Sözümüz Véblaqları سؤزوموز وئبلاقلاري

Telegram Ķanallarıتلگرام کاناللاري

Dış Bağlantılar ديش باغلانتيلار

Wednesday, August 21, 2019

یک خطبه‌ی رسمی - دولتی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه قاجار

یک خطبه‌ی رسمی - دولتی به تورکی جغتایی

از دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه قاجار

مئهران باهارلی 

FETHALİŞAH KACAR DÖNEMİNDEN ÇAĞATAY TÜRKÇESİNDE RESMİ BİR DEVLET HÜTBESİ 

AN OFFICIAL STATE SERMON IN CHAGATAI TURKIC FROM THE FETHALISHAH QAJAR PERIOD 

Méhran Baharlı

خلاصه:

در این نوشته «فتوحات خاقان اعظم»، یک خطبه‌ی رسمی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی ‌شاه قاجار را معرفی کرده‌ام. این خطبه‌ی تورکی یک سند مهم تاریخی و نشان‌گر رسمی و دولتی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در ایران در دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه است و کاربرد تورک جغتایی به عنوان یک زبان مکتوب و منثور توسط دولت‌های تورک حاکم بر ایران و مقاماتشان را نشان می‌دهد. نخستین نمونه‌های اسناد باقی‌مانده به زبان تورکی در قلم‌روی فعلی ایران به تورکی شرقی و مربوط به اوایل قرن سیزده میلادی (١٢٠٧) است. پس از آن تورکی جغتایی تا آخر حاکمیت فتح‌علی ‌شاه قاجار، همواره به عنوان یک زبان ادبی مکتوب منثور توسط تمام دولت‌های تورک - موغول به کار رفته است. تورکی جغتایی تا آغاز قرن بیستم در تورک‌ایلی و حتی جنوب ایران در شهرهای شیراز و یزد و ... فارسستان، یک زبان پرستیژ و ماخذ تورکی اصیل شمرده می‌شد و نیز به درجات معینی به عنوان یک زبان ادبی و رابط (لینگوا فرانکا) توسط تورک‌های ساکن در ایران استفاده می‌شد. در طول این مدت در این جوغرافیای وسیع، به منظور تسهیل آموزش و درک متون تورکی جغتایی، ده‌ها لغت‌نامه و کتب دستور زبان تالیف شده است. این خطبه شاید یکی از آخرین نمونه‌های کاربرد رسمی تورکی جغتایی مکتوب و منثور در ایران باشد.

Özet

Bu makalede, Feth Ali Şah Kacar dönemine ait Çağatay Türkçesiyle yazılmış resmi bir hutbe olan "Büyük Kağan'ın Fetihleri"ni tanıttım. Bu Türkçe hutbe, Feth Ali Şah döneminde Çağatay Türkçesinin İran'daki fiili resmi ve devlet statüsünü gösteren önemli bir tarihi belgedir. Dahası, Çağatay Türkçesinin İran'ı yöneten Türk elitleri ve hükümetleri ile yetkilileri tarafından yazılı ve düzyazı dil olarak kullanıldığını da ortaya koymaktadır. İran topraklarında Türk dili ve lehçelerinde günümüze ulaşan en eski belgeler Doğu Türkçesiyle yazılmış olup 13. yüzyılın başlarına (1207) tarihlenmektedir. Bundan sonra, Çağatay Türkçesi, Feth Ali Şah Kacar'ın saltanatının sonuna kadar İran'daki tüm Türk-Moğol devletleri tarafından yazılı ve düzyazı edebi dil olarak kullanılmıştır. 20. yüzyılın başına kadar Çağatay Türkçesi, Türkili'de ve Güney İran'daki Farsistan'ın Şiraz, Yezd gibi şehirlerde bir prestij dil ve otantik Türkçenin kaynağı olarak kabul ediliyordu. Ayrıca, Çağatay Türkçesi İran'da yaşayan Türkler tarafından da belirli ölçüde edebi ve iletişim dili (lingua franca) olarak kullanılıyordu. Bu dönemde, Çağatay Türkçesi metinlerinin öğretimini ve anlaşılmasını kolaylaştırmak amacıyla bu geniş coğrafyada düzinelerce sözlük ve dilbilgisi kitabı yazılmıştır. Bu hutbe, belki de İran'da yazılı ve düzyazı Çağatay Türkçesinin resmi olarak kullanılmasının son örneklerinden biridir.

