KELİMESİ VE TÜRK KÜLTÜRÜNDE AHİLİK
https://akademiye.org/tr/wp-content/uploads/2021/02/AHI-KELIMESI-VE-TURK-KULTURUNDE-AHILIK.pdf
[13]
موسس جریان پیشعلوی اخوت-فتوت (از غلات شیعه) در آناتولی و یا تشکیلات «اخیان
روم» (اخیلیک)، «شیخ نصیرالدین محمود ابن احمد الخویی» مشهور به «اخی ائورهن»
فوت کرده در ٩٣ سالهگی در قیرشهیر است.
اخی ائورهن که دارای ٢٠ اثر تالیف و ترجمه است، اغلب اهل شهر خوی در آزربایجان
غربی - تورکایلی شمرده میشود. بنا به معروف، اخی ائورهن در آغاز قرن ١٣ در عصر
سلاجقهی روم به دورهی غیاثالدین کیخسروی اول سلجوقی به آناتولی -آسیای صغیر
مهاجرت نمود، و در تورکسازی و مسلمانسازی آناتولی توسط تورکمانان مهاجرت کرده از
تورکایلی-خوراسان و متشکل کردن اصناف، تاسیس موسسهی فتوت به مرکزیت قیرشهیر و از
این طریق توسعهی اقتصادی و عمران آناتولی، و تبدیل بیگلیک عوثمانلی به
امپراتوری عوثمانلی نقش پیشگام داشت. اخی ائورهن خود یک دباغ –دهریچی بود.
همسر او «فاطما باجی» موسس تشکیلات «باجیان روم» شمرده میشود. غازیان به همراه
آلپاهرهنلهر شاخهی «سیفی» ویا بخش مسلح «اهل فتوت» (اخیان) را تشکیل میدادند.
زمرهی اخیان همراه با باجیان و غازیان و آبدالان آناتولی در میان نخستین گروههای
پیوسته به قیزیلباشان بودند. به درجهای که قسمت اعظم نخستین تورکان پیوسته به
جریان سیاسی قیزیلباش را پیروان آیین فتوت تشکیل میداد. اما با تحمیل مذهب شیعی
امامی فارسی توسط شاهان خاندان صفوی و سرکوب و کشتار علویان تورکمان توسط آنها در
قلمروی خود، جریان اخوت تماما استحاله و حیات مستقل تشکیلات اخیان در میان تورکان
ساکن در ایران و تورکایلی پایان یافت. اما بخشی دیگر از غازیان و آلپاهرهنلهر
در آناتولی به طریقت بکتاشیه و تشکیلات نظامی عوثمانلی «یئنیچئری» پیوستند. در
سایهی این گروه که از تورکمانکُشی و شیعیسازی خونین شاهان صفوی در امان مانده
بودند، تشکیلات اخیان و فرهنگ اخیلیک تا به امروز در تورکیه به حیات خود ادامه
داده است. همهساله در کشور تورکیه به پاس اخی ائورهن و تشکیلات صنفی اخیلیک،
مراسمی بنام «اخیلیک کولتور هفتهسی و اصناف بایرامی» در شهر قیرشهیر به تاریخ
١٣-٨ اوکتوبر برگزار میشود. طریقت بکتاشیه نیز به دور از صفویان و در محیط امن
قلمروی عوثمانلی، مخصوصا در شبه جزیرهی بالکان، آلبانی، کوسووا، جزیرهی کرت،
مقدونیه، .... به حیات مستقل خود ادامه داده است.
دو «تَکْیه
لوحهسی» مذهب تورکی قیزیلباشی (اهخیلیک و بهکتاشیلیک) از شهر خوی
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post.html
MİKAİL. BAYRAM, Ahi Evren ve Ahi Teşkilatının Kuruluşu, Konya 1991
MİKAİL. BAYRAM, Ahi Evren Tasavvufî
düşüncesinin esasları, Kültür Hazinemiz Dizisi 02, Ankara 1995
[14] from *a- + *-kun. Similarities with Turkic languages (Kyrgyz ага (aga, “elder brother”) etc.) have to be coincidence
since they have different etymology.
