ایضاحاتی در بارهی کاربرد مودرن و دموکراتیک دو نام تورک و آزربایجان
مئهران باهارلی
تورک به معنی مودرن و دموکراتیک
عدهای معتقدند که یک ملت واحد به نام تورکTürk ، در گسترهی پهناوری از سیبری تا خاورمیانه و از چین تا قلب اوروپا وجود دارد. اما در واقع در قرن بیست و یکم، نه یک همچو ملت واحد تورک، بلکه یک «گروه از ملل به لحاظ زبانی و فرهنگی خویشاوند تورکیکTürkik » وجود دارد. این ملل تورکیک، علی رغم آن که بسیاری از آنها تا گذشتهای نزدیک، هم از طرف خودشان و هم از طرف بیگانهگان اغلب تورک و زبانهایشان هم تورکی نامیده میشد، در عصر حاضر ملتهائی متشخص، متمایز و جداگانه بهشمار میروند. هرچند امروز نیز زبانها و به درجهی بسیار ترکیب تباری و تاریخ و بعضی دیگر از خصوصیات قومی و ملی ملل داخل در هر کدام از زیرمجموعههای آن مانند اوغوز، قیپچاق، قارلوق، سیبری، اوغور، ... در مقایسه با ملل داخل در دیگر زیرمجموعههای آن، به هم بسیار نزدیک هستند.
دفاع از ضرورت حیاتی نزدیکی، همبستهگی، همسوئی و همکاری حداکثری انسانی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، ... بین ملل و دول تورکیک، رفتاری موجه، منطقی، مدنی، سازگار با زمانه، سازنده، صلحجویانه، بشردوستانه و مفید است. اما اندیشهی یگانهگی ملی و یا لزوم وحدت ملل تورکیک معاصر در قالب یک کشور واحد و یک دولت واحد و یک حاکمیت سیاسی واحد، در قرن بیست و یکم معقول، عملی و واقعگرایانه نیست. آرمانی رومانتیک است که بر خلاف گذشته و از جمله آغاز قرن بیستم، روند تاریخی طولانی تشکل، تکامل، تطور و تبارز این ملل تورکیک به صورت گروههای ملی - اتنیکی متشخص و مستقل را نادیده گرفته، هویت ملی مودرن آنها را نفی و انکار میکند.
وضعیت فوق در ایران هم وجود دارد. در حال حاضر در ایران نه صرفا یک ملت واحد تورک، بلکه اقلا چهار گروه ملی تورکیک خویشاوند با خودنامگذاریهای (اندواتنونیم Autonym, Endonym) «تورکTürk » (اوغوزهای غربی)، «تورکمنTürkmen » (اوغوزهای شرقی)، «خلجXelec » (ادامهی آرگو - آرقوهای باستان) و «قازاقQazaq » (از قیپچاقها) ساکن هستند. هر نوع تصنیف و صورتبندی و کاربرد نامهای ملی به غیر از این چهار خودنامگذاری نام برای هر کدام از آنها؛ یعنی به ترتیب «تورک»، «تورکمن»، «خلج»، «قازاق»، در منابع داخلی و در منابع خارجی، به هر زبانی، از سوی هر کس و مرکز و منبعی، چه به طور رسمی و چه به طور غیر رسمی و با هر نیت و هدفی، با واقعیتهای موجود و خودنامگذاریها و روایتهای هویتی خود این مردم، حقوق بشری و قوانین بین المللی در تناقض بوده، در نتیجه نادرست است.
در ایران تودهی منسوب به دستهی اول و یا اوغوزهای غربی، یعنی مجموعهی کسانی که خود را «تورک» میدانند، خود را «تورک» مینامند، به یکی از لهجههای اوغوز غربی صحبت میکنند، زبان و لهجهی خود را «تورکی» مینامند، و یا معتقدند و یا دانسته است که در گذشته تورک بوده اما بعدها تغییر زبان دادهاند، همه متعلق به یک گروه ملی با نام ملی و اتنیکی «تورک» هستند. با تاکید بر این نقطه که بر خلاف تلقیهای مرسوم در گذشته، در اینجا «تورک» اولا مفهومی نژادی، خونی، و تباری نیست؛ دوما این گروه ملی «تورک»، شامل دیگر ملل تورکیک ساکن در ایران («تورکمن و یا اوغوزهای شرقی»، «خلج و یا خلجی»، «قازاق»). منحصرا مربوط به ملت «تورک» (به وجهی که تشریح شد) است. این تودهی تورک ساکن در ایران قابلیت آن را دارد؛ و مفید، منطقی، به مصلحت و هنوز ممکن است که در یک روند ملتشوندهگی به صورت یک ملت واحد و مودرن با نام ملی و اتنیکی تورک انسجام و قوام یافته، فورم گیرد.
