Sunday, May 21, 2023

İran’da “Azerbaycan dili” diye bir dil, “Azerbaycanlı” adında bir millet yoxdur.

İRAN’DA “AZERBAYCAN DİLİ” DİYE BİR DİL, “AZERBAYCANLI” ADINDA BİR MİLLET YOXDUR. 

BİZİM MİLLETİMİZİN ADI “TÜRK”, DİLİMİZİN ADI “TÜRKCE”DİR.


İran’da “Azerbaycan dili” diye bir dil, “Azerbaycanlı” adında bir millet yoxdur. Bu Xaçlı - İstalinist - Paniranist ķoloniyal ve qondarma ad ve kimlikleri bize dayatmave zorlamaya son vérilmelidir. Bizim milletimizin adı “TÜRK”, dilimizin adı “TÜRKCE”dir. İran’da yaşamaqda olan “TÜRK” milletini parçalayıp bir bölümünü “Azerbaycanlı”, “Türkce”ni de “Azerbaycanca” ve “Azerbaycan dili” adlandırmaqda israr édenler, manqurt ve gözqaman xâyinlerdir.

ایران‌دا «آزه‌ربایجان دیلی» دییه بیر دیل، «آزه‌ربایجان‌لی» آدی‌ندا بیر ملت یوخ‌دور. بو خاچ‌لی – ایستالینیست – پان‌ایرانیست کولونییال و قوندارما آد و کیم‌لیک‌له‌ری بیزه دایاتما و زورلامایا سون وئریلمه‌لی‌دیر. بیزیم ملتیمیزین آدی «تورک»، دیلیمیزین آدی «تورک‌جه»دیر. ایران‌دا یاشاماق‌دا اولان «تورک» ملتی‌نی پارچالاییپ بیر بؤلومونو «آزه‌ربایجان‌لی»، «تورک‌جه»نی ده «آزه‌ربایجان‌جا» و «آزه‌ربایجان دیلی» آدلاندیرماق‌دا ایصرار ائده‌ن‌له‌ر، مانقورت و گؤزقامان خایین‌له‌ردیر.

در ایران، زبانی به اسم «آزربایجانی» و ملتی به اسم «آزربایجان» وجود ندارد. تحمیل این اسامی و هویت‌های استعماری صلیبی – استالینیستی – پان‌ایرانیستی بر ما باید خاتمه یابد. نام ملت ما «تورک» و نام زبان ما «تورکی» است. کسانی که با تکه پارچه کردن ملت تورک ساکن در ایران، با اصرار قسمتی از او را ملت آزربایجان و زبان تورکی را آزربایجانی می‌نامند، خائنین مانقورت و گؤزقامان هستند.

Saturday, May 20, 2023

Wednesday, May 17, 2023

سوسن نواده رضی: مه‌ن تورکوجان دوغولدوم، تورکوجان یاشادیم، تورکوجان آغلادیم، تورکوجان گولدوم

 

سوسن نواده رضی:

مه‌ن تورکوجان دوغولدوم، تورکوجان یاشادیم، تورکوجان آغلادیم، تورکوجان گولدوم 

SÛSEN NEVÂDE REZÎ:

MEN TÜRKÜCAN DOĞULDUM, TÜRKÜCAN YAŞADIM, TÜRKÜCAN AĞLADIM, TÜRKÜCAN GÜLDÜM

Tuesday, May 16, 2023

Saturday, May 13, 2023

صندوق جریمه‌ی تورکی صحبت کردن در مدارس، یکی از متودهای تروریزه کردن کودکان تورک و تحمیل فارسی به آن‌ها در ایران

 

صندوق جریمه‌ی تورکی صحبت کردن در مدارس،

یکی از متودهای تروریزه کردن کودکان تورک و تحمیل فارسی به آن‌ها در ایران

 

مئهران باهارلی

 

١-بنا به خبر کانون مبارزه با نژادپرستی در ایران[1]، حجت الاسلام رضا کلاه کج مدیر کل ارشاد خوزستان اخیرا گفته است: «با اجرای طرح بزرگ استانی پاس‌داشت زبان فارسی، استفاده از اسامی بیگانه در سردر مغازه‌ها و پاساژها در استان خوزستان ممنوع است .... اصناف و کانون‌های آگهی و تبلیغاتی ظرف یک ماه در خصوص سامان‌دهی پاس‌داشت زبان پارسی برای عنوان سردر در مکان‌های صنفی مانند مغازه‌ها، فروش‌گاه‌ها، پاساژها و تابلوهای تبلیغاتی و حذف عناوین بیگانه در سطح استان اقدام کنند».