[15] Prior to
the Northern and Southern Dynasties, classical Chinese used terms like xiōng
(兄) for
older brother. During the Northern and Southern Dynasties (particularly under
the Northern Wei), the massive cultural synthesis
between the Xianbei people and the Han Chinese led to a heavy linguistic
exchange. Through centuries of ethnic and linguistic fusion with the Xianbei,
the phonetic sound of āgān entered spoken Chinese. Because the Xianbei prefix ā-, paired with terms like āgān,
was used flexibly for respected male elders, this influenced early Chinese
usage.
[16] AKIN: Kazak ve Kırgızlarda, ozan ve müzisyenlere verilen ad
AKINAY:
Türkistan’da hanım ozanlara verilen ad
[17] Alena
Oberfalzerová, Charles University in Prague. Onomatopoeia and iconopoeia –
as a means of expressing expressivity in Mongolian
A:
The sound image of the vowel “a” in Mongolian iconopoeic words mostly
represents an image of a being rising above the horizon. It appears as a great,
mightly, broad, firm, strong and magnificent male principle, either motionless
or in motion.
[18] Old
Chinese Kinship Roots: Certain scholars of early medieval multicultural
China propose that an archaic a- prefix found
in Old Chinese kinship structures resonates with these northern Altaic/Tungusic
forms, suggesting deep prehistoric or early historic contact between Sinitic
populations and Steppe/Manchurian groups like the early Proto-Tungusic and
Xianbei speakers.
Reconstruction:Proto-Tungusic/akun
In Chinese historical linguistics and
the reconstruction of the extinct Xianbei language (classified under the
Para-Mongolic or Serbi-Mongolic branch), the *prefix ā- functioned primarily as
a vocative, affectionate, or familiar marker. 阿 (Ā / Middle Chinese: ʔa): Frequently
used as a prefix or initial phonetic syllable for foreign proper nouns. It was used before
personal names, nicknames, and kinship terms to indicate intimacy or casual
friendliness. This prefix was utilized extensively in the transliteration and
adaptation of Xianbei names into Chinese characters (frequently transcribed as 阿),
bridging nomadic naming conventions with Sinitic grammar. For example while the
character gē (哥) originally meant "song". gradually shifting and
shortening into "āgē" (阿哥) and
eventually becoming the modern standard Chinese word for older brother, "gēge"
(哥哥). "哥" was
sometimes even used by sons to address their fathers during the Tang dynasty
before locking into its modern meaning. Similar to its prominent legacy in
southern Chinese dialects (like Cantonese, Hokkien, and Hakka), the prefix was
attached to a monosyllabic component of a given name or a kinship term (e.g., ā-yí
for aunt) to signal closeness or a familial bond. The prefix survived in
recorded history through numerous elite Xianbei clan names and personal names
that began with the ā- sound, such as Afugan (阿扶干) or Aluhuan (阿鹿桓), many of
which were later simplified to the single Chinese surname A (阿) during
the mandatory Sinicization reforms of Emperor Xiaowen.
"Agan" (阿干) meant
"elder brother" or "lord". Combined with the phonetic
element fu (扶), "Afugan" was a tribal name or honorific title that
eventually became a sinicized family name.
https://en.wiktionary.org/wiki/%E9%98%BF%E5%B9%B2
[19] قرائت صحیح و کامل کتیبههای کوفی مقبرهی قبّهای
«سؤیۆمبهت» (سهگونبد) اوُرموُ (اورمیه)
[20] صورت جلسهی تورکی
دادگاه تورک در «سردشت» آزربایجان به تاریخ ١٩١٢ هنگامی که جزئی از «نواحی شرقی»
عوثمانلی بود، و ریشهشناسی تورکی نام سردشت
[21] آسان و آسانت. کانال
تلگرامی زبان و ادبیات تورکی. ۲٥ جولای
[22] the Manchu
word ᠠᡥᡡᠨ ahūn (plural *aknīl)
Alternative reconstructions *akin: (elder brother) has direct cognates
and phonetically similar equivalents within the Tungusic (Manchu-Tungus) family,
broader Altaic comparisons, and even historical linguistic proposals linking it
to early Inner Asian and Chinese terms: Attested as ahun/a-hung
(or
阿洪) in the
12th-century predecessor to Manchu word ᠠᡥᡡᠨ ahūn,
reflecting direct lineal descent. Evenki: The word акин (akin) means "elder brother". Linguists align this with via
historical stem variations in Proto-Tungusic (akun/akin).
