Saturday, April 2, 2016

نثر تورکي خلجي و پديده‌ي علي اصغر جمراسي فراهاني


نثر تورکي خلجي و پديده‌ي علي اصغر جمراسي فراهاني

مئهران باهارلي- August 27, 2008

 
سؤزوموز

  سالها قبل پرفسور گرهارد دوئرفر (Prof. Dr. Gerhard Doerfer)، تورکيک‌‌شناس برجسته در مقاله خود "زبانهاي تورکيک در ايران" به هنگام دادن شعري به خلجي، آن را اولين نمونه‌ي ادبيات خلجي معرفي ميکرد و ميگفت: "جهت بدست آوردن فکري تقريبي از موقعيت خاص اين زبان تورکيک، متني از روستاي خراب ميدهم. اين شعر را آقاي مسيب عرب گل در سال ١٩٦٨ نوشته و اولين سند کتبي ادبيات خلج بشمار ميرود. خلجها صاحب ادبيات مخصوص به خود بويژه ادبيات کتبي نيستند" (منبع: زبانهاي تورکيک در ايران. پرفسور دکتر گرهارد دوئرفر. ترجمه به فارسي: مئهران باهارلي ٢٠٠٣. از وئبلاق تورکولوژي-ايران http://turkoloji-iran.blogspot.com/ اين مقاله به زبانهاي آلماني (Die Turksprachen Irans)، انگليسي (Turkic Languages of Iran) و تورکي تورکيه (İran'daki Türk Dilleri) نيز منتشر شده است).

وضعيت توصيف شده توسط پروفسور دوئرفر، مدتهاست که ديگرگون شده است. امروز نه تنها تورکان خلج داراي ادبيات مکتوب‌اند، بلکه علاوه بر ادبيات مکتوب منظوم، داراي ادبيات مکتوب منثور نيز مي‌باشند. اين دگرگوني البته داراي عوامل انساني و اجتماعي و فرهنگي بسياري است. اما به جرات مي‌توان گفت يک عامل انساني بنام "علي‌اصغر جمراسي فراهاني"، مخلص به بيليم، مدير سايت بيليم-Bilim   در اين ميان عاملي تعيين کننده بوده است. (jamrasi1@yahoo.fr, http://jamrasi.blogfa.com/)


علي‌اصغر جمراسي فراهاني، امير علي‌شير نوائي ادبيات خلجي


الف- علي اصغر جمراسي فراهاني، از نسل نوين تورکولوقها- تورکي‌شناسان در ايران است. وي در باره‌ي همه‌ي عرصه‌هاي مربوط به خلجها، زبان و فرهنگ و تاريخشان قلم مي‌زند. جمراسي به واقع فرهنگستاني خلجي در قالب يک فرد است. خدمت او به حفظ و گسترش زبان و ادبيات تورکيک خلجي در عين حال، خدمتي تاريخي و بي‌همتا به علم تورکولوژي در ايران و در مقياس بين‌المللي است. کتاب "خلجها، يادگار ترکان باستان" وي، نخسين اثر جامع منتشر شده در ايران و به زبان فارسي در باره‌ي تورکان خلج است (ناشر انتشارات پيام پويا- تهران، تيراژ ١٠٠٠ نسخه، قيمت ٢٠٠٠ تومان، قابل خريد از کتاب فروشي انديشه‌ي نو-تهران، کتابفروشي فتح دانش-اراک، کتابفروشي سروش-آشتيان).


ب- نوشته‌هاي جمراسي در معرفي خلجستان، اين جنوب شرقي‌ترين بخش منطقه‌ي ملي تورک‌نشين شمال غرب ايران (تورک‌ائلي-آزربايجان) واقع شده در استانهاي امروزي مرکزي و قم، در عرصه‌ي آزربايجان‌شناسي نيز فوق العاده پربهايند. امري که بسياري از محققين و فرهنگيان آزربايجاني تاکنون از آن غافل بوده‌اند. تورکها بايد علاوه بر مطالبه‌ي الحاق منطقه‌ي خلجستان به واحد اداري آزربايجان (تورک‌ائلي)، خواستار رسمي شدن زبان خلجي، هم در واحد اداري آزربايجان (تورک‌ائلي) و هم در مقياس کشوري شوند.

ج- نقش علي‌اصغر جمراسي در ادبيات معاصر خلجي، قابل مقايسه با نقش امير علي‌شير نوائي در ادبيات تورکي چغتائي است. وي با سرودن بي‌انقطاع منظومه‌هاي خود به زبان تورکي خلجي آنهم در عرصه‌هاي گوناگون اجتماعي اغلب مدرن، تجربه‌ي "نمونه‌هاي منفرد شعر خلجي" سالهاي ٦٠ ميلادي را تبديل به "ادبيات منظوم تورکي خلجي" کرده است. جمراسي از اين جنبه محق است که به عنوان بنيانگذار سنت شعري تورکي خلجي شناخته شود. کتاب "قارشو بالوققا سلام" وي، اولين کتاب شعر به زبان تورکي خلجي در ايران است. قارشو بالوققا سلام، منظومه‌اي به سبک حيدرباباي شهريار به زبان تورکي خلجي و به دو الفباي لاتين-تورکي و عربي-تورکي است (انتشارات انديشه‌ي نو- تهران، ٢٥٣ صفحه).
 
 پ- مهمترين نقش جمراسي در ادبيات خلجي، آغاز به نوشتن نثر به اين زبان، امري که در تاريخ خلج بي‌سابقه بوده مي‌باشد. وي به اين اعتبار، بنيانگذار "نثر و ادبيات منثور تورکي خلجي" نيز شمرده مي‌شود (باعث افتخار اينجانب است که نقشي - هرچند کوچک - در اين امر داشته‌ام).
 
د- در عرصه‌ي نثر و ايجاد ادبيات منثور تورکي خلجي، جمراسي کار را با جمع‌آوري قصه‌هاي پريان و نوشتن داستانهاي عاميانه آغاز کرده است. او به اشعار عاميانه نيز مي‌پردازد. اما اولين قطعات نثري وي به صورت قصه‌اند. اين همان مسير صحيحي است که تقريبا در ميان همه‌ي ملل و زبانهاي معاصر به هنگام ايجاد ادبيات مکتوب و نثر مدرن و ملي پيموده شده است.

ر- جمراسي در آثار خود متون تورکي خلجي را همواره به دو خط عربي تورکي و لاتيني تورکي ثبت مي‌کند. وي با اتخاذ الفباي لاتين براي زبان تورکي خلجي، در واقع بنيانگذار الفباي لاتين زبان تورکي خلجي نيز مي‌باشد.

