Tuesday, November 29, 2016

ايناللي سووقاتي (سوغات اينانلو)- مقدمه و لغتنامه


ايناللي سووقاتي (سوغات اينانلو)

گزيده‌اي از اشعار ترکي شعراي ايل ترک ايناللي-اينانلو در استان فارس- جنوب ايران
برگرفته از سايت «شعرا و نويسندگان ايل اينانلو- ياشاسون اينانلو ائلي»- «خرم احساني چايان اينانلو»

آنيقلايان (حاضيرلايان)، اؤنسؤز،سؤزلوک: مئهران باهارلي

مقدمه (مئهران باهارلي):

۱-ايل اينانلو از ايلهاي مهم در تاريخ سياسي و تباري خلق ترک ساکن در آزربايجان-تورک‌ائلي و ايران است. نام اين ايل از واژه‌ي ترکي «يينال»-«اينال» به معاني کسى که يقينا بر چيزى واقف است، مشاور، امين، معتمد، صاحب منصب، کسى که از طرف مادر اصيل‌زاده و از اعيان و اشراف و از طرف پدر از زمره‌ي عوام باشد است. يينال همچنين يک عنوان در دولتهاي باستاني و قديم ترک و معادل کنت و بارون در زبانهاى اروپائي است. يينال در گذشته يکي از نامهاي رايج در ميان مردم ترک و اسم چند شخصيت تاريخي مشهور ترک بوده است. از جمله «يينال تيگين» از فرماندهان اوغوز در قرن ۱۰ ميلادي و «ابراهيم يينال» (۱۰۵۶) از فرماندهان سلجوقيان، حاکم اصفهان و يزد در فارسستان و برادر ناتني توغرول بيگ و چاغري بيگ امپراتوران سلجوقي (از ابراهيم يينال و پيرامونيان وى در تاريخ به نام يناليان Yenalian ياد مي‌شود). يينال همچنين نام يک بيگليک و يا دولت محلي تورکمان بنام «يينال‌اوغوللاري» (Inalids)، تاسيس شده توسط «يينال بيگ تورکمان» در منطقه‌ي آميد-دياربکر در جنوب شرقي آناتولي و يا سرزمين «تورکمانيه»ي بعدي (۱۰۹۸-۱۱۸۳) است. در دوره‌ي اينال‌اوغوللارى در آميد، کتابخانه‌اى با بيش از ۴۰۰۰۰ کتاب تاسيس شده بود. يينال‌اوغوللاري در ميان دولتهاي متعلق به تاريخ دولتمداري مشترک ترکيه-آزربايجان جاي دارد. نام ييناللي-ايناللي با مرور زمان فرمهاي گوناگوني چون اينانلو (پس از پيوستن به شاهسونها) و با ريشه‌شناساييهاي عاميانه‌ي ترکي ايلانلو، عربي ايمانلو (در سوريه و مناطق عربي ترکيه، ايمانجا) و فارسي آينالو-آيينه‌لو (در قرن نوزده، به سبب حمل تفنگ اتريشي آيينه‌دار ورندل)، آيينلو و به اشتباه اينارلو، عين آلو و ... را به خود گرفته است.

مسقط الراس ايل ايناللو مانند همه‌ي تورکان اوغوز نخست سرزمين ترکستان-آسياي ميانه، و از زمان امپراتوري سلجوقي در قرن يازده جنوب شرقي آناتولي و غرب آزربايجان-تورک‌ائلي است. ايناللوها در تاريخ طولاني خود بخشي از هويتهاي قومي و ايلي «اوغوز» و سپس «تورکمن» در ترکستان، و پس از ورود به آناتولي و آزربايجان در قالبهاي «تورکمان»، «افشار»، «قزلباش» و «شاه سئوه‌ن» بوده‌اند. ايناللوها به لحاظ منسوبيت اوغوزي، ابتدائا به احتمال زياد از طائفه‌ي «بيگديلي» و به احتمال کمتري از طائفه‌ي «بيات» بودند که بعدا به طائفه‌ي «افشار» ملحق شده‌اند. هر سه طائفه‌ي بيگديلي، بيات و افشار به همراه دؤگر متعلق به شاخه‌ي «بوز اوخ» (در مقابل اوچ اوخ) ترکهاي اوغوز بودند. در قرن ۱۵ ميلادي ايناللوها در آناتولي به اتحاديه‌ي ايلي آغ‌قويونلوها پيوستند و بخشي از آنها در ترکيب شاملوها به آزربايجان و ايران وارد شدند. در ترکيه ايناللوها تقريبا در سرتاسر اين کشور از جمله در نواحي آماسيا، چانقيري، سامسون، آنکارا، آدانا، چوروم، يوزقات، آنتاليا، سيواس، تارسوس، مرزيفون، ماراش، نوشهير، تکيرداغ، آرتوين.... پخش شده‌اند. نيز گروه بزرگي از ايناللوها بين قرون ۱۳-۱۵ ميلادي در سوريه در نواحي حلب، رقه، حماه، حمص، .... مسکن گزيده است.




