Monday, July 29, 2024

مخالفت نهادهای نظام با معاونت اولی سیاست‌مدار تورک اورمویی علی عبدالعلی‌زاده، در دولت پزشکیان

 

مخالفت نهادهای نظام با معاونت اولی سیاست‌مدار تورک اورمویی علی عبدالعلی‌زاده، در دولت پزشکیان

 

İran rejimi, Pezeşkiyan’ın cumhurbaşkanı başyardımcısı olarak seçtiği Türk ve Türkçü siyasetçi Urmulu Ebdülelizade’yi veto etti.

 

The Iranian regime vetoed Urmian Abdel-Elizadeh, a Turkish and Turkist politician whom Pezeshkian had chosen to be his first Vice President.

 

در جلسه‌ی هفته‌ی گذشته شورای راهبری دولت پزشکیان، اعضاء معاون اولی علی عبدالعلی‌زاده را تصویب کردند و پزشکیان هم این تصمیم را تایید کرد. سیاست‌مدار و تکنوکرات تورک علی عبدالعلی‌زاده اهل اورمو و رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان، مخالف جدی مساوی دانستن مفاهیم ایران-ایرانی و فارس، مدافع سرسخت رفع تبعیضات قومیتی رسمی و دولتی در ایران، و آغاز به تدریس و تحصیل به زبان تورکی در مدارس است. به همین سبب شدیدا منفور گروه‌های قومیت‌گرای افراطی فارس و پان‌ایرانیست‌ها که او را در زمانی که استاندار آزربایجان شرقی بود «تورک‌چی» و اکنون «پان‌تورکیست» می‌نامند است.  بعد از تصویب عبدالعلی‌زاده، پزشکیان اقدام به هماهنگی‌های لازم با نهادهای حکومتی برای صدور حکم او کرد. اما این نهادها که همه تحت کونترول مقامات فارس و فارسستانی با تمایلات قومیت‌گرایی افراطی فارسی و تورک‌ستیز هستند، با انتخاب عبدالعلی‌زاده مخالفت کردند. بدین ترتیب محمدرضا عارف سیاست‌مدار فارس که گزینه‌ی دوم معاون اولی بود با تحمیل و تائید نهادهای حکومتی به معاون اولی دولت چهاردهم‌ رسید.

از سخنان علی عبدالعلی زاده اورمویی:

در ایران آزادی زبان‌های مادری نه‌داریم. آموزش به زبان مادری مطابق با قانون اساسی است و ضرورت دارد. شخصیت ایرانی برآیند رنگین کمان شخصیت اقوام ایرانی است. برآیند موسیقی اقوام ایرانی، موسیقی ایران را شکل می‌دهد، ....

Sunday, July 28, 2024

تشکیل جرگه‌های (حلقه‌های) اجرای اصل ١٥ قانون اساسی (دائر بر تدریس زبان مادری در مدارس) در تمام شهرستان‌های کشور

 

تشکیل جرگه‌های (حلقه‌های) شهرستانی اجرای اصل ١٥ قانون اساسی (دائر بر تدریس زبان مادری در مدارس) در سراسر کشور


امروز مسعود پزشکیان رسما به عنوان رئیس جمهور آغاز به کار کرد. پزشکیان در درجه‌ی اول با رای مردم تورک و دیگر ملل غیر فارس ساکن در ایران با هدف رفع تبعیضات دولتی و سیستماتیک قومیتی و اعتقادی و جنسیتی و اقتصادی و منطقه‌ای، و مهار کردن مقام‌ها و شخصیت‌های دارای تمایلات ناسیونالیستی افراطی فارسی و ایرانشهری، آغاز تعلیم و تعلم در مدارس به زبان تورکی و دیگر زبان‌های ملی در سراسر کشور، ....، و قسما رای مردمانی که خواهان بدتر نه‌شدن اوضاع بودند انتخاب شد.

پزشکیان نه نامزد اصلاح طلبان و نه نامزد نظام بود. خود او با زبانی دیپلوماتیک بارها بیان کرده که اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به معنی مصطلح نیست و این که دخالت مستقیم خامنه‌ای باعث شد که او در این انتخابات – که وی قبلا بارها به عدم دموکراتیک بودن آن اعتراض کرده بود - شرکت داده شود. این هر دو صحیح است، زیرا پزشکیان نامزد جریان «هویت‌طلبی – عدالت‌جویی – آزادی‌خواهی اقوام و ملل» و یا «نیروی سوم» در صحنه‌ی سیاسی ایران بود. از منظر «مجادله‌ی ملی تورک» نیز، «پدیده‌ی پزشکیان» (شامل دو فاز «تاسیس فراکسیون تورک در مجلس شورا» و اینک «ریاست جمهوری» او)، پس از پدیده‌ی جمشید خان سوباتای‌لی افشار اورمولو – مجدالسلطنه و تاسیس «دولت بیرلیک» توسط او، مهم‌ترین حادثه و نقطه‌ی عطف در تاریخ ملی تورک در دوران معاصر است.

جریانات سیاسی فارس موسوم به اصلاح‌طلب اعم از اسلام‌گرا (اغلب در داخل کشور) و سکولار (اغلب در خارج کشور)، سعی در مصادره‌ی پزشکیان و تقدیم او به صورت فردی منسوب به جریان اصلاح‌طلبی دارند. آن‌ها به همراه دیگر جریانات اسلام‌گرای دخیل و سهیم در حاکمیت (اصول‌گرایان، پایداری، ....)، هم‌چنین اوپوزیسیون سکولار و برانداز و ... فارس در خارج و دولت‌های غربی هنوز اسیر ذهنیات صلیبی و پان‌ایرانیست‌پرستی و فارس‌زده‌گی و تورک‌هراسی هستند. به همین سبب آگاهانه و یک صدا جوهر پدیده‌ی پزشکیان یعنی مبارزه با تبعیضات قومیتی و اعتقادی و جنسیتی و اقتصادی و منطقه‌ای و مهار قومیت‌گرایی افراطی فارسی و ایرانش‌هری حاکم بر مقامات و دولت ایران را مخفی کرده و تلاش می‌کنند تا پزشکیان موضوع تبعیض قومیتی و .... را، داوطلبانه و یا به زور، مسکوت به‌گذارد و مختومه اعلام کند.

در چنین شرایطی واجب است که مردم تورک و دیگر ملت‌های ساکن در ایران هم، با پایان یافتن موفقیت‌آمیز دور اول  مجادله‌ی پزشکیان (نامزدی او برای ریاست جمهوری) وارد مرحله‌ی دوم این مجادله (پس از تنفیذ او به عنوان رئیس جمهور) شوند و خود و اقدامات و تدبیرها و استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایشان را با این مرحله‌ی جدید انطباق دهند.

ملت‌های غیر فارس، ایضا قومیت‌گرایان افراطی فارس هر دو کاملا متوجه هستند که تدریس زبان تورکی و دیگر زبان‌های ملی غیر فارسی و آموزش با آن زبان‌ها در مدارس، در مرکز مجادله بر علیه تبعیضات قومیتی و قومیت‌گرایی افراطی فارسی در ایران قرار دارد. به همین سبب است که پزشکیان با در جریان انتخابات ریاست جمهوری، با صدور بیانیه‌ای «کومیته‌ی اصل ۱۵ ستاد مردمی دوکتور مسعود پزشکیان در سراسر کشور» را تاسیس کرد (متن این بیانیه در آخر این مقاله ضمیمه است).