Abstract

In this article, I have introduced "Conquests of Great Khagan", an official sermon in Chagatai Turkic from the reign of Fath Ali Shah Qajar. This Turkic sermon is an important historical document that indicates the de facto official and state status of Chagatai Turkic in Iran during Fath Ali Shah’s reign. Moreover, it shows that Chagatai Turkic was used as a written and prose language by the Turkish elites and governments ruling Iran and their officials. The earliest surviving examples of documents in the Turkic language and dialects in what is now Iran are in Eastern Turkic and date back to the early 13th century (1207). Following this, Chagatai Turkic was used as a written prose literary language by all Turko-Mughal states in Iran until the end of the reign of Fath Ali Shah Qajar. Until the beginning of the 20th century, Chagatai Turkic was considered a prestigious language and a source of authentic Turkic in Turkili, as well as cities like Shiraz, Yazd in Farsistan and southern Iran. Furthermore, it was also used to a certain extent as a literary and communicative language (lingua franca) by Turks living in Iran. During this time, dozens of dictionaries and grammar books were written in this vast geography to facilitate the teaching and understanding of Chagatai Turkic texts. This sermon is perhaps one of the last examples of the official use of written and prose Chagatai Turkic in Iran.



مقدمه

در این نوشته یک خطبه‌ی رسمی به تورکی جغتایی ویا شرقی از دوره‌ی فتح‌علی ‌شاه قاجار را معرفی کرده‌ام. این خطبه در چند منبع تاریخی، از جمله در دیباچه‌ی کتاب «فتوحات خاقان اعظم» مشهور به «شهنشاه‌نامه‌ی صبا» و یا «همایون‌نامه»[1] به هم‌راه دو خطبه‌ی دیگر یکی فارسی و دیگری عربی، و کتاب «گنجینه‌ی نشاط» اثر عبدالوهاب نشاطِ اصفهانی ملقب به معتمدالدوله از سیاست‌مداران، شاعران و خوش‌نویسان دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه نقل شده است. کتاب «فتوحات خاقان اعظم» و یا «شهنشاه‌نامه‌ی صبا» یک مثنوی طولانی با حدود چهل هزار بیت در باره‌ی جنگ‌های فتح‌علی‌ شاه و تاریخ سلسله‌ی تورک قاجار بوده و در زمره‌ی کتب مصور و منظوم تاریخ قاجار در دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه (مانند اشرف التواریخ، شهنشاه‌نامه‌ی صافی اصفهانی، ...) است.

١-مولف کتاب «فتوحات خاقان اعظم» و یا «شهنشاه‌نامه‌ی صبا»، فتح‌علی‌ خان صبای کاشانی، ملک الشعرای دربار فتح‌علی ‌شاه قاجار، اصلا از تورک‌های دونبولی خوی در غرب آزربایجان است. مولف مقدمه که خطبه‌ها بخشی از آن هستند، میرزا عبدالوهاب موسوی اصفهانی معروف به معتمدالدوله و نشاط، دبیر و منشی‌، سپس صدر دیوان رسائل در دربار فتح‌علی ‌شاه است. او هم‌چنین اولین وزیر امور خارجه‌ی دولت تورک قاجار است. «دیوان رسائل»، نهادی دولتی و مسئول نگارش و صدور احکام سلطنتی و فرمان‌های رسمی و نامه‌های خصوصی شاه و عقدنامه‌ها و وصیت‌نامه‌های افراد خاندان سلطنت و ... بود. نشاط اصفهانی مانند دیگر مقامات قاجاری، علاوه بر زبان مادری خود، زبان‌های عربی و تورکی که از زبان‌های رسمی دوفاکتوی دولت قاجاری بودند را فراگرفته و به حسن خط و نظم و نثر عربی و فارسی و توركی معروف بود. مجموعه‌ی آثار تورکی و یا «کلیات تورکی نشاط اصفهانی» برای اولین بار در سؤزوموز تصحیح و منتشر شده است[2].

٢-کتاب منظوم «فتوحات خاقان اعظم» و یا «شهنشاه‌نامه‌ی صبا» به امر شخص فتح‌علی ‌شاه سروده شده و نام کتاب شهنشاه‌نامه را هم خود وی انتخاب کرده است. پس از اتمام کتاب، فتح‌علی ‌شاه که سروده‌ی ملک الشعرای خود را برتر از شاه‌نامه‌ی فردوسی یافت، فتح‌علی ‌خان صبا را مورد التفات بسیار قرار داد و نسخه‌ای مصور از کتاب را به سیر گور اوزلی (Sir Gore Ouseley) اولین سفیر بریتانیا در دولت تورک قاجار اهداء نمود. فتح‌‌علی ‌شاه شخصیتی زیبائی‌شناس، هنردوست و شاعر بود و علاقه‌ی مفرطی به شعر، تصویرگری، و مکتوب کردن تاریخ تورک و تاریخ قاجاریان داشت. او علاوه بر کاربردهای هنرمندانه و هنردوستانه، از شعر و هنر و آثار بی شمار هنری – ادبی - تاریخی مانند شهنشاه‌نامه که به دستور وی آفریده می‌شدند، به عنوان یک ابزار در سیستم منسجم فرهنگی و تبلیغاتی خود برای نگارش و ثبت تاریخ حکم‌رانی‌اش، سلسله‌ی تورک قاجار و تاریخ سلاطین تورک – تورکمان - موغول پیش از قاجار استفاده می‌کرد.