تورک، تورکیسم، پانتورکیسم و تورانیسم
بر خلاف باور عدهای، «اعتقاد به وجود یک ملت تورک» لزوما مترادف و به معنی اعتقاد به «پانتورکیسم»، «تورانگرائی»، و «تورکگرائی» (تورکیسم) نیست. اینها مفاهیمی کاملا متفاوت هستند:
۱-«اعتقاد به هویت ملی تورک»: صرفا بیان یک واقعیت بدیهی و
پدیدهی میدانی، و اقرار به وجود یک توده با هویت ملی تورک در ایران که خود را در
گذشته و حال همواره تورک نامیده و شناسانده، است.
۲-«تورکگرائی - تورکیسم»: جریان هویتی و موضع سیاسی تورکمدار
و متمرکز بر مسائل ملت تورک است. تورکگرایی مجموعهای بزرگ است و شامل ملیگرائی -
ناسیونالیسم تورک در ایران هم میشود، اما مترادف و منحصر به آن نیست.
۳-«پانتورکیسم»: اعتقاد به وجود ویا ضرورت یگانهگی ملی و سیاسی
ملل تورکیک است.
۴-«پانتورانیسم»: اعتقاد به وجود و یا ضرورت یگانهگی ملی و سیاسی ملل تورکیک، به علاوهی چند ملت دیگر اورال - آلتاییک و فین – اوگور مانند مجار و ... است.
بنابر این، اعتراف و اعتقاد و قائل شدن به وجود «هویت قومی و ملی تورک» در ایران، غیر از «تورکیسم»، «پانتورکیسم» و «تورانیسم» است. چنانچه اعتراف و اعتقاد و قائل شدن به وجود ملتی با نام «بلوچ» و یا «کورد» در ایران، لزوما مترادف با «بلوچگرائی» و «کوردگرایی»، و اعتقاد به «پانایرانیسم» و «پانآریائیسم»؛ و یا اعتراف و اعتقاد و قائل شدن به وجود دینی با نام «اسلام»، حکما مترادف با «اسلامگرایی - اسلامیسم»، اعتقاد به «پاناسلامیسم»، حتی «اعتقاد به خود دین اسلام» نیست. اساسا استعمال آگاهانهی دو کلمهی متفاوت «تورکیک» برای نامیدن مجموعهی یک خانوادهی ملل و زبانهای آنها و «تورک» که صرفا یک ملت (اوغوزهای غربی) از آن مجموعهی ملل و زبانهای تورکیک است، نشان میدهد که بهکار برندهی آنها قائل به تفاوت بین مفاهیم «تورک»، «تورکیسم»، «پانتورکیسم» و «تورانیسم» است. اعتقاد به «هویت ملی مودرن و دموکراتیک تورک» در عین اعتقاد به وجود چندین ملت تورکیک در ایران، از سوء تفاهم و مخلوط کردن مفهوم «ملت تورک» با سه مفهوم متفاوت «تورکیسم - تورکگرائی»، «پانتورکیسم» و «تورانیسم» جلوگیری میکند.
پان تورک: در آغاز قرن بیستم (۱٩٠٠-۱٩۲٥) ناسیونالیستهای افراطی
فارس و پانایرانیستها (کسروی تبریزی، ارژنگی تبریزی، فرقهی دموکرات آزربایجان
تبریز) معتقدین به هویت ملی تورک و یا تورکگراها را «تورکزم» (تورکیسم) مینامیدند.
در ادبیات سیاسی معاصر ناسیونالیستی فارسی هر کس که معتقد به نوعی هویت تورک باشد،
«پانتورک» نامیده میشود. پانایرانیستها (تورج اتابکی، سید جواد طباطبائی،
کاوه بیات، سایت آذریها، نشریهی وطن یولی، ...)، آزربایجانگرایان پانایرانیست (عباس
جوادی، علی قرهجهلو، لیلا مجتهدی، مرتضی نگاهی، سیروس مددی، ...) و آزربایجانگرایان
استالینیست (علیرضا اصغرزاده، محمد آزادگر، احمد اوبالی، داود توران، یدالله کنعانی،
محمد حسینی، علیرضا فرشی، ...) هم، به
سبب نفرت و هراس از تورک و الفت به دروغپراکنی و استحماق و خودفریبی، هر کس را که
به وجود ملتی به نام تورک در ایران معتقد باشد تورکگرای افراطی، پانتورکیست،
معتقد به حاکمیت جهانی تورک، درصدد نجات دادن همهی ملل تورکیک ایران و دنیا، نژادپرست،
و ... معرفی میکنند. حال آن که یک فرد «معتقد
به وجود ملت تورک» در ایران، به لحاظ سیاسی میتواند تورکگرا – تورکیست، و یا ملیگرای
تورک، دارای انواع و اقسام تمایلات و مشیهای سیاسی لیبرال، مذهبی، کومونیست و
غیره باشد. طنز تلخ آن که آزربایجانگرایان پانایرانیست و آزربایجانگرایان استالینیست
که معتقدین به هویت ملی تورک در ایران و آزربایجان را پانتورکیست معرفی میکنند،
خودشان با ذهنیتی قرن نوزدهی و نگرشی پانتورکیستی، از وجود مفهوم و کلمهی «تورکیک»
خبر نه دارند، و هنوز هم همهی ملل معاصر تورکیک را یککاسه تورک مینامند.