تمام طیف‌های قومیت‌گرای افراطی فارس (اصول‌گرا، پایداری، اصلاح‌طلب، اوپوزیسیون سکولار و برانداز و مشروطه‌طلب و ....) به طور هماهنگ کارزاری بسیار گسترده به منظور جلوگیری از مساله‌ی اجرایی شدن اصل ١٥ قانون اساسی ناظر به تدریس زبان‌های غیر فارسی در مدارس و در نطفه خفه کردن این اومید و به فراموشی سپردن آن را آغاز کرده‌اند[1]. این کارزار صرفا از ابزارهای نرم تبلیغات و ... استفاده نه‌می‌کند و به اقدامات سخت افزاری هم دست می‌زند. چنانچه نشست «اجرای اصل پانزده و تحکیم وحدت ملی» که قرار بود با سخنرانی جمعی از اساتید و روزنامه‌نگاران تورک در تهران برگزار شود از سوی نیروهای امنیتی لغو شد.

با این وصف، مردم تورک و دیگر ملل غیر فارس ساکن در ایران، با تمام قوا و به طور متشکل و پیگیر و با استفاده از تمام امکانات و روش‌های مدنی و فرهنگی و سیاسی و با صدای بلند می‌بایست از پزشکیان برای متحقق کردن رفورم‌ها و اصلاحات دموکراتیکش، از جمله اجرایی کردن اصل پانزده قانون اساسی حمایت کنند و به همان اندازه به سنگ‌اندازی‌ها و ممانعت‌ها و قانون‌شکنی‌ها نهادها و مقامات فارس‌گرای افراطی برای جلوگیری از تحصیل به زبان‌های غیر فارسی در مدارس اعتراض کرده آن‌ها را خنثی کنند.

در این استقامت معقول است در ادامه‌ی «کومیته اصل ۱۵ ستاد مردمی دوکتور مسعود پزشکیان در سراسر کشور» دوران مبارزات انتخاباتی، اکنون در دوره‌ی ریاست جمهوری هم در تمام شهرستان‌های کشور، «جرگه‌ها و یا حلقه‌های شهرستانی برای اجرای اصل ١٥» تشکیل شود. وظیفه‌ی این جرگه‌ها و حلقه‌های مردمی آماده کردن شرایط و مقدمات لازم برای تحصیل به زبان‌های غیر فارسی در مدارس شهرستان (مشخص کردن پراکنده‌گی زبان‌ها و جمعیت ملت و زبان مربوطه در هر شهر و روستای آن شهرستان، ...)، تبلیغات و آگاهی‌دهی به مردم و مقامات محلی در این باره و زنده نگاه داشتن این مطالبه، و هم‌چنین مشخص کردن موانع و مخصوصا افشاگری در باره‌ی مقاماتی که از سر دشمنی با ملل غیر فارس از اجرایی شدن اصل ١٥ قانون اساسی و آغاز تحصیل به زبان مادری جلوگیری می‌کنند است. همچنین مجموعه‌ی این جرگه‌ها و یا حلقه‌های شهرستانی اجرای اصل ١٥، با گرد هم آمدن، می‌توانند یک ستاد مرکزی در تهران تاسیس کنند که اقدامات و فعالیت‌های جرگه‌ها و یا حلقه‌های شهرستانی را هماهنگ کرده و به عنوان یک نهاد مردمی پشتیبان اقدامات ریاست جمهوری (پزشکیان) در این عرصه عمل کند.

پ.س.: مفید است که جرگه‌ها و حلقه‌ی های مشابهی در مقیاس شهرستانی برای مشخص کردن و بازگرداندن اسامی تاریخی و اصیل جوغرافیایی، از جمله نام‌های تورکی که در دوره‌های پهلوی اول و دوم و جمهوری اسلامی به فارسی تغییر داده شده‌اند، هم‌چنین مبارزه با ممنوعیت نام‌گذاری‌های جدید اشخاص و اماکن به زبان تورکی و دیگر زبان‌های غیر فارسی که هر دو همچنان ادامه دارند تشکیل شوند.

برای مطالعه‌ی بیشتر:

مسعود پزشکیان نامزد ریاست جمهوری: من تورک هستم. پدرم تورک، مادرم هم تورک است. و قطعیاً به تورک بودنم افتخار می‌کنم.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_17.html

ارتباط رای به پزشکیان با تعدد قومیتی و مطالبات و انتظارات و رفتارهای سیاسی ملت‌های غیر فارس

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post_4.html

آفرین بر پزشکیان که هنوز به ریاست جمهوری نه‌رسیده، شروع به احقاق حقوق ملّت تورک کَرد!

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post_3.html

پیروزی پزشکیان در اکثریت استان‌های مناطق ملی تورک (تورک‌ایلی، آفشاریورت) و دیگر مناطق ملی (بلوچستان، تورکمن‌یورت، لورستان، گیلان، کوردستان)، و پیروزی جلیلی در استان‌های فارسستان و مازندران

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_94.html

دور دوم انتخابات: رقابت مناطق ملی غیر فارس با منطقه‌ی ملی فارس (فارسستان) و تثبیت هویت‌طلبی – عدالت‌جویی – آزادی‌خواهی ملل به ‌عنوان نیروی سوم در صحنه‌ی سیاسی ایران

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post_9.html

زنده باد اورمو، و خوش‌خدمتی مجدد مانقورت‌ها به پان‌ایرانیسم فارسی و توسعه‌طلبی کوردی

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/blog-post_30.html

مسعود پزشکیان، کاندیدای تورک ریاست جمهوری - ما حقوق انسان‌ها را نادیده می‌گیریم، زنان جامعه و اقوام را در جامعه بازی نه‌می‌دهیم.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post.html

رئیس جمهور تورک پزشکیان: این بی‌عدالتی است که باعث می‌شود من صدایم در می‌آید. اگر صدایم در نیاید یعنی زنده نیستم.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post_6.html

تشکیل جرگه‌های (حلقه‌های) اجرای اصل ١٥ قانون اساسی (دائر بر تدریس زبان مادری در مدارس) در تمام شهرستان‌های کشور

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/blog-post_28.html

Pezeşkiyan adındaki -iyan eki, ve soyadlardaki -an/-yan/-iyan ekinin kökeni üzerine

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/pezeskiyann-soyadndaki-iyan-eki.html

Türkiye, Azerbaycan, Türkmenistan ve öteki Türkik devletler, Pezeşkiyan’ın iktidarına tam destek vermelidirler.

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/turkiye-ve-turkik-devletler-pezeskiyann.html

Türklüyü yücelten çağdaş liderler

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/turkluyu-yucelten-cagdas-liderler.html

Pezeşkiyan’ın “Ben Azerbaycanlıyım” dediyi yalanını yayanlar, ona “Azerbaycan Türkü” kimliyini dayatanlar

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/07/pezeskiyann-ben-azerbaycanlym-dediyi.html

مطالبه‌ی حق یا تجزیه‌طلبی؟یوسف پزشکیانYousef Pezeshkian

https://sozumuz1.blogspot.com/2024/06/yousef-pezeshkian.html

ضمیمه: بیانیه کمیته اصل ۱۵ ستاد مردمی دکتر مسعود پزشکیان در سراسر کشور

بیانیه اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ / اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ ترديد خداوند داناى آگاه است (سوره حجرات آیه۱۳)

قانون اساسی میثاقی است که ملت را به مثابه یک روح واحد در پیکر ایران ممکن کرده است اما فراموش نکنیم که این میثاق بواسطه تک تک بندهایش بهم‌ پیوسته‌ و معنا پیدا کرده است. رسیدن به وضعیتی عادلانه تنها با تحقق این میثاق میسر خواهد شد. امروز بسیاری از نارضایتی‌ها به واسطه کم‌ کاری در اجرای برخی از اصول قانون اساسی علی‌الخصوص حقوق ملت است.