همان گونه که دیده می‌شود دولت جمهوری اسلامی ایران، هم‌چنان و مصرانه به سیاست نژادپرستانه و استعماری نسل‌کشی زبانی و ملی ملت‌های غیر فارس در ایران و آسیمیلاسیون اجباری و فارس‌سازی آن‌ها از طریق نابودن کردن زبان ملی‌شان و مخصوصا تورکی و عربی بومی و .... ادامه می‌دهد. هدف عاجل دولت ایران از این سیاست، تغییر دموگرافیک قومی – ملی استان‌های تورک‌نشین شمال غرب ایران در جوار تورکیه و جمهوری آزربایجان از تورک به فارس، و تغییر دموگرافیک قومی - ملی تمام استان‌های ساحلی خلیج عرب و تنگه‌ی هرمز از عرب به فارس، یعنی گسترش فارسستان تا مرزهای تورکیه و جمهوری آزربایجان در شمال غرب و کویت و عراق و سواحل خلیج عربی و تنگه‌ی هرمز در جنوب غرب و جنوب است....

این در حالی است که اوپوزیسیون فارس که در حوادث بعد از جنبش زن، زنده‌گی، آزادی فعال‌تر شده است هم متعهد و مصر و مقید بر ادامه‌ی سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی ملل غیر فارس در ایران و کاملا هم‌سو با جمهوری اسلامی ایران است. به همین سبب در منشورات و اعلام‌های مواضع و ... خود نه تنها از رسمیت زبان‌های ملی غیر فارسی در مناطق ملی، رسمی شدن زبان عمومی تورکی در مقیاس دولت مرکزی و سراسری ایران، ایجاد نظام تحصیلی به زبان تورکی، عذرخواهی بابت سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی ملل غیر فارس در ایران در یک صد و بیست و پنج سال گذشته و .... صحبتی نمی‌کند، بلکه بر عکس، رسمیت انحصاری زبان تحمیلی فارسی در ایران را خیال‌پردازانه به عنوان خط قرمز خود اعلام می‌کند....

بی ابهام باید سخن گفت: فارسی اقلا از سال ١٨٩٨ – ١٩٠٠ که انجمن‌های معارف تهران و تبریز در  رفتاری خائنانه در نظام‌نامه‌ی خود آن را به عنوان تنها زبان تعلیم و تعلم در مدارس جدید اعلام کردند و بدین ترتیب سیاست نسل‌کشی زبانی و ملی ملل غیر فارس در ایران را به طور رسمی آغاز نمودند، برای ملل غیر فارس ساکن در ایران، یک زبان قاتل، تحمیلی و بیگانه و به همراه شیعه ی فارسی از ابزارهای اصلی  استعمار داخلی در ایران است. بدین سبب است که فارسی بی هیچ قید و شرطی می‌باید از مناطق ملی غیر فارس برچیده و به مرزهای طبیعی خود، یعنی فارسستان و یا منطقه‌ی ملی فارس‌نشین کشور عقب رانده شود.

٢-اگر امروز بسیاری از مردمان ایران قادر به خواندن و نوشتن به فارسی و استفاده از آن به عنوان زبان رابط هستند، این امر نه به طور طبیعی و در شرایطی مساوی و نتیجه‌ی رقابتی عادلانه با دیگر زبان‌های ایران، بلکه در اثر ممنوع کردن آن زبان‌ها در نظام اداری و تحصیلی و رسانه‌ها و تحمیل فارسی توسط نظامیان و با زور و سرنیزه و صندوق جریمه و مجازات بدنی و آتش زدن کتب غیر فارسی ...... تحقق یافته است.