٣-کتبی که با نام شاهنشاه‌نامه در دوره‌ی حاکمیت سلسله‌های تورک آفریده شده‌اند، صرفا به سبب موضوع حماسی‌ و تقدیم شدنشان به سلاطین تورک - موغول، بدین نام موسوم گشته‌اند. شهنشاه‌نامه‌ها بر خلاف ادعاهای ناسیونالیست‌های فارس و فارس‌گرایان، به هیچ وجه نشان ایرانی‌گری .... تورکان نه‌بودند. بلکه بر عکس، محصول روند تورک‌سازی مفهوم ایرانیک «شاهنامه - شهنشاه‌نامه»، تهی کردن مضمون قالب و ژانر ادبی تاجیکی - دری «شاه‌نامه‌سرایی» از تاریخ باستان ایران، و به جای آن پر کردنشان با تاریخ تورک - موغول هستند. مانند «شاهنشاه‌نامه‌ی پاییزی» در باره‌ی سلطان علاءالدین محمد خوارزم‌شاه سروده‌ی مجد‌الدین محمد پاییزی نسوی، «شاهنشاه‌نامه‌ی تبریزی» در تاریخ چنگیز خان و جانشینان او از احمد تبریزی، «شاهنشاه‌نامه یا مرآت عثمانی» از صدرالدین در تاریخ سلاطین عوثمان‌لی، «سلیم‌ شاه ‌نامه» اثر ابوالفضل محمد افندی ادرﻳس بدلیسی، و «شهنشاه‌نامه‌ی صبا» موضوع این مقاله. در ادامه‌ی این روند تورک‌‌سازی، ادبا و مولفین تورک، بعدها نام «شهنشاه‌نامه» را هم تَرْک و به جای آن عناوین «چنگیزنامه» و «غازان‌نامه» و «تیمورنامه» و «اوغوزنامه» و ... را جایگزین کردند. حتی در آناتولی با تَرْک زبان فارسی، آفرینش منظومه‌های حماسی به زبان تورکی شیوع یافت و رایج شد.

٤-آن‌چه باعث ارزش یافتن بیش‌تر نسخه‌های کتاب «فتوحات خاقان اعظم» (شهنشاه‌نامه‌ی صبا، همایون نامه، ....) شده، حدود ٥٠ تصویر آب‌رنگ در نسخه‌های گوناگون آن است که توسط نقاش برجسته‌ی تورک «محمدحسن‌ خان افشار اورمویی» ترسیم شده‌اند و از شاه‌کارهای هنر نگارگری تورک در دوره‌ی قاجاری به‌شمار می‌روند. محمدحسن‌ خان افشار اورمویی در عهد فتح‌علی ‌شاه و محمد شاه غازی و ناصرالدین‌ شاه قاجار می‌زیست و از برجسته‌ترین نقاشان تورک قرن هیجده بود. او مقام رسمی نقاش‌باشی‌گری، ویا رئیس نقاشان دربار فتح‌علی شاه را دارا بود. محمدحسن خان افشار اورمویی اهل اورمو (اورمیه) در منطقه‌ی آزربایجان از تورک‌ایلی و دارای شعور قومی تورک بود و در آثارش، نام ایل  افشار و تبار تورک خود را با افتخار ذکر کرده است. 

٥-با توجه به مناصب و مقام رسمی – دولتی این سه شخصیت (فتح‌علی‌خان صبای کاشانی، میرزا عبدالوهاب موسوی معتمدالدوله نشاط اصفهانی، محمدحسن خان افشار اورمویی)، به علاوه‌ی خود فتح‌علی ‌شاه سلطان قاجار که در آفرینش کتاب دخیل بوده‌اند، آشکار است که منظومه‌ی «فتوحات خاقان اعظم» و خطبه‌ی تورکی آن یک اثر و متن رسمی - دولتی است.

٥-خطبه‌ی تورکی «فتوحات خاقان اعظم» یک سند مهم تاریخی نشان‌گر رسمی و دولتی بودن دوفاکتوی زبان تورکی در ایران در دوره‌ی فتح‌علی‌ شاه است. نگارش سه خطبه به زبان‌های فارسی و تورکی و عربی، هم‌چنین سمبولی از سیاست پلورالیزم زبانی دولت تورک قاجاری است. (رسمیت انحصاری زبان فارسی در ایران امروزی، علاوه بر آن که رفتار و ذهنیتی بدوی و فاشیستی و در تضاد با عرف هزار و چند صد ساله‌ی دولت‌های عرب و تورک – موغول حاکم بر ایران است. به هر قیمت باید بدین بدعت پایان داده شده، و بساط زبان بیگانه، تحمیلی، قاتل و استعماری دری - فارسی، از مناطق ملی غیر فارس مخصوصا مناطق ملی تورکیک، شامل تورک‌ایلی، قاشقای‌یورت، آفشاریورت، خلج‌اوردا و تورکمن‌یورت، برچیده شود).