آزربایجان به معنی مودرن و دموکراتیک
«آزربایجانیسم» و «آزربایجانگرائی استالینیستی» است که عینا مانند «مولدوونیسم» یک ایدئولوژی- پروژهی مهندسی هویت قومی روسیهای – شوروی، و یک ملتسازی استعماری – امپریالیستی – صلیبی شعوبی - غربی - اوروپایی ضد تورک است و به منظورهای آتی ایجاد شده است:
۱-جدا ملت تورک ساکن در ایران و مخصوصا قسمت آزربایجاننشین
آن از آناتولی، عوثمانلی - تورکیه
۲-گسستن ملت تورک ساکن در ایران و مخصوصا قسمت آزربایجاننشین
آن از تاریخ و میراث معظم فرهنگی، سیاسی و تمدنی جهان تورکیک و تورک (اوغوز غربی) و
به ویژه دولتهای تورکیک و تورک (اوغوز غربی) در تاریخ ایران
۳- تجزیهی تودهی تورکزبان پراکنده
در ایران به چندین قوم بر اساس جوغرافیا و تقسیمات اداری آزربایجان
۴-تجزیهی منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران (تورکایلی) و یا وطن ملت تورک به دو قسمت آزربایجانی (استانهای آزربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان) و غیر آزربایجانی آن (مناطق تورکنشین استانهای گیلان، قزوین، همدان، مرکزی، البرز، تهران، قوم، کوردستان، کرمانشاه، ...)
از جنبههای فوق، همچنین بیهویت و بیریشه کردن ملت تورک ساکن در ایران و تسهیل و تسریع فارسسازیاش، در شرایط کنونی «آزربایجانگرائی» کاملا همسو و همگام با «پانایرانیسم» عمل میکند و در خدمت سیاست استراتژیک و دولتی نسلکشی زبانی و ملی تورک در ایران است.
«آزربایجان» بی شک یک نام با ریشه و منشاء ایرانیک است. این نام ایرانیک نهباید به عنوان اسمی برای نامیدن همهی منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران و یا «تورکایلی» که بیشتر از نصف آن در طول تاریخ همیشه در خارج آزربایجان به هر معنایی بوده، پیشنهاد شود. همچنین است «آزربایجان» نامیدن واحد سیاسی - دولتی که در آینده تشکیل و همهی منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران و یا «تورکایلی» را شامل خواهد بود. آزربایجان نامیدن مناطق تورکنشین در شمال غرب و غرب ایران که شامل تهران هم میشوند و هرگز داخل جوغرافیای آزربایجان و یا ایالت آزربایجان نهبودهاند، بدعت و تحمیل معانی جدید بر نام آزربایجان و رفتاری مضر است. البته تحمیل و بار کردن معانی جدید به نام آزربایجان، امری سابقهدار است. چنانچه خلیل پاشا و دیگر مقامات عوثمانلی واحد سیاسی - دولت تورک تاسیس شده با کومک عوثمانلی در جنوب قفقاز به سالهای جنگ جهانی اول را دلبخواهانه آزربایجان نامیدند. و یا در دورهی انقلاب ضد تورک مشروطیت در ایران، آزربایجانگرایان پانایرانیست (در انجمن اتحادیهی آزربایجان – تهران و انجمن ایالتی آزربایجان - تبریز، ...) خیرهسرانه مفهومی به نام «قوم آزربایجان» که گویا یکی از اقوام تشکیل دهندهی ملت ایران با زبان و هویت ملی فارسی و تاریخی پارسی و زرتشتی بود را آفریدند. و یا روسیهی استالینیستی، برای زدودن هویت ملی تورک از قفقاز جنوبی و جدا کردن آن از تورکیه و جهان تورکیک، مفهوم «ملت آزربایجان» به عنوان یک ملت قفقازی غیر تورک و ضد تورکیه را آفرید.
آزربایجان و نهبایدها
نام آزربایجان، بر خلاف بدآموزیها و سنن فاشیستمآب و تمامیتطلب ایدئولوژی آزربایجانیسم - آزربایجانگرایی استالینیستی، میباید صرفا به طرزی مودرن و دموکراتیک به کار برده شود و نه با منشی تورکستیزانه:
۱- به لحاظ آزادی بیان، آزربایجان میتواند به صورت قراردادی و یک پیشنهاد برای نامیدن کل منطقهی ملی تورکنشین
در شمال غرب ایران و یا «تورکایلی» پیشنهاد شود، هر چند این قرارداد و پیشنهاد
ماهیت و عملکردی به شدت ضد تورک دارد.
۲- به لحاظ آزادی بیان، آزربایجان میتواند به عنوان یک نام برای
واحد سیاسی و یا دولتی که در منطقهی ملی تورکنشین واقع در شمال غرب ایران و یا
«تورکایلی» تاسیس خواهد شد پیشنهاد گردد، هر چند این پیشنهاد ماهیت و عملکردی به شدت ضد تورک دارد.