احیای اصل ۱۵ قانون اساسی و تحقق تدریس زبان‌های مادری در مدارس، پس از چهل و پنج سال می‌تواند به تعمیق وحدت کشور کمک شایانی بنماید و این امکان را به ما ایرانیان بدهد که از این حس اجحاف یا بی‌عدالتی و یا حتی این حس که برخی “کمتر ایرانی” هستند رها شویم. روح انقلاب که در این اصل قانون اساسی رخ می‌نماید، مبتنی بر سه ایده کلیدی آزادی و عدالت و برادری و ذیل اصل توحید منجر به تولد جمهوریِ اسلامی در ایران شد که تنوع و تکثر اجتماعات انسانی را به تبعیت از قرآن امری برای “لتعارفوا” می‌دید اما برخی کژ‌سلیقگی‌ها ما را در معرض “لتعارضوا” قرار می‌دهد. بنابراین شاید زمان آن فرا رسیده است که توصیه قرآنی “لتعارفوا” را سرلوحه سیاستگذاری‌های فرهنگی خویش قرار دهیم و جمهوری اسلامی ایران را با اتکاء به روح قانون اساسی و تکریم بند بند میثاق جمعی آن استحکام ببخشیم.

میثاق ملی ما بازنماینده روح مبارزات مردمی ملت ما در دوران سلطنت پهلوی است و در این میان اصل پانزدهم آن ناظر بر نفی سیاست‌های یکسان‌ساز فرهنگی پهلوی اول و دوم است. ذیل این اصل است که مبارزات مردم ایران علیه سیاست‌های تبعیض‌آمیز و تفرقه‌افکن دوران سلطنت پهلوی به رسمیت شناخته شده است. لذا اجرای این اصل در راستای روح حاکم بر انقلاب اسلامی است و می‌تواند مانع از مصادره انقلاب توسط کسانی شود که در لباسی تازه سیاست‌های کهنه پهلوی را پیگیری می‌کنند.

در راستای اجرای این اصل معطل قانون اساسی، می‌توان با بهره‌مندی از نظر کارشناسان و تجارب جهانی، امکان آموزش زبان‌های مادری در گستره ملی را فراهم کرد. خواهیم کوشید تا با اجرای اصل پانزده میثاق ملی، زمینه حفظ زبان‌های مادری موجود در کشور را فراهم کرده و به تقویت اتحاد ملی و توسعه پایدار بپردازیم.

۱۳ تیر ۱۴۰۳ کمیته اصل ۱۵ ستاد مردمی دکتر مسعود پزشکیان در سراسر کشور


[1] لغو یکی دیگر از نشست های هواداران پزشکیان از سوی نیروهای امنیتی: نشست «اجرای اصل پانزده و تحکیم وحدت ملی» که قرار بود با سخنرانی جمعی از اساتید و روزنامه نگاران تورک برگزار شود از سوی نیروهای امنیتی لغو شد. این نشست قرار بود امروز در تهران و با حضور و سخنرانی سید جوادی میری، علیرضا ارشادی فر، بهرام جوادی و میثم قهوه‌چیان برگزار شود که چند ساعت مانده به مراسم از سوی نیروهای امنیتی لغو شد.

Friday, July 12, 2024

Türkiye, Azerbaycan, Türkmenistan ve öteki Türkik devletler, Pezeşkiyan’ın iktidarına tam destek vermelidirler.

TÜRKİYE, AZERBAYCAN, TÜRKMENİSTAN VE ÖTEKİ TÜRKİK DEVLETLER, PEZEŞKİYAN’IN İKTİDARINA TAM DESTEK VERMELİDİRLER.

 

TÜRKIYE, AZERBAIJAN, TURKMENISTAN AND OTHER TURKIC STATES SHOULD PROVIDE FULL SUPPORT TO PEZEŞKIAN'S GOVERNMENT.

 

MÉHRAN BAHARLI

mehranbahari1@yahoo.com

 

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=100016259447627

 

İngiltere’nin 1925te Türk Kacar devletini yıktıktan sonra yerine kurduğu modern İran devleti (Pehlevi Şahlığı, İslam Cumhuriyeti), milli tipoloji bakımından bir Fars devletidir. Bu Fars devleti kurulduğu günden beri ülke içinde Türk Dilsel Ve Etnik Soykırımı Siyaseti’ni benimsemiş ve uygulamış, bölgede ise Türkik devletleri ve topluluklarının milli çıkarlarına, Haçlı zihniyetli Batı devletlerle uyum içinde, hep karşı hareket etmiştir.

Seçimlerde katılımın sürekli düşmesi ve ABD-İsrail’in yükselen saldırma ihtimaline karşı, Fars Şii Molla Sınıfı İran halklarını sandık başına çekmek ve böylece dibe vuran meşruiyetini artırmak için, sistem dışı dindar ancak Türklük bilincli bir Türk, ve Batı Azerbaycanın merkezi Urmu kentinden olan Pezeşkiyan’ın aday olmasına izin verdi.

Ancak plan, Pezeşkiyan’ın kazanmaması ve derin devletin desteklediyi Fars adayı Celili’nin kazanmasıydı. Oysa Türk ve başka Fars olmayan halkların farklı bir hesabı vardı. Türk halkı ile birlikte Arap, Türkmen, Lor, Kürt, Beluç ve Gilek halkları, ve de Sünniler ile Aleviler Pezeşkiyan’a oy verdiler ve derin devletin planını çökerttiler.

Şimdi yüz yıldan sonra ilk kez, İran devletinin yasa, kural ve tabularını hiçe sayarak kendisinin Türk olduğunu ve bununla da gurur duyduğunu söyleyen; İran devletinin Türklere, başka Fars olmayan halklara, Şii olmayan gruplara ve kadınlara karşı ayrımcılık yaptığını açıkça ve resmen bildiren; Türk halkının Türkçe eyitim görmesi gerektiyi dahil Fars ve Şii olmayanların milli, dilsel ve inançsal haklarını savunan; ... biri İran’ın Cumhurbaşkanıdır.

İran’da Cumhurbaşkanının yetkileri kısıtlıdır, ancak Pezeşkiyan’ın kazanması tek başına bile dönüm noktasıdır. Zira çoğunluğu oluşturan Türk halkı ve başka Fars olmayan halkların lehine, azınlık Farsların hakim olduğu İran devletinin tepesinde[1] kolay kolay kapanmayacak, tersine bundan sonra sürekli büyüyüp derinleşecek kocaman bir deşik ve yarık açtı.

Pezeşkiyan’ın kazanmasından Paniranistler, Fars milliyetçiler, Şii köktendinciler, Kürt milliyetçiler ve terör gurupları, Ermenistan, Fıransa, öteki Haçlı kafalı Batı devletleri ile İsrail aşırıcıları son derece rahatsızdırlar. Bu nedenle Batı devletlerinin hiç biri Pezeşkiyan’a kazanması için kutlama mesajı gönermedi. Oysa bir Fars veya Kürt kazansaydı, Batıdan kutlama mesajları ardı ardınca yağardı.