٦-این خطبه در زمره‌ی اسنادی است که کاربرد تورک جغتایی به عنوان یک زبان رسمی مکتوب و منثور توسط دولت‌های تورک حاکم بر ایران و مقاماتشان را نشان می‌دهند. در واقع نخستین نمونه‌های اسناد باقی‌مانده به زبان تورکی در قلم‌روی فعلی ایران به تورکی شرقی و مربوط به اوایل قرن سیزده میلادی (١٢٠٧) می‌باشند (این نمونه‌ها در سؤزوموز منتشر خواهند شد). پس از آن تورکی جغتایی در طول حاکمیت تمام دولت‌های تورک - موغول تا آخر حاکمیت فتح‌علی ‌شاه قاجار، به مدت شش قرن و نیم همواره به عنوان زبان ادبی مکتوب منثور هم از سوی آن دولت‌ها و هم از سوی تورکان ساکن در ایران به کار رفته است. این خطبه شاید یکی از آخرین نمونه‌های کاربرد رسمی تورکی جغتایی مکتوب و منثور توسط مقامات تورک و تورکان ساکن در ایران باشد.

تورکی جغتایی ادامه‌ی تورکی قاراخانی و سپس تورکی خوارزمی آمیخته با لهجه‌های محلی تورکستان، و مقدمه‌ی زبان‌های اوزبیکی و اویغوری نو شمرده می‌شود. بدین اعتبار تورکی جغتایی حلقه‌ی واسط و تداوم تاریخی بین لهجه‌های تورکی قدیم و زبان‌های مودرن تورکیک در آسیای میانه و تورکستان شرقی است. علاوه بر این ویژه‌گی مهم، تورکی جغتایی در طول حیات پنج قرنه‌ی خود (تقریباً بین ١٤٠٠-١٩٠٠) در تورکستان، از یک ادبیات مکتوب منظوم و منثور بسیار پیش‌رفته که توسط امیر علی‌شیر نوائی، سلطان حسین بای‌قارا، بابور شاه، اولوغ بیگ و دیگران به اوج و کمال رسید برخوردار بود. این همه باعث می‌شد که تورکی جغتایی تا آغاز قرن بیستم در بخش وسیعی از جهان تورکیک، از تورکستان چین و شبه قاره‌ی هند گرفته تا بخش اوروپایی روسیه و اوکرایین و امپراتوری عوثمان‌لی و قفقاز و تورک‌ایلی و حتی جنوب ایران در شیراز و یزد و ... فارسستان، به عنوان یک زبان پرستیژ و تورکی اصیل و ماخذ، و به درجات معینی زبان ادبی و رابط (لینگوا فرانکا) تورکان این مناطق پذیرفته شود. جای تعجب نیست که در طول این مدت در این جوغرافیای وسیع به منظور تسهیل در امر آموزش و درک متون نوشته شده به تورکی جغتایی، ده‌ها لغت‌نامه و کتب دستور زبان تالیف شده است.

٧-از دیگر لهجه‌های تورکی که در طول تاریخ به عنوان زبان رسمی دولت‌های تورک - موغول حاکم بر ایران به‌کار رفته‌اند تورکی اویغوری قدیم، تورکی تورکمانی (شاخه‌ی شرقی اوغوز غربی)، و تورکی عوثمان‌لی (شاخه‌ی غربی اوغوز غربی) است. با این همه رسمیت این زبان و لهجه‌های تورکی تاکنون از سوی ناسیونالیست‌های فارس و پان‌ایرانیست‌ها، اوریانتالیست‌ها، ایران‌شناسان غربی و آزربایجان‌گرایان مخفی نگاه داشته شده است. به عنوان نمونه تاریخ‌نگاری آزربایجانی، ادعا می‌کند زبان همه‌ی اسناد و آثار تورکی باقی‌مانده از دوره‌ی ایل‌خان‌لی و جالاییرلی و تورکمان‌های قاراقویون‌لو و آغ‌قویون‌لو و قیزیل‌باشیه (صفویه) و افشاریه، و .... «آزربایجانی - آزه‌ربایجان‌جا» است. حال آن که اغلب این اسناد و آثار به تورکی شرقی و جغتایی و عوثمان‌لی است.