در طول تاريخ سران و سرداران و فرماندهان و واليان ايناللو به همراه سپاهيان سواره و پياده‌ي ايلي و گروه کثيري از خانواده و تيره‌ي خود در سرتاسر ايران و آزربايجان (هر دو قسمت شمالي و جنوبي آن) پخش شده‌اند. بسياري از گروههاي منفرد ايناللو که در خارج تورک‌ائلي-آزربايجان مسکن گرفته‌اند در طول زمان دري‌زبان شده و در تشکل قوم موسوم به فارس (تاجيکهاي غربي) نقش بازي کرده‌اند. به غير از اين دسته، ايل ايناللو به طور مشخص و متراکم در تورک‌ائلي- آزربايجان و فارسستان ساکن شده است. در تورک‌ائلي و يا آزربايجان، محل اسکان ايل ايناللو عمدتا در سه ناحيه، يعني استان آزربايجان غربي (اورميه و حوالي آن، در ترکيب افشارها)، در استان اردبيل (پيشگين=مشکين شهر، مغان و حوالي آن، در ترکيب شاهسونها) و در استانهاي زنجان، قزوين و مرکزي تا قم و تهران حتي همدان (ساوه، قزوين، بوئين زهرا، زرند، آبيک، رباط کريم، حسن‌آباد، ساوجبلاغ، خرقان، آبگرم، ... در ترکيب شاهسونها) است. در فارسستان، محل اسکان ايل ايناللو استان فارس و کرمان (داراب، فسا، رامجرد، مرودشت، خفر، ...) است. در اين ناحيه اساس ايناللوها به ترکيب کنفدراسيون ايلي خمسه و گروههاي منفردي از آنها به کنفدراسيون ايلي قشقايي، بخشي نيز در ميان تورکان بولوردي داخل شده‌اند.

۲-يکي از ترکي‌شناسان و تاريخنگاران ترک معاصر در ايران «خرم احساني ايناللو» از طايفه‌ي چايان، تيره‌ي آغچغلو، بيله‌ي الله‌قلي بيگ است. وي داراي تحقيقات گسترده‌اي در باره‌ي ايل ايناللو بوده و صاحب کتابي بنام «ايل اينانلو در گذر زمان» است. خرم احساني همچنين ساليان مديد به جمع‌آوري اشعار ترکي و فارسي شعراي منسوب به ايل ايناللو اقدام نموده و براي نخستين بار به نشر آنها در سايت اينترنتي ارزشمند خود بنام «شعرا و نويسندگان ايل ترک اينانلو، ياشاسون اينانلو ائلي‌« اهتمام ورزيده است.


وي که به زبان ترکي عشق مي‌ورزد و علاقه‌ي خاصي به آثار شعراي ترک همانند قمري دربندي (داغستان)، فضولي بغدادي (عراق)، شهريار تبريزي، ماذون قشقايي، ميرزا علي‌بابا اينانلو، درويش‌خان بهروان اينانلو و ... دارد، خود شاعري ترکي‌سرا مي‌باشد و مجموعه‌ي اشعار ترکيش را با نام «گروش اينانلو ائليندان» (گؤروش ايناللي ائلينده‌ن) آماده‌ي چاپ نموده است. شعور زباني، ايلي و ملي ترک قابل توجه خرم احساني، آگاهي گسترده‌ي وي بر تاريخ و فرهنگ ترک و رابطه‌ي جاندارش با شعر کلاسيک و مدرن ترک و نيز حساسيت وي به تورک‌ائلي-آزربايجان به عنوان نياخاک همه‌ي بخشهاي پراکنده‌ي خلق ترک در سرتاسر ايران، درخور بررسي‌اي جداگانه و موضوع يک مقاله‌ي مستقل من است.