Even: Attested as aqụ̆n or акан (akan), meaning elder brother or
firstborn. Nanai: ага (aga),
Negidal ахин (axin), ага (aga), Oroqen:
akɪn, Oroch: ака (aka), акин (akin), Udihe: аг’а (aˀa), Orok:
ага (aga), Ulch: ага (aga), Nivkh: акан (akan), аки (aki)
[23] Under
comparative historical linguistics (and the broader, albeit debated, Altaic
hypothesis), ahūn is regularly compared to terms for elder male
relatives:
Mongolic:
Proto-Mongolic features aqa / aki (elder brother).
Turkic: Old
Turkic and modern Turkic languages feature aqa / ağá (elder
brother or uncle/father figure).
[24] Manchu:
Ahūn (elder brother). While phonetically shifted, historical linguists trace
the root back to the same base In the Tungusic language family to
Proto-Tungusic *ake or *aka., with an attached nasal suffix. Evenki: Aka or Aki
(elder brother, uncle). Nanai & Ulch: Aga (elder brother).
The word ahūn (elder brother) consists
of a root ahū- combined with the word-final nasal suffix -n. Characteristics of the Nasal Suffix -n in
Manchu Dropping
before suffixes: The final nasal suffix -n is typically dropped when adding
plural or other grammatical suffixes to the noun stem (for example, ahūn
becomes the plural ahūta "elder brothers"). Open-syllable preference: Word-final -n is
one of the only regular consonants allowed at the end of native Manchu words,
helping maintain a near-open syllable structure.
[25] In Middle
Mongolian, the morphophonemic suffix -гар -qar / -gar (Back-Vowel Words
containing vowels like a, o, u), -гэр -gər / -ger (Front-Vowel Words
containing vowels like e, ö, ü), -gor, -kar, -ker (or -γar):
(in transliterations or specific allophonic variations if the preceding
consonant is unvoiced) is well-documented in major 13th- and 14th-century
Middle Mongolian texts. It functions primarily as a derivational suffix used to
form agent nouns.
1. Formation of Agent Nouns The suffix
acts as an agentive marker. When appended to verb roots or noun bases,
it derives a new noun or adjective describing a person, professional, or entity
defined by a specific action, trait, or occupation. For example, it turns a
root concept into "the one who does" or "the person associated
with" that specific action or state.
2. The Descriptive / Iconopoeic
Adjective Formatter (Denominal/Deverbal) When attached to non-verbal bases or a nominal
root or an expressive / onomatopoeic / iconopoeic visual roots, it acts as a
derivational suffix to form descriptive adjectives of physical shape or
appearance, characteristics, dimensions, or postures. It emphasizes a
prominent, prominent bodily trait, spatial configuration, or stance—often
carrying an expressive, vivid, or emotionally charged connotation rather than a
neutral description. Examples of this can be traced back to the morphology used
in The Secret History of the Mongols (written around
1240 AD) and surrounding pre-classical texts: Spatial/Border Terms kija-γar (Middle Mongolian for "border,
frontier, or limit") from kija (meaning "edge" or
"fringe"), Body/Shape Term soqo-gar (Middle Mongolian describing someone with
hollowed or physically protruding facial blindness features, visually distinct
from the standard noun soqor seen in names like Duwa Soqor) from soqo-
(relating to blindness or hollow sight). This feature has survived extensively
into Modern Mongolian (written as -гар / -гэр), forming words like томгор (tomgor
- blunt/turned up nose) or цантигар (tsantigar
- wide/flat faced), товгор (tovgor
- convex/bulging) or хавтгар (khavtgar - flat), "spread
out/wide" (delgeger), "shaggy/bristly" (arbagar), or
"protruding/bulging" (teskeger). The suffix specializes in mapping a sensory or physical
attribute onto an object or living thing. Unlike neutral descriptive
adjectives, words formed with this suffix frequently carry an emotional or
highly stylized nuance. It evokes a strong mental image or a specific speaker
attitude—often portraying an exaggerated feature or a state of physical
disproportion (e.g., oodgor, describing something improperly or unpleasantly
short).