توپراق قالا کاربر فیس‌بوک خاطره‌ای از خود را در باره‌ی صندوق جریمه‌ی تورکی در صفحه‌اش منتشر کرده است. این روایت، هم‌چنین کامنت‌های دیگر خواننده‌گان در زیر آن از جهت مستندسازی فاجعه‌ی صندوق جریمه‌ی تورکی صحبت کردن در مدارس حائز اهمیت است. توپراق قالا – نام روستایی در اطراف اورمیه - روایت می‌کند که قبل از انقلاب (نیمه‌ی دوم دهه‌ی ١٩٧٠) هنگامی که در کلاس چهارم بود، بعد از زنگ تفریح با هم‌کلاسی‌اش و صحبت‌کنان –طبیعتا به زبان تورکی – از کوریدور وارد کلاس مدرسه (در شهر اورمیه) می‌شود. خانم معلم که صحبت کردن آن دو به تورکی را در کوریدور دیده بود، بعد از وارد شدن به کلاس آن‌ها را توبیخ کرده می‌گوید بارها گفته است که باید در مدرسه به زبان فارسی حرف بزنید. به همین جرم هر دو شاگرد را دو ریال جریمه می‌کند.

شخص دیگری به اسم محمود تبریزلی در زیر پوست توپراق قالا کامنتی به تورکی نوشته و در آن می‌گوید که او هم در کلاس چهارم – باز قبل از انقلاب اما این بار در شهر تبریز - به عنوان مجازات جرم تورکی صحبت کردنش مجبور شده بود با پای لخت بر روی برف‌ها یک بار به دور حیاط دبستان (دبستان دولتی کاوه که حیاط بزرگی داشت و بعدها محل ساواک شد) بدود. 




Sunday, May 7, 2023

منشاء تورکی نان و نام سنگک

 

منشاء تورکی نان و نام سنگک 

مئهران باهارلی

 

by Mehran Baharli on Wednesday, February 1, 2012 at 3:14pm

  سؤزوموز

در زبان فارسی معاصر بعضی از نان‌ها مانند لواش (لاواش) و کماج (کوْماج -گؤمه‌ج) و بربری و ....، دارای منشاء و یا اسم تورکی – آلتایی هستند. سنگگ هم یکی دیگر از این‌گونه نان‌های دارای منشاء و اسم با ریشه‌ی تورکی است.

نان سنگک از تورکستان (آسیای میانه) و به طور مشخص جوغرافیای تورکی شرقی و زیست تورکان جغتائی نشات گرفته، به مرور زمان در افغانستان و خراسان و سپس مناطق تورک‌نشین ایران و تورک‌ایلی و از آنجا در شهرهای بزرگ تاجیک غربی – فارس‌نشین متداول شده، و در دو قرن اخیر به صورت یکی از نان‌های سنتی و ملی مردمان ساکن در ایران و از جمله جامعه‌ی فارس درآمده است. کلمه‌ی سنگه‌ک، به گونه‌ای که در این مقاله نیز نشان داده می‌شود، کلمه‌ای با ریشه‌ی تورکی به معانی نان برشته شده، نان پهن و نازک، نانی که خمیر آن به هنگام پختن آب بسیار جذب می‌کند، نانی که در خمیر آن تورش بکار می‌رود و نان راحت الهضم است.

«خان قالان» قوناق‌لاما یئری، علی صدر کؤهولونده‌ن ٥ کیلومئتر اوزاق‌لیق‌دا، سراب که‌ندی، کوره‌نگ (کبودرآهنگ)، همدان – تورک‌ایلی

تورک ایش‌یئرله‌ری‌نی قوْل‌لایالیم، اونلارا مشتری اولوپ آرخا چیخالیم!

TÜRK İŞYÉRLERİNİ QOLLAYALIM, ONLARA MÜŞTERİ OLUP ARXA ÇIXALIM!

 

«خان قالان» قوناق‌لاما یئری

علی صدر کؤهولونده‌ن ٥ کیلومئتر اوزاق‌لیق‌دا، سراب که‌ندی، کوره‌نگ (کبودرآهنگ)، همدان – تورک‌ایلی

 

XAN QALAN Qonaqlama Yéri

Elisedr Köhülünden 5 Kilométre Uzaqlıqda, Sarab Kendi, Küreñ, Hemedan, Türkili

 https://www.facebook.com/ali.sourani.3

https://khanghalan.uspace.ir/?fbclid=IwAR0QN7Pa1DlvNmAcHVLtmYIM36_Nsh-HU-Y7j7uXATIcKYpdlzm57GKFljU

اقامت‌گاه بوم‌گردی «خان قالان»

روستای سراب در ٥ کیلومتری غار علی صدر – کوره‌نگ (کبودرآهنگ) - همدان – تورک‌ایلی

 