۳- در اين نوشته من اشعار ترکي شعراي ايل ايناللو را، به نقل از سايت خرم احساني، در يکجا گرد آورده‌ام. شعراي ترکي‌گوي را به حسب کرونوژيک عرضه کرده‌ام. به هنگام نقل اشعار، در املاء آنها به جز اضافه نمودن علائم نقطه‌گذاري تغييري ندادم. تغييرات داده شده توسط اينجانب در شرح حال شعرا که همه به قلم خرم احساني‌اند، صرفا در حد تقطيع جمله‌هاي طولاني به دو و يا چند جمله‌ي کوتاهتر است. در اين نوشته مقدمه و سؤزلوک- لغتنامه‌ي مختصر در پايان از اينجانب است.

۴-هدف من از عرضه‌ي اشعار ترکي شعراي ايناللو به طور جداگانه، آشنايي با و تقديم اين شخصيتهاي ادبي ترک و وضعيت بخشي کمتر شناخته شده و يا ناشناخته از ادبيات ترک در جنوب ايران-فارسستان است. بررسي زباني، ادبي و محتوايي اين اشعار فرصت ديگري را مي‌طلبد. در اينجا صرفا به دو نکته اشاره مي‌کنم:

الف-در ميان شعراي ايناللو هر چه به دوران معاصر نزديک مي‌شويم، دگرديسي از نگرش مذهبي علوي-قزلباشي به شيعي امامي، حرکت از لغات و ترکيبات ترکي اصيل به لغات و ترکيبات فارسي، از تلفظهاي ترکي مکتوب و ادبي به تلفظهاي جديد لهجه‌اي ديده مي‌شود.

ب-املا بکار رفته در ثبت اين اشعار نشان مي‌دهد که هنوز زبان ترکي موفق به تثبيت املا و رسم الخط واحد و همگاني در ميان پاره‌هاي خلق ترک در ايران نشده است. اين يکي از موانع اصلي عدم توسعه‌ي فرهنگي ملت ترک در ايران است).

۵-بنا به اطلاعاتي که ترکي‌شناس گرامي خرم احساني در باره‌ي ميراث ادبي شعراي ترک ايناللو مي‌دهد، بسياري از آثار ترکي اين ادبا در اثر لاقيدي و غفلت و .... از ميان رفته، آنهايي هم که مانده هنوز مکتوب نشده و در سينه‌ها محفوظ است. نتيجتا عمر بخشي اشعار ترکي که خرم احساني جمع‌آوري و نشر نموده، حداکثر به دو قرن پيش مي‌رسد و پيش از آن اثري از شعرا و ادباي اين ايل ترک کهنسال در دست نيست. بويژه وضعيت آثار برجسته‌ترين شاعر ترک‌سراي ايناللو، ميرزا علي‌بابا بيگ بسيار تاسف‌انگيز است: «اشعار ميرزا علي‌بابا بيگ چايان اينانلو با خط خودش مکتوب و به صورت ديواني در آمده که به دست يکي از نزديکان او افتاده است. لاکن در دسترس ديگران قرار نمي‌گيرد.... اين اشعار که بصورت ديواني به خط خودش بوده، متآسفانه از بين رفته است». اين وضعيت، مشابه سرنوشت آثار برجسته‌ترين شاعر ترک‌سراي قشقايي است: «مرحوم صمصام کتابي از اشعار ميرزا ماذون قشقايي را به من داد. اشعار مأذون را از جواني جمع کردم. ولي در آلمان در هنگام جنگ در بمباران منزل من، همراه با بقيه اثاثيه از بين رفت» (کتاب خاطرات ملک منصورخان قشقايي)