[26] مئهران باهارلی: اَچی
بکتاش ولی است، نه حاجی
[28] به خاطرهی آخان بیگ
خان، حسن پاشا خان، فیروز آددو خان، سه قهرمان ملی – آلپاغوت تورک از بهار –
همدان – تورکایلی در سالهای جنگ جهانی اول
[29] 阿干ĀGĀN “kardeş,
büyük, değerli” <Siy., HWC., s. 4. According To Hwc On Turkish Words Adopted
From Chine Language. Alimcan İNAYET** HANYU WAILAICI CIDIAN’a (HWC) GÖRE ÇİNCEYE GEÇEN TÜRKÇE KELİMELER ÜZERİNE∗
https://www.academia.edu/98587055/According_To_Hwc_On_Turkish_Words_Adopted_From_Chine_Language
‘elder brother (兄)’: *aqañ [阿干] (northern Early Middle Chinese **ɦakar̃)
The Early Chinese term 阿干 (āgān) is an ancient historical loanword from
the Xianbei / Para-Mongolic language
meaning "elder brother" or "older male relative".
Historical linguists point out that the early Murong Xianbei word for elder
brother was agan, which aligns
closely with the sound and meaning profile of Manchu ahūn.
First Written Records: The term
appears in early Chinese historical texts such as the Book of Jin (Jin Shu) and the Book of Wei (Wei Shu) during the
Sixteen Kingdoms and Northern and Southern Dynasties periods.
The Agan Song (阿干歌): The most
famous early
reference involves the Xianbei leader 慕容廆 (Murong Wei), who composed the Agan
Song out of deep grief and longing after his elder brother, 吐谷浑
(Tuyuhun), migrated far to the west. This piece later transformed into a grand
court processional music piece called the Lianhou Daqu (辇后大曲).
[31] Kız çocuklarına verilen ad AĞAN BÜKE göğe doğru
yükselen hanım, güzel demektir. Olasılıkla eski bir tanrıça adı ile
bağlantılıdır.
Karakurt
Deniz.-Türk Söylence Sözlüğü_ Açıklamalı Ansiklopedik Mitoloji Sözlüğü
[32] Fathollah
Zowghi: Bizim tereflerde AĞAN adında qadın var idi.
فتح الله
ذوقی: بیزیم طرفلهرده آغان آدیندا قادین وار ایدی
[33] -n
çoğul eki: Bu ekin eski Türk dilinde ne kadar yaygın kullanıldığı bilinmemekle
birlikte, seyrek kullanıldığını savunanlar da bulunuyor. Kısıtlı sayıdaki eski
Türk yazıtlarında yarmagan (armağan; yarmaklar/paralar), oğlan (oğullar), örten
(alevler), orun (şehirler; yer; konak; Ön Türkçe şehir anlamına gelen uru
sözünden), eren (erler; askerler; Ön Türkçe erler demek olan erin sözünden)
gibi örnekler bulunuyor. Tarihteki Kitan (Kitaylar), Kurıkan (Kurıklar) gibi
Türk boyları da bu çoğullaştırmaya örneklerdir. Bu çoğul ekinin diğer bir
biçimi olan -gün/-ğun eki olarak da eski yazıtlardan kelingün (gelinler),
tayğun (taylar; çocuklar), iniyigün (küçük kardeşler), ilgün/elgün (iller;
halk) gibi örnekler verilebilir.
Pezeşkiyân adı ile soyadlardaki
-ân/-yân/-iyân ekinin kökeni üzerine
https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/pezeskiyann-soyadndaki-iyan-eki.html
[34] Moğolcada
-an/-en çoğul eki genellikle -i ve -ay/-ey biçiminde biten sözlerin sonunda
kullanılır. Örneyin: elçi-n (elçiler), ködelmüriçi-n (işçiler), biçigeçi-n
(memurlar), moritay/moritan (atlı/lar), erdemtey/erdemten (erdemliler;
bilgin/ler), ğakay/ğakan (domuz/lar), kulağay/kulağan (hırsız/lar), ...
[35] Ахай (Akhai):
A high-status honorific title used to address a dignified, mature, elite, or
noble woman with great respect. Historically, Ахай developed
from a kinship term into a respectful form of address for women of elevated
social status. During the Mongol Empire and in subsequent periods, the
principal or senior wives of khans and nobles could be respectfully addressed
or designated as Ахай хатан (Akhai Khatun), essentially meaning
“Respected/Senior Queen.” In modern Khalkha Mongolian, ахай
continues to be used as a respectful form of address for an elder or married
woman.