م- از ديگر مزاياي نشرهاي اينترنتي آثار جمراسي آن است که وي در پايان هر نوشته، ليست کوتاهي از معاني لغات تورکي خلجي بکار برده شده در آن نوشته را مي‌آورد. شايد بتوان در آينده با تکميل نمودن و ترکيب اين ليستها، لغتنامه‌ي تورکي خلجي-فارسي آنلاين را نيز ترتيب داد.
 
نقد:

الف- کاربرد "ح" به جاي "ه": جمراسي در نوشتن بعضي از کلمات تورکي خلجي، حرف "ح" را بکار ميبرد (مانند حايدولار = آيديلار در تورکي، حکمک = اکمه‌ک در تورکي، ...) که بنظر اين جانب روشي غيرضروري و مشکل‌آفرين است. زيرا براي نشان دادن اين صدا به راحتي مي‌توان از حرف "ه" نيز استفاده نمود (هايدولار به جاي حايدولار، هکمه‌ک به جاي حکمه‌ک) و دليلي براي بکار بردن "ح" وجود ندارد. مگر آنکه صداي "ه" در اين کلمات به گونه‌ي ويژه‌اي ادا مي‌شوند که بنده از آن بي‌اطلاعم. علاوه بر آن، کاربرد حرف "ح" که مختص زبان عربي است، شبهه‌ي عربي بودن اين کلمات اصيل تورکي را ايجاد مي‌کند.
 
ب- کاربرد ĥ به جاي x در متون لاتيني:  براي نشان دادن حرف خ در الفباي لاتين ترکي در ايران و نيز الفباي مشترک ملل تورکيک، حرف x  بکار مي رود. به نظر من کاربرد حرف x در الفباي خلجي همانقدر که خلجها و فرهنگ خلجي را به جهان تورکيک پيوند مي‌دهد، کاربرد اشارات نامعمول و غيرعمومي مانند ĥ نيز خلجها و فرهنگ خلجي را از جهان تورکيک جدا خواهد ساخت.
 
پ-ندادن اصل کلمات در پاورقيها-ديب‌نوتها: در پاورقيها به هنگام دادن معني کلمات تورکي خلجي بکار برده شده در متن، اصل کلمات داده نمي‌شوند و اين باعث مي‌گردد که خواننده براي ديدن اصل کلمه مجبور به مراجعه دوباره به متن اصلي شود. با نوشتن معني کلمات در مقابل خود آنها در پاورقيها، مي‌توان لزوم دوباره‌کاري و مراجعه به متن را رفع کرد.  

ج- اگر در پايان هر نوشته معني لغات بيشتري داده شود، بويژه از جهت کمک به کساني که با تورکي خلجي آشنا نيستند بهتر خواهد بود.

د- در متون تورکي خلجي به خط لاتين، در بعضي جاها اول اسامي خاص و جملات با حروف بزرگ و در بعضي جاها با حروف کوچک نوشته مي‌شوند. براي يکدست‌سازي متون به لحاظ املا، بهتر است همه جا اسامي خاص و اول جملات با حروف بزرگ نوشته شوند.  

ز- در آثار جمراسي براي ثبت بعضي از کلمات، از اِعراب عربي (کسره، فتحه، ضمه، تشديد،...) استفاده مي‌شود. حال آنکه کاربرد اِعراب در نوشتن زبانهاي تورکيک به خط عربي، مفيد به فايده نيست و بر خلاف حرکت به سوي الفباي فونتيک است. براي اطلاع بيشتر در مورد کاربرد الفباي عربي و روشهاي اجتناب از کاربرد اعراب به هنگام نوشتن زبانهاي تورکيک، ميتوان به نوشته‌ي "سؤزوموز يازيمي" مراجعه کرد.
 
ط- در الفباي لاتيني تورکي خلجي، براي صداي بين "ق" و "خ" که در کلماتي مانند قار و قاموش وجود دارند، مي‌توان از کاراکتر ķ لاتيني که در الفباي تورکيک قاراچاي-بالقار نيز وجود دارد استفاده نمود. اضافه نمودن اين کاراکتر براي زبان تورکي نيز، جهت نشان دادن صداي "ک" اروپائي در کلماتي مانند نام کشورهاي "کره، کانادا" ضروري است.  

در زير سه نمونه بسيار جالب از داستانهاي نوشته شده توسط علي‌اصغر جمراسي به زبان تورکي خلجي و به دو خط عربي-تورکي و لاتيني- تورکي از سري "خلج ائليچه يازولمادوق سؤزلر، اويونلارلا ماتاللار"، (سخن‌ها و داستان‌هاي نانوشته در بين قوم کهن خلج به زبان تورکي خلجي) به نقل از سايت مذکور داده مي‌شود. متون خلجي با الفباي عربي عينا مطابق آنچه جمراسي نوشته است و متون لاتيني با الفباي لاتين مشترک براي زبانهاي تورکيک در ايران (x به جاي ĥ، ...) عرضه شدند:
 
١- جيک-جيک خانوم ماتالو
٢- بئره له توه ماتالو
٣- شانگول، مانگول، گول دسته سه ماتالو
 
گرچه‌يه هو!!!

 جيک-جيک خانوم ماتالو
يازقولو: علي اصغرجمراسي
داستان جيک-جيک خانم

بي وارادو، بي يُوقادو، کؤنلرين بي کؤنوچه بي قوش وارادو، اونين آتو جيک-جيک خانومادو. بي کؤن جيک-جيک خانوم حينميشده قيزيل گول پُوتاسو [1] اوستوچه حوقيردي کي اونين هاداقه تيکن باتدو. غيوريلده [2] اونو حييي بيلمدي.

حاجوق حقلده واردو اَبه سي يانه. حايدو: اَبه جان هاداقوما تيکن باتموش بي مونو حيپ. اَبه سه حايدو بَبَه جان منيم کؤزوم کؤرمز يئتيوه ننه نين حيپيته.

جيک-جيک اوشدو واردو ننه سينين داموچا غُوندو، ننه سه حايدو: قيچيمه تيکن باتموش بي مونو حيپ. ننه سه حايدو بالاجان منيم کؤزوم کؤرمز يئتيوه [3] خالاين حيپئته.

جيک-جيک خانوم واردو قوندو خالاسونان حوه دامه بناءاتده کؤزلرينده ياش توکمک غه. خالاسو حايدو: جيک-جيک خانوم، شيرين جانوم مزليق خانوم نه حقلؤرين؟ جيک-جيک خانوم حقله-حقله خالاسه جاواب وئرده: خالاجان هاداقوما تيکن باتموش قاناموش يئکه حيپه. خالا جيک-جيک خانومين هاداغوندا تيکني حيده قودو دولاوقا [4]. جيک جيک خانومين حالو باراولدو بي اويان اوچدو، بي بوياقا اوچدو حايدو: خالاجان من واري يوم کؤروغم حامام داموچا قوشلار تيکن-تيکن اوينورللار يا نه؟ اوچا کليم تيکنيمه آلوم واروم تيکن اويناماققا.