۳- آزربایجان
مطلقا نهباید
به عنوان نام ملت («ملت آزربایجان» به جای «ملت تورک») و نام زبان («زبان آزربایجانی»
به جای «زبان تورکی») به کار رود. زیرا این دیگرنامگذاریها بر ضد خودنامگذاری
ملت تورک، بر علیه حقوق بشر و چارتهای سازمان ملل و مولفهای از نسلکشی ملی تورک
در ایران است.
۴-نهباید از نام آزربایجان به صورت ابزاری برای تجزیه و
تکه پارچه کردن خلق تورک ساکن در ایران به چندین گروه ملی - قومی، «ملتهای تورک»
استفاده شود. این رفتار مولفهای از سیاست استعمار داخلی فارسستان و نسلکشی ملی تورک
در ایران است.
۵- نام
آزربایجان نهباید
برای تجزیهی منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران (تورکایلی) به دو قسمت
آزربایجانی و غیر آزربایجانی (مناطق تورکنشین منطبق بر اراضی عراق عجم - عراقستان،
خمسه، جبال، دیلمستان، علی شوکور بیگ، بیاتستان، ... سابق) به کار رود، این
رفتار مولفهای از سیاست استعمار داخلی فارسستان و نسلکشی ملی تورک در ایران است.
۶- نام آزربایجان
نهباید
برای ایجاد واگرائی و بیگانهگی بین خلق تورک ما و تورکهای آناتولی - تورکیه به کار
رود. این رفتار مولفهای از سیاست استعمارگرانه و امپریالیستی و صلیبی دولتهای
غربی و اوروپایی برای زدودن تورک و تورکیک از ایران است. نام قومی – ملی همهی اوغوزهای غربی
منطقه، چه ساکن در ایران، چه ساکن در قفقاز، چه ساکن در آناتولی و بالکان، به
یکسان و مشترکاً «تورک» است.
۷- همانگونه که گفته شد آزربایجان نامیدن همهی منطقهی ملی تورکنشین (تورکایلی) در شمال غرب و غرب ایران شامل تهران و نیز واحد سیاسی - دولتی که در آینده در آنجا تاسیس خواهد شد، امری تماما قراردادی و پیشنهادی است و هیچگونه سابقه و پایه و اساس تاریخی و مردمی و واقعی نهدارد. در نتیجه آفریدن مویدههای تاریخی و سابقهی باستانی دائر بر کاربرد آزربایجان برای نامیدن سرزمینها و اراضی خارج جوغرافیای آزربایجان و ایالت آزربایجان، و در این استقامت ریشهسازیهای تورکی برای نام آزربایجان، مشابه آنچه آزربایجانگرایان استالینیست (حسین محمدزاده صدیق، فریدون جلیلوف، ...) انجام میدهند، همه خیالپردازی و جعلیات و تغییر آگاهانهی حقایق به قصد فریب و بافندهگیهایی غیر علمی است.
کاربردهای ایدئولوژیک، فتیشیست، تحمیلی، فاشیستمآب، همهآزربایجانانگارانه، تمامیتخواهانه، ذاتگرایانهی نام آزربایجان
هر نوع کاربرد نام آزربایجان ورای موارد فوق، و در این میان به عنوان نام ملت و نام زبان و نام ادبیات و نام مطبوعات (ملت آزربایجان، زبان آزربایجانی، ادبیات آزربایجان، مطبوعات آزربایجان .... به جای «ملت تورک»، «زبان تورکی»، «ادبیات تورک»، «مطبوعات تورک»، ....) به ویژه به طرزی ایدئولوژیک، فتیشیست، تحمیلی، فاشیستمآب و همهآزربایجانانگارانه، غیر دموکراتیک، رفتاری غیر ملی و در خدمت منافع استعمارگران و دولتهای امپریالیست و صلیبی غربی - اوروپایی، از جمله روسیه و سیاست نسلکشی ملی تورک و پانایرانیسم و بیهویت ساختن و نابود کردن خلق تورک است و خواهد بود.
تورکزبانان ساکن در ایران امروز در روند خودآگاهی ملی و ملتشوندهگی هستند. این روند، با شتاب فعلی اقلا یکی دو نسل به طول خواهد کشید. در این برههی زمانی، ما باید بر تکون تودهی تورکزبان ساکن در ایران (که ملل تورکیک تورکمن، خلج و قازاق را شامل نهمیشود)، به صورت یک ملت واحد تورک متمرکز شویم. اولویت ما باید این امر باشد. این که چه نامی میباید و یا مناسبتر است که بر واحد سیاسی - دولتی که بر منطقهی ملی تورکنشین در شمال غرب ایران - تورکایلی تاسیس خواهد شد داده شود، مسالهی آینده است، نه مسالهی عاجل و اولویت امروز ما. کسانی که امروز به جای تمرکز بر روند بیداری ملی تورک و ملتشوندهگی تورکزبانان در ایران و تقویت و تحکیم یگانهگی ملی آنها و طرد هویتهای ملی جعلی، ضد تورک و استعمارساختهی ایرانی و آزربایجانی، مبحث انحرافی نام آزربایجان و حواشی نامربوط و زاید و ریشهبافیهای غیر علمی برای آن را نشاندهاند، علاوه بر داشتن درکی مخدوش از هویت ملی تورک، ناتوان از تشخیص مسائل واقعی و اولویتهای سیاسی مردم تورک بوده، جدا به خطا میروند.