Ortak paydası Türk düşmanlığı olan bu güç merkezlerinin amacı, Fars Şii Molla rejimi çökerse yerine, Irak ve Suriye’de yaptıkları gibi, Seküler bir Fars – Kürt devleti kurma; çökmez ise İran İslam Cumhuriyeti’nin Farsların tekeli ve kontrölünde kalarak ılımlılaşması, ve her iki durumda da görece çoğunluğu oluşturan Türk halkını bütün siyasi süreçlerden dışlayarak, Kıbrıs’ta yaptıkları gibi, hiç bir şekilde merkezde iktidara ortak olmamasını sağlamaktır.

Bu anti Türk iç ve dış güç odakları, azl edilmezse veya öldürülmezse bile, Pezeşkiyan’ın özellikle Türk halkı ile ilgili istediyi reformları gerçekleştirmesine izin vermeyecek, Türk ve başka Fars olmayan halklar nezdinde ve Türkik dünyasındaki desteyini yok etmek için onu durmadan karalayacak ve artarak şahsiyet terörü yapacak, kadın hakları ve genel demokratikleşmeyle ilgili yapmak istediyi reformları engelleyecek, ve kendisini yetkisiz ve etkisiz bir figürana dönüştürmeye çalışacaklardır.

Tam buna göre İran’a komşu olan Türkiye, Azerbaycan ve Türkmenistan devletleri başta olmak üzere bütün Türkik devletleri, ele geçen bu tarihi fırsatı iyi ve acilen deyerlendirmeli, Pezeşkiyan’a tam destek vermeli, kendisini siyasi komplolara karşı (azl edilme, sivil ve askeri darbe, öldürülme, vs.) korumalıdırlar.

Genel bir ilke olarak, Haçlı Batı’nın her zaman İran’daki Farsları desteklemesine karşın, Türkik devletler de, Osmanlının son derece doğru ve uzak görüşlü siyasetinin devamında, her zaman İran’da Türk halkının güç kazanmasına çalışmalı ve Türklük bilincinde olan Türklerin siyasi iktidarda pay almalarını sağlamalıdırlar. Bu siyasetin benimsenmesi, İran’da yaşayan Türk halkının olduğu kadar, bu ülkelerin kendi milli çıkarlarının da gereyidir.

Bu doğrultuda Türkiye, Azerbaycan ve Türkmenistan başta olmak üzere Türkik devletleri, Cumhurbaşkanı Pezeşkiyan olan İranla ilişkilerini hızla geliştirmeli, bunun nedeninin Pezeşkiyan gibi Türklük bilincinde ve Türk dostu bir Türk’ün iktidarda olması olduğunu ve işlerin hep bu minvalde olması gerektiyini İran yönetiminin ve halkının anlamasını sağlamalıdırlar.

Türkik devletler, Pezeşkiyan’ın kadın hakları, dini ve dilsel azınlıklar ve benzeri alanlarda yaptığı genel demokratik reformları da desteklemeli ve yapılan her reformdan memnuniyetlerini resmi olarak bildirmelidirler. Bu da, Türkiye ve Azerbaycan devletlerinin İranlılar nezdinde imajlarının iyileşmesine yardımcı olacaktır.

Bundan sonra da ilişkilerin daha da geliştirilmesini Pezeşkiyan’ın istediyi reformlarını (İran’da yaşayan Türk halkının okullarda Türkce eyitim görmesi, Türkçe isimlere koyulmuş yasakların kaldırılması, Türk Dil Kurumu’nun açılması, vb.) gerçekleştirmesine izin verilmesine koşutlandırmalıdırlar.

Ayrıca Türkiye ve Azerbaycan devletleri, Pezeşkiyan’ı İran devletinin Batı Azerbaycan ostanı’nı Kürdüstanlaştırma ve burasını PKK üsüne çevirme istiratejik siyasetini durdurmaya, İran’ı (Rusya ve Çinle birlikte) Türk devletleri Teşkilatı’na gözlemci üye yapmaya, Türkiye ve Azerbaycan ile Türkmenistan’da üniversitelerde var olan her bir Fars dili ve edebiyatı bölümü ve departmanına karşılık bu ülkelerin de İran’da Türk ve Türkmen dilleri ve edebiyatları bölümleri ve departmanlarının açılmasına izin verilmesine vs.ye teşvik etmeli ve cesaretlendirmelidirler. 


[1] Bilinenin tersine İran’ın dini lideri Hamneyi’nin ne “Doğumdan Milliyeti” (anne ve babası yoluyla) ne de “Gönüllü Milliyeti” (kendisinin benimsediyi milliyet) Türk deyildir. Onun annesi Fars ve atası Türk, bunların her ikisinin soyu ise Irak kökenli Arap’tır. Ancak Hamneyi’nin Gönüllü Milliyeti ve milli kimliyi Fars’tır ve Farsça’yı kendisinin ve İran’ın milli dili biliyor. Oysa Pezeşkiyan’ın hem “Doğumdan Milliyeti” Türk’tür (atası ve anası her ikisi Türktürler), hem de “Gönüllü Milliyeti” Türk’tür (kendini Türk bilir ve Farsça onun için sadece İranın resmi dilidir).

TÜRKIYE, AZERBAIJAN, TURKMENISTAN AND OTHER TURKIC STATES SHOULD PROVIDE FULL SUPPORT TO PEZEŞKIAN'S GOVERNMENT.

The modern Iranian state (Pahlavi kingdom, Islamic Republic), established by Britain after toppling the Turkish Qajar state in 1925, is a Persian state in terms of national typology. Throughout its history, this Persian state has adopted and implemented a Turkish Linguistic and Ethnic Genocide Policy within the country. In the region, the Persian State has consistently acted against the national interests of Turkic states and communities, in coordination with Western states that have a Crusader mindset.

With the constant decline in participation in the elections and the increasing possibility of US-Israeli attack, the Persian Shiite Mullah Clergy allowed Pezeshkian, an outsider pious Turk from Urmu city of West Azerbaijan province, with a strong sense of Turkish identity, to become a candidate. This was done in an effort to attract the Iranian people to the polls and boost its legitimacy, which had reached an all-time low.

However, the plan was for Pezeshkian not to win, and for the Persian candidate Celili, supported by the state, to win. Nevertheless, Turkish and other non-Persian peoples had a different calculation. Along with the Turkish people, Arab, Turkmen, Lor, Kurdish, Baloch and Gilek peoples, as well as Sunnis and Alevis, voted for Pezeshkiyan and destroyed the plan of the deep state.

Now, for the first time in a hundred years, a person proudly declaring himself as a Turk; disregarding laws, rules and taboos clearly stating that the Iranian state discriminates against Turks, other non-Persian peoples, non-Shiites and women; defending the national, linguistic and religious rights of non-Persian and non-Shiite peoples; advocating for the Turkish people to be educated in their own Turkish language is the president of Iran.

The powers of the President in Iran are limited, but even Pezeshkian's election is a significant turning point. It has opened a significant fissure, in favor of the majority Turkish people and other non-Persian groups, at the top of the Iranian state [2], where minority Persians dominate, a crack that will not be easily closed. On the contrary, it will continue to grow and deepen from now on.

Paniranists, Persian nationalists, Shiite fundamentalists, Kurdish nationalists and terrorist groups, as well as Armenia, France, other Crusader-minded Western states and Israeli extremists are extremely disturbed by Pezeshkian's victory. None of the Western states sent a congratulatory message to Pezeshkiyan for his victory. However, if a Persian or a Kurd had won, congratulatory messages would have poured in one after the other.

