Wednesday, December 28, 2016

کمونيستها و بلشويکهاي تورک‌گرا در دو دهه‌ي نخستين جمهوري آزربايجان سوسياليستي شوروي


کمونيستها و بلشويکهاي تورک‌گرا در دو دهه‌ي نخستين جمهوري آزربايجان سوسياليستي شوروي

مئهران باهارلي

به همراه اين نوشته تصاويري از مقالات، اخبار، اعلانات و گزارشهاي شماره‌هاي ۵۴، ۵۵، ۵۶ (سال ۱۹۲۴)، ۲۲۸، ۲۷۳، ۲۷۴ (سال ۱۹۲۷) «روزنامه‌ي کمونيست» را داده‌ام. اين روزنامه ناشر افکار و ارگان مرکزي حزب کمونيست-بلشويک آزربايجان، کميته‌ي اجرائي مرکزي آزربايجانِ کميته‌هاي باکو و سويت –شوراي باکو بود: «آزه‌ربايجان قومونيست –بولشئويک فرقه‌سي مرکزي و باکو قوميته‌له‌رينين آزه‌ربايجان مرکزي اجرائيه قوميته‌سي و باکو شوراسينين ناشر افکاري- اورقانيدير».

در اين مقالات، اخبار، آگهي‌ها و گزارشات، نام ملي خلق تورک ساکن در جمهوري آزربايجان و قفقاز جنوبي تنها به صورت «تورک» و نام زبان وي «تورکي» (تورکجه) آمده است. اين اسناد مربوط به دوراني است که مردمِ بعدها و اکنون موسوم به «آزربايجاني» در جنوب قفقاز، توسط خود اين مردم، روشنفکران و نخبگان و ادبا، سياستمداران و جمهوريهاي سوسياليستي شوروي و از جمله روسيه و خود آزربايجان، به علاوه‌ي همه‌ي همسايگان و ملتها و دولتها و رسانه‌هاي خارجي، صرفا «تورک» شناخته و ناميده مي‌شدند.


۱- ملت «تورک»:

الف- در اين اسناد همه جا نام ملت بدون پسوند و موخره، صرفا «تورک» است. نام تورک به عنوان نام ملت به تنهايي و يا صفت نشانگر هويت ملي در ترکيبهاي متعدد از جمله کارگران تورک، زحمتکشان تورک، رنجبران تورک، روستاييان تورک، کمونيستهاي تورک، اعضاي تورک حزب، جماعت عوام تورک، جوانان تورک، کودکان تورک، فرزندان تورک، مربيان تورک و ... بکار رفته است. (اعداد داخل پارانتز، شماره‌ي عکسي است که حاوي آن کلمه-ترکيب مي‌باشد):


تورک(له‌ر) (۳،۴، ۶، ۱۰، ۱۲، ۱۹، ۲۰، ۲۷، ۳۰، ۳۷، ۶۰، ۶۱، ۷۱، ۷۳، ۷۴)

تورک ايشچي(له‌ري) (۲، ۵، ۶، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۶۰، ۶۱، ۶۶)
تورک عمله‌له‌ر (۲۳، ۲۷)
تورک فعله‌(له‌ري) (۶، ۱۰، ۲۴، ۶۰)
تورک فرقه‌چي فعال ايشچيله‌ر (۶۰)
تورک کندليله‌ري (۲۵)
تورک کومونيستله‌ر (۶۰)
تورک قارا جماعتي (۷)
تورک زحمتکش گنجله‌ري (۱)  
تورک بالالاري (۳۵، ۷۲)
تورک چوجوقلاري (۶۳)
تورک تعليماتچيلار (۲۵)

ب-در اين اسناد نام ملي تورکهاي ساکن در جمهوري سوسياليستي شورايي گرجستان «تورک» است، و نه آزربايجاني.

گورجوستان تورکله‌ري (۱۳)

ج-در اين اسناد از تورک به عنوان يک «خلق» (خلق تورک) و «ملت» (ملت تورک) و در رديف ملل روس و ارمني و ... نام برده مي‌شود.

