Friday, March 25, 2016

در دفاع از تاتها، تالشها و گيلکها و حقوق و زبانشان


در دفاع از تاتها، تالشها، گيلکها و حقوق و زبانشان

مئهران باهارلي

۱-اين نوشته در باره‌ي لزوم ايجاد اعتماد بين ملت ترک و ديگر گروههاي ملي ساکن در تورک‌ائلي و همسايگانش، روشهاي بهبود روابط بين آنها، و چگونگي حمايت و دفاع از زبان و حقوق دسته‌ي دوم توسط خلق ترک است.

۲-بايد از رفتار نديدن گروههاي ملي غير ترک در تورک‌ائلي دست برداشت. ترکها بايد از زبان و حقوق تالشها، تاتها، گيلکها و ديگر گروههاي و زبانهاي رايج در منطقه‌ي ملي ترک در شمال غرب ايران (تورک‌ائلي- آزربايجان اتنيک) دفاع کنند.

۳-در مورد ملت ترک، احترام و شناختن حقوق ملل ديگر که با ما در يک جغرافيا زندگي مي‌کنند، ربطي به اومانيسم افراطي ندارد. نتيجه‌ي واقع‌گرائي سياسي و خودي کردن امر حقوق بشر است. شما اگر حقوق ديگران را به رسميت نشناسيد، ديگران هم البته حقوق شما را به رسميت نخواهند شناخت و نمي‌شناسند.

۴-بايد اين مطلب را روشن کرد که در حال حاضر اين زبان و فرهنگ ترکي نيست که فرهنگ و زبانهاي تالش و تات و گيلک را تهديد مي‌کند. بلکه زبان و فرهنگ فارسي است که به سرعت آنها را نابود مي‌سازد (مساله‌ي استحاله‌ي تاريخي و طبيعي زبان تالشي در ايران توسط زبان ترکي يک مساله‌‌ي مهم و در خور بررسي، اما جداگانه است).

۵-بايد از تحقير و توهين به ملل گيلک، تالش، تات و ... با نيم‌زبان، گويش و يا لهجه‌ي فارسي-تاجيکي ناميدن آنها اکيدا اجتناب کرد. اين سياست قوميت‌گرايان افراطي فارس، پان‌ايرانيسم و دولت ايران است که ملل و زبانهاي غيرفارسي مذکور را به عنوان گويش و يا لهجه‌هاي زبان فارسي تقديم کند. زبانهاي تاتيک، تالشي، گيلگي، مازندراني، زبانهاي کرديک، لري، بلوچي، سمناني و ... هيچکدام نيمزبان، گويش و يا لهجه‌ي زبان فارسي و تاجيکي نيستند. هر کدام زبانهايي مستقل و متعلق به خانواده‌ي زبانهاي ايرانيک هستند.

۶-مفيد خواهد بود که در مناطق ترک‌نشين-تالش‌نشين، پلاکاردها و اعلاميه‌هاي فعالين ترک به دو زبان ترکي و تالشي، در مناطق ترک‌نشين-تات‌نشين، به دو زبان ترکي و تاتي و در مناطق ترک‌نشين-گيلک‌نشين به دو زبان ترکي و گيلگي تهيه و منتشر شود.

۷-يک روش حمايت از زبانهاي مذکور، حمايت صريح و علني فعالين ترک از زبانهاي تالش، گيلگي و تاتي و دفاع قاطع از ضرورت رسمي شدن اين زبانها در مناطقي که رايج‌اند هست.

۸-بايد از حق خودگرداني اداري و سياسي تالشها، گيلکها و تاتها در مناطقي که به شکل کومپاکت اکثريت جمعيتي را تشکيل مي‌دهند، حتي در داخل تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک حمايت کرد.

۹-در نشريات منتشره در تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک (منطقه‌ي ملي ترک‌نشين در شمال غرب ايران) علاوه بر متون و نوشته‌هاي ترکي، بايد به متون و نوشته‌ها به ديگر زبانهاي رايج در آن هم جاي داده شود. زيرا اين سرزمين به يک درجه وطن همه‌ي ملل ساکن و زبانهاي موجود در آن، ترک و غير ترک، است.

۱۰-در کتب مربوط به تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک مي‌بايد به گروههاي غيرترک ساکن در آن نيز پرداخت. به عنوان نمونه در کتب ضرب المثلهاي تورک‌ائلي، بايد علاوه بر ترکي، ضرب المثلهاي ديگر زبانهاي رايج در آن نيز جاي داده شوند. ايضا در کتب مشاهير تورک‌ائلي، موسيقي تورک‌ائلي، فولکلور تورک‌ائلي و ... که همه مي‌بايد شامل مشاهير و موسيقي و فولکلور و ... ملل غير ترک تورک‌ائلي نيز باشند. (کتب ضرب المثلهاي ترکي، مشاهير ترک، موسيقي ترک، فولکلور ترک، .... منحصرا به ترکها اختصاص دارد).