The goal of these power centers, united by their animosity towards Turks, is to create a secular Persian-Kurdish state, similar to what they have established in Iraq and Syria, in case the Shiite Mullah regime collapses. And If the Islamic Republic of Iran remains intact, they seek to transform it into a moderate state still dominated by and under control of Persians. In either scenario, they will ensure that Turkish people who make up the relative majority, will be excluded from all political processes and will not share any power in the centeral government, as they have done in Cyprus.

Even if Pezeşkiyan is not dismissed or killed, these anti-Turkish internal and external power centers will not allow him to carry out the reforms he wants, especially those concerning the Turkish people. They will constantly and increasingly smear him in an attempt to destroy his support base among Turkish and other non-Persian peoples, as well as in the Turkic world. They will engage in personality terrorism, hinder the reforms he wishes to implement regarding women's rights and general democratization, and strive to render him an unauthorized and ineffective figurehead.

Therefore, all Turkic states, especially Turkey, Azerbaijan and Turkmenistan, which are neighbors to Iran, should take advantage of this historical opportunity. They should provide full support to Pezeshkiyan, and defend him against political conspiracies such as dismissal, murder, civilian and military coups.

As a general principle, just as the Crusader West always supported the Persians in Iran, the Turkic states should also continue the wise and far-sighted policy of the Ottoman Empire by striving to strengthen the Turkish people in Iran and ensuring that Turkish-conscious Turks have a share in political power. Adopting this policy is essential for the national interests of these countries and for the Turkish people living in Iran.

In this regard, the Turkic states, particularly Türkiye, Azerbaijan, and Turkmenistan, should quickly enhance their relations with Iran, whose President is Pezeshkian, They should ensure that the Iranian administration and people understand that the reason for this is because a Turk like Pezeshkian, who is conscious of Turkish identity and friendly towards Turks, is in power. It should be made clear that this should always be the case.

Turkic states should also support Pezeshkian's general democratic reforms in the areas of women's rights, religious and linguistic minorities, and similar areas. They should officially express their satisfaction with each reform. This approach will help improve the images of Türkiye and Azerbaijan in the eyes of Iranians.

From now on, they should also make it a condition for further development of relations to allow Pezeshkian to carry out the reforms he desires. This includes educating Turkish people in Turkish in schools, lifting bans on Turkish names, and opening the Turkish Language Foundation.

Furthermore, Türkiye and Azerbaijan should persuade Pezeshkian to cease Iran’s strategic policy of Kurdifying the West Azerbaijan province and stop transforming it into a PKK stronghold. Turkey, Azerbaijan and Turkmenistan must request permission to open departments of Turkish and Turkmen languages ​​and literatures departments in Iran, in exchange for each Persian language and literature department in the universities of Turkey, Azerbaijan and Turkmenistan. They should also encourage Pezeshkiyan to make Iran an observer member of the Organization of Turkic States (along with Russia and China).


[2] Contrary to popular belief, neither the " Nationality by Birth " (through his parents) of Iran's religious leader Hamneyi nor his "Voluntary Nationality" (the nationality he adopted) is Turkish. His mother is Persian, and his father is Turkish, but both have Iraqi Arab origins. However, Hamneyi's "Voluntary Nationality" and national identity is Persian. He considers Persian to be his and Iran's national language. On the other hand, Pezeşkiyan's "Nationality by Birth" is Turkish, as both his father and mother are Turkish). His " Voluntary Nationality " is also Turkish, as he identifies himself as Turkish and views the Persian language as just the official language of Iran, nothing more.

Wednesday, July 10, 2024

Türklüyü yücelten çağdaş liderler

 

URMULU CEMŞİD HAN SUBATAYLI AFŞAR MECD ÜS-SELTENE:

“TÜRKLER DÜNYANIN EN MÜHTEŞEM VE AZİMLİ MİLLETİ” - 1914

 

GAZİ MUSTAFA KEMAL PAŞA ATATÜRK:

“NE MUTLU TÜRKÜM DİYENE” – 1933

 

URMULU MESUD PEZEŞKİYAN (PUSAN):

“BEN TÜRKÜM VE TÜRKLÜYÜMLE GURUR DUYUYORUM” - 2014

Tuesday, July 9, 2024

دور دوم انتخابات: رقابت مناطق ملی غیر فارس با منطقه‌ی ملی فارس (فارسستان) و تثبیت هویت‌طلبی – عدالت‌جویی – آزادی‌خواهی ملل به ‌عنوان نیروی سوم در صحنه‌ی سیاسی ایران

 

دور دوم انتخابات: رقابت مناطق ملی غیر فارس با منطقه‌ی ملی فارس (فارسستان) و تثبیت «هویت‌طلبی – عدالت‌جویی – آزادی‌خواهی اقوام و ملل» به ‌عنوان «نیروی سوم» در صحنه‌ی سیاسی ایران 

مئهران باهارلی

مقدمه

١-طیف‌های گوناگون ملیت‌گرایان فارس موسوم به ‌ایرانی، اعم از اسلام‌گرا و سکولار و چپ و راست و پوزیسیون و اوپوزیسیون و سلطنت‌طلب و برانداز و پان‌ایرانیست و دموکرات و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و ....، در راستای استراتژی عمومیشان در نفی وجود مساله‌ی ملت‌ها در ایران و تبعیضات ملی و حاکمیت سیاسی ملت فارس بر کشور، یک صدا جنبه‌ی قومی – ملی انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران و پیروزی کاندیدای تورک مسعود پزشکیان به ‌این دلیل را انکار می‌کنند. در حالی که ‌پراکنده‌گی آرای پزشکیان و جلیلی در دور دوم (و در دور اول) انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٣، به‌ وضوح نشان داد که ‌خصلت بنیادین این انتخابات مساله‌ی قومی – ملی بود که ‌در صندوق‌های رای به ‌شکل رقابت مناطق ملی غیر فارس (تورک، لور، بلوچ، عرب، کورد، تورکمن، گیلک) با منطقه‌ی ملی فارسستان (فارس) ظاهر شد. کاندیدای تورک مسعود پزشکیان به ‌جز مازندران در تمام دیگر مناطق ملی غیر فارس شامل تورک‌ایلی، لورستان، بلوچستان، کوردستان، تورکمن‌یورت، گیلان و الاحواز (عربستان) برنده، و کاندیدای فارس سعید جلیلی صرفا در منطقه‌ی ملی فارس – فارسستان و منطقه‌ی ملی مازنی – مازندران برنده‌ی انتخابات شد.

٢-ملیت‌گرایان فارس موسوم به ‌ایرانی هم‌چنین منکر وجود ملت و یا قومی به ‌نام فارس و منطقه‌ی ملی فارس‌نشین با نام فارسستان در ایران هستند. اما انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٣، با قطعیت نشان داد که ‌در ایران هم قوم فارس و هم منطقه‌ی ملی فارس و یا فارسستان، مرکب از استان‌های خراسان رضوی، یزد، کرمان، اصفهان، فارس، بوشهر و هرمزگان و سمنان وجود دارند که ‌دارای رفتارهای ثابت سیاسی و خصلت‌های ویژه‌ی مذهبی متفاوتی در مقایسه ‌با دیگر مناطق ملی در ایران، در شکل شعور قومی – ملی فارسی با صبغه‌ی ضد تورک و تمایلات بنیادگرایانه‌ی افراطی شیعی هستند.