٨-در شش قرن گذشته نخبه‌گان و مولفین تورک به جای ایجاد و تثبیت یک زبان ادبی مکتوب و منثور و دیوانی بر اساس لهجه و شیوه‌های تورکی بومی، راحت‌طلبی کرده و استفاده از زبان‌های قبلا فورم گرفته‌ی ادبی مکتوب و منثور مانند تاجیکی - دری و تورکی جغتایی را ترجیح ‌دادند. در نتیجه در ایران، تورکی تورکمانی همواره به صورت زبان شعری باقی ‌ماند، به سطح یک زبان ادبی مکتوب و منثور و زبان دیوانی (بروکراسی)، در حد تورکی جغتایی و عوثمان‌لی، ارتقاء پیدا نه‌کرد، و در دوران مودرن زبان علمی و سیاسی و ادبی و مطبوعاتی و ... تورکی بومی در ایران و سنت تورکی‌نویسی در میان نخبه‌گان و عامه به‌وجود نیامد. نه‌بود ادبیات مکتوب و منثور و سنت تورکی‌نویسی نیز به نوبه‌ی خود روند استحاله‌ی تورکان ساکن در ایران در فارس‌ها در قرون نوزده و بیستم را تسریع و تسهیل کرد و به آن شتاب بسیار داد.

خطبه‌یِ تورکی

فتوحاتِ خاقانِ اعظم (شهنشاه‌نامه‌یِ صبا)

(السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان ابوالفتح والعلی فتح علی شاه القاجار)

(نظم)

جهان‌دا جمله اشیاءدین

چه پیدا بوْلسا، چه پنهان

یاراتغان باری صنعی‌دین

باری‌دین یا‌خشی‌ره‌ک اوْلغان

قوُیاش انجم آراسی‌دین

سحر تۆن‌‌کۆن زمانی‌دین

ییگیت‌لیک عمر چاغی‌دین

چاغیرلاردین باسا دوُرغان

ایس انواعی آرا عنبر

بیزاک اقسامی‌دین افسر

بوُلاغ‌لاردین دوُروُر کوثر

حدایق‌دین دوُروُر رضوان

باری اخلاق آرا احسان

باری اعضاء آرا کورکان

باری ایولار آرا کعبه

یازیلغان‌لار آرا فرقان

محمد انبیاء ایچره

وصی‌سی اولیاء ایچره

شهنشه بارجه شاه ایچره

ممالک‌دین دوُروُر ایران

نثر

اوْل اۇلوغ تینگری اکمال‌گا لایق‌دۇر کیم مشیّت‌ینگ اقتضاءسی‌غه سیّاره‌لارینگ خسروی هر صباح‌ده شعاع‌لارینگ مواکبی و انوارینگ کتایبی بیرلا خاورینگ تخت‌گاهی‌دین اوْل آچۇق گؤک ‌چیمه‌نی‌غا شتابان‌دۇرۇر، و داغێ سحرغه شرق‌ینگ داغێ‌دین تابان اوْلۇر، و حضرت‌ینگ امضاءسی‌غه هر بهارغه سلطان گُل ایکماغ‌ینگ اورنگی‌دین یاشێل چیمه‌ن‌ینگ هواسی ایتار، و بیرؤک‌لو زمان‌دین سوْنگره شاخ‌ینگ کاخی آن‌ینگ مَقْدَمی‌دین یانگی بیزاک تاپار.

و قدرت‌ینگ تائیدی‌غه خسرویِ خورشید فر، داورِ انجم حشر، گُلبنِ شاخِ ظفر، گُلشنِ باغِ کَرَم، خلافت کنامی‌نینگ هیبت‌لو ضرغامی، شرافت جامی‌نینگ صفوت‌لو مدّاحی، عطاء گؤکی‌نینگ یاغارغان غمامی، خمیده سماءنینگ بیرکیشکان باغامی، بلند اخترِ خدیوِ معظّمِ جهان، داورِ خسرویِ اعظم، شاهنشاهِ زمانه، [زاد] اَيدَاللَّهُ سُبْحَانَهُ مُلْكَهُ وَ سُلْطَانَهُ، هر ایل‌ینگ آغازی‌غه رایت‌افرازی‌غه خلافت‌ینگ مستقرّی‌دین نصرت راغی‌غه و ظفر داغی‌غه اقبال مواکب‌ینگ خیولی خلیع العذار قیلغان مظفّر عسکرینگ صرف ایتماک‌ده بحار آراسی‌غه بیرار صدف قویمادی، گوهر حاملی مویّد لشکرینگ بیزاماک‌ده معدن ایچره‌دین تۇکاتتی سیم و زر حاصلی، آنداق که قۇل‌لارینگ باش‌لاری‌نی و بیل‌لاری‌نی لؤلؤ و گوهردین مرصّع ایتار ایردی؛ دشمن‌لارینگ بویون‌لاری‌نی مجوهر قیلیچ‌دین قلّاده باغ‌لار ایردی؛ قلق‌چی‌نینگ جیبی گیبی و ایتاکی تیک کیم سیم و زر بیتی‌دین آن‌دا آی و قۇیاش صُوَری تابان قێلور ایدی، خصم‌لارنینگ گؤزی مشاکلی‌دین و یۆزی شمایلی‌دین سیم و زر مخایلی نمایان ایرور ایدی.