خان قالان: خان‌ین قالدیغی، خان‌ین قالماسی‌نا یاراشان و اویقون یئر

اونگورÜngür : غار

کؤهول- کؤوولKöhül, Kövül : غار

قوناق‌لاماQonaqlama : اقامت دادن موقت


Saturday, May 6, 2023

برپا شدن مجسمه‌ی سوسن نواده رضی در تبریز و واکنش او به آن

 

برپا شدن مجسمه‌ی سوسن نواده رضی در تبریز و واکنش او به آن

سوسن نواده ‌رضی‌نین هئیکلی بیر گون تبریزده دیکیله‌جه‌ک اؤن‌گؤرومه وئردییی یانیت

 

مئهران باهارلی

 

سوسن نواده رضی، بی شک یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های ادبی و فرهنگی و اهل قلم تورک در تاریخ معاصر تورک‌ایلی است. من از همان اولین برخورد با نوشته‌ها و آثار او ملتفت شده بودم که با یک جوهر مواجهم. با گذشت زمان و آشنائی بیشترم با وی و آثارش دریافتم که وی نه یک جوهر، بلکه گنجینه‌ای مکمل از جواهرات نایاب است. بعد از یک قرن آکنده از قحط الرجالی، اکنون طالع و تاریخ با تقدیم سوسن نواده رضی به ملت تورک ما و مخصوصا تبریزیان به آن‌ها روی خوش نشان داده بود. من این برداشتم را که در آن کوچک‌ترین اغراقی وجود ندارد، به دفعات و صراحتا و در اشکال متفاوت به خود او هم بیان می‌کردم. زیرا قدردانی از او را وظیفه‌ی خودم و آگاه کردنش از شکران و سپاس‌گذاری مردم تورک از وی را حق او می‌دانستم:

-بعد از آن که شعر «تورکوجان» سوسن نواده رضی را خوانده و از فوران اوریژینالیته‌ی آن، از هر جنبه، به معنی دقیق کلمه شوریده و شوکه شده بودم، خطاب به او نوشتم روزی خواهد آمد که شعر تورکوجان شما در کتاب‌های درسی درج و در مدارس تدریس خواهد شد: «بیر زامان گه‌له‌جه‌ک سیزین بو [تورکوجان] شعرینیز درس کیتاب‌لاری‌ندا یازیلاجاق، ‌اوخول‌لاردا اوخوتولاجاق‌دیر ...».

-من همانگونه که به خود او هم گفته بودم قویا اعتقاد داشتم و دارم که نام و خدمات سوسن نواده رضی در تاریخ ملت تورک و ادب و فرهنگ تورک، معناً و مادّاً ثبت خواهد شد، در آینده‌ای نزدیک مجسمه‌های او در تبریز و دیگر شهرهای تورک‌ایلی برپا و برافراشته خواهند گشت: «‌سیزین [سوسن نواده رضی‌نین] خیدمت‌له‌رینیز تاریخ‌ده‌ ثبت اولاجاق. که‌سین‌لیک‌له ‌بیر گون گه‌له‌جه‌ک سیزین هئیکلینیزی ته‌بریزده ‌دیکه‌جه‌ک‌له‌ر».

-همانطور که بارها به خود وی هم گفته بودم به منظور ثبت شدن در تاریخ، قصد داشتم مقاله‌ای در باره‌ی او به عنوان یک شخصیت ملی تورک، و در ردیف اعاظمی چون مستوره افشار و اولجای افشار و مریم جهانگیری بنویسم: «من اؤزوم بیله‌ سیزین حاققینیزدا بیر گون بیر مقاله ‌یازاجاغام .... »، «بو گئدیش‌له ‌مستوره ‌افشار و اولجای افشار و مریم جهانگیری - کاملیا بیگ‌له‌ربیگی‌ده‌ن سونرا سیزین باره‌نیزده ده، تاریخ‌ده‌ ثبت اولسون دییه ‌بیر یازی یازمالی‌یام. ...».  