[36] The suffix -и
(-i) or -ай (-ai) may function in certain formations to convey
affectionate, diminutive, polite, or honorific nuances. In the formation ахай,
the suffix -ай
is has elevated agha into a more respectful and honorific form of address.
|
Word |
Cyrillic |
Root |
Primary Modern Meaning |
Historical / Formal Context |
|
Akhai |
Ахай |
Ах (Akh - Older
brother) |
Respected lady / Miss / Mrs. |
Title used for noblewomen and
female elders |
|
Avgai |
Авгай |
Авга (Avga - Paternal
uncle) |
Wife / Woman |
Title used for senior women
married into the paternal line |
[38] AĞAN: Türk, Altay ve
Yakut mitolojisinde iki anlamı bulunur: Bir saygı sözcüğüdür. “AAN”
biçimiyle Yakutça’da geçer. Ruhların, kutsal varlıkların, tanrıların ve
tanrıçaların adlarının önünde bir saygı ifadesi olarak yer alır. Tıpkı
"Hazreti (Hz.)" kelimesinin taşıdığı gibi bir anlamı bulunur. Ör: Aan
Kubay Hotun (Ağan Kübey Hanım).[1] Ayrıca dua anlamına da gelir.[2] Yakarma, Tanrı'ya yalvarma demektir. Dua kavramı yeryüzündeki neredeyse
bütün dinlerin özünde yer alan temel unsurlardan biridir. Sözcük, eski bir fal
kitabı olanb "Irk Bitik"te de aynı anlamda kullanılmaktadır. Eski bir
Türk Sözlüğü'nde, "Tövbe" şeklinde açıklanmıştır.[2]
Etimoloji: (Ağ/Ak) kökünden
türemiştir. Ağmak, akmak, beyazlamak, ışımak, yükselmek, yukarı çıkmak veya
aşağı inmek, yaratmak gibi anlamlar taşır. Kuyrukluyıldız anlamı da bulunur.
Ağduk ise kutsal manasına gelir. Ağ sözcüğünün kutsallık anlamı içerdiği
açıktır.
^ Türk Söylence Sözlüğü, Deniz Karakurt, Türkiye, 2011, (OTRS: CC BY-SA 3.0)
^ a b Türk Mitolojisi Ansiklopedik Sözlük, Celal Beydili, Yurt
Yayınevi (Sayfa - 30)
Türk Mitoloji Sözlüğü, Pınar Karaca (AĞAN)
|
Türk mitolojisi ile ilgili bu madde
bir taslaktır. Madde içeriğini geliştirerek
Vikipedi'ye katkıda bulunabilirsiniz. |
AĞAN: Sözcüğün asıl anlamı olan Ced (ata)
ve Totem (hayvan ruhu) dışında kapı, kayanyıldız gibi diğer anlamları da bulunmakla
birlikte kuvvetli başka bir anlam da yaklaşık olarak “Hazreti” manasını
karşılayan dinsel bir saygı sözüdür. (Bu manası “Ağal” ile benzeşir.)
AĞAN :
1-Yüksek,yukarıda,yukarılara çıkan 2- Geceleri gökten hızla geçen, ışıklı nokta
[39] آغمیش و آغان Ağan : شهید
[40] Aγa₁- (Noun/Adjective):
Relating to space, vastness, or size (Aγuu / vast, wide).
[41] Modern
Mongolian word: Агаар (agaar), Classical (Written) Mongolian:
ᠠᠭᠤᠷ (aɣur), Proto-Mongolic:
Reconstructed as *agaxar (and an even earlier form, *agapar)
Meaning "air," "atmosphere," or "sky." The core
root *aga- initially referred to the sky; open horizon; wide-open clearings,
physical space; or an expanse.