٣-انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٣ یک بار دیگر وجود رفتارهای سیاسی در مناطق ملی بر اساس هویت‌های قومی – ملی را تائید کرد. دلیل اصلی رای دادن تقریبا تمام مناطق ملی به‌ کاندیدای تورک پزشکیان، اظهارات و اقدامات گذشته‌ی او در اعتراض به ‌تبعیضات قومیتی و مذهبی و جنسیتی و منطقه‌ای سیستماتیک و نهادینه ‌در ایران توسط دولت این کشور بر له‌ فارس‌ها و شیعیان و افراطیون و فارسستان و مردان، بر علیه‌ غیر فارس‌ها و غیر شیعی‌ها و غیر فارسستانی‌ها و زنان و معتدل‌ها بود.

٤- یکی از نتایج تاریخی و ماندگار انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٣، تثبیت جریان «هویت‌طلبی – عدالت‌جویی – آزادی‌خواهی اقوام – ملل ساکن در ایران (و گروه‌های مذهبی و جنسیتی و منطقه‌ای غیر فارس و غیر شیعی و غیر فارسستانی) به‌ عنوان نیروی سوم (هم‌ردیف حامیان اصلی نظام و مخالفان – براندازان که‌ اساسا فارس هستند) در صحنه‌ی سیاسی این کشور است.

بررسی نتایج دور دوم در مناطق ملی

کسانی که ‌به ‌پزشکیان رای دادند را می‌توان در مناطق ملی تورک مرکب از دو دسته‌ی صاحبان شعور قومی – ملی تورک و در دیگر مناطق ملی صاحبان شعور قومی – ملی مربوط به ‌ملت خود، و طرف‌داران اصلاحات و اعتدال و مخالفین بنیادگرایان افراطی شیعی و سیاست‌های آن‌ها دانست. در طرف مقابل، عمده‌ی کسانی که ‌در منطقه‌ی ملی فارس و یا فارسستان به‌ جلیلی رای دادند افراطیون مرکب از دو دسته‌ی بنیادگرایان شیعی فارس و ناسیونالیست‌های فارس (و در منطقه‌ی ملی مازنی و یا مازندران ناسیونالیست‌های مازنی) با تمایلات ضد تورک بودند.

منطقه‌ی ملی تورک در شمال غرب: تورک‌ایلی

پزشکیان در دور دوم انتخابات به‌ جز قزوین و قوم، در ١٢ استان دیگر که‌ شامل قسمت‌هایی از منطقه‌ی ملی تورک و یا تورک‌ایلی می‌شوند (آزربایجان غربی، آزربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، گیلان، البورز، تهران، مرکزی، همدان، کوردستان، کرمانشاه، لورستان)، برنده‌ی انتخابات بود.

در استان آزربایجان غربی، پزشکیان در دور دوم هم برنده ‌بود اما رای او کاهش یافته ‌است. در حالی که ‌بیش از ٩٠٪ تورک‌های استان به‌ او رای دادند. دلیل این امر آن است که‌ در دور اول کوردهای استان آزربایجان غربی انتخابات را تحریم کرده‌ بودند، در نتیجه ‌نزدیک به ‌تمام رای‌های داده‌ شده ‌متعلق به ‌پزشکیان بود. اما در دور دوم کوردها که ‌شاهد پیروزی پزشکیان تورک در دور اول بودند به ‌منظور جلوگیری از برنده ‌شدن او، فعالانه‌ در انتخابات شرکت کردند و در مقابل پزشکیان تورک، به ‌جلیلی فارس رای دادند. زیرا تاکتیک تثبیت شده‌ی کوردها آن است که ‌در استان‌هایی که‌ دارای جمعیت تورک و کورد هستند (از جمله ‌در آزربایجان غربی، خراسان شمالی)، هم‌سو با دولت ایران رفتار کرده‌ و به ‌نماینده‌گان دولتی و ضد تورک رای می دهند. در حالی که‌ در استان‌هایی که ‌اکثریت مطلق را دارند (مانند کوردستان و کرمانشاه ‌و ایلام) در مخالفت با دولت ایران رفتار می‌کنند.

در استان‌های مرکزی و همدان در دور دوم پزشکیان برنده‌ شده ‌است. در حالی که ‌در دور اول در این دو استان جلیلی – به ‌سبب وجود جمعیت انبوه‌ فارس‌زبان در این دو استان و نزدیکی آن‌ها به‌ فارسستان که‌ باعث آسیمیلاسیون شدید تورک‌های این دو استان شده ‌- برنده‌ بود. با این وصف، برنده‌ شدن پزشکیان در دور دوم، محصول رای تورک‌های دارای شعور قومی - ملی تورک و طرف‌داران اصلاحات در این دو استان است.

در استان‌های قزوین و قوم - که‌ اولی قطعیا دارای اکثریت مطلق جمعیتی تورک است - در هر دو دوره‌ جلیلی برنده ‌شده‌ که‌ به ‌سبب وجود جمعیت انبوه ‌غیر تورک و ضعیف بودن نسبی شعور قومی – ملی تورک در میان تورکان ساکن این دو استان است. وجود تمایلات بنیادگرایی شیعی فارسی در میان اهالی استان قوم، و شاید وجود تمایلات ضد تورک در میان گروه‌های تات‌زبان استان قزوین که‌ دولت ایران هم آن را تشدید می‌کند هم، در پیروزی جلیلی موثر بوده ‌است.

منطقه‌ی ملی تورک در شمال شرق: افشاریورت

در استان خراسان شمالی در دور دوم جلیلی برنده‌ی انتخابات شده ‌است در حالی که‌ در دور اول پزشکیان برنده ‌بود. دلیل این امر آن است که ‌در دور اول صرفا تورک‌ها در انتخابات شرکت و به‌ پزشکیان رای داده ‌بودند. اما در دور دوم کوردها هم در انتخابات شرکت و به ‌منظور جلوگیری از برنده ‌شدن پزشکیان تورک به ‌رقیب فارس او جلیلی راه‌ دادند.

در استان خراسان رضوی در دور دوم پزشکیان برنده ‌شده ‌است در حالی که‌ در دور اول جلیلی برنده ‌بود. این نتیجه‌ حاصل آن است که‌ تورک‌های این استان به‌ لحاظ جمعیتی در اقلیت قرار دارند و نه‌توانسته‌ بودند در دور اول پزشکیان را برنده‌ کنند، اما در دور دوم با شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات پزشکیان برنده ‌شد.

منطقه‌ی ملی تورک در جنوب: قاشقای‌یورت

در استان فارس که ‌قسمت عمده‌ی منطقه‌ی ملی تورک قاشقای‌یورت در آن قرار دارد، در هر دو دور ‌جلیلی برنده‌ی انتخابات است. زیرا تورک‌ها در این استان به‌ اقلیت تبدیل شده‌اند و در فعل و انفعالات سیاسی این استان عامل تعیین‌کننده ‌نیستند. این وضعیت سبب دیگری است که ‌تاسیس استان قاشقایی را به ‌یک ضرورت تبدیل کرده‌ است.