۶- دو دکترين- ايدئولوژي پان‌ايرانيسم و آزربايجانگرايي استالينيستي، مصرند که گروههاي مختلف ترک‌زبان ساکن در ايران را به صورت گروههاي قومي جداگانه و بيگانه از هم، و بويژه جدا از بخش ساکن در چهار استان آزربايجاني در شمال غرب نشان دهند. در نتيجه‌ي القائات و بدآموزيهاي اين مهندسي قومي استعماري است که ميراث ادبي، فرهنگي، فولکلوريک، هنري، تاريخي و ... بخشهائي از خلق ترک که خارج از استانهاي چهارگانه‌ ساکن‌اند، علي القاعده بيگانه و غير خودي تلقي گشته و در کتب تاريخ آزربايجان، ادبيات آزربايجان، آنتولوژيهاي شعر آزربايجان، فولکلور آزربايجان، هنر آزربايجان.... و سانسور و حذف مي‌شوند (در حاليکه در اينگونه آثار به فضولي بغدادي عراقي و حسن‌اوغلوي اسفرايني خراساني و يا قاضي برهان الدين سيواسي آناتوليايي .... جاي داده مي‌شود). اين ناهنجاري مي‌بايست پايان يابد و ميراث ادبي و فرهنگي و فولکلور و صنايع ظريفه‌ي همه‌ي گروههاي پراکنده‌ي ترک در سرتاسر ايران بايد به عنوان بخشي از ميراث ادبي و فرهنگي و فولکلوريک و ... خلق ترک در مجموعه‌ها و کتب و آثار مربوطه جاي شايسته‌ي خود را بيابد. تورک‌ائلي-آزربايجان اتنيک، نياخاک همه‌ي خلق ترک پراکنده در سرتاسر ايران است و ايناللوها و ديگر ترکان ايلي و غير ايلي ساکن در جنوب ايران –فارسستان هم، صرفا دياسپوراي خلق ترک در آن منطقه را تشکيل مي‌دهند. اينها اقوام و گروههاي ملي جداگانه‌اي نيستند

۶-ليست شعراي ترکي‌سرايي که نمونه‌ي آثارشان در اين مجموعه نقل شده است:

ميرزا باقر اينانلو [اواخر قرن نوزده]
ميرزا علي‌بابا بيگ چايان اينانلو [۱۸۳۴-۱۸۹۲]
ميرزا مأذون قشقايي [۱۸۳۰-۱۸۹۵]
غيبعلي چايان اينانلو [اواخر قرن نوزده]
ملا بهمن جرغه اينانلو [۱۹۱۱-۱۹۳۸]
مشهدي قربانقلي مرزبان آغچغلو اينانلو [۱۹۰۶-۱۹۹۲]
حاج غلامعلي اردالي [متولد ۱۹۳۴]
خرم احساني آغچغلو چايان اينانلو [متولد ۱۹۵۰]
درويش‌خان بهروان اينانلو [۱۹۳۴-]
احمد خوانسالار اينانلو [۱۹۵۳]
حاج اصلان ديندارلو اينانلو
محسن رجايي‌پناه

(پايان مقدمه‌ي مئهران باهارلي).


سؤزلوک (مئهران باهارلي):