In early court settings, the term began to refer to the "exalted
space" or "honorary sphere" occupied by the matriarchs of the
household. Natively in Mongolian, however, the root remains tied to the
concepts of the open sky (agaar) and exalted womanhood (akhai). it shares direct cognates
across related languages: Buryat: агаар (agaar), Kalmyk: аһар (ağar),
Khamnigan Mongol: агаар (agaar), Tuvan (Siberian Turkic): агаар (agaar)—borrowed
into Tuvan from its neighboring Mongolic languages. In contemporary Mongolian, агаар
is combined with the word for time/clock (цаг - tsag) to form the everyday word
for weather: Цаг агаар (Tsag agaar), which literally translates to
"time-air".
[42] Mongolian
suffix -si (or -s) Suffix (-si): A nominalizing suffix that converts the
action of the verb into an abstract noun, abstract qualities, inherent
properties, or states from verbal or primary root.. The -si suffix was historically productive in Common Mongolic
to build nouns out of verbs, creating concepts representing the state or result
of the action. In modern Khalkha Mongolian, this suffix is considered somewhat
archaic and has largely been replaced or exists in different forms like -dal
(e.g., aldal for mistake). In historical stages like Written or Middle
Mongolian, this suffix directly derived abstract concepts from verbs: öge- (to give,
grant) → Abstract Noun: ögesi (gift, talent, or catch/prey), bide-
(to wander, go around) → Abstract Noun: bidesi
(journey, track), alda- (to make a mistake, fail, or lose) → Abstract
Noun: aldasi (mistake, fault, or error, punishable mistake, crime or
capital offense). Across the branch (such as Evenki, Even, or Manchu), the
sibilant nominalizer acts similarly, though it frequently interacts with vowel
deletion or surfaces alongside regular past-layer morphology: bese- (to
think, consider) → Abstract Noun: besi / bese (thought, mind), gala-
(to ask, request) → Abstract Noun: galasi (desire, request)
[43] The exact
meaning of the Written / Classical Mongolian verb *aγa- (specifically
classified as *aγa₃- in standard comparative databases like Sergei Starling's
Tower of Babel / Altaic Etymology) is "to be cured of a disease,"
"to heal," "to get well," or "to recover", medical
recovery and bodily healing from an illness".
[44] In middle
Mongolian -si an inchoative verb, sometimes called an "inceptive"
verb, shows a process of beginning or becoming. in Middle Mongolian, the suffix
-si- functions as an inchoative (or inceptive) verbalizer, which means it
attaches to nouns or adjectives to form verbs that mean "to become"
or "to begin to show the qualities of" the base word. Key Characteristics of -si-Function: It
transforms nominal stems (nouns and adjectives) into intransitive verbs
representing a process of change or transformation. Vowel Harmony: Like most Middle Mongolian
suffixes, it adapts to the vowels of the root word (e.g., appearing as -si- or
pairing with specific stem types depending on the historical phonetic
context).Examples in Middle Mongolian utayan (smoke) → utayasi- (to become smoky / to begin to
smoke) ömeryen
(proud/arrogant) → ömeryesi- (to become proud / to behave arrogantily) Modern Descendants In Modern Khalkha
Mongolian, this suffix has evolved but its heritage can still be seen in verbs
that denote entering a state or beginning a process, often appearing in
specific lexicalized forms or related productive suffixes like -ši- or -s-.
[45] The
same suffix exists in Manchu to denote "halfway, premature death, or
failure," sharing a common Proto-Tungusic-Mongolic root.
[46] AĞASİ (ÂŞ): character,
temperament, manners, behavior, conduct.
[47] The
Dorsal Rule: In Middle Mongolian phonology, the underlying dorsal consonant
phoneme had two radically different phonemes or allophones depending entirely
on the vowel environment:
o In
front-vowel environments (with e, ö, ü), it was pronounced as a regular voiced
velar stop [ɡ] (like "gold").
o In
back-vowel environments (with a, o, u), it systematically shifted to a voiced
velar fricative [ɣ] or a voiced uvular fricative [ʁ] (exactly like the Arabic
Ghayn).
Because the "g" sits
squarely between two vowels (a-g-a), it underwent significant intervocalic
spirantization. This fricative state is exactly why this sound eventually
weakened so much that it disappeared entirely in Modern Khalkha Mongolian,
where agasi evolved into ааш (aash), leaving behind only a long vowel where the
"g" used to be.