-و نهایتا بعد از ایجاد آلبوم شخصیت‌ها و قهرمانان ملی تورک در فیس‌بوک، برای قرار دادن عکس سوسن نواده رضی در این آلبوم – که به معنی دقیق کلمه یک قهرمان ملی تورک بود - از او اجازه خواستم: «سیزین ده‌ عکسینیزی، «تورک اولوسال باهادیرلار و ملی شخصیت‌له‌ر آلبومو»نا قویمام گه‌ره‌کیر. آنجاق اؤنجه‌ ایذین وئرمه‌لی‌سینیز بونا».

سوسن نواده رضی شخصیتی فرهیخته و انسانی والا و کامل، فوق العاده متین و متواضع بود. این همه در جواب‌های او به قدردانی‌های مذکور من هم، که در زیر قسمتی از آن‌ها را آورده‌ام، به عیان منعکس شده است:


بخش تورکی شبکه‌ی استانی همدان

 بخش تورکی شبکه‌ی استانی همدان

ایوا بهار

20 August 2015

یکی از خواسته‌های بخش اعظم مردم از سفر رئیس جمهور به استان همدان (شهرستان بهار، کبودرآهنگ [کوره‌ن]، رزن، فامنین [پامولو] و بخش‌های عظیم شهرستان همدان، بخش شمالی ملایر، بخش شرقی و شمال شرقی اسدآباد [اسعداوْوا]): [تاسیس بخش تورکی شبکه‌ی استانی همدان]

تورک‌های استان همدان در سرزمین خود هم غریبه هستند. گرچه صدای مظلومیتشان بارها و بارها به گوش نماینده‌گان پرافاده و مسئولین استانی رسانده شده ، اما متاسفانه گوش شنوایی برای شنیدن سخنشان و چشم بینایی برای دیدن واقعیت بودنشان و وجدان بیداری برای احقاق حقوفشان نیافته‌اند و فقط عوارض و آبونمان صدا و سیما بر روی قبض‌هایشان سنگینی کرده [است]. و مانند بسیاری از هم‌وطنان خسته از برنامه‌های آزار دهنده و بی کیفیت صدا و سیما چشم‌های خود را به سوی ماهواره و کانال‌های رنگارنگ خارجی گشوده‌اند تا شاید از کانال‌های مختلف ماهواره، نغمه‌ای به زبان مادریشان [تورکی] گوششان را بنوازد.

 

قایناق:

https://www.facebook.com/photo?fbid=488987847949258&set=a.102987519882628

ایوا بهار:

https://www.facebook.com/bahariran28

https://www.instagram.com/p/B_mdhJRlMRo/

Tuesday, May 2, 2023

ائل، اوْبا، اوْیماق‌لاریمیز و یا مساله‌ی ایلات تورک

 ائل، اوْبا، اوْیماق‌لاریمیز و یا مساله‌ی ایلات تورک

 

مئهران باهارلی 

Tuesday, February 07, 2006

 

یئنی وئبلاگ- وبلاگ جدید: ائل، اوبا، اویماق‌لاریمیز

http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/

سؤزوموز

بررسی طوائف و گروه‌های تورک (اوغوزهای غربی) ساکن در ایران، نام‌های جوغرافی - تاریخی باقی‌مانده از دیگر اقوام و طوائف پروتوتورکیک و تورکیک در اسامی جوغرافیایی این کشور، و مسائل جنبی مربوط بدین تدقیقات، علاوه بر حیطه‌ی علمی از جهات بسیار دیگر نیز هم ضروری و هم سودمند است. اما تاملی بر فعالیت‌های فرهنگی و اتموسفر روشن‌فکری در جنبش خودآگاهی فرهنگی و ملی خلق تورک در دوران معاصر نشان می‌دهد که اکثریت مطلق محققین، سیاسیون، نخبه‌گان و فعالین تورک ایران به ویژه در آزربایجان - در کنار مسائل بنیادی بسیار دیگر - بالکل از «مساله‌ی ایلات تورک» نیز غافل‌اند. در زیر به برخی از جنبه‌های فرهنگی و سیاسی مربوطه اشاره می‌شود:

تبارشناسی خلق تورک:

١- بررسی طوائف معاصر و یا تاریخی که در تشکل خلق تورک نقش داشته‌اند نشان می‌دهد برخی از این اقوام و طوائف تورک (آغاج اری، یازرلو، بوزچلو، ...) به احتمال بسیار از بازمانده‌گان و یادگارهای حضور تورکان - تورکیک‌های قبل از اسلام و میلاد در ایران و تورک ایلی و آزربایجان و قفقاز می‌باشند. به عبارت دیگر بر خلاف گفتمان نژادپرستانه‌ی دولتی فارسی – پان‌ایرانیستی آریایی‌محور که ایرانیک‌ها را بومی و تورکیک‌ها را مهاجرین و تازه واردین به قلمروی ایران امروزی می‌داند، گروه‌های تورکیک در میان قدیمی‌ترین ساکنان خاورمیانه - قفقاز- آسیای صغیر بوده و به ویژه از ساکنین بومی مناطقی در ایران که ملت تورک امروز نیز در آن به طور متراکم ساکن می‌باشد (از جمله در شمال غرب – تورک‌ایلی، در شمال شرق – در افشاریورت و در تورکمن‌یورت، در مرکز ایران، در خلجستان – خلج اوردا، و در جنوب ایران و قاشقای یورت و ... ) است. 

٢- بسیاری از طوائف و گروه‌های تورک (شاخه‌ی شرقی اوغوزهای غربی) ساکن در ایران، اسلاف و یا تیره‌های منشعب از آن‌ها، در میان دیگر ملل متکلم به خانواده‌ی زبان‌های تورکیک به ویژه دو ملت تورکمن (اوغوز شرقی) در شرق دریای خزر و آسیای میانه، و توده‌ی تورک پراکنده در آسیای صغیر - شبه جزیره‌ی بالکان - قبرس (شاخه‌ی غربی اوغوز غربی) نیز عینا دیده می‌شوند. این حقیقت حکایت از تبار مشترک دو گروه مذکور با خلق تورک ما و یا تورکان شاخه‌ی شرقی اوغوز غربی (شامل تورک‌ایلی، مرکز و جنوب ایران، شمال خراسان، قفقاز، عراق – سوریه، .... و شرق و جنوب و مرکز آسیای صغیر) دارد. وجود ده‌ها و صدها گروه ایلی – طائفه‌ای تاریخی تورک یکسان و مشترک که در تشکل توده‌های امروزی خلق تورک ساکن در ایران، جمهوری آزربایجان و عراق و سوریه از سوئی و تورکیه – قبرس - بالکان از سوی دیگر شرکت داشته‌اند، دلیلی قاطع بر اشتراکات و تشابهات و عینت تباری شاخه‌های شرقی و غربی اوغوزهای غربی می‌باشد.

٣- بررسی اقوام و طوائف تشکیل دهنده‌ی خلق تورک ساکن در ایران آشکار می‌سازد که تقریبا هیچ طائفه و ایل و تیره‌ی تورک ساکن در ایران وجود ندارد که شعبه و یا تیره‌های گوناگون آن عینا در آسیای صغیر - شبه جزیره‌ی بالکان (تورکیه) وجود نداشته باشد. این واقعیت نشان‌‌گر نزدیکی تباری فوق العاده‌ی این دو خلق تورک همسایه می‌باشد. به گونه‌ای که برخی محققین حتی معتقد به عینیت ملی این دو خلق تورک همسایه می‌باشند. گفته‌ی مشهور حیدر علی‌یئف پرزیدنت فقید جمهوری آزربایجان که از جمهوری آزربایجان و تورکیه به شکل «دو دولت - یک ملت» یاد نمود، از این زاویه نیز معنی‌دار است. علاوه بر آن، در میان تمام ملل و خلق‌های تورکیک معاصر، صرفا نام تاریخی – ملی – اتنیکی‌ای که این دو خلق خود را با آن می‌نامند و یا «خودنام‌گذاری» اتنیک - ملی آن‌ها «تورک» است (خودنامگذاری ملل و گروههای تورکیک معاصر دیگر نام‌هایی غیر از تورک مانند تورکمن و قیرقیز و اوزبیک و تاتار و چوواش و اویقور و .... است). این واقعیت نیز، موید عینیت ملی این دو و یا اقلا واگرائی ملی آن‌ها تنها در سده و دهه‌های اخیر است.

پسوندهای داش و ائش، بن دای و فعل داوماق

 پسوندهای داش و ائش، بن دای و فعل داوماق 

مئهران باهارلی

 

پسوند داش - تاش

آرخاداش: آرخا + دا + ائش: دوست و قرین در پشت و عقب، حامی؛

یوْل‌داش: یول + دا + ائش: دوست و قرین در راه؛

داداش: دای + دا + ائش، دوست و قرین در نسب از طرف مادر

«قوُرداش»: قور + دا + ائش، هم‌ردیف و هم‌رتبه در مقام، منصب، رتبه، سلسله مراتب.

