در تفاوت تورکایلی و تورکائلی
مئهران باهارلی
اخیراً نقشهای در اینترنت با نام «تورکائلی» که گویا قلمروی وطن تورک در ایران را نشان میدهد منتشر شده است. این نقشه نادرست است و مفهوم وطن تورک را تحریف و بیارزش میسازد.
١-ایران یک کشور چندملتی است. هر ملت ساکن در ایران دارای یک «منطقهی ملی»ی از آن خود، نیاخاک و یا «وطن» است که با نام قومی - ملیی وی خوانده میشود. مانند بلوچستان، مازندران (طبرستان)، گیلان، کوردستان، لورستان، عربستان، تورکمنستان (تورکمهنیورت، وطن اوغوزهای شرقی، وطن مازنیها)، لارستان، خلجستان (خلجاوردا) و ....
٢-در تعیین و ترسیم مناطق ملی و یا وطنهای ملل ساکن در ایران، هر گروه قومی و ملی به دلخواه خود و با زیادهخواهی و توسعهطلبی نمی تواند سرزمینهای ملل دیگر را جزء وطن خود و متعلق به خود بداند و عرضه کند. باید اصولی پایهای، منطقی و معقول و قابل قبول برای همهی ملل در تعیین و ترسیم حدود مناطق ملی و یا وطنهای ملل ساکن در ایران اساس گرفته شود. از جمله این سه اصل:
الف-اصل اکثریت نسبی و یا مطلق جمعیتی: هر منطقهی ملی و یا وطن هر ملت باید صرفا واحدهای جمعیتی که آن ملت در آن دارای اکثریت نسبی و یا مطلق جمعیتی است را شامل باشد. به عنوان نمونه نواحیای که فارسها در آنها اقلیت جمعیتی هستند نمیتوانند به فارسستان – منطقهی ملی فارس الحاق شوند.
ب-اصل پیوستهگی خاکی – جوغرافیایی: واحدهای جمعیتی که یک ملت در آن دارای اکثریت جمعیتی است برای داخل و الحاق شدن به منطقهی ملی و یا وطن آن ملت میباید دارای پیوستهگی ارضی و خاکی با یکدیگر باشند. یعنی یک مرکز جمعیتی دارای اکثریت جمعیتی «ملت الف» که به صورت جزیرهوار در میان نواحی جمعیتی با اکثریت جمعیتی از «ملت ب» قرار دارد نمیتواند به «منطقهی ملی ملت الف» الحاق شود. به عنوان نمونه مراکز جمعیتی فارسزبان که در قرن بیستم در نتیجهی سیاست فارسسازی به طور جزیرهوار در داخل منطقهی ملی تورک در شمال غرب ایران ظاهر شدهاند، علی رغم داشتن اکثریت جمعیتی فارس، متعلق به فارسستان – منطقهی ملی فارس نیستند زیرا دارای پیوسته گی جوغرافیایی و خاکی با دیگر مناطق فارسنشین نیستند، بلکه متعلق به منطقهی ملی تورک – تورکایلی و قسمتی از اقلیت فارس در تورکایلی هستند.
ج- سال مبنایی ١٩٠٠ میلادی: در تعیین اکثریت جمعیتی یک منطقهی ملی، نه وضعیت دموگرافیک زبانی - قومی – ملی کنونی، بلکه وضعیت دموگرافیک زبانی - قومی – ملی دههی اول ١٩٠٠ اساس گرفته میشود. یعنی زبان و هویت قومی – ملی یک مرکز جمعیتی همان قبول میشود که در سال ١٩٠٠ بود، نه زبان و هویت قومی – ملی فعلی آن. زیرا از دههی اول ١٩٠٠ و انقلاب مشروطیت، سیاست رسمی و دولتی نسلکشی ملی و زبانی ملل غیر فارس آغاز شد و بعد از آن با فارسسازی و تغییر زبان بسیاری از گروههای غیر فارس مانند تورک از تورکی به فارسی، همچنین مهاجرتهایی که نتیجهی سیاستهای استعمار داخلی بودند (مانند اسکان لورها و فارسها در سرزمینهای عربی - الاحواز، سیستانیها و زابلیها در تورکمن صحرا و ....) زبان بسیاری از مراکز جمعیتی و بافت قومیتی آنها تغییر یافت و مرزهای دموگرافیک قومی – ملی طبیعی و تاریخی مناطق ملی مخدوش شد. این روند فارس شدن گروههای ملی غیر فارس همچنان با سرعت ادامه دارد.