جيک-جيک خانوم اوشدو واردو حامامدامه کؤردو قوشلار تيکن- تيکن اوينورللار، کلدي خالاسو يانه حايدو خالاجان تيکنيمه وَره. خالاسو حايدو: پوشوک کلدي پاجادا سيده تونوروم حشده، تيکني آلاوشتوردوم يوکدوم تونورچا کؤندي، تئمه سنه نئرده تيکن حيتيکليم وئرديم؟ جيک-جيک خانوم حايدو: منيم تيکنيم وره وئرمگين بي دسته لاواشولاردا کؤنورم تزم. خالا کؤلدو حايدو: بو عرسين له ووروم قيچين غيريلير. جيک-جيک خانوم اويانقا اوشدو، بويانقا اوشدو بي دسته خالاسينين حکمکلرينده [5] کؤتوردو تزدي.

جيک-جيک خانوم کؤکچه  اوچارادو، کؤردو يئرچه بي چوبان  سنداق بي شيرميش يئيور. اونين يانوچا قوندو يئرکه، کلدي چوبان ياني. حايدو: هارماقاين قونچو دايو. نه سه ائتورين؟ چوبان حايدو ساغول جيک-جيک خانوم، سنداق غييرميشم آمما حيکمکيم يوقادو اونين يئره قيق توقراموشام.  جيک-جيک خانوم حايدو: منيم حيکمکيم وار آلا سؤت ايچه توغره بيله يئپيدک. قونچو حيکمکي آلدو توغرادو بايداقا اؤسته دق سؤت توکدو تا حيشه ديلر يئمغه بوشلئغلر قونلارين بي سه توشدو بوغداقا.

قونچو حايدو: جيک-جيک خانوم شيرين جانوم، مزليق خانوم، پورتو يووا او قونو بوغدادا حُولي سؤرو بَره لي اوچا يئک بيله سنداقو يئپيدق. جيک-جيک خانوم اوچدو واردو قونو بوغدادا حولودو کلدي کؤردو چوبان سنداقو يئميش تامام  اتميش تؤکدميش، هنده بايداقا حيکمک يئره قيق تولدارموش. جيک-جيک خانوم پررين چالدو حايدو: قونچو دايو منيم حيکمکلريمه وره من واري يوم. قونچو حايدو: آچوغموشدوم حيکمکين يئديم نئرده حيتيکليم حيکمک وئرديم سنه؟ جيک-جيک خانوم حايدو: تئز اول منيم حيکمکيم وَرهَ، وئرمگين او قونو کي بوغدادا هولودوم کؤتورم تَزَم. قونچو کؤلدو حايدو: جيک جيک خانوم بُو دوگنکي کؤروين؟ موندولا ووروم ياپوشين يئرکه، اگر جوؤرگتين وار قونو گوتورل. جيک-جيک خانوم اويانقا اوچدو بويانقا اوچدو بوغدادا حولونقولو قونو کؤتوردي اوشدو.

جيک-جيک خانوم واقدو يئرکه کؤردو بي بُوررا هاتلوق واري يور اوللارقا يووقلاشدو حايدو: هاتلوق لالالار نئرَق واري يُوريز؟ هاتلوقلار جاواب وئرديلر: جيک-جيک خانوم شيرين جانوم مزليق خانوم واري يوق پادوشاهقا کلين حيتيک غک. جيک جيک خانوم اوچدو واردو پادوشاه کؤدنيچه قوندو بي دامين شرفه سه. کوردو کلين اونگوچه ايت حولري يورلار. خابار آلدو نَپَس کلين اونگوچه ايت حؤلري يوريز؟ حايدولار: واوا کلميش ييرقي بولونمؤرو بيزدق مجبور اوموشاق  کلين اونگوچه  ايت حولريغک.

جيک-جيک خانوم حايدو: بوقوزين پادوشاه کؤدنه کتميشم يئتيوَين کلين اؤنگُوچه هُولردين، آمما آووال کرک من بي پستا کلين کسيکين حارقاما کدگم اوچا کلين کدگه. خدمتچيلر حايدولار اولتا آووال کلين کسيکين وئريميز سن کدين. جيک-جيک خانوم واردو ايچگر حَوچه کلين کسيکين کدغه، آمما خدمتچيلر کلين کسيکين قوشقا وئرمديلر کدگه، اونو حوده سانگاللادولار.

جيک-جيک خانومين قارو کلده خدمتچيلرکه حايدو منيم قوزومو ورين. خدمتچيلر حايدولار: «يو وا بوشين پيکاره» قوزين يُو هُولرديک يئديک اوستونده دق سوو ايشديک (ايچديک). جيک-جيک خانوم حايدو: قوزومو وئرمغئز کلينه کؤتؤرم تزم. خدمتچيلر کولدولار حايدولار: تئمکتا کيم کؤرموش قوش کلين  قاوزئغه؟ قوش حايدو: پس تئمه کؤردين کلينه نبر قاوزئلر. جيک-جيک خانوم مونو حايدو اوشدو واردو قوندو بي اؤجا دامين اوسته، کوزلدي کوردو کلينه چالا-چالا کلي يُور لار. اويانقا اوچدو بويانقا اوچد کلينه هات اؤستونده کؤتوردو تزدي.

جيک-جيک خانوم کلده بي يئکه ياقاق هاقاچين گالاسو اوستوچه قوندو. کوردو حاقاچين کولگه سيچه بي آشوق يورموش بزن چؤگؤر چالؤر. جيک-جيک خانوم حايدو: آشوق لالا حارماقاين، يئکه بو کلينه وئرديم سنه سندق سازين ورمنه. آشوق بو سؤزکه خوشو کلدي حايدو جيک-جيک خانوم شيرين جانوم مزليق خانوم آلا بوساز سنين حلالين اولتا. قوش چؤگؤرو آلدو کلينه وئرده آشوققا. آشوق کلينين الينده اوپدو اونو يئده اؤز حوه، جيک جيک خانوم داق چؤگؤرو آلدو واردو غوندو هاقاچين گالاسه بوشلادو چؤگؤر چالماققا و حوقوماققا: 

تيکن وئرديم، حکمک آلدوم
چالو سازوم چالو سازوم

حکمک وئرديم، قوزو آلدوم
چالو سازوم، چالو سازوم

قوزو وئرديم کلين آلدوم
چالو سازوم چالو سازوم

کلين وئرديم چؤگور آلدوم
چالو سازوم چالو سازوم

او کؤنده بو يان جيک-جيک خانوم عومرين کؤدنلرچه ساز وورماقلا کئچري يور. ساز ورقوللار جانو ساغ اولتا.