مطالعهی دقیق و تعمق همهجانبه در تاریخ معاصر نشان میدهد مانع اصلی داخلی در روند ملتشوندهگی خلق تورک و عامل اصلی داخلی تسهیلکنندهی آسیمیلاسیون - فارسسازی سریع وی در سرتاسر ایران، از سالهای جنبش ضد تورک مشروطیت «هویت قومی آزربایجانی انگلیسساخته» و از سالهای جنگ جهانی دوم «هویت ملی آزربایجانی روسیهساخته»، و تبلیغ این هویتهای استعماری توسط نخبهگان بریده از توده و بیگانه با هویت ملی تورک متمرکز در مرکز - شرق آزربایجان، مخصوصا در تبریز – اردبیل - سراب است. این منطقه به لحاظ تاریخی تحت تاثیر و نفوذ شدید سه جریان ضد تورک «ایرانیگرایی - فارسگرایی»، «شیعیگری» و «کومونیسم روسی» بوده و به همین سبب هویت ملی و خودآگاهی تورک در بسیاری از نخبهگان این منطقه اصلا ظهور نهکرده است. امروز هم اغلب آزربایجانگرایان شدیدا تورکستیز از این منطقهاند.
«آزربایجانی به عنوان یک هویت ملی»، - بر خلاف «تورکیت و تورک بودن» - دارای هیچ گونه مقبولیت و تقدس و خاصیت متحدکننده و هیچ پایهی واقعی و استمرار در حافظهی تاریخی تودهی تورک ساکن در ایران نهبوده و نیست. بر عکس، تحمیل این هویت ملی جدید که ساختهی پانایرانیسم و انگلیس و روسیه است بر بخشی از ملت تورک، باعث ایجاد آشفتهگی و اغتشاش و سردرگمی در هویت ملی تودهی تورک، بی هویت و بی ریشه کردن او، ایجاد گسستهای متعدد در میان زیرگروههای ملت تورک با یکدیگر، همچنین بین کل ملت تورک با تاریخ و میراث تاریخی تورک و جهان تورکیک میگردد. و این، همان غایهی طراحان هویت ملی اوریانتالیستی، الیتیست، نژادپرستانه، استعماری و مجعول آزربایجانی است.
|
|
بنا به روایت مردم تورک و تورکگرایان |
بنا به آذربایجانگرایی استالینیستی |
بنا به آذربایجانگرایی پانایرانیستی |
|
نام ملت ما |
ملت تورک |
ملت آذربایجان |
ملت ایران |
|
اساس هویت قومی-ملی |
فرهنگ
و زبان تورکی، تعریف و روایت هویت خود قومی مردم |
نام
جوغرافی و تقسیمات اداری، مهندسی قومی استعماری توسط روسیه و ارمنستان |
مرزهای
بین المللی، مهندسی قومی استعماری توسط بریتانیا، پارسیان هند، ماسونها، ... |
|
نام زبان فعلی خلق ما |
تورکی (تورکجه) |
آذربایجانی، آزری، ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، ترکی
همدانی، ترکی سنقری، ترکی خراسانی، ترکی افشاری، ترکی قشقایی، ..... |
آذربایجانی، آزری، ترکی آذربایجانی، ترکی آذری،
ترکی همدانی، ترکی سنقری، ترکی خراسانی، ترکی افشاری، ترکی قشقایی، ..... |
|
نام زبان ملی ادعائی |
تورکی
(تورکجه) |
آذربایجانی،
آذری و نامهای آبکیکنندهی ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، ... |
فارسی |
|
قلمروی وطن ادعائی |
کل منطقهی تورکنشین در شمال غرب-غرب ایران، تقسیمشده
بین ۱۳ استان |
جوغرافیای آزربایجان (سه استان آزربایجان شرقی،
غربی، اردبیل و بعضا زنجان و نقاط پیرامون) |
کل ایران |
|
نام منطقهی ملی-وطن ادعائی |
تورکایلی
(وطن ملت تورک) |
آذربایجان
جنوبی (وطن ملت آذربایجان) |
ایران
(وطن ملت ایران) |
|
مفهوم آزربایجان |
نام تاریخی ۴۵٪ از قلمروی وطن تورک و یا تورکایلی |
نام ملت، نام وطن، نام زبان، نام دولت، نام کشور،
نام الفباء، نام ادبیات، نام مطبوعات، ........ |
نام قومی بر اساس جوغرافیای متعلق به وطن ایران و
ملت ایران |
|
نام ادبیات و مشاهیر و مطبوعات و ... |
ادبیات
تورک، مشاهیر تورک، مطبوعات تورک، ... |
ادبیات
آذربایجان، مشاهیر آذربایجان، مطبوعات آذربایجان، ... |
ادبیات
آذربایجان، مشاهیر آذربایجان، مطبوعات آذربایجان، ... |
|
وضعیت مناطق تورکنشین عراق عجم، جبال، خمسه و دیلمستان |
آن مناطق تورکنشین بخشی از وطن تورک-تورکایلی
هستند |
آن مناطق تورکنشین بخشی از وطن ملت آزربایجان نیستند،
بلکه به فارسها و کوردها و .... تعلق دارند |
همه به وطن ایران تعلق دارند |
|
موضع به یکپارچهگی وطن تورک |