تورک ملتي (۸، ۷۱)
تورک خلقي (۷، ۹)
تورک-روس-ائرمه‌ني (۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲)

د-در اين اسناد، تورک صرفا به عنوان نام قومي-ملي خلق تورک ساکن در قفقاز جنوبي و جمهوري آزربايجان سوسياليستي شورايي (و نيز عثماني و تورکيه) بکار برده مي‌شود و نه به عنوان نام عمومي ملل تورکيک جهان. براي هر کدام از ديگر ملل تورکيک، نام ملي مربوطه جداگانه به کار رفته است. مانند «تاتار»، «اوزبک»، «ترکمن»، «قيرقيز» ... اين همان کاربرد دقيق، واضح، علمي، ريشه‌دار و تاريخي است که در ايران هم عينا و همواره موجود بوده و بي‌ابهام و بدون اشکال بکار مي‌رود (در ايران چهار ملت تورکيک با نامهاي ملي «تورک»، «ترکمن»، «خلج» و «قزاق» ساکنند).

اؤزبه‌ک قادينلاري (۱۴)
تاتار ايشچي قادينلاري (۶۶، ۶۷)
قيرقيز نماينده- اهالي (۱۵)
تورکمه‌ن نماينده- اهالي (۱۵)


۲- زبان تورکي «تورکجه»

الف-در اين اسناد نام زبان ملت تورک ساکن در جمهوري سوسياليستي شورايي آزربايجان و قفقاز جنوبي «تورکجه» (تورکي)، بدون هر گونه پسوند و افزوده است. نام تورکجه در ترکيبات بي‌شمار، از جمله ترجمه‌ي تورکي، نمايش تورکي، آرتيست تورکي، کورس تورکي، صفحات تورکي، جواب تورکي، سواد تورکي، عريضه و عرضحال تورکي، روزنامه و مجموعه‌ي تورکي، کتاب تورکي، نوشته‌ي تورکي، تورکي‌نويسي، تورکي‌گويي و ... بکار رفته است.

تورکجه (۲۲، ۲۴، ۲۵، ۷۲، ۷۳)
تورکجه بير شئي (۲۴)
تورکجه ترجمه (۷۳)
تورکجه تماشا [نمايش] (۳۰، ۳۱)
تورکجه جواب (۷۳)
تورکجه خودوژنيک [نقاش] (۲۴)
تورکجه دميريول کورسو (۷۳، ۲۰)
تورکجه ساوادلي (۷۲)
تورکجه صحيفه‌له‌ر (۶۰)
تورکجه عرضحال (۷۳)
تورکجه عريضه (۷۳،۲۰)
تورکجه قزئته (۱۹)
تورکجه قونوشماق (۲۰)
تورکجه کيتاب(لار) (۱۶، ۱۸، ۱۹، ۲۶، ۳۵)
تورکجه يازماق (۲۴)
تورکجه يازي(لار) (۷۲)

ب- نام زبان ندرتا به صورت «تورک ديلي» (زبان تورک) ذکر مي‌شود:

تورک ديلي (۲۸)
تورک ديلينده کيتابلار (۱۶، ۲۶)
تورک قزئته و مجموعه‌له‌ر (۲۳)

ج-تورکجه و زبان تورکي معادل و هم‌رديف زبان روسي است:

تورکجه-روسجا (۱۷، ۲۰، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۷۳)
تورک-روس ديلي (۲۸)

د-الفباء، املاء و ادبيات ملت تورک ساکن در جنوب قفقاز و جمهوري سوسياليستي شوروي آزربايجان الفباء تورک، املاء تورک و ادبيات تورک ناميده مي‌شود، و نه الفباي آزربايجاني، املاي آزربايجاني و يا ادبيات آزربايجاني:

تورک ادبياتي (۳۲)
تورک اليفباسي (يئني) (۳۳)
تورک يازيسي (۷۲)



۳-نهادها و موسسات تورک

در دو دهه‌ي اول عمر جمهوري شوروي سوسياليستي آزربايجان، به موازات بازگشت به هويت ملي تورک و هويت‌پروري تورک و رستاخيز شعور ملي تورک در سرتاسر آناتولي-قفقاز-ايران و به عنوان بخشي از روند تورکله‌شمه- تورک‌سازي (يادآور جريان «نه موتلو تورکوم دييه‌نه» در آناتولي)، اصرار بر تاکيد و ذکر نام ملي تورک در هر مناسبت و فرصت وجود داشت. در روزنامه‌ي کمونيست هم از موسسات و نهادهاي دولتي، سياسي، آموزشي، اجتماعي و هنري بسيار که همه داراي معرفه و مشخصه‌ي «تورک» در عنوانشان هستند اسم برده شده است.