1- پُوتاسو: شاخه، بوته
2- غيوريلده: تلاش کرد، تقلا کرد
3- يئتيوه: ببر
4- دولاوقا: تاقچه
5- حکمکلرينده: نان ها

Cik-Cik Xanom Matalu
Yazğolu: Eli Esğer Cemrasi
yazolmadoğ üyunlarla matallar

Bi varadu, bi yoğadu, künlerin bi künuçe bi qoş varadu. unin atu cik-cik xanomadu. Bi kün cik-cik xanom hünmuşdu qizil gul putasu üstüçe hoğiredé ki unin hadağé tiken batdu.

her ber étdé unu hiyi bilmedé. haccoğ heqledé vardu ebesé yané. haydu ebe hadağoma tiken batmuş bi monu hip. Ebesé haydu bebecan menim küzom kürmez yétive nenein hipéte.

üşdu vardu nenesinin damuça qondu, nenesé haydu: qiçime tiken batmuş bi monu hip. nenesé hay du balacan menim küzom kürmez yétive xalain hipéte.

cik-cik xanom vardu qondu xalasunin hevé damé bena étdé küzlerinde yaş tokmekke. xalasu haydu: cik-cik xanom, şirin canom, mezeliq xanom, ne heqlürin? cik-cik xanom heqlé-heqlé xalasé cavab vérdé: xalacan hadağuma tiken batmoş, qanamoş, yéke hipé! xala cik-cik xanomin hadağunda tikené hidé qodu dulavqa. cik-cik xanomin halu bar oldu, bi o yan, bi bu yanqa uçdu haydo: xalacan men variyom kürogem hamam damu ça qoşlar tiken-tiken uynurllar ya na? oçaq kelim tikenim alom varom tiken uynamağğa.

cik-cik xanom uşdu vardu hamam damé kürdé qoşlar tiken-tiken uynurllar keldi xalasu yané haydu xalacan tikenimé vere. xalasu haydu poşuk keldi pacada siddé tunorum héşdé, tikené aluşturdom yukdom tunorça kündé . témé sené nérde tiken hitikelim vérdim?

cik-cik xanom haydu: Menim tikenimé vere vérmegein, bi deste lavaşlarda kütürem tezem. xala küldü haydu: bu ersinle vürum qiçin qirilir. Cik-Cik xanom u yanqa uçdu, bu yanqa uçdu, bi deste xalasonin hikmekinde kütürdü tezdé.

cik-cik xanom kükçe uçaradu, kürdu yérçe bi çoban sendaq bişirmiş yéyur. unin yanuça qondu yérke. keldé cobanin yané haydu harmaqin qonçu dayu. nese éturin? Coban haydu sağol cik-cik xanom sendaq qeyirmişem amma hékmekim yoqadu unin yéré qiq tuqramuşam.

Cik-cik xanom haydu: menim hékmekim varar ala, süd içé tuğré bile yépidek. qonçu hékmeki aldu tuğradu baydasé üstédeğ süd tükdu ta hişediler yémeğé boşléğeler qonlarin bisé tuşdu buqdağa. Qonçu haydu: cik-cik xanom, şirin canom, mezeliq xanom, pürtu yuva u qonu boqdada huli sürü berelé uça yéke bilé sendaq yépideğ.

cik-cik xanom uşdu vardu qonu boqdada huludu, keldi kürdu qonçu sendaqu yémiş tamam étmiş, tüketmiş hende baydaqa hékmek yéré qiq tuldarmuş. cik-cik xanom perrin çaldu haydu: qonçu dayu menim hékmeklerimé vere men variyom. Qonçu haydu: açuğmuşdom hékmekin yédim nérde hitikelim hékmek vérdim sene?  cik-cik xanom haydu: téz ol menim hékmekimé vere, vérmegin u qonu ki boqdada huludom  Kütürem tezem ! Qonçu küldu: cik-cik xanom bu dügeneki küruin mondula vurom yapoşin yérke eger cérgetin var qonu kürurel Cik-cik xanom o yanqa uçdu, bu yanqa uçdu, boqdada holunğulu qonu kütürdu uşdu .

Cik-cik xanom vağdu yérke kürdu bi burra hatluq variyur, ullarqa yuvuğ laşdu xabar aldu: hatluq Lalalar néreğ variyuriz? hatluqlar cavab vérdiler :cik-cik xanom şirin canom mğzeliq xanom, variyuğ  paduşahqa kelin hitikeğek.

cik-cik xanom uşdu vardu paduşah küdenéçe qondu bi damin şerefesé. kürdu kelin ünguçe it huleriyurllar. xabar aldu nebes kelin ünguçe it huleriyuriz? Haydular: vava kelmiş yirqi bolunmürü biz değ mecbur omuşağ kelin üngüçe it hüleriğek .

Cik-cik xanom haydu: bu qozin paduşah küdené ketmişem. yétivein kelin ünguçe hülerdin, amma avval kerek men bi pesta kelin kesikin harqama kedegem, uçaq kelin kedeğe. xidmetçiler haydolar: olta qozin aldolar yéddiler kelin ünguçe hulerigeler cik-cik xanom vardu içger hevçe, kelinin kesikin kedeğe. Amma xidmetçiler kelin kesikin qoşqa vérmediler kedege unu hevde sangalladular.

cik-cik xanom qaru keldi xidmetçilerke haydu: menim qozumu verein! Xidmetçiler haydular: yuva boşin péykaré qozinu hulerdik yédik üstunde değ suv içdik. Cik-cik xanom haydu: qozumu vérmeğeiz keliné küturem tezem! Xidmetçiler küldüler haydular: témketa kim kürmuş qoş kelin qavzéğe? Qoş haydu: pes témi kürdin keliné neber qavzéler.

Cik-cik xanom munu haydu uçdu vardu qondu bi üca damin üsté, küzledé kürdu keliné çala-çala keliyurllar. Cik-cik xanom o yanqa uçdu, bu yanqa uçdu, keliné hatın üstünde kütürdu tezdé.

Cik-cik xanom keldi bi yékke yaqağ haqaçu galasu üstüçe qodu. yérke vağdu, kürdü haqaçın külgesiçe bi aşşuq  çügür çalur. Çik-cik xanom haydu: aşşuq lala harmağain yéke bu keliné vérdim sene, sendeğ sazin ver mene. Aşşuq bu süzke xoşu keldé haydu: cik-cik xanom şirin canom mezeliq xanom, ala sazu helalin olta. Cik-Cik xanom çügüru aldu keliné vérdé aşuqa. aşşuq kelinin elinde opdé unu yédé üz hevé.