منطقه‌ی ملی مازنی (تبری): مازندران

در مازندران جلیلی در هر دو دوره‌ برنده‌ی انتخابات بود. دلیل این امر احتمالا وجود تمایلات تورک‌ستیزی در میان مازنی‌ها است. قابل ذکر است که ‌مازندران موطن دو تن از تورک‌ستیزترین حاکمان تاریخ ایران است: شاه‌ عباس اول، رضا شاه ‌پهلوی

منطقه‌ی ملی عرب: عربستان- الاحواز

در استان خوزستان در دور اول جلیلی برنده‌ شده ‌است. زیرا اعراب بومی در این استان به ‌اقلیت تبدیل شده و رای آن‌ها به‌ تنهایی عامل تعیین‌کننده در فعل و انفعالات سیاسی این استان از جمله‌ به ‌پیروزی رساندن پزشکیان ‌نیست. برنده ‌شدن پزشکیان در دور دوم در استان خوزستان محصول آرای اعراب و فارس‌ها-لورهای اصلاح‌طلب استان است.

منطقه‌ی ملی لور: لورستان

در تمام استان‌هایی که ‌منطقه‌ی ملی لور و یا لورستان در آن قرار دارد در هر دو دوره ‌پزشکیان برنده‌شده ‌است که ‌نشان از شعور قومی – ملی بالا در میان لورها و تمایلات اصلاح‌طلبانه و احتمالا تورک‌دوستی ‌در میان آن‌ها دارد.

منطقه‌ی ملی گیلک: گیلان

در استان گیلان در هر دو دوره‌ پزشکیان نفر اول شده ‌است که‌ نشان از شعور قومی – ملی تورک در میان تورک‌های ساکن در شمال (آستارا، ...) و جنوب شرقی (منجیل، ....) این استان، و شعور قومی – ملی گیلک در میان گیلک‌های این استان و احتمالا شعور قومی – ملی تالش در میان تالش‌های استان، و تمایلات اصلاح‌طلبانه ‌در میان این گروه‌ها است.

منطقه‌ی ملی تورکمن: تورکمن یورت

در استان گلستان در هر دو دوره ‌پزشکیان برنده ‌شده‌ که ‌نشان از شعور قومی – ملی تورکمن و اصلاح‌طلبی آن‌ها دارد.

منطقه‌ی ملی بلوچ: بلوچستان

در استان بلوچستان و سیستان در هر دو دوره‌ پزشکیان نفر اول است که ‌نشان از شعور قومی – ملی بالای بلوچی و اصلاح‌طلبی بلوچ‌ها دارد.

منطقه‌ی ملی فارس: فارسستان

در استان‌های عمده‌ی فارسستان در دور دوم هم جلیلی برنده‌ی انتخابات شده‌ است. این نتیجه ‌اولا قلمروی تقریبی فارسستان را به ‌صورت خراسان جنوبی، کرمان، یزد، اصفهان، فارس، بوشهر و هرمزگان تثبیت می کند. دوما نشان می‌دهد اکثریت قاطع مردم فارس در فارسستان دارای تمایلات تورک‌ستیزانه ‌و بنیادگرایی شیعی افراطی هستند.

‌استان سمنان تنها استان در فارسستان است که‌ پزشکیان در دور دوم در آن برنده ‌شده است. که ‌شاید به‌ سبب همسایه‌گی این استان با تورکمن یورت (گلستان)، افشاریورت (خراسان شمالی) و استان تهران با جمعیت انبوه ‌تورک و اصلاح‌طلب، هم‌چنین شرکت تورک‌های بومی استان سمنان در انتخابات به ‌نفع پزشکیان است.

Monday, July 8, 2024

Pezeşkiyan’ın “Ben Azerbaycanlıyım” dediyi yalanını yayanlar, ona “Azerbaycan Türkü” kimliyini dayatanlar

Azerbaycan Respublikası’nda Pezeşkiyan’ın “Ben Azerbaycanlıyım” dediyi yalanını yayanlar, Türkiye’de ona “Azerbaycan Türkü” kimliyini dayatanlar vardır.

Oysa O kendini ve kimliyini açıkça ve her zaman sadece TÜRK diye tanımlamıştır. Zaten Pezeşkiyan adını Türk tarihinde milli şahsiyet olarak yazdıran nedenlerin başında, onun İran Şûrâ Meclisi’nde milletvekillerinin %40ini içine alan “TÜRK” Fraksiyonu’nu kurarak, kendi kimliyini “TÜRK” diye tanımlayarak, İran’daki bütün Batı Oğuzları “TÜRK” milli kimliyi temelinde birleştirip üçüncü siyasi güce dönüştürerek, ... Türk düşmanı Haçlı Avrupa / Paniranism / İstalinizm / Ermeni uydurması olan “Azerbaycanlı” milli kimliyine indirdiyi tarihi darbedir.

İran’da Azeri, Azerbaycanlı, Azeri Türkü, Azerbaycan Türkü vs. diye etnik gurup ve milletler yoktur. “Türk” Milleti vardır. Aynen Türkiye’de olduğu gibi, İran’da da “Türk” bütün Batı Oğuzların ortak, tek ve tarihi endonimi veya kendiniadlandırması - özadlandırmasıdır (“Türkmen” ise Doğu Oğuzların tarihi endonimi - kendiniadlandırmasıdır). 

İran’da da Batı Oğuzlar tek ve bölünmez bir millettir ve “Türk” olan tek bir milli adları vardır. Azeri, Azerbaycanlı, Azeri Türkü, Azerbaycan Türkü vs. Avrupa Haçlı devletleri, Paniranistler, Ermeniler, Parsi Zerdüştiler, Masonlar ve İstalin’in, İran’da yaşayan Türk milletini il ve vilayet isimlerine göre parçalayıp yok etmek için uydurdukları ırkçı, sömürgeci ve Türk karşıtı adlar ve kimliklerdir.

Bizim millet kendini tarih boyunca sadece “Türk” adlandırmış ve şimdi de “Türk” adlandırıyor. Bu gerçeği ve endonimi- özadlandırmayı herkes öyrenmeli, içine sindirmeli ve ona azami saygıyı göstermelidir. Hiç kimse bizim Türk olan milli ad ve kimliyimizi Azeri, Azerbaycanlı, Azeri Türkü, Azerbaycan Türkü vs.ye deyiştirme hevesine kapılmamalıdır.

Başkalarının, buna en başta Azerbaycan Respublikası ve Türkiye Cumhuriyeti dahildir, İran’da yaşayan tek ve vahid bir etnik-milli grup olan Türk halkını bölmeye çalışması ve dışarıdan ona Azeri, Azerbaycanlı, Azeri Türkü, Azerbaycan Türkü gibi uyduruk milli ad ve milli kimlikleri dayatması; insan haklarına aykırı, ırkçılık, koloniyalist milli kimlik mühendisliyi, ve Türk halkına açık saygısızlık, ihanet, hatta hıyanet, düşmanlık ve saldırıdır. 

Saturday, July 6, 2024

رئیس جمهور تورک پزشکیان: این بی‌عدالتی است که باعث می‌شود من صدایم در می‌آید. اگر صدایم در نیاید یعنی زنده نیستم.

 رئیس جمهور تورک پزشکیان: این بی‌عدالتی است که باعث می‌شود من صدایم در می‌آید. اگر صدایم در نیاید یعنی زنده نیستم.

خدا ما را این جوری خلق کرده، خدا من را تورک، خلق کرده، آن یکی را کورد، آن یکی را خوزستانی و عرب، این یکی را بلوچ، این یکی را مازندرانی، گیلکی. این‌ها کاری که خدا کرده. هیچ فرقی بین آدم‌ها نیست، سیاه، سفید، کورد، تورک، لور.

