Thursday, June 9, 2016

قهرمان ملي يا ماجراجو، آنارشيست و تروريست؟


قهرمان ملي يا ماجراجو، آنارشيست و تروريست؟

بسياري از کساني که جريانات پان‌ايرانيستي (کسروي، تاريخ‌نويسي ‌فارسي، ناسيوناليسم ايراني،...) و استالينيستي (تاريخ‌نويسي کمونيستي، فرقه‌اي،...) به عنوان قهرمانان ملي و آزادي در دوره‌ي مشروطيت به ما معرفي کرده‌اند، علاوه بر ضد ترک بودن، ماجراجو، آنارشيست و يا تروريست بودند.

سراسر قرن نوزده و بيست ايران صحنه‌ي اعلاي آنارشيسم سياسي به اسم مبارزه براي عدالت و آزاديخواهي است.

از زمان ترور ناصرالدين شاه توسط بابيان و ترور اتابک و محمدعلي شاه ... توسط مشروطه‌طلبان و مخالفين توسط انجمن غيبي در تبريز تا تروريسم دولتي رضاشاه با کشتن روشنفکران و سياسيون و سران و مقامات ناراضي در داخل و خارج کشور و سپس کشت و کشتارهاي فدائيان اسلام و مجاهدين خلق و چريکهاي فدائي و ... در دوره‌ي پهلوي، و کشتن زندانيان و مخالفان و ناراضيان در داخل و خارج کشور توسط آن رژيم و  .... چيزي نيست به جز تروريسم ناب و نهادينگي و تقدس امر خشونت و ترور در فرهنگ سياسي ايران.

نمونه‌ي آنارشيستها در دوره‌ي مشروطه فراوان است. بسياري از افرادي که در تاريخ از آنها به عنوان مجاهدين قفقازي در مشروطه نام برده مي‌شود (ارمني، ترک، گرجي، ...) آنارشيستهاي صرف و برخي نيز تروريست حرفه‌اي بودند.

به عنوان نمونه حيدر عموغلو يک بلشويک خالص و در نتيجه کسي بود که تروريسم را مشروع مي‌دانست و خود وي هم در عين حال يک تروريست بود. کسروي- يکي از تاريخ‌نگاران بنام دوره‌ي مشروطيت نيز- گرچه خود تروريست نبود، اما مشوق و ستايشگر و توجيه کننده‌ي تروريسم ضدقاجاري در دوره‌ي مشروطه بود (نمونه‌هايش در آثار وي فراوان است). وي خود بعدها قرباني تروريسم اسلاميستها شد.

ستارخان و کلا جنبش مشروطه در ايران در آغاز يک حرکت آزاديخواهانه براي تمام ايران بود. اما از دور و يا نزديک هيچ ربطي به جنبش ملي دمکراتيک ملت ترک در ايران براي حفظ هويت ملي ترک و احقاق حقوق ملي‌اش نداشت.

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.