Cik-cik xanomdağ çügüru aldu vardu qondu haqaçin galasuça boşladu çügürin çalmağğa, hoğumağğa:

Tikan vérdim, hékmek aldom,
Çalu sazom, çalu sazom 
Hékmek vérdim, qozu aldom,
Çalu sazom, çalu sazom.
Hékmek vérdim qozu aldom
Çalu sazom, çalu sazom
Qozu vérdim, kelin aldom
Çalu sazom, çalu sazom,
Kelin vérdim çügür aldom
Çalu sazom, çalu sazom.

U künde boyan cik-cik xanom omrin  küdenlerçe sazla çala-çala kéçeriyur, saz vurğullar canu saq olta.

بئره له توه ماتالو
داستان گرگ و شتر
ناقل: خانم صغري تلخابي
نويسنده: علي اصغرجمراسي

بي وارادو بي يوقادو کؤنلرين بي کؤنوچه بي آچ بئره وارادو، اونئچچه کؤنده حِشنه بولماتوقادو يئپيغه، بي کؤن آچلوق اونا کار ائتده، تاقدا (قوش غيه سينده) آشدو بالوققا يووغ لاشدو، کؤروغه بي حيواندا، اچچيده يا اوغلاغدا اي بولؤر يئپيغه يا نا. او سومسونو- سومسونو [1] کلده ائرده باقلار حارا سه آشدو بي باغغا کوردو بي نارون قوزو اوتلورو. قوزوقا هايدو: حيشوم سنه يئپيغم. قوزو هايدو: من بي بالا جونبول قوزوسسام منه يئمکله سن توغ اوماين يووا قونشو باغوچا بي اچچه اوتلؤر اونو يئپه.

بئره آشدو قونشو باغه کؤردو بي قارا اچچه پان [2] حاراسوچا کؤکا يئيور، اچچه هايدو: بئره بُود نسه ائتؤرين. بئره هايدو: سخد آچام، کلميشم سنه يئپيغم. اچچه هايدو: من بي تاغوراق [3] حارقان اچچيسم، منه يئمغله سن بي زاد اوماين يووا اوبي سه باغغا، اودا بي قون اوتلور اونو يئپه.

بئره هاتقولدو آشدو اوبي سه باغغا، کؤردو بي هورون قون ماو کؤلگه سيچه يورموش گَوش [4] ائتور. بئر ين زاوقو اولدو تيشلرين بي بير اوسته چالدو هايدو: کلميشم سنه يئپيغم. قون هايدو: منه يئمکله سن بي يئرکه ائرمين يووا قونشو باغوچا بي يئکه توه اوتلور اونو يئپه.

بئره واردو اوبي سه غونشوباغه ، کوردو بي ساروق توه کانا [5] ايچه اوتلورو، توه بئرين کؤردو هايدو: نئرق واري يون بئره؟ بئره هايدو: سخدآچوقموشام کلميشم سنه يئپيغم. توه هايدو: منيم سوزوم يوق آمما منيم اتيم شيرين تاتلوقار تؤزو يوق، اگر حيشؤرين منه يئپيغين هونک اوستومه واراق محمدخان دا بي هاز تؤز آلداق، اوچا منه يئپه.

بئره هاتلوقدو هوندو تَوَين اوسته کلديلر بالوق حاراسه. بالا کلمه کاللار هارالوقچا اوينئرديلر، کوردولر بئره هونموش توه اوسته بنا ائتديلر داد وقال ائتمکگه وبئرين توه اوستوچه تاشلاماققا.

بئره غورقودا، هاتلوقدو توه اوستونده توشدو يئرکه ال قودو قاچاققا واردو نوروزکامارو اوستوچه يوردو اؤز اؤزه هايدو:

واردين کؤردين باغچا قوزو
يئپيغدين قالوقادو اککه کؤزو
نئچچه غدين تاتو- تؤزو
واردين کؤردين باغچا اچچه
يئپيغدين قالوقادو اککه قيچه
نئچچه غدين تاتو- تُؤزو
واردين کؤردين باغچا قويون
يئپغدين قالوقادو بويون بويون
نئچچه غدين تاتو تؤزو
واردين کؤردين باغچا تَوَه
يئپغدين قالوقادو اؤيدوسو سوه سوه
نئچچه غدين تاتو توزو

-----------------------------------------------------------------------

1- سومسونو: درحال گشت و گذار، با تفحص راه رفتن
2- پان: رديف
3- تاغوراق: لاغر و مردني
4- گَوش: نشخوار کردن
5- کانا: رديف گودي باغ انگور

Béréle Teve Matalu
hayqolu: telxabluq soğra xanom
yazqolu: eli esğer cemrasi

Bi varadu bi yoqadu künlerin bi künuçe bi aç béré varadu.u néççe künedé héşne bolmatuğadu yépiğe, mağul açoğmuşdu. açluğ nua kerétdé taqda aşdu baloğu küzledé keldé baloğğa yuvoğlaşdu küroğe bi héyvanda, eççide,qozuda ya oğlağdaiy bolur yépiğe yana. béré somsonu – somsony keldé érdé baqlar harasé. xiz vurdu aşdu bi bağğa, kürdu baqin panuça bi naron qozy otlur. qozuqa haydu hişom sené yépiğem. qozu haydu: men bi bala conbol qozusam mené yémekle sen toğ omain yuva qonşu bağuça bi eççi otlur u nu yépé.

béré aşdu qonşu bağé kürdu pan harasuça bi qara eççi kuka yéyur. eççi bérin kürdu haydu: bod nese étoin béré? u haydu sexd açam kelmişem sené yépiğem. Eççi haydu men bi tağğorağ harqan eççisem mené yémeğ le sen bi zad omain, yuva ubisé bağğa u da bi qon otlur unu yépé.

Béré hatğoldu aşdu u bisé bağğa kürdu bi huron qon mav külgesiçe yurmuş gevş étur. brin zavğu oldu tişlerin bi bir üsté çaldu haydu kelmişem sené yépiğem. qon haydu: mené yémeğle sen héç yérke érmein yuva qonşu bağuça bi yékke teve otlur unu yépé.

Béré vardu u bisé qonşu baqé kürdu bi saroq teve uda otlur. teve bérin kürdu haydu néreğ variyuin béré? béré haydu sext açuğmuşam kelmişem sené yépiğem. Teve haydu menim süzüm yoğ amma menim etim şirin tatluqar tuzu yoğ, eger hişurin mené yépiğein huneke üstume varağ memmed xanda bi haz tuz aldağ uça mené yépéh.

