Sözümüz is an online publication that features scientific and historical articles by Méhran Baharlı on Turkology, Turko-Mongol history, and Altaic etymology, specifically focusing on Iran. Sözümüz analyzes, rectifies and shares historical documents, records, ancient texts, manuscripts and inscriptions related to the life, history, language, culture, and heritage of the Turkish nation living in Iran, particularly in the country's northwest and neighboring provinces known as Türkili.
Sözümüz Véblaqları سؤزوموز وئبلاقلاري
Telegram Ķanallarıتلگرام کاناللاري
Dış Bağlantılar ديش باغلانتيلار
Sunday, June 26, 2016
ميرزا تقيخان رفعت از پيشگامان خودآگاهي ملي تورک در ايران-آزربايجان
Friday, June 24, 2016
کانون مبارزه با نژادپرستي و ترکستيزي در ايران
حادثهي فجيع قتل دختري جوان توسط پدر جانياش در شهر خوي آزربايجان
خروج بريتانيا از اتحاديهي اروپا و تضعيف روابط ترکيه-آزربايجان با آن
Sunday, June 19, 2016
اوچ وفالی کیمسه: «گاه فرقت، گاه محنت، گاه غم» شعری تورکی از شاه عبّاس ثانی و نقدی بر نشر محمدزاده صدیق
اوچ وفالی کیمسه: «گاه فرقت، گاه محنت، گاه غم» شعری تورکی از شاه عبّاس ثانی و نقدی بر نشر محمدزاده صدیق
مئهران باهارلی
Üç Sadık Yoldaş: 'Kâh Ayrılık, Kâh Sıkıntı, Kâh Keder' — II. Şah Abbas’a ait bir Türkçe şiir ve Muhammed-Zade Sıddık’ın yayını üzerine bir inceleme.
Three Faithful Companions: 'at Times Separation, at Times
Tribulation, at Times Sorrow' — A Turkish poem by Shah Abbas II and a critique
of Mohammad-Zadeh Sedigh’s publication.
Mehran Baharli
خلاصه
شاه عباس دوم هفتمین پادشاه قیزیلباش (صفوی)، شخصیتی بافرهنگ و اهل قلم بود، به زبان تورکی علاقه داشت و در توسعهی ادبیات تورک تلاش میکرد. او با تخلص «ثانی» شعر تورکی هم میسرود و در نثر تورکی مجرب و آوانگارد بود. در این نوشته یک ترجیعِ بندِ مربّع تورکی از شاه عباس دوم با نام «گاه فرقت، گاه محنت، گاه غم» را آوردهام. این شعر را پروفسور اسماعیل حکمت ارتایلان، در مقدمهی کتاب «دیوان تورکی مرتضی قلی خان شاملی (شاملو) ظفر» چاپ استانبول ١٩٦٥ نقل، اما منبع آن را ذکر نهکرده است. بنا به پروفسور اسماعیل حکمت ارتایلان، مرتضی قلی خان شاملی ترجیعِ بندِ مربّع «گاه هجران، گاه حرمان، گه ملال» را تحت تاثیر ترجیعِ بندِ مربّع مذکور شاه عبّاس دوم سروده است. در زیر این دو شعر تورکی شاه عبّاس دوم و مرتضی قلی خان ظفر شاملی را با الفباهای عربی و لاتین تورکی نقل کردهام. قسمت پایانی این نوشته، نقدی بر نشر این شعر مرتضی قلی خان ظفر شاملی توسط محمدزاده صدیق است.