آن تفکری که دارد یکی را برتر می‌کند آن تفکر است که باعث می‌شود عناد و یا مقاومت در مقابل قومیت دیگر به وجود می‌آید. [برای این] که ما حقوق اولیه‌ی قومیت‌ها را نه‌می‌دهیم. اجازه نه‌می‌دهیم. برای این که می‌گوییم همه باید فارس باشند، همه باید فارسی [به‌نویسند]. هر پیامی هم که روی مغازه‌ای می‌نویسی، اگر فارسی نه‌باشد با تو برخورد کنند. کی گفته، کجای دین و مذهب و قانون گفته اگر من پیامی آن جا نوشتم فارسی نه‌بود باید با من برخورد به‌کنند؟

وقتی این تندرو‌ی‌ها از این ور اتفاق می‌افتد، تندروی‌ها در آن طرف بروز و ظهور پیدا می‌کند. اگر بر اساس آن چیزی که خدا گفته عمل کنیم و برتریت بر اساس تقوا باشد نه زبان و نژاد و رنگ و پوست و جنسیت، هیچ وقت این اختلافات به وجود نه‌می‌آید. بهانه‌هایی در جامعه ما ایجاد کرده‌ایم، چون از این خبر دارم. الان بحث‌های مختلفی در قومیت‌های کورد و تورک و عرب و این‌ها دارد به وجود می‌آید، و به وجود آمده. انکار هم به‌کنیم، آن واقعیت از بین نه‌می‌رود.

ولی وقتی من می‌بینم تورکم، کوردم، عربم، بلوچیم، هر چی‌ام، در دولت در حاکمیت جای‌گاهی نه‌دارم، شما نه‌می‌توانی به من به‌گویی آقا تو حق نه‌داری حرف به‌زنی. به‌گویی هم نه‌می‌پذیرم. یعنی اصلا امکان [نه‌دارد. چونکه] داری با من ناعادلانه برخورد [می‌کنی]. من توان این را دارم یک مدیر خوبی باشم، اما چون از فلان قومم، حق نه‌دارم به‌شوم؛ چون از فلان قومم، نه‌می‌توانم استخدام به‌شوم؛ و یا رتبه‌ی آخرم.

این بی‌عدالتی است که باعث می‌شود من صدایم در می‌آید. اگر صدایم در نیاید یعنی زنده نیستم. برای این که بالاخره من حقی دارم توی این جامعه. اگر حق من را به‌خورند، من مجبورم به یک جور دیگر خودم را اعمال، صدایم را بلند کنم. حالا یکی از راه‌ها این است که می‌رویم به آن روندهایی که جدایی است. حالا که این جوری است من نه‌می‌خواهم تو را، شما می‌گویید حالا که این جوری است ما شما را نه‌می‌خواهیم.

اگر با هم منصفانه و عادلانه برخورد به‌کنیم و منافعمان را در هم‌دیگر گره به‌زنیم، منفعت من منفعت شما باشد و منفعت شما منفعت من، و به هم‌دیگر توهین نه‌کنیم، احترام به‌گذاریم به هم‌دیگر، هم‌دیگر را مسخره نه‌کنیم، هیچ وقت این اتفاقات نه‌می‌افتد.

Friday, July 5, 2024

Pezeşkiyân adı ile soyadlardaki -ân/-yân/-iyân ekinin kökeni üzerine

Pezeşkiyân adı ile soyadlardaki -ân/-yân/-iyân ekinin kökeni üzerine 

On the Sumerian origin of the plural suffix -an/-yan/-iyan in surnames

MÉHRAN BAHARLI 


«سؤزوموز، مئهران باهارلی‌نین یازقالاری توپلوسو» پیتییی،‌ بیرینجی جیلدده‌ن

Sözümüz, Méhran Baharlının yazqalar toplusu” pitiyinden, cild I

از کتاب « سؤزوموز، مجموعه مقالات مئهران باهارلی» - جلد اول 

mehranbahari1@yahoo.com

https://independent.academia.edu/MBaharli

https://sozumuz1.blogspot.com/

https://www.facebook.com/profile.php?id=61579230999069

Özet:

Urmulu (Batı Azerbaycan, Türkili) bir Türk olan ve 2025 yılında İran İslam Cumhuriyeti Cumhurbaşkanlığına seçilen Pezeşkiyan’ın soyadında bulunan bileşik “-iyan” eki, Farsça bir ektir ve anlamı bir zümre, grup, bölge ve boyla ilişkili veya soyu bunlarla bağlantılı olan kimselerdir. “-iyan” eki ve Ermenice biçimi “-an” eki Farsça, İranik veya Semitik kökenli deyildir, Sümerce kökenlidir. Bu ek doğrudan Sümerceden veya dolaylı olarak Sümerceden bölgenin eski eklemli dilleri olan Hurrice, İlamca, Gutice, Lulluce aracılığı ile İranik diller ve Ermeniceye geçmiştir. Makalede ayrıca Sümerce çoğul ekleri –(e)ne / eş(e) ile Türkçe ve Moğolca çoğul ekleri -an / -s -z; ve de Sümerce bileşik çoğul eki -emeş (-em + -es) ile Çuvaşca bileşik çoğul eki -sem (-s + -em) arasında var olan koşutluk gösterilmiştir.

Abstract

The compound -iyan suffix found in the surname of Pezeshkian, a Turk from the city of Urmu (West Azerbaijan, Türkili) and the elected President of the Islamic Republic of Iran, is a Farsi suffix. It means individuals or people who are connected to a specific group, region, tribe, or have ancestry related to them. The “-an” suffix, also found in Armenian, does not originate from Farsi, Iranic, or Semitic languages, but rather from Sumerian. This suffix was passed down from Sumerian either directly or through the ancient agglutinative languages ​​of the region - Hurrian, Elam, Gutian, and Lullubian - into the ancient Iranic languages ​​and Armenian. The article also discusses the parallelism between the Sumerian plural suffixes –(e)ne / -eş(e) and the Turkish and Mongolian plural suffixes -an / -s, -z, as well as parallelism between the Sumerian plural suffix -emeş (-em + -eş) and the Chuvash plural suffix -sem (-s + -em).

خلاصه:

پسوند مرکب «-یان» در نام خانواده‌گی پزشکیان رئیس جمهور تورک جمهوری اسلامی ایران از شهر اورمو (آزربایجان غربی، تورک‌ایلی)، یک پسوند فارسی است و به معنی افرادی که منسوب به گروه، منطقه و یا طائفه‌ی خاصی و یا از نسل آن‌ها هستند می‌باشد. با این‌همه پسوند «-ان» که در زبان ارمنی نیز موجود است، دارای ریشه‌ی فارسی، ارمنی، ایرانیک، و سامی نیست. بلکه دارای ریشه‌ی سومری است که یا مستقیماً از این زبان و یا من غیر مستقیم از این زبان از طریق زبان‌های التصاقی باستانی منطقه مانند هوری، ایلامی، لولوبی و گوتی به زبان‌های قدیم ایرانیک و ارمنی داخل شده است. در این مقاله پاراللیزم موجود بین پسوندهای جمع سومری «-(ه)‌نه» و «-اه‌ش(ه)» و پسوندهای جمع تورکی و موغولی «-ان» و «-ز»، «-س»؛ هم‌چنین پاراللزیم موجود بین پسوند جمع مرکب سومری «-ه‌مه‌ش» و پسوند جمع چوواشی «-سه‌م» بحث شده است.