Béré hatqoldu hundu tevein üsté keldiler baloğ harasé, bala keleme kallar haraloğça oynéretdiler kürdoler béré hunmuş teve üsté, boşladolar dado- qal étmekke ve bérin teve üstuçe taşlamağğa.

Béré qorğuda hatqoldu teve üstonde tuşdu elqodu qaçağğa vardu novroz kamaru üstuçe yurdu üz-üzé haydu:

Vardin kürdin baqça qozu
Yépiğedin qaloğadu ekké küzu
néççé ğedin tatu- tuzu

Vardin kürdin baqça eççé
yépiğedin qaloğadu ekki qiçé
néççe ğedin tatu-tuzu

Vardin kürdin baqça qoyun
Yépiğedin qaloğadu boyun-boyun
néççéğedin tatu-tuzu

Vardin kürdin baqça teve
Yépiğedin qaloğadu üydusu seve-seve
néççéğedin tatu-tuzu

شانگول، مانگول گول دسته سه ماتالو
داستان شنگول و منگول
علي اصغر جمراسي

بي وارادو بي يُوقادو، الله دا ساواي هئچ کيم يُوقادو. کؤنلرين بي کؤنوچه بي اَچچه [1] وارادو اونين اوچ بالاسو واردو، بي سينين آتو شانگول بي سه مانگول و اوبي سي دق گول دسته سه. بُو اَچچه کؤنده واررادو بئبانچا، تاقچا اوتلئرده، هُولوندوقه شاخو هاراسوچا اوت، آغزوچا سُوو و مَمَکيچه سُؤت کليرده. هَو [2] ائِشکيچه تُوررادو ائشيکه چاللادو. شانگول، مانگول و گول دسته سه دق هاتلوقو هاتلوقو کللديلر ائشيک داله, خابار آللادولار کيمر؟ اچچه ائشکين بويانوندا هايورادو:

شانگول، مانگول گول دسته سه
اِئشيکه هاشدين من کلميشم
آغزومچا سوو کتميشم
شاخومچا اوت کتميشم
ممکيمچه سؤت کتميشم
ائشيکه هاشدين من کلميشم

شانگول، مانگول و گول دسته سه دق داماق[3] اوللادولار تِز ائشکه هاچارادولار. اَچچه کيررَده [4] هَوکه اوللارين سووين، اوتين وئررده و اولارو اَمزيررده وسِبه قه تا ياتُورادولار. تزده اچچه واردوقه بالالارينن اؤچين دق يُوزونده اوپرده واوللارقا تاپشوررادوکي :شانگول، مانگول گول دسته سه اوماقا بئره [5] سيزه آللاتوقا يئتيوگه يئپيقه. هرکيم ائشکيه چالدو اگر من هايقولو سُؤزلره هايمادو سيز ائشکيه اونين يُوزه هاچماين. کؤنلرين بي کؤنو بئره غضبلنده اؤز اؤزه هايدو: شانگول، مانگول گول دسته من سيزه يئسم کرک. بُوسؤزو هايا هايا کلده اچچين هوه ائشکه، بالا-بالا بوشلادو ائشکه چالماققا.

شانگول، مانگول و گول دسته سه دق هاتقولو هاتقولو کلديلر ائشيک داله. سسلنديلر کيمر؟ بئره هايدو: شانگول، مانگول گول دسته سه ائشکي هاچدين. بالالار اونين سسينده بيلديلر کي بو چالقولو ننه لره داقار، بلکه اوبئره ره کي حيشؤر [6] اوللارو آللاتوقا. بئره ماولاق يالواردو که من سيزين ننه ئيزم ائشکه هاشدين آمما اوللار ائشکه هاچمادولار.  بئره حيشه ده ائشکه سيپئقه، آمما اوساحات کؤردو اچچه کلي يوربئره تزده بي هاقاچ دالوچا برکينده کؤروگه اچچه ائشيکه نبر هاچؤر. بو بُؤد قالتا سيزکه خابار وئرديم اچچه ده. اچچه کلده بنا ائته ائشکه تُؤمکگه هايدو:

شانگول مانگول گول دسته سه
ائشکيه هاشدين من کلميشم
آغزومچا سوو کتميشم
شاخومچا اوت کتميشم
ممکيمچه سؤت کتميشم
ائشيکه هاشدين من کلميشم

شانگول، مانگول و گول دسته سه دق اوينه اوينه کلديلر ائشکه هاشدولار اچچه کيرده هوکه. کؤنده که وارا اوللارو سوولادو، امزيرده واوتلادو. بي هاز اوللارلا اويان بوياندا دانوشدولار وبالالارو ائشکه چالقولو ماجاراسين ننلره هايدولار. اچچه هايدو اوخائن بئره ميش اوچا بالالارين يُوزونده اوپدو هنده واردو اوتلاماققا.

تئمه سيزکه بئريده خابار وئرديم، او اچچين سؤزلرين اؤرگنديکينده سُؤره، بي هاز کؤزلده اوچاق [7] هاقاچ ديبينده هونده ياواش-ياواش کلده بوشلادو اچچه ائشکين چالماققا. اوغلاغلار اوينه-اوينه کلديلر ائشيک داله خابار آلدولار کيمر؟ بئره سسين اچچه سسه اوخشادو هايدو:

شانگول مانگول گول دسته سه
ائشکيه هاشدين من کلميشم
آغزومچا سوو کتميشم
شاخومچا اوت کتميشم
ممکيمچه سؤت کتميشم
ائشيکه هاشدين من کلميشم

بالالار موناق بيلديلرکه بوللارو غئغيرگيله [8] ننه لره ره، جلد ائشيکه هاشدولار؛ بئره امان وئرمده اوساحات شانگول لا مانگولو ترري- ترري [9] يئده اوتدو [10] غارنه. گول دسته سه دق غور قودا تزده بي ماو آستوچا کئشينده [11]. بئره ماولاق هاغرادو اونو بولمادو ناچار اچچين غورقوسوندا هوده تاشقار هوندو پُوردو [12] واردو. گول دسته سه دق بي کُؤلچا, [13] کيززين حيده القودو حقلمکگه (حقلمه ققه).