Özet
Yedinci Kızılbaş (Safevi) hakanı Şah II. Abbas, Türk diline ilgi duyan ve Türk edebiyatını destekleyen, kültürlü bir edebiyatçıydı. "Sânî" mahlasıyla eserler veren hakan, Türkçe şiirler kaleme almış; ayrıca Türkçe nesir alanında da yetenekli ve yenilikçi bir üslup sergilemiştir. Bu makalede, Şah II. Abbas'a atfedilen ve "Kâh Furkat, Kâh Mihnet, Kâh Gam" başlığını taşıyan Türkçe bir *tercî-i bend-i murabba* (son mısraları aynı olan dört mısralı bentlerden oluşan bir şiir türü) sunulmaktadır. Söz konusu şiir, Profesör İsmail Hikmet Ertaylan tarafından *Murtaza Kulu Han Şamlı 'Zafer'in Türkçe Divanı* (İstanbul, 1965) adlı eserin giriş bölümünde alıntılanmıştır; ancak Ertaylan, şiirin hangi elyazmadan veya birincil kaynaktan alındığını belirtmemiştir. Profesör İsmail Hikmet Ertaylan’a göre Murtaza Kulu Han Şamlı, Şah Abbas II’nin benzer yapı ve temadaki *tercî-i bend-i murabba*sının etkisinde kalarak "Kâh Hicran, kâh Hirman, kâh Melâl" başlıklı *tercî-i bend-i murabba*ı kaleme almıştır. Bu çalışmada, biri Şah Abbas II’ye diğeri ise Murtaza Kulu Han Şamlı’ya ait olan bu iki Türkçe şiiri hem Arap hem de Latin harfli Türkçe yazımıyla sundum. Makalenin son bölümü, Mehemmedzâde Sedîk’in Murtaza Kulu Han Şamlı’ya âit bu şiiri yayımlamasına yönelik bir eleştiridir.
Abstract
Shah Abbas II, the seventh Qizilbash (Safavid) monarch, was a cultivated man of letters who displayed a profound interest in the Turkish language and actively promoted Turkish literature. Writing under the pen name Thani, he composed Turkish poetry and was also skilled and avant-garde in Turkish prose. Presented here, is a Turkish * tarji-band-e morabba'* (a form of strophic poem) entitled "at Times Separation, at Times Tribulation, at Times Sorrow" attributed to Shah Abbas II. This poem was cited by Professor İsmail Hikmet Ertaylan in the introduction to The Turkish Divan of Murtaza Kulu Han Şamlı 'Zafer' (Istanbul, 1965). However, Ertaylan did not identify the manuscript or primary source which the poem was derived. According to Professor İsmail Hikmet Ertaylan, Murtaza Kulu Han Şamlı composed the tarji-band-e morabba' entitled "At Times separation, at Times deprivation, at Times melancholy" under the influence of Shah Abbas II’s earlier tarji-band-e morabba' of similar structure and theme. In the present study, I have presented these two Turkish poems—one by Shah Abbas II and the other by Murtaza Kulu Han Şamlı —in both the Arabic and Latin Turkish scripts. The final section of this article offers a critique of Mohammad-Zadeh Sedigh’s edition of Morteza Murtaza Kulu Han Şamlı’s poetry.
Thursday, June 16, 2016
مشکل موجود در رابطه با تروريسم اسلامي چند بعدي است
ايسلاموفوبي دئييل موسهلمانوفوبي محکوم ائديلمهليدير- آنچه بايد محکوم شود مسلمانهراسي است نه اسلامهراسي
ترکيه و آزربايجان آيندهاي جز عضويت در ناتو و اتحاديهي اروپا ندارند.
Saturday, June 11, 2016
تئوري توطئه و يا توهم در ميان تورکان
اخيراً در ميان تورکان جرياني اسير تئوري توطئه و يا توهم پيدا شده است. از توسعهطلبي و تروريسم کوردي و يا روند ملتشوندگي کوردها صحبت کنيد؛ از لزوم بهروز شدن و رفرم در امهات اسلام به عنوان يک دين و ضرورت ورود جوامع مسلمان به عصر مدرنتيه سخن بگوئيد؛ از کشمکش هزارسالهي تورک-تاجيک و فرمهاي گوناگون آن در عصر سلجوقي، صفوي، قاجار؛ و نهايتاً در عصر حاضر و ناسيوناليسم افراطي، استعمار و نژادپرستي فارسي بحث نمائيد؛ از اسلاميسم و تطور حاکميت اردوغان به سوي نظامي توتاليتر در تورکيه شکايت کنيد؛ از لزوم برابري زن و مرد، احترام به حقوق بشر، جدائي مطلق دين و دولت، احترام به حقوق ديگرانديشان و ديگرباشان، لغو اعدام، آزادي پوشش زنان سخن بگوئيد؛ فرقي نميکند. همه را تبليغات و بازيهاي صهيونيستها، يهوديساخته و اسرائيلپرداخته مينامند. اين جريان در مورد هر مساله و هر مشکلي که ملت تورک، کشورهاي آزربايجان، ترکيه، ايران، جهان اسلام و يا کل دنيا با آن مواجه است، انگشت صهيونيسم، يهوديان و اسرائيل را ميبيند.
