Saturday, December 3, 2016

همه‌ي زبانهاي رايج در ايران، بلا استثناء مي‌بايد رسمي شوند


همه‌ي زبانهاي رايج در ايران، بلا استثناء مي‌بايد رسمي شوند

يک دولت مدرن انسان‌محور، بايد در مورد زبانها، مانند اديان و مذاهب، بي‌طرف باشد و همه‌ي آنها را به يک چشم ببيند. در شرايط ايران براي تامين اين غايه، ضروري است که همه‌ي زبانهاي رايج در ايران، بلا استثناء رسمي اعلام شوند. يعني اقلا قانونا و فعالانه مورد حمايت دولت قرار گيرند و در ارتباط شهروندان با دولت بکار روند.

اما اين رسميت براي زبانهاي گوناگون (دسته‌ي اول تورکي و فارسي، دسته‌ي دوم زبانهاي ملل، دسته‌ي سوم زبانهاي اقليتهاي ملي) معاني متفاوتي دارد.

۱-در مورد زبان تورکي، صحبت از رسميت اولا توسط قانون اساسي (رسميت قانوني و نه مانند گذشته دوفاکتو)، دوما در مقياس سراسري (نه صرفا در مناطق تورک‌نشين)، سوما به عنوان زبان دولت ايران در همه‌ي مناسبات از جمله روابط بين المللي (نه صرفا کاربرد رسمي زبان از سوي مردم) است. نتيجتا زبان تورکي بايد در همه‌ي اسناد رسمي دولت ايران، از قبيل قانون اساسي، اسکناس، شناسنامه‌، پاسپورت و .... هم بکار رود. يعني دقيقا همان وضعيت حقوقي که اکنون زبان فارسي از آن برخوردار است.

اين ضرورت، زائيده‌ي واقعيتهاي چندي از قبيل اکثريت نسبي بودن تورکها در کشور (بر خلاف فارسها يعني دومين گروه ملي در ايران)، پراکندگي تورکها در سرتاسر ايران (بر خلاف فارسي که محدود به مناطق مرکزي-جنوبي-شرقي کشور است)، سابقه‌ي رسميت دوفاکتوي يک هزار ساله‌ي زبان تورکي (همراه با زبان فارسي، عربي و يا به تنهائي) در تاريخ دولتهاي تورکي حاکم بر ايران و وجود خواست صريح و مستمر توده و نخبگان تورک براي آن است.

رسمي شدن زبان تورکي به معني کاربرد و تعليم اجباري آن به ملل و اقليتهاي ملي غير تورک و يا تغيير زبان آنها نيست. بلکه به معني لزوم کاربرد زبان تورکي از سوي دولت در صدور اسناد و ارتباطات بين المللي به موازات فارسي و همچنين در ارتباط با شهروندان تورک است.

۲-زبانهاي ديگر ملل ساکن در ايران، يعني گروههاي ملي که داراي منطقه‌ي ملي کمپاکت از آن خود مي‌باشند، مانند کردي، بلوچي، ترکمني، لري، عربي، گيلگي، تالشي، ... بايد در مناطقي که رايجند رسمي شوند و توسط نهادهاي دولتي محلي هم حمايت شده، در ادارت، رسانه‌ها و مهمتر از همه نظام آموزشي بکار روند. کاربرد زبانهاي ملي عمده در صدور و چاپ برخي از اسناد دولتي، هم معقول است.

 ۳-زبان اقليتهاي ملي، يعني گروههاي ملي که بر عکس ملل، داراي منطقه‌ي ملي کمپاکت از آن خود در داخل ايران نيستند، مانند يهودي، آسوري و ارمني و جاتي و .... هم بايد رسمي، به معني شناخته و حمايت شدن از سوي دولت و کاربرد در ايجاد ارتباط اين گروهها با دولت، در نشريات و در نظام آموزشي .... شوند.

البته تورکها مسئول روشنگري در باره‌ي مطالبات ملي خوداند. در باره‌ي زبان ديگر گروههاي ملي، قاعدتا و در درجه‌ي اول خود آنها مسئولند که خواستهاي خود را فرمول‌بندي و مطرح کنند.

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.