۱۱-علاوه بر لاتينيزاسيون الفباي ترکي، بايد از لاتينيزاسيون خطوط زبانهاي تالشي، تاتي و گيلکي .... نيز فعالانه حمايت کرد.

۱۲-موارد بالا عموما و با اصلاحاتي در موارد مشخص، قابل تعميم به ديگر ملل ساکن در تورک‌ائلي، اعم از فارس، کرد، ارمني، آسوري و يهودي و .... نيز است.

پ.س.:

۱۳-ما به عنوان ترک نه تنها با ارمني‌ها، بلکه با فارسها و کردها و آسوري‌ها و اخيرا تالشها و تاتها هم بايد وارد ديالوگ سازنده و مثبت شويم، بين آنها و شخصيتها و گروههاي سياسي و فرهنگي قوميت‌گراي افراطي ترک‌ستيزشان فرق بگذاريم. اما بايد واقع‌گرا بود و فراموش نکرد که ديالوگ و ارتباط امري دو طرفه است و ما صرفا يک طرف و پايه‌ي ديالوگ آرماني را تشکيل مي‌دهيم. و اين به تنهائي کافي نيست.

۱۴-همچنين بايد از ساده‌انگاري دوري کرد و درجه و وسعت نفوذ و انعکاس و مقبوليت تبليغات و افکار گروههاي افراطي مذکور در ميان مردم هدفشان (فارس، کرد، ارمني، آسوري، تالش، تات، ....) را بدقت و بدون پيشداوري و بي‌طرفانه تثيبت کرد. به عنوان نمونه در ايران به نظر من درجه‌ي نفوذ افکار و حسيات ترک‌ستيزي و ترک‌هراسي در جامعه‌ي فارس (توده و نخبگان) چيزي حدود ۵۰ درصد، در جامعه‌ي آسوري تقريبا صد در صد و در جامعه‌ي يهودي نزديک به صفر است.

۱۵-در غير اينصورت، کار از ساده‌انگاري به ساده‌لوحي و خودزني -که به نوعي خصلت ملي ما ترکها شده - کشيده خواهد شد. همانطور که در جنگ جهاني اول در اورميه کشيده شد و نتيجه‌ي اعتماد ساده‌لوحانه و عجز از درک موفقيت و گستردگي تهييج و بسيج توده‌هاي آسوري و ارمني و کرد توسط رهبران افراطي‌شان و حاميان ترک‌ستيزترشان، شد صد و چهل هزار کشته‌ي ترک  ....

۱۶-در مورد تالشهاي جمهوري آزربايجان، دولت ايران و ارمنستان به سرعت در حال تبديل آنها به يک نيروي ضد ترک و معضل سياسي در حد قاراباغ هستند. ايضا در داخل جمهوري اسلامي ايران در تورک‌ائلي، دولت ايران با صرف هزينه‌هاي هنگفت در حال بسيج موفقيت‌آميز تالشها (در استانهاي گيلان و اردبيل)، گيلکها (در استان گيلان) و تاتها (در استانهاي قزوين و مرکزي، آزربايجان شرقي و اردبيل) بر عليه ترکها است. بحث در اينجا در باره‌ي سياست راهبردي دولت ايران براي رستاخيز هويت تالشي (و تاتي، گيلکي) هم در جمهوري آزربايجان و هم در ايران بر اساس ترک‌هراسي و ترک‌ستيزي تهاجمي (مانند ايجاد هويت ملي مدرن ايراني بر اساس ترک‌هراسي و ترک‌ستيزي تهاجمي در دوره‌ي مشروطه)، و تبديل آن به يک نيروي ضد ترک و معضل سياسي حتي نظامي در حد معضل قاراباغ است. به حدي که مي‌توان گفت الان «در داخل ايران»  آنچنان نيروهاي فرهنگي و سياسي تالش و تات تحت حمايت دولت ايران بوجود آمده‌اند که در ترک‌ستيزي داشناک و پ ک ک در مقابل آنها معصوم مي‌مانند...

۱۷-به عبارت ديگر دولت ايران يک استراتژي بسيار دقيق براي محاصره‌ي منطقه‌ي ملي ترک- تورک‌ائلي و تکه پارچه کردن آن از شرق (استانهاي گيلان و اردبيل) توسط تالشها و گيلکها، از داخل توسط تاتها (استانهاي قزوين، مرکزي، آزربايجان شرقي، اردبيل)، در جنوب (استانهاي تهران، البرز، مرکزي، قم، همدان) توسط فارسها، در غرب (استانهاي آزربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه، همدان و زنجان) توسط کردها و در شمال توسط ارمني‌ها را طراحي و در حال اجرايي کردن است.

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.