٣-یکی از ملل ساکن در ایران «ملت تورک» (اوغوزهای غربی) است که در چند منطقه به طور کومپاکت و اکثریتی ساکن است. مناطقی که ملت تورک در آنها به طور کومپاکت و اکثریتی ساکن است عبارتند از «منطقهی ملیی تورک» در شمال غرب و غرب ایران، یعنی همهی سرزمینهای تورکنشین به طور پیوسته دارای اکثریت جمعیتی تورک در دهه ی ١٩٠٠ (قبل از شروع سیاست دولتی نسلکشی ملی تورک) که از مرزهای جمهوریهای آزربایجان و تورکیه آغاز و در جنوب شرق در حوالیی تهران و در جنوب در حوالیی نهاوند و کنگاور و ملایر و ... پایان میپذیرد؛ و چند «کانتون و یا اکسکلاو تورک» یعنی مناطق منفصل و جزیرهوار تورکنشین در جنوب، در مرکز و در شمال شرق ایران (آوشاریورت، قاشقایورت، ...).
٤-
به لحاظ تاریخی و جوغرافیایی، منطقهی ملیی تورک در شمال غرب ایران بین «آزربایجان»
و «عراق عجم» تقسیم شده است. چنانچه تقریباً نیمی از آن در ناحیهی آزربایجان تاریخی
- جوغرافیایی و نیمی دیگر در عراق عجم تاریخی - جوغرافیایی قرار دارد (ادعای
آزربایجانگرایان دائر بر اینکه جوغرافیا و ایالت آزربایجان تمام مناطق تورکنشین
شمال غرب ایران را شامل بود و در دورهی رضا شاه تجزیه شد، دروغ است. منطقهی تورکنشین
در شمال غرب ایران و یا وطن تورک همیشهی تاریخ بین دو جوغرافیا و واحد اداری
سیاسی آزربایجان و عراق عجم تقسیم شده بود، از جمله در دورههای قیزیلباش، افشار
و قاجار. «منطقه و یا ولایت خمسه» بعضا جزئی از ایالت آزربایجان، در بعضی مواقع
دیگر هم جزئی از عراق عجم شمرده میشد).
٥- ناحیهی جوغرافیاییی آزربایجان، علاوه بر بخش تورکنشین، شامل بخشی از وطن ملت کورد و یا کوردستان نیز میشود. همان گونه که ناحیهی جوغرافیاییی عراق عجم، علاوه بر بخش تورکنشین، شامل بخشی از وطن ملت فارس و یا فارسستان نیز میگردد. به عبارت دیگر، آزربایجان همپوشانی و عینیتی با وطن تورک در شمال غرب ایران ندارد؛ هم چنان چه که عراق عجم ندارد. آزربایجان و عراق عجم مفاهیمی زبانی و قومی - ملی نیستند، صرفاً نامهای جوغرافیا و تقسیمات اداریاند («عراق عجم» ترکیبی برای جدا ساختن آن از «عراق عرب»، و کلمهی «عجم» در آن به معنیی «غیر عرب» و یا سکنهی ایران و .... است).
٦-در ایران، منطقهی ملیی به هم پیوستهی تورک در شمال غرب مرکب از بخشهای تورکنشین آزربایجان تاریخی - جوغرافیایی و عراق عجم تاریخی-جوغرافیایی تاکنون دارای نامی تثبیت شده و همهگانی و جاافتاده و رسمی – دولتی که منعکس کنندهی هویت ملیی ملت تورک و دربرگیرندهی همهی قلمروی آن باشد نبود. اگرچه نام «تورکستان» (و «تورکمانیا») به معنی سرزمین تورک از طرف مردم به صورت «خودنامگذاری» و از طرف مورخین و خارجیان به صورت «دیگرنامگذاری» برای نامیدن شمال غرب تورکنشین ایران به کار رفته و میرود، اما خودنامگذاری و دیگرنامگذاری «تورکستان» همهگانی و رسمی نشده است). وضعیت منطقهی ملیی فارس در مرکز و شرق ایران هم چنین بود. این مشکل و کمبود تاریخی اخیراً با کاربرد و تخصیص نام «تورکایلی» (ترجمهی تورکی خودنامگذاری موجود «تورکستان») برای منطقهی ملیی تورک در شمال غرب ایران، و «فارسستان» برای نامیدن منطقهی ملیی فارس در مرکز و شرق ایران برای همیشه حل نهائیی خود را پیدا کرد.
٧- عدهای مفهوم «تورکائلی» را به صورتی اشتباه – بر اساس درک نادرست و مغشوش از «وطن تورک» به کار میبرند. به عنوان نمونه نقشهی زیرین از وطن تورک بنام «تورکائلی» که در اینترنت منتشر شده، نادرست است. زیرا:




.jpg)











.png)
.jpeg)

















.jpg)
.jpg)

