قاداش، قارداش و قارین‌داش سه کلمه‌ی متفاوت با سه ریشه‌ی متفاوت ساخته شده با پسوند مرکب -داش هستند:

قاداش: قا + دا + ائش: دوست و قرین در خانواده (قا-خا: خانواده و خویشاوند. موجود در قادین - خاتون، قایین، خان، خانه، خانقاه، ...)

قارداش: قار + دا + ائش: دوست و قرین در شکم (قار: قاب، ظرف)

قارین‌داش: قارین + دا + ائش: دوست و قرین در شکم، همزاد (قار + ین)

توُش – دوُش: 

ساغ‌دوُش: ساغ‌دێش، ساغدیچ (در آناتولی)، مرکب از ساغ + دوش به معنی طرف، جهت، وجه به معنی آن که ‌در طرف راست داماد قرار دارد؛ و یا ساغ + دا + ائش: دوست و قرین در سمت راست.

سوْل‌دوُش: مرکب از سول + دوش به معنی طرف، جهت، وجه، به معنی آن که در طرف چپ داماد قرار دارد؛ و یا سول + دا + ائش: دوست و قرین در سمت چپ.

توُش – دوُش اه‌سکی تورک‌جه‌ده یان، یؤن ویا وجه، جهت آنلام‌لاری‌ندا ایدی. بورادان توشالماق، توش گه‌لمه‌ک وس یعنی مواجه شدن. زمان‌لا توش کلیمه‌سی به‌نزه‌ر، ائش، ده‌نک آنلام‌لاری دا قازاندی. بیزده «تای توش» بورادان گه‌لیر. توش کلیمه‌سی‌نین چاغ‌داش لهجه‌له‌رده‌ن آنادولودا آماسیادا دوست آنلامی دا واردیر.

پسوند ائش

آداش: آد + ائش: دوست و قرین در اسم، همنام

تاواریش - داواریش – تاباریش: داوار + ائش: یار و قرین در دارایی و ثروت، شریک تجاری (تاوار، تابار، داوار: مال بی‌جان و جان‌دار، دارایی، ملک، ثروت، اشیاء تجاری، متاع، محصول برای فروش، گوسفند و ...)، وارد شده به روسی در معنی رفیق. داوماق – تاوماق: تصرف در مال کردن (دیوان لغات التورک). این بن در کلمه‌های تاویشماق (قوتادغوبیلیگ)، تاوارلی (صاحب ثروت)، تاوارلیق (انبار، خزینه)؛ تاوارساق (مال‌پرست، پول‌دوست)، تاوارسیز (بدون ثروت)، تاوارسیزین (در حالت بدون ثروتی و بی پولی)، تاویشقان (آنکه ‌ثروتی را بکار می‌برد)، تاوارلیق‌لی (محصول تجاری فروشی)، تاویق (خرید و فروش، تجارت)، .... و نئولوژیسم تاوآرداق هم موجود است.«تاوآرداق» و یا تاو + آرداق، به ‌معنی مال و دارایی و یا میراثی است که‌ پس از مرگ شخص بر جای می‌ماند. از همین ریشه‌ «تاوارداق‌چی» به‌ معنی ورثه، «تاوارداق‌لانماق» به‌ معنی صاحب میراث شدن و به ‌ارث بردن است.