الف-از جمله مدارس تورک، مدرسه‌ي مرکزي تورک حزب سويتيک، کتابخانه‌ي تورک، کاخ فرهنگ تورک، انجمن فوتبال تورک، ...

تورک مکتب(له‌ري) (۳۵، ۳۷، ۷۲)
تورک مکتبي (مرکزي تورک شورا فرقه مکتبي) (۳۳، ۳۶)
تورک کتبخانه‌سي (۳۸)
تورک مدنيت سارايي (۳۹)
تورکله‌ره مخصوص فوتبال درنه‌يي (۹)


ب-بويژه در نام تئاترها، تروپها و صحنه‌ها، و به منظور تشويق و جذاب نمودن آنها براي تورکها و تاکيد بر بينونيتشان با تئاترهاي روسي، ارمني و ... هميشه کلمه‌ي تورک آورده مي‌شود. مانند تئاتر تورک، تئاتر کارگري تورک، تئاتر حکومتي انتقاد و تبليغات آزاد تورک، تئاتر تورک آکادميک دولتي، تروپهاي تورک، صحنه‌ي تورک و نمايش تورک:

تورک تيياتروسو (۵۱، ۵۲)
تورکله‌ر اوچون ايشچي تيياتروسو (۵۰)
حکومت تورک آزاد تنقيد و تبليغ تياتروسو (۴۶)
دولت تورک آکادئميک تيياتروسو-تيياترولاري (يولداش داداش بينادزاده آدينا اولان) (۴۰، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۴۷، ۴۹)
باکو تورک ايشچي تيياتروسو (۴۱، ۴۳)
تورک تروپييالاري (۴۵)
تورک صحنه‌سي (۴۰، ۵۲)
گنجه تورک صحنه‌سي (۴۵)
تورکجه تماشا [نمايش] (۳۰، ۳۱)


۴-زنان تورک، دختران تورک، کلوبهاي زنان تورک

در اين اسناد تاکيد خاصي بر تورک ناميدن زنان تورک، به منظور ارتقاء موقعيت سياسي آنها و قابل ديدن شدن هر چه بيشتر زنان تورک در جامعه و حيات اجتماعي شده است (اين مورد، موضوع يک بررسي ديگر من است).

الف-در اين رابطه بوفور ترکيبات زن تورک، زنان تورک، زنان کارگر تورک، دختر تورک، دختران تورک، حتي زنانگي تورک بکار رفته‌اند:

تورک ايشچي قادين(لار)ي (۵۸، ۶۴)
تورک قادين(لار)ي (۷، ۱۲،  ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۵۹، ۶۰، ۶۵، ۶۶، ۶۸، ۶۹)
تورک قادينليغي (۵۸)
تورک قيز(لار)ي (۶۲، ۶۳، ۶۸، ۶۹، ۷۰)

ب-کلوپهاي متعدد زنان همه در اسم خود کلمه‌ي «تورک» را دارند. مانند کلوپ مرکزي زنان تورک و کلوپهاي متعدد زنان تورک:

مرکزي تورک قادينلار کولوپو (علي بايراموف نامينا) (۶۲)
تورک قادينلار کولوپلاري (۶۵، ۶۶، ۶۷):
لئنين داييره‌سي - صابونچو «تورک قادينلار کولوپو»،
بالاخاني «تورک قادينلار کولوپو»،
فابريقا زاوود داييره‌سي - قشله «تورک قادينلار کولوپو»،
آغ‌شهر «تورک قادينلار کولوپو»،
باييل داييره‌سي «تورک قادينلار کولوپو»،
سوراخاني - اميرحاجيان «تورک قادينلار کولوپو»،
بناقاضي «تورک قادينلار کولوپو».