آبدال: درويش، صوفي، مجذوب، عارف، عاشق
آلليميزه: آلنيميزا
آيه‌سيز (اه‌يه‌سيز): يييه‌سيز، بي‌صاحب، بي‌سرپرست
آيورلانماز: آيريلاماز
اگله‌نن: اه‌يله‌نه‌ن، اوتوران
اوزگج (اوزگه‌ج): شناگر، ملاح.
اووگانا: ؟
ائتمنم: ائتمه‌نه‌م، ائتمه‌م، ائتمه‌زه‌م، ائتمه‌ره‌م
ايراغ: ايراق، اوزاق
ايساماق: ايسته‌مه‌ک
اينان: ايلان، ايله، با
اينديراگ: اينديره‌ک، انديره‌ک
بايداغ: بايداق، بايراق
بايغي: باي‌قوش، جغد
برورد: شهر بلورد در سيرجان، کرمان. مرکز خان‌نشين ايل ترک بوجاقچي و دژ محکم آنان
بولاما: آغوز، اينه‌ک، داوار و بنزه‌رله‌رينده‌ن دوغدوغو گونله‌رده ساغيلان آغيزي سوتله قاتيپ اود اوزه‌رينه قوياراق بولاديقدان سونرا اولوشان قاتيق کيمي بير يئمه‌ک، شير ماک، شير غليظ روزهاي اول زايمان.
بولماق: تاپماق
بينه: ائل و اوبانين دوشه‌رگه‌سي، چاديرلارينين قورولدوغو يئر
پيرچم: پرچه‌م، بايراق
تانادي: تانيدي
چاخاردماق: چيخارتماق
چالانچي: نوازنده، مطرب، کسي که مسئوليت امري را به عھده دارد
چالچي: نوازنده‌ي آلات موسيقي. چالچي‌باشي: رئيس سازمان موسيقي در دولت قزلباشيه (صفوي).
چن: دومان، يئره اينميش بولوت
خاسا: از بھترين و زيباترين نوع گوسفندان
خره: آب کثيف، آب بسيار گل آلوده، توپراقلانميش بولانيق سو
دارا دارا: به ترتيب
دارغا: ساربان، شتربان.
داريق: دلتنگ، ناراحت، جاي محدود و محصور.
دوزاندي: دوزه‌لدي
ديش: دوش، رويا
ساتورتماق: ساتديرماق
ساويشماق: دفع شدن
سولگو: سورگو
سويوز: سوسوز
قالوبم: قاليپام، قالميشام (قاليپام، قاليپان-قاليپسين، قاليپ، قاليپيق، قاليپسينيز، قاليپلار)
قاندوقا: دويونجا ايچمه‌ک، سيراب و قانع شدن
قرنگيده: قارانقودا، قارانقولوقدا، قارانليقدا
قري: قاري، ياشلي قادين
قريلدير: قاريدير، ياشلانديرير، قوجالدير
قوجوشماق: بير بيريني قوجاقلاماق
قوده: بسته، دسته‌ي خوشه گندم و امثال آن
قويونموش: قويولموش
قيدين: قييدين، روا داشتي
کره بوکول (کره بوکوم، کره دوروم، کره ديليم): نوعي ساندويچ ترکي که کره‌ي حيواني را با مقداري خاکه قند لاي نان ميپيچانند.
کوره ماست (گورا ماس): نوعي لبنيات که از ترکيب شير خام با دوغ يا شير خام با ماست و يا با چؤکه‌ليک-چؤکه‌له‌ک (کشک تر) درست ميشود. (کورّه قوروت: کشک خشک کروي شکل)
گله‌لي: گله‌نده‌ن بري، گلديکده‌ن سونرا
گوناچه: گونه‌جه، گونه تکين
گويندا: گؤيولده، گؤنولده، کؤنولده
گينگ: گين، گئن
گئونماسون: گووه‌نمه‌سين
گئوه‌ک: ؟
لايلاماق: نابود شدن، حيف و ميل شدن، از بين رفتن
موندان: بوندان
هاچاق: هاچاغين، هاچان، نه واخت
هاديق: آييق، مجازا حاذق، ماهر، هشيار. همريشه با آييقماق، آييلماق، ... (هشيار شدن)
هاي: آي!: تورکجه‌ده اسکي اولان بيچيم بودور. «ائي!» يئني اورتايا چيخان بيچيمدير.
هفت بند: ؟
هَلو: مخفف الاو ترکي، شعله‌ي آتش، آتش بزرگ باشعله، زبانه‌ي آتش
هنه: نفس، دم
ورينديل (وره‌نديل Werndl): ۱۸۶۷ ايلينده آووستوريادا ياپيلان و ايران ايله مونت‌نئگرو کيمي اؤلکه‌له‌ره ايخراج ائديله‌ن بير توفه‌نگ
ياغي: دشمن
يال: برآمدگي زمين، تپه
ياندوقا:؟
يقيشلانا: ييغيشا
يول ووران: يول کسه‌ن، ترجمه‌ي تحت الفظي راهزن فارسي
يئي‌تر: يئيره‌ک، ياخشيراق، داها ياخشي

No comments:

Post a Comment

Note: Only a member of this blog may post a comment.