بن تای – دای

 بن تا- دا- تای-دای در زبان تورکی در مورد اشخاص خویشاوند از طرف مادر بکار می‌رود. از همین ریشه‌ است ترکیبات داداش: دای + دا + ائش، دوست و قرین در نسب از طرف مادر؛ تای اه‌نه، تای‌ناک (مانند باجی‌ناک ← باجاناق)، تای شئشه - چئچه، تای ائجه ‌و ... همه‌ به ‌معنی مادربزرگ از طرف مادری؛ و تای آتا، تای باش، تای داق، تای آقا، تای آبا، .... در زبان‌های متعدد تورکیک همه ‌به‌ معنی پدربزرگ از طرف مادری. بن تورکی تای - دای در کلمات دایه، دایی (برادر مادر)، تئیزه (دایچا، دایزا، ...) به معنی خاله مرکب از دایی ائجه - دای و ائجه (پسوند مونث ساز –چه در زبان تورکی محرف همین ائجه است: تانریچا)، دای‌داش (فرزندان دایی)، دایی‌قین (رب النوعی که مسئول مراقبت و حفاظت از کودکان و از دستشان گرفته راه رفتن را به آن‌ها یاد دادن است) ، نام ‌تورکی دای‌راک-دایرک (داییراق، ...) مرکب از «دای» به‌ علاوه‌ی پسوند ترکیبی –راک (١-صفت تفضیلی، برتر، بزرگ‌تر؛ ٢-مانند، مثل و شبیه و نظیر و شبه) به‌ معنی مادری که‌ بزرگ خاندان، اصل و باعث و سبب ایجاد و حیات خانواده است (مانند کاربرد مادر در ادبیات سیاسی). دایه در زبان فارسی و دایک (مادر) در سورانی از همین ریشه است.



Monday, May 1, 2023

جوغرافیای انسانی خلق تورک در ایران و منطقه

 

 

جوغرافیای انسانی خلق تورک در ایران و منطقه 

مئهران باهارلی

 

 اودگون، بوز آیی، سیغیر ایلی Odgün, Boz Ayı, Sığır İli چهارشنبه، ١٨ فوریه- ٢٠٠٩


 سؤزوموز

ایران موطن بیش از ٣٥ میلیون تن منسوب به گروه‌های گوناگون تورک‌زبان می‌باشد. روند خودآگاهی ملی و سیر ملت‌شونده‌گی این توده‌ی عظیم مخصوصا در دو دهه‌ی اخیر آن چنان سریع بوده که امروز مناسب‌تر است به جای گروه‌های گوناگون «تورک‌زبان»، از وجود و قوام «ملت تورک» ساکن در ایران سخن راند.

نوت ١: مراد از «ملت تورک» ما در این نوشته، همه‌ی تورک‌زبانان متکلم به «شاخه‌ی شرقی اوغوز غربی» است. («شاخه‌ی غربی اوغوز غربی» که آن هم «تورکی» نامیده می‌شود، زبان توده‌ی تورک ساکن در بالکان، غرب و مرکز تورکیه، قبرس و .... است). در اینجا «تورک» «خودنامگذاری» قومی – اتنیک و ملی است که این مردم (به علاوه‌ی تورکان تورکیه و بالکان ...) خود را در طول تاریخ و اکنون به آن اسم نامیده‌اند. و نه به معنی «تورکیک» که نام یک خانواده‌ی زبانی مانند «ایرانیک» است. ملت «تورکمن» از «اوغوزهای شرقی» یکی دیگر از ملل تورکیک ساکن در ایران است.

سه زیرگروه جوغرافیائی خلق تورک در ایران

خلق تورک ساکن در ایران از چند زیرگروه جوغرافیائی مشخص تشکیل یافته است. از این زیرگروه‌های جوغرافیائی خلق تورک، ساکنین زیرگروه شمال غرب باشنده‌گان در نیاخاک؛ و زیرگروه‌های جنوب، مرکز و شمال شرق ایران در شمار دیاسپورای ملت تورک محسوب می‌شوند.

تورک‌های ساکن در شمال غرب کشور و اطراف نزدیک آن و یا منطقه‌ی ملی تورک (تورک‌ایلی) که شامل بخشی از کلان‌شهر تهران نیز می‌باشد، در اواسط قرن بیستم به تقریب ٨٠،٣٪ از کل خلق تورک ساکن در ایران (اقلا ٢٩،٠٪ از کل جمعیت ایران)؛ تور‌ک‌های ساکن در جنوب و مرکز ایران مجموعا ١١،٦٪ از کل خلق تورک ساکن در ایران (اقلا ٤،٢٪ از کل جمعیت ایران)؛ و تورک‌های ساکن در شمال شرق کشور ٨،١٪ از کل خلق تورک ساکن در ایران (اقلا ٢،٩٪ از کل جمعیت ایران) را تشکیل می‌دادند. با این حساب، شمار نفوس تورک‌های ساکن در ایران (اوغوزهای غربی) در اواسط قرن بیستم، اقلا ٣٦،١٪ از کل جمعیت ایران و یا بیش از یک سوم آن بوده است.