۵-روند تورکله‌شمه-تورک‌سازي و تورکجه‌له‌شمه-تورکي‌سازي

در اين اسناد، گزارشها و اشاراتي به دو روند موسوم به «تورکله‌شمه» و «تورکجه‌له‌شمه» وجود دارد. تورکله‌شمه –تورکجه‌له‌شمه به اختصار به معني ارتقاء موقعيت تورکها و زبان تورکي در سيستم و نهادهاي دولتي، رسانه‌ها، حيات اجتماعي و هنري و .. جمهوري آزربايجان بود. اين جريانات در دوره‌ي جمهوري خلق آزربايجان- حکومت مساوات آغاز شد و در دو دهه‌ي نخست جمهوري سوسياليستي شوروي آزربايجان به سياست رسمي دولت تبديل گرديد و به اوج خود رسيد (جريان تورکله‌شمه در جمهوري سوسياليستي آزربايجان موضوع يک مقاله‌ي جداگانه‌ي اينجانب است).

الف- اين روند به شکل مساله‌ي تورک‌سازي، تورک‌سازي ادارات، مساله‌ي تورکي‌سازي و تورکي‌سازي ادارات ذکر شده است:

تورکله‌شمه (مساله‌سي) (۲۴، ۷۱، ۷۲، ۷۴)
اداره‌له‌رين تورکله‌شمه‌سي (۷۱، ۷۴)
تورکجه‌له‌شمه‌ک مساله‌سي (۷۳)
اداره‌له‌رين تورکجه‌له‌شديرمه‌سي (۷۴)

ب-طبق اين گزارشات در دولت جمهوري سوسياليستي شوروي آزربايجان، کميته‌ي ويژه‌اي براي مديريت روند تورکله‌شمه-تورکجه‌له‌شمه وجود داشت.

اداره‌له‌ري تورکجه‌له‌شديره‌ن کوميته (۷۳)


۶-کاربرد معقول نام آزربايجان

در اين اسناد «آزربايجان» صرفا به صورت اسم کشور و اسم دولت بکار رفته است. يعني همانگونه که بود، و نه به عنوان معادل و جايگزين نام «ملت تورک» و «زبان تورکي». «نام منطقه‌ي جغرافي»، «نام کشور»، «نام دولت»، «نام ملت» و «نام زبان» مقولات و مفاهيم متفاوتي‌اند و اختلاط و يک‌کاسه آزربايجان ناميدن همه‌ي آنها دسيسه‌ي ضدتورکي، استعماري و نژادپرستانه‌ي روسيه‌ي استالينيستي براي بي‌هويت ساختن ملت تورک است.

۷-زبان ادبي تورکي

زبان ادبي و نوشتاري تورکي بکار رفته در روزنامه ي کمونيست، همان زبان تورکي مشترک و معياري است که در سرتاسر غرب آسيا و جنوب شرق اروپا، شامل قلمروي عثماني و ايران و قفقاز، در آن دوره بکار مي‌رفت. جمهوري تورکيه تحت حاکميت آتاتورک با روند پاکسازي زبان، از اين تورکي معيار و مشترک فاصله گرفت. در جهموري سوسياليستي آزربايجان هم، پس از آغاز سياست آزربايجان‌گرايي استالينيستي در سال ۱۹۳۷، اين تورکي مشترک و معيار بالکل متروک شد. در عوض زباني بر اساس لهجه‌هاي محلي، که در آن هزاران واژه‌ي تورکي مهر آرخائيک خورده طرد شده بودند و به جاي آنها سيل کلمات فارسي و عربي و روسي به زبان وارد گرديده و داراي اشتباهات و اغلاط فراوان به لحاظ دستور زبان تورکي بود ايجاد شد....