مسالک تأمینی و ممالک تزئینی و مناظم تدبیری و مظالم تغییری عدل مراسمی قویماقی و بذل مکارمی یایماقی، لشکر چیکماکی و کشور آلماقی‌دین سوْنگره، قایێتماق عزیمتی بیرلا دارالخلافته یولی یاساندی، وَ اَلْمُنْتَهُ اَللَّهُ کیم بۇ دور همایون بخشیشی اۆزره یاستاندی. شه‌زاده‌لار نیچوک کیم اشعه قۇیاش قاشی‌دا، هرقای بودالیق قارشۇسی‌دا، و همایون اورۇغی‌نینگ بیگ‌لاری اۇزیری‌ندا تۇربان هر یانی چیریک‌باش‌لاری باش‌لارین.ی قوْی سالیپ، سال سال آیاغه تۇرمیش‌لار و تۇرا تۇرا بی نظیر وزیرلاری و یاخشی باخشی‌لاری هر ساری یاسال اۇرمیش‌لار.

سما سکّانی تیلی ارضِ مسکونی ایلی بیلا آییتتی‌لار کیم:

جمشید قانێ، داغێ فریدون

تا شاه ایلا سپاه گؤرگای

هم اوزکاجا تخت و بخت بیلگای

هم یانگی‌جا جاه و گاه گؤرگای

لَازَالَ قَاعِدٌ اعْلَيْ بِسَاطَ السَّلْطَنَتِهِ حُتِّي يَظْهَرَ اَلْقَايِمُ

قایم‌نینگ ظهوری زمانی‌جا بو دولت قاهره‌نینگ دوامی اوْلسون

بِحَقِّ اَلْخَاتَمِ وَ اَلْقَائِمُ اَلْفَاتِحُهُ

سؤزلوک:

آچوق: آچیق

آرا: بین، میان، در وسط دو چیز

آن‌داق: اؤیله، او درجه‌ده

اورمیش‌لار: اورموش‌لار، وورموش‌لار

اوروغوی‌نینگ: اوروغونون، تیره، جنس

اوزکاجا: اؤزگه‌جه، نحو دیگر، طور دیگر، به شکل دیگر، دیگر، دیگری

اوزیری‌دا: اوزه‌ری‌نده

اول: او

اولوغ: اولو، بزرگ، کبیر، عظیم

ایتار ایردی: ائده‌ر ایدی، ائده‌ردی

ایتار: ‌اه‌ته‌ر. بیری‌نین سوراغی، خبری

ایتار: ائده‌ر

ایتارماک: اه‌ته‌رمه‌ک، ایزله‌مه‌ک، ایزی‌نی تعقیب ائتمه‌ک، قووالاماق، آولامایا چیخماق، آوی‌نی آراماق، آراماق، ...

ایتاکی: اه‌ته‌یی، دامن او

ایتماک: ائتمه‌ک

ایردی: ایدی

ایس- اه‌س: هیس؛ رایحه، عطر، بوی، تر و تازه، نکهت

ایکماغینگ: اه‌کمه‌یین

ایلا: ایله

ایلی: ۱-اؤلکه‌سی. ترکیب «....ایلی» به ‌معنی کشور و معادل پسوند فارسی .ستان و پسوند عربی .یه‌ است. غربت‌ایلی - غربت‌ستان و دیار غربت؛ ایران‌ایلی - کشور ایران، ایران‌ستان، ایرانیه؛ «تورک‌ایلی» - نام منطقه‌ی ملی تورک و وطن تورک در شمال غرب ایران، به‌ معنی کشور تورک –  تورکستان - تورکیه؛ جهان ایلی - مردم جهان، .... ۲-اؤلکه‌نین خالقی، ائلی، ائل‌گونو.

ایو: ائو، اؤی

آییتتی‌لار: آییتدی‌لار، سؤیله‌دی‌له‌ر، دئدی‌له‌ر

باخشی: بخشی، کاتب، میرزا

بارجه: بارجا، واریجا، وارجا، بارچا، بارجه، بارچه، باریچه: هست و باشد، جمله، همه، عموم، کل

باری: (تورکی) واری، وارجاسی، همه‌اش، کلاّ، مجموعاّ، همه، جمله، کافّه، عامّه، کل

باری: (عربی) خدا، الله

باسا: یئته‌ر، تمام، بس‌دیر. اه‌سکی تورک‌جه‌ده کی آنلامی «سونرا» اولان «باسا» اداتی‌ندان، یینه، بیر که‌ز داها، هم‌چنین، در غیر این صورت، ..