Thursday, June 9, 2016
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران
مئهران باهارلی
تحریم مدارس فارسی در یک روز و یا یک ساعت مشخص در سراسر ایران از سوی تورکها و حتی از سوی همهی ملل غیر فارس که زبان فارسی برای آنها زبانی استعماری و تحمیلی و ابزاری برای فارسسازی آنها است، به عنوان نمونه در روز جهانی زبان مادری و یا سالگرد رسمی شدن زبان تورکی در دورهی حاکمیت اتحاد جمشیدخان افشار اورومی (١٩١٨) و .... میتواند به عنوان یک نافرمانی مدنی اندیشیده شود.
بعضا برخی حوزههای نامنتظر میتوانند عرصهی بیان اعتراضات مسالمتآمیز و نافرمانی مدنی باشد. نمونهی محمد علی و ورزش بوکس بسیار روشنگرانه است. وی کسی است که پدیدهی امتزاج عرصهی ورزش و اعتراض - آکتیویسم سیاسی را در ٢٥ سالهگی، آفرید. امروز هم اغلب این عدم تفکیک حوزهها است که به دموکراتیزاسیون و صلح پایدار کومک میکند. مانند عرصهی سوادآموزی و تحصیل همهگانی به زبان فارسی، که باید حتما مورد بایکوت و اعتراض و نافرمانی مدنی قرار گیرد و نباید به بهانهی تفکیک عرصهی سیاست و آموزش همهگانی و ادبیات و ... از آن چشمپوشی کرد. زیرا تحصیل همه گانی اجباری به فارسی رکن رکین سیاست رسمی – دولتی فارسسازی ملت تورک و نسلکشی زبانی و ملی او در ایران است. علاوه بر آن این گونه رفتارها بر ایجاد و تثبیت مفهوم « ما » که پایهی هویت ملی است در میان تودهی تورک ساکن در ایران تاثیر بسیار مثبتی دارد.
لازم نیست که در سالهای اول این حرکت اعتراضی عمومی و در سطح جامعه باشد. در آغاز مانند هر حرکت اعتراضی دیگر از سوی نخبهگان با سماجت باید هر ساله و سمبولیک اجرا شود و در رسانههای داخلی و خارجی انعکاس کافی یابد. بعد از آن است که با مرور زمان افکار عمومی و مردم به سوی آن جلب خواهند شد. چیزی مانند مبارزهی مسلحانهی گروههای چریکی ساده انگار و صافدل که البته به خطا آرزو داشتند توده دنبال پیشگام بیافتد که طبیعتا هرگز نیافتاد. اما در حرکتهای مدنی و مسالمتآمیز و مشروع به لحاظ اخلاقی و قوانین بین الملل، به خصوص اگر شعار مطرح شده همهی جامعهی تورک پراکنده در سرتاسر را (مانند تحصیل به زبان تورکی) و یا همهی جوامع غیر فارس را (مانند تحصیل به زبان مادری) مورد خطاب قرار دهد، دیر یا زود جامعه اعتراض و حرکت مسالمتآمیز مذکور را از آن خود خواهد دانست و به آن ملحق خواهد شد.
در مورد دیگر ملل ساکن در ایران، از آنجائی که ملت تورک ملت عمدهی ایران است، میتواند راسا حرکت کند و لازم نیست هر ابتکار اعتراضیاش را پس از توافق با همهی دیگر ملل انجام دهد، هر چند این امر مطلوبتر است. باید حرکت را خود تورکها شروع کنند و همزمان در بارهی آن به قدر کافی به گروههای غیر فارس دیگر اطلاعرسانی نمایند. ملل دیگر بعد از دیدن اینکه این حرکت جاافتاده و با خواستهای آنها هم منطبق است، به آن خواهند پیوست.
مردم در حال حاضر از دادن هزینه اجتناب میکنند. بنابراین باید عمل اعتراضی سمبولیک و مشروع و محدود باشد. مانند یک ساعت بایکوت مثلا درس زبان و ادبیات فارسی در سراسر ایران در روز جهان مادری.
