موخره

۱-طبق اين اسناد، اولا تورک ناميدن ملت تورک در جمهوري آزربايجان و قفقاز جنوبي، محدود به ملي‌گرايان و ليبرالها و دمکراتها و مذهبيون آن خطه نمي‌شد، بلکه اين بديهي معلوم و معمول از سوي همه، از جمله دولت جمهوري سوسياليستي آزربايجان، حزب کمونيست و بلشويکهاي تورک و نيز استالينيستها و تروتسکيستهاي تورک هم بود. تا سال ۱۹۳۷ کسي، از جمله کمونيستها و بلشويکها و حتي استالينيستها و تروتسکيستهاي وترک، کوچکترين مساله و شکي در تورک بودن و تورک نام داشتن ملت تورک ساکن در قفقاز جنوبي و جمهوري آزربايجان نداشت. طبيعتا در اسناد و نوشته‌هاي آنان از نامهاي ملي جعلي «آزربايجاني» (و «تورک آزربايجاني» و «آزري» و «تورک آزري» و .....) هم خبري نبود. دوما رسيدن به هويت ملي آزربايجاني، ذاتي و زائيده‌ي کمونيستها و چپها و بلشويکهاي تورک نبود و ربطي به گويا ترقي‌خواهي هم نداشت. کمونيستها و چپها و بلشويکها و به اصطلاح ترقي‌خواهان تورک در جمهوري سوسياليستي شورائي آزربايجان، ملت خود را صرفا تورک مي‌دانستند و صرفا تورک مي‌ناميدند. اساسا، جايگزين کردن هويت ملي آزربايجاني به جاي هويت ملي تورک، نه محصول يک روند دروني در ميان جامعه و نخبگان تورک در قفقاز جنوبي، بلکه نتيجه‌ي يک روند بيروني ارتجاعي و مهندسي قومي استعماري، آغاز و اعمال شده توسط يک دولت خارجي اشغالگر (روسيه‌ي استالينيست) بود.

۲-شتاب گرفتن و گسترده شدن روند خودآگاهي و شعور ملي تورک در دو دهه‌ي نخستين عمر جمهوري سوسياليستي شوروي آزربايجان، به طور جدي موجب وحشت استالين شد. بدين سبب و ديگر سببها که در سري مقالات اينجانب در باره‌ي تاريخ ايدئولوژي و دکترين سياسي آزربايجانگرائي استالينيستي‌‌ تشريح شده‌اند، استالين در سال ۱۹۳۷ تصميم به از بين بردن هويت ملي تورک و وترک‌زدائي در قفقاز گرفت و در اين راستا به ابداع هويت ملي جايگزين آزربايجاني اقدام کرد. همزمان توسط حزب کمونيست شوروي هويت ملي تورک نفي و انکار، و به طرزي خونين سرکوب شد. نخبگان و سياسيون و روشنفکران و فرهنگيان تورک مخالف و معترض به هويت ملي جعلي آزربايجاني يا تبعيد و کشته شدند و يا به سکوت وادار گرديدند. روندهاي تورکله‌شمه-تورکجه‌له‌شمه هم طبيعتا متوقف شدند. و نهايتا با زدوده شدن حافظه‌ي جمعي و تاريخي مردم تورک در جنوب قفقاز، هويت ملي تورک هم از آن خطه ريشه‌کن شد.

براي مطالعه‌ي بيشتر:



«مطبوعات تورک» در قفقاز جنوبي و آزربايجان سوسياليستي


http://sozumuz1.blogspot.com/2017/02/blog-post_10.html
عمليات ملتها به عنوان بخشي از سرکوبهاي استالينيستي
ايدئولوژي - دکترين استعماري مولدونيسم
روسيه و سياست تاتاريزه کردن ملت تورک ما- نمونه‌ي اوبلاست قارس
ايضاحاتي در باره‌ي کاربرد مدرن و دمکراتيک دو نام تورک و آزربايجان
لهجه‌گرائي، طائفه‌گرايي و محلي‌گرايي، سه مانع عمده در مسير روند ملت شدن خلق تورک در ايران
پان‌ايرانيسم و آزربايجان‌گرائي استالينيستي دو روي يک سکه‌ي ضد تورک‌اند
سه مفهوم و هويت ملي «ملت ايران»، «ملت آزربايجان» و «ملت تورک»
هدف از بررسي زيرگروههاي لهجه‌اي، جغرافيايي، مذهبي، طائفه‌اي، ... خلق تورک
تورک خالقي‌نين ميللي آدينا قويولان آيمازجا بايکوت
تورکي" و "تورکجه" آدلاريندان هانسيني ايشله‌تمه‌لي‌ييک
زبان معيار مدرن تورکي

Resimlerinn hamısını görmek üçün aşağıdakı albuma baxın
رسيمله‌رين هاميسيني گؤرمه‌ک اوچون آشاغيداکي آلبوما باخين

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.