[48] Ağuçi
(Ûç): yüce yaradılışlı, soylu, alçak gönüllü
[49] Proto-Altaic:
*ằgò, Meaning: trade, Russian meaning: торговля
Proto-Turkic: *Agɨ, Meaning:
1 treasure 2 silk
brocade, Russian meaning: 1 сокровище 2 парча, Old Turkic: aɣɨ (Orkh.,
OUygh.) 1, Karakhanid: aɣɨ (MK, KB) 2, Turkish: Osm. aɣɨ, dial. aɣɨ 2, Middle
Turkic: aɣɨ 2
Comments: EDT 78. Clauson points out
that the oldest attested meaning is 'treasure', later concretized to 'silk
brocade'.
Proto-Mongolian: *(h)ag-su-,
*(h)aɣu-ra-, Meaning: 1 borrowing or lending money at interest, loan 2
belongings, possessions, Russian meaning: 1 заем 2 собственность, пожитки,
Written Mongolian: aɣsun (L 15) 1, aɣura, aɣura-su(n) 2 (L 18); aɣsu- 'troquer
une chose contre une autre', Khalkha: agsan 1, ūrs(an) 2, Buriat: agsa- 'to
barter', Monguor: asGu- 'donner ou recevoir en prêt, louer' (SM 15)
Comments: Mong. aɣura > Man. aGura,
Nan. aχura 'household objects', see Poppe 1966, 189.
Proto-Japanese: *àkì,
Meaning: 1 trade 2 to trade, Russian meaning: 1 торговля 2 торговать, Old
Japanese: akji 1, akjinap- 2, Middle Japanese: àkìnaf- 2, Tokyo: akiná- 2,
Kyoto: ákíná- 2, Kagoshima: akiná- 2
Comments: JLTT 675. The accent in
Kagoshima is irregular. Cf. also OJ akap-, MJ àgàf- (aka-f-), aganaf- 'to
buy, pay for' (JLTT 674, 675).
Comments: Владимирцов 319
(Turk.-Mong.). An interesting common Altaic economic term, denoting the barter
process or barter objects.
[50] ABISI
’Argo ve günlük söylemde "abisi", aradaki yaş farkı gözetmeksizin
veya samimiyet olunmadığı halde karşı tarafa büyükük taslamak, üstünlük kurmak
ya da hafifçe küçümsemek/aşağılamak Üstünlük ve Hiyerarşi ve büyüklük taslama
amacıyla kullanılan bir hitap şeklidir. Karşıdaki kişiyi çocuk ya da kendinden
daha yetersiz/konumsuz görme anlamı taşıyabilir. Genel olarak "canım"
ve "yavrum" gibi samimiyetsiz bulunduğu için itici bir hitap olarak
algılanır.
[51] Bir
çocuğa "BABASI" ifadesi,
hem biyolojik/hukuki bağları belirtirken hem de Türk kültüründeki sevgi dilinde
farklı zamanlarda kullanılır.
Ebeveynler çocuklarını severken, Çocuk bir başarı gösterdiğinde veya
takdir edilecek bir davranış yaptığında gurur belirtmek için, Çocuğun babasına
ait olduğunu, onun koruması altında olduğunu vurgulamak için kullanılır.
CANISI sevgililerden birisinin - genellikle
erkek tarafından - sevgilim, aşkım, hayatım, bitanem gibi sözcükler yerine
geçtiği, amiyane bir tabirdir.
Bunlar "Birisi" "Kimisi"
gibi kelimelerden yapı olarak
farklıdır. Bil bilgisi yönünden bunlar "ek yığılması"dır.
[52] In the Manchu language, the word xaxa, the fundamental word for "man" or "male or occasionally shift to reference an "elder brother" or "paternal uncle" in cousin branches, (The words for brother are ahūn for elder brother and deo for younger brother) directly inherits from Proto-Tungusic *kaka, which originally meant "man" or "male." In Manchu, haha belongs to a famous system of vowel alternation used to distinguish grammatical strength or natural gender. Words containing hard "masculine" back vowels (a, o, ū) contrast with words containing soft "feminine" front vowels (e, u, i). This creates neat lexical pairs: haha (man) vs. hehe (woman), ama (father) vs. eme (mother), amila (rooster) vs. emile (hen)

.png)






This comment has been removed by a blog administrator.
ReplyDelete