باغام: دیره‌ک، تیرک، دستک، پایه‌ی چوبی که بر دیوار خمیده و عمارت شکسته برای محافظت تکیه دهند،

بخشیش: بخشش و هدیه و انعام و مژده‌گانی که به کسی علاوه بر مزد و اجرت می‌دهند. دارای ریشه‌ا‌ی غیر قطعی. عده‌ای آن را با کلمات آپا-خشاد-ا و بغ اوستایی به معنی بخشیدن، بهره، بخت و باج و ..... مرتبط دانسته‌اند، اما احتمالا از ریشه‌ی چینی پائیشی (拝洗 bài-xǐ) به معنی نیکی و خوبی دیدن، هدیه و بخشش و عطا و احسان گرفتن است که در تورکی نخست معنی بخشش عطا و احسان و لطف و سپس بخشش و بخشیدن به معنای عام را کسب کرده است.

بولاغ: بولاق

بیر اؤک، بیرؤک، بیر اوک: ١-فقط، صرفاً ٢-اگر

بیرار: وئره‌ر، بیره‌ر

بیرکیشکان: به‌رکیشه‌ن، په‌کیشه‌ن، سخت شدن، محکم کردن، جمع کردن، آراستن صف

بیرلا: بیله، ایله، بیرله

بیزاک: به‌زه‌ک، بزک، آرایش، زینت، زیب، سرانداز، روسری مرصع، زیور روسری

بیگ‌لار: به‌ی‌له‌ر

بیلا: بیله، ایله، بیرله

بیلگای: ١-بیله‌جه‌ک  ٢-دانش، آگاهی ٣-داننده

بیل‌لار: بئل‌له‌ر

تورا تورا: دورا دورا، دوراراق، دورارکه‌ن

توربان: دوروبان، دوراراق، دورونجا، دوردوغوندا، دورماق، اقامت ائتمه‌ک، قالخماق، سکوت ائتمه‌ک

توکاتماق: توکه‌تمه‌ک، انجام وئرمه‌ک، بیتیرمه‌ک

تون‌کون: دون‌گون، گئچه‌ن گون

تیک: ته‌ک، ته‌کین، کیمی، گیبی، مانند، مشابه

تیلی: دیلی

تینگری: تانری، خداوند، پروردگار، آفریدگار

چاغیر: چاقیر، چاخیر، جاقیر، چغیر، .... : ١-ایچکی، سوجی، سوجو؛ شراب، خمر، باده، می. «چاغیر» در تورکی معاصر محرف «ساغیر» به معنی اولیه‌ی دیگ، تستی، ظرف، قاب است، مانند تبدیل ساریق به چاریق، سارقات به چارقد، ... کلمه‌ی تورکی ساغیر در شکل ساغر به زبان فارسی وارد شده است.

چاغیرلاردان باسا دورغان: شراب‌لاردان اوزاق دوران؛ ایچگی ایچمه‌یه‌ن

چیکماکی: چه‌کمه‌یی، کشیدن را

چیمه‌ن: چه‌مه‌ن، چمن

خلیع العذار: (عربی) لگام‌گسیخته. سرگردان

خیول: (عربی) خیل‌ها، گروه اسبان، گروه سواران، لشکرها، سپاه‌ها (خیل به این معنی، غیر از خیل تورکی به معنی جنس و تبار و نوع و ... است)

داغی: داخی

راغ: (عربی) دامن کوه که به جانب صحرا باشد

ساری: جهت، سمت، طرف، سو

سال سال: سالا سالا، سالاراق، سالارکه‌ن

غمام: (عربی) ابر، سحاب، ابری که آفاق را به‌پوشد

قاشی‌دا: نزد، قارشی، اؤن، قانشار، قات، حضور، برابر، روبرو

قالان: قلان، قلن، نوعی مالیات و خراج

قانی: هانی

قول: به‌نده، بنده، خادم

قوُی سالیپ: پائین انداختن، زیر انداختن

قوُیاش: گونه‌ش، خورشید، آفتاب، مهر، شمس

کتایب: (عربی) جمع  کتیبه، لشکرها

کورکان: گؤره‌ن، لایق دیدار، شایسته‌ی دیدن، سزاوار نمایش، بییننده، جمیل، زیبا، قشنگ

کوک: گؤک، آسمان

کیبی: کیمی، بیگی، مانند

گورکای: ١-گؤره‌جه‌ک ٢-حُسن، زیبایی، جمال و ملاحت، ٣-بیننده

مخایل: (عربی) مخائل، جمع مخیله، نشانه‌ها، علامت‌ها، ابرهایی که طلیعه‌ی باران هستند