شامچاقو اچچه اوتلاماقدا هولوندو کلده ماولاق ائشکه چالدو آمما اونا جاواب وئرگيله اومادو، او ائشکه ييتلده [14] کؤردو ائشيک هاچوقار، کيرده ايچگر کؤردو شانگوللا مانگول يوق آمما؛ گول دسته بي کؤلچا کيززين حيمش غورقودا تيتيرورو. [15] خابار آلدو بس شانگوللا مانگول قانو؟ گول دسته اَلقودو حقله مققه آوندوغوندا سُؤره احوالاتو ننه سه هایدو. اچچه حيرصلنده هايدو: هاوول، منيمکه بئره له قالتا، سن ائشکه اؤرتو هوچه تُورال [16]؛ تئمه بئره غه کؤرستيم بالا يئمک نبر اولور.

اوچا يولقا توشدو ماولاق واردو ائرده بي دام اوسته، بنا ائتده هاداقلارين يئرکه تؤمغغه [17]، ايچگرده بي سس کلده بوکيمر دام اوستوچه تاپ وتوپ [18] ائتورو؟ اَچچه هايدو بالالارومو سن يئميشين؟ تؤلکؤ هايدو نا من يئمه تيقم, يووا [19] بئره سؤراغه. اچچه واردو هوندو بئرين دامونين اؤسته, بو واخت بئره دق بی غازان [20] آش قوموشدو هوچاقين اؤسته. اچچه دام اؤستوچه بوشلادو هاداقين يئرکه تؤمغغه, اوچاق بئره اولودو [21] هايدو:

او کيمر دام اؤستوچه
تاپ و تُوپ ائتؤر شام اؤستوچه
آشومو شؤر ائتؤرو
کؤزومو کؤر ائتؤرو

اچچه جاواب وئرده:

من اچچيسم, آشينو شؤر ائتؤروم
کؤزينو کؤر ائتؤروم
سن يئمِشين شانگولوم؟
سن يئمِشين مانگولوم؟

بئره تيشلرين غيرچيلده جاواب وئرده: بله بله من يئميشم شانگولين من يئميشم مانگولين سنئه دق بی کؤن يئسم کرک. يوُوا بود تُؤز ائتمه. اچچه هايدو اگر جؤرکتين وار هُونک تاشقار واراق قاضی يانِه اوچاق سنه نيشان وئرديم بالا يئمک نه بر اولور. مونو هايدو اککه سيدق يولقا توشدو کلديلر قاضی يانِه. قاضی هايدو يُوواين سِبه يِئکَيْنْ. سِبه تِزده اَچچه بي بوغچا فطير کؤتوردو بئره دق بي کيسه که پيسْ سِيلَق [22] تُولداردو هادوچينه واردولار قاضي يانِه.

قاضي آووال اچچين بوغچاسي هاچدو فطيرلره کؤردو زاوقو اولدو، اوچاق بئره تُوفاسين آغزين هاشدو پيس سيلق يئله قاضين سققلين بي طرفين يئده، قاضي زهريقده [23] هايدو: اککيزدق يُووايْنْ باققا اوققادور هؤزوم يئپيدين تا بورنيزده هؤزوم غيلله سه [24] يئکلته، اوچاق بي بيرله اللشتين هرکيم کؤچ اولدو حق اونين جانوبوچار.

قاضي ياواش اچچين غولاغه هايدو سن هؤزوم يئمه، قوي بئره ماقول هؤزوم يئپيته، اوچاق سن اَککي گيلله هؤزوم کؤتورال بي سين قُويُور بُورنين ساغ تُوپلوکه [25]بي سيندق سُول توپلوکه، اوچا بئرين غئغيره يوواين اَللشمغغه .

بئره له اچچه واردولار باققا. بئره بنا ائتده هؤزوم يئمغغه، اچچه دق هؤزوم يئمغين برين کتده. اچچه کؤز آستو واغدو بئرهغه، کؤردو اونين غارنو شيش ميش طبيل وارا اوموش، ياواش قاضي هايقولو سؤزو عمل ائتده، بي گيلله هؤزوم قودو بورنونين ساغ توپلوکه، بي گيلله دق سُول توپلوکه هايدو بَسْسَر بئره يئک واراق اللشدک منيم بورنومدا هؤزوم کلي يور. اوساحات اچچه واردو ييراغدا تاق کلده، شاخلارين سؤخدو بئرين غارنه، بئرين غارنو ييرتيلده تؤکولدو يئرکه، شانگوللا مانگول بئرين غارنوندا سابباساغ [26] هوندولر تاشقار، اوللار ننلرين کؤردولر داماغلارو اولدو، اچچين دق زاوغو اولدو شانگوللا مانگولو کؤتوردوکلده اؤز هَويچَه گول دسته سه يانهِ.

 1- اَچچه: بز
2- هَو: خانه, منزل , مأوا, مسکن
3- دق داماق: شاد, خوشحال
4- کيررَده: داخل می شد وارد می شد از مصدر کیرمک (داخل شدن)
5- بئره: گرگ
6- حيشؤر: می خواهد
7- اوچاق: سپس, بعد, آنگاه
8- غئغيرگيله: کسی که صدا می زند, صدا کننده
9- ترري- ترري: زنده زنده
10- اوتدو: بلعیدن
11- کئشينده: مخفی شد
12- پُوردو: فرار کرد, در رفت
13- کُؤلچا: گوشه دریک گوشه ای
14 – ييتلده: هول داد, فشار داد
15- تيتيرورو: می لرزد
16- تُورال: بمان
17- تؤمغغه: کوبیدن
18- تاپ وتوپ: سر وصدا نمودن
19- يووا: برو
20- غازان: دیگ
21- اولودو: داد کشيد, نعره زد, غرريد
22- سِيلَق: چُس، باد معده
23- زهريقده: خشمگين شد، عصباني شد
24 - هؤزوم غيلله سه: دانه انگور، حبه انگور
25- تُوپلوکه: سوراخ بيني
26- سابباساغ: کاملاً سالم

Şangul, Mangul Gul Destesé Matalu

bi varadu bi yuğadu ellada savay héç kim yuğadu.künlerin bi künuçe bi varadu onin uç balasu varadu, bisinin atu şangul bisé mangul çu bi sédeğ gul desdesé. bu künde varradu bébança, taqça ütléredé hülonduğé şaxu harasuça ut, aqzuça suv ve memekiçe süt keliredé. hev éşkiçe türradu éşékéy çalladu. şangul, mangul ve gul destesé değ hatloğu hatloğu kellediler éşik dalé xabar alladular kimer? éşkin bu yanonda hayuradu:

şangul,mangul gul destesé
éşiké haşdin men kelmişem
aqzomça suv ketmişem
şaxomça ut ketmişem
memekimçe süt ketmişem
éşiké haçdin men kelmişem

şangul, mangul ve gul destesé değ damağ ulladular téz éşiké haçaradular. kirredé hevke ullarin suvin, utin vérredé ve ullaro emzirredé uçaq sébéğe ta yaturadular. tézde eççé varradoğé balalarin yuzunde operedé ve ullarqa tapşurrado: şangul mangul gul destesé umaqa béréh sizé allatuqa yétivege yépiğe. her kim éşéké çaldu, men hayğolu süzleré haymadu siz éşéké unin yuzé haçmain.

béré künlerin bi künu qezeblendé üz üzé haydo: şangul, mangul, guldestesé men sizé yésemkerek. u bu süzu haya-haya keldé érdé eççin hevé éşéké, bala bala boşlado éşki çalmağğa.