مدافع
یکپارچهگی وطن تورک است |
خواهان
تجزیهی وطن تورک است. فقط بخش آذربایجان را وطن میداند |
به
وطن تورک قائل نیست |
|
گروههای تورکزبان در شمال غرب-غرب ایران |
تورکزبانهای شمال غرب ایران، چه در آزربایجان و
چه در خارج آزربایجان، جزئی از ملت تورک هستند |
تورکزبانهایی که در خارج آذربایجان هستند
(همدان، استان مرکزی، ...) جزء ملت آذربایجان نیستند. اقوام تورک دیگری در ردیف
اویغورهای چیناند |
همه جزئی از ملت ایران هستند |
|
گروههای تورکزبان پراکنده در ایران |
همه
جزئی از ملت تورک و دیاسپورای تورک در آن مناطق هستند |
آنها
جزء ملت آزربایجان نیستند. اقوام تورک دیگری در ردیف اویغورهای چین هستند |
همه
جزئی از ملت ایران هستند |
|
گروههای تورکیک قازاق، خلج، تورکمن |
ملل تورکیک مستقل، اما خویشاوند با ملت تورک ما
هستند |
ما آذربایجانی، آنها تورکاند |
ما ایرانی، آنها تورک هستند |
|
موضع به یکپارچهگی انسانی ملت تورک |
مدافع
یکپارچهگی قومی-ملی تورکزبانان ساکن در ایران است |
در
صدد تجزیه و واگرایی قومی-ملی تورکزبانان، هم در شمال غرب-غرب و هم در دیگر
نقاط ایران است |
خواهان
تجزیه و واگرایی قومی-ملی تورکزبانان، هم در شمال غرب-غرب و هم در دیگر نقاط ایران
است |
|
قلمروی دولت ملی آینده |
همهی تورکایلی- کل منطقهی تورکنشین در شمال
غرب-غرب ایران تقسیم شده بین ۱۳ استان |
صرفا جوغرافیای آزربایجان، شامل مناطق تورکنشین
و کوردنشین و ... |
موضوعیت ندارد |
|
نام دولت ملی آینده |
بسته
به شرایط و در زمان تاسیس تعیین خواهد شد. آزربایجان صرفا به صورت یک پیشنهاد میتواند
مطرح شود |
آذربایجان
(جنوبی؟) |
موضوعیت
ندارد |
|
املاء (عربی) کاربردی برای زبان تورکی |
فونتیک |
املاء فارسی با اندکی تغییر |
املاء فارسی بدون تغییر |
|
نمایش کسره و فتحه در الفبای تورکی لاتین |
E e فتحه - کسره É é |
Ə ǝ فتحه –
کسره E
e |
- |
|
املاء نام آزربایجان |
آزربایجان |
آذربایجان |
آذربایجان |
|
نام حرکت ملی |
حرکت
ملی دموکراتیک تورک (پیشنهادی) |
حرکت
ملی آذربایجان (جنوبی؟) |
- |
|
نام هویت |
هویت تورک (قومی-ملی) |
هویت آذربایجانی (قومی-ملی) |
هویت آذربایجانی (جوغرافیایی) |
|
بوجودآورندهگان هویت قومی-ملی |
تاریخ
و ملت تورک |
حزب
کومونیست روسیه- استالین |
بریتانیا،
پارسیان هند، تورکهای پانایرانیست، ... |
|
تاریخ ایجاد هویت قومی-ملی |
در طول هزار و دویست سال اخیر |
در سال ۱۹۳۷، در اوج تصفیه و ترورهای استالینی |
۱۹۰۵-۱۹۰۶، حین حرکت مشروطیت |
|
محل ایجاد هویت |
سرتاسر
وطن تورک - بویژه غرب و جنوب تورکایلی |
موسکو-
روسیه |
تهران،
تبریز، برلین، لندن- انگلستان |
|
نوع هویت |
روایت مردمی، داوطلبانه، تاریخی و طبیعی |
مهندسی هویت قومی استعماری، اوریانتالیست، الیتیست،
تحمیلی |
مهندسی هویت قومی استعماری، اوریانتالیست، الیتیست،
تحمیلی |
|
شخصیتهای مطرح در تشکل هویت |
نادرشاه
افشار، جمشیدخان افشار اورومی، تقی رفعت، حبیب ساحر، محمود پناهیان، حمید نطقی،
.... |
استالین،
میکویان، فرقهی دموکرات آزربایجان، آزربایجانگرایان استالینیست فعلی
(عل.رض.اص.، اح.او.، حس.مح.صد.، ...) |
سران
انجمن آذربایجان تهران و دموکراتهای آذربایجان در دورهی مشروطیت و جنگ جهانی
اول (حسن تقیزاده، سید جلیل اردبیلی، احمد کسروی، ایرانشهر، ....)، آزربایجانگرایان
پانایرانیست فعلی (عل.قر.، سی.مد.، عب.جو. سی.جو.طب.، ....) |
|
خواهندهی حق ادارهی امور خود و حق تعیین سرنوشت
کیست |
ملت تورک، در وطن تورک -تورکایلی است |
خاک، در جوغرافیای آزربایجان در سه-چهار استان
است |
ملت ایران، در وطن ایران است |
|
موضع به هویت قومی-ملی تورک |
موافقت
صد در صد با هویت قومی- ملی تورک |
مخالفت
با هویت قومی- ملی تورک |
مخالفت
با هویت قومی-ملی تورک |
|
موضع افراطیون و توسعهطلبان کورد، ارمنی، فارس،