مناظم: (عربی) جمع  نظم، طرز جریان و پیشرفت مرتب امور

مواکب: (عربی) جمع  موکب، گروه‌های سواران و لشکرهای سواران

نیچوک: نیچین، نه ایچین

یاخشی: یخشی، یاخچی، زیبا، خوب، مرغوب، نیک

یاخشی‌ره‌ک: یاخشی‌راق، داها اییی

یاسال: صف، دیزی، جه‌رگه، سیرا، دسته

یاساندی: ملبس شدن، زینت کردن، جامه پوشیدن، رخت پوشیدن

یاستانجاق: متکی، تکیه‌گاه

یاستاندی: یاسلاندی، تکیه دادن، تسویه کردن، ساختن، درست کردن، لم دادن و آسودن

یاغارغان: یاغان، چوخ یاغان

یانگی: یئنی

یانگی‌جا: یئنی‌جه

 

بودالیق؟: ؟

بیتیدین: (بیتی: رقعه، مکتوب، نامه، رساله؟، شاید در اینجا رسید مالیات؟)

بیرؤکلو؟: ؟

قلق‌چی؟: قول‌لوق‌چو؟، قیلیق‌چی؟، نوکر، خدمت‌کار، گیرنده‌ی جریمه‌ی مالیاتی. شاید اشتباه املایی و در اصل قلن‌چی  - قالان‌چی باشد. قلن: قلان، قالان، نوعی مالیات

هرقای ؟: ؟


[1] لینک دانلود نسخه‌ی خطی شاهنشاه‌نامه‌ی صبا

https://ketabpedia.com/تحمیل/شاهنشاه-نامه-صبا-از-صبا-ملک%e2%80%8cالشعرای-د/

[2] اشعار تورکی جغتایی نشاط اصفهانی نخستین وزیر امور خارجه‌ی قاجاری و رئیس دیوان رسائل فتح‌علی شاه، و سانسور آن‌ها در نشر ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/10/blog-post_21.html

فرمان تاریخی فتح‌علی ‌شاه قاجار به تورکی جغتایی

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/07/blog-post_10.html

یک خطبه‌ی رسمی - دولتی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی ‌شاه قاجار

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_21.html

نامه‌ی تورکی (جغتایی) فتح‌علی شاه به سلطان محمود دوم در اتحاد دولتین قاجار و عوثمان‌لی و هماهنگ کردن سیاست‌های خارجی‌شان

http://sozumuz1.blogspot.com/2021/08/blog-post_11.html

نکاح‌نامه‌ی عبدالله میرزا قاجار و گلین خانم قۇوان‌لی به تورکی جغتایی، زنجان سال ١٨١١ دوره‌ی فتح‌علی شاه قاجار

http://sozumuz1.blogspot.com/2020/01/blog-post_12.html

اشعار تورکی نشاط اصفهانی رئیس دیوان رسائل فتح‌علی شاه قاجار، و سانسور آن‌ها در نشر دوکتور حسین نخعی در ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/10/blog-post_21.html

رقعه‌ی تورکی جغتایی نشاط اصفهانی، رئیس دیوان انشاء دولت قاجار به دوره‌ی فتح‌علی شاه

http://sozumuz1.blogspot.com/2021/12/blog-post_22.html

برای نمونه‌هایی از کاربرد تورکی جغتایی مکتوب و رسمی در ایران:

اشعار تورکی نشاط اصفهانی رئیس دیوان رسائل فتح‌علی شاه و نخستین وزیر امور خارجه‌ی قاجاری، و سانسور آن‌ها در نشر دوکتور حسین نخعی در ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/10/blog-post_21.html

رقعه‌ی تورکی جغتایی نشاط اصفهانی، رئیس دیوان انشاء دولت قاجار به دوره‌ی فتحعلی شاه

https://sozumuz1.blogspot.com/2021/12/blog-post_22.html

تقاضای فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی از سلطان سلیم برای الحاق مُلْکِ فارس و خوراسان و عراق و ماوراء النّهر به قلمروی عثمانی

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/07/blog-post_24.html

اشعار تورکی در مدح فتح بغداد توسط شاه عباس

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/09/blog-post_25.html

نامه‌ی تورکی جغتایی سلطان حسین صفوی به امپراتور روسیه الکسیویچ پطر کبیر

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/10/blog-post_2.html

دستور نادرشاه برای انجام مذاکرات دیپلوماتیک رسمی در هندوستان به زبان تورکی

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_9.html

کاربرد زبان تورکی در رسائل و نامه‌جات و فرامین رسمی‌ی دولت زندیه

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/02/blog-post_23.html

فرمان تاریخی فتح‌علی‌شاه قاجار به تورکی جغتایی

http://sozumuz1.blogspot.com/2019/07/blog-post_10.html

یک خطبه‌ی رسمی-دولتی به تورکی جغتایی از دوره‌ی فتح‌علی‌شاه قاجار

https://sozumuz1.blogspot.com/2019/08/blog-post_21.html

No comments:

Post a Comment