şangul, mangul, guldestesé değ hatğolu hatğolu keldiler éşik dalé. seslendiler kmer? béré haydo: şangul, mangul,guldestesé éşéké haşdin. balalar unin sesinde bildilerki bu çalğolu nene leré daqar, belké béréré hişür ullaru allatoqa. béré mavlağ yalvardu ki men sizin neneyizem éşiké haçdin.

amma ullar éşéké haçmadolar, béré hişedé éşéké sipiğe amma u sahat kürdé eççé keliyür. béré tezdé bi haqaç daluça berkindé, küriége eççé éşéké neber haçür.

bu bud qalta sizke xabar vérdim eççéde. u keldé bena étdé éşéké tümekge haydo:

şangul, mangul gul destesé
éşiké haşdin men kelmişem
aqzomça suv ketmişem
şaxomça ut ketmişem
memekimçe süt ketmişem
éşiké haçdin men kelmişem

şangul, mangul ve gul destesé değ oyné oyné keldiler éşéké haşdolar eççé kirdé hevke. kündeké vara ullaro, suvladu, emzirdé ve utlado, bi haz ullarla uyan bu yanda danoş dolar ve balalar éşik çalqolu macerasin neneleré haydolar. eççé haydo u xaén béré miş,uça balalarin yuzonde opdé hende vardu utlamağğa.

témé sizke béréde xabar vérdim . u eççin sözlerin ürgendikinde süre.

Bi haz küzledé uçaq haqaç dibinde hundo yavaş-yavaş keldé boşlado eççé éşkin çalmağğa. oğlağlar oyné-oyné keldiler éşik dalé xabar aldolar: Kimer? béré sesin eççé sesé oxşado haydo:

Şangul, mangul, gul destesé!
éşiké haşdin men kelmişem
ağzomça suv ketmişem
şaxomça ut ketmişem
memekimçe süt ketmişem
éşiké haçdin men kelmişem

Balalar monaq bildiler ké, bullaro qéğırgilé neneleriré. celd éşéké haşdolar. béré eman vérmedé u sahat, şangulla mangulu tirri-tirri yédé otdu qarné. gul destesédeğ qorquda tezdé bi mav astuça kéşindé.

béré mavlağ haqrado u nu bulmado. eççin qorqusunda hevde taşqar hundo purdo vardo. gul destesé bi külça kizzin hidé bena étdé heğlemeğğe. şamçağu eççé utlamağda hulondu keldé mavlağ éşéké çaldo, una cavab vérgilé omado. eççé éşki yiteledé kürdo éşik haçuğar, kirdé içger kürdu şangulla mangul yuğ amma gul destesé külça kizzin himiş qorquda titirur, xabar aldo bes şangulla mangul qano?

gul deste elqudo heqlameğğe. avunduğonda süre ehvalato nenesé danoşdo . eççé hirslendé haydo: havul, menimké béréle qalta, sen éşki ürtu hevçe türal. béréke kürsetim bala yémek neber olur, uça yolqa tüşdu mavlağ vardu érdé bi dam üste. bana étdé hadağlarin yérke tüdumeğğe. içgerde ses keldé: bu kimer dam üstuçe tappu-tup étür eççé hydu: balalaromu sen yémişein? Tülkü haydo: na, men yémetiğem yuva bérde sürağé.

eççé vardo hundo bérin damonin üsté. bu vaxt bérédeğ bi qazan aş qomuşdu, hüçağın üsté bişiriredé. eççé damın üstuçe boşlado hadağin yérke tümekge. uçaq béré uluduo haydo:

u kimer dam üstüçe,
tapu-tup étür şam üstüçe?
aşumu şur étüru,
küzumu kür étüru?

Eççé cavab vérdé:

men eççissem, men eççissem
aşino şür étürom
küziné kür étürom
sen yéméşeyn, şangulum?
sen yéméşeyn mangulum?

béré tişlerin qirçiledé cavab vérdé: belé-belé men yéméşem şangulin men yéméşem mangulin sené değ bi kün yésem kerek. yuva bud tüz étme. eççé haydo: eger cürgetin var hunek taşğar varağ qazi yané.

Uçaq sene néşan vérdim bala yémek neber ulur. monu haydo uça ekki sédeğ yolqa tüşdo keldiler qazi yané.

qazi haydo: yuvain sébéh yékein. sébéh tézde eççé bi buxça fetir kütürdu, bérédeğ bi kiseké pissileğ tüldardo hadu çiné vardolar qazi yané. qazi avval eççin buxçasin haçdu fetirleré kürdo zavqu oldu. uçaq béré tofasin ağzin haşdo pissileğ yélé bide qazin seğğelinin bi tefefin yétdé. qazi zehriğdé haydo:

ekkizdeğ yuvain baqğa oqqadur hüzüm yépidin ta bornizda hüzüm gillesé yékelte uçaq bi birle elleştin her kim küç oldu heğ unin canubuçar.

qazi yavaş eççin qolağé haydo: sen hüzüm yéme qoy béré maqol hüzüm yépite uçaq sen ekki gille hüzüm kütürel bisin qoyür bornin sağ tüpluké bisindeğ sul tüpluké uça bérin qéğré yuvain elleşmeğğe.

béréle eççé vardolar baqğa béré bena étdé hüzüm yémeğğe eççédeğ hüzüm yémekin berin ketdé. eççé küz astu vağaradu béréke kürdo unin qarnu şişmiş,tebil vara omoş. yavaş qazi hayqolu süzü emel étdé, bi gille hüzüm qodu burnonin sağ tüpluké bi gilledğe sol tüplike haydu béré besser yék varağ elleşdek menim burnomda hüzüm keliyür. ullar keldiler qazi yané. qazi ullarqa fermané elleşmek vérdé.

eççé vardo yirağda taq keldé şaxlarin suxdu bérin qarné bérin qarno yirtildé tüküldu yérke, şanglla mangul bérin qarnonda sabbasağ hündular, ullar nenelerin kürduler damağlaro oldu. eççindeğ zavğu oldu, şangulla mangulu kütürdé keldé üz heviçe guldestesé yané.

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.