.. به هویت مطرح |
مخالفت صد درصد با هویت قومی-ملی تورک |
افراطیون و توسعهطلبان کورد، ارمنی، فارس، ..
مدافع هویتهای آذری و آذربایجانی در تقابل با هویت ملی تورکاند |
افراطیون و توسعهطلبان کورد، ارمنی، فارس، ..
مدافع هویتهای آذری و آذربایجانی در تقابل با هویت ملی تورکاند |
|
آیا هویتگرایی پانایرانیستی، داشناکی و پ.کا.کایی
وجود دارد؟ |
تورکگرایی
پانایرانیستی، تورکگرایی داشناکی و تورکگرایی پ.کا.کایی وجود ندارد |
آذربایجانگرایی
پانایرانیستی، آذربایجانگرایی داشناکی و آذربایجانگرایی پ.کا.کایی وجود دارد |
آذربایجانگرایی
پانایرانیستی، آذربایجانگرایی داشناکی و آذربایجانگرایی پ.کا.کایی وجود دارد |
|
موضع به عثمانلی قرن بیستم – جمهوری تورکیه |
متفق تاریخی و طبیعی |
دشمن تاریخی و طبیعی |
دشمن تاریخی و طبیعی |
|
موضع به شیعهی امامی |
شیعهی
امامی، اسلام فارسی و مذهبی تحمیل شده به خلق تورک است |
مانند
بسیاری از موارد کلیدی دیگر، در این مورد هم تعمق نکرده است |
شیعهی
امامی ملاط مهم در تشکل ملت ایران است |
|
موضع به تورکان علوی قیزلباش |
مذهب علوی قیزلباشی را نوعی از اسلام تورکی میداند |
مانند بسیاری از موارد دیگر، در مورد اسلام تورکی
و مذهب قیزلباشی هم تعمق نکرده است |
تورکهای علوی قیزلباش را جزئی از اهل حق کوردی میشمارد |
|
پرچم ملی |
تورکایلی
و دیگر کانتونهای تورک باید پرچم ملی خاص خود را داشته باشد |
پرچم
رسپوبلیکای آزربایجان، کانتونهای تورک ملتهای دیگری هستند |
پرچم
ایران |
برای مطالعهی بیشتر:
پان
تورک، پانآزربایجانیسم، تورکباوری، تورکیسم، پانتورکیسم، پانتورکیکیسم،
تورانیسم
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_20.html
ایضاحاتی
در بارهی کاربرد مودرن و دموکراتیک دو نام تورک و آزربایجان
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/10/blog-post_9.html
مناطق
ملی در ایران؛ و منطقهی ملی و یا اتنودموگرافیک تورک در شمال غرب آن
http://sozumuz1.blogspot.com/search/label/تاتاریزه%20کردن
تورک
صرفاً نام قومی-ملی اوغوزهای غربی است، نه همهی ملل تورکیک
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_12.html
در
ایران شش ملت و اقلیت ملی تورکیک وجود دارد، هیچ کدام از آنها «آزربایجانی» و یا
«تورک آزربایجانی» نیست
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_11.html
در
ایران چهار ملت تورکیک با نامهای تورک، تورکمن، خلج و قزاق-کازاخ زندگی میکنند
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/06/blog-post_9.html
روح
دوکترین آزربایجانگرایی، عَلَم کردن هویت آزربایجانی به جای هویت ملی تورک
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_85.html
ایراندا
نه «آزهربایجانلی» وار، نه «آزهربایجان تورکو» و نه باشقا بنزهر اویدورما و
قوندارما میللهتلهر و کیملیکلهر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_10.html
اصطلاح
«ایران تورکچولهری»، صرفاً میتواند محصول مغز علیل و پاک باختهی یک آزربایجانگرای
ضد تورک باشد
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/03/blog-post_95.html
در
هویت ملی آزربایجانی، «انکار هویت ملی تورک» مندرج و مستتر است
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post.html
بحرانهای
آزربایجانگرایانه
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_1.html
آزربایجانگرایی
تالشی: گل بود به چمن نیز آراسته شد
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/08/blog-post_95.html
باز
هم ملت جعلی آذربایجان، اعتراض به تیتر خبر آیت الله منتظری
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/11/blog-post_8.html
در
ایران، یک «مسالهی تورک» وجود دارد و یک «مسالهی حق تعیین سرنوشت ملت تورک».
