Friday, May 6, 2016

اردوغان ريشه‌ي سکولاريسم در ترکيه را خشکاند





بين سالهاي ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٦ اردوغان (اکنون آشکار شده است که بنا به تقيه) به عنوان يک دمکرات و لائيک عمل کرد. اين دوره، اوج شکوفائي و جهش ترکيه در دهه‌هاي گذشته بود و براي ترکيه اعتبار بسيار بالائي در منطقه و جهان و در اين ميان خلق ترک ساکن در ايران ببار آورد.

پس از آن اردوغان در چند مرحله، ٢٠٠٦، ٢٠٠٩، ٢٠١١ و نهايتا ٢٠١٣ به موازات تثبيت و مستحکم کردن پايه‌هاي اقتدار سياسي‌اش گام به گام به دمکراسي ليبرالي و لائيسيسم پشت کرد، به مشي توتاليتر و ايدئولوژي اسلاميسم گذشته‌ي خود و آجنداي اسلامي-سني کردن دولت و جامعه‌ي ترکيه روي آورد و ريشه‌ي سکولاريسم در ترکيه را خشکاند. گفته‌هاي وي در برابر اعمالش رنگ مي‌بازند.

ادامه‌ي حاکميت اردوغان بعد از اين نه تنها تهديدي براي نظام لائيک و دمکراسي ليبرال در ترکيه است، بلکه قطعا به تجزيه‌ي ترکيه نيز منجر خواهد شد. حاکميت اردوغان به عنوان يک اسلاميست توتاليتر، باري گران بر دوش ترکيه است و از اين به بعد به جز ضرر از همه جهت و در سطوح بيشمار، کوچکترين نفعي براي ترکيه ندارد.

ادامه‌ي حاکميت اسلاميستها به رهبري اردوغان همچنين در منطقه باعث ناديده گرفته شدن بيش از پيش حقوق ترکهاي سوريه، عراق و جمهوري آزربايجان (اشغال قره باغ) از سوي جامعه‌ي جهاني خواهد شد و براي منافع ملي خلق ترک ساکن در ايران هم تماما زيان‌آور است...

اسلاميستها نوعا تقيد و اعتقادي به ارزشهاي جهان‌شمول دمکراسي ليبرالي، سکولاريسم، حقوق بشر، برابري زنان و ... ندارند. به همين سبب سياستهاي اسلاميستي اردوغان و کلا اقتدار اسلاميستها - اخوانيستها در ترکيه در درازمدت منجر به ايزوله شدن بيشتر ترکيه از جهان مدرن و اروپا و هم چنين دنياي تورکيک خواهد شد و در نتيجه به ضرر اين کشور و کل منطقه و در اين ميان ملت ترک ساکن در ايران است.

رابطه‌ي دولت ترکيه تحت حاکميت اردوغان با دين اسلام را نمي‌توان به صورت کاربرد مذهب از سوي دولت توصيف کرد. استفاده از عامل مذهب توسط دولت يک چيز است (هر چند حتي همين هم با ماهيت دولت سکولار در تضاد است)، تبديل گام به گام جامعه و دولت به يک دولت اسلامي و شريعت چيز ديگري. آنچه در سالهاي اخير بويژه پس از ٢٠١١ در ترکيه‌ي تحت رهبري اردوغان در حال وقوع است اين دومي است.

ما ملت ترک ساکن در ايران بايد هميشه و صراحتا از يک ترکيه‌ي کاملا سکولار که علنا بخشي از اروپا- محور ترانس‌آتلانتيک است حمايت کنيم. منافع ملي درازمدت ما اين را حکم مي‌کند.

تحقق پتانسيل معظم ترکيه براي تاثيرگزاري و نفوذ در جهان اسلام و تورکيک، با اسلامي کردن جامعه و دولت ترکيه ممکن نيست. اين امر تنها در صورتي ميسر است که ترکيه بخشي از غرب و محور ترانس‌آتلانتيک باشد. ترکيه با يک دولت اسلامي توتاليتر آنهم مدل خاورميانه‌اي هيچ جاذبه‌اي براي ترکهاي ساکن در ايران، جهان تورکيک، دنياي اسلام و شرق ندارد.

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.