مسالهای به اسم آزربایجان و حق تعیین سرنوشت آزربایجان و ... وجود ندارد
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_5.html
تورکان
تکانی خوردهاند. هویت ملی تورک در حال شکلگیری، اما بر مبانی مبهم و نه چندان
درست است
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_29.html
ایراندا
تورک خالقی اؤزونه «تورک» دییهر. بو دا مسالهنی بیتیریر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post.html
لهجهگرائی،
طائفهگرایی و محلیگرایی، سه مانع عمده در مسیر روند ملت شدن خلق تورک در ایران
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_47.html
هدف
از بررسی زیرگروههای لهجهای، جوغرافیایی، مذهبی، طائفهای، ... خلق تورک
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/09/blog-post_9.html
ناکارآمدی،
ناقص و عقیم و غیر واقعی بودن آذربایجانگرایی صرف
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_23.html
Türk yérine
koloniyal Azerbaycan Étnosu-Milleti qavramı Quzéyde de iflas étmekdedir
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/turk-yerine-kolonliyal-azerbaycan.html
قانون
تشکیل ایالات و ولایات مشروطه و تجزیهی منطقهی ملی تورک
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/01/blog-post_24.html
نقشهای
نادرست، ذهنیتی مغشوش، طرزی مضر
http://sozumuz1.blogspot.com/2017/06/blog-post_29.html
تورکیستان
ایله تورکییه دوغرویسا، تورکایلی ده دوغرودور.
http://sozumuz1.blogspot.com/2016/08/blog-post_64.html
مناطق
ملی در ایران؛ و منطقهی ملی و یا اتنودموگرافیک تورک در شمال غرب آن
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_19.html
نام
و ترکیب تورکایلی
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_25.html
موضوعِ
بحث وطن (تورکایلی) ایسه، گئریسی تفرّعات
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/01/blog-post_31.html
تورکایلی،
احمد جواد
http://sozumuz1.blogspot.com/2018/05/blog-post_6.html
جمهوریتخواهی
فارسی و مسالهی ملی در ایران، نگاهی به طرح پیشنهادی و. انصاری-س. مددی









.jpg)

.jpg)
%20-%20editted.png)








،(آذربایجان یاپیشیقلی هاراجا کی تورکجه دانیشیرلار دنیلیر، دیلیمیزسه ایمدیلیک(ایندیلیک
ReplyDeleteآذربایجان تورکجه سی کی گلجکده ایستانبول تورکجه سیلن بیرلشه جکدیر،
و خالیص تورکجه اولاجاقدیر
تورک ائلی منجه حرکتی ضعیفلندیریر
دربنددن همدان و قزوینه دک آذربایجاندیر و آستارادان تا ماکویا دک
آزهربایجانین هارایا دئنیلدییی بللیدیر. تورکجه دانیشیلان یاپیشیق بؤلگهنین هامیسینا آزهربایجان دئنمهز. بو سیزین آرزو-دیلهک، تکلیف و پیشنهادینیزدیر که یارارلی دا دئییلدیر. آرزو-دیلهک و تکلیف و پیشنهادلاریمیزی گئرچهکلهرله قاریشدیرمامالیییق
ReplyDeleteدیلیمیزین آدی تورکجهدیر. آزهربایجان تورکجهسی دئییلدیر. لهجه قوروپوموزون دا ان اویقون آدی تورکمان لهجهلهریدیر که بونلار دا آزهربایجانلا سینیرلی و محدود و منحصر دئییلدیر
تورکایلی قاورامی- یعنی ایرانین قوزئی باتیسینداکی بوتون تورک بؤلگهنی بیر آد آلتیندا بیرلهشدیرمهک و وطنه دؤنوشدورمهک- نه تک تورک ملی حرکتی و تورک ملتینی ضعیفلهتمهز، بلکه ترسینه اونو گوجلهندیرهر. تورک خالقینی ضعیفلهدهن داورانیش، تورک ملتی و وطنینی آزهربایجان آدی آلتیندا بؤلمهک و آزهربایجانچیلیقدیر